دولت ها و رهبري؟

چرا در تمام دولتهاي اول انقلاب تا حالا دولت با رهبري تضاد يا فاصله پيدا ميكند؟

دانشجوي محترم ضمن تشكر از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب كرده ايد، پيش از پرداختن به پاسخ اصلي اين سوال لازم است يادآور شويم نظام جمهوري اسلامي نظامي مردمسالار و مبتني بر دين مبين اسلام است كه در آن كليه مسئولان نظام از ميان كساني كه به آرمان ها و آرزش هاي اسلامي و انقلابي اعتقاد دارند برگزيده مي شوند و فرايند گزينش همواره به گونه اي است كه كليه دولت هايي كه بر سر كار مي آيند از ميان نيروها و جريان هاي معتقد به انقلاب اسلامي و وفادار به نظام جمهوري اسلامي يعني همان نظامي كه اكثريت مردم ايران در رفراندم تاريخي سال 58 آن را مورد تاييد قرار دادند و در سالهاي بعد نيز با رفتارهاي خود همواره پشتيبان آن بوده اند انتخاب مي شوند كه اين فرايند از دوران نخستين سكاندار قوه اجرايي كه از سوي مردم به صورت مستقيم برگزيده شد به صورت ثابت وجود داشته است و با توجه به سازو كارها و تمهيدات قانوني موجود، كساني كه بر سر كار مي آيند قاعدتا نبايد هيچ زاويه اي با رهبري و نظام ولايت فقيه پيدا نمايند به ويژه اينكه كساني كه بر سر كار مي آيند روساي قوه مجريه تلقي مي شوند كه در واقع بايد وظيفه و مسئوليت اجراي قانون اساسي را بر عهده بگيرند كه اصلي ترين ركن آن عبارت است از ركن ركين ولايت فقيه و اگر در اين مسير هر رئيس دولتي به گونه اي ديگر عمل نمايد بدين معناست كه بر خلاف عهد و ميثاقي كه با ملت بسته عمل كرده است و يا اينكه از ابتدا فاقد صلاحيت هاي لازم براي تصدي اين مسئوليت بوده است كه به هر دليل بر ناظران انتخابات و يا مردم پوشيده مانده است و اينك با زاويه گرفتن وي با رهبري اين عدم صلاحيت مشخص شده است. در اين ميان با بررسي دولت هايي كه پس از انقلاب اسلامي با راي و انتخاب مردم بر سر كار آمده اند در مي يابيم كه تنها رئيس دولتي كه در دوران مسئوليت به صورت جدي با ولايت فقيه و رهبري زاويه پيدا كرد شخص بني صدر بود كه اين زاويه دار بودن نيز چندان غير طبيعي نيست چرا كه به دليل عدم تشكيل شوراي نگهبان به عنوان بالاترين نهاد ناظر بر مراحل انتخابات در آن مقطع، بني صدر براي انتخاب به اين سمت فرايندي را كه ساير روساي دولت ها براي ورود به گردونه انتخابات طي مي كردند طي نكرد و در نتيجه نظارت هايي كه براي ورود ايشان به گردونه رقابتهاي انتخاباتي لازم بود در آن دوران به صورت ناقص طي شد به ويژه اينكه در آن مقطع، بسياري از اطلاعاتي كه بعدها از درون سفارت آمريكا فاش شد هنوز منتشر نشده بود و در نتيجه ماهيت بني صدر كاملا براي مردم مشخص نبود، از طرفي ويژگي هاي شخصي بني صدر براي مردمي كه به تازگي با چهره اي به نام بني صدر آشنا شده بودند مخفي بود و در نتيجه بني صدر در شرايطي روي كار آمد كه فاقدتعهد هاي لازم به اسلام و انقلاب بود و وي پس از انتخاب به اين مسئوليت خطير، به تدريج خصلت هاي نهان خود را آشكار كرد، در اثر همين خصلت ها بني صدر خود را تافته اي جدا بافته از جريان انقلاب و رهبري انقلابي آن مي دانست كه در اثر آن وي خود را بالاتر از همه حتي رهبري انقلاب مي دانست چرا كه معتقدبود وي يازده ميليون راي داشته و منتخب مردم است و به همين دليل بايد همه اجزاي كشور از وي اطاعت نمايند، اين در حالي بود كه اگر مردم به شخصي همچون اوراي داده بودند به اين اعتبار بود كه وي مجري قانون اساسي باشد و نه اينكه انتخاب مردم مطلق باشد، اما عدم درك اين مساله از سوي بني صدر باعث شد تا وي در همان دوران رياست جمهوري به تدريج از امام و انقلاب فاصله بگيرد تا اينكه درنهايت با تصويب عدم كفايت سياسي وي به رياست جمهوري وي از اين سمت كنار گذاشته شد و مردم نيز پس از آن با مشاركتي فراتر از انتخاب بني صدر و انتخاب شهيد رجايي و سپس آيت الله خامنه اي با رايي بسيار بالا نشان دادند كه از كنار گذاشتن بني صدري كه بر خلاف ميثاق خود با ملت رفتار نموده است راضي مي باشند. پس از اين مقطع، روساي جمهور متعددي در جمهوري اسلامي ايران بر سر كار آمدند اما نكته مهمي كه نبايد فراموش كرد اين بود كه هيچ يك از آنها در مقطع تصدي مسئوليت با رهبري و ولايت فقيه زاويه جدي كه معناي مخالفت داشته باشد نداشتند، چرا كه همه روساي جمهور بر اساس معيارهاي قانوني و از جمله اعتقاد به ولايت فقيه در گود انتخابات وارد شده و اعتماد مردم را جلب مي كردندو به همين حداقل در دوران رياست جمهوري نمي توان گفت رفتاري از آنان سرزده باشد كه به عنوان مخالفت و بي اعتقادي به ولايت فقيه باشد، با اين حال با بررسي رفتارهاي روساي جمهوري كه پس از بني صدر بر سر كار آمدند شاهد دو نوع رفتار مي باشيم كه برخي تحليل گران از اين رفتارها بحث تقابل و مخالفت با رهبري را مطرح مي كنند: رفتار نخست مربوط به اختلاف سليقه ها و ديدگاه ها ميان رهبري و روساي جمهور و در واقع جريان هايي كه بر سر كار مي آمدند مي باشد كه چنين اختلاف هايي به معناي مخالفت و ضديت اين روسا و جريان ها با ولايت فقيه نمي باشد و حتي بايد گفت وجود چنين اختلاف سليقه هايي در نظام مردمسالار جمهوري اسلامي امري كاملا طبيعي است، به عنوان مثال برخي دولت ها اولويت هاي خود را به جاي اولويت هاي فرهنگي يا اقتصادي، به مسائل سياسي مي دادند و همين مساله نيز ضمن ايجاد پاره اي نارضايتي ها در ميان بخش متوسط و پايين دست جامعه به ايجاد تنش هاي سياسي در جامعه دامن مي زد كه مقام معظم رهبري نيز همواره نسبت به آن هشدار مي دادند و خواستار آن بودند كه آن دولت، اولويت هاي فرهنگي و اقتصادي را نيز مد نظر قرار داده و از مسائلي كه باعث ايجاد تنش مي شود خودداري نمايد و به همين دليل حتي همان دولت نيز در كنار اولويت هايي كه اشاره شد تلاش مي كرد تا دغدغه هاي مد نظر رهبري را نيز در نظر بگيرد و اينگونه نبود كه با هشدارهاي رهبري دولت مذكور اعلام نمايد كه وي دغدغه اي براي معيشت و يا فرهنگ نداشته و قصد دارد راه خود را ادامه دهد. در واقع رهبري در چنين مواردي نقش تنظيم كننده و تعادل بخش را در جامعه ايفا كرده و تلاش مي كردند تا دولت ها را در مسيري هدايت نمايند كه اهداف كلان كشور در مجموع به بهترين نحو تامين شده و از آسيب هاي احتمالي تا حد زيادي اجتناب شود. رفتار دوم مربوط به برخي اشتباهاتي بود كه برخي روساي جمهور در طول دوران رياست جمهوري خود انجام مي دادندكه برخي از آنها حتي ممكن بود غلط هاي فاحشي باشد اما با توجه به اينكه وقتي مجموع عملكرد و مواضع آن فرد را مي سنجيم متوجه مي شويم كه اين فرد عليرغم چنين رفتار غلط موردي اي، همچنان معتقد به نظام ولايت فقيه و خط انقلاب مي باشد و حتي در ادامه رفتارهاي غلط خود گاه به عذرخواهي و تصحيح رفتارخود (و لو گاه ديرهنگام) پرداخته است متوجه مي شويم كه چنين رفتارهاي غلطي را بايد به حساب جايز الخطا بودن وي گذاشت و نه به حساب ضديت با ولايت فقيه. بر اين اساس اكثريت دولت هايي كه در نظام جمهوري اسلامي ايران بر سر كار بودند به ويژه دولت هايي كه پس از بني صدر بر سر كار آمدند و روساي آنها حداقل در دوران تصدي مسئوليت رياست جمهوري زاويه به معناي ضديت با ولايت فقيه نداشته و نهايتا اختلاف سليقه ها و يا حداكثر برخي رفتارهاي غلط داشتند كه چنين رفتارها و اختلاف هايي هم به معناي ضديت با ولايت فقيه تلقي نمي شود و به همين دليل مقام معظم رهبري همواره از همه دولتهايي كه بر سر كار بودند حمايت مي كردند، اگر چه از برخي دولت ها به دليل نزديك بودن اعتقادات آن دولت به مواضع خود وتلاش هايي كه براي اجراي منويات رهبري مي كردند حمايت ويژه اي مي كردند چنانكه از دولت آقاي احمدي نژاد به دليل نزديك بودن مواضع ايشان به مواضع خود، حمايت ويژه اي داشته و معتقد بودند كه برخي نظرات احمدي نژاد در زمينه عدالت اجتماعي و نيز سياست خارجي به نظرات ايشان نزديك تر ميباشد.(رك: خطبه هاي نماز جمعه، 29 خرداد 88) با اين حال همانگونه كه انتقاد به برخي رفتارها و سياست گذاري هاي دولت ها هرگز به معناي ضديت با آن دولت آن تلقي نمي شود، چنين حمايت هايي نيز هرگز به معناي حمايت مطلق از آن فرد وجريان تلقي نمي شود چنانكه مقام معظم رهبري اعلام فرمودند: من از دولت و يكايك شما دوستانى كه در دولت هستيد، بى‌حدّ و مرز - اما مشروط - حمايت مى‌كنم؛ يعنى اگر بنا شد - كه بنا هست - از وزارتخانه‌اى يا از دولت به طور عام حمايت كنم، اين حمايت حدّ و مرز ندارد. زبان، عمل، اقدام و به‌كارگيرى همه امكاناتى كه در اختيار من است، مشمول اين حمايت خواهد بود؛ تا الان نيز همين‌طور بوده است. بنابراين من هيچ حدّى براى حمايت خودم از دولت و يكايك وزرا نمى‌گذارم؛ اما اين حمايت، مشروط به اين‌است كه اين جهات را رعايت كنيد. اگر من ببينم و تشخيص دهم - كه من دير هم جزم مى‌كنم - وزارتخانه‌اى راهى برخلاف راه صحيح حق - كه قانون اساسى و سياستهاى نظام و اسلام براى ما معيّن كرده - حركت مى‌كند، ديگر از او حمايت نخواهم كرد؛ اگر لازم شد، با او مقابله هم مى‌كنم. اين وظيفه شرعى و قانونى من است.»(بيانات در ديدار با رئيس جمهور و اعضاي هيات دولت http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=3079 ) سرانجام آخرين نكته اي كه در همينجا بايد مورداشاره قرار دهيم اين است كه بايد حساب برخي رفتارهاي مسئولان عاليرتبه نظام در دوران پس از مسئوليت را كه بوي ضديت با نظام و انقلاب و حتي فتنه گري مي دهد را از رفتارهايي كه در دوران مسئوليتشان داشتند و رفتارهاي آنها نهايتا اختلاف سليقه و فكر تلقي مي شد ونه ضديت به معناي تضد و تعارض با رهبري، از هم تفكيك كرد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 15 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .