طرح و رد سناریوهای آمریکا برای تسلیح خاورمیانه؛ پنج سناریوی آمریکا برای منطقه

«قرار است هواپیماهای جنگی «اف 15» با ارزش 30 میلیارد دلار، به عربستان سعودی فروخته شود»، «عربستان صاحب 84 فروند هواپیمای جدید و 70 فروند جت خواهد شد.»، «حدود یک‌سال پیش کنگره‌ی آمریکا قرارداد 10 ساله به ارزش 60 میلیارد دلار با عربستان سعودی را تأیید کرد که این قرارداد شامل فروش هواپیمای «اف 15»، بالگرد، موشک‌های مختلف، بمب، رادارهای هشدار دهنده و دستگاه‌های ویژه‌ی دیدار شب هستند»، قرار است عراق از آمریکا جنگنده‌های «اف 16»، تانک کلاه‌های ایمنی و خودروهای ویژه‌ی جاده‌های صعب‌العبور دریافت کند»، «قرارداد 3.5 میلیارد دلاری بین آمریکا و امارات متحده‌ی عربی برای فرستادن تسلیحات انعقاد خواهد شد» و ...

تمام خبرهایی که گفته شد، عناوین رخدادهایی بوده و خواهد بود که در آن صحبت از تسلیح و فروش سلاح به خاورمیانه می‌کند که سوای از تناقضی که در سیاست‌های اعلامی ایالات متحده و مدل اعمالی آن کشور دارد، مورد توجه قرار گرفته است. سیاست اعلامی که بر دموکراسی‌خواهی، مدنیت‌گرایی و ... بنا شده و مدل اعمالی که با بهره‌گیری از تمام ابزارهای سخت و استفاده از قدرت نظامی برای پیشبرد منافع ملی و ایجاد حوزه‌های نفوذ مورد پی‌گیری قرار گرفته است و همین، نگارنده را بر آن داشت تا به هدف غایی و رسالت دستگاه دیپلماسی ایالات متحده برای تسلیح خاورمیانه در قالب طرح و رد سناریوهای این کشور بپردازد و طی 5 مورد سناریوهای مطرح شده را مورد بررسی و تدقیق قرار دهد.

«طرح و رد سناریوهای آمریکا»

1. تلاش برای احیا و تجدید سیاست‌های دفاعی در منطقه؛

در چارچوب این سناریو باید اشاره کرد که تسلیح خاورمیانه مسئله‌ی تازه‌ای نبوده و نیست. مسئله‌ای است که هم ریشه در گذشته دارد و هم آینده مرهون آن خواهد بود. اگر نگاهی به معادلات دهه‌های 1960 و 1970م. در خاورمیانه داشته باشیم و تمرکز توجه خود را بر خاورمیانه قرار دهیم و به مهره‌چینی‌های منطقه توسط آمریکا تحت سیاست موازنه‌ی هژمونیک بیشتر توجه کنیم؛ به علت‌یابی تسلیح خاورمیانه خواهیم رسید.

وجود دو کشور ایران و عربستان که دو قطب منطقه برای ایجاد توازن، تحت سلطه‌ی ابرقدرت برای ثبات در منطقه بودند (یکی قدرت نظامی و دیگری قدرت اقتصادی که براساس سیاست دوستونی نیکسون، دو پایه‌ی ثبات در منطقه محسوب می‌شدند و افزایش توان یکی به منزله‌ی بازتولید توان دیگری بود)، مؤید این گزاره بوده است. با از دست دادن ایران دست نشانده، آمریکا رژیم صهیونیستی را به‌عنوان بازوی نظامی و البته جایگزین ایران برای حفظ ثبات هژمونیک در خاورمیانه قلمداد کرد. به‌دنبال افزایش توان تسلیحاتی و اقتصادی ایران، زحمت آمریکا برای تسلیح بیشتر این قدرت‌ها بیشتر شده و در جهت بازتولید سیاست‌های دفاعی خود در منطقه عمل کرده است.

از نظرگاه نگارنده، این سناریو اگرچه سبقه‌ی تاریخی دارد ولی توان تحلیل شرایط فعلی معادلات منطقه را ندارد؛ چرا که نخست، وجود عربستان مسلح شده همان‌قدر که (به دلیل وادادگی) می‌تواند بقای آمریکا در منطقه را تثبیت کند، به‌همان میزان (به‌دلیل احتمال انتقال قدرت به مردم این کشور که از نظرگاه اتاق فکرهای آمریکا نیز دور نمانده)، می‌تواند موجبات خطر برای آمریکا را فراهم کند و به‌طور بالقوه به‌عنوان تهدیدی برای اسراییل محسوب شود.

دوم، این گزاره در صورتی می‌تواند به صحت نزدیک شود که نگاه آمریکا به تسلیح عربستان باشد و روند تسلیح سایر کشورهای منطقه را مسکوت گذاشته باشد. این در حالی است که فرآیند تسلیح عراق، امارات و قطر (همان‌طور که در مقدمه اشاره شد) به وضوح رصد می‌شود.

سوم و از همه مهم‌تر اینکه تسلیح کشورهای عربی و به‌خصوص عربستان موازنه‌ی راهبردی در خاورمیانه که نقطه‌ی تمرکز این سناریو است را بر هم می‌زند و این باب میل اسراییل نخواهد بود. ولی اینکه اسراییل آگاهانه نسبت به چنین قراردادهایی سکوت کرده، خود نشان دهنده‌ی این است که هدفی فراتر از سیاست‌های دفاعی آمریکا در حال تعقیب است.

2. ایجاد رقابت‌های تسلیحاتی در منطقه و ایجاد منطقه‌ای بی‌ثبات برای کاهش قیمت طلای سیاه؛

یکی دیگر از سناریوهای مطرح شده، تلاش آمریکا برای تشدید رقابت نظامی در منطقه برای نبود آرامش و توافق احتمالی در جهت افزایش قیمت نفت بین اعضای اوپک است. بی‌تردید چرخه‌ی صنعت این کشور براساس نفت می‌چرخد و توافق کشورهای صادرکننده برای افزایش قیمت طلای سیاه موجبات ضرر این کشور را فراهم خواهد کرد. از نظر نگارنده، این سناریو نیز مردود است، چرا که اگر بخشی از واقعیت را تداعی کند، ولی توان انعکاس تمام واقعیت را ندارد. چرا که موارد استثنایی (البته زیاد) مثل جنگ اعراب و اسراییل در شرایط افزایش قیمت نفت نیز شکل گرفته است. افزون بر این، تهدید اخیر ایران به بستن تنگه‌ی هرمز که مجرای 40 درصد کل نفت خام دنیاست از یک‌سو و توجه نکردن آمریکا و امضای تحریم بانک مرکزی توسط اوباما از دیگر سو، نشان دهنده‌ی نفت محور بودن سیاست خارجی این کشور نیست.

وجود عربستان مسلح شده همان‌قدر که (به دلیل وادادگی) می‌تواند بقای آمریکا در منطقه را تثبیت کند، به‌همان میزان (به‌دلیل احتمال انتقال قدرت به مردم این کشور که از نظرگاه اتاق فکرهای آمریکا نیز دور نمانده)، می‌تواند موجبات خطر برای آمریکا را فراهم کند و به‌طور بالقوه به‌عنوان تهدیدی برای اسراییل محسوب شود.
3. تلاش آمریکا برای ایجاد بحران‌های بین‌المللی در جهت اثبات حضور خود؛

«منطق ثبات مبتنی بر هژمونی لایه‌ی رویی یا نیمه‌ی پر (و البته قابل رؤیت) سیاست نظم نوین جهانی است که در آن آرامش بین‌المللی وجود دارد. لایه‌ی پنهانی و نیمه‌ی پنهان این سیاست پشت درهای اتاق‌های فکر آمریکا و مراکز اطلاعاتی این کشور مستقر شده و این خلاف سیاست اعلامی و اولیه‌ی آن است». این گزاره را مورد واکاوی قرار می‌دهیم. مدل اعمالی تشدید ناآرامی‌های مدنی و بین‌المللی در کشورهای مختلف به این دلیل یکی از اهداف آمریکاست که به نظر نگارنده، به‌عنوان دلیلی برای ثبات مبتنی بر هژمون از آن یاد می‌شود و آن پی‌گیری «منطق ایجاد ناآرامی» در سطح بین‌الملل است. چرا که حضور این کشور در مناطق مختلف را توجیه می‌کند. افزایش حجم تسلیح کشورهای خاورمیانه نیز در همین بستر قابل توجیه است.

فروش تسلیحات به کشورهای عربی عامل سردی نگاه مردم و جنبش‌های مدنی در این کشورها و متعاقباً دست نشانده خواندن این دولت‌ها توسط مردم خواهد بود. آن چیزی که ابتدای به ساکن به ذهن خطور می‌کند، این است که وجود ناامنی در کشورهای تسلیح شده، منافع آمریکا را ایجاب می‌کند، چرا که به حضور این کشور به عنوان «کارگزار ایجاد نظم» در نظام توزیع قدرت بین‌الملل، مشروعیت خواهد داد که در صورت ثبات بین‌المللی، نیازی به آن قدرت، نبوده و نیست. این البته سوای از وجود دشمن بیرونی (که همیشه منطق آمریکا بوده)، برای وحدت داخلی در کشوری است که آماج خیزش مدنی ضد وال استریت (یا ضد نظام سرمایه‌داری) شده است.

4. توجیه تقویت توان نظامی صهیونیست‌ها؛

تسلیح کشورهای خاورمیانه توسط آمریکا به این دلیل که از نظر کشورها و افکار عمومی تهدیدی برای اسراییل و نظام تسلیحاتی این کشور محسوب می‌شود، توجیهی برای نظام دیپلماسی تسلیحاتی آن کشور و افزایش توان نظامی آن است. آمریکا از هیچ منطق تئوریک و پارادایمی برای افزایش قدرت نظامی اسراییل برخوردار نبوده و نیست و تنها ابزار این کشور توجیهی است که از افزایش نظامی‌گری سایر کشورها به‌دست می‌آورد. به‌عبارت دیگر، سوق دادن افکار عمومی دنیا برای همسویی با اسراییل در جهت افزایش توان نظامی این کشور، نیاز به توجیه محکمی دارد که افزایش نظامی‌گری کشورهای همسایه‌ی این کشور، توجیه خوبی در این زمینه و برای این کشور است.

5. تلاش برای نجات اقتصاد ملی رو به زوال.

اقتصاد به گل نشسته‌ی نظام سرمایه‌داری آمریکا که در نوع خود در تاریخ نمونه نداشته است (به‌گونه‌ای که عده‌ای از تحلیل‌گران آن را با بحران 1929م. نیز قابل قیاس دانسته‌اند)، برای احیای خود چه در بعد تولید ارز و تولید ناخالص ملی و چه در بعد پوشش مشکلات اجتماعی چون بیکاری، فقر و نابسامانی‌های مدنی، نیازمند عامل مشوقی برای برون رفت از وضعیت فعلی است. تزریق پول به اقتصاد بیمار ایالات متحده‌ی آمریکا یکی از عوامل محرک فضای نابسامان فعلی در اقتصاد این کشور خواهد بود.

اینکه این هدف (که احتمالا یکی از اهداف غایی تسلیح خاورمیانه است) از نگاه نخبگان سیاسی کشورهای منطقه مغفول مانده، نشان‌دهنده‌ی بی‌درایتی دیپلماتیک یا وادادگی فکری است، چرا که به بهانه‌ی ثبات منطقه نه‌تنها موجبات بی‌ثباتی منطقه را فراهم می‌کنند، بلکه بر اقتصاد به گل نشسته‌ی خود پوشش نهاده، راه برون رفت از وضعیت فعلی خویش را پیدا خواهند کرد.

برای تأیید نظر خود، به سخنان سخنگوی کاخ سفید اشاره می‌کنم: «قرارداد نظامی عربستان با آمریکا بیش از 50 هزار فرصت شغلی در این کشور پشتیبانی می‌کند و سالیانه 3.5 میلیارد به اقتصاد [بخوانید بیمار] این کشور کمک می‌کند.» ناگفته پیداست این امر ممکن است در لوای تهدید جلوه دادن ایران، ایجاد ثبات و نظم نوین جهانی، تقویت توان نظامی اسراییل، ثبات مبتنی بر هژمون، رقابت تسلیحاتی یا هر عنوان یا برچسب دیگری به‌وجود آید.(*)

*رضا رحمتی؛ کارشناس مسائل بین‌الملل/برهان/۱۳۹۱/۵/۱

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .