دول اروپايي ومصاديق كافر حربي؟

سلام،دراخبار سراسري گفتند:كه ايران چند درصدنفت كشورهاي اروپايي راتأمين مي كرد.آياجايزهست يك كشورمسلمان به كفارحربي كه باكشورهاي اسلامي درحال جنگ هسته محصولات نفتي بفروشد؟من هيچ دليلي براي توجيه اينكار نه درقرآن به چشمم خورد نه در روايات.اگربگيدكه اين كشورهاكفار حربي نيستند پس چرا نيروهايشان در داخل كشورهاي اسلامي هست ومسلمانان رو به قتل مي رسانندو...حداقل ولي فقيه بايدجلوي اينكارمسئولين بايستد و...

global_iran_1.jpgبا سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز
در چند گام به بيان پاسخ شما مي پردازيم:
گام اول : براي پاسخ به پرسش شما لازم است ابتدا نگاهي به مبناي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران داشته باشيم. مي توان اصل يكصد و پنجاه و دوم قانون اساسي كشورمان را مبناي عملكرد جمهوري اسلامي ايران در زمينه ي تعامل با كشورهاي ديگر جهان دانست. به همين جهت ابتدا اين اصل قانون اساسي را با هم مرور نماييم. قانون اساسي در اصل ۱۵۲ چنين مي نويسد:
«سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران بر اساس نفي هر گونه سلطه جويي و سلطه پذيري ، حفظ استقلال همه جانبه و تمامين ارضي كشور، دفاع از حقوق همه ي مسلمانان و عدم تعهد در برابر قدرت هاي سلطه گر و روابط صلح آميز متقابل با دول غير محارب استوار است.»
همانگونه كه مشاهده مي نماييد قانون اساسي بر اساس اصل فوق به دولت جمهوري اسلامي ايران اجازه داده است كه با تمامي دولت هاي غير محارب جهان بر اساس چارچوب مشخص شده در اصل فوق روابط صلح آميز متقابل برقرار نمايد. بنابر اين؛ لزوم عدم ارتباط با دول محارب در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز مورد لحاظ واقع شده است.
گام دوم : در اين گام به بررسي معنا و مراد از كافر حربي مي پردازيم:
حرب به معناى جنگ و حربى به معناى كسى است كه در حال جنگ مى‏باشد. و كافر حربى، كسى است كه با مسلمانان در حال جنگ است و يا اعلان جنگ نموده است.
توضيح : در يك رويكرد مي توان كفار را به دو دسته ي ذيل تقسيم نمود :
1.كفار غير حربى: كفار غير حربي ، كفاري هستند كه در حال جنگ و محاربه با مسلمين نيستند و آنها را مي توان به سه دسته ي ذيل تقسيم بندي نمود:
الف . كفار اهل ذمه : آن دسته از كفار كه با پرداخت جزيه به حكومت اسلامى، حاكميت اسلامى را پذيرفته، در پناه حكومت اسلامى زندگى مى‏كنند و در نتيجه هم آنان پاى‏بند به مقررات جامعه اسلامى و رعايت نظم عمومى و پاسداشت شعائر اسلامى هستند و هم حكومت اسلامى امنيت آن‏ها را به عهده گرفته است، اين دسته از كفار، حرمت مال و جان و ناموسشان از سوى حكومت اسلامى تضمين و تأمين مى‏گردد.
ب. كفار معاهد: آن دسته از كفارى كه اهل كتاب نيستند، ولى با حكومت اسلامى پيمان مى‏بندند و بر اساس اين پيمان در حوزه هاي مختلف با مسلمين ارتباط متقابل صلح آميز دارند.
ج. كفار مستامن: كفاري كه از حكومت اسلامى پناه خواسته‏اند و حكومت اسلامى امنيت آن‏ها را تضمين كرده است.
2.كفار حربى: كفارى كه نه اهل ذمه هستند و نه معاهد و نه مستأمن، يعنى همانان كه به خداى متعال و نبوت حضرت محمد مصطفى خاتم‏الانبياء اعتقادى نداشته و آن را انكار مي كنند و يا اينكه منكر ضروريات دين مي باشند و به هيچ نحو در پناه حكومت اسلامى نبوده و همواره در صدد ضربه زدن و جنگ با اسلام و امت اسلامى هستند. در چنين صورتي ، اين كفار ستيزگر و در حال جنگ با نظام اسلامى، كفار حربي محسوب شده، و علاوه بر اينكه ارتباط با چنين كساني جايز نمي باشد بلكه حتي مال و جان آن‏ها حرمتى ندارد.
گام سوم : حال بعد از روشن شدن مقصود از كافر حربي به اين مساله مي پردازيم كه آيا دول اروپايي را مي توان مصداق كفار حربي دانست؟
به نظر مي رسد با توجه به تعريفي كه از كفار حربي اراده گرديد، نمي توان اكثريت اين دولت ها را مصداق كفار حربي دانست. زيرا هر چند برخي از نيروهاي اين كشور ها در ممالك اسلامي حضور دارند اما اينگونه نيست كه بتوان انها را در حال جنگ با مسلمين دانست. به عبارت ديگر حضور چنين كشورهايي در ممالك اسلامي به عنوان جنگ با مسلمين نيست بلكه به بهانه مبارزه با تروريسم و مانند آنها و در برخي موارد حتي با درخواست خود كشور هاي اسلامي نيروهايشان را در اين كشور ها مستقر نموده اند.
بله يقينا دولت جعلي و نامشروع اسرائيل جزو كفار حربي بوده و همچنين مي توان دولت هاي آمريكا و انگليس را نيز جزو كفار حربي دانست اما همانگونه كه خود نيز مستحضريد جمهوري اسلامي ايران اساسا اسرائيل را به رسميت نشناخته و با آمريكا نيز از ابتداي انقلاب اسلامي در حالت قطع هرگونه رابطه اي است و با دولت انگليس نيز تنها روابط بسيار سطح پايين ديپلماتيك دارد كه آن هم هر از گاهي به دلايل مختلف قطع مي گردد .
در همين راستا به ديدگاه فقهي آيت الله العظمي مكارم شيرازي ( حفظه الله ) – از مراجع عظام تقليد - پيرامون اين مساله توجه فرماييد:
بسيارى از دول امروز كه با ما روابط سياسى دارند و با ما در حال جنگ نيستند مصداق كافر «معاهد»محسوب مى شوند و مادام كه به نحوى از انحا با مسلمين وارد محاربه نشوند همه چيز آنها وجان و مالشان محترم است، زيرا طبق تعهّداتى كه از طريق روابط سياسىو قوانين پذيرفته شده بين المللى با آنان داريم داخل در معاهد هستند. ( استفتائات جديد، آيت الله العظمي مكارم، ج 1 ، سوال شماره 1161)
همانگونه كه ملاحظه مي فرماييد ايشان دولت هاي غربي را كه بر اساس تعهدات مرسوم سياسي و قوانين جاري بين المللي با كشور ما در ارتباط هستند را جزو كفار معاهد مي دانند و مادامي كه اين دولت ها با مسلمانان محاربه ننمايند ، عقد قرار داد و معاهده – در زمينه هاي مختلف - با آنان جايز بوده و احترام به معاهداتي كه با آنان داريم نيز لازم مي باشد.
با اين توضيحات دلايل جواز وجود ارتباط با دول غربي غير محارب روشن گرديده و بنابر اين وجود معاهدات اقتصادي و غيره بين نظام اسلامي و اين دولت ها اشكالي ندارد تا نياز به دخالت ولي فقيه و جلوگيري از اين ارتباط باشد. البته مقام معظم رهبري ( دام ظله العالي ) همواره بر اساس مسووليت بزرگ خويش پيرامون جلوگيري از انحراف نظام اسلامي از ارزش ها و آرمان ، مراقب تمامي جهت گيري ها در نظام اسلامي مي باشند. به بيانات ايشان در اين زمينه توجه فرماييد :
« ... ولايت فقيه، جايگاه مهندسى نظام و حفظ خط و جهت نظام و جلوگيرى از انحراف به چپ و راست است. اين اساسى‏ترين و محورى‏ترين مفهوم و معناى «ولايت فقيه» است.... در اين مجموعه پيچيده و درهم تنيده تلاشهاى گوناگون، نبايد حركت نظام انحراف از ارزش‏ها و هدف‏ها باشد نبايد به چپ و راست انحراف پيدا شود پاسدارى و ديده بانى حركت كلى نظام به سمت هدف‏هاى آرمانى و عالى‏اش، مهمترين و اساسى‏ترين نقش ولايت فقيه است». (سخنرانى در مراسم سالگرد ارتحال حضرت امام (ره). 1383/ 3/ 14)
گام پاياني : در پايان لازم است ضمن تاكيد مجدد بر اين مطلب كه حضور نيروهايي از برخي كشور هاي غربي در ممالك اسلامي را نمي توان به معناي محاربه ي آنان با اسلام و مسلمانان دانست، مطلب مهمي را متذكر گرديم.
هرچند حضور و نقش آفريني دولت هاي غربي در برخي ممالك اسلامي ، مصداق محاربه نمي باشد اما بدون ترديد اين دولت ها به دنبال بسط نفوذ و سلطه ي خويش در كشور هاي اسلامي هستند و به همين دليل و از باب نفي سبيل و حرمت تسلط كفار بر مسلمين ، جلوگيري از اين نفوذ بر دولتمردان و ساكنان مسلمان آن دسته از ممالك اسلامي واجب موكد است .
اساسا يكي از ريشه ها و دلايل فقهي و شرعي و انگيزه هاي ديني انقلاب اسلامي ايران، همين قطع يد و تسلط كفار از مملكت اسلامي ايران بود. در اتفاق بزرگي كه در انقلاب اسلامي ايران رخ داد نفوذ و سلطه و تسلط دول كفري مانند آمريكا و اسرائيل و انگليس و ... از اين بلاد اسلامي كوتاه گرديد. بنابراين بر مسلمانان كشور هايي كه دول كفر – ولو غير محارب – به دنبال بسط سلطه ي خويش بر آن كشور ها هستند از نظر شرعي واجب است به قيام عليه اين سلطه برخاسته و از چنين سلطه اي ممانعت به عمل بياورند.
مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم.
منتظر سوالات بعدي شما هستيم.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
3 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .