در رابطه با تاثير انقلاب اسلامي بر عدالت خواهي جامعه ايران؟

در رابطه با تاثير انقلاب اسلامي بر عدالت خواهي جامعه ايران از شما درخواست راهنمايي ميكنم.

دوست عزيز در ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب نموده ايد از شما سپاسگذاري مي نماييم.
اما به منظور بررسي نقش و تاثير انقلاب اسلامي بر عدالت خواهي جامعه ايران لازم است در باره چند مطلب به صورت نكته وار بحث شود :
رابطه اسلام و عدالت :
انقلاب اسلامي ، انقلابي است كه بر خلاف بسياري از انقلابهاي ديگر بر پايه اسلام بنا نهاده شده است و اسلام به عنوان ايدئولوژي تعيين كننده آن مطرح مي باشد بنابر اين پيش از ورود به رابطه انقلاب اسلامي و عدالت خواهي لازم است رابطه ميان اسلام و عدالت مورد بررسي قرار گيرد تا سپس ميزان تاثير انقلابي كه بر مبناي اسلام بنا نهاده شده است بيشتر فهميده شود .
عدالت خواهي به عنوان يك امر كمالي، مطلوب و مقصود بشر است و انسان به طور فطري گرايش به آن دارد (نحل، آيه 90) و از ظلم و بي عدالتي مي گريزد؛ زيرا كمال خواهي آدمي موجب مي شود تا به عدالت به عنوان مهم ترين سازوكار رشد و تعالي و كمال بنگرد و تحقق و اجراي آن را بخواهد.
از اين رو كساني كه هم چنان بر فطرت الهي باقي مانده اند و به وسوسه هاي نفساني و شيطاني، فطرت و طبيعت خدادادي خود را دگرگون نساخته اند، گرايش به عدالت داشته و با ستم به مبارزه برمي خيزند و از آن بيزاري مي جويند. بر اين اساس خداوند در آياتي از جمله 135 سوره نساء و 8 سوره مائده و 85 سوره اعراف، اجراي عدالت و گرايش و گواهي به آن را به عنوان يك حق، مقتضاي ايمان انسان مي شمارد. به اين معنا كه انساني كه بر فطرت سالم و عقل سليم است، به خداوند ايمان دارد و همين ايمان، وي را به سوي كمال ديگري چون عدالت مي كشاند و اجراي آن را خواهان مي شود.
آگاهي انسان به هدفمندي آفرينش و توجه به معاد و رستاخيز و حساب و كتاب آخرت موجب مي شود تا اجراي عدالت را عاملي مهم براي قرار گرفتن در مسير درست و امكان پاسخ گويي در رستاخيز قلمداد كند. از اين رو خداوند در آيه 29 سوره اعراف چنين توجهي را پشتوانه خوبي براي اجرا و رعايت عدالت از سوي انسان و جوامع بشري معرفي مي كند.
از طرفي با نگاهي گذرا به اهدافي كه قرآن براي پيامبران و ماموريت ايشان تعريف كرده به آساني مي توان دريافت كه عدالت، قطب همه حركت ها و محور همه تلاش هاي پيامبران و مصلحان تاريخ بشريت بوده است.
خداوند همان گونه كه خود نظام هستي را بر پايه عدالت آفريده (آل عمران آيه 18) همچنين فرد فرد انسان ها را به عدالت و رعايت آن دعوت مي كند (نساء آيات 3 و 58 و 127 و 125 و آيات بسيار ديگر) و به عنوان يك وظيفه عمومي و همگاني از ملت ها و جوامع بشري مي خواهد تا آن را در جامعه به مورد اجرا گذارند تا از بركات و آثار ارزشمند آن، يعني دست يابي به توحيد واقعي (آل عمران آيه 18)، بهره مندي از امدادهاي خاص الهي (بقره آيه 194)، محبت الهي (مائده آيه 42 و حجرات آيه 9 و ممتحنه آيه 8) و دست يابي به كمالات از طريق متاله شدن و خدايي گشتن (آل عمران آيه 18 و آيات ديگر پيش گفته و نيز نساء آيه 135) و دست يابي به سعادت و فرجام نيك در دنيا و آخرت (اسراء آيه 25) برخوردار گردند.
ريشه اين خواسته الهي و ماموريت بشري را مي بايست در ربوبيت الهي بر همگان جست كه خواهان عدالت و اجراي آن در ميان همگان است (شورا آيه 15) و برپايي آن را در جامعه، هدف الهي از بعثت پيامبران و ارسال كتب آسماني بر مي شمارد. (حديد آيه 25)
ايجاد عدالت در جامعه، فلسفه تشريع ميزان، دين، قوانين عادلانه (حديد آيه 25) و اقامه و برپايي آن از سوي توده هاي مردم به عنوان يك وظيفه، مسئوليت، فلسفه آفرينش و هدف خلقت، در آياتي از جمله 29 و 187 سوره اعراف و 35 سوره اسراء و 181 و 182 سوره شعراء بيان شده است.
با نگاهي به نقش و ارزش عدالت در همه ابعاد زندگي بشر و بلكه هستي مي توان دريافت كه چرا عدالت تا اين اندازه ازنظر اسلام و قرآن و مصلحان تاريخ بشر از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و به عنوان دغدغه اصلي بشر و رهبران آن درآمده است؛ زيرا بدون عدالت هرگز سنگي روي سنگي بند نمي شود و جهان، پايدار و باقي نخواهد ماند؛ چه آنكه جهان بر پايه قسط و عدالت استوار است.
خداوند مومنان را موظف به رعايت عدالت در مسير زندگي كرده است (شورا آيه 4) و همين امر موجب شده كه حركت توفنده انقلاب اسلامي براي برپايي عدالت و ستم ستيزي شكل بگيرد.
ايمان مردم به درستي راه پيامبران و نوميدي ازنظريه ها و دكترين هاي بشري براي ساختن جامعه اي برتر و متمدن موجب شد تا به بهره گيري از آموزه هاي وحياني روي آورند و تلاش كنند آنرا در جامعه اجرايي كنند و عدالت همه سويه و فراگير را بجويند.(محسن عابديني ، عدالت خواهي و ظلم ستيزي دو ويژگي برجسته انقلاب اسلامي ، روزنامه كيهان ، پنجشنبه 29 بهمن 1388- شماره 19585 )
عدالت و انقلاب اسلامي :
در زمينه رابطه عدالت و انقلاب اسلامي بايد بگوييم با بررسي مختصر موضوع عدالت و مقايسه آن با موضوع انقلاب اسلامي به نظر مي رسد نوعي رابطه دو سويه ميان اين دو موضوع مطرح باشد : به عبارتي از يك سو انقلاب اسلامي برآمده از يكي از مهمترين خواست هاي اصلي مردم ايران در تاريخ معاصر به نام «عدالتخواهي» بود و از سويي ديگر انقلاب اسلامي تاثيرات فراواني بر موضوع عدالت و عدالتخواهي در جامعه اسلامي ايران گذاشته است . به تعبيري ديگر يكي از انگيزه ها و نيز اهداف انقلاب اسلامي تحقق عدالت اجتماعي و ريشه كن نمودن ظلم و ستم در تمامي ابعاد واز بين بردن فاصله طبقاتي بوده و هست و اهميت اين اصل تا جايي است كه تحقق عدالت اجتماعي به عنوان غايت حركت جامعه اسلامي معرفي شده است . مقام معظم رهبري در اين زمينه معتقدند : اساس اداره تشكيلات كشور عدالت اجتماعي است در تمام آثار ديني كه شما نگاه مي كنيد ، هدف و غايت براي حركت جامعه اسلامي ، تشكيل جامعه عادله است راجع به امام زمان ( عج) اين همه اثر است ولي در اغلب اينها گفته مي شود كه اين بزرگوار تشريف مي آورند تا اين كه جهان را پر از عدل كنند ( منشور دولت اسلامي ، باز خواني مواضع و انتظارات مقام معظم رهبري از قوه مجريه ، دفتر جريان شناسي تاريخ معاصر ، قم: هماي غدير، 1384،پيام به مناسبت دومين سالگرد ارتحال امام ره 13 خرداد 70) و از سويي ديگر نيز تحقق جامعه اسلامي بدون عدالت اجتماعي غير ممكن است و هدف بزرگ انبياء تامين عدالت اجتماعي بوده است ؛ « لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط ، ما رسولان خود را با دلايل روشن فرستاديم و با آنها كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم قيام به عدالت كنند.» ( سوره حديد آيه 25)بر اين اساس اولين و مهمترين ارزش در نظام جمهوري اسلامي از نظر عملي تحقق عدالت اجتماعي است و مقام معظم رهبري در اين باره فرمودند: اولين ارزش در نظام ما از لحاظ عملي بايد تامين عدالت اجتماعي باشد اين مهم بايد در تمام برنامه ريزي ها و عمل ها و امثال آن مورد توجه قرار بگيرد در نظام اسلامي عدالت مبناي همه تصميم گيريها ي اجرايي است و همه مسئولان نظام بايد به جد و جهد و با همه اخلاص در صدد اجراي عدالت در جامعه باشند ( منشور دولت اسلامي ، 19/10/ 83 سخنراني در ديدار با اقشار مختلف مردم قم) شهيد مطهري نيز عدالت اجتماعي را به عنوان يكي از اركان سه گانه ( عدالت اجتماعي , استقلال و آزادي , معنويت )اصلي بقاء و تداوم انقلاب اسلامي مطرح نموده است كه اين مساله گوياي اهميت اين امر در انقلاب اسلامي است ايشان در اين خصوص فرموده اند: در مورد وضع آينده انقلاب اسلامي خودمان يكي از اساسي ترين مسائل , همين مساله عدالت اجتماعي است ...انقلاب اسلامي ما اگر مي خواهد با موفقيت به راه خود ادامه دهد راهي بجز بسط روشهاي عدالت جويانه و عدالت خواهانه در پيش ندارد. ( مرتضي مطهري , پيرامون انقلاب اسلامي , تهران : انتشارات صدرا, 1368, ص 149 و 154و155 ) انقلاب اسلامي در طول حيات پربركت خويش تلاش نموده است تا زمينه عدالت اجتماعي را فراهم نمايد و در اين راستا اقدامات شايسته اي انجام داده است اما در عين حال ايجاد عدالت اجتماعي و ساختن جامعه اي اين چنين نيازمند تلاش و كوشش بيشتر و بي وفقه مسئولان نظام است و هنوز تا تحقق جامعه اي كاملا اسلامي كه عدالت اجتماعي بر تارك آن بدرخشد و به عنوان الگويي براي ساير جوامع و كشورها مطرح گردد فاصله زيادي وجود دارد اما آنچه در اين راستا داراي اهميت است اين است كه انقلاب اسلامي اين راه را آغاز نموده و با جديت پيگيري و دنبال مي كند و دولت براي تحقق عدالت اجتماعي مصمم است .(براي اطلاع بيشتر به منابع زير مراجعه شود؛ ويژگيهاي انقلاب اسلامي , در آينه نگاه مقام معظم رهبري , تهران : موسسه فرهنگي قدر ولايت , 1380,رويش , درآمدي بر كارآمدي نظام جمهوري اسلامي , علي اكبر كلانتري , قم: نشر معارف , 1383, نود ودو دستاورد انقلاب اسلامي ايران , تهران: موسسه فرهنگي قدر ولايت , 1382)
بنابر اين هم عدالتخواهي مردم ايران منجر به آغاز و پيروزي انقلاب اسلامي شد و هم پيروزي انقلاب اسلامي به گسترش عدالت در جامعه كمك شاياني نمود .
تاثيرات انقلاب اسلامي در روندعدالت خواهي در ايران :
علاوه بر مباحث نظري پيرامون رابطه عدالت و انقلاب اسلامي لازم است به تاثيرات انقلاب اسلامي بر روند عدالت خواهي در ايران نيز اشاره اي داشته باشيم . از اين منظر تاثيرات زير را مي توان به عنوان مهمترين اين تاثير ها بيان كرد :
1 – آغاز روند انقلاب اسلامي باعث تبديل عدالت به يكي از مهمترين خواسته هاي اصلي مردم شد . علت نيز اين بود كه پس از دوران مشروطه كه جنبش عدالتخانه به بركت منورالفكران غربزده و برخي خواص ناآگاه تبديل به جنبش مشروطه شد و عدالت با قرائت غربي آن ، جاده مشروطه را به سمت استبداد رضاخاني منتهي كرد ، عدالت تبديل به گوهر گمشده اي شد كه وصول به آن امري دست نايافتني تلقي شد فلذا در جريان جنبش هاي اجتماعي دوران پهلوي اول و دوم و به ويژه در جريان نهضت ملي شدن صنعت نفت كمتر شاهد طرح عدالت به مثابه يك مطالبه عمومي و خواست اصلي بوديم . اما آغاز روند انقلاب اسلامي كه به دليل اتكاء به مباني اسلامي ، عدالت را به عنوان يكي از اركان وجودي خويش همراه داشت باعث شد تا عدالت به عنوان يك خواست عمومي مطرح گردد . امام خميني ره نيز به عنوان رهبر انقلاب همواره يكي از اهداف خود از انقلاب اسلامي را تحقق عدالت به ويژه از طريق ايجاد حكومت اسلامي عنوان كرده و مي فرمودند : « ما كه مى‏گوييم حكومت اسلامى، مى‏گوييم حكومت عدالت، ما مى‏گوييم يك حاكمى بايد باشد كه به بيت المال مسلمين خيانت نكند، دستش را دراز نكند بيت المال مسلمين را بردارد، ما اين يك مطلب را مى‏گوييم. اين يك مطلب مطبوعى است كه در هر جامعه بشرى كه گفته بشود، براى هركس گفته بشود، از ما مى‏پذيرند»(صحيفه امام، ج‏3، ص: 509)
2 – انقلاب اسلامي تفسيري اصيل از عدالت و عدالت خواهي را به جامعه اسلامي ايران ارائه داد . چرا كه موضوع عدالت يكي از موضوعاتي بود كه دستمايه برخي فعالان اجتماعي و سياسي و به ويژه احزاب و گروههاي ايدئولوژيك قرار گرفته و با توجه به برانگيخته شدن مردم براي تحقق عدالت هركدام از اين گروهها تفاسيري از عدالت ارائه مي كردند كه در مجموع با ديدگاه اصيل ديني در تعارض بودند كه در اين ميان دو تفسير از عدالت از همه بيشتر مشهود بود :
الف – تفاسير ماركسيستي از عدالت : در تفاسير ماركسيستي عدالت در «برابرى اقتصاد و رفاه اجتماعى» است. معيار توزيع در مرحله سوسياليستى «كار» است؛ يعنى هر كس به قدر كارش پاداش مى گيرد و در مرحله كمونيسم، هر كس به قدر نيازش بهره خواهد برد و بدين سان، «عدالت اجتماعى» در جامعه تحقق خواهد يافت. هدف مشترك همه سوسياليست ها حذف مالكيت خصوصى و استقرار مالكيت عمومى و دولت بود تا بتوانند سازمان اجتماعى جوامع را براى استقرار عدالت و مساوات اجتماعى تغيير دهند. در اين نگرش اگرچه مفهوم عدالت از مفاهيم اساسى و اصولى به شمار آمده، اما در واقع، به عدالت توزيعى در محصولات، امكانات و فراورده هاى مادى منتهى شده است. در اين نگاه، توزيع عادلانه و برابرى ثروت ـ مبتنى بر نياز ـ موردنظر است و مالكيت خصوصى مطلقاً نفى شده و آزادى انسان ها را تحت الشعاع قرار داده است؛ يعنى با نام عدالت، عدالت ذبح گرديده است. از اين رو در عمل هيچ يك از اصول آن نتوانسته است مشكل اجتماعى، سياسى و فكرى انسان ها را حل كند و در نهايت، به حكومت هاى تك حزبى و توتاليتر ختم شده كه منجر به شكست و فروپاشى گرديده است. (ر.ك : نيم نگاهى به مفهوم عدالت و عدالت نبوى ، على عطائى ، ماهنامه معرفت، شماره 110 ؛ عبدالحسين كافى، پس از كمونيسم حكومت حق و عدالت، تهران، اتحاديه مسلمين ايران، 1333، ص 133ـ 148 .) اين مفهوم از عدالت اگر چه به طور كلي در جامعه ايراني به دليل ريشه هاي مذهبي آن نتوانست هرگز جاي پايي براي خود باز كند اما به هر حال تفكري بود كه در ميان روشنفكران چپ گرا رواج كامل داشت و تلاش مي شد تا در شرايط خلا تفاسير اصيل از عدالت در جامعه به عنوان نسخه بي بديل از مفهوم عدالت اشاعه يابد و با توجه به اينكه در آن مقطع هيچ تفكر انقلابي غير از تفكر ماركسيستي در جامعه فعاليت وسيع و گسترده نداشت لذا اين موضوع به تدريج مورد توجه اقشار مذهبي انقلابي هم قرار گرفت كه باعث بروز التقاط در ديدگاههاي ديني آنان گرديد . اما آغاز انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني نشان داد كه عدالت از منظر اسلام گوهر يگانه اي است كه هدفش رساندن بشر به سعادت واقعي او مي باشد . بر اين اساس عدالت مفهومي اصيل در اسلام است كه نيازي به ايدئولوژي هاي غربي و شرقي براي تفسير و تبيين جايگاه آن در تفكرات انقلابي ندارد چرا كه خود اسلام ، داراي تفكرات انقلابي مي باشد و بر اساس آن توانايي تفسير و تبيين عدالت در جامعه را دارا مي باشد .
ب – تفاسير التقاطي ديني از عدالت : اين تفسير از عدالت در راستاي تلاشهاي برخي مسلمانان متاثر از فضاي روشنفكري چپ زده براي تاويل و تفسير مفاهيم ديني صورت گرفت و بر اين اساس همانگونه كه بسياري از مفاهيم ديني همچون توحيد ، معاد و ... مورد تاويل و تفسير هاي مادي گرايانه قرار گرفت عدالت نيز دستخوش تحريف و تاويل قرار گرفت و به گونه اي تفسير شد كه تنها شامل جنبه هاي محدودي از عدالت شامل برخورداري از رفاه مادي همگاني مي شد و كاري به كارويژه هاي فراتر از جنبه هاي مادي عدالت نداشت كه اين قبيل تفاسير به شدت با واكنش رهبر انقلاب اسلامي مواجه شد به گونه اي كه ايشان در اظهار نظر هاي مختلفي به رد چنين تفاسير جزء گرايانه پرداختند از جمله اينكه در يكي از سخنراني هاي خود در اين زمينه فرمودند :
«يك دسته‏اى پيدا شده‏اند كه اصل تمام احكام اسلام را مى‏گويند براى اين است كه يك عدالت اجتماعى پيدا بشود؛ طبقات از بين برود. اصلًا اسلام ديگر چيزى ندارد؛ توحيدش هم عبارت از توحيد در اين است كه ملتها در زندگى توحيد داشته، واحد باشند. عدالتش هم عبارت از اين است كه ملتها همه به طور عدالت و به طور تساوى با هم زندگى بكنند؛ يعنى، زندگى حيوانى على السواء! يك علفى همه بخورند و على السواء با هم زندگى بكنند و- عرض مى‏كنم- به هم كار نداشته باشند، همه از يك آخورى بخورند. اين همه آياتى كه وارد شده است راجع به معاد و راجع به- عرض مى‏كنم- توحيد، و آن همه براهينى كه وارد شده است راجع به اثبات يك نشئه ديگرى (3)، اينها [را] آنى كه متدين است غَمْضِ عين مى‏كند، چشمهايش را از اين آيات مى‏پوشد و مى‏رود سراغ آيات ديگر؛ آنى كه خيلى تدينش قوى نيست تأويل مى‏كند و همين.»(صحيفه امام، ج‏3، ص: 223)
ايشان در باره علت اين امر مي فرمايند : « اين براى اين است كه اسلام را نشناخته‏اند... بايد- عرض مى‏كنم كه- رفع ظلم بشود و عدالت بسط پيدا كند، شما مى‏توانيد تخطئه كنيد. آن هم بايد باشد. همه هست. محصور نيست اسلام به اينها. اسلام انسانى مى‏سازد عدالتخواه و عدالت پرور، صاحب اخلاق كريمه، صاحب معارف الهيه؛ كه وقتى كه از اينجا رخت بربست و وارد شد در يك عالم ديگرى، به صورت انسان باشد، آدم باشد.»(همان ، ص 226)
3 – انعكاس موضوع عدالت و عدالت خواهي در قانون اساسي كه نشاندهنده اهتمام انقلاب اسلامي ايران و نظام برآمده از آن به موضوع عدل و عدالت مي باشد كه در اين راستا نگاهي به كاربرد واژگان عدل و عدالت حاكي از اين امر است به گونه اي كه در سرتاسر قانون اساسي ، 9 بار از واژه عدل و 8 بار از واژه عدالت استفاده شده و در تمامي موارد بر اجراي آن تاكيد شده است . علاوه بر كاربرد واژگاني عدل و عدالت در قانون اساسي بررسي روح كلي حاكم بر سرتاسر قانون اساسي و نيز محتواي اصول و بندهاي قانوني مرتبط با عدل و عدالت نيز حاكي از توجه ويژه انقلاب اسلامي به موضوع عدالت و لزوم پياده شدن آن در جامعه و تبديل شدن آن به يك قانون مي باشد . در اين قانون در همان ابتداي قانون و اصل 1 ، انقلاب اسلامي برآمده از اعتقاد مردم به حكومت حق و عدل قرآن برشمرده شده است . همچنين در اصل دوم آن ، نظام برآمده از چنين انقلابي ، بر عقايدي استوار شده است از جمله اينكه « نفي‏ هر گونه‏ ستمگري‏ و ستم‏ كشي‏ و سلطه‏ گري‏ و سلطه‏ پذيري‏، قسط و عدل‏ و استقلال‏ سياسي‏ و اقتصادي‏ و اجتماعي‏ و فرهنگي‏ و همبستگي‏ ملي‏ را تامين‏ مي‏ كند.» و در اصل سوم نيز دولت جمهوري اسلامي موظف شده است تا براي تحقق اهداف مذكور در اصل دو ، اموري را به كار برد كه بسياري از آنها اموري هستند كه مرتبط با تحقق عدل و عدالت در جامعه مي باشند .
در اين قانون علاوه بر اعتقادي كه به عدالت به عنوان حق مسلم ملت انقلابي ايران وجود دارد ، اين موضوع از جمله حقوقي برشمرده شده است كه براي تمام ملت هاي جهان نيز به رسميت شناخته شده است چنانكه در اصل 154 قانون اساسي در اين زمينه چنين ذكر شده است : « جمهوري‏ اسلامي‏ ايران‏ سعادت‏ انسان‏ در كل‏ جامعه‏ بشري‏ را آرمان‏ خود مي‏ داند و استقلال‏ و آزادي‏ و حكومت‏ حق‏ و عدل‏ را حق‏ همه‏ مردم‏ جهان‏ مي‏ شناسد. بنا بر اين‏ در عين‏ خودداري‏ كامل‏ از هر گونه‏ دخالت‏ در امور داخلي‏ ملتهاي‏ ديگر، از مبارزه‏ حق‏ طلبانه‏ مستضعفين‏ در برابر مستكبرين‏ در هر نقطه‏ از جهان‏ حمايت‏ مي‏ كند.»
موضوع عدالت در قوانين جمهوري اسلامي ايران به اندازه اي اهميت دارد كه يكي از مهمترين شرايط رهبري به عنوان ركن مهم انقلاب اسلامي و عاليترين مقام رسمي كشور ، بر اساس اصل 109 اين قانون ، عدالت بوده و رئيس جمهور نيز به عنوان دومين مقام عالي كشور پس از رهبري ، يكي از وظايفي كه بايد به منظور تحقق آنها در برابر قرآن كريم به خداي متعال سوگند بخورد « پشتيباني‏ از حق‏ و گسترش‏ عدالت‏» مي باشد . به همين ترتيب موضوع عدالت را در كليه ساختارهاي قانوني نظام جمهوري اسلامي و نيز گزينش مسئولان ارشد آن مي توان مشاهده كرد و حتي اگر در گزينش مسئولي به اين موضوع تصريح نشده باشد ، با توجه به خطوط كلي ترسيم شده براي نظام اسلامي و هدفي كه در متن و روح قانون اساسي براي تحقق عدالت در نظر گرفته شده است مي توان گفت كه در گزينش كليه مسئولان نظام جمهوري اسلامي بايد عدالت گرايي به عنوان يك شاخص مطرح باشد هر چند ممكن است در مقام عمل در گزينش برخي مسئولان به اين شاخص كمتر بها داده شده باشد.
4 - يكي ديگر از تاثيرات انقلاب اسلامي بر روند عدالت خواهي در جامعه ايران ، تاثير انقلاب و رهبران آن بر روند مطالبه عدالت حتي در دوران پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي باشد . به گونه اي كه مقام معظم رهبري علاوه بر اينكه همواره بر تحقق عدالت در جامعه ايراني تاكيد كرده و اقدامات فراواني براي تحقق مظاهر مختلف عدالت انجام داده اند ، در عين حال مطالبه عدالت را به عنوان يكي از وظايف مهم در جامعه تلقي كرده و همگان را به مطالبه عدالت فراخوانده اند . لذا تاثير مهمي كه در اين زمينه به وجود آمده است اين است كه مطالبه عدالت كه روزي توسط مردم درخواست مي شد و به شدت از جانب نهادهاي حاكميت نفي مي شد امروزه از جانب خود نهاد حاكميت به عنوان وظيفه و تكليف مردم تلقي شده و رهبر انقلاب اسلامي از مردم مي خواهد تا با مطالبه دائمي عدالت مسئولان امر را نسبت به وظايف خويش متنبه سازند . مقام معظم رهبري در اين زمينه مي فرمايند :
«من اعتقادم اين است كه بايد مردم نسبت به مسأله‌ى عدالت اجتماعى و خواست عدالت اجتماعى، مجدانه و منطقى، با مسؤولانشان صحبت كنند و از دولتها و از نمايندگان مجلس اين را بخواهند. بايد آن كسى را كه شعار عدالت اجتماعى مى‌دهد، موظف و مسؤول كنند و از او مطالبه نمايند.»( بيانات در جلسه پرسش و پاسخ مديران مسئول و سر دبيران نشريات دانشجويي ، 1377/12/04)
بر همين اساس مشاهده مي كنيم كه اوايل دهه‌ي 80 با پيام‌هاي رهبر انقلاب و نام‌گذاري سال‌هااز سوي ايشان به عنوان «سال امام علي(عليه‌السلام)»، «سال پاسخ‌گويي مسؤولان» به عنوان سرآغاز گفتمان عدالت در ايران اسلامي مطرح مي شود . پس از آن، عدالت‌خواهي فرماني بود كه رهبر انقلاب در 6 آبان ماه 81 طي پيامي به تشكل‌هاي دانش‌جويي اعلام داشتند و ازدانش‌جويان خواستند به عنوان پرسش‌گران و مطالبه‌گران به ميدان بيايند و از مسؤولينيكه مظنون به فساد هستند، مطالبه كنند: «امروز سرآغاز فهرست بلند مسايل كشور مسأله‌ي عدالت است.»( پيام مقام معظم رهبري به مناسبت دومين همايش جنبش عدالت‌خواه دانش‌جويي، 6/8/81) پيامي كه البته يك سال قبل از اين، رهبر انقلاب طي فرماني هشت ماده‌اي به مسؤولين سه قوا و نمايندگان دستگاه اطلاعاتي و سازمان بازرسي امر به برخورد با مفاسد اقتصادي نموده بودند اما اين پيام عدالت‌خواهي به دانش‌جويان بود كه سر منشأ حركتي نو در ميان نسل جوان دانش‌جوي انقلابي و عدالت‌خواه گرديد و توانست عدالت‌خواهي وگفتمان امام(ره) و انقلاب اسلامي را دوباره احيا و باز توليد نمايد.
معظم‌له خود در اين خصوص مي‌فرمايند: «مسأله‌ي عدالت‌خواهى را كه من با شما و جوانان مطرح مى‌كنم، به معناى اين نيست كه با غير جوانان مطرح نكرده‌ام. قبل از اين نامه‌اى كه دو، سه سال پيش به يك تشكل دانش‌جويى نوشتم، مسأله‌ي عدالت‌خواهى را ده‌ها بار با مسؤولانى كه وظيفه‌ي اجرايى دارند، مطرح كرده‌ام ... اما همه‌ي اين حركت‌ها براى ماندگارى و عمق‌يابى، پشتوانه مى‌خواهد كه آن پشتوانه، مطالبه و خواست، شما هستيد.»( بيانات مقام معظّم رهبرى در ديدار جمعى از اعضاى تشكل‌ها، كانون‌ها، نشريات، هيأت‌هاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانش‌جويى، 15 آبان 1382)
از منظر رهبر انقلاب، عدالت‌خواهي شأن و تكليف هميشگي و ثابت جنبش دانش‌جويي است و بايد به گفتمان غالب محيط‌هاي دانش‌جويي مبدل شود: «اين نامه‏ى ما، مطالبه‏ى ما، مال سال 1380 است؛تاريخش آن وقت است اما هميشه تاريخِ روز دارد. (5/4/87) مطالبه‌ي عدالت به معناى اين است كه عدالت، گفتمان غالب در محيط‌هاى جوان ودانش‌جويى شود؛ عدالت را مطالبه كنند و آن را از هر مسؤولى بخواهند.»( بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در جلسه‌ي پرسش و پاسخ دانش‌جوياندانشگاه شهيد بهشتى، 82/02/22)
«يك لحظه از درخواست و مطالبه‌ي عدالت كوتاهي نكنيد؛ اين شأن شماست.»( بيانات مقام معظم رهبري در دانشگاه شيراز، 14/2/87) هم‌چنين «تئوريزه كردن پايه‌هاي معرفتي عدالت، مطالبه‌ي عدالت از مسؤولان در همه‌ي ابعاد آن (22/2/82) و ترويج «فرهنگ مطالبه‌ي عدالت» از مسؤولان در جامعه»(بيانات مقام معظم رهبرى در ديدار جمعى از اعضاى تشكل‌ها و... ، 15 آبان 1382) و تبديل كردن آن به گفتماني ملي، محورهاي وظايفي است كه مقام عظماي ولايت براي دانش‌جويان در تحقق گفتمان عدالت برشمرده‌اند.
از منظر رهبر انقلاب، عدالت‌خواهي شأن و تكليف هميشگي و ثابت جنبش دانش‌جويي است و بايد به گفتمان غالب محيط‌هاي دانش‌جويي مبدل شود: «يك لحظه از درخواست و مطالبه‌ي عدالت كوتاهي نكنيد؛ اين شأن شماست.»
گفتمان عدالت‌خواهي با ورود به دهه‌ي چهارم انقلاب اسلامي در سطح كلان تحت عنوان «گفتمان عدالت و پيشرفت» به گفتمان و خواست اصلي رهبر انقلاب به عنوان گفتمان آينده ساز كشور - مطرح شد و باز هم «دانشگاه و جنبش دانش‌جويي» محمل و ميزبان مطالبه‌ي رهبر انقلاب گرديد. پيام نوروزي رهبر انقلاب در فروردين 87 و پيام ايشان به مجلس هشتم به مناسبت آغاز به كار هشتمين دوره‌ي مجلس شوراي اسلامي(7/3/1387) سرآغاز گفتمان «پيشرفت و عدالت» كه هم‌چون گفتمان عدالت‌خواهي در آغاز دهه‌ي 80، جنبش دانش‌جويي مهم‌ترين نقطه‌ي اميد ايشان براي تثبيت اين گفتمان بود.(الهه خاني ، مطالبات تحول ساز ، نقل از پايگاه اطلاع رساني برهان ، http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=1393 )
5 – يكي ديگر از تاثيرات انقلاب اسلامي بر موضوع عدالت اين بوده است كه اين مساله به عنوان يكي از شاخص هاي مهم مردم در ارزيابي ميزان كارآمدي دولت هاي بعد از انقلاب اسلامي درآمده است به گونه اي كه حتي دولتي همچون دولت اصلاحات كه شعار توسعه سياسي را بيش از هر شعار ديگري مبناي كار خويش قرار داده بود را مي توان دولتي دانست كه بر اساس اعتقاد مردم به اين شعارها به عنوان عنوان يك راهكار مهم در برابر شعارهاي دولت توسعه گراي آقاي هاشمي رفسنجاني كه اولويت را در مقايسه با عدالت اجتماعي و توسعه به توسعه داده بود ، توانست به جلب نظر مردم بپردازد . چرا كه حتي اين دولت نيز به نفي ارزش عدالت اجتماعي نمي پرداخت بلكه در تعارض ميان توسعه سياسي و مظاهر آن از قبيل آزادي با موضوع عدالت ، اولي را در اولويت قرار داده و عدالت را در اولويت بعدي و راه رسيدن به عدالت را هم توسعه سياسي مي دانست (براي مطالعه در اين زمينه رك : « فراز و فرود گفتمان عدالت در جمهوري اسلامي ايران » ، دكتر غلامرضا خواجه سروي ، دانش سياسي ، سال سوم، شماره 6، صفحه 5-35 (31)، اسفند 1386) كه متاسفانه گذر زمان نشان داد كه اين تز ، جز سياست زدگي هر چه بيشتر جامعه و در نتيجه دلزدگي مردم از سياست و نيز دور شدن هر چه بيشتر از مسير عدالت نتيجه ديگري نداشت و به همين دليل مردم براي تحقق عدالت اجتماعي سراغ دولتي رفتند كه شعار اصلي آن عبارت از عدالت اجتماعي بود كه نتيجه آن اقبال عظيم مردمي به دولت نهم و دهم بود كه نه تنها شعارش تحقق عدالت اجتماعي بود بلكه در عمل هم تلاش مي كرد در سيره و منش شخصي از اين موضوع پيروزي كند .
6 – تبديل شدن موضوع عدالت به يكي از محوري ترين موضوعات تحقيق و پژوهش در دوران انقلاب اسلامي . به ويژه اينكه تحقق عدالت يكي از شعارهاي محوري انقلاب اسلامي بوده و در نتيجه بررسي ابعاد مختلف آن به منظور تحقق نهايي آن ، يك ضرورت به شمار مي آمد و حاصل اين امر نيز برگزاري دهها همايش با عناوين مرتبط با عدالت و تاليف دهها جلد كتاب و نگارش هزاران مقاله با اين موضوع بود . به گونه اي كه با جستجويي كوتاه در ميان سايت هايي كه بخش هايي از مقالات مرتبط با اين موضوع را جمع آوري كرده اند به آمار هاي جالبي بر مي خوريم به عنوان مثال با جستجوي واژه «عدالت» در پايگاه مجلات تخصصي نور به 27472 عدد مقاله و با جستجوي واژه «عدل» به 15984 عدد مقاله بر مي خوريم و اين در حالي است كه قطعا صدها مقاله تحقيق شده در طي دوران پس از انقلاب اسلامي و به ويژه سالهاي اول انقلاب اسلامي كه هنوز سخني از اينترنت و رسانه هاي ديجيتال اينچنيني و فضاهايي همچون پايگاه مجلات تخصصي نور مطرح نبود ، وجود داشته است كه در اين پايگاه ثبت نشده است و صدها مقاله ديگر نيز در حال تاليف است كه آنها نيز در اين پايگاه درج نشده اند و علاوه بر آن برخي مقالات و پژوهش هاي انجام شده با موضوع عدالت ، در درون خود فاقد واژه هاي عدل و عدالت مي باشند و در نتيجه با يك حساب ساده مي توان دريافت كه آمار مربوط به اين مقالات قطعا بسيار بيشتر از اين عدد و رقم مي باشد .
به هر حال ما اميدواريم كه حاصل اين همه زحمت ها و تلاشها و تاثيرات متقابلي كه انقلاب اسلامي و جريان عدالت خواهي بر يكديگر داشته اند اين باشد كه درآينده اي نه چندان دور شاهد استقرار كامل عدالت در جهان باشيم و چه زيباست آن زماني كه اين امر با دستان با كفايت عدالت گستر واقعي جهان ،حضرت صاحب الزمان عج ، لباس واقعيت به خود بپوشد .
دانشجوي گرامي اميدواريم اين مطالب راهگشاي ذهن پرسشگر شما بوده باشد . در پايان ضمن آرزوي موفقيت براي شما و عذرخواهي مجدد بابت تاخير به وجود آمده منتظر تماسهاي بعدي شما با اين مركز هستيم .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
12 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .