شرک ضد انقلاب؟

سلام أيا مي توان گفت ضد انقلاب مشرك است؟

دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز ، واژه «مشرك» اصطلاحي ديني ، كلامي و اعتقادي است و در اصطلاح قرآني به شخصي اطلاق مي‌گردد كه براي شخصي يا شيئي وجودي مستقل و مؤثر، در عرض خداوند قائل باشد و در اعمال خود سهم و نصيبي براي غير خدا قائل شود. (مصطفوي، حسن؛ التحقيق في كلمات القرآن الكريم، تهران، بنگاه ترجمه ونشر كتاب، ۱۳۶۰ش، ج‌۶، ص 50) بر اين اساس شاخصه مشرك بودن يا نبودن افراد ، پذيرش يا رد انقلاب اسلامي نمي باشد تا اينكه فردي را به صرف اينكه ضد انقلاب مي باشد مشرك بدانيم ، البته ممكن است برخي به استناد برخي روايات همچون مقبوله عمر بن حنظله ، ضد انقلاب را كه طبيعتا راي و نظر ولي فقيه را قبول نمي كند مشرك بدانند چنانكه به عنوان مثال آيت الله مصباح يزدي در سخنراني خويش چنين مي گويند :« طبق نظر بزرگان فقها، مشروعيت ولي فقيه از خداست، چون به‌عنوان نايب امام حكومت مي‌كند و خداوند، پيامبر و امامان اين مطلب را فرموده‌اند؛ پس براي اين‌كه در اجراي حكومت، ولي فقيه مشروعيت حكومت خود را از خدا مي‌گيرد، وقتي حكمي بر طبق احكام الهي صادر شد، هيچ كس حق مخالفت ندارد و مخالفت با او به معناي شرك به خداست. » ايشان در همايش «زلال ولايت» در مشهد مقدس نيز با اشاره به بعضي از روايت‌ها در خصوص لزوم تبعيت از ولي فقيه در صحبت مشابهي چنين اظهار نظر نموده اند : «مسلماً به غير از پيامبر(ص) و ائمه(ع)، كسي معصوم نيست و هر كس كه در جايگاه ولي فقيه قرار گيرد، احتمال صدور خطا از او وجود دارد، ولي اين احتمال بهانه خوبي براي مخالفت با او نيست، زيرا بر اساس روايات، مخالفت با ولي فقيه جامع‌الشرايط مخالفت با اهل‌بيت(ع) است و مخالفت با اهل‌بيت(ع) در حد شرك معرفي شده است.»(نقل از پايگاه اطلاع رساني آيت الله مصباح يزدي) چنين ديدگاهي مستند به حديثي از امام صادق در وسايل الشيعه ج 18ص98 و اصول كافي ج1 ص67 مي باشد كه متن آن چنين مي باشد : «من كان منكم قد روي حديثنا و نظر في حلالنا و حرامنا و عرف احكامنا فليرضوا به حكماً فاني قد جعلته حاكماً عليكم، فاذا حكم بحكمنا فلم يقبل منه فانّما استخف بحكمنا و علينا رد و الرادّ علينا كالراد علي الله و هو علي حد الشرك بالله» بر طبق اين روايت امام صادق عليه السلام شيعيان را به مراجعه به فقها فرا مي خواند و از آنان مي خواهد تا حاكميت فقيه و راي و نظر او را بپذيرند آنگاه ادامه مي دهد كه اگر كسي حكم حاكم (ولي فقيه) را خوار شمرده و آن را قبول نكند گويي حكم امام معصوم را رد كرده و كسي كه حكم امام معصوم را رد كند حكم الهي را رد كرده كه رد حكم الهي در حد شرك مي باشد به عبارتي بهتر طبق اين روايت معيار اساسي براي شرك يا عدم شرك تبعيت يا عدم تبعيت از ولي فقيه دانسته شده است ، با تمام اين احوال ، آنچه مسلم است و همانگونه كه اشاره خواهد شد آيت الله مصباح يزدي نيز بدان تصريح دارند مقصود از شرك در اين روايت ، شرك اصطلاحي كه باعث خروج از دين مي گردد نمي باشد ، توضيح اينكه شرك مفهومي است كه معاني ، تقسيمات و كاربردهاي متفاوت دارد از جمله شرك در ادبيات ديني به دو گونه تقسيم ميشود : شرك جلي و شرك خفي كه اولي همان شريك قائل شدن براي خداوند در خالقيت يا ربوبيت و ... مي باشد كه اين مساله باعث كفر فرد و خروج از دين مي شود اما مراتب پايين تري از شرك وجود دارد كه به صورت طيف بندي شده وجود پيدا مي كند اما موجب خروج فرد از دين نمي شود مثال بارز اين نوع شرك ريا كردن در عبادت مي باشد كه فرد رياكار با وجود اينكه مسلمان مي باشد اما از آنجايي كه به هنگام به جاي آوردن عبادت به جاي توجه خالصانه به خدا و انجام آن فقط براي خداوند متعال خود نمايي و جلب توجه ديگران را در نظر مي گيرد لذا عمل او شرك آميز تلقي مي گردد و به تناسب ميزان عدم خلوص عمل از پاداش عملش كم خواهد شد يا مجازات خواهد ديد . مساله عدم اعتقاد به ولايت فقيه نيز چنين داستاني دارد و در آن همانگونه كه آيت الله مصباح يزدي نيز در همين سخنراني تاكيد كرده اند با وجود اينكه از ديدگاه اسلامي تنها منبع مشروعيت خداوند متعال مطرح شده است كسي كه ولايت فقيه را قبول نمي كند در واقع منبع مشروعيتي غير از خداوند متعال را با خداوند شريك دانسته و در نتيجه به گناهي آلوده شده است كه مجازات آن در حد مجازات شرك مي باشد اما با اين وجود اين نوع از شرك به دليل اينكه از دائره شرك جلي خارج مي باشد لذا فرد همچنان مسلمان مي باشد چنانكه خود آيت الله مصباح يزدي نيز در كتاب نظريه سياسي اسلام در تاييد سخن ما اشاراتي داشته اند از جمله در صفحه 115 كتاب پس از بيان روايت مذكور چنين مي گويند : « بر اساس روايت فوق اگر فقيه جامع الشرايطي متصدي تشكيل حكومت و يا انجام امور حكومتي شد كسي كه با او مخالفت كند و سخن و فرمان او را رد كند مثل اين است كه با امامان معصوم مخالفت كرده باشد و مخالفت با آنها در حكم و در حد شرك به خداوند است . البته اين شرك از قبيل شرك در ربوبيت تكويني نيست بلكه شرك در ربوبيت تشريعي است » حال با توجه به آنچه گفته شد وقتي عدم پذيرش اصل ولايت فقيه كه مستندات ظاهري براي مشرك بودن مخالفانش وجود دارد باعث مشرك بودن فرد به معناي اصطلاحي كلامي آن نمي شود ، عدم پذيرش انقلاب اسلامي به طريق اولي باعث مشرك بودن فرد نمي گردد .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .