رياض كوك كننده ساز آمريكا

اگر به اتفاقات ماه هاي اخير در كشورهاي عربي كه شاهد قيام هاي مردمي بوده اند نگاه كنيم اين سوال در ذهن ايجاد مي شود كه چرا برخي بازيگران، تصميمات و رفتارهاي يكسان و مشابه اي نسبت به همه آنها ندارند و رفتارشان در مورد برخي از اين قيام ها و اعتراضات مردمي متفاوت است؟ عربستان يكي از اين بازيگران است كه در سطح منطقه نقش تأثيرگذاري دارد. آيا نوع قيام ها، جنس و نژاد مردم به پاخاسته در اين كشورها و يا خواسته هاي آنها با هم فرق مي كند كه عربستان با حوادث مصر، بحرين و يمن يك جور، و با حوادث سوريه جور ديگر رفتار مي كند؟ به عبارت ساده تر، چرا عربستان از مخالفان حاكميت تونس، مصر، بحرين و يمن نه تنها حمايت نمي كند، بلكه هر كاري كه بتواند براي سركوب آنها نيز مي كند، اما از مخالفان حاكميت سوريه، نه تنها حمايت مي كند، بلكه هركاري كه بتواند براي سركوب حاكميت سوريه انجام مي دهد.

طبيعي است كه فقط منافع مي تواند سبب شود كه بازيگران عرصه بين الملل در خصوص حوادث و رخدادهاي مشابه چنين رفتارهاي متضادي از خود بروز دهند. منافع، هم مي تواند واقعي باشد و هم مي تواند صرفاً تصور آن باشد. يعني دولت مورد نظر تصور مي كند كه اگر چنين و چنان رفتاري داشته باشد، منافعش تأمين مي شود.منافع عربستان چيست كه سبب چنين رفتارهايي مي شود؟ كشورهاي عربي كه با اعتراضات و خيزش هاي مردمي مواجه بوده و هستند روابط اقتصادي خاصي با عربستان ندارند، لذا براي عربستان توجيه اقتصادي ندارند كه بخواهيم براي تبيين رفتار عربستان، پاي منافع اقتصادي را به ميان بكشيم. بنابراين صرفاً بحث امنيت عربستان و نفوذ آن در منطقه باقي مي ماند. يعني به خطر افتادن امنيت عربستان و نفوذ منطقه اي آن را مي توان عاملي دانست كه سياستگذاران سعودي را واداشته است در مورد سوريه، رفتار متفاوتي نسبت به سايرين داشته باشند.

كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس از جمله عربستان به محافظه كار بودن مشهور هستند. اين خصلت از نظام پادشاهي آنها ناشي مي شود. بر اين اساس، آنها تغييرهاي اساسي را بر نمي تابند. تغييراتي كه ساختار نظام سياسي و اجتماعي را به هم بزند مخالفت اين حكومت ها را برمي انگيزد. از طرف ديگر بايد اين نكته را نيز مورد توجه قرار داد كه تغييراتي در اين حد كه ساختار را متحول كند در جوار مرزها، توانايي نفوذ به آن سوي مرزها را نيز دارد. به عبارت ديگر، به صورت دومينو به داخل عربستان نيز كشيده مي شود، همچنان كه برخي ناآرامي ها در عربستان به وجود آمد. كشورهايي همچون مصر، تونس، بحرين و يمن از اين جهت شباهت هايي با عربستان دارند، يعني محافظه كارند و تغيير و تحول را قبول نمي كنند.

اين محافظه كاري به نوعي در روابط خارجي آنها نيز ديده مي شود، بالاخص در موضوعي كه به ظاهر براي اعراب مهم و اساسي است و آن، مسئله فلسطين مي باشد. سوريه در مسئله فلسطين و رژيم صهيونيستي تغييرات را بيشتر مي پذيرد، يعني با حمايت از جبهه مقاومت خود را خواهان تغيير وضع موجود نشان داده است. هم مرز بودن سوريه با سرزمين هاي اشغالي، يكي از دلايل اصلي اين ديدگاه سوريه است، چرا كه حاكميت سرزميني خود را در خطر مي بيند و با وجود رژيمي همچون رژيم صهيونيستي احساس خطر، كاملاً قابل توجيه است كه مقابله با اين رژيم اسرائيل را بايد علاوه بر پيگيري مصالح سوريه، به عنوان اهرمي براي جمهوري اسلامي ايران نيز دانست.

شايد كمتر تحليلگري باشد كه يكي از دلايل اصلي اين نوع رفتار عربستان را جلوگيري از افزايش قدرت و حوزه نفوذ ايران نداند. سوريه نسبت به ساير كشورهاي عربي، همسويي بيشتري با ايران دارد. اين همسويي در حدي است كه توافقنامه هاي زيادي در زمينه اقتصادي و نظامي ميان اين دو كشور را سبب شده است. بيشترين مزيت سوريه براي ايران، تفكرات ضدصهيونيستي و ژئوپليتيك آن است. سوريه از هر دو منظر، ايران را به صورت شمشيري بالاي سر رژيم صهيونيستي قرار مي دهد. اين درحالي است كه نحوه برخورد عربستان با مسئله فلسطين و رژيم صهيونيستي با برخورد ايران متفاوت است. علاوه بر اينكه، عربستان نمي تواند سياستي متعارض با سياست هاي آمريكا در اين خصوص اتخاذ كند، قدرت گرفتن شيعيان و حتي احتمال افزايش نفوذ آنان به پشتيباني ايران مزيد بر علت است. اين تفاوت تا حدي است كه عربستان نگرش ها و رفتارهاي جمهوري اسلامي را برخلاف صلح در اين مسئله مي داند. حمايت از گروه هاي مختلف و متضاد در فلسطين كاملاً نشان دهنده اين اختلاف است. حال اگر نظام سياسي سوريه تغيير كند، به طور قطع، نظام جانشين، مواضعي نزديك به مواضع عربستان خواهد داشت. پس طبيعي است كه عربستان از مخالفان بشار اسد حمايت همه جانبه به عمل آورد.

گذشته از تمام اين نكات كه به نوعي ديگران نيز اظهار كرده اند، نكته اي وجود دارد كه كمتركسي به آن پرداخته است. عربستان يكي از منابع اصلي پرورش افراطي گري مذهبي است كه حتي منافع مادي و غيرمادي غرب را نيز مورد حمله قرار مي دهد. ايالات متحده اساساً با اين پديده مشكل دارد. براي آمريكا فرق نمي كند افراطي گري در افغانستان و پاكستان باشد، يا در عربستان و كشورهاي عربي ديگر. عربستان بايد بداند كشورهاي عربي خاورميانه به طور خصوصي براي آمريكا و به طور عمومي براي تفكر غرب «ورشكسته» به حساب مي آيند. ورشكسته به اين معنا كه اين كشورها از لحاظ ساختار سياسي و اجتماعي بسيار عقب مانده اند و از اين جهت، و در درازمدت، نه تنها به تفكر غرب كمك نمي كنند، بلكه براي آن مشكل آفرين نيز خواهند بود. وقايعي كه طي يكي- دو سال اخير در مصر، تونس، ليبي، بحرين و يمن و سوريه رخ داده، براي عربستان نيز به وقوع خواهد پيوست. عربستان در فازهاي بعدي قرار دارد. شايد گفته شود نظام سياسي عربستان در مقابل تظاهرات مقاوم تر از اين كشورها است، اما واقعيت اين است كه اين مقاومت نيز حد و حدودي دارد، فلذا ماجراي تغيير ساختار سياسي براي عربستان نيز وجود دارد، دير و زود دارد، سوخت و سوز ندارد.

با آگاهي از اين نكته، عربستان با حمايت از جريان براندازي نظام سوريه در كنار سياست هاي ديگرش در كوتاه مدت آمريكا را به خود نزديك تر مي كند تا مانع از تغيير ساختار خود شود. اما اين حمايت آمريكا نيز تا آخر نخواهد بود و آل سعود مثل مبارك و بن علي و عبدالله صالح و ... رفتني هستند.

رياض كوك كننده ساز آمريكا /رضا اشرفى بصيرت/91/07/11

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .