روش های مدرن هدایت افکار عمومی

حضرت استاد جوادی آملی (دام عزه) در کتاب ولایت فقیه: ولایت فقاهت و عدالت ذیل عنوان "آزادی عقیده و جهاد ابتدایی" و با اشاره به نظر مرحوم علامه طباطبایی (ره) در باب جهاد ابتدایی و رابطه آن با جهاد دفاعی می نویسند: اولین و اساسی ترین حق انسان ها، حق حیات سالم است که از آزادی فطرتِ پاک انسانی سرچشمه می گیرد، فطرتی خدایی که تبدیل پذیر نیست: فِطْرَتَ اللَّـهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا ۚ لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ (الروم 30). سران ستم و سردمداران کافر کشورهای غیر مسلمان، این حق را از مردم سلب نموده، با شیوه های گوناگون و تبلیغات نادرست خود بر ضد حق، اجازه و فرصت تفکر و اندیشه صحیح را به آنان نمی دهند و با فتنه و آشوب در برابر ارشاد و تبلیغ اسلام، نمی گذارند چراغ هدایت دین که خواسته فطرت همه انسان هاست، به محدوده کشور شرک و کفر برسد و این کاری است که همه دشمنان بی منطق انبیا (علیهم السلام) در طول تاریخ بشر انجام داده اند و در این حال است که فرمان َقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَکُونَ فِتْنَةٌ (الانفال 39) برای از میان برداشتن فتنه و آشوب صادر می شود تا به دنبال آن و پس از رفع موانع سردمداران کفر، فطرت اسیر شده مردم آن دیار آزاد شود و سخن منطقی دین به صورت "ابلاغ مبین" به آنان عرضه گردد: وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ (یس 17) و خود مردم بتوانند چهره واقعی حق را بیابند و آزاده آن را اختیار کنند: فَمَن شَاءَ فَلْیُؤْمِن وَمَن شَاءَ فَلْیَکْفُرْ (الکهف 29) (35-36).

و اما آنچه در غرب به نام "آزادی بیان و عقیده" وجود دارد وجود ندارد! وجود دارد از آن جهت که شما به عنوان یک مسلمان یا یهودی یا بی دین یا بودایی با هر دیدگاه سیاسی مادامی که به قول ایشان تنفر و یا خشونت را تبلیغ نکنی می توانی حرف خودت را بزنی، روزنامه داشته باشی. آزادی از این جهت وجود دارد، اما آن طرف قضیه هم این است که رسانه هایی که میلیاردها دلار بودجه پشت سرشان است و اغلب وابسته به یکی دو شرکت تجاری هستند همان قدر که شما حق آزادی بیان داری، همان قدر حق لجن مال کردن تو را دارند. مثالی می گویم تا مسئله بهتر فهمیده شود:

چند ماه پیش و در سالگرد ارتحال حضرت امام (ره) انجمن کوچکی در دانشگاه نه چندان مطرح کارلتون کانادا مراسمی به یادبود ایشان برگزار کرد. تعداد کل حاضران مراسم در حدود 60 نفر بود که اغلب هم کارمندان و کارکنان سفارت خانه ج.ا.ایران و دوستانی از لبنان بودند. شبکه پرس تی وی این برنامه مختصر را پوشش داد و در کمتر از یک هفته تمام رسانه های کانادا پر شد از فحش و ناسزا و حمله به شخصیت حضرت امام، برگزار کنندگان، پرس تی وی، سخنرانان و حتی دانشگاه کارلتون. کار آنقدر بالا گرفت که حتی دانشگاه کارلتون رسما در مقام دفاع از خودش بیانیه داد و عنوان کرد این کار در چهارچوب اصل آزادی بیان بوده است. فضای رسانه ای ضد انقلاب (اعم از ایرانی و کانادایی، مجاهد و سلطنت طلب و...) آنچنان بر علیه این اقدام فعال شد و آنچنان برخی روزنامه ها و مجلات بر علیه این برنامه کوچک و مختصر مطلب نوشتند که بعید می نماید تا سال ها کسی دیگر جرات کند چنین مراسمی بگیرد و یا دانشگاهی جرات کند به گروه دانشجویی جهت برگزاری چنین مراسمی اجازه صادر کند. (علاقمندان دنبال کردن اخبار این همایش کافی است دو کلمه کلیدی Carleton, Khomeini را جستجو کنند تا اخبار مربوطه را بخوانند. مخصوصا مجله Macleans مقالات متعددی بر علیه این برنامه چاپ کرد و شبکه تلویزیونی Sun News هم دو سه برنامه با دعوت از افراد مختلف بر علیه شخصیت امام برگزار کرد). خوب آزادی بیان به این معنا در غرب وجود دارد. یعنی شما آزادی عقایدت را بیان کنی اما دیگرانی که سرمایه های میلیاردی و چندین روزنامه و تلویزیون دارند و در همه جا نفوذ موثر دارند (از دانشگاه گرفته تا دولت)هم آزادند هر دروغ و تهمتی را به تو بچسبانند و دست تو از همه جا کوتاه است. به اختصار شما آزادی حرفت را بزنی اما باید منتظر عواقبش هم باشی! شاید برخی بگویند خوب راه شکایت و دادگاه باز است. در جواب باید گفت این راه برای کسانی باز است که یا وابسته به گروه و دار و دسته ای باشد یا سرمایه ای عظیم داشته باشد. حق الوکاله سالیانه یک وکیل حدود پنجاه تا صد هزار دلار است و تازه در صورت داشتن وکیل باید با شبکه های در بیفتی که وکلایی میلیونی دارند. این بازی شروع نشده بازنده اش مشخص است.بله شما در غرب آزاد هستید مثلا سر کلاس درس دانشگاه از نظریه اسلام در مورد تعدد زوجات دفاع کنی ولی آنها هم آزاد هستند شما را بایکوت کنند و بعد یک سال می بینی هیچ استاد و دانشجویی شما را در جلسات بعضا علمی شان راه نمی دهند و یا دعوت نمی کنند. همانقدر که شما آزاد هستید عقاید اسلامی تان را علنا بگویید، آنها هم آزاد هستند شما را لجن مال کنند با رسانه های شان.

بله شما آزاد هستید مثلا از عملکرد رژیم صهیونیستی انتقاد کنی اما اگر در لیست سیاه قرار گرفتی و فردا نتوانستی از هیچ دانشگاهی پذیرش بگیری نمی توانی کسی را متهم کنی چون دلیلی نداری. چون نفوذ برخی جریانات در دانشگاه ها آنقدر زیاد است که برای برخی قابل تصور نیست. در ایران اگر با کارد سر می برند و مثلا دانشجو را "ستاره دار" می کنند، اینجا بدون اینکه بفهمی و بگویند و علنی کنند "نقره داغت" می کنند.حالا من اینجا نه می توانم و نه می خواهم از مسائل و روش های دیگری صحبت کنم که با آن دهنبسیاری از دانشجویان ایرانی را بسته اند و جرات اظهار نظر را از آنها گرفته اند از جمله دیدارهای کاملا دوستانه با مامورین اطلاعاتی و...

معتقدم که اگر تفکری یا گروهی بتواند دو نهاد را در دست بگیرد و مجهز و مسلط به علوم روان شناختی باشد، آن تفکر یا گروه می تواند (به حق یا به ناحق) به راحتی بر مردم حکومت کند. خواه آن تفکر یا گروه مثل آلمان نازی نژاد پرست باشد خواه لیبرال دموکراسی غرب باشد خواه کمونیستی و خواه اسلامی. آن دو نهاد یکی آموزش و پرورش است و دیگری رسانه. آنچه امروز در غرب شاهد آن هستیم تسلط تفکری خاص بر این دو نهاد است. البته تسلطی نرم. بدون کشت و کشتار، بدون خون ریزی. بدون سر و صدا و با ماسک زیبای "آزادی بیان."

وقتی کودکان در معرض افکار خاصی قرار گرفتند و با جدید ترین دست آوردهای روانشناختی آن عقاید به آنها تحمیل شد (در مواردی که با فطرت در تضاد است) و یا با آزادی افکار حقه به آنها آموزش داده شد (در تعلیم و تربیت اسلامی) و سپس تا کهنسالی آن افکار تبلیغ و ترویج شد (رسانه) هیچ راه گریزی برای مقابله با آن افکار نیست. غرب این حقیقت را به خوبی آموخته و بعد چند صد سال تجربه و آزمون و خطا به روش های پیچیده حفظ قدرت دست پیدا کرده است که در آن ظاهر جامعه آزادی است ولی در عمل اکثریت مردم ندانسته در پی یک تفکر خاص هستند.

در غرب آزادی هست و نیست. آزادی هست به این معنا که شما می توانی بیایی مثلا در خیابان فریاد بزنی و آزادی نیست از آن جهت که رسانه های غول های سرمایه داری یک پلاکار گردنت می اندازند که رویش نوشته: "این مرد دیوانه است." شما سال ها در آن خیابان فریاد بزنی اما عابران با خواندن پلاکارد حداکثر سری از تاسف برایت تکان می دهند و رد می شوند. در عین حالی که "حق" شما در گفتن اعتقادت سلب نشده، نه حرفت را کسی گوش می دهد، و نه صدایت به جایی می رسد. اگر اسلاف عرب این سرمایه دارها پیامبر اکرم (ص) را مجنون می نامیدند و سعی می کردند با تبلیغات باطل خود نگذارند پیام فطری اسلام به جایی برسد، امروز سران استکبار با تجربه چند صد ساله و با به خدمت گرفتن آخرین دستاوردهای روانشناسان و جامعه شناسان و ریختن میلیاردها دلار پول و سرمایه توانسته اند سدی در مقابل چشم و فکر مردم مغرب زمین و حتی جهان بزنند.

نظام آموزش و پرورش غرب با قدرت نرم بچه ها را از فطرت حق طلبشان به سوی طبیعت حیوانی سوق می دهد، روابط آزاد جنسی را تبلیغ می کند، مصرف مشروبات الکلی را توجیه می کند، موسیقی های حرام را رواج می دهد، ساختار خانواده را زیر سوال می برد، ادیان را در حد خرافات پایین می آورد و هم زمان رسانه تمامی این مفاهیم را در قالب خبر، تحلیل، فیلم، مستند تایید و تشویق می نماید. حال شمایی که دم از اسلام و خدا می زنی در منظر جوانان غربی چیزی بیشتر از همان "دیوانه" نیستی که هر روز در خیابان فریاد می زند و مردم را به سوی خدا می خواند.اینجاست که تفسیر آیه فَقَاتِلُوا أَئِمَّةَ الْکُفْرِ ۙ إِنَّهُمْ لَا أَیْمَانَ لَهُمْ (التوبه 12) صحیح فهمیده می شود. این ها نه تنها خود گمراه و کافرند، بلکه راه را بر شنیدن و دیدن مردم هم بسته اند و چون سدی خبیث از رسیدن مایه رحمت و هدایت الهی به کویر تشنه فطرت های مردم جلوگیری می کنند.

اما این سد به زودی شکسته خواهد شد و این سران کفر به دست مردمان خودشان به سزای اعمال شان می رسند ان شا الله.

در غرب آزادی هست/نیست 2؛
روش های مدرن هدایت افکار عمومی
عبدالحمید کرمانی، 7 مهر 91/الف.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .