راز پذيرش قطعنامه 598؟

آيا پذيرش قطعنامه 598 خيانت بود؟ و عده اي سر امام خميني در ماجراي پذيرش قطع نامه كلاه گذاشتند؟ علت تعبير به جام زهر از سوي امام؟

با سلام و احترام. پرسشگر گرامي درباره تعبير تان نسبت به قبول قطعنامه بايد عرض نماييم ، تعبير مناسبي به كار نبرديد، در ماجراي پذيرش قطعنامه خيانتي از سوي مسئولين مطرح نبود و كلاهي بر سر امام (اعلي الله مقامه الشريف) نرفت ، براي روشن تر شدن موضوع بهتر است نگاهي به مساله ي قطعنامه و روند پذيرش آن بياندازيم:
به نظر مي رسد براي رسيدن به ريشه هاي قبول قطعنامه 598 از سوي جمهوري اسلامي ايران بهتر است در نخستين گام مروري بر ديدگاه هاي امام عظيم الشان مان پيرامون مساله ي جنگ داشته و سپس بحث را دنبال نماييم.
اساسي ترين مستندي كه مي تواند مبنايي براي اثبات نظرات و ديدگاه هاي امام راحل (رضوان الله تعالي عليه) باشد مجموعه ي آثار مكتوب امام خميني(رضوان الله تعالي عليه) مي باشد كه از سوي موسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني ( رضوان الله تعالي عليه ) چاپ و منتشر شده اند . و در ميان اين آثار مجموعه صحيفه امام–حاوي تمام بيانات و پيام هاي امام خميني ( رضوان الله تعالي عليه ) تا زمان رحلت ايشان – برجسته ترين جايگاه را دارا مي باشد زيرا كه تمام نقطه نظرات و ديدگاه هاي ايشان به ويژه در سال هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي ايران و بالاخص هشت سال دفاع مقدس را در بردارد. و چنين سخني از امام خميني ( قدس الله نفسه الزكيه ) پيرامون قطعنامه از ايشان در صحيفه ي امام ثبت نشده است.
با توجه به اين نكات نيازي به اين يادآوري نيست كه ما براي پيدا كردن كنه نظر امام راحل( قدس الله نفسه الزكيه ) پيرامون جنگ و قبول قطعنامه الا و لابد بايد به سراغ مجموعه صحيفه امام رفته و صفحاتي از آن را با هم تورق كنيم.
براي اين كار سه بازه ي زماني را به شرح زير در نظر گرفته و ديدگاه هاي امام را پيرامون جنگ و ادامه يا عدم ادامه ي آن را، در اين سه دوره ي زماني بررسي مي كنيم :
دوران جنگ تحميلي از ابتدا تا انتها
دوران قبول قطعنامه
دوران پس از قبول قطعنامه
در اين بررسي تاريخي ، فراز هايي از بيانات گهربار امام راحل ( قدس الله نفسه الزكيه ) را در هر دوره ي تاريخي مورد بررسي قرار مي دهيم تا در نهايت بتوانيم به ديدگاه قطعي و مستند و قابل دفاع ايشان پيرامون مساله ي جنگ و ادامه يا عدم ادامه ي آن و قبول قطعنامه برسيم.
با توجه به چارچوب فوق در گام نخست به بررسي و مرور اجمالي ديدگاه هاي امام خميني(رضوان الله تعالي عليه) درباره جنگ، از ابتدا تا آخرين روز هاي آن مي پردازيم.
ايشان از همان سال هاي ابتداي شروع جنگ ، تأكيد بر دفع تجاوز دشمن داشته ، خواهان در اولويت قرار دادن اين مسئله توسط مردم و مسئولين شده و هرساله مجدداً آن را متذكر مي شدند . به عنوان نمونه ، در پيام 22 بهمن 1361 مي فرمايند : جنگ دفاعي در رأس امور است (صحيفه امام . جلد 17 . ص 322)
ايشان در سخنراني 21 خرداد 1362 نيز مي فرمايند : «امروز هم در رأس تمام مسائل مان جنگ است . اگر يك روز غفلت كنيم حمله خواهند كرد بر ما و همه چيز ما را از بين خواهند برد ... اگر بعض از منحرفين و منافقين بين مردم بيفتند و بگويند كه جنگ را تمام كنيم ، شما هم قبول كنيد ، ... بدانيد كه اسلام در خطر كفر است . اگر چنانچه امروز ما يك كلمه عقب نشيني كنيم ، اگر ملت ما يك قدم سستي به خودش راه بدهد و عقب نشيني كند ، نواميسش ، اموالش ، جانهاي جوان هايش همه اش به باد خواهد رفت» .( همان . ص 497 )
در پيام 22 بهمن 1363 نيز مي فرمايند :« امروز جنگ اصلي ترين مسئله كشور است . ملت عزيز بايد توجه داشته باشد كه در كشوري زندگي مي كند كه بيش از چهار سال است كه در جنگ بسر مي برد ... امروز اسلام در مقابل تمامي كفر است و با كوچكترين درنگ در اين امر حياتي چنان ضربه اي خواهيم خورد كه جبرانش به اين زودي ها ميسر نمي شود» . (صحيفه امام . جلد 19 . ص 149)
امام خميني در پيام 16 مرداد 1365 خطاب به زائران حج ابراهيمي نيز صلح با صدام را از بزرگترين گناهان و واضح ترين خيانت ها به مسلمين دانسته ، مي فرمايند: «سازش و صلح تحميلي بدتر از جنگ ، چه معني دارد ؟ ... كيست كه نداند صلح با اين حزب ، به رسميت شناختن حكومت بعث است كه با قتل و جنايت بر يك كشور اسلامي حكومت مي كند ؟ و كيست كه نداند اين امر از بزرگترين گناهان است و از واضح ترين خيانت ها به مسلمين است ؟»( صحيفه امام . جلد 20 . ص 88 )
ايشان در سالروز ميلاد امام رضا (ع) در تاريخ 28 تير 1365 نيز مي فرمايند : «در جبهه ها هيچ نگذاريد دشمن آرامش پيدا كند . اگر بگذاريد آرامش پيدا كند ، مي رود و تجهيز بيشتر مي كند و شما را به زحمت مي اندازد . بايد نگذاريد كه او يك شب از اضطراب بيرون بيايد . الان در اضطراب هستند ؛ نگذاريد كه از اضطراب بيرون بيايند ». (همان . ص 80)
امام خميني در سخنراني دوم شهريور 1365 به مناسبت عيد غدير ، اشخاصي كه به دنبال تحميل صلح هستند را حيله گر و خائن ناميده ، اظهار مي دارند : « قصه امام حسن (ع) و قضيه صلح ، آن هم صلح تحميلي بود . براي اين كه امام حسن ، دوستان خودش ، يعني آن اشخاص خائني كه دور او جمع شده بودند ، او را جوري كردند كه نتوانست خلافش بكند ، صلح كرد . صلح تحميلي بود . اين صلحي هم كه به ما مي خواهند بگويند ، اين است ... آن صلح تحميلي كه در عصر امام حسن واقع شد و آن حكميت تحميلي كه در زمان اميرالمومنين واقع شد ، هر دويش به دست اشخاص حيله گر درست شد . اين ما را هدايت مي كند به اين كه نه زير بار صلح تحميلي برويم و نه زير بار حكميت تحميلي» .( همان . ص 119 – 118)
امام خميني در هشتم خرداد 1366 نيز چنين مي فرمايند : «اينهايي كه مي گويند بايد سازش كرد ، اينها مي فهمند كه ما اگر سازش كنيم ، له مي شويم ؟ اينها راضي اند به اين كه سازش بشود ؟ ... الان كه صدام رو به جهنم دارد مي رود و انشاءالله خواهد رفت ، وقت اين است كه شما جديت تان زيادتر بشود ؛ چه قواي مسلحه از هر صنف كه هستند و چه ملت و چه اين بسيج . اگر مهلت بهش بدهيد - هر روزي كه مهلت مي دهيد - او را تقويت مي كنند و كار مشكل تر مي شود . بايد مهلت بهش نداد ، سستي نبايد كرد ... امروز وقت اين نيست كه يك دسته اي يك طرفي را بگيرند و يك دسته اي طرفي ديگر را بگيرند . يك دسته اي نصيحت كنند ما را كه شما بايد صلح بكنيد . اين مال ضعفاست . اين اشخاص ضعيفي كه هميشه در دام آمريكا بوده اند يا امثال اينها ، از اين مسائل مي گويند» . (همان . ص 272 – 271)
امام خميني در پيام به زائران بيت الله الحرام در ششم مرداد سال 1366 مي فرمايند : «من به تمام دنيا با قاطعيت اعلام مي كنم كه اگر جهانخواران بخواهند در مقابل دين ما بايستند ، ما در مقابل همه دنياي آنان خواهيم ايستاد و تا نابودي تمام آنان از پاي نخواهيم نشست.» (صحيفه امام . جلد 20 . ص 325)
امام خميني (ره) حتي دو هفته قبل از پذيرش قطعنامه نيزهرگونه ترديد در ادامه جنگ را خيانت به اسلام رسول الله (ص) تعبير كردند و قاطعانه خواستار ادامه مقاومت بودند. ايشان در پيام 13 تير 1367
مي فرمايند :
«مردم شريف ايران بايد توجه كنند كه امروز، روز مبارزه و جنگيدن با تمام شياطينى است كه حقوق حقه تمامى پابرهنگان جهان را صرف عيش و نوش و تهيه سلاحهايى مى‏نمايند كه براى هميشه حاكم دنياى گرسنگان باشند.جنگ امروز ما، جنگ با عراق و اسرائيل نيست؛ جنگ ما، جنگ با عربستان و شيوخ خليج فارس نيست؛ جنگ ما، جنگ با مصر و اردن و مراكش نيست؛ جنگ ما، جنگ با ابرقدرتهاى شرق و غرب نيست؛ جنگ ما، جنگ مكتب ماست عليه تمامى ظلم و جور؛ جنگ ما جنگ اسلام است عليه تمامى نابرابريهاى دنياى سرمايه دارى و كمونيزم؛ جنگ ما جنگ پابرهنگى عليه خوشگذرانيهاى مرفهين و حاكمان بى‏درد كشورهاى اسلامى است. اين جنگ سلاح نمى‏شناسد، اين جنگ محصور در مرز و بوم نيست، اين جنگ، خانه و كاشانه و شكست و تلخى كمبود و فقر و گرسنگى نمى‏داند. اين جنگ، جنگ اعتقاد است، جنگ ارزشهاى اعتقادى- انقلابى عليه دنياى كثيف زور و پول وخوشگذرانى است. جنگ ما، جنگ قداست، عزت و شرف و استقامت عليه نامردميهاست
بايد نگذاريم كه تلاش فرزندان انقلابي مان در جبهه ها از بين برود . براي برپائي احكام اسلام عزيز دست اتحاد به يكديگر داده ، محكم و استوار تا پيروزي اسلام حركت كنيم . مسئولين نظام بايد تمامي همّ خود را در خدمت جنگ صرف كنند . اين روزها بايد تلاش كنيم تا تحولي عظيم در تمامي مسائلي كه مربوط به جنگ است به وجود آوريم . بايد همه براي جنگي تمام عيار عليه آمريكا و اذنابش به سوي جبهه رو كنيم . امروز ترديد به هر شكلي خيانت به اسلام است . غفلت از مسائل جنگ ، خيانت به رسول الله - صلي الله عليه و آله و سلم - است . اينجانب جان ناقابل خود را به رزمندگان صحنه هاي نبرد، تقديم مي نمايم».( صحيفه امام . جلد 21 . ص 69- 68)
اندك تامل و توجهي در فراز هاي فوق – كه به صورت مستند از امام راحل نقل شد – ما را به اين نتيجه ي قطعي و بسيار واضح و روشن مي رساند كه امام خميني از ابتدا تا انتهاي جنگ با ديدگاهي كه نسبت به ماهيت جنگ داشتند و آن را جنگ اسلام و كفر و حق و باطل مي دانستند هيچ گاه كوچكترين ترديدي در ادامه ي آن پيدا نكرده و همانگونه كه ملاحظه شد حتي در پيامي كه دو هفته قبل از قبول قطعنامه صادر فرمودند كوچكترين ترديدي نسبت به ادامه جنگ ابراز نكرده وبلكه چنين ترديدي را خيانت به رسول الله - صلي الله عليه و آله و سلم - مي دانند.
در گام دوم پيرامون تلقي و ذهنيت امام به مقوله ي قبول قطعنامه جستاري كرده و سعي مي كنيم ديدگاه ايشان را نسبت به اين پديده كشف كنيم. ناگفته پيداست كه بهترين منبع براي اين منظور كلمات و بيانات و پيام هاي خود ايشان مي باشد.
اصلي ترين منبع در اين باره پيام امام راحل به ملت ايران به مناسبت سالگرد كشتار خونين مكه و هم چنين به مناسبت قبول قطعنامه داده اند مي باشد. عباراتي كه امام به كار مي برند ، حاكي از اين است كه ايشان علي رغم ميل باطني و تصميم شخصي خود و صرفا به خاطر مصلحتي بزرگ، ناچارا و از روي اكراه راضي به پذيرش قطعنامه شده اند . ايشان مي فرمايند
«... و اما در مورد قبول قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، اين است كه من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و كشور و انقلاب را در اجراى آن مى‏ديدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى كه از ذكر آن فعلًا خوددارى مى‏كنم، و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى‏دانم. و خدا مى‏داند كه اگر نبود انگيزه‏اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هر گز راضى به اين عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود. اما چاره چيست كه همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ايران نيز چنين بوده و خواهد بود. .... خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودين و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده‏ام، و در برابر عظمت و فداكارى اين ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏كنم. ... من باز مى‏گويم كه قبول اين مسأله براى من از زهر كشنده‏تر است؛ ولى راضى به رضاى خدايم و براى رضايت او اين جرعه را نوشيدم.. ». صحيفه امام ج‏21 ص 92 - 95
همانگونه كه به وضوح از فراز هاي فوق بر مي آيد امام راحل(رضوان الله تعالي عليه) علي رغم ميل باطني و تصميم شخصي خود ، مجبور به پذيرش قطعنامه شده اند و در پيام قبول قطع نامه تصريح مي كنند كه تا چند روز قبل معتقد به ادامه جنگ بوده اند.
حال در گام سوم – يعني دوران بعد از قبول قطعنامه به بخشي از پيام امام خميني به حوزه هاي علميه اشاره مي كنيم كه مرحوم امام در آن پيام در برابر تحليل هايي كه ادامه ي جنگ به ويژه بعد از فتح خرمشهر را اشتباه استراتژيك نظام معرفي مي كردند با قاطعيت موضع گرفته و به تعبير خود شان حتي از يك لحظه عملكرد خود در جنگ پشيمان نشدند.
«هر روز ما در جنگ بركتى داشته‏ايم كه در همه صحنه‏ها از آن بهره جسته‏ايم ... جنگ ما جنگ حق و باطل بود و تمام شدنى نيست، جنگ ما جنگ فقر و غنا بود، جنگ ما جنگ ايمان و رذالت بود و اين جنگ از آدم تا ختم زندگى وجود دارد. چه كوته‏نظرند آنهايى كه خيال مى‏كنند چون ما در جبهه به آرمان نهايى نرسيده‏ايم، پس شهادت و رشادت و ايثار و از خودگذشتگى و صلابت بيفايده است! ... من در اينجا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحليلهاى غلط اين روزها رسماً معذرت مى‏خواهم و از خداوند مى‏خواهم مرا در كنار شهداى جنگ تحميلى بپذيرد. ما در جنگ براى يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم. راستى مگر فراموش كرده‏ايم كه ما براى اداى تكليف جنگيده‏ايم و نتيجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه خود عمل نمود. و خوشا به حال آنان كه تا لحظه آخر هم ترديد ننمودند، آن ساعتى هم كه مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه ديد و گردن نهاد، باز به وظيفه خود عمل كرده است، آيا از اينكه به وظيفه خود عمل كرده است نگران باشد؟ نبايد براى رضايت چند ليبرال خود فروخته در اظهار نظرها و ابراز عقيده‏ها به گونه‏اى غلط عمل كنيم كه حزب اللَّه عزيز احساس كند جمهورى اسلامى دارد از مواضع اصولى‏اش عدول مى‏كند. .... همه ما مأمور به اداى تكليف و وظيفه‏ايم نه مأمور به نتيجه. اگر همه انبيا و معصومين- عليهم السلام- در زمان و مكان خود مكلف به نتيجه بودند، هر گز نمى‏بايست از فضاى بيشتر از توانايى عمل خود فراتر بروند و سخن بگويند و از اهداف كلى و بلند مدتى كه هر گز در حيات ظاهرى آنان جامه عمل نپوشيده است ذكرى به ميان آورند» (صحيفه امام ج‏21 283- 285 )
توجه داشته باشيد كه زمان صدور اين پيام مربوط به سوم اسفند سال 67 مي باشد. سخناني كه بعضا به صورت غير مستند از امام راحل نقل مي شود مبني بر اينكه وقتي بعد از قبول قطعنامه از سوي ايران ، عراق به تصور ضعف شديد نيروهاي نظامي ايران مجددا حملات گسترده اي را به خاك جمهوري اسلامي سازماندهي كرد و ملت مسلمان ايران در پاسخ به فراخوان امام، حضور گسترده اي را در جبهه ها پيدا نمودند ، امام در اين زمان گفته اند «اگر مي‌دانستم مردم اين گونه به جبهه مي‌آيند، قطعنامه را قبول نمي‌كردم». حال با توجه به اخرين فرازي كه از بيانات امام راحل مبني بر اينكه پذيرش قطعنامه به خاطر عمل به وظيفه بوده است نقل شد روشن مي گردد كه امام راحل حتي بعد از حضور گسترده ي مردم در جبهه ها نيز همچنان قبول قطعنامه را به عنوان تنها راه صحيحي مي دانستند كه به منزله ي جام زهري براي ايشان بوده است.
بعد از بيان اين نكات بسيار لازم و ضروري درباره ي ديدگاه امام خميني (رحمه الله عليه) درباره ي مساله ي جنگ، به مرور علل پذيرش قطعنامه مي پردازيم.
به نظر مي رسد اگر بخش هاي مربوط به پذيرش قطعنامه در بيانات امام (رحمه الله عليه) را مروري دوباره نماييم، علت اصلي آن به خوبي روشن مي گردد.
اولا قبول قطعنامه براي امام راحل (قدس الله نفسه الزكيه) كشنده تر از زهر بوده است. به جملات زير دقت نماييد:
«قطعنامه كه حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود»
« قبول اين مسأله براى من از زهر كشنده‏تر است؛ ولى راضى به رضاى خدايم و براى رضايت او اين جرعه را نوشيدم»
« بدا به حال من كه هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر كشيده‏ام»
ثانيا پذيرش قطعنامه از سوي امام (قدس الله نفسه الزكيه) نه به خاطر اجبار ديگران و يا تحميل از سوي اشخاص به ايشان بلكه به خاطر عمل به وظيفه و تكليف شرعي بوده است :
«اگر نبود انگيزه‏اى كه همه ما و عزت و اعتبار ما بايد در مسير مصلحت اسلام و مسلمين قربانى شود، هر گز راضى به اين عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برايم گواراتر بود.»
«در مقطع كنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى‏دانم»
«همه بايد به رضايت حق تعالى گردن نهيم »
«ما در جنگ براى يك لحظه هم نادم و پشيمان از عملكرد خود نيستيم.»
«ما براى اداى تكليف جنگيده‏ايم و نتيجه فرع آن بوده است»
ثالثا حال بايد ديد مصلحتي كه امام از آن سخن مي گويد و به خاطر آن حاضر مي شود جام زهر قبول قطعنامه و اتمام جنگ را سر بكشد چه بوده است.
مبناي اين تصميم گيري و به تعبير خود امام (قدس الله نفسه الزكيه) عمل به تكليف؛ و در واقع علت اصلي قبول قطعنامه از سوي ايشان، بررسي وضعيت فعلي جنگ در آن مقطع و تحليل شرايط منطقه اي و بين المللي و در نظر گرفتن توانايي هاي نظام جمهوري اسلامي به ويژه در حوزه ي نظامي، تسليحاتي، و اقتصادي بوده است. به عبارت ديگر، عزم نظام اسلامي بر قبول قطعنامه بر مبناي تحليل مجموعه اي از عوامل تاثيرگذار بر مساله ي جنگ بوده است كه نظام اسلامي را به اين نقطه رساند كه در صورت عدم قبول قطعنامه و اصرار بر ادامه ي جنگ تا تنبيه متجاوز و روشن شدن حق از باطل به احتمال قوي موجب تهديد اصل موجوديت نظام اسلامي خواهد گرديد و اين مساله با مبناي ثابت و استوار امام در باب نظام اسلامي و اينكه حفظ نظام از اوجب واجبات است در تضاد و تناقض بود. فلذا امام راحل(قدس الله نفسه الزكيه) با توجه به اينكه مصلحت نظام و انقلاب را در قبول قطعنامه مشاهده نمودند به همين جهت با كمال شجاعت و علي رغم مواضع قاطع پيشين خود در مقوله ي ادامه ي جنگ ، و با اذعان به اينكه قبول قطعنامه به منزله ي جام زهري براي ايشان مي باشد؛ به خاطر مصلحت نظام و انقلاب آن را نوشيدند. به فراز هاي ذيل توجه فرماييد:
«ملت ما تا آن روز كه احساس كرد كه توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه خود عمل نمود.»
«آن ساعتى هم كه مصلحت بقاى انقلاب را در قبول قطعنامه ديد و گردن نهاد، باز به وظيفه خود عمل كرده است،»
«با توجه به نظر تمامى كارشناسان سياسى و نظامى سطح بالاى كشور، كه من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛»
به نظر مي رسد تعابيري مانند «مصلحت بقاى انقلاب» و «توان و تكليف جنگ » به خوبي بيانگر انگيزه ي اصلي امام راحل (قدس الله نفسه الزكيه) از قبول قطعنامه مي باشد.
عوامل و زمينه‌هاي پذيرش قطعنامه 598 توسط ايران را مي توان در موارد ذيل خلاصه نمود :
الف . فشارها و تمهيدات بين‌المللي عليه ايران: رونالد ريگان رئيس جمهور وقت آمريكا در اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل پس از نطق رئيس جمهور ايران در مجمع عمومي گفت: «من از اين فرصت استفاده مي‌كنم و از ايشان مي‌خواهم كه صريحاً و بدون ابهام اعلام دارد كه ايران قطعنامة مصوب شوراي امنيت را كه خواستار برقراري آتش‌بس در جنگ شده است قبول دارد يا نه؟ اگر پاسخ مثبت باشد اين يك گام خوشايند و يك پيشرفت عمده محسوب مي‌شود و در صورت منفي بودن پاسخ ايران شوراي امنيت راهي جزء اعمالِ مجازات عليه ايران و وادار كردن اين كشور به قبول آتش‌بس پيش رو ندارد»(روزنامة رسالت، 31:6:66.)
به دنبال اين تهديدات بود كه حمله به هواپيماي مسافربري ايرباس صورت گرفت و 290 نفر از هموطنان ما جان خود را در آن حادثه از دست دادند.
مقام معظم رهبري كه در آن زمان رياست جمهوري را بر عهده داشتند در نامه‌اي به دبير كل سازمان ملل در اشاره به اين عوامل فرمودند: «... همانطور كه بخوبي استحضار داريد آتش جنگي به وسيلة رژيم عراق در 22 سپتامبر 1980 با تجاوز عليه تماميت ارضي جمهوري اسلامي ايران آغاز گرديد اينك ابعاد غيرقابل تصورّي به خود گرفته است كه كشورهاي ديگر حتي غير نظاميان بي‌گناه را نيز در شعله‌هاي خود گرفته است قتل 290 نفر انسان بي‌گناه كه با ساقط ساختن هواپيماي ايرباس جمهوري اسلامي ايران به وسيلة يكي از كشتي‌هاي جنگي آمريكايي در خليج فارس به وقوع پيوست نمونه‌اي بارز در اين خصوص است. در اين زمينه ما مصمم گرديديم كه رسماً اعلام داريم جمهوري اسلامي ايران به خاطر اهميت حفظ جان انسانها و برقراري عدالت و صلح و امنيت منطقه‌اي و بين ‌المللي قطعنامه 598 شوراي امنيت را مي‌پذيرد..» ( هدايتي، عباس، شواري امنيت و جنگ تحميلي عراق عليه جمهوري اسلامي ايران، دفتر مطالعات سياسي و بين المللي 1374، ص 171.)
آقاي هاشمي رفسنجاني درباره شرايط و عللي كه باعث پذيرش قطعنامه 598 از سوي ايران شد، اظهار داشتند:« اخيراً استكبار جهاني با تمام توان و مجدانه تصميم گرفته بود كه از پيروزي سريع ما ممانعت به عمل آورد و پافشاري ما در اين مقطعِ خاص ممكن بود وارد آمدن خسارات عمده‌اي به مردم ما و عراق را به دنبال داشته باشد نمونة آن قساوت عجيب آمريكائي‌ها در خليج فارس و سرنگوني هواپيماي مسافربري جمهوري اسلامي ايران و قساوت فوق‌العاده صدام در داخل عراق بود كه با بمباران شيميائي هزاران روستا مردم كشور را آواره و متواري كرد و آنان را قتل عام نمود. استفاده گسترده از گازهاي شيميائي در جبهه‌ها توسط صدام نيز يكي از دلايل بود و ملاحظه مي‌شد كه استكبار جهاني به صدام اجازة ارتكاب جنايات بزرگي را داده و امكانات بي‌سابقه و غير قابل باوري را در اختيار او گذاشته بود مجموعه اين شرايط و ادلة ديگر نشان مي‌داد كه مصلحت منطقه و دو ملت ايران و عراق اين است كه قطعنامه پذيرفته شود»( روزنامه جمهوري اسلامي، 2:4:1367.)
اين تهديدات و فشارهاي بين‌المللي به صورت‌هاي مختلف زير اعمال مي‌شد:
1. محاصره اقتصادي غرب و بويژه آمريكا بر ايران.
2. استراتژي حمايت مستقيم از صدام تحت پوشش حفظ صلح و امنيت بين‌المللي در خليج فارس.
3. تبليغات منفي عليه ايران و معرفي صدام به عنوان چهرة صلح ‌طلب در محافل بين‌المللي، اين جنگ رواني و تبليغات هدف‌‌دار در كنار حضور بي‌سابقه ناوگان‌هاي آمريكائي و متحدانش در خليج فارس شرايط پيچيده‌اي را به وجود آورد كه ايران مظلوم و قرباني تجاوز، جنگ طلب معرفي شود و به همين بهانه رژيم عراق بدون نگراني از تهديد بين‌المللي حجم حملات شيميائي و بمب‌هاي شيمياي و ميكروبي را چند برابر كرده بود. حجم انهدام بمب‌هاي شيميايي و ميكروبي توسط كارشناسان سازمان ملل پس از تجاوز عراق به كويت عمق فاجعه را به خوبي نشان مي‌دهد.
ب . وضعيت نامطلوب اقتصادي ايران و فشارهاي داخلي اقتصادي تحريم اقتصادي غرب و كاهش شديد قيمت نفت و كاهش درآمد ارزي ايران در مقاطع پاياني جنگ نيز در پذيرش قطعنامه توسط ايران بي‌تأثير نبود، هرچند عامل عمده تهديدات و فشارهاي سياسي و اقتصادي بين‌المللي عليه ايران بود، بنابراين با توجّه به شرايط مذكور راهي براي ايران جزء قبول قطعنامه 598 باقي نمانده بود.
بنابراين همانگونه كه مشاهده مي فرماييد عواملي كه موجب پذيرش قطعنامه و اتمام جنگ از سوي امام راحل و نظام اسلامي گرديد، مجموعه ي عواملي بود كه بخشي از آنها در سطور فوق بيان گرديد. و دليل پذيرش قطعنامه ، عدم حضور مردم در جبهه ها نبوده است تا با اثبات حضور مردم ، امام از پذيرش قطعنامه پشيمان شوند، بلكه علت نوشيدن جام زهر تشخيص مصلحت نظام اسلامي در اتمام جنگ بوده است كه اين مصلحت وجوه بسيار متعددي داشته است كه چه بسا پايين ترين و ضعيف ترين سطوح آن ، كمرنگ شدن احتمالي حضور مردم در جبهه ها بوده است . به تعبير امام خميني (ره) ملت ما تا آن روز كه احساس كرد ، توان و تكليف جنگ دارد به وظيفه خود عمل نمود.
حتي امام راحل قدس سره الشريف در پيام قبول قطعنامه نيز به جوانان انقلايي توصيه نمودند كه مسوولان مربوطه را به خاطر ماجراي قبول قطعنامه شماتت ننمايند:
« فرزندان انقلابى‏ام، اى كسانى كه لحظه‏اى حاضر نيستيد كه از غرور مقدستان دست برداريد، شما بدانيد كه لحظه لحظه عمر من در راه عشق مقدس خدمت به شما مى‏گذرد.
مى‏دانم كه به شما سخت مى‏گذرد؛ ولى مگر به پدر پير شما سخت نمى‏گذرد؟ مى‏دانم كه‏ شهادت شيرينتر از عسل در پيش شماست؛ مگر براى اين خادمتان اين گونه نيست؟ ولى تحمل كنيد كه خدا با صابران است. بغض و كينه انقلابى‏تان را در سينه‏ها نگه داريد؛ با غضب و خشم بر دشمنانتان بنگريد؛ و بدانيد كه پيروزى از آن شماست. و تأكيد مى‏كنم كه گمان نكنيد كه من در جريان كار جنگ و مسئولان آن نيستم. مسئولين مورد اعتماد من مى‏باشند. آنها را از اين تصميمى كه گرفته‏اند شماتت نكنيد، كه براى آنان نيز چنين پيشنهادى سخت و ناگوار بوده است. كه ان شاء اللَّه خداوند همه ما را موفق به خدمت و رضايت خود فرمايد.»( صحيفه امام، ج‏21، صص 93 الي 101/ پيام قبول قطعنامه)
با اين توضيحات مستند به نظر مي رسد ، حقيقت قبول قطعنامه از سوي امام راحل براي شما پرسشگر ارجمند روشن گرديده باشد.
درباره ي مذاكرات هم بايد مجددا عرض نماييم كه نعبير نامناسبي به كار برده ايد، رهبري با تيز بيني تمام روند مذاكرات را پيگيري مي كنند و تمام تذكرات لازم را چه به صورت خصوصي و چه به صورت عمومي به تيم مذاكره كننده بيان فرموده و با صراحت تمام خطوط قرمز را در مذاكرات مورد تبيين قرار مي دهند، به عنوان مثال مي توان به بيانات رهبر معظم انقلاب در صبح امروز چهار شنبه سي ام اردي بهشت اشاره نمود كه در آن به صراحت ممنوعيت بازرسي از مراكز نظامي و مصاحبه با دانشمندان هسته اي توسط آژانس يا غير آژانس را اعلام فرمودند. و با توضيحاتي كه در بند هاي پيشين ارائه گرديد در صورت بروز هر اشتباه احتمالي از سوي تيم مذاكره كننده نيز قطعا ايشان با توجه به موارد مشابه وارد عرصه شده واجازه ي هيچ گونه انحراف در مسير آرمان هاي ملت بزرگ ايران را نخواهند داد.
اعلام و تصريح رهبري معظم انقلاب نسبت به وجود و جريان جنگ با جمهوري اسلامي ايران در عرصه هاي فرهنگي، اقتصادي و ... نمي بايست موجب نگراني شما گردد بلكه بايد مايه ي هوشياري و توجه شما و تمامي دغدغه مندان به انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي باشد. هوشياري و توجه به خطر از لوازم و ضروريات موجود زنده و هوشيار مي باشد. و همين توجه به خطر زمينه ي آمادگي براي مقابله با اقدامات دشمن را فراهم مي نمايد. جمهوري اسلامي از اولين روز هاي تاسيس در معرض انواع دشمني ها در تمامي عرصه ها بوده است و چيزي كه تا كنون مانع از ورود آسيب هاي جدي به نظام اسلامي گرديده است هوشياري رهبران نظام و همراهي و بصيرت مردم و دشمن شناسي آنان بوده است.
در پايان مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم.
منتظر سوالات بعدي شما هستيم.
براي كسب اطلاعات بيستر پيرامون علل پذيرش قطعنامه 598، به پيوست متن سخنراني مقام معظم رهبري پيرامون اين مساله را كه در همان ايام ايراد گرديده است، جلب مي نماييم:
چهار روز پس از پذيرش قطعنامه در 27 تير ماه سال 1367، آيت الله خامنه اي اولين نماز جمعه پس از اين حادثه را امامت فرمودند و در دومين خطبه اين نماز جمعه تاريخي، تحليل مشروح و مبسوطي از مسائل مربوط به قطغنامه 598 ارائه فرمودند كه در ادامه بدان توجه فرماييد:
« مسئله اصلي كه در اين خطبه مطرح خواهيم كرد مسائل مربوط به پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت است؛ لاكن قبل از آن لازم مي‌خواهم بياد امام باقر‌العلوم(ع)‌ اسوه مقاومت و علم و عمل كه شهيد امروز هست اداي احترام كنم و به شما برادران و خواهران عرض كنم كه زندگي امام باقر(ع) مثل همين زندگي ده سال شما سرتا پا جهاد و مبارزه و پيشرفت و موفقيت بود. آن روز مردم مجاهدتش را مي‌ديدند و امروز ثمرات عظميش را مي‌بينيم كه در سراسر تاريخ اسلام اين ثمرات گسترده و پراكنده است و ما اميدواريم شيعيان خوبي براي آن حضرت باشيم و آن راه را همچنان ادامه بدهيم. در مورد اين قطعنامه مسائل متعدد و مهمي هست كه من بقدر كفاف وقت به صورت فشرده به اهم آنها اشاره خواهم كرد. اولا بايد دانست كه اين مسئله، مسئله قبول قطعنامه يكي از پديده‌هاي بسيار مهم تاريخ انقلاب است چه قبول قطعنامه يكي از پديده‌هاي بسيار مهم تاريخ انقلاب است چه قبول قطعنامه به آتش بس و خاتمه جنگ منتهي بشود و چه با خباثت دشمن بهانه‌گري و جنگ افروزي او به اتمام جنگ منتهي نشود. بهر حال اين حركت يكي از مهمترين حوادث و مهمترين حركات و مهمترين آزمايش‌ها در تاريخ انقلاب ما بود، خيلي چيزها را و خيلي حقايق زيبا را از انقلاب ما آشكار كرد. چيزهايي كه اگر اين تجربه‌ها پيش نيابد به اين روشني ديده نخواهد شد. شجاعت رهبري كشور و انقلاب را، آن قدرت و صلابت معنوي و شجاعت روحي و اخلاقي كه در يك لحظه يك موضعي را بخاطر مصلحت و اسلام و مسلمين اتخاذ مي‌كند و اعلام مي كند كه دنيا در مقابل اين موضعگيري ‌متحير مي‌ماند. اين شجاعت از شجاعت در جنگ بالاتر است اين شجاعت اخلاقي و روحي است كه كمتر كسي از بزرگان عالم اين قدر توانسته است آن را در اعمال و رفتار خود نشان بدهد. دلبستگي رهبر و امت دنباله روي او به اسلام و مسلمين به مصالح اسلامي آن وقتي كه مصلحت اسلام ايجاب مي كند ناگهان يك موضعي را در پيش مي‌گيرد كه علي‌الظاهر با موضع گذشته او 180 درجه اختلاف جهت دارد چون اسلام اين را مي‌خواهد. چون مصلحت انقلاب و كشور و ملت اين را ايجاد مي‌كند يعني فاني‌ شدن در مصالح اسلام و مسلمين. يكي از نكات زيبايي كه آشكار شد اتحاد و پيوند مستحكم بين مردم و امام بود به مجرد اينكه معلوم شد كه رضايت امام و تصميم امام پاي اين قضيه است ناگهان همين ملتي كه مشت‌ها را گره كرده بودند و فرياد جنگ سر مي‌دادند گفتند كه اماما «پيامت را شنيديم و ما تسليم پيام تو هستيم» اين اطاعت و انقياد است. آن هم امتي بيدار، ملتي كه بزرگ و كوچك آن سياسي هستند و مردم ما مردم چشم و گوش بسته‌اي نيستند مي‌باشند يك وقت ملتي اصلا نمي‌داند در دنيا چه مي‌گذرد و در كشورشان چه مي‌گذرد دولت يعني چه جنگ يعني چه صلح يعني چه خوب يك چنين ملتي اشكالي ندارد كه به حركت بزرگترها و پيشوايان خودشان به هر طرف كه آنها رفتند حركت كنند ملت ما آنطور ملتي نيست، امروز من گمان نمي‌كنم در دنيا هيچ ملتي باشد كه شعور سياسي و درك سياسي و قدرت تحليل سياسي‌اش بقدر ملت ما باشد در شهرها، در روستاها، بزرگ و كوچك، زن و مرد، قشرهاي مختلف همه نسبت به مسائل كشور، مسائل دولت، مسوولين كشور، مسائل جهاني، آمريكا، اسرائيل، شوروي، دشمني‌ها،دوستي‌ها، جبهه‌بندي‌ها، سازمان ملل، شوراي امنيت و نسبت به اين مسائل سياسي همه مردم ما امروز آشنا هستند. يك ملت آگاه، روشن، تصميم‌گيرنده، اعتراض‌كننده، صاحب نظر، صاحب اراده كه خيلي جاها ممكن است نظر مسوولين را هم قبول نداشته باشند آن را هم اعلام بكند، يك چنين ملت بيدار، هوشيار، سياسي، آگاه و با اراده را مشاهده مي‌كنيم كه در مقابل رهبرشان آنچنان با اعتقاد با انقياد و با قبول برخورد مي‌كنند كه اين نشان‌دهنده اتحاد كامل بين امام و امت است اين يكي از آن زيبايي‌هاي عظيم اين انقلاب ما است هيچ كسي اعتراضي نمي‌كند، چون رهبرشان را مي‌شناسند، امام هم خودشان فرمودند من شماها را مي‌شناسم و شما هم من را خوب مي‌شناسيد. در اين چند سال امام عزيز يكايك اين ملت را شناختند آن روح بزرگ، آن فدائي بودن در مقابل مصلاح اسلام آن بي رودربايستي بودن نسبت به حقايق و عدم اغماض از آنچه كه منطبق بر مصلحت اسلام و مسلمين است و آن آمادگي براي شهادت كه در شما هست. آن روح بلند و بزرگ و فكر حكيمانه و دور انديش و مصلحت ياب و جهت ياب مردم اينها را در امام آزمايش كردند و تجربه كردند و امام هم ملت خودش را، ايمانشان را، اخلاصشان را، فداكاريشان را خوب شناخته است حقيقتا پيوند بين امام و امت هست و معرفت اين دو نسبت به همديگر يكي از آن نكات بسيار زيبا از آن زمان بود كه اينطور و به اين وضوح آشكار شد. حتي از همه بالاتر نيروهاي مسلح ما بودند سپاه با آن كشور و حماسه خودش و ارتش با آن اقامت طولاني خودش در ميدان‌هاي نبرد كه نيروهاي مسلح معمولا علاقمندند به اينكه جنگ را ادامه بدهند آنها مايلند كه عظمت و قدرت خودشان را به دشمن نشان بدهند و بيني دشمن را به خاك بمالند اما همين نيروهاي مسلح ما در مقابل امام اظهار انقياد كردند. چون فرمان امام است اين چيز بسيار با عظمت و با شكوهي است فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و رئيس ستاد مشترك ارتش جمهوري اسلامي در پاسخ به امام نوشتند و پيام دادند كه اماما هرچه شما بگوئيد ما قبول مي‌كنيم در حاليكه ما مي‌دانيم طبيعت نيروهاي مسلح و روحيه نيروهاي مسلح يك روحيه‌اي است كه ميل به جنگ دارد. آن شور انقلابي آن روحيه نظاميگري مي‌خواهد كه برود در ميدان جنگ و خودش را نشان بدهد و دشمن را به خاك بنشاند و چون امام اراده كرد و چون امام اين را مفيد دانسته و طبق مصلحت تشخيص داده و نظر مسوولين كشور را تاييد فرموده و به اين كار اقدام كرده و تصميم گرفته لذا آنها هم مي‌گويند ما تسليم هستيم كه اين از آن نكات بسيار جالبي بود كه در اين برهه از زمان نشان داده شد و آشكار شد. نكته ديگر اين است كه اين حادثه در دنيا تحليل‌هاي زيادي را برانگيخت بعضي‌ها در دنيا تحليل اقتصادي كردند گفتند كه ضرورت‌هاي اقتصادي ايران را به اين موضع رساند بعضي‌ها تحليل نظامي كردند، بعضي‌ها تحليل سياسي كردند و هر كسي يك حرفي زد. و حقيقت اين است كه از اول انقلاب تا حالا دشمنان ما هرگز در هيچ حادثه‌اي از جمله در اين حادثه نتوانسته‌اند يك تحليل درست و واقع‌بينانه‌اي بدست بياورند و ارائه بدهند بنده عرض مي‌كنم تحليل‌هاي دنيا نسبت به آنچه كه اتفاق افتاد تحليل‌هائي ناقص يا سرتاپا غلط و دروغ است. تحليل واقعي اين نيست مسئله را در آن حد مجملي كه مي‌شود گفت من در يك جمله عرض مي‌كنم و آن جمله را براي شما تبيين مي‌كنم آن جمله اين است كه مسئولين نظام تشخيص دادند و امام بزرگوار بر اين تشخيص صحه گذاشتند كه امروز قبول قطعنامه به صلاح اسلام و انقلاب و كشور است حالا چطور به صلاح است چه عواملي وجود دارد و چه حوادثي وجود دارد كه قبول قطعنامه امروز بنفع انقلاب است همه مردم مشتاق‌اند كه اين عوامل و حوادثي كه امام در پيامشان اشاره كردند اينها را بدانند بنده اين عوامل و حوادث را خوب مي‌دانم و مي‌توانم براي شما بيان كنم و هيچ جمله‌اي كه به مردم نشود گفت در اين عوامل و حوادث نيست من اين را قرص و محكم عرض مي‌كنم ما اگر اين عوامل و حوادثي را كه امام اشاره كردند به شما ملت عزيز بگوئيم مطمئنا نيروي عظيم شما بيشتر بكار خواهد آمد تا در اين مرحله آن كاري را كه بايد انجام بدهيد انجام دهيد. تمام ملت ايران مگر افراد معدودي كه خائنند و مزدور بيگانه هستند كه بالاخره گوشه و كنار از اين قبيل پيدا مي‌شوند غير از آن‌ها تمام ملت ايران محرم هستند كه به آنها اين عوامل و حوادث گفته بشود .البته در حاليكه شما محرم‌ها اين مطلب را از دهان من مي‌شنويد گوش‌هاي نامحرم هم متاسفانه خواهد شنيد اگر ما مي‌توانستيم راهي ‌را پيدا كنيم با بوجود آوريم كه آنچه را به شما گفته مي‌شود و ملت ايران محرم دانستن او هست فقط ملت ايران آن را بشنود و دشمن از او اطلاع پيدا نكند اگر اين چنين فضائي را ما پيدا مي‌كرديم شك نداشته باشيد بنده و ديگر مسئولين نظام مي‌آمديم يكي، يكي عوامل و حوادث را مي‌گفتيم و مطمئنا نظر موافق همه را جلب مي‌كرد. اما چه كنيم هرچه كه به شماها گفته بشود دشمن شما هم آن را خواهد شنيد گوش نامحرم و خائن دشمن نبايد بشنود ما رموز انقلابمان و اسرار كشورمان را مايل نيستيم دشمن بشنود، لذا نمي‌گوئيم يك عده‌اي ممكن است در ذهنشان خلجان كند كه شايد ما محرم نبوديم، نخير! شما محرميد و شما خودي هستيد. قضيه، قضيه خود شماست. مربوط به خود شماست. ما هم كه تصميم مي‌گيريم كار‌گذار شما هستيم ،چون شما به ما اطمينان كرديد. ما داريم مسئله شما را بنفع شما آنطور كه تشخيص مي‌دهيم و طبق حجت و وظيفه شرعي خودمان راه مي‌بريم .چطور شما محرم نيستيد؟ شما محرميد، دشمن شما محرم نيست. آن گوش نامحرمي كه نبايد بشنود و از رموز و اسرار كار شما آگاه خواهد شود، لذا حالا وقتش نيست و نبايد گفت. همانطور كه امام فرمودند انشاءالله يك روزي خواهد رسيد و آن روز هم مال چند سال ديگر نيست. خيلي زودتر از اينها انشاء‌الله وقتي خواهد شد كه ما بتوانيم انشاءالله براي مردم شرح بدهيم و دلايل و آن عوامل و حوادث و عللي كه امام در پيامشان اشاره فرمودند آن را تشريح كنيم و بگوئيم اينهاست. و مردم خواهند فهميد و درك خواهند كرد، و آن چيزي را كه امروز بايد فهميد اين است كه آن چيزي كه تصميم گرفته شد اين برگشت از شعارهاي اصولي ما به هيچ وچه نيست. دشمن نمي‌تواند در اينجا ما را متهم كند كه ما از اصول خودمان برگشته‌ايم. حاشا و كلا! انقلاب اسلامي و رهبري عظيم‌الشان و مسوولين اين انقلاب و اين نظام با ذره ذره وجود خودشان و با لحظه لحظه عمر خودشان از اصول انقلاب اسلامي و از روح آشتي‌ناپذيري اين انقلاب در مقابل ابرقدرت‌ها و مستكبران عالم حراست و دفاع خواهند كرد. (تكبير نمازگزاران) * حديبيه چگونه اتفاق افتاد؟ در تاريخ ما هم يك بار ديگر اتفاق افتاد. در زمان پيغمبر در سال ششم هجرت، يعني 1402 سال قبل از اين رسول خدا با عده‌اي به قصد ورود به مكه راه افتادند و خداي متعال به پيغمبر گفته بود و پيغمبر به مردم از قول خداوند وعده داده بود كه ما وارد مكه خواهيم شد. مسلمان‌ها آمدند يا اميد اينكه وارد مكه خواهند شد. دشمن در محلي بنام حديبيه راه آنها را سد كرد و مانع از حركت آنها شد، مي‌خواستند حمله كنند و آنها را قتل عام نمايند و از بين ببرند، خداي متعال مسلمين را حفظ كرد و قضيه به نوشتن يك صلح نامه منتهي شد كه به صلح «حديبيه» معروف است. وقتي كه صلح‌نامه را مي‌نوشتند، پيغمبر نام خودش را كه فرمود اميرالمومنين نوشت، بعد از آن كلمه رسول‌الله را نوشت، آنها اعتراض كردند گفتند ما به رسول‌الله بودن تو اعتقادي نداريم، پيغمبر گفتند بسيار خوب، اين كلمه را پاك كن. اميرالمومنين عرض كرد يا رسول‌‌الله دلم نمي‌آيد كلمه رسول‌الله را پاك كنم پيغمبر فرمود بده به من خودم پاك كنم. كاغذ را از اميرالمومنين گرفت و آنجائي كه رسول‌الله نوشته بود با دست مبارك خودش آنرا پاك كرد. پيغمبر اين صلح‌نامه را با كلمه «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم» شروع كرد كه شعار اسلامي است. آنها گفتند ما قبول نداريم، ما اين رحمن، را كه تو مي‌گوئي نمي‌شناسيم، بنويسيد «بسمكه اللهم» همان شعاري كه مشركين و كفار قريش داشتند، پيغمبر فرمود بنويسيد «بسمك اللهم» آنچنان وضعيتي پيش آمد كه يك عده، اولا همه مسلمان‌ها دچار تعجب شدند، يك عده‌اي از مسلمان‌هاي داغ و تند فريادشان بلند شد كه يا رسول‌الله داري چكار مي‌كني، مگر ما حق و اينها باطل نيستند. اين چه روشي است كه شما در پيش گرفتيد. يك نفري هم از سرشناسان مسلمان‌ها گفت من حتي آن روز در پيغمبري پيغمبر شك كردم. مي‌دانيد خداي متعال از اين حادثه در قرآن به چه تعبيري ياد كرده است اين آيه معروف و آيات اول روسه «انا فتحنا» كه مي‌فرمايد «انا فتحنا لك فتحا مبينا» راجع به همين صلح است. اين فتح مبيني كه در قرآن يادآوري شده اين فتح مبين جنگ بدر و حنين و احد و احزاب نيست، صلح حديبيه است. «انا فتحنا لك فتحا مبينا» ما فتح آشكاري را براي تو تدارك ديديم. آن وقت مسلمانها نمي‌فهميدند همين آيه‌اي كه در اول خطبه اول خواندم اين مطلب را بيان مي‌كند كه «خدا چيزي را مي‌دانست كه شما نمي‌دانستيد» پيغمبر فرمود صبر و تحمل كنيد نتيجه معلوم خواهد شد. در تاريخ اسلام مي‌نويسند بركاتي كه بر صلح حديبيه مترتب شد بر هيچ جنگي از جنگ‌هاي پيغمبر مترتب نشده بود و شش سال تا آن تاريخ با كفار فريش جنگيده بود و اين صلح حديبيه به معناي نفي جنگ بدر و احد نبود. در جنگ‌هاي قبل از صلح حديبيه، يك جا پيغمبر بطور مطلق مثل بدر فاتح شده بود. يك جا مثل بعضي از جنگ‌هاي ديگر به متاركه منتهي شده بود. اين جنگ‌ها سر جاي خودش بود. صلح حديبيه به هيچ وجه شعار جنگ بدر واحد را تخطئه نمي‌كرد. پيغمبر شعار جنگ با كفار و مشركين را كه پس نگرفته بود. موضع پيغمبر تغيير نكرده بود اما مصلحت آن روز آن بود همچنانكه مصلحت جنگ بدر آن بود، مصلحت جنگ احد و احزاب هم آن بود. اين ريشه تاريخي اين كار. مي‌بينيد كه همه چيز در تاريخ اسلام منطبق با يك نظام منطقي روشن در جاي خود گذاشته شده است. مساله اين است. حالا من اصل ماجراي قطعنامه را مختصري تشريح كنم، با اينكه شما نسبت به آن آشنا هستيد. قطعنامه 598، قطعنامه‌اي است كه شوراي امنيت در حدود يك سال پيش صادر كرده بود و چند ماده دارد كه ماده اول آن آتش بس است. بعد از آتش بس يك سري كارهاي ديگر است. از جمله عقب‌نشيني تا مرزها از جمله تضمين آرامش در مرزها، تعيين متجاوز و شروع‌كننده جنگ، بازسازي، استقرار يك آرامش در منطقه و از اين حرفها، كه اين قطعنامه 598 است. كه ما قبلا به عللي كه توضيح داديم آنرا نمي‌پذيرفتيم و حالا جهت همان مصالحي كه اشاره شد اين را پذيرفتيم و قبول كرديم و قدم اول آن آتش بس است. آتش بس را هم دبير كل سازمان ملل بايد متعهد بشود و اوست كه اين كار را انجام خواهد داد. ما گفتيم اين قطعنامه‌ را ما قبول داريم. البته قبول قطعنامه به معناي اين نيست كه به مجرد قبول، آتش بس مستقر خواهد شد. نه! اين بسته به تلاش دبير كل است كه چقدر انگيزه و همت و توانايي داشته باشد و دنبال اين قضيه را بگيرد تا اينكه آتش بس برقرار بشود و بعد از آتش بس هم كارهاي ديگري كه در آن قطعنامه پيش‌بيني شده است. اين مساله قطعنامه و سروكار اين قطعنامه با سازمان ملل و شوراي امنيت است. *عدم صداقت عراق در مورد قطعنامه 598 چند تا نكته را در اينجا بايد پيرامون قطعنامه عرض بكنم. يك مساله اين است كه تا اين ساعت عراق نسبت به اين قضيه صادقانه برخورد نكرده است. اين را دنيا بايد بفهمد، ما داريم اين را اعلام مي‌كنيم. بهانه‌جويي و بهانه‌گيري كرده است. اين بهانه‌جويي و بهانه گيري عراق اگر چه ممكن است كار را به تاخير بيندازد يا موجب شود كه اصلا مساله آتش بسي پيش نيايد و روند جنگ ادامه پيدا كند اما در عين حال يك فايده بزرگ وجود دارد و آن افشا شدن چهره جنگ افروز جنگ‌طلب متجاوز خبيث رژيم صدام حسين است. اين را دنيا خواهد فهميد و اگر اين بهانه‌گيري‌ها ادامه پيدا كند. بيشتر خواهند فهميد و حرفي كه ما در طول اين مدت مي‌زديم ثابت خواهد شد. ما از اول مي‌گفتيم كه طبيعت رژيم عراق و اين بعثي‌هاي عفلقي كه بر سر كار هستند طبيعت آتش‌ افروز و جنگ طلب است. الان در همين چند روزه چند تا بهانه را اينها مطرح كردند، يكي از بهانه اين است كه گفته ما آتش بس نمي‌خواهيم، ما صلح مي‌خواهيم. اين را هم اعلام كردند، هم به آقاي معمر قذافي گفته كه او ديشب تلفني به من اطلاع داد كه صدام حسين مي‌گويد ما آتش بس نمي‌خواهيم، ما صلح مي‌خواهيم. بنده به او گفتم كه هر صلحي اگر بخواهد انجام بگيرد با آتش بس شروع خواهد شد. صلح بدون آتش بس كه معني ندارد. اگر او نمي‌خواست بهانه‌جويي بكند و آتش بس را عقب بيندازد اين حرف يك حرف غير منطقي و غلط و غير قابل قبولي است. ما تمام بندهاي قطعنامه را مي‌خواهيم تا فقط آتش بس، ما كه تشنه آتش بس نيستيم، اين قطعنامه با همه بندهايش بايد انجام بگيرد. راه اجراي آن هم دبير كل سازمان ملل است كه ما اين را گفتيم. ديشب هم با آقاي قذافي اين موضوع را تكرار كرديم، گفتيم به همان طريقه منطقي و قانوني و معمولي خودش بايد اجرا شود و ما آماده نيستيم چيز ديگري را قبول كنيم دبير كل سازمان ملل مشغول مي‌شود، كار مي‌كند و تحركات سياسي خودش را البته با سرعت هر چه بيشتر بايد انجام بگيرد كه اين دشمن بهانه‌گير آتش افروز، فرصت بهانه‌گيري‌هاي بيشتر پيدا نكند. اين يكي از بهانه‌هاست كه ما صلح مي‌خواهيم و آتش بس نمي‌خواهيم. آتش بس مقدمه صلح است. مي‌گفتند كه ايران دارد حركت تاكتيكي مي‌كند، امام فرمودند نه، اين حركت، حركت تاكتيكي نيست. يك حركت واقعي و صادقانه است. در پيامشان فرمودند اينكه گفته بشود يك تاكتيك است كه ايران بكار مي‌برد ما اين حرف را رد مي‌كنيم. صادق‌تر و قاطع‌تر از قول امام امت در اين دنياي بزرگ، هيچ قول صادق و قاطعي وجود ندارد و امام به اين صراحت اعلام كردند (تكبير نمازگزاران) بهانه ديگري كه باز مطرح كردند و تكرار مي‌كنند اين است كه ما مي‌خواهيم با ايران مذاكرات مستقيم انجام بدهيم. اين هم به نظر ما بهانه است. فرار كردن از وظايفي است كه در اين مرحله به عهده طرفين وجود دارد. مي‌خواهند از اين وظايف فرار كنند والا مذاكره مستقيم در جاي خودش آن وقتي كه كار به مذاكره مستقيم برسد ممكن است مذاكره مستقيم هم انجام بگيرد. اين شرط اضافه‌اي نيست كه يك نفر بيايد بگويد ما مي‌خواهيم مذاكره مستقيم بكنيم. در شرايط كنوني دبير كل واسطه است و بايد اقداماتش را انجام بدهد و دنبال بكند. ممكن است در خلال كار، به مذاكره مستقيم هم منتهي بشود. كساني از دو كشور مي‌نشينند حرف‌هايشان را ممكن است با همديگر بزنند. اين يك بهانه‌جوئي و يك بهانه‌گيري است. اين براي اين است كه كار عقب بيفتد. بنابراين ما تا اين لحظه نشانه‌هاي بي‌صداقتي و بهانه‌گيري و جنگ‌افرازي و تجاوز‌طلبي را در دشمن خودمان ديديم كه البته قبلا هم ما بارها اين را ديديم و گفتيم و تجربه كرديم و امروز دنيا دارد اين را مشاهده مي‌كند و ما اصرار داريم كه دنيا روي اين بهانه‌ها تكيه كند و حقيقت آنها را درك كند. اين يك نكته. *لزوم آمادگي نيروها براي دفاع شرارت احتمالي دشمن نكته دومي كه ما به مردممان مي‌خواهيم موكدا بگوئيم اين احتمال وجود دارد كه عراق بخواهد با اين بهانه‌جوئي‌ها آتش‌افرازي را همينطور ادامه بدهد. كه البته در اين صورت چهره‌اش افشا خواهد شد. اما ما مردم ايران بايد هواي كار خودمان را داشته باشيم. حواس شما مردم بايد كاملا جمع باشد. نيروهايتان بايد كاملا آماده باشند، نيروهايي كه در جبهه نبرد هستند بايد با آمادگي كامل، با مراقبت و هوشياري كامل،‌با برحذر بودن از توطئه دشمن و حيله دشمن، مرزها را حفظ كنند و خطوط خودشان را نگه دارند و عموم ملت هم همينطور. روند حركت به جبهه‌ها بايد با همان قوت و قدرت ادامه داشته باشد و نيروها سرزنده و تازه نفس و قدرتمند ما بايد آماده باشند كه اگر دشمن به فكر حيله‌گري افتاد بتوانند در زمان مناسب و با سرعت لازم پاسخ او را به خودش برگردانند (تكبير نمازگزاران) يك نكته ديگري كه بايد بگويم اين است، يك عده‌اي آدم‌هاي منافق و دور و خبيث ممكن است در داخل كشور پيدا بشوند و بتليغات خارجي هم به آنها كمك بكند و دامن بزند كه بخواهند غرور ملي مارا بشكنند. اينجور به ملت ما تفهيم كنند كه با قبول قطعنامه غرور ملي ما جريحه‌دار شده و بخواهند با حرف و كار خودشان غرور اين ملت مقاومت و بزرگ را جريحه‌دار بكنند. من به شما عرض مي‌كنم ما به مذاكره‌كننده‌هاي خارجي هم در اين چند روزه اين را با قاطعيت و قدرت گفتيم غرور ملت ما امروز از هميشه با صلابت‌تر و عظيم‌تر و درخشانتر است. ملت ما آن ملتي است كه هشت سال تمام بدون كمك گرفتن از هيچ دولت و قدرتي و بدون تكيه بر هيچ تكيه‌گاهي غير از شخصيت خودش و خداي خودش توانسته در مقابل يك رژيمي كه شرق و غرب او را كمك كردند و به او كمك تزريق كردند ايستادگي كند و توانسته جلوي حملات ويرانگرانه آن دشمن را سد كند و از كشور و ملت و مرزها و انقلاب خودش دفاع كند، چه غروري بالاتر از اين. آنچه شما ملت بزرگ در اين هشت سال انجام داديد پايه‌گذار يك غرور ملي تمام نشدني و پايان ناپذير است. مگر هشت سال جنگ شوخي است آنهم اينچنين جنگي؟ هشت سال مقاومت، هشت سال دفاع مقدس، اگر اين دفاع شما نبود مي‌دانيد چه مي‌شد؟ اگر اين مبارزه فداكارانه ملت و جوان‌هاي ما نبود مي‌دانيد شرق و غرب چه خوابي براي اين كشور و انقلاب ديده بودند. اگر اين شهداي عزيزي كه در طول اين هشت سال در راه حراست از انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به خاك و خون غلطيدند، اگر اين فداكاري را از خودشان نشان نمي‌دادند مي‌دانيد امروز از انقلاب چه باقي مانده بود؟ اگر اين فداكاري را شما نمي‌كرديد، اگر خانواده‌هاي شهدا آن استقامت را نمي‌كردند و اگر شهداي عزيز ما اينگونه در جبهه‌ها حضور پيدا نمي‌كردند و خون خودشان را در راه خدا نمي‌دادند امروز از انقلاب ما هيچ اثري باقي نبود و دشمن بر جان و مال و ناموس اين ملت مسلط شده بود. شما توانستيد حيات و شرف و استقلال و حيثيت جهاني اين ملت را با مقاومت خودتان حفظ كنيد. اين كار، كار رزمندگان عزيز ماست و اين كار شهداي بزرگوار ماست كه امام فرمودند مقامات معنوي و فلسفه شهادت را با اين چشم‌هاي ظاهربين نمي‌شود ديد. حقيقت هم همين است. شهداي ما توانستند بزرگترين دستاورد اسلامي در طول تاريخ بعد از صدر اسلام تا امروز را با خون خودشان حفظ كنند. آنوقت يك عده ياوه‌گوي دشمن صفت يا ابله و نادان گوشه‌ و كنار پيدا بشوند و بگويند كه بله خون شهدا هدر رفت. شهدا با خون و فداكاري خودشان توانستند اسلام را حفظ و انقلاب را حراست كنند. اين عظمتي كه امروز اين ملت در دنيا دارد و چشم‌هاي دنيا به سمت اين ملت دوخته است بخاطر خون همين شهداست و بخاطر استقامت همين خانواده‌هاي عزيز شهيدان ما و بخاطر رزم رزمندگان ماست. سپاه، بسيج و ارتش ما توانستند عظمت اين ملت را حفظ كنند و اين ملت نيروهاي مسلح را پشتيباني كرد و خودش لباس رزم پوشيد. اين بزرگترين مايه غرور ملي ماست. يك نكته ديگري كه من بايد اضافه كنم اين است بعضي از اين عناصر فرصت‌طلب و بد دل كه هيچ وقت با انقلاب و با اسلام آشتي نكردند آنها از اين فرصت‌ها خيلي استفاده مي‌كنند براي سمپاشي، اينها كساني هستند كه از اول با جنگ مخالف بودند، حالا مومنين حزب‌الله و رزمندگان و پاكباختگان صادق عاشق را مورد خطاب قرار مي‌دهند و مي‌گويند شما ديديد حالا رسيديد به آن حرف ما، اين بسيار ابلهانه است. اين مثل اين است كه كساني كه در جنگ احد خيانت كردند و در جنگ احزاب با پيغمبر در ميدان جنگ شركت نكردند، اينها بيايند در صلح حديبيه بگويند ديديد كه ما آنجا نيامديم حق با ما بود. اين قضيه غير از آن قضيه است. آن كساني كه در اين چند ساله در بزرگترين حماسه تاريخ اين ملت شركت نكردند تا ابد سرشكسته هستند (تكبير نمازگزاران و شعار «اماما، اماما فريادت را شنيديم، به جان و دل خريديم» و «مرگ بر منافق»). اين تجربه عظيم اين ملت يك عده‌اي را براي هميشه و تا ابد سرشكسته كرد، يك عده‌اي را هم براي هميشه و تا ابد سربلند‌ آن كساني كه هشت سال خونين‌ترين تجربه اين ملت را ديدند و از كنج عافيت خودشان بيرون نيامدند. اينها تا ابد سرشكسته هستند. اينها خيال نكنند كه حالا پذيرش قطعنامه حرف آنها را ثبت كرد، نه حرف آنها به معناي نشانه ننگي بر پيشاني آنها تا ابد باقي خواهد ماند. آن كساني كه نگاه كردند كه جوان‌هاي پاك و خالص اين ملت توي جبهه‌ها مي‌روند پرپر مي‌شوند و حاضر نشدند يك قدم در اين راه بردارند اينها ديگر فرصت هم از دستشان رفت و تا ابد سرشكسته هستند. اما يك عده اي هم تا ابد سربلند هستند. آن مردمي كه به نداي امام پاسخ دادند، آنهايي كه به نداي انقلاب پاسخ گفتند، آنهايي كه هر وقت جبهه به آنها نياز داشت خودشان را در سنگر حاضر كردند، آنهايي كه نگذاشتند اسلام و انقلاب غريب بماند، آنهايي كه شهيد دادند و سلامتي خود را نثار كردند، آنهايي كه مال و وقت خود را دادند و تلاش مناسب را در هر برهه‌اي از زمان انجام دادند آنها در طول تاريخ ما و تا ابد سربلند و سرافرازند.»(خبرگزاري فارس ، در صفحه ي اينترنتي (8904270085 http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 10 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .