عنوان کتاب: اهمیت، جایگاه و مفهوم ولایت فقیه

عنوان کتاب: اهمیت، جایگاه و مفهوم ولایت فقیه
ناشر : نشر معارف
نوبت چاپ : اول پاییز 88
تیراژ : 100000
شابک : 5-236-531-964-978

اشاره: این توهم که اختیارات حکومتی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بیشتر از حضرت امیر علیه السلام بود یا اختیار حکومتی حضرت امیر علیه السلام بیش از فقیه است، باطل و غلط می باشد. خداوند همان اختیارات را برای حکومت فعلی قرار داده است.
در این مقطع از زمان که دشمنان قسم خورده خارجی به سرکردگی آمریکا، انگلیس، اسراییل، و نیز معاندین داخلی اعم از وهابیون، بهائیت، گروهک ها به ویژه پس مانده های منافقین، سلطنت طلب ها و آسیب دیدگان از انقلاب اسلامی دست در دست یکدیگر متحداً و متفقاً به نبرد با جمهوری اسلامی ایران برخاسته اند، مسلما جهت انجام این مهم، نیاز مبرم و مصر برای براندازی و حذف فرماندهی نظام یعنی جایگاه مبارک ولایت فقیه و رهبری معظم انقلاب را دارند. در چنین شرایطی لازم است جهت تذکر و یادآوری، سخنان ارزشی بزرگان را هم در مقوله اهمیت ولایت فقیه و نیز در باب تکریم مقام رهبر فرزانه انقلاب بیان نماییم که اکنون مطلب را با هم از نظر می گذرانیم.
فصل اول: مفهوم ولایت فقیه
1. كلمه «فقه» در لغت به معناي فهم، آگاهي و دانايي است؛(1) خواه مربوط به دين باشد و يا چيز ديگر. در كتاب لسان العرب به معناي«فقه» فراتر از مطلق دانستن است و منظور از آن علم و دانستني است كه همراه با دقت نظر و استنباط باشد(2).
«فقه» در اصطلاح؛ به معناي علم و آگاهي دقيق نسبت به علوم دين و احكام الهي و توان استنباط آن ها از طريق ادله تفصيلي(كتاب، سنت، عقل و اجماع) است. «فقه» يكي از شاخه هاي علوم ديني و عبارت است از: «علم به احكام شرعي از طريق استنباط و اجتهاد».(3)
2. «فقيه» كسي است كه در علوم اسلامي تخصّص دارد و احكام الهي را از ادله آن استنباط مي كند.
3. «ولايت» معاني مختلفي دارد. ريشه لغوي آن(ولي) به معناي قرب، اتصال و پيوند دو يا چند شيء است. از پيوند عميق دو شيء، ولايت پديد مي آيد.(4)
ولايت به «تكويني» و «تشريعي» تقسيم مي شود:
یک. ولایت تکوینی
«ولایت تکوینی» به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است. چنین ولایتی از آن خداست. اصل پیدایش، تغییرات و بقای همه موجودات به دست او است و همه تحت اراده و قدرت خدا قرار دارند. خدای متعال مرتبه ای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا می کند. معجزات و کرامات انبیا و اولیا، از آثار همین ولایت تکوینی است. آنچه در ولایت فقیه مطرح است، «ولایت تکوینی» نیست.
دو. ولایت تشریعی
«ولایت تشریعی» دو قسم است:
1. قانون‏گذاری: بر اساس توحید ربوبی، هرگونه قانونی که انتساب به خداوند نداشته باشد، به شرک در تشریع منتهی می‏شود: (إِنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ) (5) و فقط کسی مجاز به جعل قانون است که از طرف خداوند، مأذون باشد، مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و امامان معصوم علیهم السلام، قرآن در این باره می‏فرماید: (وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوی‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْیٌ یُوحی‏ عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی‏) (6).
امام صادق علیه السلام نیز فرموده است: «فما فوّض الله الی رسوله، فقد فوّض الینا» (7).
آیت الله معرفت در توضیح این موضوع می‏نویسد: «اینان حامل ودایع نبوت بودند و طبق تعلیم و تربیت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و تأیید روح القدس، بینش واقعی لازم را دارا بودند و بر ملاکات اصلی احکام، نسبت به پیشامدها کاملاً واقف بودند و بر حسب رخدادهای زمانه و مصالح مقتضی، تشریع احکام می‏نمودند».(8)
زمان غیبت نیز فقیه جامع شرایطی که به کتاب و سنت آشنایی دارد، نسبت به اوضاع و احوال زمانه آگاه است، مقتضیات زمان و مکان را تشخیص می‏دهد و از تقوا و پارسایی نیز برخوردار است؛ از سوی معصومین علیهم السلام، مأذون است تا به وضع قوانین متغیر در چارچوب احکام و آموزه‏های اسلامی و مصالح جامعه اسلامی بپردازد. جعل چنین ولایتی برای فقیه جامع شرایط، نه تنها منافاتی با ولایت تشریعی و حاکمیت خداوند ندارد؛ بلکه شأنی از شؤون ربوبیّت الهی و در طول آن است.(9)
2. زعامت و رهبری: از دیدگاه اسلامی، انسان یکتاپرست، نباید از هیچ فرد یا نهادی، فرمان ببرد و کسی را ولی، سرپرست و ارباب خود قرار دهد و بی‏چون و چرا مطیع او گردد:
(اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیَعْبُدُوا إِلهاً واحِداً لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ) (10)؛ «اینان دانشمندان و راهبان خود و مسیح پسر مریم را به جای خدا به الوهیّت گرفتند، با آنکه مأمور نبودند جز اینکه خدایی یگانه را بپرستند که هیچ معبودی جز او نیست. منزّه است او از آنچه [با وی] شریک می‏گردانند».
مگر آنکه خداوند سبحان برای او چنین حقی را جعل و تشریع کرده باشد. قرآن فرموده است: (النَّبِیُّ أَوْلی‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ) (11)؛ «پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر [و نزدیک‏تر] است» نیز (إِنَّما وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاةَ وَ یُؤْتُونَ الزَّکاةَ وَ هُمْ راکِعُونَ) (12)؛ «ولیّ شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده‏اند: همان کسانی که نماز برپا می‏دارند و در حال رکوع زکات می‏دهند».
بر اساس این آیات خداوند ولایت تدبیری و حق اداره و تنظیم اجتماعی را برای پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام تشریع کرده است و تنها آنان هستند که می‏توانند حاکمیت سیاسی و زمامداری جامعه را در دست گرفته و در رأس هرم قدرت باشند.
بر اساس دلایل گوناگونی، چنین ولایتی از طرف ائمه اطهار علیهم السلام به فقیهان واجد شرایط واگذار شده است و آنان به نیابت از معصومین علیهم السلام، علاوه بر حق قانون‏گذاری - با قیود و شرایطی که بیان شد- دارای ولایت زعامت و رهبری جامعه بوده و موظف به تدبیر، سرپرستی و تنظیم اجتماعی، جامعه اسلامی هستند.
در هر صورت معنای اصطلاحی «ولایت» عبارت است از: «تصدی امر و اداره حکومت». (13)
4. «ولایت فقیه»؛ یعنی، رهبری سیاسی جامعه اسلامی به وسیله فقیه عادل و با تقوا و دارای شرایط لازم رهبری.
ولایت مطلقه فقیه از منظر قانون اساسی و حضرت امام (قدس سره)
تبیین و تحلیل «ولایت مطلقه فقیه» از منظر امام خمینی (قدس سره) و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، به دو شیوه ممکن است:
1. رجوع به منابع و متون اسلامی و آرای حضرت امام (قدس سره) و دیگر فقیهان و اندیشمندان اسلامی؛
2. مراجعه به مشروح مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی برای فهم مقصود قانون‏گذاری از این عبارت.
در این رابطه ابتدا به بازخوانی معنای این اصطلاح از منظر حضرت امام (قدس سره) با تکیه بر متون اسلامی می‏پردازیم. سپس ضمن مراجعه مختصر به مذاکرات شورای بازنگری قانون اساسی، تلاش می‏کنیم تا مقصود قانون‏گذاران از این اصطلاح را بیابیم.
یک. ولایت فقیه در متون اسلامی
نظریه حضرت امام(قدس سره) درباره حوزه اختیارات ولی فقیه -که مورد قبول اکثریت فقهای شیعه می‏باشد- این است که فقیه همه اختیارات لازم حکومتی امام معصوم(علیه السلام) را دارد و هر نوع ولایتی که در حوزه رهبری جامعه برای امام ثابت شده، برای فقیه نیز ثابت است؛ جز آنچه که به دلیل خاص از مختصات امام معصوم(علیه السلام) شمرده شده است (از قبیل پاره‏ای از اختیاراتی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) در حوزه مسائل خصوصی افراد داشته‏اند).
از اختیارات حکومتی یاد شده، به «ولایت مطلقه» تعبیر می‏شود که ما به اختصار به توضیح آن می‏پردازیم:
کلمه «مطلق» یا «مطلقه» در لغت به معنای آزادی، رهایی و ارسال است در برابر «مشروط» (Conditioned) و یا در برابر «نسبی» (Relative) است.
کاربرد این واژه در علوم اعتباری نیز از نظر دایره «وسعت اطلاق» بسیار متفاوت است. به عبارت دیگر هر کجا که این واژه به کار می‏رود، باید به دقت در نظر داشت که مراد از آن اطلاق در برابر کدامین قید می‏باشد؛ مثلاً «مطلقه» (Absolutist) در نظام‏های سیاسی غالباً به رژیم‏های فاقد قانون اساسییا نامقید به قانون، گفته می شود؛ ولی در نظام «ولایت فقیه» معانی دیگری دارد:
1. یکی از معانی «ولایت مطلقه فقیه»این است که حوزه اختیارات فقیه محدود و مقید به عرصه خاصی مانند امر قضاوت و امور حسبه نیست؛ بلکه شامل همه امور اجتماعی می شود و در واقع رهبری سیاسی و اجتماعی را در بر می گیرد. در این معنا «ولایت مطلقه» همان معنایی را دارد که امروزه از «ولایت فقیه» فهمیده می شود و افزوده شدن کلمه «مطلقه» چیزی بر آن نمی افزاید؛ بلکه صرفاً نقش توضیحی و تأکیدی دارد.
2. معنای دیگر، آن است که اگر «مصالح اهم اجتماعی» مسلمانان، با یکی از احکام اولیه شرعی- که از نظر اهمیت در رتبه پایین‏تری قرار دارد- در تزاحم قرار گیرد، ولی فقیه- که موظف به حفظ مصالح عالیه جامعه اسلامی است- با جهت حفظ مصالح اهمّ آن می‏تواند؛ بلکه باید به طور موقّت آن حکم شرعی اولی را تعطیل کند و مصالح اهم جامعه را بر آن مقدم بدارد. به عنوان مثال در فقه اسلامی، تخریب مسجد حرام است؛ اکنون اگر به تخریب مسجدی جهت خیابان‏کشی حاجت افتاد، چه باید کرد؟ دیدگاه مخالف ولایت مطلقه بر آن است که صرف مصلحت اهمّ اجتماعی، مجوّز تخریب مسجد و امثال آن نیست و تا زمانی که کار به ضرورت نرسد، نمی‏توان دست به این کار زد؛ لیکن براساس نظریه «ولایت مطلقه» لازم نیست حکومت اسلامی آن قدر صبر کند که برای جامعه، مشکلات زیادی فراهم شود و کارد به استخوان برسد تا آن گاه از سر ناچاری و برای خروج از بن‏بست و انفجار اجتماعی، مسجد را تخریب کند. در غیر این صورت همیشه از قافله تمدن عقب خواهیم ماند و همواره در مشکلات دست و پا خواهیم زد و شارع مقدس به چنین چیزی راضی نیست. بر اساس این معنا روشن می شود که:
ولایت مطلقه فقیه از قواعد رافع تزاحم است؛ یعنی، مطلق بودن ولایت، گره گشا در تزاحم احکام اولیه و مصالح اهمّ اجتماعی موقت است.
از طرفی ولایت مطلقه خود مقید به قیودی است؛ نه این که از هر حیث مطلق باشد. قیودی که در اعمال ولایت مطلقه وجود دارد، عبارت است از:
مصلحتِ اهم بودن و اجتماعی بودن. به عبارت دیگر، ولی فقیه نمی‏تواند:
1. دل‏خواهانه و بدون رعایت مصالح جامعه اقدامی کند.
2. مصلحت مورد نظر در اینجا مصالح امت است؛ نه مصلحت شخص ولی فقیه.
3- تنها مصالحی را می‏تواند بر احکام نخستین مقدم بدارد که از نظر اهمیت دارای رتبه بالاتری بوده و شارع مقدس راضی به ترک آنهانباشد.
دو. ولايت فقيه در قانون اساسي‏
نگاهي به مشروح مذاكرات شوراي بازنگري قانون اساسي، اين نكته را آشكار مي‏سازد كه منظور از «ولايت مطلقه فقيه» در قانون اساسي، درست همان معنايي است كه حضرت امام(قدس سره) و فقهاي شيعه، با استناد به منابع و متون اسلامي و ادله عقلي و نقلي بيان كرده‏اند؛ نه به معناي «مطلقه» در اصطلاح علوم سياسي.
در اينجا به عنوان نمونه به گفته‏هاي تعدادي از اعضاي شوراي بازنگري قانون اساسي اكتفا مي‏شود.
1. آيت‏الله خامنه‏اي: «من به ياد همه دوستاني كه در جريان‏هاي اجرايي كشور بودند، مي‏آورم كه آن چيزي كه گره‏هاي كور اين نظام را گشوده همين «ولايت مطلقه امر» بوده و نه چيز ديگر... اگر مسأله ولايت مطلقه امر -كه مبنا و قاعده اين نظام است- ذره‏اي خدشه‏دار شود؛ ما باز گره كور خواهيم داشت... آنجايي كه اين سيستم با ضرورت‏ها برخورد مي‏كند و كارآيي ندارد، آن وقت ولايت مطلقه از بالا سر وارد مي‏شود [و] گره را باز مي‏كند».(14)
2. آيت‏الله مشكيني: «ما معتقديم كه بلا اشكال، فقيه ولايت مطلقه دارد. ما مي‏گوييم در قانون‏تان يك عبارتي را بياوريد كه بر اين معنا اشاره بشود...».(15)
3. يكي ديگر از خبرگان: «... دايره ولايت فقيه عين همان محدوده اختياراتي است كه پيامبر(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومين داشتند...».(16)
بدين ترتيب قانون‏گذار، دقيقاً با عنايت به همان معناي ولايت مطلقه فقيه -كه برگرفته از متون اسلامي است- به قصد تفهيم اختيارات وسيع‏تر مقام رهبري نسبت به موارد مذكور در اصل 110 اقدام به ذكر اين عبارت (ولايت مطلقه‏فقيه) در اصل 57 نموده است. آيت‏الله مشكيني در يكي از جلسات شوراي بازنگري قانون اساسي اعلام كرد: «پيشنهاد مي‏كنم يك چيز ديگري در اينجا (اصل 110) بايد اضافه بشود و آن اين است كه همه وظايف فقيه واجد شرايط را اينجا شما استقصا نكرده‏ايد...».(17)
در نتيجه «ولي فقيه» به عنوان عالي‏ترين مقام حكومتي، ضمن آنكه در برابر قانون با آحاد ملت يكسان است و داراي هيچ گونه امتياز شخصي و برتري ذاتي نيست؛ در عين حال داراي اختيارات فرا دستوري است. احكام فرادستوري، قواعد و مقرراتي است كه حاكم بر ساير اصول قانون اساسي و قوانين و مقررات ديگر است؛ مثل برتري احكام شريعت مقدس اسلام بر ساير قوانين و مقررات. همچنين ولي فقيه در مسائلي كه حل آنها از طرق قانون مصوب ممكن نباشد و راه‏حلي در قانون براي آن پيش‏بيني نشده باشد، با استفاده از «ولايت مطلقه خود» به حل آنها مي‏پردازد.(18)
پی نوشت ها:
1. ابن فارس، معجم مقاییس اللغه، ج 4، ص 442.
2. ابن منظور، لسان العرب، ج 10، ص 305.
3. میراحمدی زاده، مصطفی، رابطه فقه و حقوق.
4. راغب اصفهانی، المفردات فی غرایب القرآن، ص 533.
5. یوسف (12)، آیه 67.
6. نجم(53)، آیات 5-3.
7. بحارالانوار، ج 15، ص 332.
8. ولایت فقیه، ص162.
9. ر.ک: مصباح یزدی، محمدتقی، حقوق و سیاست در قرآن، ص162.
10. توبه (9)، آیه 31.
11. احزاب (33)، آیه 6.
12. مائده (5)، آیه 55.
13. نوروزی، محمدجواد، نظام سیاسی اسلام، ص187و ر.ک: آیت الله جوادی آملی، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، نشر اسراء، 1378، صص 125-123.
14. مشروح مذاكرات شوراي بازنگري قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج 3، ص 1637 و 1368.
15. همان، ص 1634 و 163/5.
16. همان، ص 1310.
17. همان، ج 2، ص 689 و 690.
18. براي آگاهي بيشتر در اين زمينه ر.ك:
الف. قاضي زاده، كاظم، انديشه‏هاي فقهي سياسي امام خميني رحمه الله، ص 190.
ب. ابراهيم زاده‏آملي، نبي‏الله، حاكميت ديني، ص 153.
پ. كعبي، عباس، تبيين مفهوم ولايت مطلقه فقيه.
ت. امام خميني و حكومت اسلامي (مجموعه آثار)، ج 5؛ محمد جواد ارسطا، حدود اختيارات ولي فقيه، ص 55.
ث. هاشمي، سيدمحمد، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، ج 2، ص 56.
ج. مرندي، مرتضي، حقوق اساسي جمهوري اسلامي ايران، چاپ اول، 1382.
فصل دوم: جایگاه ولایت فقیه در کلام فقها
امام خميني (قدس سره)
ولايت يعني حكومت و اداره كشور و اجراي قوانين شرع مقدس. يك وظيفه سنگين و مهم است نه اينكه براي كسي شأن و مقام غيرعادي به وجود بياورد و او را از حد انسان عادي بالاتر برد.
مقام معظم رهبري
ولايت فقيه در رهبري جامعه اسلامي و اداره امور اجتماعي ملت اسلامي در هر عصر و زمان از اركان مذهب حقه اثني عشري است كه ريشه در اصل امامت دارد.
آيت الله العظمي سيد علي سيستاني
حكم كسي كه ولايت شرعي دارد در امور عامه (كه نظام جامعه و معاش مردم برآن مبتني است) بر همه نافذ است حتي بر مجتهدين ديگر.
آيت الله العظمي محمدفاضل لنكراني
مسئله ولايت فقيه از فروع فقهي نيست تا ما بگوييم فلان روايت دلالت دارد يا نه، كدام روايت سندش حجت است، كدام روايت سندش حجت نيست. اين يك مسئله عقلي و بديهي است.

آيت الله العظمي لطف الله صافي گلپايگاني
همه بر اين عقيده محكم خود استوارند كه با نظام امامت، هيچ مشكلي در اداره امور و اجتماع و مسائل فرهنگي و سياسي مردم پيش نمي آيد و ولايت فقيه هم نشأت گرفته از نظام امت است.
آيت الله العظمي جعفر سبحاني
در عصر غيبت به حكم روايات و احاديث، امور وظايف امامت، به مجتهد جامع الشرايط واگذار شده است. اجراي احكام الهي و پياده كردن نظام اسلامي، بدون هدايت و نظارت فقهي، امكان پذير نيست.
آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي
معتقديم اداره شئون جامعه اسلامي بايد از سوي خداوند كه خالق همه انسانها است اجازه داده شود. (هرچند پذيرش مردم وسيله پيشرفت اين هدف است) و نيز معتقديم كه ولي فقيه نماينده امام عصر (ع) در زمان غيبت است.
آيت الله العظمي حسين نوري همداني
بافت فقه در دوران غيبت كبري به گونه اي طراحي شده كه بايد حاكم و ولي براي اجراي قوانين فقهي در تمام ابواب فقه وجود داشته باشد و فقه بدون ولي فقيه ناكارآمد است.

شيخ مفيد (قدس سره) از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 413 هـ..ق
در عصر غيبت و جدايي از سلطان عادل (امام معصوم) فقيهان شيعه عادل، مدير خردمند و برجسته مي توانند به توليت و سرپرستي جميع اموري كه تحت ولايت امام معصوم قرار دارد بپردازند.
محقق ثاني، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 937 هـ..ق
فقيه عادل امامي جامع الشرايط فتوا و به اصطلاح مجتهد در عصر غيبت، در همه آنچه كه نيابت در آنها مدخليتي دارد، از جانب ائمه عليهم السلام نيابت دارد.
سيد محمدجواد عاملي، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 940 هـ..ق
فانه المجتهد الجامع للشرايط القائم مقام الصاحب عجل الله فرجه. مجتهد جامع الشرايط قائم مقام حضرت صاحب عجل الله فرجه مي باشد.
شهيد ثاني(قدس سره)، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 965 هـ..ق
در عصر غيبت همواره وجود فقيهي عارف كه واجد صفت هم باشد ضروري است.
مقدس اردبيلي (قدس سره)، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 993 هـ..ق
فقها در عصر غيبت نايب مناب ائمه (عليهم السلام) در تمامي امور ولايي مي باشند.

ملا احمد نراقی (قدس سره)، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1705 هـ..ق:
هر آنچه نبي و امام بر آن ولايت دارند و جزو اختياراتشان به حساب مي آيد، فقيه نيز چنين ولايت و اختياري دارد.
آيت الله العظمي وحيد بهبهاني (قدس سره)، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1208 هـ..ق
فقيه نسبت به جان و مال مؤمنان اولي است اعم از اينكه خودش يا حاكماني از جانب او بر امر مؤمنين نظارت و اقدام نمايند.
میرزای قمی از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1231 هـ..ق:
همان گونه كه طاعت از امام بر مكلفين واجب است، اطاعت از فقيه نيز در زمان غيبت به همين منوال مي باشد.
آيت الله العظمي شيخ محمد حسن نجفي (قدس سره) از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1208 هـ..ق
من انكر ولاية الفقيه ما ذاق من طعم الفقه شيئا. هركس منكر اصل ولايت فقيه باشد معلوم مي شود از مزه فقه چيزي نچشيده است.

آيت الله العظمي شيخ اعظم انصاري (قدس سره)، از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1282 هـ..ق
فقيه در زمان غيبت همانند حكام منصوب در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و صحابه مي باشند. بنابراين مردم موظف اند كه در امور ياد شده به آنان مراجعه كنند و به نظر آنان جامه عمل بپوشند.
آيت الله العظمي شيخ عبدالله مامقاني (قدس سره) از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1324 هـ..ق:
تمام آنچه امام به عنوان ولي امر متولي آن است فقيه نيز در عصر غيبت، توليت آن را بر عهده خواهد داشت.
علامه محمدحسين كاشف الغطاء از فقهای بزرگوار شیعه، متوفا در سال 1373 هـ..ق:
همانا فقيه جامع الشرايط بر همه شئون عمومي و نيازهاي اجتماعي مردم ولايت دارد.

فصل سوم: اهمیت ولایت فقیه در کلام فقها
امام خميني (قدس سره)
ولايت فقيه، همان ولايت رسول الله (صلي الله عليه و آله) است.
- پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا به اين حكومت آسيبي نرسد.
- ولي فقيه، وصي رسول اكرم صلي الله عليه و آله و در زمان غيبت، امام مسلمين است.
- همه اختياراتي كه براي پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) و امام (عليه السلام) است، از اموري كه به حكومت و سياست باز مي گردد، براي ولي فقيه نيز ثابت مي شود.
- ولايت فقيه، مجري قانون و مخالف ديكتاتوري است.
- ولايت فقيه براي شما يك هديه الهي است.
- ولايت فقيه، حاكميت قانون الهي است نه ديكتاتوري.
- تصور موضوع ولايت فقيه، موجب تصديق آن مي شود و به برهان احتياج ندارد.
- ولايت فقيه اين قانون مترقي اسلام، خاري است در چشم دشمنان.
- ولايت فقيه مسئله اي نيست كه مجلس خبرگان، ايجاد كرده باشند، بلكه از اول مورد بحث بوده است.
- ولايت فقيه، استمرار حركت انبياء الهي است. (1)
- اين توهم كه اختيارات حكومتي حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) بيشتر از حضرت امير (عليه السلام) بود يا اختيار حكومتي حضرت امير عليه السلام بيش از فقيه است، باطل و غلط مي باشد. خداوند همان اختيارات را براي حكومت فعلي قرار داده است. (2)
مقام معظم رهبري:
ولايت فقيه از شئون ولايت و امامت است كه از اصول مذهب مي باشد.
- اطاعت از دستورات حكومتي ولي امر مسلمين بر هر مكلفي ولو اين كه فقيه باشد، واجب است. (3)
- براي هيچكس جائز نيست كه با تصدي امور ولايت به اين بهانه كه خودش شايسته تر است، مخالفت نمايد. (4)
- بعيد نيست كه حكم به جهاد ابتدايي براي ولايت امر مسلمين باشد، بلكه اقوي است. (5)
آيت الله العظمي بروجردي(قدس سره):
اگر كسي ولايت فقيه را مردود بداند، نه تنها منكر فقه تشيع بلكه منكر ضروري فقه اسلام است. (6)
آيت الله العظمي محمد حسن نجفي قدس سره (صاحب جواهر):
اگر كسي منكر ولايت فقيه باشد، گويا طعم فقه را نچشيده است. (7)
آيت الله العظمي زين الدين عاملي قدس سره (شهيد دوم):
در زمان غيبت، از جانب امام (عليه السلام)، شخص فقيه داراي اذن است. (8)
آيت الله العظمي خويي (قدس سره):
جهاد ابتدايي در عصر غيبت امام (عليه السلام) از اختيارات فقيه است. (9)
آيت الله شهيد دستغيب (قدس سره):
مخالفت با ولايت فقيه، مخالفت با امام زمان (عليه السلام) است. (10)
آيت الله جوادي آملي:
در حكومتي كه بر اساس ولايت باشد، فقيه جامع الشرايط نائب امام عصر عليه السلام است. (11)
آيت الله حسين نوري همداني:
تأكيد امام راحل عظيم الشان كه پشتيبان ولايت فقيه باشيد تا كشور آسيبي نبيند، يك واقعيت ترديدناپذير است. (12)
آيت الله صافي گلپايگاني:
ولايت فقيه مورد اتفاق همه علماء است و كساني كه در آن ترديد دارند، در حدود و اختيارات آن است نه در اصل ولايت فقيه (13)، همه بر اين عقيده محكم استوارند كه با نظام امامت، هيچ مشكلي در اداره امور و اجتماع و مسائل فرهنگي سياسي مردم پيش نمي آيد و ولايت فقيه هم نشأت گرفته از نظام امامت است.

فصل چهارم: شايستگي رهبر فرزانه انقلاب براي رهبري در كلام فقها و بزرگان
آيت الله بهاءالديني (قدس سره):
بعد از امام خميني (قدس سره) اگر بشود به كسي اعتماد كرد به اين سيد است.
حضرت آيت الله خامنه اي ذخيره الهي مي باشد. مخالفت با ولايت فقيه كار ساده اي نيست، هنگامي كه ميرزاي شيرازي بزرگ مبارزه با دولت انگليس را آغاز كرد يك روحاني با او مخالفت نمود، ميرزا او را نفرين كرد و نفرين، باعث محروميت او از سلك روحانيت گرديده و پسرش جوانمرگ شد. (14)
آيت الله فاضل لنكراني (قدس سره):
تصريح امام عظيم الشان (ره) در موارد متعدده به صلاحيت و شايستگي رهبري حضرت آيت الله خامنه اي، دليل عمده بر مقام اجتهاد معظم له مي باشد. (15)
آيت الله علي مشكيني (قدس سره):
بر همه مسلمين جهان واجب موكد شرعي و عقلي است كه حضرت مستطاب آيت الله خامنه اي را به فقاهت و ولايت امر مسلمين بشناسند كه واجد مقام فقاهت، اجتهاد و حائز ساير شرايط ولايت است. (16)
آيت الله العظمي اراكي (قدس سره):
ملت ايران قدر اين نعمت الهي را مي دانند و اكنون از وارث امام خميني (قدس سره) تبعيت مي كنند. انتصاب شايسته حضرتعالي به مقام رهبري، مايه دلگرمي است. (17)
آيت الله العظمي بهجت (قدس سره):
خواب ديدم در مجلسي حضرت امام زمان (عج) با علماء برجسته حضور داشتند كه شما (رهبر انقلاب) وارد شديد، حضرت برخاستند و شما را به كنار خود دعوت كرده، شما نشستيد. (18)
حجه الاسلام سيد حسن نصرالله:
ولايت فقيه از عقيده ديني ما است و در قانون اساسي لبنان بي احترامي به موضوع ولايت فقيه توهين به اعتقادات ماست و اين را اجازه نخواهيم داد. (19)
آيت الله حسين نوري همداني:
مقام معظم رهبري داراي مديريت، شجاعت و بصيرت به اوضاع جهان و مسلمانان را دارند. (20)
آيت الله محمدتقي مصباح:
من درباره وي‍‍ژگي هائي كه خداوند متعال به ايشان عطاء فرموده نمي توانم صحبت كنم، ولي در چند جمله كوتاه فقاهت توام با تقوي، تيزهوشي با سعه صدر، مديريت توام با تعبد، احتياط توام با شجاعت و شهامت، روح عبادت، اخلاق و اعتماد به نفس توأم با توسل به حضرت ولي عصر (عج) در ايشان جمع شده است. (21)
آيت الله سيد عباس خاتم يزدي عضوشوراي استفتائات امام خميني(ره) و آيت الله العظمي اراكي (ره): نايب بزرگ حضرت امام حجت (عج) و زعيم و علامه مجاهد فقه آيت الله العظمي خامنه اي(ره) داراي ابعاد فكري هستند. (22)
آيت الله هادي روحاني:
مرجع بايد كسي باشد كه به مكان و زمان مسلط باشد و ما كسي را غير از حضرت آيت الله خامنه اي كه "جامع" است به اين "جامعيت" نمي يابيم . (23)
آيت الله موسوي همداني:
خصائص، امتيازات و مرجحاتي در وجود آن شخصيت بزرگ، متبلور است. (24)
آيت الله ابوالفضل خوانساري:
نظريه اينجانب اين بوده كه حضرت آيت الله خامنه اي رساله بنويسند. اگر مصلحت بدانند هفته اي سه روز به قم مشرف شده و براي طلاب درس را شروع بفرمايند و زمام حوزه علميه را در دست گيرند. (25)
آيت الله مهدوي كني:
تعيين آيت الله خامنه اي الهامي بود از الهامات الهي و رحمتي بود از طرف خداوند كه ايشان از مجتهدي عادل و از ياران صديق امام خميني است (26)
يادگار امام خميني مرحوم آقاي سيد احمد خميني (قدس سره):
- اطاعت از خامنه اي، اطاعت از امام است.
- هركس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنه اي است، در خط آمريكاست.
- امروز هم ما رهبرداريم. ولايت فرقي نمي كند امام عليه السلام يا رسول صلي الله عليه و آله ولايت امروز درست مثل زمان امام خميني است.ببينيم رهبري چه مي گويد.
- ما سرباز تحت امر رهبر معظم انقلاب هستيم و بر ما واجب است كه از فرمانده خود اطاعت كنيم. (27)
فرمايشات امام خميني (قدس سره) در موارد متعدد:
- اينجانب از سالها قبل از انقلاب با جنابعالي ارتباط نزديك داشته ام و به حمدالله همان ارتباط تاكنون باقي است. جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادري كه آشناي به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانب داري مي كنيد، مي دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد. (28)
- اينان به كسي سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است.
- خداوند متعال بر ما منت نهاد كه افكار عمومي را براي انتخاب رئيس جمهوري متعهد، مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين و سياست هدايت فرمود.
- من به شما خامنه اي عزيز تبريك مي گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه ها با لباس روحاني به ملت مظلوم خدمت نموده از خداوند سلامتي شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.
- شما سربازي فداكار در جبهه جنگ، معلمي در محراب، خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب هستيد.
- من آقاي خامنه اي را بزرگش كردم. (29)
- اينجانب با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم جناب آقاي سيد علي خامنه اي (ايده الله تعالي) رأي ملت را تنفيذ نمودم. (30)
- شما از سلاله رسول اكرم صلي الله عليه و آله و خاندان حسين بن علي عليه السلام هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد. (31)
پی نوشت ها:
1- ولايت فقيه، نائب الامام خميني، سيدروح الله و سخنراني هاي 1358/6/28، 3/7/1358، 9/8/1358، ، 16/8/1358، 8/18/1358.
2- ولايت فقيه، امام خميني، نائب الامام، صص 62-61.
3- اجوبه الاستفتائات، نائب الامام خامنه اي، سيدعلي.
4- همان.
5- همان.
6- ولايت فقيه، آذري قمي، احمد، چاپ 1372، دارالعلم، ص 36.
7- جواهرالكلام، نجفي، محمدحسين، ج 12، ص 397.
8- شرح لمعه، عاملي، زين الدين، ج 1، ص 299.
9- درآمدي بر نظام ارزشي و سياسي اسلام، فتحعلي، محمود، ص 155.
10- ولايت فقيه، دستغيب، سيدعبدالحسين، ص 8 .
11- ولايت فقيه، جوادي عاملي، عبدالله، ص 211 .
12- روزنامه كيهان، شماره 19391، ص 3.
13- همان.
14- آيت بصيرت، ص 131.
15- مرجعيت، سازمان تبليغات اسلامي.
16- همان.
17- جرعه نوش كوثر، مؤسسه قدر و ولايت، ص 275.
18- نشريه ماه تمام، پناهيان.
19- كيهان، ش 19390، 30/3/1388.
20- پرتوي از خورشيد، شيرازي، علي، ص 33.
21- كيهان، ش 19390، 30/3/1388.
22 - مرجعيت، ص 18.
23- همان، ص 29.
24- همان، ص 19.
25- همان، ص 58.
26- جرعه نوش كوثر، قدر ولايت، ص 277.
27- ديدگاه ها، معاونت پژوهشي مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، صص 52 و 62، چاپ نشر سوره چاپ اول.
28- صحيفه نور، جلد 20، صص 14، 173، 179.
29- صحيفه نور، ج 51، ص 139.
30- حكم تنفيذ رياست جمهوري 17 مهر 1360.
31- همان.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .