شاخصه‌هاي اعتدال در مکتب امام خميني(ره) / حسين عبداللهي فر

اين روزها بازار تعريف از «اعتدال و اعتدالگرايي» داغ است و بسياري سعي دارند متناسب با شرايط زماني و منافع خود به ارائه تعريف دلخواه خود از اين واژه بپردازند. در حالي که تعريف بايد داراي ويژگي فرازماني و فرامکاني باشد تا در هر شرايطي از عهده معرفي معرف خويش برآيد. بر��ي با نگاه گفتماني تلاش مي کنند دال‌هاي مورد نظر خود چون «عقلانيت و ميانه روي» را به عنوان دال‌هاي برتر اين گفتمان گنجانيده و با قرار دادن آنها در برابر انقلابيگري و معنويت در واقع آن را به سود جريان سياسي خويش مصادره کنند. از اين نوع تعريف مي‌توان به عنوان «اعتدالگرايي اصلاح طلبانه» ياد کرد.

در مقابل، عده اي با نگراني از موفقيت دسته اول و نهايتا تبديل اعتدالگرايي به افراطي گري، با اين استدلال که گفتمان اعتدال تاکنون مابه ازاء خارجي نداشته و هر چيزي را مي‌توان در پوشش آن به عنوان اعتدالگرايي معرفي کرد، سعي مي‌کنند تا اصول و ويژگي هاي اين گفتمان را به عنوان يک روش ارائه نمايند که مي توان از آن با عنوان «اعتدالگرايي اصولگرايانه» نام برد.

در اين ميانه دسته سومي وجود دارند که هم عقلانيت را از دال هاي اصلي اعتدالگرايي مي دانند و هم آنرا با انقلابيگري و عدالت خواهي و معنويت گرايي در تضاد نمي بينند. اينها معتقدند نه تنها دولت اعتدال بروز عيني داشته بلکه حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبري دو الگوي حقيقي مشي اعتدالگرايي و ميانه روي بوده و هستند. اينکه عده اي شاخصه‌هاي مدنظر خود را به اعتدال تحميل مي‌کنند از آن روست که امام راحل را فردي انقلابي دانسته و اساسا انقلابيگري را نقطه مقابل اعتدالگرايي مي‌دانند و اين در حالي است که سلطه جويي و سلطه پذيري هر دو مسير افراط و تفريطي هستند که راه ميانه و اعتدال بين آنها داشتن روحيه انقلابي براي ايستادن در برابر استعمار و استبداد و در عين حال رعايت عدالت در منصب قدرت است. لذا مشي سياسي حضرت امام (ره) را بايد بهترين روش اعتدال و اعتدالگرايي دانست.

اعتدالگرايي رهبر معظم انقلاب نيز بر همين مبنا استوار است که ممشاي حيات فردي و اجتماعي خويش را مشي حضرت امام (ره) قرار داده و معتقد است ‏«مكتب سياسى امام داراى شاخص‌هايى است... يكى از خطوط اين است كه در مكتب سياسى ‏امام، معنويت با سياست در هم تنيده است. در مكتب سياسى امام، معنويت از سياست جدا ‏نيست؛ سياست و عرفان، سياست و اخلاق. امام كه تجسم مكتب سياسى خود بود، سياست و ‏معنويت را با هم داشت و همين را دنبال مى‌كرد؛ حتى در مبارزات سياسى، كانون اصلى در ‏رفتار امام، معنويت او بود. همه‌ى رفتارها و همه‌ى مواضع امام حول محور خدا و معنويت دور ‏مى‌زد.» ‏

معظم له افراط و تفريط را دو راه انحرافي از صراط مستقيم دانسته و راه نغلتيدن در گرداب انحراف را تاسي به مکتب حضرت امام(ره) مي‌دانند. لذا مي‌فرمايد: ‏«مكتب امام يك بسته‌ى كامل است، يك مجموعه است، داراى ابعادى است؛ اين ابعاد را بايد با ‏هم ديد، با هم ملاحظه كرد. دو بُعد اصلى در مكتب امام بزرگوار ما، بُعد معنويت و بُعد ‏عقلانيت است. بُعد سومى هم وجود دارد، كه آن بُعد عدالت است.»‏

رهبر معظم انقلاب غفلت از هر کدام از اين ابعاد سه‌گانه به بهانه يک بعد ديگر را موجب انحراف از اين مکتب ‏خوانده و شاخصه‌هاي هر يک از پايه‌هاي سه گانه عقلانيت، معنويت و عدالت را به مناسبت سالگرد ارتحال آن بزرگوار در سال 1390 تشرح فرمودند:‏

الف- شاخصه هاي عقلانيت در مکتب حضرت امام (ره):

1) قانون اساسي: يك مظهر ديگر، تدوين قانون اساسى بود. امام خبرگان ملت را از طريق انتخابات مأمور كرد كه قانون اساسى را تدوين كنند. آن تدوين‌كنندگان قانون اساسى، با انتخاب ملت اين كار را انجام دادند. اينجور نبود كه امام يك جمع خاصى را بگذارد كه قانون اساسى بنويسند؛ به عهده‌ى ملت گذاشته شد. ملت خبرگانى را با شناسائى خود، با معرفت خود انتخاب كردند و آنها قانون اساسى را تدوين كردند. بعد امام همين قانون اساسى را مجدداً در معرض آراء مردم قرار داد و رفراندوم قانون اساسى در كشور تشكيل شد. اين، يكى از مظاهر عقلانيت امام است.

2) استکبارستيزي: يك نكته‌ى اساسى ديگر در مورد خط امام و راه امام اين است كه امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص بايد با معيار حال كنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نيست. گذشته مال آن وقتى است كه حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند و بگويد: خوب، قبلاً اينجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته ديگر كارائى ندارد.

3) مردم سالاري ديني: انتخاب مردم‌سالارى، يكى از مظاهر روشن عقلانيت امام در مكتب حياتبخش و نجاتبخش او بود.... از جمله‌ى مسائلى كه مظهر عقلانيت امام بزرگوار بود، اين بود كه ايشان به مردم تفهيم كرد كه آنها صاحب و مالك اين كشورند. مملكت صاحب دارد...امام به مردم تفهيم كرد كه مملكت صاحب دارد و صاحب مملكت، خود مردم هستند.

4) وحدت گرايي: توحيد، يكى؛ خدا، يكى؛ نبوت، يكى؛ معاد، يكى؛ قرآن، يكى؛ بيشترين احكام شريعت اسلامى، يكى؛ همه مشترك، اما دشمن مى‏آيد روى نقاط افتراق انگشت مى‏گذارد و دلها را پُر از كينه‏ى به يكديگر مى‏كند؛ براى اين‏كه بتواند به هدفهاى خود برسد. امام بزرگوار ما كه اين‏همه روى وحدت مسلمين تأكيد مى‏كرد، به‏خاطر اين بود كه اين خطر را مى‏ديد و مى‏شناخت. در كشور ما و ساير كشورهاى اسلامى، انگليسى‏ها و دستگاه جاسوسى انگليس ميان شيعه و سنى اختلاف ايجاد كردند؛ آنها تجربه‏ى زيادى در اين كار دارند؛ همه بايد مراقب باشند

5) ايستادگي در برابر دشمن در عين توجه به منافع ملي: آن كسانى كه خيال كردند و خيال ميكنند عقل اقتضاء ميكند كه انسان گاهى در مقابل دشمن كوتاه بيايد، امام درست نقطه‌ى مقابل اين تصور حركت كرد. عقلانيت امام و آن خرد پخته‌ى قوام‌يافته‌ى اين مرد الهى، او را به اين نتيجه رساند كه در مقابل دشمن، كمترين انعطاف و كمترين عقب‌نشينى و كمترين نرمش، به پيشروى دشمن مى‌انجامد.

6) اعتماد به نفس و خود اتکايي: يك مظهر ديگر عقلانيت امام، تزريق روح اعتماد به نفس و خوداتكائى در ملت بود. پيشرفتهاى ما در زمينه‌ى علمى، در زمينه‌ى صنعتى، در انواع و اقسام عرصه‌هاى زندگى، معلول همين اعتماد به نفس است. امروز جوان ايرانى ما، صنعتگر ايرانى ما، دانشمند ايرانى ما، سياستمدار ايرانى ما، مبلّغ ايرانى ما احساس توانائى ميكند. اين شعار «ما ميتوانيم» را امام بزرگوار در اعماق جان اين ملت قرار داد. اين، يكى از مظاهر مهم عقلانيت امام بزرگوار بود.
7) انتقاد پذيري: همه‌ى مسئولين طراز اول كشور اين را از امام شنيده بودند كه بايستى آماده باشيم؛ اگر چنانچه از ما عيب گرفتند، نگوئيم ما بالاتر از اينيم كه عيب داشته باشيم، بالاتر از اينيم كه به ما انتقادى وارد باشد. خود امام هم همين جور بود.

ب- شاخصه هاي معنويت در مکتب حضرت امام (ره):

1) اخلاق محوري:خود او اهل رعايت اخلاق بود، ديگران را هم به اخلاق سوق ميداد. بخش مهمى از معنويت در اسلام عبارت است از اخلاق، دورى از گناه، دورى از تهمت، دورى از سوءظن، دورى از غيبت، دورى از بددلى، دورى از جداسازى دلها از يكديگر. خود امام بزرگوار اين چيزها را رعايت ميكرد.

2) انتقاد پذيري و اعتراف به اشتباه: ايشان، هم در نوشته‌هاى خود - بخصوص در اواخر عمر شريفش - هم در اظهارات خود، بارها گفت من در فلان قضيه اشتباه كردم. اقرار كرد به اين كه در فلان قضيه خطا كرده است؛ اين خيلى عظمت لازم دارد. روح يك انسانى بايد بزرگ باشد كه بتواند يك چنين حركتى را انجام دهد؛ خودش را منسوب كند به اشتباه و خطا.

3) اخلاص و توکل: بنابراين مظهر مهم معنويت در رفتار امام، اخلاص او بود. براى خاطر تعريف و تمجيد اين و آن، حرفى نزد، كارى نكرد، اقدامى نكرد. آنچه كه براى خدا انجام داد، به وسيله‌ى خداى متعال به آن بركت داده شد؛ ماندگار شد. خاصيت اخلاص اين است. امام همين توصيه را به مسئولين هم تكرار مي‌كردند.

4) ساده زيستي: امام خودش از اين آفت بكلى بركنار ماند و مسئولين كشور را هم بارها توصيه ميكرد كه به كاخ‌نشينى و به اشرافيگرى تمايل پيدا نكنند، سرگرم مال‌اندوزى نشوند، با مردم ارتباط نزديك داشته باشند.

ج- شاخصه‌هاي عدالت در مکتب حضرت امام(ره)

1) رسيدگي به محرومين: از اول پيروزى انقلاب، امام تكيه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار كردند، تكرار كردند، توصيه كردند. تعبير «پابرهنگان» و «كوخ‌نشينان» جزو تعبيراتى بود كه در كلام امام بارها و بارها تكرار شد. به مسئولين اصرار داشتند كه به طبقات محروم برسيد. به مسئولين اصرار داشتند كه از اشرافيگرى پرهيز كنند.

2) مقابله با اشرافي‌گري و روحيه کاخ نشيني: از اول پيروزى انقلاب، امام تكيه‌ى بر طبقات ضعفا را اصرار كردند، تكرار كردند، توصيه كردند. تعبير «پابرهنگان» و «كوخ‌نشينان» جزو تعبيراتى بود كه در كلام امام بارها و بارها تكرار شد. به مسئولين اصرار داشتند كه به طبقات محروم برسيد. به مسئولين اصرار داشتند كه از اشرافيگرى پرهيز كنند.

بصيرت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .