سوابق مبارزاتي آيت الله مصباح يزدي؟

اين قضيه صحت داره كه قبل انقلاب نيمه شعبان امام گفت بخاطر شهدا مجلس عزا بگيريم ولي آقاي مصباح قبول نكرد و جشن گرفت.

باسلام به شما دانشجوي محترم و تشكر از اينكه مخاطب ما هستيد، دوست عزيز توجه كنيد كه حضور فعال آيت الله مصباح در نقد جريان منحرفي كه در سال‌هاي اخير به دنبال براندازي نظام ديني و ناكارآمد نشان دادن آن بود، سبب شد تا برخي از جريان ها به هر ابزار و وسيله‌اي براي تخريب ايشان متوسل شوند. برخي از اين تخريب‌ها عبارتند از: يك_ اتهام فرار از مبارزه! آيت الله مصباح در مقابل اين تهمت‌ها ضمن تاكيد بر دروغ‌بودن اين ادعاها، مخاطبان خود را به تدبر در سخنان تحريف‌نشده خويش و نقد علمي آنها فراخوانده و از پرداختن به مسائل و موضوعاتي كه هيچ ارتباطي با مباحث منتقدانه ايشان ندارد ،برحذر مي دارند. ايشان در اين باره مي‌گويند: «حالا من‌ بيايم‌ در بوق‌ بكنم‌ كه‌ آقا ما چه‌ مبارزاتي‌ كرده‌ايم؟ بسياري‌ امور ديگر هم‌ بوده‌ كه‌ من‌ تا حال‌ ضرورتي‌ نديده‌ام‌ منتشر كنم‌ و الان‌ هم‌ ضرورتي‌ نمي‌بينم‌ كه‌ براي‌ خوشامد كساني‌ تبليغ‌ از خود كنم و تازه‌ مگر بنده‌ از خودم‌ تعريفي‌ كرده‌ام‌ و مردم‌ را به‌ خودم‌ دعوت‌ كرده‌ام‌ كه‌ كساني‌ مرا تكذيب‌ مي‌كنند؟! آقا بنده، نه‌ رأي‌ مي‌خواهم‌ تا رياستي‌ يا وزارتي‌ كنم‌ و نه‌ از كسي‌ مي‌خواهم‌ پشت‌ سر من‌ نماز بخواند و يا سهم‌ امام‌ به‌ من‌ بدهد. بنده‌ آيه‌ قرآني‌ مي‌خوانم‌ و مي‌گويم‌ به‌ عنوان‌ كسي‌ كه‌ 50 سال‌ ريش‌ در علوم‌ اسلامي، سفيد كرده‌ام‌، وظيفه‌ مي‌دانم‌ بگويم؛ مي‌خواهيد قبول‌ كنيد؛ مي‌خواهيد نكنيد؛ حالا عده‌اي‌ عليه‌ شخص‌ من، تبليغ‌ مي‌كنند و افترا مي‌زنند و دروغ‌ مي‌گويند. من‌ هيچ‌ بنا ندارم‌ كه‌ از خودم‌ دفاع‌ كنم. هر چه‌ مي‌خواهند بگويند. شما ببينيد حرف‌ من‌ چيست‌ و چه‌ استدلالي‌ دارم؟»[1] حجت‌الاسلام و المسلمين سيد هادي خسروشاهي كه در برخي از مسائل سياسي با آيت الله مصباح اختلاف نظر نيز دارد، در رابطه با ايشان مي‌گويد: «روش استاد مصباح از همان ابتدا رازداري و مخفي‌كاري و عدم تظاهر بود. ايشان در هيچ زمينه‌اي از زمينه‌هاي علمي، فلسفي، سياسي و... مايل نبود كه خودي نشان دهد و همواره طبق معتقدات و باورهاي خود به مبارزه ادامه مي‌داد و اگر كساني در برهه‌اي از زمان، توقفي ظاهري در مبارزه احساس مي‌كنند، اين در واقع تاكتيكي خاص و مرحله‌اي بوده و گرنه استراتژي ايشان، از روزي كه ما ايشان را در جلسات تفسير و فلسفه استاد علامه، آيت الله سيد محمد حسين طباطبايي شناختيم، كار در راه خدا و اداي تكليف در حد توان و قدرت، طبق تشخيص و برداشت خود بود. نشر نشريه انتقام آن هم به تنهايي و با امكانات بسيار محدود آن زمان، خود دليلي روشن و آشكار بر اين روش و تاكتيك و استمرار روح مبارزه است.»[2] حجت الاسلام دعايي مدير مسئول فعلي روزنامه اطلاعات نيز دقيقا به همين نكات فوق در مورد آيت‌الله مصباح اشاره دارد.[3] حجت الاسلام محمدجواد كرماني كه از نظر تفكرات سياسي با آيت الله مصباح اختلاف ديدگاه دارد و در مناظره‌اي تحت عنوان خشونت و مدارا به عنوان رقيب آيت الله مصباح شركت كرد[4]، در رابطه با سوابق مبارزاتي استاد مصباح مي‌گويد: «من از آنچه اين روزها در روزنامه‌ها مي نويسند و متاسفانه به مقام استاد جسارت مي‌نمايند، سخت ناراحتم. من به خدمات علمي و تحقيقاتي و مراتب فضل و دانش و تقوي و دلسوزي ايشان از سال‌هاي 30 آشنايم و به خدمات ايشان واقفم و مي‌دانم آقاي مصباح و برادرم و برادرم علي آقاي حجتي و آقاي خسروشاهي و آقاي هاشمي رفسنجاني و آقاي دعايي در قم به نشر نشريه بعثت و انتقام و نيز پخش اعلاميه‌هاي امام(ره) و مراجع مي‌پرداختند. من آقاي مصباح را همچون شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد باهنر و بسياري ديگر از بزرگواران، در پشت جبهه‌ي مبارزه حاضر مي‌ديدم. وقتي كساني چون مرحوم آيت الله رباني شيرازي و آيت الله منتظري، مرحوم آيت‌الله شهيد سعيدي در صحنه‌ي مبارزه به صورت علني وارد مي‌شدند، امثال شهيد بهشتي و شهيد مطهري و آقاي مصباح پشتيبانان جدّي نهضت امام خميني(ره) در پشت صحنه بودند و گاهي هم علني مي‌شدند.»[5] آيت الله مصباح در مورد ادعاي فردي راجع به امضا نكردن برخي اعلاميه‌ها در زمان طاغوت چنين پاسخ مي‌دهد: «آقايي‌ كه‌ مي‌شناسيد، يك‌ وقت‌ نامه‌اي‌ را آورده‌اند كه‌ من‌ امضا بكنم‌ و امضا نكردم. حقيقتش‌ اين‌ است‌ كه‌ من‌ به‌ آورندة‌ نامه‌ اطمينان‌ نداشتم‌ و الّا در ده‌ها نامه‌ و بيانيه‌ صريح‌ عليه‌ حكومت، امضاي‌ بنده‌ هست‌ و در اسناد انقلاب‌ هم‌ ثبت‌ شده‌ و برخي‌ هم‌ نزد خودم‌ است؛ ديگران‌ هم‌ دارند. چند نمونه‌ هم‌ در خاطرات‌ آقاي‌ رفسنجاني‌ ثبت‌ شده‌ و در كتاب‌ ايشان‌ برخي‌ از بيانيه‌ها و اعلاميه‌هايي‌ است‌ كه‌ با امضاي‌ بنده‌ است، منتهي‌ بعضي‌ اشخاص‌ از همان وقت‌ براي‌ ما هويت‌شان‌ مجهول‌ بود. نمي‌گويم‌ آدم‌ بدي‌ بودند؛ ولي‌ ما به‌ آنها اعتماد نداشتيم‌ و بعد هم‌ حوادثي‌ اتفاق‌ افتاد كه‌ آن‌ سوءظن‌ ما را تا حد‌ي‌ تأييد كرد و امروز هم‌ شما از همان‌ شخص‌ رفتارهايي‌ مي‌بينيد كه‌ واقعاً‌ جاي‌ اين‌ است‌ كه‌ آدم‌ احتياط‌ كند و بنده‌ هنوز هم‌ به‌ اين‌ قبيل‌ افراد، اعتماد ندارم. مگر آدم‌ مجبور است‌ كه‌ هر كسي‌ هر نامه‌اي‌ آورد، امضا كند؟ اگر اصل‌ اينكه‌ ما در مقابل‌ رژيم‌ اعلاميه‌ داده‌ باشيم، ملاك‌ است‌ كه‌ ده‌ها اعلاميه‌ با امضأ بنده‌ و با محتواي‌ تند سياسي‌ موجود است. يك‌ نكتة‌ ديگر هم‌ كه‌ نمي‌خواستم‌ و نمي‌خواهم‌ وارد بشوم‌، ولي‌ ناچار اشاره‌اي‌ ‌كنم، آن است‌ كه‌ كساني‌ كه‌ در مبارزه‌ مخفي‌ و سرّ‌ي‌ وارد مي‌شدند، نمي‌آمدند افشا بكنند.»[6] آيت الله مصباح در ادامه‌ي پاسخ خود براي توضيح اين مخفي‌كاري به انتشار نشريات «انتقام» و «بعثت» اشاره مي‌كنند كه اين نشريات - مخصوصا نشريه‌ي انتقام تمام كارهاي آن را خود استاد مصباح برعهده داشتند- با مخفي‌كاري بسيار شديد انجام مي شد و ساواك نتوانست نويسنده نشريه انتقام را تشخيص دهد. حجه‌الاسلام والمسلمين نواب نيز علت اينكه بعضي اعلاميه‌ها به امضاي آيت الله مصباح نمي‌رسيد، را چنين بيان مي‌كند: «استاد مصباح گاهي به واسطه‌ي نظرشان بعضي از بيانيه‌ها و يا تجمعات را تاييد نمي‌كردند يا با شرايطي آنها را قبول مي‌كردند. مثلا در يك مورد داماد ايشان - حجت الاسلام و المسلمين محمدي عراقي- در زندان بودند و يك بيانيه‌اي دادند كه از زندانيان كه اعتصاب غذا كرده بودند، حمايت شده بود. اين بيانيه را نوشتند و قرار شد به امضاي علما برسد و تعدادي از بزرگان نيز پاي آن را امضا كردند؛ اما وقتي اين بيانيه را خدمت استاد مصباح دادند تا امضا كند، ايشان فرمودند: اين اعتصاب‌كنندگان كه يك مشت كمونيست نيستند كه براي نان و آب و استراحت اعتصاب كرده باشند. اينها لابد هدف الهي دارند؛ پس چرا در بيانيه به هدف‌شان اشاره‌اي نشده است؟ برويد و اين بيانيه را اصلاح كنيد و بنويسيد كه اين مبارزان براي انجام مراسم مذهبي مثل برپاكردن نماز جماعت در زندان و نيز براي اين كه مثلا كتاب‌هاي ديني در اختيارشان قرار داده شود، از اين قبيل اهداف مقدس اسلامي اعتصاب كرده‌اند تا من آن را امضا كنم. معلوم است كه چنين موضعي برخاسته از دقت فوق‌العاده ايشان بوده است.»[7] در همين زمينه حجت‌الاسلام سيد حميد روحاني مورخ برجسته تاريخ انقلاب مي‌‌گويد: «عاملي كه برخي مبارزين قبل از انقلاب را نسبت به آقاي مصباح ناراحت كرد، اين بود كه چرا آقاي مصباح در جريان تاييد سازمان مجاهدين خلق با آنها همراهي نكردند. آقاي مصباح منافقين را زودتر از ديگران شناختند و به پيروي از امام، از آنها حمايت نكردند و حركتي كه به نفع منافقين تمام مي‌شد، را محكوم مي‌كردند. تمام اين بساطي كه عليه ايشان به راه انداخته‌اند، براي اين است كه چرا ايشان نيز همانند برخي از آخوندها آلت دست منافقين نشدند. »[8] ♦ 2. تهمت گرايش به انجمن حجتيه و جشن نيمه شعبان يكي از مضحك‌ترين اتهاماتي كه به آيت‌الله مصباح نسبت داده‌اند، اتهام گرايشات ايشان به انجمن حجتيه است. مي‌دانيم انجمن حجتيه گروهي هستند كه عقيده دارند امام زمان موقعي ظهور مي‌كند كه جهان پر از فسق و فجور شود؛ پس هر كوششي كه براي اصلاح جامعه برداشته شود، ظهور را به تاخير مي‌اندازد؛ لذا هيچ حركت اصلاحي در اين زمينه نبايد انجام شود؛ يعني در عقيده انجمن حجتيه امربه معروف و نهي از منكر اصولي كاملا تعطيل هستند و البته از نظر اين دسته «حكومت اسلامي» هم چون با هدف اصلاح روي كار مي‌آيد، ظهور امام زمان را به تاخير مي‌اندازد. اينان مدعي‌اند در زمان غيبت هيچ حكومتي به اسم حكومت اسلامي و عمل به دستورات شريعت اجازه‌ي تشكيل ندارد. سوابق مبارزاتي استاد مصباح قبل از انقلاب اين اتهام را به كلي نفي مي‌نمايد. مخالفين، براي اثبات اين ادعا راجع استاد مصباح شايعه نموده‌اند در سال 57 كه امام خميني(ره) به خاطر اعمال وحشيانه رژيم پهلوي، جشن‌هاي نيمه شعبان را تحريم نموده بودند، علاوه بر انجمن حجتيه، استاد مصباح در موسسه‌ي خود جشن گرفته‌اند. آيت الله استادي امام جمعه‌ي موقت قم در اين رابطه مي‌گويد: «خدا كند اين آقاياني كه بنا گذاشته‌اند حضرت مصباح را خاموش كنند، لااقل از دروغ و خلاف واقع گويي بپرهيزند. در سال 56-57 موسسه «در راه حق» در دست ساختمان بود و كارهاي فرهنگي آن مركز در يك خانه قديمي در كوچه‌اي تنگ كه اصلا مناسب با جشن نبود، انجام مي‌گرفت كه در همان خانه برخي از اساتيد و بزرگان حوزه و حامي انقلاب، حاضر مي‌شدند و موسسه در راه حق كه يار صميمي امام(ره)، حجت الاسلام والمسلمين شهيد حقاني در هيات مديره‌اش بود را به خاطر برنامه‌هاي سازنده‌اش مورد تقدير و تشويق قرار مي‌دادند و حتي تا بدو پيروزي انقلاب هم هنوز ساختمان موسسه آماده نشده بود و به ياد دارم كه حجت الاسلام والمسلمين فاكر خراساني در همان خانه آمد و گفت: ما در صدديم اعلاميه‌هايي كه مردم و همه‌ي اصناف و متدينين در شهر و روستاها در باره‌ي نهضت امام خميني(ره) منتشر كرده‌اند، را گردآوري كنيم تا با اتكاي به اين اسناد زنده به ملي‌گرايان و دگرانديشان بفهمانيم كه شما در پيروزي اين انقلاب و نهضت اسلامي سهمي نداريد؛ بي‌جهت مدعي نشويد. عامل پيروزي، مذهب و مذهبي بودن مردم بود. در همان خانه قديمي كذايي بود كه آقاي دكتر... براي اداره برخي كلاس‌ها مي‌آمد و نزد يكي از افاضل، برخي درس‌ها را مي‌خواند. البته ممكن است كم حافظگي!، ايشان را هم به انكار وادارد. اين را براي آن عرض كردم كه شاهد مورد قبول آقايان ياد شده باشد.»[9] به عنوان يك سند تاريخي براي ردّ اين اتهام جمله‌اي را از اولين شماره نشريه «انتقام» كه آيت الله مصباح، آن را در نيمه‌ي شعبان سال 1343 در نقد تفكر «انجمن حجتيه» نگاشته است، مي‌آوريم: « ...انتظار چنين روزي است كه روح مبارزه و انتقام‌جويي و پيكار با دشمنان دين و انسانيت را در كالبد رزمندگان راه خدا دميده و به سوي آينده‌اي درخشان و پيروزيي قطعي پيش مي‌برد. ولي تن‌پروران و نازپروردگاني كه با روح استثمار تربيت يافته‌اند و عادت كرده‌اند كه از دسترنج ديگران بهره‌مند شوند، براي اعتذار از تنبلي و راحت‌طلبي خود مي‌گويند ان شاء الله امام زمان مي‌آيد و كارها را اصلاح مي‌كند. غافل از آنكه اين اعتقاد، بار تكليف را از دوش كسي برنمي‌دارد و اصلا از كجا چنين تن‌آسايان راحت‌طلبي كه با اين بهانه‌ها شانه از زير بار وظايف شرعي و اوامر مراجع تقليد خالي كرده‌اند، قبل از ديگران مورد خشم و انتقام آن حضرت واقع نشوند؟...»[10] پي‌نوشت‌ها: 1- فصلنامه كتاب نقد ،ش:19و20،ص63 2- مقدمه كتاب انتقام ص2و3 3- هفته نامه پرتو سخن،18 خرداد 79 4- براي توضيحات بيشتر مي توانيد به كتاب مناظره مراجعه فرماييد 5- روزنامه اطلاعات، 25مرداد78 6- فصلنامه كتاب نقد، ش:19و20،ص63 7- زندگينامه آيت الله محمد تقي مصباح يزدي، ص264 8- هفته نامه پرتو، شماره 457 9- روزنامه رسالت، 8شهريور78 10- كتاب انتقام، صفحه 15

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .