دلیل فتح خرمشهر

13920302_0122677.jpgدر حالی كه خبرهای تنش‌های مرزی ایران و عراق كم‌كم جدی‌تر می‌شد، در آخرین روز شهریورماه، ارتش عراق رسماً با استعداد ۴۸ یگان سازمان‌دهی شده در قالب تیپ‌ها و لشكرهای زرهی، مكانیزه و پیاده، با پشتیبانی ۸۰۰ قبضه توپ، ۵۴۰۰ دستگاه تانك و نفربر، ۴۰۰ قبضه توپ ضدهوایی، ۳۶۶ فروند هواپیما و ۴۰۰ فروند هلی‌كوپ‌تر به خاك ایران حمله می‌كند.۱

اگرچه دولت عراق در ابتدا لغو قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را بهانه‌ی این تجاوز اعلام كرده بود، اما طه یاسین رمضان، معاون نخست‌وزیر عراق یك سال بعد و در گفت‌وگو با مجله‌ی «الثورة» گفت: «این جنگ به خاطر عهدنامه‌ی ۱۹۷۵ و یا چند صد كیلومتر خاك و یا نصف شط‌ العرب نیست. این جنگ به‌خاطر سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی است.»۲

خرمشهر نیز از همان روزهای نخست جنگ مورد هدف حملات هوایی و توپخانه‌ای دشمن قرار گرفت. سوم مهرماه ۱۳۵۹، ارتش عراق از سه محور شمالی (جاده‌ی خرمشهر-اهواز)، شمال غربی (حدفاصل جاده‌ی اهواز-شلمچه) و غربی (جاده‌ی شلمچه) تهاجم زمینی خود به شلمچه را آغاز نمود. «درقدمِ اوّل، نیروهاى عراقى پیشرفت‌هایى كردند و تا سیزده، چهارده كیلومترى اهواز هم رسیدند؛ اما وقتى خواستند به خرمشهر -كه مرزِ نزدیكتر بود- حمله كنند، دچار مانع شدند. علّت هم این بود كه نیروهاى مردمى، جوانان مؤمن و مرد و زن انقلابى وارد میدان شدند.»۳

شهید جهان‌آراء به روایت رهبر انقلاب اسلامی
روزهای غربت
اما ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهور وقت كه آن زمان فرمانده‌ی كل قوا نیز بود، برای جلوگیری از سقوط خرمشهر تلاش چندانی نمی‌كرد. او كه در آن زمان اعتقادی به دفاع نداشت، از تمركز نیروهای نظامی در این منطقه جلوگیری می‌كرد و ارسال تسلیحات به نیروهای مردمی را هم به صلاح نمی‌دانست. كمبود سلاح و مهمات، مسأله‌ای است كه تقریباً در تمامی گزارش‌های حوادث روزهای مقاومت خرمشهر دیده می‌شود. بهروز مرادی،‌ یكی از رزمندگان آن‌روزهای خرمشهر روایت می‌كند: «اكثر بچه‌های خرمشهر اسلحه نداشتند و فقط زخمی‌ها را حمل می‌كردند. بعضی‌ها با فرغون و بعضی دیگر با ماشین‌هایی كه تایرهایش تیر و تركش خورده بودند. وضع عجیبی داشتیم؛ وضعی كه هر لحظه وخیم‌تر می‌شد.»۴

روز دهم مهر، دشمن بعثی برای نخستین‌بار به بندر و گمرك یورش می‌آورد. فردای آن روز در حمله به مدرسه‌ی دریابد رسایی، نیروهای مدافع خرمشهر را به خاك و خون می‌كشد و روز دوازدهم، خرمشهر از اروند تا كارون به محاصره در می‌آید.

روایت سیده زهرا حسینی، از زنان مبارز خرمشهری در كتاب «دا» گویای دلیل این اوضاع است: «بالاخره چند نفر توانسته بودند خودشان را به بنی‌صدر برسانند. او در جواب خواسته‌هایشان عوض این‌كه به آن‌ها دلداری بدهد و امیدوارشان كند، گفته بود: مگه فانتوم نقل و نباته كه من از جیبم در بیارم؟ گفته بودند: تو فرمانده‌ی كل قوایی، برای تو چنین دستوری كاری نداره. جواب داده بود: شما از اسرار نظامی سر در نمی‌آرید.»۵

سی‌وپنج روز
روند حملات دشمن با تجهیزات انبوه و مقاومت مردمی با اندك سلاح‌های موجود ادامه می‌یابد. از پشتیبانی همچنان خبری نیست. از روز بیست‌‌ودوم جنگ، نیروهای اشغالگر كم‌كم بر بخش‌هایی از شهر مسلط می‌شوند. به تدریج پلیس راه، ایستگاه راه‌آهن، كوی طالقانی، استادیوم ورزشی، فلكه‌ی آتش‌نشانی، خیابان آرش، بازار، فلكه‌ی فرمانداری و پل خرمشهر وارد درگیری شهری شده و تا سوم آبان به دست دشمن می‌افتد.

اما در همه‌ی این روزها مقاومت مردمی ماند و مجاهدت كرد: «روز سوم آبان، در خانه‌های بین مدرسه‌ی دریابد رسایی و دبیرستان دورقی نبرد سختی درگرفت. دشمن از ما و ما از دشمن می‌كُشتیم و گلوله‌ها بی‌وقفه رد و بدل می‌شدند. تا حوالی ظهر به سختی جنگیدیم، اما معلوم بود كه شهر آخرین روزهای مقاومتش را می‌گذراند. به‌تدریج بچه‌های غریبه و غیر بومی می‌رفتند و ما تنها می‌شدیم. هیچ امكاناتی هم نداشتیم. حتی بی‌سیمی را كه پس از مدت‌ها به ما داده بودند، خراب بود و كار نمی‌كرد.»۶

«خرمشهر در واقع هیچ نیروى مسلّحى نداشت؛ نه كه صدوبیست هزار نداشت بلكه ده‌هزار، پنج‌هزار هم نداشت. محمّد جهان‌آرا و دیگر جوانان ما در مقابل نیروهاى مهاجم عراقى -یك لشكر مجهّز زرهى عراقى با یك تیپ نیروى مخصوص و با نود قبضه توپ كه شب و روز روى خرمشهر مى‌بارید- سى‌وپنج روز مقاومت كردند.»۷

با وجود این مقاومت‌ها، خرمشهر در روز چهارم آبان‌ماه به‌طور كامل سقوط می‌كند و نیروهای مبارز از این شهر عقب می‌كِشند. در ۵۷۶ روز پس از این سقوط، عملیات‌هایی برای آزادسازی خرمشهر صورت می‌گیرد كه به دلایلی ناكام می‌ماند. دو عملیات نصر و توكل در دی‌ماه ۱۳۵۹ از این جمله‌اند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از مشاهدات عینی خود در روزهای قبل از آزادسازی خرمشهر اینچنین می‌گویند: «بنده در همان دوران غربت -وقتى خرمشهر در اشغال دشمنان بیگانه بود- نزدیك پل خرمشهر رفتم و به چشمِ خودم دیدم وضعیت چگونه است. فضا غم‌آلود و دلها سرشار از غصه بود و دشمن با اتكاء به نیروهاى بیگانه كه به او كمك مى‌كردند -همین آمریكا و غربى‌ها و همین مدعیان دروغگو و منافق حقوق بشر- در خرمشهر مستقر شده بود. تانكهاى او، وسایل پیشرفته‌ى او، هواپیماهاى مدرن او، نیروهاى تا دندان مسلح او؛ بچه‌هاى ما آر.پى.جى هم نداشتند؛ با تفنگ مى‌جنگیدند؛ اما با ایمان و با صلابت.»۸

مشی سیاسی بنی‌صدر باعث شد تا نه تنها اوضاع جنگ به نحو مطلوبی پیش نرود، بلكه بحران‌های سیاسی داخلی همچون غائله‌ی ۱۴ اسفند ۱۳۵۹ شعله‌ور شود. امام خمینی رحمه‌الله در ۲۰ خرداد ۱۳۶۰ بنی‌صدر را از فرماندهی كل قوا عزل، مجلس در ۳۰ خرداد، عدم كفایت او را تصویب و امام رحمه‌الله در اول تیرماه او را از ریاست‌جمهوری عزل نمود.
باید مراقب باشیم تا اولاً این وعده‌‌ی نصرت الهی را فراموش نكنیم و مانند تمامی این سی‌وچند سال به آن اعتماد كنیم و در ثانی مراقب تلاش دشمن برای كوچك‌انگاری وعده‌های الهی در فكر و ذهن خودمان باشیم. دشمن زمانی می‌تواند محاسبات ما را تغییر دهد كه توانسته باشد در نحوه‌ی محاسبات ما تغییر ایجاد كند.
سال اول جنگ در وضعیتی به پایان رسید كه هیچ‌گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین‌های اشغالی به دست نیامد و كشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرورفته بود. بسیاری از ناظران و تحلیل‌گران، دورنمای سیاسی ایران را پس از عزل بنی‌صدر و آغاز ترور و انفجار، براندازی نظام جمهوری اسلامی ارزیابی می‌كردند. هفته‌نامه‌ی «نیوزورلدریپورت» در آمریكا نوشت: «دولتمردان متعصب ایران ضعیف‌تر از آن هستند كه اشغالگران عراقی را از خاك خود بیرون برانند و بسیاری از كارشناسان خاورمیانه معتقدند كه با پایان دادن به جنگ ایران و عراق، رژیم جنگ‌زده‌ی آیت‌الله خمینی باید سقوط كند.»۹

خرمشهر چرا سقوط كرد؟
بررسی شرایط سقوط خرمشهر نشان می‌دهد كه «عدم آمادگی مسئولان كشور برای مواجهه با شرایط جنگی» با وجود این‌كه از مدت‌ها پیش تعرضات مرزی توسط عراق به وجود آمده بود و نیز كوتاهی در این زمینه از جمله‌ی عوامل سقوط خرمشهر بوده است. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۲۹ خرداد ۱۳۶۰ خطاب به رئیس‌جمهور وقت می‌گویند: «چرا نیروهای نظامی ما هنگام جنگ نتوانست مقاومت بكند؟ حضرت امام شما را در اول اسفند ۱۳۵۸ به فرماندهی كل قوا برگزیدند. در اول مهرماه ۱۳۵۹ یعنی هفت‌ماه تمام بعد از فرماندهی كل قوای شما جنگ شروع شد. در این هفت‌ماه شما چه كردید؟ چرا ارتش را مرمت نكردید؟ چرا نظامیان را آموزش ندادید؟»۱۰

عامل دیگری كه نقش آن در سقوط خرمشهر مهم می‌نماید، «استراتژی جنگی اشتباه» بود. بنی‌صدر به‌عنوان فرمانده‌ی كل قوا وقت، معتقد به استراتژی جنگی اشكانیان -دادن زمین و گرفتن زمان، كشاندن دشمن به داخل و محاصره و سپس نابود كردن او- بود. انتخاب این استراتژی در از دست دادن خرمشهر و خسارات و تلفات ناشی از آن بسیار تأثیرگذار بود.

عامل دیگر، «نگاه نادرست بنی‌صدر به نیروهای مردمی و انقلابی» نسبت به بكارگیری آن‌ها بود. آیت‌الله خامنه‌ای در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۱۴ خرداد ۱۳۶۱ دلیل خونین‌شهر شدن خرمشهر را این‌گونه توضیح می‌دهند: «مسئولان خیانت‌كار، آنهایى كه سررشته‌ى امور در جنگ صددرصد به دست و تدبیر آنها بود، حاضر نبودند براى نیروهاى جنگنده‌ى مردمى اعتبارى قائل بشوند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، این نیروى جان بركف، سال گذشته از طرف آن فرارى نگون‌بخت و همكاران و هم‌فكرانش جدى گرفته نمى‌شد. این بود كه خود را از یك نیروى عظیم محروم كرده بودند.»

عزل بنی‌صدر و اثربخشی استراتژی جدید
با عزل بنی‌صدر و كنار گذاشته شدن او از صحنه‌ی سیاسی و نظامی كشور، گویی مانعی بزرگ برای پیشرفت كار جنگ و كشور از سر راه ملت ایران برداشته شد. استراتژی جنگ تغییر كرد و بركات استراتژی جدید به‌زودی خود را نشان داد. عملیات ثامن‌الائمه» و شكسته‌شدن حصر آبادان در ۵ مهر ۱۳۶۰ نخستین ثمرات استراتژی جدید بود. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای كه در آن زمان نماینده‌ی امام رحمه‌الله در شورای عالی دفاع بودند، دلیل موفقیت استراتژی جدید را این‌چنین می‌گویند: «تا قبل از عملیات ثامن‌الائمه نیروهای مردمی به كار گرفته نمی‌شد. یعنی از بسیج و سپاه در عملیات به صورت كامل خبری نبود و سپاه امكانات نداشت و گذشته از این، مسئولان نظامی حاضر نبودند حتی سپاه را در حیطه‌ی كار نظامی راه بدهند.»۱۱

صوت: اولویت محاسبات الهی در نظر امام

پس از انجام عملیات فتح‌المبین در ۲ فروردین ۱۳۶۱، در حالی كه قوای ارتش عراق در منطقه‌ی عمومی خرمشهر تقویت می‌شد، به تمام یگان‌های تحت امر قرارگاه مركزی كربلا دستور داده شد به شناسایی و طراحی عملیات بپردازند. بر این اساس عملیات «بیت‌المقدس» با هدف آزادسازی ۵۴۰۰ كیلومتر از خاك كشورمان و از جمله شهر خرمشهر طراحی گردید.

حفظ خرمشهر برای ارتش عراق اهمیت حیاتی داشت. فرماندهان عراقی به خوبی می‌دانستند كه از دست دادن خرمشهر به معنای تغییر معادلات جنگ خواهد بود. بنابراین تمام تلاش خود را برای حفظ این نقطه به عمل آوردند و نیروها و امكانات خود را به‌طرز قابل توجهی افزایش دادند.

عملیات بیت‌المقدس در تاریخ دهم اردیبهشت آغاز و تا سوم خرداد ادامه یافت. در ساعت ۱۱ صبح روز سوم خرداد در حالی كه درگیری شدیدی بین قوای ایرانی و نیروهای عراقی در شمال نهر خین جریان داشت، رزمندگان ایرانی از جناح غرب وارد شهر شدند. در ساعت ۱۲ قوای ایران از سمت شمال و شرق وارد شهر شدند و نیروهای متجاوز بعثی كه ۲۴ ساعت در محاصره‌ی كامل قرار داشتند، راهی جز اسارت یا فرار و یا كشته‌شدن نداشتند. بدین جهت واحدهای عراقی گروه گروه به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. حضرت آیت‌الله خامنه‌ای آن ساعات را این‌گونه توصیف می‌كنند: «روز سوم خرداد، همان ساعت اولى كه رزمندگان ما خرمشهر را گرفته بودند، مرحوم شهید صیاد شیرازى به من تلفن كرد -بنده آن وقت رئیس جمهور بودم- و گزارش اوضاع جبهه را مى‌داد. مى‌گفت الان هزاران سرباز و افسر عراقى صف بسته‌اند، براى این‌كه بیایند ما دستهایشان را ببندیم و اسیر شوند!»۱۲

در ساعت ۲ بعدازظهر، خرمشهر به‌طور كامل آزاد شد و پرچم پُرافتخار جمهوری اسلامی ایران برفراز «مسجد جامع» و پل تخریب شده‌ی خرمشهر به اهتزاز درآمد. خبر آزادسازی خرمشهر به سرعت در همه‌جا طنین افكند و مردم ایران اسلامی را غرق در شادی كرد. مردم به خیابان‌ها ریختند، به جشن و شادی پرداختند و در پایان آن روز نماز شكر را در مساجد به‌جای آورده و با فرارسیدن شب به یمن این پیروزی، بر پشت‌بام‌ها ندای «الله‌اكبر» سردادند.

این پیروزی نگاه جهانیان را به انقلاب اسلامی ایران تغییر داد. كسانی كه تا آن روز به‌دنبال فروپاشی انقلاب تازه متولدشده‌ی اسلامی در ایران بودند، پس از فتح خرمشهر تغییرات و تردیدهای بسیاری در باورشان ایجاد شد. نقل خاطره‌ای از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای كه آن زمان رئیس‌جمهور بودند، این نكته را نشان می‌دهد: «خرمشهر وقتى آزاد شد ... خیلى كار عظیمى بود؛ هم از لحاظ سیاسى مهم بود، هم از لحاظ نظامى بسیار پیچیده و مهم بود، هم از لحاظ اجتماعى و نگاه عمومى و دل مردم، چقدر مهم بود و تأثیر داشت. از همه جهت كار عظیمى بود. همه، از جاهاى مختلف آمدند.»۱۳ «اوایل ریاست جمهورى بنده بود. یك هیأت جهانى به ایران آمد و رئیس آن -قریب به این مضمون- به من گفت: امروز در دنیا وضع شما با یك سال پیش از زمین تا آسمان تفاوت كرده است.»۱۴

رمز پیروزی
چرایی دلایل پیروزی و موفقیت ملت ایران در بازپس‌گیری خرمشهر، را رهبر معظم انقلاب این‌گونه بیان می‌كنند: «عملیات بیت‌المقدّس و عملیات عظیمى كه در آن روزها اتّفاق افتاد، كار پیچیده عظیمى بود كه از دو عامل تركیب شده بود: عامل اوّل، دانش نظامى و قوّت فرماندهى و هوشیارى و استعداد جوانان مؤمن ما بود ... عامل دوم كه از عامل اوّل مهمتر است، نیروى ایمان و شجاعت ناشى از قوّت ایمان رزمندگان و مردم و جوانان بود؛ یعنى عشق ایمانى -نه عشق حیوانى، نه عشق مادّى، نه عشق به چیزهاى خُرد و حقیر- عشق به ارزشها؛ عشق به آرمانهاى الهى و اسلامى. همان چیزى كه كشته شدن در راه خدا را براى كسى كه چنین عشقى را دارد، شیرین مى‌كند.»۱۵

رهبر معظم انقلاب در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۱۴ خرداد ۱۳۶۱ دلیل دیگر فتح خرمشهر را استفاده‌ی مسئولان از نیروهای مردمی و انقلابی و حضور آنان در صحنه دانسته‌اند: «امروز ما در مقابل قوى‌ترین قدرت‌هاى عالم، یعنى در مقابل آمریكا، احساس قدرت مى‌كنیم. علت این احساس قدرت این است كه شما هستید. یعنى یك نیروى لایزال و تمام نشدنى. اگر شما بى‌تفاوت بودید، اگر به جنگ و صلح و انفاق و آباد كردن و عمران و سازندگى بى‌اعتنا بودید، قطعاً هیچكس نمى‌توانست از مسئولان ادعا كند كه در مقابل این تهاجم عظیم همه‌جانبه‌اى كه امروز از طرف قدرت‌هاى بزرگ به ما مى‌شود، قابل تحمل است.»

به نظر می‌رسد كه مهم‌ترین دلیل كه حتی در دلایل فوق نیز ساری و جاری است، ایمان به صدق وعده‌های الهی است. «خداى متعال چقدر وعده كرده است به مؤمنین؛ وعده‌‌ى نصرت، وعده‌‌ى هدایت، وعده‌‌ى تعلیم؛ «و اتقوا الله و یعلمكم الله»، وعده‌‌ى حفظ و صیانت، وعده‌‌ى كمك در امور دنیا؛ این همه خداى متعال به ما وعده كرده. البته این وعده‌‌ها مطلق نیست؛ شروطى دارد، شروطش هم خیلى شروط دشوارى نیست، از دست ماها برمى‌‌آید. دلیلش هم این است كه جاهائى كه به این شروط عمل كردیم، خداى متعال به ما كمك كرد؛ نمونه‌‌اش جنگ تحمیلى. شما جوانهائى كه دوران جنگ تحمیلى را درك نكردید، بدانید؛ آن روزى كه جنگ تحمیلى شروع شد، همه‌‌ى صاحبنظران، همه‌‌ى تحلیلگران، همه‌‌ى نخبگان به طور قاطع مى‌گفتند صدام در این جنگ پیروز است و ایران شكست‌‌خورده است؛ جز یك عده‌‌ى معدودى، آن كسانى كه به نگاه اسلامى و ایمانى اعتقاد داشتند -نگاه امام به حوادث- آن‌ها نه، آن‌ها در دلشان امیدى بود؛ حالا كم یا زیاد؛ بعضى كورسوى امیدى بود، بعضى نه، دلشان روشن بود.»۱۶

ایمان به وعده‌های الهی كه از نظر رهبر انقلاب اسلامی اعتقاد به آن از اولویت‌های تصمیم‌گیری‌های امام خمینی رحمه‌الله بوده است، سال‌های سال است كه صدق تحققش را به ما نشان می‌دهد. از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گرفته تا جنگ تحمیلی و پس از آن تا امروز كه هنوز درگیر برنامه‌ها و سنگ‌اندازی‌های نظام سلطه هستیم. باید مراقب باشیم تا اولاً این وعده‌‌ی نصرت الهی را فراموش نكنیم و مانند تمامی این سی‌وچند سال به آن اعتماد كنیم و در ثانی مراقب تلاش دشمن برای كوچك‌انگاری وعده‌های الهی در فكر و ذهن خودمان باشیم. دشمن زمانی می‌تواند محاسبات ما را تغییر دهد كه توانسته باشد در نحوه‌ی محاسبات ما تغییر ایجاد كند.

هنوز در حال رفتنیم و «وعده‌‌ى دوم هنوز باقى است. وعده‌‌ى دوم این است: «و لقد كتبنا فی الزبور من بعد الذكر ان الارض یرثها عبادى الصالحون» یعنى این پرچم توحید و اسلام و ایمان، این پرچم ایستادگى در مقابل ظلم و جور از هركس و هرجاى عالم، این پرچم استقلال ملتها در مقابل قدرتهاى زورگوى عالم، باید در سرتاسر جهان و به عنوان مركز امید همه‌‌ى مستضعفان عالم، به اهتزاز در بیایید.»۱۷ «آیا این مجاهدت اثر دارد؟ آیا به نتیجه مى‌رسد؟ بله. دلیل؛ سوم خرداد. دلیل؛ فتح خرمشهر.»۱۸

پی‌نوشت‌ها:
۱. درودیان، محمد، ۱۳۸۵، آغاز تا پایان، تهران، مركز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
۲. منبع پیشین
۳. بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا، ۸۳/۳/۱
۴. شانكی، مریم، ۱۳۸۶، در كوچه‌های خرمشهر، تهران، سوره‌ مهر
۵. حسینی، سیده اعظم، ۱۳۸۸، دا، تهران، سوره مهر
۶. شانكی، مریم، ۱۳۸۶، در كوچه‌های خرمشهر، تهران، سوره‌ مهر
۷. بیانات در خطبه‌‌هاى نمازجمعه، ۸۲/۱/۲۲
۸. بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا، ۸۴/۳/۳
۹. درودیان، محمد، ۱۳۸۵، آغاز تا پایان، تهران، مركز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
۱۰. بیانات در دیدار اعضاى هیئت دولت، ۸۸/۶/۱۸
۱۱. درودیان، محمد، ۱۳۸۵، آغاز تا پایان، تهران، مركز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
۱۲. بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا، ۸۴/۳/۳
۱۳. بیانات در دیدار اعضاى هیئت دولت، ۸۸/۶/۱۸
۱۴. بیانات در دیدار جمعی از دانش‌آموزان، ۸۲/۶/۲۶
۱۵. بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا، ۷۸/۳/۳
۱۶. بیانات در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى‌امر، ۸۸/۵/۵
۱۷. بیانات در جمع كثیری از آزادگان، ۶۹/۶/۲۶
۱۸. بیانات در دیدار جمعی از ایثارگران و خانواده‌های شهدا، ۸۴/۳/۳

نویسنده: احسان احمدی۱۳۹۲/۰۳/۰۳
http://farsi.khamenei.ir/others-note?id=22679

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .