سبك مديريت تحولات، توسط رهبر معظم انقلاب؟

1- سبك مديريت تحولات ، توسط رهبر معظم انقلاب ( مد ظله ) بر چه پايه اي استوار است ؟ 2- تركيب چه اصولي توسط رهبر معظم انفلاب ( مد ظله )در واقع تركيب آرمان گرايي و واقع گرايي است ؟

سبك هدايت و مديريت تحولات با نگاهي به ويژگي‌ها و مختصات واكنش‌هاي رهبر معظم انقلاب نسبت به رويدادها و تحولات منطقه‌اي و بين المللي مي‌توان رمز موفقيت‌هاي جمهوري اسلامي ايران در حوزه خارجي و بويژه عبور پيروزمندانه از بحرانها را دريافت. در اينجا به برخي از آنها اشاره مي شود: 1. واكنش واقع گرايانه: يكي از ويژگي هاي رهبر معظم انقلاب در واكنش به تحولات منطقه اي و جهاني واقع گرايي معظم له است. نمونه ها و مصاديق مختلفي از تحولات در طي اين دوران رخ داد كه در واكنش به آن ديدگاه و مواضع مختلفي از سوي گروهها و شخصيت هاي سياسي مطرح گرديد. اكنون كه فارغ از فضاي پيچيده زماني آن تحولات شده ايم، آشكار شده است كه در صورت عدم تدبير هوشمندانه رهبر فرزانه و اتكا به مواضع برخي از شخصيت ها و گروههاي سياسي، معلوم نبود كه چه پيامدهاي منفي متوجه جمهوري اسلامي ايران مي‌گرديد. يكي از اين نمونه‌ها حمله آمريكا به عراق براي آزادسازي كويت بود كه در آن هنگام برخي از سياسيون چپ سياسي كشور پيشنهاد همراهي با صدام عليه آمريكا مي‌دادند. در چنين شرايطي رهبر معظم انقلاب با درك صحيح تحولات منطقه و با معيار اصول گرايي موضع بي طرفي ايران را رسما اعلام كرد. البته اين بي طرفي به معناي سكوت در برابر جنايات ناشي از جنگ نبود بلكه در عين حال بي طرفي انتقادي را برگزيد. بعدها اسنادي كه منتشر شد نشان داد كه اين جنگ سناريوي تعريف شده آمريكا براي اهداف چند منظوره بود. نمونه ديگر حادثه 11 سپتامبر بود. اكنون كه مواضع اتخاذ شده از سوي گروهها و شخصيت هاي مختلف در آن زمان مورد بررسي قرار مي گيرد كاملا نشان مي دهد كه رويكرد رهبر معظم انقلاب چقدر مدبرانه بوده است. جريانات سياسي به اصطلاح اصلاح طلب اصرار داشتند كه ايران از اين فرصت استفاده كند و وارد گفتگو با آمريكا شده و در ائتلاف بزرگ ضد تروريستي شركت نمايد. در حالي كه رهبر معظم انقلاب از ظاهر اين تحول گذشته و دروني ترين انگيزه اين تحولات و روندهاي آن را هدف قرار داده بودند و بر اين اساس سكان سياست خارجي كشور را به سمت عدم ائتلاف و مخالفت با سياست هاي تهاجمي پس از 11 سپتامبر هدايت كردند. اكنون همه افكار عمومي جهان و حتي در داخل آمريكا نيز به رويكردي كه ايران انتخاب كرده بود رسيدند و اين نشان دهنده تدبير و آينده نگري در حوزه ديپلماسي است. در همين راستا اقدام آمريكا عليه افغانستان و سپس عليه صدام نيز جالب توجه است بسياري در داخل به اين اقدامات مثبت مي‌نگريستند و برخي از اصلاح طلبان افراطي نيز پا را فراتر گذاشته و جنگ جديد آمريكا را جنگ تمييز ياد مي‌كردند. با اين حال در جريان جنگ آمريكا در خاورميانه سه پيشنهاد مورد توجه بود: 1- تعقيب استراتژي انزواطلبي 2- مدل الحاق و پيوستن به ائتلاف بزرگ 3- رويكرد بي طرفي مثبت وفعال. در شرايط چنين گفتمانهايي رهبر معظم انقلاب راهبرد دو لايه اي را اتخاذ كردند كه از يك سو به لحاظ ديپلماتيك بي طرف مثبت و فعال اتخاذ شد و از سوي ديگر راهبرد فرصت سازي براي ارتقاي منافع ملي مورد توجه قرار گرفت كه اكنون آثار و بركات آن را بوضوح مشاهده مي‌كنيم. آنچه در نمونه‌هاي بالا ملاحظه شد دقيقا بيانگر واكنش‌ها و رويكردهاي واقع گرايانه نسبت به تحولات منطقه اي و جهاني بوده است. 2. تشخيص به موقع رويدادها و روندهاي سياسي دومين ويژگي مهم در مديريت رهبري معظم انقلاب در حوزه سياست خارجي است. گفته مي شود درك تهديد نقش محوري در نوع واكنش و تصميم دارد و در واقع درك تهديد متغيري ميانجي بين حادثه يا رويداد و واكنش نسبت به آن به شمار مي‌آيد. هر قدر درك و تشخيص رويدادها و روندها واقعي تر و هوشمندانه‌تر باشد واكنش‌هاي اتخاذ شده درست تر و مثبت خواهد بود. رهنمودها و هشدارهاي به موقع رهبر معظم انقلاب نسبت به تهديدات و روندهاي سياسي نقش حياتي در عبور موفقيت آميز از بحرانها داشته است. اين موضوع در داخل و هم در خارج مصداق دارد. هشدار رهبري در خصوص شبيخون فرهنگي در اوايل دهه 1370، افشاي سناريوي يلتسيني كردن ايران (فروپاشي از درون)، افشاي سياست هاي پنهان آمريكا در خاورميانه، هشدار نسبت به سناريوي اختلاف افكني بين اقوام و مذاهب ايراني از يك سو و راه انداختن جنگ شيعي و سني از سوي ديگر. بر حذر داشتن مسلمانان از طرح اسلام هراسي و اسلام ستيزي غرب و ... نمونه هايي از درك سريع و به موقع تهديدات و واكنش مناسب نسبت به آن بوده است. 3. هدايت ديپلماسي هوشمندانه شاخص ديگري از مديريت رهبر معظم انقلاب، هدايت ديپلماسي هوشمندانه در عرصه سياست خارجي است. در ديپلماسي هوشمندانه، درك صحيحي از تهديدات و فرصت ها و قوت ها و ضعف ها وجود دارد. در مواجهه با بحرانها و تهديدات همواره ديدگاههاي مختلفي از سوي جريانات سياسي وجود داشته و اصرار بر اجرايي شدن آن ديدگاهها بوده است لكن پس از گذشت سالها اكنون به خوبي مي توان ملاحظه كرد آن ديدگاهها تا چه ميزان ضعيف و غير عالمانه و عاقلانه بوده است در حالي كه اگر هدايت هاي هوشمندانه مقام رهبري نبود خساراتي جدي بر منافع و مصالح كشور وارد مي‌شد. يكي از مهمترين عرصه‌هاي تجلي اين ديپلماسي در موضوع هسته‌اي ايران است. همه متفق القولند كه سكان دار اصلي تحولات هسته‌اي ايران چه در بعد فني و چه در ابعاد سياسي و ديپلماتيك آن رهبر معظم انقلاب بوده است. در ابتداي بحران هسته‌اي كه جامعه دو قطبي شده و يك طرف بحث واگذاري و تسليم را مطرح و ديگري مقابله و جنگ را پيشنهاد مي‌داد، رهبر معظم انقلاب مسير عقلاني و هوشمندانه‌اي را اتخاذ كردند كه ايران را از آن فضاي سنگين بين المللي خارج ساخت. معظم له با پرهيز از افراط گري و تفريط گرايي، متناسب با شرايط كه شامل چهار عنصر تهديد، فرصت، قوت و ضعف بوده است، رويكردهاي معقولانه و هوشمندانه‌اي را تجويز مي‌كردند. اكنون ترديدي نيست كه چنانچه مشي و رويكرد و هدايت هاي معظم له نبود، پرونده هسته‌اي ايران از دو حال خارج نبود يا كاملا تسليم محض مي شد و يا منهدم مي‌گرديد. اما در حال حاضر، نه تنها تسليم نشديم بلكه مقاومت بي‌نظيري را برجاي گذاشتيم و به ميزان زيادي خصم را از بعد سياسي و حقوقي و فني خلع سلاح كرديم و همه اينها مرهون هدايت صحيح و شجاعانه رهبر معظم انقلاب بود. 4.تركيب آرمانگرايي و واقع گرايي مقام معظم رهبري همچون امام راحل آرمان گرايي و واقع بيني را با هم مد نظر قرار مي دهد، توانست در عرصه عمل اين دو را با هم تلفيق نمايد. در سالهاي گذشته متاسفانه عده‌اي عرصه اجرايي كشور را برعهده گرفته بودند كه بواسطه ضعف باورها و شدت فشارهاي بيروني آرمانها را فداي واقعيات آن هم واقع گرايي از نوع رئاليستي محض كردند. در همين حال برخي افراد نيز بودند كه توجهي به واقعيات نداشتند و به هر قيمتي و علي رغم شرايط و بسترها، تاكيد بر آرمانها مي‌كردند اما رهبر معظم انقلاب فارغ از چنين گفتمانهايي كه هر يك به نوبه خود فشارهاي سنگيني را وارد مي‌كردند، موضع اعتدال و نگاه توامان آرمانگرايانه - واقع گرايانه داشتند. تاكيد معظم له بر سه اصل عزت و حكمت و مصلحت در واقع تركيب آرمان گرايي و واقع گرايي است. عزت اين است كه جامعه و نظام اسلامي در هيچ يك از برخوردهاي بين المللي خود نبايد طوري حركت كند كه منتهي به ذليل شدن اسلام و مسلمين شود (9/11/68) حكمت يعني حكيمانه و سنجيده كار كردن، هيچ گونه نسنجيدگي را نبايد در اظهارات ديپلماتيك و هر آنچه مربوط به سياست خارجي و ارتباطات جهاني است راه داد. و اما مصلحت يعني مصلحت انقلاب و اين مصلحت همه جانبه است يعني از رفتار شخصي ما : بخصوص شما : شروع مي‌شود. (18/4/70) هدايت روند مذاكرات هسته اي و ترسيم خطوط قرمز براي هر گونه توافق با طرف هاي مقابل نيز نمونه اي از تركيب آرمان گرايي و واقع گرايي است كه از يك سو به منافع و مصالح كشور در اين عرصه نظر دارند و از سوي ديگر به واقعيات و تنگناها توجه دارند. تركيب مباني و اصول اسلامي و انقلابي و ملاحظه آنها با شرايط و ظرفيت ها و امكانات و در نظر گرفتن مصالح كشور ، تركيب آرمان گرايي و واقع گرايي را به همراه دارد . 5.اصول گرايي در سياست خارجي نگاهي به مواضع و رويكردهاي مقام معظم رهبري از 1368 تاكنون نشان مي‌دهد كه اصول‌گراترين شخصيت در اين عرصه بوده ودر همين حال تنها مانع انفعال و تحجر در جهت گيري خارجي مي‌باشد. در واقع رهبر معظم انقلاب همانطور كه خود را وفادار آرمانهاي امام راحل (ره) مي‌دانستند در عمل نيز مشي اصولي آن عزيز سفر كرده را حفظ كرده و توسعه دادند. موضع قاطعانه رهبر معظم انقلاب نسبت به آمريكا و استكبار جهاني و حمايت قاطع و صريح از ملل مستضعف و بويژه فلسطين و ضديت پايدار نسبت به رژيم صهيونيستي و اعتقاد به صدور و انتقال ارزشهاي اسلامي همچنان ياد آور مواضع حكيمانه امام راحل (ره) است. در واقع همانطور كه معظم له به همه آحاد مردم و گروههاي سياسي توصيه كردند كه مرزهاي عقيدتي و ايدئولوژيك بايد حفظ شود، خود در عرصه داخلي و خارجي به تمام و كمال رعايت كردند. يادمان نمي‌رود كه بسياري از جريانات دوم خرداد كه خود را حافظ ميراث حضرت امام (رحمت الله عليه) مي دانستند چگونه ارزشها و آرمانهاي امام (ره) را حداقل در حوزه خارجي ناديده گرفته بودند. سناريو هاي تحت عنوان تابوشكني رابطه با آمريكا، ايدئولوژي زدايي از سياست خارجي و طرحهاي مبني بر اينكه فلسطين را به خود فلسطيني‌ها واگذاريم و كاري به اسرائيل غاصب نداشته باشيم عناويني بود كه در طي اين سالها مطرح و پيگيري مي شد. اما حضور فعال و تعيين كننده رهبر معظم انقلاب در مسند ولايت، باعث شد كه اين آرمانهاي امام ذبح نگردد. در همين راستا معظم له تاكيد داشتند: مقبوليت جهاني بسيار خوب است، اما نه به بهاي دست برداشتن از اصول جمهوري اسلامي كه هويت ملي و جمعي ماست. (29/5/82) اكنون كسي نمي تواند شك نمايد كه نفوذ و قدرت ايران بواسطه مشي اصول گرايانه كه ريشه در منش و رفتار امام راحل (ره) داشت، در سراسر منطقه بشدت تعميق يافته است. نفوذي كه رعب در دل دشمنان ما انداخته است.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .