علم در تمدن اسلامي؟

جايگاه علم در تمدن اسلامي؟

با سلام و احترام خدمت شما، توليد و توسعه علم در تمدن اسلامي كه به لحاظ تئوري و در شيوه عملي مورد عنايت خاص قرار گرفته است، نشان دهنده آن است كه از يك طرف بن مايه هاي اين توسعه، منابع اصيل اسلامي(قرآن، سنت و روايات) بوده و دين اسلام با علم و تمدن تعارضي ندارد و از طرف ديگر در ايجاد تمدن اسلامي ملت هاي متمدن ديگر نيز نقش داشته و مسلمانان از اندوخته هاي علمي ساير تمدن ها بهره برده اند ولي فقط مصرف كننده و تقليد كننده صرف از فرهنگهاي ديگر و پيشرفتهاي علمي آنان نبودند بلكه آن را نقد كرده و سره را از ناسره جدا نموده و خود در سايه اسلام و تعاليم آن به توليد علم پرداختند به طوري كه در طول چند قرن در علوم مختلف از جمله رياضيات، نجوم، شيمي، فيزيك، پزشكي و... پيشرفت شگفتي نمودند. در تاريخ ملت ها موضوعاتي چون فرهنگ و تمدن نقش و اثر بسيار مهمي داشته و دراين ميان شناسائي ميراث علمي آنان حائز اهميت است. چون پديده هاي علمي يك جامعه نتيجة افكار و انديشه هاي آن جامعه است و از اين راه مي توان به رشد و بلوغ فكري آنها پي برد.اسلام با تشويق و تحريك مسلمانان به علم اندوزي زمينه را براي توسعه علمي آنها فراهم نموده و اجازة استفاده از پيشرفتهاي علمي ساير تمدن ها را داده است و از پيروان خود مي خواهد كه فقط مصرف كننده پيشرفتهاي علمي ديگران نبوده و خود توليد كننده علم باشند. به همين دليل در تمدن اسلامي، اسلام، قرائني جديد از فرهنگ و تمدن بشري ارائه كرده كه در آن اصول و مباني خاصي مطرح شده و ساختار، ابعاد و دست آوردهاي مطابق با آن اصول را بيان داشته است. در ضرورت اين موضوع همان بس كه برخلاف برخي نظريه پردازان غربي، مسلمانان فقط استفاده كننده صرف نبودند بلكه خود توليد علم و دانش داشته و تمدن جديدي را به وجود آوردند به طوري كه تمدن نوين غرب از توليدات علمي مسلمانان نهايت بهره برداري را كرده است. در تمدن اسلامي توليد علم امري قطعي بوده است و فرهنگ اسلامي زمينه ساز ايجاد نهضت توليد علم بوده است. مسلمانان چراغ تمدن هاي پيشين كه در حال خاموشي بود را روشن نگه داشتند و در علوم مختلف پيشرفت هايي نمودند كه در تمدن هاي گذشته بي سابقه بوده است و اساس ايجاد تمدن جديد غرب، توليدات علمي و پيشرفت علوم در تمدن اسلامي بوده و به تعبير صحيح تر، جهان غرب در تمدن امروز خود وامدار جهان اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامي است. نگرش اسلام به علم و تمدن: براي پي بردن به تأثير دين اسلام در پيشرفت هاي علمي و فرهنگي ابتدا بايد با مباني نظري آن كه برخاسته از متون ديني است آشنا شد. در اسلام، اين مباني برگرفته از قرآن كريم و سنت نبوي و سيره اهل بيت(ع) است. اسلام در زمان و مكاني ظهور كرد كه دنيا را آتش جهل و بيسوادي فرا گرفته بود و در محيط ظهور اسلام تعداد تحصيل كرده ها از عدد انگشتان تجاوز نمي كرد در ايران نيز علم و دانش در حيطه نفوذ طبقات خاصي بود و اكثريت از آن بي بهره بودند. ولي اسلام به فراگيري دانش و نشر آن تأكيد فراوان نمود و نخستين پيام الهي كه برپيامبر(ص) وحي شد با «اقرا» آغاز گرديد. در قرآن كريم اين سئوال انكاري مطرح مي شود كه آيا كساني كه مي دانند و كساني كه نمي دانند برابرند؟ در حقيقت خردمندان هستند كه پند مي پذيرند و مسلم است كه برتري و رجحان مختص آنان است كه مي انديشند و مي دانند. قرآن به عنوان كتابي خردگرا و جهل ستيز علم را بسان اهل ايمان مراتب والائي مي بخشد و ايمان و علم را مايه سرافرازي و بلند مرتبگي انسان مي داند و مي فرمايد:«يَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَالَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ» از نظر اسلام انسان به وسيله دانش از فرشتگان برتر گرديده و جانشين خدا در روي زمين شده است. سرانجام اينكه خداوند در قرآن مي فرمايد: «إِنَّمَا يَخْشَي اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ دانشمندان دلهايشان از ترس خدا لبريز است.» در احاديث و روايات معصومين(ع) به اندازه اي از علم اندوزي و دانشمندان علوم مختلف تجليل به عمل آمده كه هيچ موضوعي به اين اندازه مورد سفارش قرار نگرفته است. سيره عملي و رفتاري پيامبر(ص) فراگيري علم و دانش را تأئيد مي نمايد. آن حضرت در مواجهه با معتكفين مسجد در قالب دو گروه كه عده اي دعا مي خواندند و عده اي ديگر گفتگوي علمي مي نمودند با نيك شمردن هر دو كار، گفتگوي علمي را افضل دانسته و خود به آن گروه مي پيوست. بنابراين قرآن و سنت منابع اصلي علم و تمدن سازي محسوب شده و دين اسلام به اندازه اي به علم و دانش اهميت داده كه در قرآن كريم ماده علم بيش از 750 بار به شكل هاي گوناگون به كار رفته است. از طرف ديگر اين كتاب آسماني با كاربرد اصطلاحات «أَفَلا تَعْقِلُونَ، لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ» و.... انسانها را به تفكر و تدبر در آفريده ها دعوت نموده است و از اين جهت مسلمانان موظف بودند كه درباره طبيعت مطالعه و آن را به وجهي عقلاني تعبير و تفسير كنند. قرآن به اين ترتيب با دميدن روح جديد برپيكر نيمه جان جهان آن روز فضاي علمي و فرهنگي تازه اي پديد آورد و اين امر نشان دهنده نگرش اسلام به علم و تمدن بوده و تمدن پر شكوه اسلامي ناشي از رويكرد قرآن به علم و علم اندوزي بود. توليد علم در تمدن اسلامي: ويژگي اصلي فرهنگ و تمدن اسلامي وحياني بودن آموزه ها و مباني آن است كه در آن نگرش توحيدي در جهان بيني، انسان شناسي و طبقه بندي علوم، نگرش معناگرائي و باطن گرائي در تربيت انسانها، جهان نگري و هنرمعماري و عقلانيت با تعبير «افلاتعقلون» مورد تأكيد قرار گرفته است. اسلام با چنين نگاهي به نقد ساير تمدن ها پرداخت و علوم آنها كه در حال فراموشي و از بين رفتن بود را زنده نمود و زمينه ايجاد تمدني عظيم و گسترده را فراهم كرد كه تمدن جديد غرب با بهره گيري از علوم اسلامي پا به عرصه وجود نهاد. در نهضت ترجمه كه گفتگوي تمدن هاي پيشين با تمدن اسلامي محسوب مي شد ميراث تمدن هاي گذشته به عالم اسلام منتقل گرديد و پس از آن تمدن اسلامي چنان شكوفا شد كه ديگر به ترجمه قانع نبود بلكه به دنبال ايجاد نهضت جديدي با عنوان توليد علوم بودند. چون اكثر كتابهاي دانشمندان يوناني، سرياني، هندي و ايراني وقتي به جهان اسلام منتقل مي شد به دست اهلش مي افتاد. به عبارتي مترجمان نه تنها در آن زمينه از مهارت بالايي برخوردار بودند بلكه به تأليفات ارزنده اي درموضوعات مختلف دست زدند به گونه اي كه ابويوسف يعقوب كندي افزون برترجمه بيش از 265 كتاب و رساله در موضوعات هر يك از علوم تأليف كرد و تحت تأثير افكار نوافلاطوني درصدد تلفيق فلسفه ارسطو با حكمت افلاطون برآمد. در رياضيات مي توان قرن هاي سوم و چهارم هجري را عصر زرين دانش رياضي دانست زيرا انديشمندان مسلمان دراين رشته نتايج خوبي به دست آوردند. به حق تاريخ رياضيات را بايد با خوارزمي كه نخستين بار كتابي در باب جبر و مقاله تأليف نمود شروع كرد كتابي كه تا قرن شانزدهم ميلادي به عنوان كتاب درسي در مدارس اروپا رواج داشت، به طوري كه نام او به شكل الگوريسم در اروپا معادل فن محاسبه تلقي شد و كتابش «الجبرا » به عنوان علم جبر باقي ماند. ايجاد و توسعه شاخه هاي رياضيات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمي،خواجه نصيرالدين طوسي، عمر خيام نيشابوري و ابوالوفاي بوزجاني صورت گرفت كه در ساير تمدن ها سابقه نداشت. علاوه برآن كشف ترتيب كسور اعشاري، وضع و كاربرد علامت صفر و تعميم مفهوم اعداد و... از ابداعات مسلمانان بود. در علم نجوم نيز مسلمانان با نقد نظريات هندي و آثار بطلميوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم كهن شدند و با ايجاد رصدخانه هاي مدرن، آلات و ابزار پيشرفته و تخصصي و جداول عددي نجومي(زيج) را ابداع كردند. در اين ميان رصدخانه مراغه كه توسط خواجه نصيرالدين طوسي پديد آمد و بزرگترين رصدخانه در تمدن اسلامي است قابل ذكر مي باشد. مسلمانان راههاي تازه اي براي رصد ستارگان پيدا كردند و وسايل بسياري اختراع نمودند كه از آن جمله ذات السمت و ارتفاع و ذات اوتاد است. تصحيح رصدكواكب و تعيين طول سال شمسي توسط ابوعبدالله بتاني مشهور به بطلميوس عرب از بزرگان ستاره شناس تاريخ انجام شد. وي با نظر بطلميوس كه اوج شمسي را ثابت مي دانست مخالفت نمود و ثابت كرد كه اوج شمسي تابع حركت تقديمي اعتدالين است و نتيجه گرفت كه معادله زمان به كندي و با گذشت روزگاران تغيير مي پذيرد. در علم فيزيك و مكانيك(علم الحيل) يعقوب بن اسحاق كندي، بنوموسي، ابن هيثم، عبدالرحمان خازني و ديگران كارهايي انجام دادند كه در دنياي آن روز سابقه نداشت. بنوموسي(احمد، حسن و محمد) كتاب الحيل كه نخستين رساله درباره مكانيك است را نوشتند كه در آن صد دستگاه شرح داده شده و پانصد سال قبل از اروپا براي اولين بار ميل لنگ را در حوزه دانشهاي فني به كار بردند. ابن هيثم كه در اروپا به الهاذن مشهور بود با كتاب المناظر شهرت جهاني يافت و در آن از مباحث نور و انعكاس آن سخن گفت. او اولين كسي است كه پديده «اتاق تاريك» را در خلال كسوف شرح داده و قرنها قبل از نيوتن به اصل «حداقل زمان » معتقد بود و درشت نمائي عدسي هاي مسطح محدب را اندازه گرفت. بي شك جابربن حيان از شاگردان امام صادق(ع) بزرگترين حجت در شيمي كه در قرن اول هجري مورد توجه مسلمانان قرار گرفت به شمار مي رود و به قول دكتر گوستاولوبون نوشته هاي او مانند يك دايرةالمعارف علمي مشتمل بر مجموع مسائل شيميايي است. نقش جابر در شيمي نظيرنقش ارسطو در فلسفه است و نظريات و كشفيات او در دوازده قرن پيش در شيمي و صنايع شيميايي امروزه معتبر مي باشد از جمله روش هاي تصفيه فلزات، رنگ كردن لباس و چرم، ضد آب كردن لباس از طريق نوعي روغن جلا و جلوگيري از زنگ زدن آهن. به طور كلي هنگامي كه فرآورده هاي شيميايي توسط شيميدانان مسلمان در صنايع شيميايي ممالك اسلامي و سپس براي صادرات به اروپا توليد شد و يا در صنايع ريسندگي و بافندگي در دنيا مورد استفاده قرار گرفت، قدم اول براي ايجاد شيمي جديد برداشته شد. محمدبن زكرياي رازي كه شيمي را از تفاسير معنوي و متافيزيكي خارج كرد و به جنبه اي از آن كه به آزمايشهاي مختلف بر روي اجسام مي پرداخت توجه نمود را بنيانگذار علم شيمي جديد مي دانند. وي نخستين كسي بود كه فرآورده هاي شيميايي را به سه دسته معدني، نباتي و حيواني تقسيم كرد و اعلام نمود كه فعاليت هر موجود زنده مبتني بر واكنش هاي پيچيده شيميايي است. كشف دو ماده زيت الزاج(اسيد سولفوريك) و الكل از يافته هاي علمي اوست و دست آوردهاي علمي او در علم شيمي تحولات عظيمي ايجاد كرد. به علاوه رازي نخستين فردي است كه فعل و انفعالات شيمي را در علم پزشكي به كار برد و از اين راه اساس شيمي پزشكي را پايه گذاري كرد و پس از او روش شيمي درماني به وسيله ابن سينا دنبال شد. در علم پزشكي اگرچه بيشتر دانشهاي پزشكي به ويژه از راه ترجمه آثار بقراط و جالينوس به دست مسلمانان رسيد اما بسياري از مسائلي كه پزشكان مسلمان درخصوص بيماران خود با آن روبرو بودند به سرزمينهاي اسلامي و شرايط خاص آن مربوط بود كه در آثار يوناني ذكري از آن نشده بود. شايد به اين دليل وقتي كه ديوسقوريدس يوناني در كتاب الحشائش 450 نوع دارو را بيان كرد در تمدن اسلامي توسط ابن بيطار به 2500 دارو رسيد. به علاوه دستورات بهداشتي قرآن و پيامبر اسلام و ائمه معصوم (ع) نقش به سزايي در طب اسلامي داشت كه هچ سابقه اي در تمدن هاي گذشته نداشته است. از طرف ديگر در تمدن اسلامي در زمينه علم پزشكي چهار دانشنامه تأليف شد كه بسيار ارزشمند بوده و حاوي نكات بديع پزشكي مي باشد كه قبلا به آنها پرداخته نشده بود. كتابهايي كه به قول زيگريد هونكه سير تاريخ را تغيير داد از جمله كتابهاي المنصوري في الطب و الحاوي محمدبن زكرياي رازي، كامل الصناعه الطبيه علي بن عباس مجوسي اهوازي و نيز ابن سينا، نامي به صلابت تمدن ايراني اسلامي، با نگارش قانون طب شاهكار پزشكي را در جهان ايجاد نمود. ابوالقاسم زهراوي اندلسي نيز نزد غربي ها، بزرگترين پزشك و جراح عصر خود بلكه مشهورترين جراح مسلمانان بود و كتاب او به نام «التصريف لمن عجز عن التاليف» دايرة المعارفي است كه در آن شرح عملهاي جراحي و تشريح و ترسيم حدود دويست وسيله جراحي، ارائه شده است. ضمناً او بيماريهاي هموفيلي، شيوه سوزاندن زخم و شكستن سنگهاي مثانه را نيز نشان داد. ايجاد بيمارستانهاي مجهز، تخصص در طب اطفال، جراحي و كالبدشكافي و اختراع ابزار آن، بيماري هاي چشم، تشخيص تفاوت آبله و سرخك، وجود بيماري هاي مسري، داروسازي و تركيب داروها، گردش خون ريوي و به طور كلي ايجاد پزشكي باليني از مهمترين ابتكارات مسلمانان در علم پزشكي بود. همانطوري كه مشاهده مي شود، در تمدن اسلامي واقعيت هايي كشف گرديد كه باعث تحول دنياي آن روز شد. به تعبير ديگر توليد علم توسط دانشمندان مسلمان هم بنيادي بود و هم كاربردي. يعني از يك طرف به كشف روابط ميان پديده ها و وضع نظريه و قانون علمي پرداخته شد و از طرف ديگر براي كارها ابداعات و اختراعاتي صورت گرفت. توليد علم در تمدن اسلامي نه تنها با نيازهاي جامعة اسلامي كاملاً متناسب بود بلكه ديگران نيز از آن بهره مند شدند.(منبع: نهضت توليد علم در تمدن اسلامي، احمدرضا بهنيافر) منابع جهت مطالعه بيشتر: 1- علي اكبر ولايتي، فرهنگ و تمدن اسلامي. 2- محمدرضا حكيمي، دانش مسلمين. 3- فاطمه جان احمدي،تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي. 4- ذبيح الله صفا، تاريخ علوم عقلي در تمدن اسلامي. 5- سيدحسين نصر، علم و تمدن در اسلام.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .