سایه‌ی صهیونیسم بر روابط ایران و مصر

در تاریخچه‌ی مناسبات ایران و مصر، عامل «گرایش به صهیونیسم‌» همواره یک عنصر بازدارنده و تخریبی بوده است‌. این پدیده را می‌توان در جدایی حکومت «جمال عبدالناصر» و حکومت پهلوی به دلیل اتحاد «محمدرضا شاه» با اسرائیل و فاصله‌ی جمهوری اسلامی از حکومت مصر به دلیل پیمان «کمپ‌دیوید» و ارتباط مصری‌ها با صهیونیست‌ها به روشنی مشاهده کرد. تنها پیش از تأسیس اسرائیل بود که رویکرد سیاسی دو کشور ایران و مصر با یک‌دیگرهم‌سویی داشت و پادشاهی بودن هر دو سبب تحکیم پیوند آن‌ها شده بود.

اما با ایجاد رژیم صهیونیستی در این منطقه، عامل ارتباط و عدم ارتباط با این رژیم، نقش مهمی در تنظیم روابط داشته است. کشورهای عربی از سال 1948 تا 1978م. که کمپ دیوید شکافی در نوع نگاه و منافعشان در رابطه با رژیم اشغالگر ایجاد کرد؛ بر عدم به رسمیت شناختن آن تأکید داشتند و هزینه‌هایی را در چندین جنگ موسوم به جنگ‌های اعراب و اسرائیل پرداختند. رژیم پهلوی به دلیل فضای جنگ سرد و ارتباط با غرب، روابط با رژیم صهیونیستی را در اولویت سیاست خارجی خود قرار داده بود.

به دنبال آن، این نوع رابطه واکنش کشور مصر را بر انگیخت. به طوری که در تابستان 1339ش. جمال عبدالناصر در پی نطق شدیدالحنی برضد حکومت شاه‌، دستور قطع رابطه‌ی سیاسی با تهران را به دلیل هم‌پیمانی شاه با اشغالگران صهیونیست صادر کرد. جمال عبدالناصر در نطق خود، شاه را هم‌دست صهیونیست‌ها نامید و این هم‌دستی را مغایر با آرمان کشورهای عربی و اسلامی تلقی کرد. به دنبال این اقدام ناصر، «شیخ شلتوت»رییس دانشگاه الازهر نیز طی تلگرامی به شاه ـ 5مرداد 1339 ـ اقدام وی را در شناسایی سیاسی رژیم صهیونیستی و ایجاد رابطه‌ی سیاسی با این رژیم، را خیانت به مسلمین نامید و از وی انتقاد کرد.

شاه نیز 5 روز بعد در پاسخ به تلگرام رییس الازهر اعلام کرد شناسایی اسرائیل توسط ایران‌، 10 سال قبل صورت گرفته و اکنون اتفاق تازه‌ای نیفتاده است. با این حال اقدام ناصر نه تنها در جهان اسلام بلکه در بین روشنفکران، تحصیل‌کردگان و محافل مطبوعاتی و سیاسی مصر نیز یک اقدام منطقی و ستودنی تلقی شد. از نظر افکارعمومی مصر و سایر ملت‌های مسلمان‌، هم‌پیمانی شاه با اسرائیل در شرایطی که خاورمیانه در آتش تجاوزهای رژیم صهیونیستی می‌سوخت‌، یک خیانت نابخشودنی به جهان اسلام بود.

روابط مصر با تهران 10 سال قطع بود. شهریور 1349، یک ماه پیش از مرگ ناصر و هنگامی که «انور سادات» در دوره‌ی بیماری منجر به فوت ناصر زمام امور را به دست گرفته بود، رابطه‌ی دو کشور مجدد برقرار شد.[1] اما این روابط چندان پایدار نبود زیرا مذاکره‌های مصر و رژیم صهیونیستی با میانجی‌گری ایالات متحده در سپتامبر 1978م. در کمپ دیوید منجر به توافق‌نامه‌ای گردید که موجب عکس‌العمل شدید کشورهای عربی شد از جمله اینکه، کشورهای عربی به منظور ابراز خشم و انزجار از امضای این قرارداد، رابطه‌ی خود را با مصر قطع کرده و سفارت‌خانه‌ها را تعطیل کردند، حتی مصر از اتحادیه‌ی عرب نیز اخراج شد.

هم‌زمانی این قرارداد با انقلاب ایران باعث واکنش شدید انقلابیون نیز شد به طوری که امام خمینی(ره) در مصاحبه‌‌ای با خبرگزاری آسوشیتدپرس در روز 16 آبان 57 این توافق‌نامه و نظایر آن را توطئه‌ای برای مشروعیت بخشیدن به تجاوزهای اسرائیل خواند که در نتیجه شرایط را به نفع اسرائیل و به ضرر اعراب و فلسطینی‌ها تغییر می‌دهد. این گفت‌وگو و نظایر آن از همان ابتدا بیانگر موضع‌گیری انقلابیون ایران در برابر قرارداد کمپ دیوید و نحوه‌ی روابط آینده‌ی آن‌ها با طرفین قرارداد یاد شده پس از پیروزی انقلاب است. پس از امضای قرارداد، وزیر امور خارجه‌ی پهلوی «اردشیر زاهدی» به طرفین تبریک گفت و «حسنی مبارک» وزیر دفاع مصر برای ارائه‌ی گزارشی از این قرارداد به شاه ایران، وارد تهران شد.[2]

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 و هم‌زمانی آن با پیمان کمپ دیوید که در تضاد کامل با ایدئولوژی انقلاب بود، باعث قطع رابطه با کشور مصر گردید. «کریم سنجابی»، اولین وزیر خارجه پس از انقلاب، در پیامی به «یاسر عرفات»، این قرارداد را به خنجر زدن از پشت به فلسطینی‌ها تعبیر کرد و با عرفات ابراز هم‌دردی کرد؛ این‌گونه بود که ایران به جبهه‌ی مخالف این پیمان پیوست. پس از تصرف سفارت مصر توسط دانشجویان عرب به عنوان اعتراض به پیمان کمپ دیوید در 6 فروردین 58 می‌توان گفت یکی از اولین فرمان‌های حکومتی امام خمینی به دولت موقت در زمینه‌ی روابط بین‌الملل، قطع روابط دیپلماتیک با مصر است؛

این حکم پس از نامه‌ی «ابراهیم یزدی»، وزیر امور خارجه‌ی دولت موقت (پس از سنجابی) مبنی بر ضرورت قطع رابطه با مصر در فضای موجود صورت گرفت.[3] در متن فرمان امام، به وزیر امور خارجه‌ی دولت موقت آمده است:

بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جناب آقاى دکتر ابراهیم یزدى، وزیر امور خارجه‏

با در نظر گرفتن پیمان خائنانه‌ی مصر و اسراییل و اطاعت بى‏چون و چراى دولت مصر از آمریکا و صهیونیسم، دولت موقت جمهورى اسلامى ایران قطع روابط

دیپلماتیک خود را با دولت مصر بنماید.

10/ 2/ 58

روح اللَّه الموسوی الخمینى[4]

امام خمینی در جایی دیگر تأکیدکردند: «دولت‌های اسلامی، باید دولت مصر را در این خیانت بزرگی که بر اسلام و مسلمین نموده است، به جای خود بنشانند و با آن قطع رابطه کنند. ملت مصر باید دست این خیانت‌کار را از کشور خود قطع کند و ننگ سرسپردگی به آمریکا و صهیونیسم را از خود بزدایند.»

از سوی دیگر آغاز جنگ ایران و عراق در سال 1980م. و حمایت حکومت مصر از دیکتاتور عراق و فرستادن سربازان مصرى به جبهه‌هاى جنگ برضد ایران، عامل دیگرى براى عمیق‌تر شدن اختلاف‌های میان ایران و مصر شد. از این رو جنگ ایران و عراق وسیله‌ای شد تا طراحان دیپلماسى مصر از آن به عنوان سپر دفاعى جهان عرب در برابر توسعه‌ی انقلاب ایران تعبیر کنند و مصرى‌ها که بعد از امضاى قرارداد صلح (کمپ دیوید) با رژیم صهیونیستی خود را مطرود جهان عرب یافته بودند، تلاش خود را به کار بردند تا از جنگ ایران و عراق وسیله‌اى براى بازگشت خود به صف‌بندى جدید اعراب برضد جمهوری اسلامی ایران بسازند که البته کشور مصر با این سیاست توانست نظر کشورهای عربی را به نسبت به خود تغییر دهد؛

از این رو کشور کوچک امارات نخستین کشورى بود که تحریم مصر را شکست و به دنبال آن دیگر کشورهاى عربی یکى بعد از دیگرى روابط خود را با این کشور از سر گرفتند. پس از قطع کامل روابط میان ایران و مصر که در اوایل انقلاب به دستور امام خمینی(ره) رخ داد، در برهه‌هایی از زمان مسائلی مبنی بر تجدید این رابطه از سوی مقام‌های عالی کشور مطرح شد. ولی این تلاش‌ها به دلیل اصرار مصر بر دوستی با اسراییل، هیچ گاه به ثمر ننشست و مشی کلی نظام جمهوری اسلامی ایران بر قطع روابط با مصر پایدار ماند.

نفوذ سرمایه‌داری و روحیه‌ی ضد سرمایه­داری که در بین نمایندگان خبرگان تدوین قانون اساسی وجود داشت آنان را به اعلام موضوع علیه نظام سرمایه­داری کشاند به گونه­ای که آقای «اکرمی» یکی از اعضای مجلس خبرگان در سخنانی خواستار برچیده شدن نظام سرمایه­داری از کشور شدند که از زمان گذشته باقی مانده بود.[5]‌توجه ویژه‌ی نمایندگان تدوین قانون اساسی به اقشار مستضعف و صحبت از برابری و برادری اقوام و گروه­ها گویای توجه بیش­ از پیش به این آرمان انقلاب در تدوین قانون اساسی و در نظر خبرگان ملت بود. این توجهات در نطق­های پیش از دستور و تذکرات در حین دستور مجلس خبرگان خودنمایی می­کرد.

تحولات در مصر خود منجر به تغییراتی گردیده است که درک مشترک از طرفین(ایران و مصر) و رفع سو تفاهم‌ها را باعث شده است. نتیجه‌ی فوری انقلاب مصر، خروج منطقه از مفهوم «ایران‌هراسی» است.
اینک با تحولات در منطقه‌ی شمال آفریقا و به ویژه مصر که منجر به سرنگونی رژیم مبارک گردید. به نظر می‌رسد با توجه به بدنه‌ی ساختار اسلامی جامعه و تحولات، تغییرات و یا اصلاحاتی در نوع نگاه‌ها به وجود آمده و یا در حال شکل‌گیری است که می‌تواند منجر به درک بین الاذهانی و اشتراک دیدگاه‌ها گردد.

به طور حتم یکی از موارد نگاه تحولات به قرارداد کمپ دیوید و رابطه با رژیم صهیونیستی خواهد بود که سطح حداکثری آن لغو و سطح حداقلی آن اصلاح و تجدید نظر است که خود می‌تواند نزدیک کننده‌یدیدگاه‌های سیاستمداران دو کشور ایران و مصر باشد؛ به طور حتم اگر اسلام‌گرایان پیروز انتخابات ریاست جمهوری نیز باشند این نگاه تقویت می‌گردد. واکنش‌های طرفین به از سرگیری و تقویت روابط مثبت بوده است به طوری که وزیر امور خارجه‌ی ایران در واکنش به علاقه‌مندی مصر به روابط با ایران اعلام کرده است: «قطعاً روابط خوب دو کشور می‌تواند به ثبات، امنیت و توسعه‌ی منطقه کمک کند.» [6]

رییس‌جمهور کشورمان نیز در اولین کنفرانس خبری سال 90 در این باره ابراز داشت: «امروز ما علاقه‌مند به رابطه با همه‌ی‌دولت‌ها و ملت‌ها به‌خصوص مصر هستیم و امیدواریم تحولاتی اتفاق افتد و البته اعتقاد داریم چشم‌انداز آینده بسیار روشن است.» [7] باید گفت که تحولات در مصر خود منجر به تغییراتی گردیده است که درک مشترک از طرفین و رفع سو تفاهم‌ها را باعث شده است. نتیجه‌ی فوری انقلاب مصر، خروج منطقه از مفهوم «ایران‌هراسی» است. مصر در دوره‌ی رژیم مبارک از مراکز شکل‌گیری این جریان برضد ایران در منطقه بوده است.

به هر حال ایران و مصر هر دو به‌عنوان یک کشور بزرگ و صاحب تمدن و فرهنگ کهن به‌عنوان نقاط ثقلی در جهان اسلام مطرح هستند و هر دو کشور به یک اندازه از این ارتباط سود خواهند برد و این موضوع برای هر دوطرف آشکار شده که منافع آنان در گرو ایجاد ارتباط محکم و اصولی میان دو کشور است. بنابراین طرفین باید دیپلماسی هوشمندانه و گام به گام همراه با صبر در برقراری رابطه را در کنار تفاوت دیدگاه‌ها و برداشت‌ها را که ناشی از موقعیت مکانی دو کشور است، مدنظر داشته باشند و در ابتدا بر حداقل‌هاتأکید کنند و سپس بتوانند این اشتراک حداقلی را با همکاری‌ها و هویت اعلامی و اعمالی به برداشت تصوری مثبت از هم‌دیگر تبدیل کرده و ایفاگر نقش‌هایمنطقه‌ای گردند.(*)

ادامه دارد...

پی‌نوشت‌ها:

[1]. تاریخچه‌ی روابط ایران و مصر، مؤسسه‌ی مطالعات تاریخ معاصر ایران

[2]. متقی، سمیه؛ کمپ دیوید و تأثیر آن بر روابط ایران و مصر/ از استقبال شاه تا اعتراض انقلابیون در تارنمای:
http://tarikhirani.ir/fa

[3]. بخشی، احمد(1387) بررسی تاریخی روابط خارجی ایران و قاره‌ی آفریقا، فصلنامه‌ی تاریخ روابط خارجی، شماره‌ی 35.

[4]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج‏7، ص: 168.

[5]. صحیفه‌ی امام خمینی، ج‏15، ص: 277.

[6]. تجلیل رسانه​​ای مصر از اظهارات صالحی (12/1/1390)، در تارنمایhttp://www.khabaronline.ir/detail/140017/

[7]. مشروح نشست خبری احمدی نژاد در سال 1390 در تارنمای:http://khedmat.ir/vdcd.9092yt05sa26y.html

*احمد بخشی؛ کارشناس مسایل آفریقا/برهان/۱۳۹۱/۳/۲۳

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .