سراب احياء طرح خاورميانه بزرگ

مقوله تحريم و تهديد از جمله رفتارهايي است كه دولتمردان آمريكا از زمان پيروزي انقلاب اسلامي عليه جمهوري اسلامي ايران اعمال كرده و مي كنند. اين رويكرد حتي در دوران اوبامايي كه مدعي تغيير بود نيز ادامه يافت. يكي از اقدامات صورت گرفته اوباما در اين حوزه، امضاي قانون تحريم كشورهايي است كه از ايران نفت خريداري مي كنند. بر اساس اين طرح كه در اواخر سال 1390 اعلام شد، مجموعه كشورهايي كه از ايران نفت خريداري كنند در جمع تحريم شدگان آمريكا قرار مي گيرند و اقدامات تنبيهي در مورد آنان اعمال خواهد شد. هرچند كه آمريكايي ها ادعا داشتند در اجراي اين طرح ابزاري، قاطعيت و جديت خواهند داشت؛ اما پس از مدتي وزارت خارجه آمريكا در اوايل فروردين ماه 1391از حذف 11 كشور از اين ليست خبر داد، در صورتي كه همچنان ادعاي جديت در پيگيري اين تحريم ها در قبال ساير كشورها را ادامه مي داد. در حالي كه وانمود مي شد پرچم اين ادعا هنوز برافراشته است در تاريخ (24/3/1391) هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا از حذف نام هفت كشور ديگر از اين ليست خبر داد. آمريكا تاكنون 18 كشوري را از اين ليست خارج كرده كه پس از چين بيشترين خريد نفتي را از ايران دارند. باتوجه به ادعاهاي آمريكا مبني بر عدم عقب نشيني از اجراي طرح تحريم نفت ايران، اين سوال مطرح است كه چرا آمريكا در عمل بار ديگر از اين امر عقب نشيني كرده و لغو اعمال تحريم ها در قبال برخي ديگر از كشورها را اعلام داشته است؟ مولفه هاي تأثيرگذار بر اين رفتار آمريكا چيست و چه پيامدهايي دارد؟

دليل ادعايي آمريكا

آمريكا در حالي در مرحله اول در اوايل فروردين حدود 11 كشور ژاپن، اسپانيا، فرانسه، انگليس، ايتاليا، يونان، لهستان، هلند، چك و آلمان و در مرحله دوم 7 كشور مالزي، هند، سريلانكا، آفريقاي جنوبي، كره جنوبي، مالزي و تايوان را از كشورهاي حاضر در ليست سياه خريداران نفت ايران استثنا كرد كه همكاري اين كشورها را دليل اين رويكرد اعلام داشته است. هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا در توجيه اين رفتار آمريكا مي گويد: «ايالات متحده از كشورهاي مذكور به دليل آنكه در خريد نفت از ايران همكاري داشته و ميزان نفت وارداتي از ايران را بر اساس مبنايي كه آمريكا خواسته كاهش داده اند، مورد تقدير و تشكر قرار داده و آنها را از ليست تحريم شدگان خارج مي سازد.» چنانكه از سخنان كلينتون بر مي آيد آمريكايي ها تلاش دارند تا از يك سو كارآمدي سياست تحريم را نشان دهند و از سوي ديگر چنان وانمود سازند كه اقدام آنها نوعي تقدير از كشورهايي بوده كه در سياست تحريم ايران ايفاي نقش كرده اند.

اين رفتار آمريكايي ها در حالي صورت مي گيرد كه يك سوال اساسي همچنان باقي است و آن اينكه اگر تحريم، چنانكه آمريكايي ها ادعا دارند بر اجراي سياست اعمال فشار بر ايران موثر بوده و كشورها نيز با آن همراهي كرده اند، چرا آمريكا به لغو آنها روي آورده است؟ بر اساس ساختار و منطق سياسي پاسخگويي يك طرح به استمرار و حتي گسترش آن، نه به لغو ابعاد آن منجر مي شود.

اگر واقعاً آمريكا توانسته است از اجراي تحريم نفت ايران به اهداف خود دست يابد و كشورهاي ادعايي آمريكا نيز به خوبي با خواسته آمريكا براي كاهش واردات نفت از ايران همكاري داشته اند بر اساس منطق رفتاري، دليلي براي لغو تحريم هاي مذكور وجود نداشته و حتي آمريكا با برجسته سازي اين امر بايد به تشديد فشارها مي پرداخت.

در پاسخ به اين مسئله ديدگاه هاي متفاوتي مطرح است. برخي از ناظران سياسي اين رويكرد آمريكا را برگرفته از نگاه اين كشور به مذاكرات ايران و گروه 1+5 عنوان مي كنند. آنان بر اين عقيده اند آمريكا براي توجيه فشارهاي بيشتر بر ايران و سوق دادن ساير اعضاي 1+5 به اجراي خواسته هاي اين كشور در قبال ايران، به برخي رفتارهاي تشويقي روي آورده است. آنان با اشاره به اين مسئله كه در توافقات مذاكرات بر اصل حركت گام به گام تأكيد شده است بر اين عقيده اند آمريكا با اين رويكرد به دنبال نشان دادن گامي مثبت از سوي خويش است تا در ازاي آن خواستار برداشتن گامي مثبت از سوي ايران در مذاكرات مسكو شود. اين نظر در حالي مطرح مي شود كه بسياري از ناظران سياسي تأكيد دارند از يك سو لغو تحريم هاي 11 كشور ابتدايي در شرايطي صورت گرفته كه هيچ سخني از مذاكره نبوده و عملاً مذاكرات در حالت تعليق بوده است و از سوي ديگر هرگونه اقدامي براي حركت گام به گام بايد بر اساس توافقات صورت گرفته در نشست هاي ايران و گروه 1+5 صورت گيرد، در حالي كه در نشست بغداد هيچ طرحي در اين زمينه مطرح نگرديد و همه امور به مسكو موكول شد؛ لذا مسئله حركت آمريكا براي برداشتن گام مثبت در ارتباط با روند مذاكرات نمي تواند مورد پذيرش باشد و به طور كلي اين دو مقوله از هم جدا هستند.

برخي از ناظران سياسي نيز تأكيد دارند كه اين رفتار آمريكا برگرفته از شرايط حاكم بر عرصه جهاني و نوع واكنش ها به تحريم نفتي آمريكا عليه ايران است. واكنش هايي كه در چند بعد قابل تأمل است.

واكنش هاي جهاني به تحريم ايران

الف) واكنش ايران: هر چندكه آمريكا اقدامات تنبيهي بسياري در قبال ايران اجرا كرده؛ اما روند مذاكرات ايران و گروه 1+5 نشان داد كه ايران از مواضع اصولي خود عقب نشيني نكرده و در حوزه اقتصادي داخل ايران نيز تحريم ها و تهديدات تأثيرات چنداني نداشته است.

ب) واكنش درون آمريكا: گزارش هاي منتشره از سوي بانك جهاني، صندوق بين المللي پول و مراكز بزرگ اعتبارسنجي نشان مي دهد كه اقتصاد آمريكا در مسير بحران بيشتري قرار دارد، به گونه اي كه حفظ رتبه اعتباري آمريكا در +AA پس از سقوط از رتبه AAA صرفاً به دليل نفوذ آمريكا در نهادهاي بين المللي بوده است. اين در حالي است كه بسياري از تحليلگران سياسي و اقتصادي آمريكا تأكيد دارند كه اعمال تحريم و تهديدات عليه ايران از ريشه هاي بحران اقتصادي آمريكا است. اين حقيقت چنان انكارناپذير شده كه باراك اوباما رئيس جمهور آمريكا صراحتاً اعلام كرد: «افزايش بهاي نفت و بنزين نتيجه خصومت با ايران است كه تأثير منفي بر اقتصاد آمريكا داشته است.

ج) واكنش كشورها: از نكات قابل توجه در عرصه جهاني نوع نگاه كشورها به درخواست هاي آمريكا است. هر چند كه آمريكا با اعزام نمايندگاني نظير «تيموتي گايتنر» وزير خزانه داري و «كوهن» معاون آن به اقصا نقاط جهان و حتي سفرهاي متعدد هيلاري كلينتون وزير امور خارجه آمريكا به دنبال جلب نظر آنها براي پيوستن به طرح تحريم نفت ايران بود؛ اما بسياري از كشورها با اين طرح مخالفت كردند و به عناوين مختلف از اجراي آن سر باز زدند.

اروپايي كه متحد اصلي آمريكا است؛ هرچند از طرح تحريم ايران استقبال كرد اما در اجراي آن فرايندي ديگر را طي كرد. در اين چارچوب اروپا در زمستان 1390 زماني شش ماهه را براي اعمال تحريم هاي نفتي مطرح كرد. آنها تير ماه را زمان اجراي طرح اعلام داشتند. اين ادعا در حالي مطرح شد كه ايران در اقدامي پيش دستانه از اعمال تحريم عليه شش كشور اروپايي خبر داد. اروپايي كه ادعاي اجراي تحريم را داشت در اواخر ارديبهشت ماه از تعويق بررسي اين امر خبر داد. جالب توجه آنكه پيشنهاددهنده اين تعويق انگليسي بوده كه متحد اول آمريكا است. هرچند آنها ادعا كردند اين اقدام براي اصلاح ساختار پالايشگاه ها و يافتن نفت جايگزين است؛ اما در اصل آنها با اين رويكرد از اجراي تحريم هاي درخواستي آمريكا سر باز زده اند. كشورهاي ژاپن و كره جنوبي نيز چندان روي خوشي به آمريكا نشان نداده و همواره تأكيد كرده اند كه به دنبال راهي براي مستثنا شدن از اين تحريم ها هستند. جالب توجه آنكه ژاپن از استمرار بيمه كشتي هاي نفت كش ايران خبر داد. هند نيز به رغم سفر ماه گذشته هيلاري كلينتون به اين كشور رسماً از پذيرش طرح تحريم خودداري كرده و حتي احزاب چپ اين كشور از استيضاح دولت در صورت پذيرش اين طرح خبر دادند.

آفريقاي جنوبي نيز به رغم فشارهاي آمريكا بر افزايش واردات نفت از ايران تأكيد كرد. آفريقاي جنوبي اعلام كرد ارزش واردات نفت اين كشور از ايران به سه ميليارد و 370 ميليون راند(434 ميليون و 840 هزار دلار) رسيده است كه نسبت به سال گذشته دو برابر شده است.فرايند رفتاري كشورها نشان مي دهد كه عملاً صحنه بين الملل به عرصه تقابل با آمريكا در حوزه تحريم نفت ايران مبدل شده و كشورها تمايلي به پذيرش خواسته هاي آمريكا ندارند.

د) واكنش نهادهاي بين المللي: نكته قابل توجه در عرصه جهاني اعتراف نهادهاي بين المللي به جايگاه نفت ايران است. در اين چارچوب آژانس بين المللي انرژي 24 خرداد 1391 هشدار داد كه هرگونه تحريم يا كاهش توليد نفت ايران نقشي اساسي در افزايش بهاي نفت خواهد داشت. برخي كارشناسان تأكيد دارند تحريم نفت ايران، قيمت نفت را به 150 تا 200 ميليون دلار افزايش خواهد داد. نكته قابل توجه در اين حوزه آنكه به رغم ادعاهاي آمريكا كشورهاي عربي و آفريقايي نيز نتوانسته اند كسري نفت جهان را تأمين كنند. هرچند كه عربستان ادعاي توليد 12 ميليون بشكه نفت در روز را داشته؛ اما ناظران اقتصادي تأكيد دارند كه در عمل اين امر امكان پذير نبوده و اين طرح در نهايت چند ماه بيشتر دوام نمي آورد و در نهايت جهان نيازمند ساير منابع نفتي ازجمله نفت ايران مي شود. در همين حال مخالفت هاي اوپك با طرح افزايش توليد نفت عربستان و كنار نهادن ايران نيز به ناكامي آمريكا در جايگزين سازي نفت عربستان افزود. در اين چارچوب عبدالله البدري دبير كل اوپك 24خرداد 1391 صراحتاً اعلام كرد: اوپك صددرصد مخالف تحريم نفت ايران و جايگزين كردن ساير كشورها به جاي آن است.

زنجيره رسوايي هاي آمريكا

باتوجه به فرايندي كه ذكر شد آمريكا به رغم آنكه تلاش داشت تا با تحريم خريد نفت ايران به پيروزي در برابر تهران دست يابد، در نهايت با زنجيره اي از چالش ها و رسوايي ها مواجه شد كه افشاي آنها پيامدهاي بسياري براي آمريكا به همراه دارد. ازجمله اين رسوايي ها عبارتند از:

1) جمهوري اسلامي ايران در برابر زياده خواهي هاي غرب در قالب تحريم و تهديد تسليم نشده، چنانكه اين امر را در پايبندي ايران به مواضع خود در نشست هاي خود با 1+5 به اثبات رسانده است. طرح آمريكا از يك سو نتوانسته بر اقتصاد و روند رو به رشد توسعه ايران چندان تأثيري داشته باشد و از سوي ديگر ايران همچنان بر حقوق خود در عرصه غني سازي هسته اي پافشاري مي كند.

2) در حوزه داخلي آمريكا نيز اعتراض ها به سياست هاي تهديدي عليه ايران به شدت افزايش يافته به گونه اي كه بسياري تأكيد دارند كه آمريكا جز گفت وگو با ايران راهكاري پيش رو ندارد. گزينه نظامي به اذعان مقامات ارشد نظامي آمريكا هزينه هاي جبران ناپذيري براي آمريكا دارد و اعمال تحريم هاي اقتصادي نيز عملاً درون جامعه و ساختار اقتصادي آمريكا را به سوي بحران بيشتر سوق مي دهد. برخي بر اين عقيده اند كه شرايط بحراني در اقتصاد آمريكا و نياز اوباما به حل اين روند به عنوان مولفه اي براي عدم شكست در انتخابات رياست جمهوري آبان ماه، از دلايل گرايش واشنگتن به انجام مذاكرات ميان ايران و گروه 1+5 است. آنها تأكيد دارند كه حل مسالمت آميز مسئله هسته اي ايران مي تواند از برگ هاي برنده اوباما در انتخابات باشد.

3) رويكرد آمريكا به اعمال تحريم هاي نفتي عليه ايران، در اصل اعمال تحريم عليه كشورهاي خريدار بوده است؛ چراكه جهانيان تأكيد دارند نفت كالايي است كه هرگز بدون مشتري نمي ماند و تحريم كنندگان نفت در اصل خود را از نفت ايران محروم ساخته اند. اين حقيقتي است كه بسياري از كشورها به آن اذعان دارند؛ لذا طرح آمريكا را نوعي اعمال فشار بر خود دانسته و با آن مخالفت كرده اند.

باتوجه به شرايط اقتصادي جهان و وابستگي آن به قيمت نفت، بسياري تأكيد دارند كه اعمال تحريم هاي آمريكا موجب رنجش و حتي تقابل بسياري از متحدان آمريكا عليه واشنگتن شده است، لذا آمريكا براي آنكه با كاهش متحدان مواجه نشود به سوي لغو تحريم ها پيش رفته است. نيويورك تايمز در اين زمينه دليل اصلي أخذ اين تصميم را مجازات هايي عنوان كرده كه دولت آمريكا مجبور بود مطابق قانون تحريم ها عليه كشورهاي فوق اجرا كند. اجراي چنين مجازات هايي اين خطر را به وجود آورده كه رابطه آمريكا با نزديك ترين متحدانش آسيب ببيند. بر همين اساس، كلينتون بيان كرد كه ممكن است كشورهاي بيشتري مشمول اين معافيت شوند.

تركيب كشورهاي حذف شده از تحريم هاي آمريكا، نشان مي دهد كه آنها در حوزه آفريقا، آسيا و اروپا مي باشند؛ مناطقي كه آمريكا به شدت در جهت حفظ و ارتقاي منافع خود براي آن تلاش مي كند. رفتارهاي ماه هاي اخير كشورهاي مذكور نشانگر آن است كه اراده چنداني براي همسويي با آمريكا ندارند و جهانيان، آمريكا را نه ناجي، بلكه عامل بحران هاي اقتصادي مي دانند. در اين شرايط آمريكا با دو رسوايي مواجه است؛ نخست آنكه آمريكا نه تنها نتوانسته متحدان جديدي بيابد، بلكه در حال از دست دادن متحدان قديمي است. دوم آنكه موقعيت جهاني ايران به گونه اي است كه جهانيان نمي توانند آن را ناديده بگيرند، در حالي كه مي توانند به آمريكا و سياست هاي آن «نه» بگويند.

4) رسوايي ديگر آمريكا برملا شدن ناتواني كشورهاي عربي از جمله عربستان و قطر براي تأمين نيازهاي نفتي جهان بود. هرچند كه اين كشورها از طرف آمريكا مأموريت يافتند كه قراردادهاي كلاني را با چين، كره جنوبي، ژاپن و هند امضا كنند و حتي مقامات اين كشورها ديدارهاي مكرري در هفته هاي اخير داشته اند؛ اما در نهايت اين امر نيز به نتيجه نرسيد و كشورهاي خريدار نفت بر اصل الزام ادامه همكاري نفتي با ايران تأكيد كردند.

5) رسوايي ديگر آمريكا تأثير معكوس تحريم ايران بر اقتصاد جهان بود. آمارها نشان مي دهد همزمان با اعلام تحريم نفت ايران قيمت بنزين و فرآورده هاي نفتي در اروپا، آمريكا و حتي بسياري از كشورها به شدت افزايش يافت، به گونه اي كه كشورهايي مانند فرانسه و انگليس رسماً اعلام كردند كه تحريم نفت ايران به كمبود و افزايش بهاي بنزين در اين كشورها منجر شده است. اين تأثير چنان بوده كه اعتراض به وضعيت نابسامان بنزين، ازجمله عوامل تشديد اعتراض هاي مردم اروپا و آمريكا به دولتمردان شان بود كه در قالب جنبش تسخير صورت گرفته است.

تحريم نفت هرچند كه براي تضعيف ايران بود؛ اما يك اصل اساسي را آشكار ساخت و آن اينكه روابطه اقتصاد جهاني با نفت ايران آنچنان به هم پيوسته است كه چگونگي نوع برخورد با صادرات و يا لغو صادرات نفت ايران مي تواند تأثير بسياري بر كل اقتصاد جهان داشته باشد. هرچند كه ايران از تحريم ها ضررهايي را متحمل مي شود؛ اما ضررهاي طرف هاي مقابل بسيار بيشتر از آن است و در نهايت در اين معادلات ايران دست برتر را دارد.

پيش دستي آمريكا براي پنهان سازي رسوايي

با توجه به آنچه ذكر شد مي توان گفت آمريكا با مجموعه اي از رسوايي ها مواجه شده است كه هر كدام مي تواند چالشي بزرگ براي آمريكا باشد. بر اين اساس با رويكرد به لغو تحريم ها عليه برخي از كشورها به صورت پيش دستانه تلاش كرده تا بر اين رسوايي ها سرپوش گذارد. در اصل آمريكا به دنبال آن است تا ناكامي خود در مقابله با ايران را پنهان سازد و چنان وانمود سازد كه به دليل همراهي جهاني با طرح هايش به اين امر روي آورده است. فرايند تحولات جهاني نشان مي دهد كه از يك سو اعمال تحريم نفت ايران بر خلاف معادلات مطرح شده بيش از هرچيز بر اقتصاد غرب تأثير منفي داشته است و از سوي ديگر صف بندي جامعه جهاني در برابر آمريكا را تشديد كرده است؛ اموري كه افول قدرت آمريكا در صحنه جهاني را آشكار مي سازد. بر اين اساس مي توان گفت اقدام آمريكا در خروج هفت كشور ديگر از ليست تحريم هاي نفتي نشانه اي بر ناكامي ديگر واشنگتن در قبال جمهوري اسلامي ايران است، هرچند كه با فرافكني و برخي اقدامات حاشيه اي به دنبال پنهان سازي اين حقيقت مي باشد.
(راهبرد تحريم با معافيت رنگ باخت/قاسم غفورى /بصيرت،91/03/28 )

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
10 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .