علت قطع رابطه با آمريكا؟

چه شده كه ما قرار دادهاي گلستان1813وتركمنچاي1828 وپاريس1857و غيره را فراموش كرده و با روسيه و انگليس كه ايران را تكه تكه كردند رابطه داريم اما آمريكا را به خاطر گودتاي 28 مرداد نمي بخشيم؟

دانشجوي گرامي ضمن تشكر از تماس شما با اين مركز در پاسخ به سوال شما لازم است بگوييم :

اولا ما هرگز قراردادهاي ننگيني كه باعث جدا شدن بخش هاي مهمي از پيكره كشورمان شدند را فراموش نكرده و نخواهيم كرد و داشتن ارتباط با كشورهايي كه اسلافشان باني چنين قراردادهايي بودند به معناي فراموش كردن اين قرار دادها نمي باشد . ما در واقع با اين كشورها در چارچوب اصول سياست خارجي خود تعامل داريم اما نه حوادث تلخ گذشته را فراموش كرده ايم و نه آنها را بخشيده ايم .

ثانيا علت رابطه برقرار نكردن كشور ما با كشوري همچون آمريكا نيز صرفا به خاطر ماجراي كودتاي 28 مرداد نيست تا امروزه با توجه به گذر زمان و اموري از اين دست ، شرايط رابطه با اين كشور فراهم شده باشد و اساسا اين ما نبوديم كه با اين كشور قطع رابطه كرده ايم بلكه اين دولت آمريكا بود كه به دليل سياست هاي استكباري و استعماري خود براي نخستين بار اقدام به قطع رابطه با كشور ما كرد و در حال حاضر نيز با توجه به مضراتي كه در پس برقراري رابطه مجدد وجود دارد همچنان اين رابطه به صورت قطع شده مي باشد .

ثالثا به منظور آشنايي با ديدگاه اصولي كشور ما در ارتباط با كشورهاي مختلف دنيا لازم است مطالب زير مورد مطالعه قرار گيرد تا راز قطع رابطه با آمريكا و يا داشتن رابطه با برخي ديگر از كشورها مشخص شود :

سياست هاي كلي نظام در بخش هاي مختلف نظام از جمله در زمينه سياست خارجي بر عهده رهبر معظم انقلاب اسلامي مي باشد و البته شيوه هاي اجراي اين سياست ها بر اساس سليقه هاي مختلفي كه دولتها دارند به شرطي كه با اصول قانون اساسي و نيز سياست هاي كلي نظام در تعارض نباشد ممكن است متفاوت از يكديگر باشد . از طرفي قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز خط مشي هايي را كه بايد دولت هاي مختلف در زمينه سياست گذاري خود مد نظر قرار دهند مشخص مي كند . بر اين اساس در اين قانون چنين آمده است : «سياست‏ خارجي‏ جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ بر اساس‏ نفي‏ هر گونه‏ سلطه‏ جويي‏ و سلطه‏ پذيري‏، حفظ استقلال‏ همه‏ جانبه‏ و تماميت‏ ارضي‏ كشور، دفاع‏ از حقوق‏ همه‏ مسلمانان‏ و عدم‏ تعهد در برابر قدرت‏ هاي‏ سلطه‏ گر و روابط صلح‏ آميز متقابل‏ با دول‏ غير محارب‏ استوار است‏.»(اصل 152 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران) از اين رو مقام معظم رهبرى بر اساس اين اصول سه اصل عزت، حكمت و مصلحت را محور سياست خارجى كشور و مبناي ارتباط كشورمان با كشورهاي دنيا معرفي كرده اند . (روزنامه جمهورى اسلامى 13/ 2/ 69)

حال با در نظر گرفتن اين مطالب بايد بگوييم كه جمهوري اسلاي ايران به عنوان يك كشور مستقل همواره در تلاش است تا با همه كشورهاي دنيا (به غير از كشوري مثل رژيم صهيونيستي كه اساسا نامشروع بوده و در خاك ملتي ديگر به وجود آمده است) ارتباط متقابل توام با احترام متقابل و رعايت عزت ، حكمت و مصلحت را داشته باشد و بر اساس همين مبنا ، كشور ما از ابتداي پيروزي انقلاب اسلامي غير از اسرائيل و آفريقاي جنوبي آن زمان ارتباط خود با تمامي كشورهاي جهان حتي آمريكا را حفظ نمود و به تلاش در گسترش ارتباط با كشورهاي ديگر دنيا نيز پرداخت . اما متاسفانه سياست هاي استكباري برخي كشورها از جمله آمريكا باعث شد تا اين روابط از هم گسسته شود و حتي در جريان رابطه با آمريكا ، اين آمريكا بود كه نخستين بار رابطه خود با كشور ما را قطع نمود و البته اين قطع ارتباط هم ناشي از سياست استكباري اين كشور بود چرا كه تصور مي كرد با قطع رابطه با جمهوري اسلامي ايران ، كشور ما به دليل وابستگي هاي فراوان سالهاي قبل از انقلاب به اين كشور ، به سرعت از هم فروخواهد پاشيد و پس از اينكه متوجه شد ملت ايران با عزم و اراده خود اعتنايي به اين قطع رابطه نكرده وبه سرعت عوارض ناشي از قطع ارتباط را جبران كردند و قطع ارتباط را به جاي تهديد تلقي كردن به فرصتي براي پيشرفت تبديل كردند از در ادعاي دوستي در آمده و بارها و بارها خواهان ارتباط مجدد با ايران شدند كه اين پيشنهاد ها به دليل عدم صداقت در سخنانشان ، همواره از سوي مسئولان نظام جمهوري اسلامي رد شده است . همين مطلب در مورد ساير كشورهاي دنيا نيز صادق است و هر كشوري كه خواستار ارتباط با جمهوري اسلامي ايران باشد جمهوري اسلامي ايران از اين ارتباط استقبال مي كند و به همين دليل كشور ما با اكثر كشورهاي دنيا در ارتباط مي باشد . اما اگر كشوري تلاش داشته باشد تا از ارتباط پلي براي ضربه زدن به منافع ملي كشور درست نمايد طبيعتا كشور ما نمي تواند اين رابطه خصمانه راتحمل نمايدو قطعا با آن برخورد صورت خواهد پذيرفت . با اين حال و با تمامي دشمني هايي كه از سوي بسياري از كشورهاي غربي بر عليه ملت ايران صورت ميگيرد باز هم نظام اسلامي از در مماشات وارد شده و بااين كشور ها ارتباط دارد و اين ارتباطات به گونه اي شده است كه امروزه حتي خودغربي ها حاضر به قطع ارتباطات با جمهوري اسلامي ايران نيستند.

در هر صورت ملت ايران در طول تاريخ اثبات كرده اند كه همواره به دنبال همزيستي مسالمت آميز با ملت هاي جهان هستند و هرگز به دنبال تعرض و تعدي به هيچ كشوري نبوده و نيستند . بنابر اين تقابل ميان ايران و آمريكا قطعا دلايلي دارد كه خارج از توان و اراده ايرانيان مي باشد و آن سلطه طلبي و زورگويي آمريكايي ها مي باشد كه بر اساس آن آمريكايي ها چندين دهه است كه خواستار تسلط بر تمامي ملت هاي جهان بوده و در اين راستا از هيچ جنايتي در حق ملت هاي آزاد و مستقل فروگذاري نكرده است . در اين ميان ملت ايران نيز از تير تركش هاي آمريكايي ها در امان نبوده و تاريخ روابط ايران و آمريكا در طي حدود نيم قرن اخير شاهد بزرگي بر اين جنايتها مي باشد كارنامه اين كشور در قبال ايران چه در پيش از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و چه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران پر است از خيانتها و جنايتهايي كه در حق ملت ايران روا داشته شده است كه به برخي از مهمترين آنها در اين جا اشاره مي نماييم :

· طراحي و اجراي كوتاي 28مرداد و ساقط كردن دولت كمابيش مردمي مصدق كه مهمترين نمود نخستين دخالتهاي ايالات متحده در امور داخلي كشور ما به شمار مي رود و متجر به تحكيم پايه هاي استبداد محمد رضا شاه در ايران شد .

· حمايت بي دريغ از جنايتهاي شاه در طي 25 سال پس از كودتا و چراغ سبز نشان دادن به شاه براي سركوب اعتراضات مردم ايران و كشتارهاي فجيع مردم ايران به ويژه در ماهها و روزهاي منتهي به پيروزي انقلاب اسلامي به گونه اي كه حتي در روزهاي منجر به پيروزي انقلاب اسلامي قصد انجام كودتا و قتل عام وسيع مردم و به ويژه رهبران انقلاب اسلامي و در راس آنها امام خميني را داشتند كه اين كودتا به لطف خدا در نطفه خفه شد اما اسناد آن از جمله خاطرات ژنرال هايزر با عنوان ماموريت در تهران گواه اين مطلب مي باشد .

· اهانت به ملت ايران كه از جمله نمودهاي آن گرفتن حق توحش و نيز فشار بر شاه براي تصويب قوانيني از جمله كاپيتولاسيون و سركوبي منتقدان آمريكا در ايران از جمله روحانيت مي باشد .

· حمايت از شاه پس از خروج از كشور و پناه دادن به سلطنت طلباني كه علاوه بر غارت اموال ملت ايران دستشان به خون اين ملت آلوده بود .

· توطئه براي سرنگوني و شكست انقلاب اسلامي از آغازين روزهاي پيروزي انقلاب اسلامي كه مهمترين جلوه آن طراحي انواع كودتاها و حمايت از گروهكهاي تجزيه طلب و ... بود .

· حمايت از گروهكهاي تروريستي ، اقدامات تروريستي آنان و پناه دادن به آنان پس از طرد آنان از سوي ملت ايران به گونه اي كه به عنوان مثال هنوز مخوفترين گروهك تروريستي يعني سازمان مجاهدين خلق (منافقين) كه با توصيه مسئولين آمريكايي در اين كشور گاه با نام هاي ديگري غير از نام اين سازمان فعاليت مي كنند در حوالي ساختمان وزارت خارجه آمريكا داراي دفاتر متعدد بوده و هر از چند گاهي به بهانه هاي مختلف گردهما يي هايي بر عليه نظام اسلامي بر گزار مي كنند كه در آن ها معمولا مقامات رسمي ايالات متحده شركت و حتي به ايراد نطق مي پردازند .

· انواع حمايت ها از هر گروهي كه به نوعي بانظام جمهوري اسلامي مشكلي داشته باشد ولو اينكه زماني خود جزء هواداران و منتسبان نظام اسلامي و از جمله دشمنان آمريكا بوده باشد .

· تحريك صدام براي بر پا كردن جنگ تحميلي عليه ايران كه منجر به شهادت نزديك به نيم ميليون نفر از ملت ايران از جمله بهترين جوانان اين ملت شده و باعث بروز خسارتهاي جبران ناپذير فراواني شد كه مهمترين آن اخلال در روند پيشرفت كشور بود .

· حمايت علني از صدام و به ويژه در اختيار قرار دادن انواع امكانات پيشرفته از جمله انواع سلاحهاي كشتار جمعي و حتي ورود مستقيم به جنگ با ايران در ماههاي منتهي به پايان جنگ كه از جمله مهمترين آنها جنگ نفتكش ها و حمله به جزيره خارك و ... را مي توان نام برد و در طي اين مدت دست به اقدامات خصمانه ديگري نيز زد كه شايد مهمترين آنها حمله نظامي به هواپيماي مسافربري كشورمان باشد كه طي آن حدود 300 تن از شهروندان بي گناه كشورمان مظلومانه به شهادت رسيدند .

· سالها تحريم بر عليه ايران كه فارغ از موثر بودن يا بي تاثير بودن آن نشاندهنده نهايت تخاصم يك كشور نسبت به كشور ديگر مي باشد .

· بلوكه كردن اموال و دارايي هاي ايران و برداشت غير قانوني از آنها به بهانه هاي مختلف

· حمايت از هر گونه توطئه اي كه بر عليه ملت ايران توسط بدخواهان طراحي مي شود به ويژه حمايت از فتنه هاي گوناگوني كه درطول تاريخ انقلاب اسلامي ملت از سر گذرانده كه آخرين نمونه آن حمايت رسمي و علني دولتمردان كاخ سفيد از فتنه هاي پس از انتخابات 88 بود كه طي آن حتي رئيس جمهور آمريكا شخصا وارد عمل شده و به حمايت از قانون شكنان و آشوبگران پرداخت .

· سنگ اندازي در مسير توسعه و پيشرفت ايران اسلامي از طريق تحريم بر عليه جمهوري اسلامي ايران و ممنوعيت ورود بسياري از تجهيزات مورد نياز در عرصه توسعه تكنولوژيكي و مهمتر از همه سنگ اندازي در راه رسيدن ايران به حقوق خويش در زمينه فناوري هسته اي

· دخالت در امور داخلي كشورمان به ويژه با بهانه قرار دادن مسائلي همچون حقوق بشر و ... با وجود اينكه خود اين كشور با داشتن پرونده هايي همچون جنايتهاي فراوان بر عليه ملتهاي جهان ، پرونده زندان گوانتانامو و ابوغريب و ساير زندانهاي مخفي در اروپا ، بدرفتاري و قتل هاي مكرر رنگين پوستان در اين كشور و صدها جنايت ديگر بر عليه بشريت بزرگترين ناقض حقوق بشر مي باشد

و .... .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .