ديپلماسي؛ دوستي با کفار؟

چرا ديپلماسي كشور ماكه يك كشور اسلاميست بر پايه آيه 51 سوره مائده نيست ؟ چرا علما به وزارت خارجه اعتراض نمي كنند ؟ چرا علماي ما با محوريت اين آيه به ساير كشورهاي اسلامي و حتي عربي حوزه خليج فارس و در راس آنها عربستان وهابي اين آيه را گوشزد نمي كنند ؟ اينكه ديگر نص صريح قرآن هست ؟ اين را كه ديگر نمي توانند كتمان نمايند - قرآن كه ديگر جز منابه روايي آن هاست ؟ از طريق رسانه ها به صورت گسترده اين موضوع مطرح گردد تا مردم كشور خودشان بدانند و بفهمند تا سندي ديگر و مستند باشد بر رسوايي هميشگي وهابيت ؟ يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصاري‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ

index_12.jpgدانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز،پيش از پرداختن به اين مساله لازم است اشاره نماييم اسلام دينى است كه همانگونه كه خودش جامع است براى تحليل مواضع آن نيز بايد با نگاهى جامع به آن نگريست.بر اين اساس مى گوييم زمانى كه به اسلام و منابع ديني اعم از قرآن و سيره مراجعه مى نمايييم مشاهده مى كنيم در آموزه هاى دينى دستورات مختلفى در برخورد با غير مسلمانان وجود دارد كه گاه ممكن است اين آموزه ها در تعارض با هم به نظر رسد.اما با نگاهى جامع نگرانه متوجه مى شويم كه هيچ گونه تعارضى ميان اين اجزا وجود ندارد به عبارتى آموزه هاى اسلامى بايستى به شكل يك جدول جورچين (پازل) نگريسته شود كه در ابتداى امر شايد اجزاى پراكنده آن به تنهايى فاقد معنا باشند و حتى باعث گيج شدن ما شوند اما با نگاهى به كل جدول در مى يابيم كه هر كدام از قطعات داراى جايگاهى مخصوص در جدول مى باشد كه با چيدن آنها در كنار هم اين جدول معناى اصلى و حقيقى خويش را پيدا مى كند. در زمينه ارتباط با غير مسلمانان از جمله يهود و نصارا نيز شاهد چنين وضعيتي هستيم به طوري كه اگر فقط به ظاهر آيه 51 سوره مائده مراجعه كنيم و به ويژه اگر دقت كافي در واژگان به كار رفته نكنيم در خواهيم يافت كه قرآن ما را از هر گونه ارتباطي با غير مسلمانان به ويژه يهود و نصارا منع مي كند و حال آنكه وقتي به سيره رسول اكرم ص مراجعه مي كنيم در مي يابيم كه حتي در سيره آن بزرگوار نيز چنين اصلي رعايت نشده است و اين يعني اينكه مفهوم و معناي آيه قطعا ممنوعيت ارتباط ديپلماتيك و يا هر گونه ارتباطي با يهود و نصارا نمي باشد، براي توضيح هر چه بيشتر اشاره اي به سيره پيامبر در قبال يهود و در ادامه تفسير آيه مذكور مي كنيم: با نگاهي به تاريخ صدر اسلام ملاحظه مي كنيم كه در رفتار يهود با پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و مسلمانان همواره دشمنى شديدى ديده مى‏شود، آنها به اصالت نژادى خود هميشه مغرور بوده‏اند، تصور باطلى داشته‏اند كه هيچ كس غير از ايشان حقى در رسالت و پيامبرى ندارد ، شيفتگى انها به امور مادّى و مبالغه در مفاسد و احساس آنها به اينكه اسلام سلطه آنها را از ميان برخواهد داشت و به سودهاى كلان آنها از بازرگانى نامشروع و ربا خاتمه خواهد داد، دشمنى آنان را نسبت به پيامبر صلي الله عليه و آله و مسلمانان شديدتر كرده بود. يهود,امت اسلام را بزرگترين دشمن دانسته و همان طوركه در صدراسلام براي نابودي اسلام و مسلمين، اقدام مي‌‌‌كردند در دوران بعد ازآن تا امروز نيز بر عداوت و فتنه‌انگيزي خود پايدار مانده و سعي دارند امت اسلام را به سوي هلاكت و شقاوت رهنمون سازند. ازديدگاه يهود با مطرح شدن اسلام و اهداف آن كه برابرى، برادرى، دادگرى، ناروا شمردن ربا و غش در معامله، رد بهره‏كشى از ديگران و محترم شمردن همه دينها و اعتقادات از برجسته‏ترين آنها بود.( ترجمه سيرة المصطفى/ ج‏1،ص:340) مسلمانان چاره‌اي جز نابودي و هلاكت نخواهند داشت . خداوند در قرآن كريم در باره پيمان شكني هاي مكرر قوم يهود در مقابل پيامبر اكرم (ص) مي فرمايد: آيا هر بار يهود پيمانى بستند جمعى آن را دور نيفكندند ؟ و بيشتر آنها ايمان نمى‏آورند (بقره /100) با تمام كارشكنيهايي كه قوم يهود در مقابل پيامبر اكرم داشت ولي با اين حال پيامبر صلي الله عليه و آله هنگام ورود به مدينه در صدد جلب قلوب همه اديان از جمله يهوديان بر آمد، اما از آنجايي كه يهود ثروت زياد و تسلط بر اقتصاد مدينه داشت و پيامبر صلي الله عليه و آله هم مي‌دانست اگر يهوديان را با خود متحد نكند وحدت به طور كامل برقرار نمي‌گردد و نيز اگر يهوديان را با خويش همراه نكند خطر قريش و بت‌پرستان و رسيدگي به وضع مسلمين امكان‌پذير نمي‌باشد. بنابراين در ابتداي ورود به مدينه پيمان‌نامه‌اي را با يهود امضاء كرد با هدف تعيين حدود و حقوق دسته‌ها و قبائلي چون اوس و خزرج و اعراب و يهود كه در تواريخ آن را نخستين قانون اساسي مي‌خوانند.( سيد جعفر شهيدي /تاريخ تحليلي اسلام / انتشارات علمي و فرهنگي / مركز نشر دانشگاهي تهران/ چاپ نخست/ تابستان 83/ص76) چند ماده مهم اين پيمان چنين است: 1- مسلمانان و يهوديان امت واحد به شمار مي‌روند. 2- مسلمانان و يهوديان در پيروي از دين خود آزادند. 3- مهاجران قريش به رسم سابق خويش قبل از اسلام در پرداخت خون‌بهاء باقي هستند. اگر فردي از آنان كسي را كشت يا اسير گرديد بايد به كمك هم خونبهاي او را طبق عدالت و معروف بين مؤمنان بپردازد و اسير خود را با پرداخت فديه آزاد كند. 4- هيچ كس حق ندارد به غلام، فرزند يا ديگر اعضاي خانواده كسي بدون اجازه او پناهندگي دهد. 5- امضاء كنندگان اين پيمان دفاع مشترك از مدينه را به عهده خواهند داشت. 6- مرجع رفع اختلاف در اختلافات احتمالي در ميان امضاء كنندگان اين پيمان محمد خواهد بود.( براي آگاهي از تفصيل بندهاي اين پيمان رك به فروغ ابديت، ج 1 ، ص 462 -465) اين عقد پيمان جزء اولين اقدامات پيامبر صلي الله عليه و آله در مدينه بود كه در حفظ آرامش شهر تأثير بسزايي داشت. پيمان خاص نبي اكرم با يهود پس از استوارى و پايدارى اساس جامعه جديد اسلامى و اعتماد به آن و پس از به وجود آوردن عقيده و سياست و نظامى هماهنگ و يك‏پارچه در ميان مسلمانان؛ پيامبر گرامى چنان مصلحت ديد كه با غير مسلمانان نيز، روابطى تنظيم و برقرار كند كه صلح و امنيّت، آسايش و خير و سعادت بشريّت و ايجاد سرزمينى دوستانه و يك رنگ [توأم با احترام و آزادى عقيده‏] را به ارمغان آورد. و براى نيل به اين هدف والا، قوانين گذشت و جوانمردى و چشم پوشى را- كه در جهان مالامال از تعصب و زياده‏روى و حق پوشى بى‏سابقه بود- پى ريزى كند. نزديك‏ترين همسايه مدينه از ميان غير مسلمانان يهود بودند. هر چند نسبت به مسلمانان [و حتى نسبت به بشريّت‏] دشمنى قلبى و درونى داشتند؛ و هنوز هيچ‏گونه دشمنى يا مقاومتى را از خود نشان نداده بودند. پيامبر صلي الله عليه و آله در آن پيمان آزادى كامل عقيده و اموال را به خود آنان واگذاشت و به تبعيد و مصادره اموال و دارايى و دشمنى با آنان مايل نبود. آنان در اين پيمان متعهد شدند: 1- با دشمنان مسلمانان همكاري نكنند و مركب، اسلحه و ابزار جنگي در اختيار آنان قرار ندهند. 2- هيچ گامي بر ضرر پيامبر و مسلمانان بر ندارند و پنهان و آشكار با زبان و با دست ضرري به آنان نرسد. 3- اگر بر خلاف اين قرار داد عمل كنند پيامبر صلي الله عليه و آله حق هرگونه مجازات آنها را اعم از قتل آنها يا اسير كردن زنان و كودكان و يا ضبط اموالشان خواهد داد. (مهدي پيشوايي/ تاريخ اسلام(از جاهليت تا رحلت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله)/انتشارات نشر معارف / قم / 1386/ 209) البته همانگونه كه تاريخ نيز شهادت مي دهد يهوديان مدينه به اين پيمان نيز وفا نكرده و در نتيجه پيامبر چندين جنگ با يهود انجام داد كه در نهايت منجر به از بين رفتن يهود مدينه گرديد. همانطور كه مشاهده شد اصل ارتباط با غير مسلمانان به شرط عدم توطئه و رعايت قوانين حكومت اسلامي در اسلام به رسميت شناخته شده است چنانكه پيامبر اسلام ص نيز با يهود مدينه به صورت خاص پيمان هايي امضا مي كرد و آزادي آنها را به رسميت شناخته بود و اگر آنها با سوء تدبير خود اين پيمان ها را زير پا نمي گذاشتند آنها نيز مي توانستند همچون اقليتي رسمي در كنار ساير مسلمانان بر اساس اصول همزيستي مسالمت آميز به زندگاني خود ادامه دهند . با اين حال برخي با اشاره به برخي آيات كه مسلمانان را از هر گونه ارتباط با يهود و نصارا برحذر مي دارد معتقدند كه ظاهر اين آيات دلالت بر نفي هر گونه رابطه و دوستي با اهل كتاب دارد، البته آنها كه اهل فن هستند مي دانند وقتي ظاهر دليل قرآني و يا روايي با برخي اصول مسلم ديگر در تعارض ظاهري باشد جاي آنست كه آن ظاهر به گونه اي تفسير شود كه اين تعارض برداشته شود و به همين دليل وقتي ما به صورت قطعي مي دانيم در اسلام احكامي تحت عنوان احكام «ذمه» وجود دارد كه بر اساس آنها اهل كتاب با پذيرش شرايطي حق دارند آزادانه در ميان جامعه اسلامي زندگي نمايند و از طرفي ديگر بر اساس روابط بين المللي اسلامي ، مسلمانان حق دارند با ملت ها و كشورهاي غير مسلمان معاهدات و پيمان هاي صلح و دوستي امضا نمايند و از جانب سوم در تاريخ اسلام نيز پيامبر اسلام ، خود با غير مسلمانان چنين پيمان هايي را امضا مي كرد پس يقينا معناي آياتي از اين دست به معناي نفي هر گونه ارتباط و دوستي با اهل كتاب نمي باشد. لذا لازم است اين آيه را مطرح نماييم و معناي واقعي آن را به دست آوريم . خداوند متعال در آيه 51 سوره مائده مي فرمايد : «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمين» شان نزول: بسيارى از مفسران نقل كرده‏اند كه بعد از جنگ بدر، عبادة بن صامت خزرجى خدمت پيامبر رسيد و گفت: من هم پيمانانى از يهود دارم كه از نظر عدد زياد و از نظر قدرت نيرومندند، اكنون كه آنها ما را تهديد به جنگ مي كنند و حساب مسلمانان از غير مسلمانان جدا شده است من از دوستى و هم پيمانى با آنان برائت مى‏جويم، هم پيمان من تنها خدا و پيامبر او است، عبد اللَّه بن ابى گفت: ولى من از هم پيمانى با يهود برائت نمي جويم، زيرا از حوادث مشكل مي ترسم و به آنها نيازمندم، پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) به او فرمود: آنچه در مورد دوستى با يهود بر عباده مي ترسيدم، بر تو نيز مي ترسم (و خطر اين دوستى و هم پيمانى براى تو از او بيشتر است) عبد اللَّه گفت: چون چنين است من هم مي پذيرم و با آنها قطع رابطه مي كنم، آيات فوق نازل شد و مسلمانان را از هم پيمانى با يهود و نصارى بر حذر داشت. تفسير: آيات فوق مسلمانان را از همكارى با يهود و نصارى به شدت بر حذر مي دارد، آيه نخست مي گويد: اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، يهود و نصارى را تكيه گاه و هم پيمان خود قرار ندهيد (يعنى ايمان به خدا ايجاب ميكند كه به خاطر جلب منافع مادى با آنها همكارى نكنيد). (يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ). اولياء جمع ولى از ماده ولايت بمعنى نزديكى فوق العاده ميان دو چيز است كه به معنى دوستى و نيز به معنى هم پيمانى و سرپرستى آمده است . ولى با توجه به شان نزول آيه و ساير قرائنى كه در دست است، منظور از آن در اينجا اين نيست كه مسلمانان هيچ گونه رابطه تجارى و اجتماعى با يهود و مسيحيان نداشته باشند بلكه منظور اين است كه با آنها هم پيمان نگردند و در برابر دشمنان روى دوستى آنها تكيه نكنند. مساله هم پيمانى در ميان عرب در آن زمان رواج كامل داشت و از آن به ولاء تعبير مي شد. جالب اينكه در اينجا روى عنوان اهل كتاب تكيه نشده بلكه به عنوان يهود و نصارى از آنها نام برده شده است، شايد اشاره به اين است كه آنها اگر به كتب آسمانى خود عمل مي كردند هم پيمانان خوبى براى شما بودند، ولى اتحاد آنها به يكديگر روى دستور كتابهاى آسمانى نيست بلكه روى اغراض سياسى و دسته‏بندى‏هاى نژادى و مانند آن است. سپس با يك جمله كوتاه، دليل اين نهى را بيان كرده ميگويد: هر يك از آن دو طايفه دوست و هم پيمان هم مسلكان خود هستند.(بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ). يعنى تا زمانى كه منافع خودشان و دوستانشان مطرح است، هرگز به شما نمى‏پردازند. روى اين جهت، هر كس از شما طرح دوستى و پيمان با آنها بريزد، از نظر تقسيم‏بندى اجتماعى و مذهبى جزء آنها محسوب خواهد شد. (وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ). و شك نيست كه خداوند چنين افراد ستمگرى را كه به خود و برادران و خواهران مسلمان خود خيانت كرده و بر دشمنانشان تكيه ميكنند، هدايت نخواهد كرد. (إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ). تكيه بر بيگانه‏ گرچه در شان نزول آيات فوق سخن از دو نفر يعنى عبادة بن صامت و عبد اللَّه بن ابى در ميان آمده ولى جاى ترديد نيست كه اينها فقط به عنوان دو شخص تاريخى مورد نظر نيستند، بلكه نماينده دو مكتب فكرى و اجتماعى مي باشند، يك مكتب مي گويد: از بيگانه بايد بريد و زمام كار خود را به دست او نداد و به كمكهاى او اطمينان نكرد. ديگرى مي گويد: در اين دنياى پرغوغا، هر شخص و ملتى تكيه‏گاهى مي خواهد، و گاهى مصلحت ايجاب مي كند كه اين تكيه گاه از ميان بيگانگان انتخاب شود، دوستى آنها با ارزش است و روزى ثمر بخش خواهد بود. قرآن مكتب دوم را به شدت ميكوبد و مسلمانان را از اين طرز تفكر با صراحت و تاكيد بر حذر مي دارد، اما متاسفانه بعضى از مسلمانان، اين فرمان بزرگ قرآن را به دست فراموشى سپردند و تكيه‏گاه‏هايى از ميان بيگانگان براى خود انتخاب نمودند، و تاريخ نشان مي دهد كه بسيارى از بدبختيهاى مسلمين از همين جا سرچشمه گرفته است! اندلس تابلو زنده‏اى براى اين موضوع است و نشان مي دهد كه چگونه مسلمانان به نيروى خود درخشانترين تمدنها را در اندلس ديروز و اسپانياى امروز به وجود آوردند، اما به خاطر تكيه كردن بر بيگانه چه آسان آن را از دست دادند. امپراطور عظيم عثمانى كه در مدت كوتاهى همانند برف در فصل تابستان به كلى آب شد، شاهد ديگرى بر اين مدعا است، در تاريخ معاصر نيز ضربه‏هايى كه مسلمانان به خاطر انحراف از اين مكتب خورده‏اند كم نيست، اما تعجب در اين است كه چگونه هنوز بيدار نشده‏ايم! در هر حال بيگانه، بيگانه است و اگر يك روز منافع مشتركى با ما داشته باشد و در گامهاى محدودى همكارى كند سرانجام در لحظات حساس نه تنها حساب خود را جدا مي كند، بلكه ضربه‏هاى كارى نيز به ما مي زند، امروز مسلمانان بايد بيش از هر وقت به اين نداى قرآن گوش دهند و جز به نيروى خود تكيه نكنند. پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) به قدرى مراقب اين موضوع بود كه در جنگ احد هنگامى كه سيصد نفر از يهوديان براى همكارى با مسلمانان در برابر مشركان اعلام آمادگى كردند، پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم) آنها را از نيمه راه باز گرداند و كمك آنها را نپذيرفت، در حالى كه اين عدد در نبرد احد مي توانست نقش مؤثرى داشته باشد، چرا؟ زيرا هيچ بعدى نداشت كه آنها در لحظات حساس جنگ با دشمن همكارى كنند و باقيمانده ارتش اسلام را نيز از بين ببرند. (ر. ك: تفسير نمونه، ج‏4، ص 409 - 414). نتيجه اينكه مقصود از ولي گرفتن از ميان يهوديان ، تكيه كردن به آنها در برابر دشمنان و اعتماد مطلق نمودن به آن ها مي باشد و نه اصل ارتباط با آنها ، به رسميت شناختن حقوق آنها و يا حتي محبت نمودن به آنها چنانكه شواهد تاريخي و روايي نيز مويد همين مساله مي باشد . آيات ديگري هم كه در نهي از دوستي با يهود به صورت خاص و يا عام مطرح مي شود بايد بر اساس همين معنا مورد تفسير قرار گيرد. البته در پايان ذكر يك نكته مهم ضروري است و آن اينكه ارتباط با غير مسلمانان در ديپلماسي اسلامي تنها اختصاص به كشورهايي دارد كه حكومت هايشان بر اساس غصب سرزمين هاي مسلمانان شكل نگرفته باشد و گرنه كشوري همچون رژيم صهيونيستي اسرائيل اساسا كشوري مشروع به حساب نمي آيند تا اينكه مشمول اين اصول ديپلماتيك اسلامي باشند و از اين روي ارتباط با صهيونيست هاي اشغالگر به دليل نامشروع بودن و غصب ظالمانه سرزمين اسلامي و نه به دليل آيه 51 سوره مائده اشكال دارد و امروزه همگان از قبح ارتباط با اين رژيم غاصب اطلاع دارند و به همين دليل اين ارتباطات معمولا مخفيانه صورت مي گيرد، هر چند بارها اين روابط پنهاني و نامشروع توسط رسانه هاي مختلف از جمله رسانه هاي وابسته به جبهه مقاومت اسلامي افشا شده و باعث رسوايي هر چه بيشتر اين دولت ها شده است.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .