شکست ساکاشویلی، پایان انقلاب‌های رنگی

نزدیک به یک دهه از عمر انقلاب‌های رنگی در جمهوری‌های شوروی سابق نمی‌گذرد که خبرها حکایت از پایان این حکومت‌ها دارد. شکست رهبران قرقیزستان و اوکراین و در حال حاضر گرجستان، فروپاشی آخرین بقایای چنین حکومت‌هایی را بیان می‌کند. انتخابات پارلمانی گرجستان در اول اکتبر برگزار شد، نتایج آرا از شکست حزب «اتحاد ملی» به رهبری ساکاشویلی، رئیس‌جمهور گرجستان، حکایت دارد. کمیسیون انتخابات گرجستان روز سه‌شنبه اعلام کرد بر اساس نتایج مقدماتی انتخابات پارلمانی گرجستان، ائتلاف مخالفان به رهبری بیدزینا ایوانیشویلی از حزب(اتحاد ملی) میخائیل ساکاشویلی، رئیس‌جمهور این کشور پیشی گرفت. آنچه مهم به‌نظر می‌رسد، این است که شکست ساکاشویلی، رهبر غرب‌گرای گرجستان در انتخابات، بیانگر این است که انقلاب‌های رنگی که با حمایت کشورهای خارجی از جمله غرب تشکیل شده‌اند، نمی‌توانند برای مدت طولانی پایدار بمانند و عمر چنین حکومت‌هایی کوتاه است. شکست ساکاشویلی در گرجستان که آغازگر انقلاب‌های رنگی در جهان بود، می‌تواند پایانی بر انقلاب‌های رنگی باشد و منافع غرب را در کشورهای شوروی سابق کاهش دهد.

میخائیل ساکاشویلی، در دسامبر 2003، با حمایت سیاسی آمریکا و حمایت مالی بنیاد سوروس، ادوارد شواردنادزه، رئیس‌جمهور وقت گرجستان را از قدرت خلع کرد و زمینه را برای به دست گرفتن قدرت در گرجستان فراهم ساخت. ساکاشویلی در ژانویه 2004 از طرف مردم به‌عنوان رئیس‌جمهور این کشور انتخاب شد و از همان ابتدا، سیاست‌های متمایل به غرب و دوری از روسیه را در رأس برنامه‌های خود قرار داد. وی در سال 2008 برای بار دوم نیز به ریاست‌جمهوری گرجستان برگزیده شد. انتخابات پارلمانی گرجستان که در اول اکتبر برگزار شد، از پیروزی رقيب اصلی ساکاشویلی، بيدزينا ايوانيشويلی، ميلياردر گرجستان از حزب ائتلافی رؤیای گرجستان حکایت دارد که خواستار بهبود روابط گرجستان با روسيه ‌است. بر اساس آرای شمارش شده، حزب ائتلاف رؤیای گرجستان تحت رهبری بیدزینا ایوانیشویلی، حدود 3/53 درصد آرا را کسب کرده، در حالی که حزب اتحاد ملی گرجستان به رهبری ساکاشویلی تنها 5/41 درصد آرا را به دست آورده است. پیروزی اپوزیسیون دولت و طرفدار روسیه در انتخابات پارلمان می‌تواند به اقتدار ساکاشویلی در گرجستان پایان دهد. رهبران برخی کشورها از جمله قرقیزستان و اوکراین که به‌واسطه انقلاب‌های رنگی و با حمایت غرب روی کار آمده‌اند، بعد از گذشت نزدیک به یک دهه همه آن‌ها به شکست منجر شده‌اند. ساکاشویلی رهبر کنونی گرجستان، یکی از افرادی است که با انقلاب رز در سال 2003 به قدرت رسید و بعد از گذشت 9 سال در مسیر فروپاشی قرار دارد. با توجه به اینکه پس از پایان ریاست‌جمهوری ساکاشویلی در اوایل سال 2013 قدرت رئیس‌جمهور کاهش خواهد یافت و قدرت اصلی به نخست‌وزیر منتقل خواهد شد و بر اساس قانون اساسی جدید، قدرت پارلمان در این کشور افزایش می‌یابد و توجه به اینکه ساکاشویلی نمی‌تواند برای سومین دوره به‌عنوان رئیس‌جمهور انتخاب شود، نشان می‌دهد که رهبر غربگرای گرجستان، دیگر جایی در هرم قدرت ندارد و باید قدرت را به رقیب خود واگذار کند. با پيروزي مخالفان در گرجستان این اولین بار در تاریخ این کشور پس از فروپاشی شوروی سابق است که انتخابات و نه انقلاب، باعث انتقال قدرت می‌شود. فروپاشی چنین حکومتی می‌تواند نفوذ آمریکا را در منطقه قفقاز که در دهه اخیر در حال افزایش بود، با مشکلات عدیده‌ای مواجه کند. گرجستان جای پای خوبی برای آمریکا در حیاط‌خلوت روسیه بود تا بتواند به اهداف خود که نظارت بیشتر بر روسیه و ایران است، دست پیدا کند؛ اما شکست در انتخابات و پیروزی اپوزیسیون طرفدار روس، تمام معادلات غرب را در منطقه بر هم خواهد زد و نفوذ روسیه را همچون گذشته در قفقاز افزایش خواهد داد.

دلایل شکست ساکاشویلی:

1- ناتوانی در حل مشکلات اقتصادی

یکی از شعارهای انتخاباتی ساکاشویلی در سال 2004، کاهش مشکلات اقتصادی مردم بود. ساکاشویلی در دوران ریاست‌جمهوری خود نتوانست به اوضاع اقتصادی گرجستان سر و سامان دهد و این اقدامات، نارضایتی مردم را در پی داشت. با توجه به نقش مهم اقتصاد در زندگی مردم، وضعیت اقتصادی هر کشوری برای شهروندان اهمیت دارد؛ اگرچه دولت گرجستان در سال‌های زمامداری ساکاشویلی، روابط خود را با آمریکا و رژیم صهیونیستی افزایش داد و در صدد بود تا با استفاده از تکنولوژی غرب به اوضاع اقتصادی سر و سامان دهد؛ اما نتوانست اوضاع اقتصادی مردم را بهبود بخشد. ساکاشویلی به دنبال این بود تا با گسترش روابط گرجستان با اتحادیه اروپا و آمریکا بتواند مشکلات اقتصادی را تا حدودی کاهش دهد اما با توجه به بحران‌هایی که در طی دوران ریاست‌جمهوری وی رخ داد، این اقدام چندان موفقیت‌آمیز نبود و دولت ساکاشویلی نتوانست به اهداف خود دست پیدا کند. امروزه توسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی بی‌معنا است و این دو مفهوم در تعامل تنگاتنگ با یکدیگر هستند و توسعه سیاسی بدون توسعه اقتصادی امکان‌پذیر نیست. اوضاع بد اقتصادی گرجستان یکی از دلایل اصلی نارضایتی مردم از دولت بود تا شهروندان گرجی به حمایت از سرمایه‌دار تازه‌به‌دوران رسیده و رقیب اصلی ساکاشویلی روی آورند که در نهایت، به شکست دولت ساکاشویلی در انتخابات منجر شد.

2- دشمنی با روسیه و گرایش به غرب

ساکاشویلی از همان آغاز زمامداری در گرجستان، دوری از روسیه و گرایش به غرب را در سیاست‌های کاری خود قرار داد و این عامل باعث شد تا روابط روسیه و گرجستان با چالش‌های متعددی مواجه گردد. روسیه همواره از جمهوری‌های شوروی سابق به‌عنوان خارج نزدیک خود یاد می‌کند و هرگونه نفوذی از طرف غرب در این مناطق را در تضاد با منافع ملی روسیه می‌داند. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای دشمنی گرجستان با روسیه،‌ به راه افتادن جنگ با این کشور در سال ۲۰۰۸ و استقلال دو منطقه اوستیای جنوبی و آبخازیا از خاک گرجستان بود که برای مردم این کشور بسیار گران تمام شد و نارضایتی مردم از اقدام خودسرانه دولت را باعث شد. جنگ اوستیای جنوبی، نمونه بارز اقدام روسیه برای حفظ منافع خود در منطقه و تقابل با غرب بود و نشان داد که روسیه برای حفظ منافع خود حاضر است حتی به اقدام نظامی دست بزند و نشان دهد هرگونه تهاجم به منافع روسیه که با پشتیبانی آمریکا همراه باشد، با واکنش جدی از طرف کرملین مواجه خواهد شد.

گسترش روابط با غرب توسط یک کشور همجوار با روسیه، تهدیدی علیه منافع راهبردی روسیه محسوب می‌شود. ساکاشویلی با توجه به اینکه با حمایت آمریکا روی کار آمد، تلاش کرد تا کشور خود را به سمت گسترش همکاری‌ها با غرب هدایت کند اما در این بین، دشمنی با روسیه را به جان خرید و در جنگ اوستیا، بخشی از خاک خود را از دست داد. در این جنگ، آمریکا نشان داد که حامی خوبی برای گرجستان نیست و حاضر نیست به‌خاطر کمک به متحد خود در قفقاز با روسیه درگیر شود. گرجستان در دوره ریاست‌جمهوری ساکاشویلی به متحد نزدیک ایالات متحده تبدیل شد و تلاش بسیاری را برای ورود به اتحادیه اروپا و ناتو انجام داد. عدم حمایت آمریکا از دولت گرجستان در جنگ اوستیای جنوبی باعث شد تا نگرش مردم به سیاست‌های غرب‌گرایانه ساکاشویلی تغییر پیدا کند و بذر نارضایتی بین مردم کاشته شود.

فروپاشی انقلاب‌های رنگی در جهان که توسط حامیان غربی به‌وجود آمده‌اند، بیانگر این مفهوم است که نداشتن پایگاه مردمی در داخل کشور می‌تواند به فروپاشی نظام حاکم منجر شود. فروپاشی رهبران اوکراین، قرقیزستان و در حال حاضر گرجستان می‌تواند نشانه پایان یافتن انقلاب‌های رنگی در جهان باشد. چنین حکومت‌هایی به دلیل نداشتن پایگاه مردمی نمی‌توانند برای مدت طولانی به حکومت خود ادامه دهند. شکست ساکاشویلی در منطقه حساس قفقاز و در حیاط‌خلوت روسیه، برنامه‌های آمریکا را برای گسترش ناتو به شرق و ایجاد پایگاه‌های جدید در منطقه با مشکل مواجه خواهد کرد و کفه ترازو به نفع روسیه سنگینی خواهد کرد.

شکست ساکاشویلی، پایان انقلاب‌های رنگی / روح‌الله صالحی دولت‌آباد /بصيرت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .