عربستان؛ آبستن تغییرات

ولیعهد جدید و امکان یا امتناع تغییرات در «عربستان»؛ عربستان؛ آبستن تغییرات
اگر چه مکانیسم شورای بیعت و منشور «عبدالعزیز» همچنان می‌تواند وضعیت جانشینی در «عربستان» را مدیریت کند، اما ورود «نوادگان عبدالعزیز» به عرصه می‌تواند به تغییر نسل در قدرت منجر شود و طبیعتاً با به قدرت رسیدن فرزندان عبدالله، سلطان، نایف و دیگران تغییرات جدّی در منشور «عبدالعزیز» و «شورای بیعت» ایجاد خواهد شد.
با مرگ «نایف بن عبدالعزیز» از چهره‌های متنفذ خاندان آل‌سعود، عربستان سعودی باز هم در کشاکش انتخاب ولیعهد جدید قرار گرفته است. هر چند که انتخاب شاهزاده «سلمان بن عبدالعزیز» برادر ولیعهد متوفی و برادر ناتنی پادشاه بیمار به عنوان ولیعهد جدید تا حدود زیادی نگرانی از جنگ قدرت میان فرزندان و نوادگان عبدالعزیز را برطرف نمود، اما اعتراض چهره‌هایی ناراضی چون «طلال» و سکوت «مشعل» و اختلاف‌هایی که بین اعضای شورای بیعت وجود دارد، امری نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت و به‌خصوص با توجه به محتمل بودن مرگ «ملک عبدالله» در آینده‌ی نزدیک، زمینه‌ها و پتانسیل‌های تنش می‌تواند ساختار قدرت در عربستان را با چالش مواجه سازد. در این نوشتار تلاش می‌شود تا به این پرسش پاسخ داده شود که با انتخاب سلمان به ولیعهدی، آیا شاهد تغییرات در سیاست‌های داخلی و منطقه‌ای عربستان خواهیم بود یا بسان گذشته جابه‌جایی افراد نمی‌تواند چندان تغییراتی را در سیاست عربستان سعودی ایجاد کند؟

ولیعهد جدید و مواضع احتمالی

«امیر سلمان» متولد 31 دسامبر 1935م. و فرزند بیست‌وپنجم «عبدالعزیز آل‌سعود» است. وی یکی از ارکان مهم خاندان حاکم و از شاخه‌ی سدیری‌هاست و تا کنون مشاور شخصی پادشاهان این کشور بوده است. امیر سلمان، تحصیل کرده‌ی مدرسه‌ی امرا، در ریاض است. او در 16 مارس 1954م. جانشین امیر ریاض شد و در 18 آوریل 1955م. به طور رسمی امیر این منطقه گردید. در 25 دسامبر 1960م. از منصب خود استعفا داد ولی در 4 فوریه‌ی 1963م. مجدد به پست خود بازگشت که تا قبل از انتصاب امیر نایف به ولایتعهدی عربستان در سال گذشته این سمت را بر عهده داشت. در 5 نوامبر 2011م. و در پی انتصاب امیر نایف به جانشینی پادشاه عربستان، وزیر دفاع کشورش شد تا زمینه‌های رسیدنش به کرسی ولیعهدی، بیش از پیش فراهم شود.

شاهزاده سلمان که پس از مرگ سلطان ولیعهد سابق به پست وزارت دفاع دست یافت، چهره‌ی بارز ماه‌های اخیر عربستان بوده است. وی از سهام‌داران مؤسسه‌ی روزنامه‌ی «الشرق الاوسط» در لندن است. سلمان مواضعی بر خلاف مواضع برادرش نایف دارد. ولیعهد متوفی به حمایت از روحانیون وهابی متعصب و خودداری از اجرای اصلاحات سیاسی و اجتماعی معروف بود. در مورد گرایش‌های سلمان دو تحلیل وجود دارد:

تحلیل اول، مدعی است که شاهزاده سلمان از چهره‌های لیبرال محسوب می‌شود و دوره‌ی‌ سلمان سرآغاز شروع اصلاحات و آغاز فضای باز سیاسی و اجتماعی در عربستان خواهد شد که این مسئله، فرصت‌ها و تهدیدها را توأمان برای نظام سیاسی و مخالفان این کشور فراهم خواهد کرد. تحلیل دوم، که تا حدودی در مقابل تحلیل اول قرار می‌گیرد، ادعا می‌کند که سلمان، شاهزاده‌ای میانه‌رو و محتاط است که چندان موافق اصلاحات نیست و بر حفظ سیاست‌های موجود تأکید دارد.

به اذعان نگارنده، آنچه که مسلم است این است که سلمان برخلاف برادرش که بر پیوند سیاست و مذهب تأکید داشت و سال‌ها سیاست‌های امنیتی وزارت کشور را با این نگاه مدیریت می‌نمود، شاهزاده سلمان فاقد این نگاه است و روابط بسیار خوبی با آمریکایی‌ها دارد. وی تحصیل‌کرده‌ی آمریکا و مورد حمایت این کشور است و به نظر می‌رسد این شرایط وی را بیشتر به آمریکا نزدیک می‌کند. با توجه به گرایش‌های لیبرالی که سلمان بن عبد العزیز در مقایسه با اسلاف خود دارد، به نظر می‌رسد این به منزله‌ی گرایش وی به سیاست‌های لیبرالی نیست و نمی‌توان امید داشت که وضعیت کنونی عربستان با وجود مقاومت‌های ساختاری تغییرات جدید را پذیرا باشد. هر چند که با توجه به شرایط دگرگون داخلی و منطقه‌ای نمی‌توان این مسئله را از نظر دور داشت که گرایش وی همچون رویه‌ی ملک عبدالله به اصلاحات خواهد بود.

تأثیر بر شرایط داخلی

یکی از مباحثی که این روزها بسیار مطرح می‌شود، تأثیراتی است که مسئله‌ی جانشینی در بعد داخلی عربستان بر جای خواهد گذاشت. در این میان توجه به مسائلی چون انتخاب ولیعهد جدید، ورود نوادگان عبدالعزیز به قدرت، اختلاف میان شاهزادگان برای رسیدن به مقام‌های بالاتر و ... مهم به نظر می‌رسد.

در عین حال مهم‌ترین عواملی که در حوزه داخلی عربستان بر سر انتقال قدرت وجود دارد و تحلیل درست آن‌ها باعث درک بهتر از وضعیت داخلی عربستان می‌شود عبارتند از:

1. نقش شورای بیعت در انتخاب ولیعهد و منشور عبدالعزیز مبنی بر انتقال قدرت به برادران پادشاه؛

منشور عبدالعزیز به عنوان سنت سلطنتی مبنی بر تداوم سلطنت بین برادران، لازم الاجراست و پادشاه از بین مُسن‌ترین آن‌ها انتخاب می‌کند. برخلاف دیگر نظام‌های سلطنتی که قدرت از پدر به پسر می‌‌رسد؛ در این کشور قدرت به برادران شاه انتقال می‌یابد. از این رو بین شاهزادگان و پادشاهان اختلاف سنی زیادی وجود ندارد. از سوی دیگر بافت قدرت در این کشور پیچیده است و این پیچیدگی همواره هوس رسیدن شاهزادگان سعودی به قدرت را تشدید کرده است. شورای بیعت که مکانیزمی برای انتصاب ولیعهد و پادشاه در صورت عدم شایستگی بود، به‌طور غیررسمی تلاشی از سوی ملک عبدالله برای مقابله با سدیری‌های مدعی تصاحب تاج و تخت برشمرده شد. در رأس این شورا، «مشعل بن عبد العزیز» برادر ناتنی ملک عبدالله قرار دارد. این شورا 35 امیر از فرزندان و نوادگان عبدالعزیز را در بر می‌گیرد و مأموریت آن تضمین انتقال مسالمت‌آمیز قدرت از پادشاه به ولیعهد است.

در صورتی که یکی از اعضا به دلیل کهولت سن یا بیماری نتواند در هیئت حضور پیدا کند، یکی از فرزندان وی جانشین آن فرد می‌شود، افزون بر اینکه یک نفر از فرزندان پادشاه و یک نفر از فرزندان ولیعهد نیز به اعضای فوق افزوده می‌شوند.در گذشته ولیعهد براساس معیار سن انتخاب می‌شد، اما هم‌اکنون یکی از مهم‌ترین شاخصه‌های ولیعهد، توانایی رسیدگی به کارهای اداری و سیاسی مملکت و آگاهی از اوضاع داخلی و خارجی است. هر چند که این شورا بر اساس مقتضیات موجود، منطقی عمل می‌نماید، اما با توجه به تغییر نسلی در دهه‌ی آینده‌ی عربستان، با چالش‌های جدّی مواجه خواهد شد.

2. ورود نوادگان عبدالعزیز به چرخه‌ی قدرت یعنی فرزندان عبدالله، سلطان، نایف، فیصل، فهد و دیگران؛

چنانچه می‌دانیم، خانواده‌ی پادشاهی سعودی تعداد زیادی عضو دارد و همه در صدد سهم‌گیری هستند. برخی مانند: «سعود الفیصل» ادعا دارند که در این مرحله باید انتخاب رهبران و ولیعهد جدید به فرزند اولین پادشاه یعنی فیصل برگردد. برخی دیگر نیز بر این نکته اشاره می‌کنند که ولیعهد جدید باید به فرزند آخرین پادشاه که عبدالله کنونی است، برگردد.

شاهزادگان قدرتمند عربستان عبارتند از:

- متعب بن عبدالله، 58 ساله، رییس گارد ملی؛

- مشعل بن عبدالله، 30 ساله، امیر منطقه‌ی نجران؛

- عبدالعزیز بن عبدالله، 48 ساله، معاون وزیر خارجه؛

- بندر بن سلطان، 62 ساله، دبیر شورای امنیت ملی؛

- خالد بن سلطان، 62 ساله، معاون وزیر دفاع؛

- محمد بن نایف، 52 ساله، معاون وزیر کشور؛

- سعود الفیصل، 71 ساله، وزیر امور خارجه؛

- ترکی الفیصل، 66 ساله، رییس اطلاعات سابق و سفیر عربستان در انگلیس و آمریکا

- خالد الفیصل، 71 ساله، امیر مکه؛

- محمد بن فهد، 61 ساله، امیر منطقه‌ی شرقی.

ورود این شاهزادگان و جایگاه آنان در پست‌های حساس به خوبی نشان از ورود آن‌ها به چرخه‌ی قدرت در سال‌های آینده خواهد بود. هر چند که بسیاری از این نوادگان عبدالعزیز در سنین بالا قرار دارند و از این لحاظ اختلاف سنی خیلی زیادی بین فرزندان و نوادگان عبدالعزیز وجود ندارد، اما این تغییر نسلی کاملاً گویای این مسئله است و به‌خصوص در دهه‌ی آینده شاهد تغییرات جدّی خواهیم بود.

3. اعتراض و سکوت برادران و شاهزادگانی چون طلال، مشعل، عبدالرحمن و دیگر شاهزادگان جوان.

گذشته از این دو عامل مهم، برخی از برادرانی که از صدارت و جایگاه ویژه کنار گذشته شده‌اند و تنها به عنوان فرزندان عبدالعزیز مطرح هستند، به طور قطع در این مرحله انتظار دارند که سهم بیشتری از قدرت به دست آورند. از سوی دیگر در داخل شورای بیعت هم در عمل اختلاف‌هایی بروز کرده و جناح‌بندی‌هایی در داخل آن وجود دارد. سایر برادران که سال‌ها مترصد این وضعیت هستند، از این پس فعال‌تر شده و احساس می‌کنند که شاید برای این مقام و منصب شایسته هستند. هر چند گزینه‌هایی چون «طلال بن عبدالعزیز» برادر ناتنی پادشاه شخصیت معروفی است، اما استعفای وی از هیئت بیعت و چهره‌ی ناراضی او از وضعیت موجود، باعث گردیده تا عملاً در حاشیه‌ی قدرت قرار گیرد. همچنین «مشعل بن عبدالعزیز» چهره‌ی متنفذ آل‌سعود هم به دلیل کهولت سن نمی‌تواند صاحب پست ولیعهدی یا پادشاهی باشد.

عربستان هرگز در طول تاریخ موجودیت خود تا این اندازه با چالش، چه در بعد داخلی و چه در بعد منطقه‌ای مواجه نبوده است. تشدید بیماری و کهولت سن شاهزادگان و مرگ دو ولیعهد در کمتر از یک سال باعث فشارهای روز افزون به این کشور در هر دو عرصه‌ی‌ داخلی و منطقه‌ای شده است.

با تحلیل این سه عامل می‌توان گفت که مکانیسم شورای بیعت و منشور عبدالعزیز همچنان می‌تواند وضعیت جانشینی در عربستان را مدیریت کند و اختلاف‌ها و اعتراض پراکنده‌ی برخی چهره‌ها و نبود یک اراده برای مقابله با این منشور نمی‌تواند مشکلاتی جدّی بر نحوه‌ی عملکرد آن ایجاد کند. تنها ورود نوادگان عبدالعزیز که به آن‌ها اشاره شد، می‌تواند یک تغییر نسلی را در قدرت ایجاد کند و طبیعتاً با به قدرت رسیدن فرزندان عبدالله، سلطان، نایف و دیگران تغییرات جدّی در منشور عبدالعزیز و شورای بیعت ایجاد خواهد شد.

تأثیر ولیعهدی سلمان بر شرایط منطقه‌ای عربستان

به طور قطع مرگ ولیعهد عربستان که کمتر از یک سال بود که به این سمت منصوب شده بود، در بعد منطقه‌ای به‌ویژه در حوزه‌ی‌عربی و خود عربستان به نوعی یک تحول و رویداد مهم به شمار می‌رود. از این رو نگاهی به کارنامه‌ی‌ عربستان سعودی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که این کشور در راستای مسائل منطقه‌ای، موفق نبوده‌ است. شاید بتوان ادعا کرد عربستان در سال‌های اخیر به موفقیت چشم‌گیر وپایداری در صحنه‌ی‌ عربی و منطقه‌ای دست پیدا نکرده است.

از سوی دیگر موج تحولات جدید خاورمیانه که منجر به دگرگونی و تغییرات جدّی در کشورهایی چون مصر، تونس، لیبی و دیگر کشورهای منطقه شده است، تأثیراتی را بر عربستان سعودی تحمیل نموده که همواره از بروز آن‌ها در پیرامون خود نگران بود. بخشی از این نگرانی متوجه این مسئله است که منطق سیاست خارجی عربستان بر حفظ وضع موجود و پرهیز از هرگونه تغییر در ثبات داخلی و منطقه‌ای است. علل نگرانی عربستان سعودی از گسترش بهار عربی در منطقه را می‌توان در حفظ حکومت‌های سلطنتی، سقوط متحدین منطقه‌ای و چالش مشروعیت دانست. آنچه برای عربستان در عرصه‌ی روابط خارجی مهم بوده است، حفظ ثبات منطقه‌ای در راستای حفظ ثبات داخلی است.

این تأکید را می‌توان بخشی از ویژگی کلی و همیشگی سیاست خارجی دولت سعودی به حساب آورد. با شناخت این منطق و همچنین وضعیت شکننده‌ای که عربستان در منطقه پیدا نموده است و البته توانست آن را مدیریت کند، روی کارآمدن سلمان بن عبدالعزیز نمی‌تواند تأثیر خاص و تعیین کننده‌ای بر سیاست‌های منطقه‌ای عربستان بر جای بگذارد، هر چند که وضعیت جانشینی در عربستان به قدری حساس شده است که می‌تواند نگاه و توجه عربستان را از سیاست‌های منطقه‌ای به سمت حفظ شرایط داخلی معطوف سازد، اما تغییرات جدّی به شکل تغییر سیاست‌های منطقه‌ای این کشور در یمن، بحرین، سوریه تغییری به خود نخواهد دید و نوع تعامل با آمریکا در منطقه با توجه به ارتباطات سلمان با مجموعه‌های آمریکایی و ارتباطات به‌نسبت خوب وی با سیاستمداران و تصمیم‌گیرندگان آمریکایی، نکته‌ای است که می‌تواند بر تعامل بیشتر و نزدیک شدن سیاست‌های دو کشور مؤثر باشد.

دورنما

به هر حال مرگ دو ولیعهد در کمتر از یک سال، شوک اساسی بر نظام سیاسی سنتی این کشور وارد کرده است و باعث نگرانی‌های سیاسی در هیئت حاکمه شده است. به اعتقاد کارشناسان، عربستان هرگز در طول تاریخ موجودیت خود تا این اندازه با چالش، چه در بعد داخلی و چه در بعد منطقه‌ای مواجه نبوده است. تشدید بیماری و کهولت سن شاهزادگان و مرگ دو ولیعهد در کمتر از یک سال باعث فشارهای روز افزون به این کشور در هر دو عرصه‌ی‌ داخلی و منطقه‌ای شده است.

می‌توان به صراحت گفت که ریشه‌ی معضلات نظام سیاسی و اجتماعی عربستان تا حدود زیادی نشأت گرفته از ساختارهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی این سیستم است که از آغاز پیدایش، هیچ‌گاه از یک نظام سیاسی مطلوب و کارآمد برخوردار نبوده است، به همین دلیل هیچ‌گاه رشد سیاسی متناسب با توانایی اقتصادی خود نداشته و پس از چند دهه از ظهور آن همچنان براساس سنت‌های قبیله­ای عمل می­نماید. جنگ قدرت ­و نیز دیدگاه­ها و توانمندی­های نه چندان قوی رهبران این کشور هیچ‌گاه به این دولت اجازه نداده است که به اصلاح واقعی سیستم سیاسی خود بپردازد. این روند موجب ناکارآمدی وسیع در سیستم سیاسی این کشور شده است و دورنمای قدرت در این کشور را با تردیدهایی مواجه کرده است.

هر چند جایگزینی افراد تندرو با افراد معتدل‌تر می‌تواند در ساختار سیاسی قدرت در عربستان مؤثر باشد، اما کماکان نقش آفرین نیست. چرا که مقاومت‌های ساختاری و وجود سنت‌های قوی در جامعه‌ی‌ عربستان و در جوهره‌ی‌ سیاست و قدرت این کشور، امری نیست که بخواهد با تغییر افراد، شاهد تغییرات جدّی باشیم. به نظر می‌رسد رابطه‌ی‌ خوب سلمان با مجموعه‌های آمریکایی باعث گردد تا ایالات متحده از این قضیه به عنوان فرصتی برای مدیریت اصلاحات در عربستان استفاده کند، اما با توجه به مقاومت‌های ساختاری که به طور طبیعی در عربستان وجود دارد، این اقدام بسان گذشته با احتیاط بیشتری دنبال خواهد شد. از این جهت دوره‌ی‌ سلمان می‌تواند، دوره‌ی‌ ورود عربستان به فرآیند انتقال باشد، به‌خصوص اگر این وضعیت با مرگ ملک عبدالله همراه شود.(*)

*کامران کرمی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل/ برهان/۱۳۹۱/۴/۳

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .