دفاع مقدس تجسم عيني مديريت انقلابي در شرايط دشوار است

على حيدرى -عليرضا جلاليان
مردمي كردن اقتصاد در كنار واقعي كردن نيازهاي جنگ و انتخاب الگوي جنگ بر اساس واقعيت هاي اقتصادي و استفاده از عمليات هاي بازدارنده براي استمرار صادرات نفت از جمله استراتژي ها، براي عبور از تحريم در دوران دفاع مقدس بود. همين الگوها براي امروز قابل استفاده است. امروز يكي از عناصر اصلي ...

اختصاصی بصیرت:

¤ به عنوان اولين سؤال درباره نقاط اشتراك دوران دفاع مقدس (جنگ سخت) با شرايط فعلي (جنگ نرم) توضيح بفرماييد.

اول تشكر مي كنم كه در موضوع دفاع مقدس به يك سطح كلان و استراتژيك آن پرداختيد. به هر حال دفاع مقدس يكي از واقعه هاي مهم تاريخ سياسي انقلاب اسلامي و كشور جمهوري اسلامي ايران است و يك مقطع تأثيرگذار و سرنوشت ساز، هم در روند تحولات كشور ما و هم در تعيين مسير تحولات منطقه غرب آسيا و به نوعي جهان اسلام. همان طوري كه دفاع مقدس يكي از پديده هاي شكل يافته تحت تأثير وقوع انقلاب اسلامي است كه در اثر بر هم خوردن موازنه قواي جهاني در دوره جنگ سرد و يك تأثير ويرانگر در استراتژي قدرت هاي مسلطي مانند آمريكا به وقوع پيوسته، حوادث سرنوشت ساز پس از دفاع مقدس هم در سطح منطقه غرب آسيا و جهان اسلام از تأثيرات دفاع مقدس بوده است. بنابراين مطالعه دفاع مقدس به عنوان مبدأ يك تاريخ سياسي جديد در جهان اسلام و جمهوري اسلامي ايران و منطقه خليج فارس و غرب آسيا فقط ضرورتاً مطالعه تاريخ نيست، بلكه مطالعه حادثه اي است كه دامنه تأثير زماني بسيار طولاني دارد و تا افق ها و چشم اندازهاي نامعيني هنوز اين حادثه در بستر زمان با تأثيرات و پيامدهاي خودش جاري است و تجربيات حاصله از آن براي مديريت جامعه در شرايط بحران و جنگ كماكان ارزشمند و قابل استفاده است و مي توان به عنوان يك الگو و مدل ماندگار براي اداره يك جامعه انقلابي در شرايط جنگ و بحران در فضاي نابرابر قدرت تحت تأثير تحريم اقتصادي و انزواي سياسي تلقي شود. بنابراين من فكر مي كنم كه از اين جهت كه دفاع مقدس مدل مجسم مديريت جامعه انقلابي در شرايط بحراني و سخت است، براي ما يك ارزش فوق العاده دارد. يك پديده زنده يك مطالعه كاملاً ارزشي و كاربردي تلقي مي شود، اما در مورد نقاط اشتراك دوران دفاع مقدس كه ما در شرايط جنگ نظامي خارجي با يك مقياس جهاني قرار گرفتيم با امروز كه در شرايط يك نبرد نرم همه جانبه باز هم با يك مقياس جهاني قرار گرفته ايم،

اولين نكته اين است كه مقياس هر دوي اين درگيري ها جهاني است. يعني آن زماني كه ما در دفاع مقدس در يك نبرد بزرگ نظامي خارجي قرار داشتيم، مجبور بوديم با يك آرايه اي جهاني از قدرت بجنگيم به اين شكل كه حتي با توجه به اينكه ما در فضاي دوقطبي جنگ سرد در حال نبرد بوديم، آرايش سياسي و نظامي و اقتصادي و رواني كه عليه ما شكل گرفته بود، كاملاً متفاوت و متضاد با آرايش سياسي در دوران جنگ سرد بود. به اين معنا كه آمريكا و شوروي كه در دوران دوقطبي جنگ سرد در همه حوادث در مقابل هم مي ايستادند و جنگ هاي آن دوره به شكل جنگ هاي نيابتي يك مدلي تنزل يافته از رقابت اين دو ابرقدرت بود، اما در حادثه انقلاب اسلامي و دفاع مقدس آمريكا،شوروي و متحدان آنها، چه متحدان اروپايي و چه متحدان منطقه اي،دقيقاً در پديده جنگ و دفاع مقدس همه حامي صدام و در مقابل ما قرار داشتند. يعني از هيچ يك از امتيازات توازن قواي دوقطبي جنگ سرد در دفاع مقدس بهره نبرديم. بلكه در جهت عكس عمل كرد. بنابراين مقياس درگيري، كاملاً جهاني بود. اگر چه در خط مقدم جبهه نبرد ارتش بعث عراق در مقابل ما قرار داشت، اما عمق استراتژيك اين صحنه از جهت سياسي، اقتصادي، تسليحاتي، عمليات رواني و اجماع سياسي بين المللي كاملاً همه قدرت هاي جهاني و منطقه اي شكل مي دادند، پشتيباني مي كردند و مديريت مي كردند. لذا اينكه شما مي بينيد كشورهاي عربي به صدام حدود 80 ميليارد دلار كمك مالي بلاعوض كردند يا عوايد نفتي منطقه بي طرف بين كويت و عربستان را كه روزانه 500 هزار بشكه بود به عراق اختصاص دادند يا آمريكايي ها تحت عمليات «استانچ» ما را در تحريم تسليحاتي و اقتصادي گسترده اي قرار داده بودند يا اجازه صدور آسان نفت را به ما نمي دادند و يا اينكه حمايت هاي اطلاعاتي وسيعي را آمريكايي ها به شكل زنده و با استفاده از تصاوير و داده هاي ماهواره اي در اختيار عراق قرار مي دادند، يا اينكه نهادهاي بين المللي همه را بسيج مي كردند براي اينكه حمايت سياسي همه جانبه اي از عراق به عمل آورند و يا اينكه شوروي ماشين جنگي ارتش عراق را به شكل بسيار شگفت انگيزي تقويت مي كرد، اروپايي ها به عراق تسليحات غيرمتعارف مي دادند، يا حتي انگليسي ها و روس ها آرايش جبهه دفاعي عراق را طراحي مي كردند و يك تلاش به هم پيوسته جهاني عليه ما شكل گرفته بود تا مانع از پيروزي ما بر عراق در اين جنگ بشوند و در حقيقت جمهوري اسلامي ايران و انقلاب اسلامي را در داخل مرزهايش با ناكارآمدي براي عبور از اين بحران جهاني معرفي كنند، همه اينها نشان دهنده عمق جهاني و مقياس جهاني جنگي بود كه عليه جمهوري اسلامي ايران طي هشت سال تحميل شد. امروز هم در جنگ نرم شما به هم پيوستگي قدرت هاي منطقه اي، اروپايي و آمريكا را در يك جبهه به هم پيوسته جهاني مي بينيد. تحريم اقتصادي يكي از جلوه هاي مهم جنگ نرم است، يعني براي فلج كردن حيات اقتصادي كشور ما يك نبرد اقتصادي جهاني عليه ما شكل گرفته است. تلاش براي انزواي سياسي جمهوري اسلامي ايران در سطح بين المللي كه توسط جبهه غرب تعقيب مي شود و حتي دنياي شرق را تحت تأثير اين پديده قرار دادند. اين هم يكي از اين دامنه هاي وسيع جنگ نرم عليه جمهوري اسلامي ايران است.اعمال يك نبرد و تهاجم همه جانبه فرهنگي به مباني اعتقادي، ارزش هاي انقلابي، اسلامي و ملي ما و تلاش براي نفوذ به تمام زيربناها و اركان فرهنگي جامعه ما تلاش گسترده براي جلوگيري از پيشرفت هاي علمي، مقابله با نهضت نرم افزاري و رشد علمي، به شكلي كه حتي فرهيختگان و دانشمندان علمي ما در خيابان هاي شهرهاي ما مورد ترور و شهادت ناجوانمردانه دستگاه هاي اطلاعاتي آنها قرار مي گيرند، همه اينها نشان دهنده مقياس وسيع بين المللي يك نبرد نرم عليه جمهوري اسلامي ايران است. بنابراين اولين وجه اشتراك اين است كه اولاً نسبت دنياي غرب و متحدان منطقه اي آنها با ما هنوز با ماهيت جنگ توصيف مي شود. يعني رابطه اي كه آنها با ما در دنياي جديد برقرار كردند از نوع تهاجم است، از نوع جنگ است. تنها به دليل تحولاتي كه اساساً عرصه تعاملات و مبادلات جهاني را تغيير داده، امروز دنياي غرب ترجيحاً مدل برخورد نرم را كارآمدتر از مدل برخورد سخت مي داند و آنها تصور مي كنند كه اگر يك جنگ همه جانبه، سياسي، رواني، اقتصادي، فرهنگي و علمي را عليه ما مديريت كنند، بهتر مي توانند به هدف هاي خودشان در موضوع محدودسازي قدرت و ناكارآمدسازي نظام ما به عنوان يك الگوي موفق يك نظام ديني مردم سالار جلوگيري كنند.

يك وجه اشتراك ديگر اين دوره با دوران دفاع مقدس اين است كه آن شور انقلابي و شعور و آگاهي سياسي و اجتماعي و فرهنگي و آن حرارت ديني و پايبندي و استحكام جامعه ما و اتصال شان به منبع توليد حكمت و تدبير، يعني، رهبري عظيم الشأن انقلاب و نظام همانند دوران دفاع مقدس حتي مستحكم تر از آن همچنان وجود دارد. يعني در دوران دفاع مقدس ما از يك سرمايه اجتماعي آگاه پرشور با شعور، مومن، متعهد، وفادار برخوردار بوديم. از يك نسل جوان، فداكار، خطرپذير و آگاه و امروز از يك سرمايه اجتماعي به مراتب آگاه تر، كارآزموده تر و معتقدتر و با شناخت عميق تر نسبت به دشمن روبه رو هستيم. بنابراين، اين هم از يكي از اشتراكات اين دوره است و نكته بعدي اين است كه محوريت آرايش سياسي اين دو جبهه كماكان تغيير خاصي نكرده است. محور جبهه انقلاب در دوران دفاع مقدس، ايران اسلامي بود و محور اساسي جبهه استكبار در همان دوران آمريكا بود. امروز هم همين محوريت و اين فضاي دوقطبي جاري است. نقطه اشتراك ديگر اينكه، آرمان هاي نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران همچنان با همان مشخصات انقلابي دوران اوليه باقي است. يعني؛ استقلال، آزادي، حفظ ارزش هاي اسلامي، حفظ نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران با همان چارچوب ها و قالب ها و محتواهاي اوليه و اصيل خود، حمايت از ملت هاي مسلمان و مستضعف در مبارزه با استكبار و استعمار براي آزاديخواهي، حمايت از نهضت فلسطين و آرمان قدس در مقابل رژيم صهيونيستي و ... همه اين آرمان ها كاملاً به قوت خود باقي است. از سوي ديگر، دنياي استكبار هم همچنان بر آرمان ها و روياهاي خود باقي است.

يعني آنها هم به دنبال يك نظام نوين جهاني با محوريت مديريت خودشان هستند. همچنان دنبال تصرف سياسي سرزمين هاي اسلامي هستند و نمي خواهند از آن روش و منش سنتي حاكميت بر ملت هاي ديگر دست بردارند و اين نزاع آرماني كه همواره در يك سطح عملياتي خود را در اشكال گوناگون نشان مي دهد، جزء مشخصه هاي مشترك اين دوره با آن دوره است.

¤ نقاط افتراق اين دو دوره در چه چيزهايي است؟

اما درباره افتراق اين دوره، به نظر من نقاط افتراق متعددي وجود دارد كه شرايط فعلي را از شرايط دوران دفاع مقدس متمايز مي كند. يكي از آن نقاط، تغيير اساسي اي است كه در نقشه ژئوپليتيك قدرت در جهان اتفاق افتاده و اين تغيير، در سيماي ژئوپليتيك، جهاني هم در سطح قدرت هاي بزرگ و هم در سطح منطقه اي اتفاق افتاده است و اين تغيير ژئوپليتيك، تأثيرات تعيين كننده اي را در روند تحولات سياسي در نقاط مختلف دنيا، به ويژه در نقاط كانوني تحولي، يعني منطقه جهان اسلام و به ويژه در منطقه اي كه جمهوري اسلامي ايران قرار دارد. از خود به جاي گذاشته است. اول اينكه، مدل توزيع دو قطبي دوران جنگ سرد به پايان رسيده و در حقيقت مي شود گفت كه آن دوران دوقطبي جنگ سرد به يك دوران دوقطبي جديد كه در آن انقلاب اسلامي و دنياي استكبار در حال يك نبرد عظيم هستند، تبديل شده و تغيير موقعيت داده است. يعني ما امروز در يك فضاي ژئوپليتيك جديد جهاني به سر مي بريم كه الگوهاي توزيع قدرت جهاني متفاوت از گذشته شده اند. معمولاً همواره منازعات اساسي در عالم در امتداد اين گسل هاي ژئوپليتيك اتفاق مي افتد. يعني شما اگر دقت بفرماييد در دوره جنگ سرد نزاع اصلي و اساسي بين آمريكا و شوروي بود و اين نزاع از نظر عملياتي در خطوط تماس منطقه اي نائبان اين دو قدرت اتفاق مي افتاد. ولي همه آنها تصويري بودند از رقابت بزرگ تر. امروز شما مشاهده مي كنيد كه درگيري ها بين مسلمان ها و دنياي غرب به رهبري آمريكا و رژيم صهيونيستي به عنوان سرپل منطقه اي آنها دارد اتفاق مي افتد و از حدود سي سال گذشته به اين سو همه درگيري هاي بزرگ جهان در اين منطقه اتفاق افتاده است. اين نشان مي دهد كه الگوي تقابل قدرت هاي بزرگ در اينجا شكل گرفته، پس ما در حقيقت در زمينه و بستر يك سطح وسيعي از ژئوپليتيك جديد در حال درگيري با دشمنان مان هستيم و شما ملاحظه مي كنيد كه در اين منطقه شاهد تحولات و تغييرات عمده سياسي و پيدايش نظام هاي سياسي جديد هستيم كه نظام هاي سياسي جديد به عناصر اصلي انقلاب اسلامي نزديك تر هستند. يعني مانند اينكه انقلاب اسلامي در حال ايجاد يك منطقه ژئوپليتيك يكپارچه عليه دنياي غرب است و اين امروز چارچوب منازعات منطقه و جهان را دارد شكل مي دهد. بنابراين مفهوم آن، اين است كه توازن قوا بين انقلاب اسلامي و دنياي غرب در حال متحول شدن است و شتاب اين تحول در موازنه قوا خيلي سريع است و جهت گيري اصلي بر هم خوردن اين توازن به نفع دنياي اسلام است، يعني از يك سو شاهد افول قدرت سياسي و اقتصادي دنياي غرب هستيم كه اين تفاوتي است با گذشته. در گذشته قدرت اقتصادي و سياسي دنياي غرب در حال تصعيد بود، اما امروز در حال نزول است. اين يك اتفاق متفاوتي از دوران گذشته است. نكته ديگري كه ما بايد به آن اشاره كنيم اين است كه در تجربيات امروز ما نسبت به گذشته تغييرات بسيار اساسي اتفاق افتاده ما جنگ و دفاع مقدس را در نقطه آغاز تولد انقلاب و در هر حوزه اي در مبدأ آن حوزه اداره كرديم، يعني ما از نظر سياسي فاقد تجربه اداره حكومت تحت يك بحران بوديم. وقتي وارد جنگ شديم هنوز نظام سياسي ما كاملاً مستقر نشده بود، يعني هنوز تعادل سياسي در جامعه ما برقرار نبود. آن موقع ما به دليل قرار گرفتن در موقعيت انتقال قدرت از نظر نظامي فاقد ساختارهاي كافي براي ورود به يك جنگ خارجي بوديم. در كشور ما هيچ چيزي براي يك جنگ خارجي به جز شور و حرارت انقلابي و يك پتانسيل عظيم اجتماعي و يك رهبري نيرومند و قدرتمند به نام امام راحل عظيم الشأن وجود نداشت. از نظر اقتصادي كشور ما ابداً آماده ورود به يك جنگ خارجي نبود. يعني نه زيرساخت هاي نظام ما نه زيرساخت هاي اقتصادي نه تجربيات ما و نه حجم و اندازه نيروهاي دفاعي ما و نه تجربه مسئولان سياسي جامعه ما براي ورود به يك جنگ با اين مقياس ابداً آماده نبود، يعني ما در نقطه آغاز تثبيت يك نظام سياسي بوديم. شرايط امنيتي داخلي ما نامتعادل بود با بحران هاي تجزيه طلبي در مناطق مختلف مرزي كشور در جنوب غرب، در شمال غرب و در جاهاي ديگر مواجه بوديم. اما امروز ما از يك تجربه نبرد پيوسته 34 ساله با انواع مختلف سناريوها مواجه بوديم كه توانسته ايم از كمند انواع مختلف طراحي هاي راهبردي و انواع مختلف نزاع هاي طولاني مدت سخت و نرم عبور كنيم و بنابراين تجربه بسيار ژرف و عميق و منحصر به فرد و وسيعي براي اداره جامعه در شرايط سخت داريم. امروز ما تجربه هشت سال دفاع مقدسي را داريم كه در نقطه شروع تجربه يك روز آن را هم نداشتيم. ما تجربه عبور از تحريم اقتصادي را در اختيار داريم كه آن روز هرگز اين تجربه در اختيارمان نبود. ما با انواع مختلف سناريوهاي دشمن مواجهه عملياتي داشتيم و خوشبختانه تمام اينها را با موفقيت پشت سر گذاشتيم. نكته بعدي اينكه دامنه قدرت آن روز ما براي مواجهه با دشمنان به درون مرزهاي جغرافيايي خود مان محدود مي شد ولي امروز شعاع عمل امنيت ملي ما هزاران كيلومتر از مرزهاي جغرافيايي ما فاصله گرفته است. ما امروز داراي يك قدرت بازدارنده راهبردي هستيم.در شقوق مختلف ما از پشتوانه عظيمي از افكار عمومي در جهان اسلام برخوردار هستيم كه اينها به عنوان اعماق راهبردي حمايت هاي رواني و سياسي ما عمل مي كنند. ما امروز مي توانيم در مناطق دوردست عليه منافع حياتي دشمن عمل كنيم. امروز برد موشك هاي ما تمام پايگاه هاي دشمنان ما در منطقه را با هر حجم دلخواهي و با دقت بالا و با قدرت تخريب دلخواه مان مي تواند مورد اصابت قرار دهد، ما امروز مديريت هوشمندانه امنيت انرژي از خليج فارس براي كل عالم را در اختيار داريم، يعني تسلط ما در امنيت جريان انرژي، تجارت در منطقه راهبردي خليج فارس كه منبع اصلي انرژي جهاني است. امروز با آن روز بسيار متفاوت است. شما امروز شاهد يك نيروي دريايي قدرتمندي هم در سطح ارتش جمهوري اسلامي ايران هستيد و هم در سطح سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه قادر هستند در تمام پهنه دريا و در شعاع هاي راهبردي و عملياتي از منافع حياتي ما محافظت كنند و امنيت انرژي را در كنترل گيرند. اين يك مفهوم بسيار وسيعي از قدرت بازدارندگي ما را به ما مي دهد. ما امروز اشراف اطلاعاتي راهبردي در سطح منطقه و در آن شعاع اطلاعاتي مورد نياز خودمان را در اختيار داريم كه اين اشراف اطلاعاتي بر پايه فناوري هاي نوين اطلاعاتي ماست و ما امروز در سطح توليد قدرت ابداً متكي به هيچ يك از قدرت هاي خارجي نيستيم؛ اين يكي از تفاوت هاي اساسي ماست. ما اگر آن موقع تمام سامانه هاي تسليحاتي مان غربي بودند و در حقيقت در ابتداي وقوع جنگ هيچ گونه زيرساختي براي توليد و توسعه قدرت تسليحاتي نداشتيم، امروز مجبور شده ايم كه تمام اجزاي قدرت دفاعي و تهاجمي و بازدارنده خود را در داخل توليد كنيم و قدرت توليد سيستم هاي سلاح و تجهيزات ما در تمام جنبه هاي اساسي به شكل پيشرفته با فناوري هاي جديد كاملاً در اختيار ماست و دانش هاي بومي و فناوري هاي بومي و ملي ما امروز هم در سازمان هاي تحقيقاتي نيروهاي مسلح و هم فراتر از نيروهاي مسلح در سطوح تحقيقاتي غيرنظامي و هم در سازمان هاي تسليحاتي و تحقيقاتي و توليدي وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح به شكل گسترده اي در اختيار است.

نكته بعدي تفاوت در وضعيت اقتصادي ماست. ما در دوران دفاع مقدس فقط با تكيه بر منابع حاصل از نفت مي جنگيديم و به دليل اينكه آن موقع قدرت نظامي ما به اندازه كافي نبود به خصوص در اوايل جنگ، بتوانيم عمليات هاي مقابله به مثل را در يك سطح كاملاً بازدارنده انجام دهيم، همواره سامانه هاي نفتي ما اعم از مراكز توليد و انتقال و توزيع و بارگيري و همين طور نفتكش ها و كشتي هاي تجاري ما مورد اصابت قرار مي گرفت به همين دليل ما وقتي كه از سال 1364 به بعد ابتدا ارتش و از اوايل سال 1366 نيروي دريايي سپاه به همراه برادران ارتش وارد حوزه مقابله به مثل ها شدند و توانستند با متوازن كردن جنگ نفتكش ها آن جنگ را هم به خوبي مديريت كنند؛ اما در هر صورت ما با كاهش صادرات نفت و در كنار آن كاهش قيمت نفت روبه رو بوديم و اقتصاد جنگي ما كاملاً متكي بر نفت بود و اين يك اقتصاد جنگي آسيب پذير بود. اما امروز ما به تدريج از اقتصاد متكي بر نفت فاصله گرفتيم. امروز ما در سطح محصولات كشاورزي عموماً به خودكفايي رسيديم حتي صادر كننده اين محصولات هستيم. در حالي كه آن روز ما واردكننده تمام محصولات كشاورزي بوديم و قوت روزانه مردم ما بدون تكيه بر تجارت و واردات از كشورهاي ديگر ممكن نبود، اما امروز ما در زمينه هاي متعددي به دليل قرار گرفتن در حصر اقتصادي به خودكفايي اقتصادي رسيديم. يعني ما از مرز نگراني اقتصادي سال هاي اوليه انقلاب واقعاً عبور كرديم. امروز ديگر تأمين مايحتاج اوليه مردم دغدغه و مشكل ما نيست. اقتصاد ما امروز اقتصادي است مركب از نفت و اقتصاد غيرنفتي و وزن اقتصاد غير نفتي ما امروز در توليد ناخالص داخلي ما نسبت به آن دوره وزن بسيار بالايي است و اين يعني، آستانه تحمل ما در تحريم هاي اقتصادي امروز نسبت به آن روز بسيار گسترش پيدا كرده است. چيزي كه در هر صورت مهم است و وابستگي آن روز اقتصاد جهاني نسبت به امروز خيلي كم بود. آن روز ما مطلقاً به اقتصاد جهاني وابسته بوديم و امروز اقتصاد جهاني هم نيازمند تعامل با جمهوري اسلامي است و به همين دليل است كه ملاحظه مي كنيد كه هرچه حلقه هاي تحريم اقتصادي را تنگ تر مي كنند، ولي باز هم به دليل نياز شديد بسياري از كشورها به تعامل اقتصادي با ما، اين محاصره و تحريم به شكل مطلق آن ممكن نيست. شما امروز ملاحظه مي كنيد كه كشورها فرجه هاي زماني مي گيرند براي ناديده گرفتن شرايط تحريم اقتصادي براي برقراري متعامل با ما. اين موضوعي است كه واقعاً امروز توانسته ايفاي نقش كند. نكته بعدي هم اين است كه ما شناخت عميق تري به دشمن نسبت به گذشته پيدا كرديم. دشمن ما در جنگ هاي مختلفي، حجم قدرت خود را نشان داده، هم در دفاع مقدس ما با بخش هايي از قدرت دشمنان بزرگ درگير شديم و آن هيمنه واقعي قدرت استكبار از درون پوسته عمليات رواني آنها بيرون آمد و حجم واقعي اين قدرت براي ما شناسايي شد؛ يعني اعتماد به نفس امروز ملت ايران و حتي ملت هاي ديگر در مقابل عملكرد و اثربخشي واقعي قدرت نظامي آمريكا، نسبت به گذشته خيلي متفاوت است. ما در بحران هاي وسيعي مجبور شديم كه ميدان بازي را در اختيار بگيريم و متوجه شديم كه دشمنان ما بيش از آنكه قدرت داشته باشند، از آوازه و ارعاب قدرت شان استفاده مي كنند، يعني تأثير رواني قدرت دشمنان ما بسيار بيشتر از اثر فيزيكي و رواني آن است. ولي اين تجربيات سال هاي اخير به ما نشان داد كه دشمن كارآيي اش چقدر است و اين براي ما اهميت داشت. اين به هر حال تفاوت هايي است كه امروز نسبت به گذشته وجود دارد.

¤ استراتژي كلي نظام براي عبور از تحريم اقتصادي در كنار اداره جنگ چه بود؟

ما در شرايط بسيار سختي وارد جنگ شديم؛ به خصوص شرايط سخت اقتصادي، دلايل آن هم اين بود كه ما وارث ركود اقتصادي سال 1356 در كشور بوديم، يعني وارث يك اقتصاد كاملاً وابسته غيرخودكفا، تك محصولي متكي بر نفت و علاوه بر اينها در فرايند يك تحريم اقتصادي از سوي آمريكا و متحدان آنها به سر مي برديم. بنابراين هر چند آن تحريم ها صد درصد جهاني نبود؛ اما در سطح تأمين نيازمندي هاي جنگ تحريم كاملاً جهاني بود، يعني كسي به ما سيستم سلاح و مهمات نمي داد. بعضي از سلاح ها و مهمات هايي كه غير استراتژيك بودند از مسيرهاي بسيار طولاني و گران قيمت و در عين حال كم حجم و با كيفيت هاي نامطلوب در اختيار ما قرار مي گرفت و ما مجبور بوديم كه براي مديريت پشتيباني جنگ از خود دشمن كمك بگيريم، يعني ما در هر حمله، بخشي از نيازمندي هاي تسليحاتي و مهماتي خودمان را از تجهيزات و مهمات غنيمتي تأمين مي كرديم، مثلاً توپخانه سپاه، يگان هاي زرهي و ادوات سپاه اينها اساساً توسط سلاح ها و تجهيزات غنيمتي دشمن شكل گرفتند. شما اگر به نرخ رشد اقتصادي كشور در سال هاي دفاع مقدس توجه داشته باشيد، جز در يك دوره اي كه از سال 1361 تا سال 1364 ما تقريباً در وضعيت رونق اقتصادي بوديم و وضعيت اقتصادي نسبتاً باثباتي داشتيم كه مي توانست هم نيازهاي اساسي جنگ و هم نيازهاي اساسي مردم براي يك زندگي متوسط را تأمين كند، ما با نرخ رشد اقتصادي منفي مواجه بوديم، بعضي مواقع رشد اقتصادي مان به 5/1- و 2- و 3- رسيده است و ما در چنين شرايطي زندگي مي كرديم.

تأمين همزمان نيازهاي جنگ و نيازهاي معيشتي مردم، كار هنرمندانه اي بود كه نظام مقدس جمهوري اسلامي ايران توانست اين كار را با استراتژي هاي متعددي انجام دهد كه مي شود اين استراتژي ها را به اين شكل برشمرد. اولاً اينكه؛ در اين دوره، به صورت طبيعي ما سرمايه گذاري هاي اساسي روي زيرساخت هاي حياتي اقتصادي كه هزينه بر بودند انجام نداديم و عموماً به اداره جامعه پرداختيم، يعني رفع نيازهاي روزمره معيشتي مردم براي اداره يك زندگي در زير آستانه تحمل ملي. به شكلي كه مردم قادر باشند يك جنگ طولاني مدت را مديريت كنند. ما مجبور بوديم كه احساس كنيم در يك جنگ طولاني و فرسايشي قرار داديم و بايد به اصطلاح به آن آستانه هاي تحمل مردم توجه كنيم، بنابراين اصل جيره بندي كالاهاي اساسي و كنترل مستقيم تر دولت بر جريان اقتصادي جامعه از جمله استراتژي هايي بود كه به تسلط نظام بر الگوي مصرف اجتماعي كمك مي كرد. در حقيقت، در جنگ، ما يك جلوه هايي از اقتصاد مقاومتي را به نمايش گذاشتيم. آنجا مردم و نظام با هم تصميم گرفتند كه الگوي مصرف و فرهنگ مصرف اجتماعي را براساس شرايط جنگي تا حدودي تنظيم كنند. مثلاً همين جيره بندي سوخت و كالاهاي اساسي و كنترل جريان توزيع كالاها و يارانه هايي كه نظام در اختيار جامعه قرار مي داد ابزاري بود هم براي كنترل نرم تورم در جامعه و هم براي اينكه يك اقتصادي مقاومتي طولاني را بشود در كنار مديريت جنگ طراحي كرد، در عين حال نظام به نيازهاي اساسي جنگ هم توجه مي كرد، حتي ما الگوي جنگ را هم متناسب با وضعيت اقتصادي خودمان طراحي كرديم. يعني آن مدل نبرد انقلاب يا الگوي جنگ نامتقارن كه درآن به جاي تكيه اساسي بر عنصر تجهيزات و فناوري تكيه بر عناصر انساني كه مي توانند جبران گر كمبود در تجهيزات شوند و نابرابري در سلاح و تجهيزات را از طريق تسلط عناصر انساني مثل روحيه، ايمان، اعتقاد، شجاعت، آموزش، استفاده از شرايط جوي متنوع، استفاده از تاريكي شب، استفاده از ابتكار عمل ها و خلاقيت هاي تاكتيكي، پرهيز از نبردهاي كليشه اي و كلاسيك قابل شناسايي، به كارگيري اصول موثر جنگ، مثل اصل غافلگيري و ... مي توانستيم الگويي از جنگ را اراده دهيم كه نيازمند تجهيزات مدرن و گران قيمت نبود. به دليل اينكه همين تجهيزات مدرن و گران قيمت قابل ابتياع نبود، هم اينكه، اگر قادر به تهيه بود، از نظر اقتصادي، هزينه هاي بسيار زيادي را تحميل مي كرد و مجبور بوديم تعادل اقتصاد معيشتي و اقتصاد جنگي را به نفع اقتصاد جنگي بر هم بزنيم كه اين به تعرضات اجتماعي منجر مي شد و سطح روحيه اجتماعي و ملي ما را پايين مي آورد. بنابراين نظام، هنرش اين بود به خصوص سپاه، در توليد الگوي انقلابي يك جنگ كه شالوده هاي اساسي آن بر شجاعت انساني، تدبير، تفكر، ابتكار عمل، خلاقيت و استفاده از روحيه ايماني و آموزش و مهارت ورزي بود، از اين عناصر اصيل انساني كه خوشبختانه در مكتب ما به دليل تكيه بر ارزش هاي اسلامي و فرهنگ عاشورا بسيار رايج و فراوان است، توانست از اين استعداد و ظرفيت نهفته معنوي استفاده كند و اين ظرفيت هاي بالقوه معنوي و اعتقادي جامعه را به يك ظرفيت عملياتي تبديل كند و در جبهه هاي جنگ از آن حداكثر بهره برداري را داشته باشد. بنابراين اين الگو توانست در حقيقت كارآيي خود را نشان دهد. به نظر مي رسد همه آن شاخصه هايي كه حضرت امام خامنه اي ظرف سال هاي گذشته به عنوان الگو هايي براي عبور موفق جامعه از شرايط جديد مطرح كردند و به عنوان شعارمحوري سال ها قرار دادند، مثل «اصلاح الگوي مصرف»، «همت و كارمضاعف»، تأكيد بر «جهاد اقتصادي» و همين طور امسال كه تأكيد محوري به «توليد ملي، حمايت از كار و سرمايه ايراني» است. اين ها آن عناصر اصلي استراتژي هاي ما در شرايط تحريم اقتصادي و جنگ با دشمنان هستند. من فكر مي كنم كه چند نكته مهم بود. يكي استراتژي بازدارندگي ما در جنگ نفت كش ها. وقتي متوجه شديم دشمن به تجهيزات لازم براي اين منظور دست پيدا كرده و مي تواند اين جنگ را مديريت كند ما هم بلافاصله وارد اين عرصه شديم، به گونه اي كه در يك و نيم سال انتهايي دفاع مقدس دشمن 130 كشتي ما را زد و ما 131 كشتي آنها را زديم و يك كشتي هميشه جلوتر بوديم. اين، سطحي از بازدارندگي را ايجاد مي كرد و ما مي توانستيم جريان صدور نفت خود را كنترل كنيم. امروز اشراف و اطلاعات ما دراين عرصه مطلق است.

¤ امروز جمهوري اسلامي از چه توانمندي هايي براي مقابله با تحريم ها برخوردار است؟

سطح توانمندي امروز ما براي مديريت اين مسئله اصلاً با گذشته قابل مقايسه نيست. بنابراين در موضوع تحريم ها به طور كلي اصلاح فرهنگ و الگوي مصرف اجتماعي، نوع توزيع منابع اقتصادي در سطح ملي و نهادينه سازي الگوي مصرف در سطح جامعه، ايجاد توازن در وضع معيشتي و نيازهاي اساسي و اداره جامعه و نيازهاي اساسي جنگ و ايجاد تعادل در توزيع نيازهاي اين دو بخش و به علاوه، مردمي كردن بخشي از اقتصاد جنگ انجام گرفته و مي گيرد. يكي از مهم ترين بخش هايي كه توانست به ميزان زيادي بسياري از نيازهاي عمومي را پاسخ دهد. حمايت مردمي از جنگ بود. وقتي كه وارد جنگ مي شديد هر يگاني قسمت اعظم از آماد عمومي خودش را از استان خود تأمين مي كرد و به همين دليل يك نوع فرهنگ زندگي متنوع اجتماعي در جنگ هم حاكم بود. لشكر اصفهان الگوي تغذيه شان همگي دقيقاً بازتاب و جلوه همان فرهنگ و الگوي زندگي در موطن خود آنها بود، اين يعني پيوند دادن مردم با اقتصاد جنگ به عنوان يك موضوع استراتژيك مديريت، در جنگ.

مردمي كردن اقتصاد در كنار واقعي كردن نيازهاي جنگ و انتخاب الگوي جنگ بر اساس واقعيت هاي اقتصادي و استفاده از عمليات هاي بازدارنده براي استمرار صادرات نفت از جمله استراتژي ها، براي عبور از تحريم در دوران دفاع مقدس بود. همين الگوها براي امروز قابل استفاده است. امروز يكي از عناصر اصلي اقتصاد مقاومتي ما مشاركت مردم و بخش خصوصي و فعال سازي همه بخش ها خصوصي در فرازهاي مختلف براي غلبه برنيازهاي اقتصادي ماست. اين يكي از قاطعانه ترين استراتژي هايي است كه در آن دوران مفيد بود و الآن هم است. يا اصلاح الگوي مصرف، پرهيز از تجملات در سبك زندگي كه بر اساس واقعيت هاي آن روز جنگ بود، امروز هم بايد بر اساس شرايط جديد، سبك زندگي را بنا بگذاريم. راحت زندگي كردن در شرايط فعلي را طراحي كنيم. امروز ما يك كشور ثروتمند، غني و داراي منابع عظيم اقتصادي هستيم. ولي نه اينكه با اين قضيه منابع را بي مورد هدر دهيم.

¤ با توجه به توانمندي هايي كه اشاره كرديد،بفرماييد محدوديت هاي آن زمان ما چه بود؟

محدوديت هاي ما اين بود كه صنعت ملي و بخش كشاورزي به دليل شرايط جنگ، فرصت عبور از وابستگي به محدوده خودكفايي را پيدا نكرد. به همين دليل، استعدادهاي انساني ما هم فرصت ظهور در عرصه فناوري و صنعت و كشاورزي و اقتصاد را نداشت. ما آن موقع محدوديت هاي خيلي زيادي داشتيم. اما مجبور شديم براساس خلاقيت هاي تاكتيكي و فني رويكرد استفاده از ظرفيت هاي فني كشور را براي پشتيباني از نيازهاي جنگ مورد توجه قرار دهيم. شروع كرديم به ساخت سلاح و تجهيزات و مهمات و تجهيزات مهندسي مورد نياز براي عبور از كمبودهاي جنگ. مثلاً توانستيم با يك ابتكار عمل در عمليات خيبر 51 كيلومتر پل شناور را روي هور العظيم ايجاد كنيم. يا مثلاً در عمليات فاو توانستيم با استفاده از تجربه مهندسان و رزمندگان، پل بعثت را كه پل ثابتي بود زير آتش دشمن روي اروند كه رودخانه اي وحشي با آن مشخصات عجيب و با وسعت و جزر و مد بالاست، ايجاد كنيم. توانستيم اسكله نفتي «البتر» عراق را با استفاده از عمليات فني مهندسي آتش بزنيم و بسياري از نيازهاي سال هاي پاياني جنگ را با تكيه بر ظرفيت هاي انساني و استعدادهاي فني داخل كشور ايجاد كنيم. علاوه بر اينها وضعيت كشاورزي ما هم تنها بخشي بود كه در جنگ رشد كرد، ولي اين نرخ رشد با نرخ نيازمندي مان برابري نمي كرد. ما همزمان با افزايش نرخ جمعيت، نمي توانستيم نرخ رشد كشاورزي و صنعت را با آن همپا كنيم. اين كاملاً محسوس بود. امروز كشور به دليل فشارهاي 34 ساله پيوسته توانسته از مرز اين نيازمندي ها عبور كند و امروز كاملاً مستقل باشد. در يك سطح مطلوب حتي مازاد توليد هم داريم. ميزان سدها، زمينه هاي روبه رشد كشاورزي در بخش مكانيزاسيون و ... اصلاً با آن دوران قابل قياس نيست. رشد و توسعه در سطح انرژي به طوري است كه با توجه به رشد نرخ نياز به برق در بخش صنايع، شهرها و روستاها باز هم صادرات برق داريم. در شبكه هاي جاده اي و نقل و انتقال هاي ريلي، محدوديتي نداريم، بر خلاف دوران دفاع مقدس كه مشكل داشتيم، امروز ديگر اين محدوديت ها را نداريم و ظرفيت هاي انساني ما در سطوح علم، فناوري، مديريت اقتصاد و تجارت به حدي بالا است كه در استفاده از آن دچار مشكل هستيم افزايش دامنه مهارت، توانمندي، ابتكار، نوآوري و توليد، ما را به مرز دانش و فناوري هاي نوين جهاني رسانده است. پيشرفت صنعت هوافضا، نانو، بيوتكنولوژي، انرژي هسته اي صلح آميز، پتروشيمي و فيزيكي و مكانيكي و... ظرفيت هايي بود كه امروز فعليت يافته است.توانمندي هاي امروز ما با آن روز اصلاً قابل مقايسه نيست. امروز ما مستقل، خودكفا و خوداتكا هستيم. باور ملي ما به شعار«ما مي توانيم» زياد است.

¤راهكارهاي سپاه در ابعاد مختلف براي برون رفت از مشكلات ناشي از تحريم چيست ؟

سپاه امروز براي برون رفت از شرايط تحريم، توانمندي هاي متنوعي دارد. اول، اتصال سپاه به بسيج، آن را به بخش عظيم مولد و فعال اجتماعي كشور متصل مي كند. بسيج در كنار بقيه بخش هاي جامعه و به دليل اتكا به يك تفكر و انگيزه عالي كه ملهم از اعتقاد شورايي است، يك بخش صد درصد فعال جامعه است كه به خصوص در شرايط نبرد، قدرت شكوفايي فوق العاده استعدادهاي خود را دارد. اين بخش در تمام سطوح مولد جامعه حضور عميق دارد؛ در سطوح فن، پزشكي، كشاورزي، فرهنگي، آموزشي و... بنابراين بسيج يكي از عناصر اصلي مردمي كردن اقتصاد مقاومتي است كه به آن بعد و عمق مردمي مي دهد.

در كنار آن خود سپاه هم داراي توانمندي هاي وسيعي در امر سازندگي و اقتصاد است، هم بنياد تعاون سپاه و هم قرارگاه سازندگي سپاه كه به دليل هوشمندي سپاه به وجود آمدند. سپاه مي دانست كه دشمن پس از جنگ بر استراتژي هاي اقتصادي و فرهنگي متمركز خواهد شد، لذا تلاش كرد همه توانمندي هاي سازندگي و اقتصادي خود را در اختيار اقتصاد ملي قرار دهد و از دل آن، قرارگاه سازندگي به وجود آمد، هر چند كه عمليات هاي رواني سنگين در اين زمينه به وجود آوردند و فشارهاي سنگيني به سپاه وارد مي آيد، ولي سپاه مي دانست كه يك روزي بايد جايگزين توانمندي هاي خارجي براي توسعه اقتصاد ملي شود. پس خودش را به دامنه اين توانمندي رساند و امروز توان رقابت با آنها و عبور از توانمندي هاي آنها را در زمينه توسعه فناوري هاي عظيم توليد و ساخت زيربناها دارد. سپاه هم از توانمندي هاي همين ملت استفاده مي كند و آنها را در اختيار همين ملت قرار مي دهد و خود، جزئي از همين ملت است و خيلي جاها، كارها اعجاب انگيز در فاصله هاي زماني كوتاه با هزينه هاي خيلي نازل تر از ديگر پيمانكاران خارجي انجام مي دهد. البته هرگز رقيب توانمندي هاي داخلي نخواهد بود، بلكه مكمل است.

امروز سپاه جبران گر بخشي از تحريم اقتصادي دشمن است و تلاش دارد ان شاءالله تا حد توان، كشور را به مرز خودكفايي مطلق برساند. نقش ديگر سپاه هم عدم مصرف كالاهاي خارجي است با توجه به وضعيت جديد اقتصادي و سياست هاي كلي نظام.

¤ با تشكر از وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد.

بصيرت

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .