شهيد مطهري و مسئله ايرانيت

مطهري داراي امتيازات خاصي در دوره خود بود. از جمله اين امتيازات، توانايي در فهم عميق تحولات روز در حوزه انديشه بشري و بررسي آنها براساس ملاك‌ها و معيارهاي ديني و شجاعت در بيان انحرافات بود.بر همين اساس آثار بياني و قلمي استاد مطهري تفاوت قابل ملاحظه‌اي با آثار ديگر فرزانگان و علماي دين دارد. حضرت امام(ره) آثار مطهري را بدون استثنا مورد تأييد و همگان را به بهره‌برداري از آن توصيه فرمودند. يكي از آثار شهيد مطهري، كتاب بسيار ارزشمند خدمات متقابل اسلام و ايران است. اين كتاب در سال 1349 انتشار يافت و تا آبان‌ماه سال 1357 با مقدمه شهيد مطهري، هشت بار به زير چاپ رفت. يكي از نزديكان شهيد مطهري نقل مي‌كرد كه پس از انتشار اين كتاب، عده‌اي از دوستان به آقاي مطهري خرده گرفتند كه در شرايط كنوني، موضوعات مهم‌تري وجود دارد كه نيازمند تبيين است و چه ضرورتي داشت كه شما به چنين موضوعي بپردازيد.

شهيد مطهري كه در دورانديشي و آينده‌پژوهي كم‌نظير بود، بيان مي‌دارد كه امواجي از مليت‌گرايي در راه است و اين امواج اساس اسلام را نشانه مي‌رود. پس از مدتي تلاش گسترده رژيم ستم‌شاهي براي حذف ملاك‌ها، شاخص‌ها و ارزش‌هاي ديني با جايگزين كردن ملاك‌هاي ملي و قومي، از جمله تاريخ شاهنشاهي به جاي تاريخ هجري شمسي و برپايي جشن‌هاي 2500 ساله، نشان داد كه مطهري در تشخيص انحرافات، توطئه‌ها و دسيسه‌هاي دشمنان عليه اسلام از شم بالايي برخوردار است. مطهري در اين كتاب سه موضوع را مورد بررسي دقيق قرار مي‌دهد. موضوع ملت‌پرستي در عصر حاضر و جايگاه تفكر و انديشه ملي‌گرايي و قوم‌گرايي در انديشه ديني، موضوع خدمات اسلام به ايران و موضوع خدماتي كه ايران و ايرانيان به اسلام داشته‌اند، محورهاي اصلي كتاب است.

آنچه اين روزها تحت عنوان مكتب ايراني بيان شده و متأسفانه بر آن تأكيد مي‌گردد، با اندك تأملي در انديشه‌ها و‌ آراي شهيد مطهري، به خوبي روشن مي‌شود كه هيچ تفاوتي با آن انديشه ملت‌پرستي و قوم‌گرايي كه اسلام را نشانه رفته ندارد. شهيد مطهري در اين راستا مي‌نويسد: «حقيقت اين است كه مسئله مليت‌پرستي در عصر حاضر براي جهان اسلام، مشكل بزرگي به وجود آورده است. گذشته از اينكه فكر مليت‌پرستي خلاف اصول تعليماتي اسلام است، اين فكر مانع بزرگي است براي وحدت مسلمانان».

استاد مطهري ضمن بيان اينكه جامعه اسلامي از ملل مختلف تشكيل شده و به رغم گوناگوني از نظر نژاد و قوميت داراي فكر واحد، آرمان واحد و احساسات واحد است، جدايي ميان آنها را مربوط به حكومت‌ها و سياست‌هاي آنان در قرون جديد مي‌داند. شهيد مطهري موج مليت‌گرايي را يك توطئه استعماري بر مبناي اصل «تفرقه‌بينداز و حكومت كن» ارزيابي كرده و با اشاره به سياست‌هاي استعمار مي‌گويد: «راهي بهتر از اين نديد كه اقوام و ملل اسلامي را متوجه قوميت و مليت و نژادشان كند و آنها را سرگرم افتخارات موهوم نمايد. به هندي بگويد تو سابقه‌ات چنين است و چنان، به ترك بگويد نهضت جوانان ترك ايجاد كن و «پان تركيسم» به وجود آور، به عرب (كه از هر قوم براي پذيرش تعصبات آماده‌تر است) بگويد روي عروبت و «پان عربيسم» تكيه كن و به ايراني بگويد نژاد تو آرياست و تو بايد حساب خود را از عرب كه نژاد سامي است جدا كني».

اگر از منظر ديني، هم مسلمانان بايد يك امت واحده را تشكيل دهند، از نظر استاد مطهري قوميت‌گرايي و تكيه هريك از ملل اسلامي بر افتخارات قومي خود، مي‌تواند آنها را تكه‌تكه كرده و در برابر هم قرار دهد. با انقلاب اسلامي، شعار وحدت اسلامي به يك اصل در سياست خارجي جمهوري اسلامي تبديل شد.

حضرت امام خميني(ره) براي تحقق اين شعار و شكل‌گيري وحدت اسلامي، اولويت خاصي قائل بودند و از طرح هر موضوع اختلاف‌‌انگيز در اين راستا پرهيز كرده و به شدت ديگران را هم پرهيز مي‌دادند. بيداري اسلامي از دستاوردهاي ارزشمند انقلاب اسلامي است كه هم‌اكنون در منطقه خاورميانه و شمال آفريقا انقلاب‌هاي بزرگي را پديد آورده و مي‌رود تا زمينه‌هاي همگرايي عملي را ميان مسلمانان در حوزه سياسي فراهم سازد. دشمنان به شدت نگران تحقق قطب قدرت اسلام با محوريت جمهوري اسلامي ايران هستند. نگراني آنان از اين جهت است كه مردم ايران پرچم اسلام را برافراشته و ايرانيان از اين جهت كه عامل بيداري اسلامي هستند، مورد توجه ساير مسلمانان از ملل گوناگون قرار گرفته‌‌اند.

حال سؤال اين است كه دقيقاً در چنين شرايطي كه ساير مسلمانان به ايراني‌ها، به عنوان پرچمداران اسلام ناب مي‌نگرند، طرح مكتب ايراني از سوي افراد ذي‌نفوذ و مؤثر در حكومت و دولت اسلامي ايران چه معنايي دارد و چه اهدافي را تعقيب مي‌كند؟ آيا طرح مكتب ايراني به آن هدف آرماني ملت ايران در انقلاب اسلامي براي تشكيل امت اسلامي كمك مي‌كند يا به‎عكس زمينه‌ها و بسترهاي فراهم شده براي اين كار از ابتداي پيروزي انقلاب تاكنون را نيز مخدوش مي‌سازد؟ ممكن است بانيان و حاميان طرح مكتب ايراني بگويند، مكتب ايراني متفاوت از مليت ايراني و يا ناسيوناليسم قومي و نژادي بوده و در واقع بيانگر قرائت ايراني‌ها از اسلام است. هرچند در اين سخن نيز جاي تأمل فراوان است، لكن از اساس اين توصيه غيرقابل پذيرش است.

عمده دليل براي قابل پذيرش نبودن اين نوع توصيه، حركت به سمت نوعي باستان‌گرايي از سوي بانيان طرح مكتب ‌ايراني است. وقتي كساني كه مكتب ايراني را مطرح مي‌كنند به موازات آن به سراغ هخامنشيان و منشور كورش، برجسته‌سازي جشن‌هاي نوروز و قداست‌بخشي به آن مي‌روند، تمامي ناظران بيروني را به اين جمع‌بندي مي‌رسانند كه اين حركت نمي‌تواند ماهيت ديني و اسلامي داشته باشد. در همين راستا ملاحظه شد وقتي براي اولين بار موضوع مكتب ايراني مطرح گرديد، برخي از جريان‌هاي معاند و از جمله وهابي‌ها در شبكه‌هاي رسانه‌اي خود به ويژه در عربستان سعودي چه جار و جنجال‌هايي به راه انداختند.دكتر يدالله جواني، پايگاه بصيرت، 91/02/02

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
7 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .