خيانت هاي بختيار و بني صدر؟

با سلام. بختيار و بني صدر بعد از فرار از كشور، چه كارهايي براي مبارزه با حكومت جمهوري اسلامي انجام داده اند؟

« اقدامات بختيار عليه انقلاب اسلامي» شاپور بختيار در سالهاي اقامت در فرانسه، فعاليت هاي گسترده اي عليه انقلاب اسلامي انجام داد كه يكي از آنها راه اندازي يك راديوي ضد انقلاب اسلامي بود. وي پس از فرار از ايران در همان ماه هاي نخست به قصد دسيسه عليه انقلاب اسلامي حركات و اقداماتي حساب شده را آغاز كردو متقابلا اولين ارتباطهاي تشكيلاتي با بختيار بر قرار شد. بنا به اعترافات يكي از سران كودتاي نوژه، دو الي سه ماه بعد از پيروزي انقلاب،اولين تماس بين مأموران سيا و يكي از دوستان بني عامري – از عوامل كودتا – در اروپا برقرار شد و آنها بني عامري را در خط بختيار قرار دادند. ناصر ركني يكي از عوال بختيار و از اعضاي اصلي كودتاي نوژه نيز مي گويد: «در پانزدهم اسفند 58 كه قرار بود دكتر بختيار به ايران بيايد، قرار بود كه به تبريز يا خوزستان برود. اگر تبريز در جريان اقدامات حزب خلق مسلمان تصرف مي شد و نيروي زميني و پايگاه هوايي آنجا تبعيت مي كرد، بختيار به آنجا وارد مي شده و آذربايجان را به عنوان ايران آزاد اعلام مي نمود. البته آذربايجان به علت نزديكي با مرز شوروي و حساسيت روسها به آن از لحاظ جمهوري هاي مسلمان نشين خودش در مرحله دوم بود. مرحله اول خوزستان بود كه قرار بود با يك تهاجم گسترده هوايي و زميني توسط عراق و مصر تصرف شده و به عنوان ايران آزاد اعلام و در اختيار بختيار قرار بگيرد.» با عقيم ماندن اين توطئه، در سال 59ستاد كودتايي در پاريس به سركردگي بختيار و متشكل از عناصري مانند جواد خادم، لطفعلي صميمي، حسن نزيه، سرلشكر امير فضلي و سرهنگ باي احمدي تشكيل شد. طراحي اين ستاد و اقدامات آن تا بدان پايه عميق بود كه بنا بر اعتراف سران كودتا موسوم به كودتاي نوژه، مدتي بر سر تقدم كودتاي نوژه يا آغاز جنگ تحميلي بحث شد و سرانجام پس از سفر بني عامري از عوامل اصلي و داخلي كودتا به پاريس، جنگ تحميلي در مرتبه دوم قرار گرفت و اولويت به كودتا داده شد. تمام هماهنگي هاي لازم بين كشور هاي عضو بازارچه مشترك اروپا و ستاد بختيار در پاريس از طريق سيا انجام گرفت. نماينده سيا مستقر در دفتر دكتر بختيار در پاريس، هماهنگي لازم را بين اسرائيل و كشور هاي منطقه نظير عربستان، مصر و عراق برقرار كرده بود. تأمين هزينه هاي مادي، چه به صورت مستقيم و چه غير مستقيم نظير چك دوميليون دلاري عربستان سعودي، توسظ آمريكا صورت مي گرفت. شناسايي افراد مختلف در داخل يا خارج از كشور و معرفي آنها به بختيار و تقويت امكانات آنها انجام شده بود. نيز با در اختيار گذاردن امكانات لازم به آنها، نظير معرفي پاليزبان كه در يكي از دهات عراق مخفي بود و توسط سازمان جاسوسي اسرائيل شناسايي و معرفي شد و هماهنگي لازم بين او و بختيار صورت گرفته بود. شاپور بختيار در سفر محرمانه 24 ساعته به مصر با شاه ديدار و گفتگو كرد. در جلسه مذاكره شاپور بختيار و انور سادات، سفراي اسرائيل و عراق در قاهره نيز حضور داشتند. گفته مي شود اين ديدار به منظور ايجاد هماهنگي در زمينه اقداماتي كه عليه انقلاب اسلامي صورت مي گيرد، انجام يافته و در اين ديدار انور سادات قول همه گونه همكاري را به شاپور بختيار داده است. شاپور بختيار اعلام كرد: «براي سرنگوني رژيم [امام] خميني آماده ام.» و هنگامي كه صدام جنگ را آغاز كرد ضمن حمايتي تلويحي ازآغاز جنگ در اطلاعيه اي مورخ 25/7/59 گفت: «رژيم كنوني ايران به هيچ وجه نمي تواند نماينده منافع كشور محسوب شود.» وي صريحا نيز به حمايت از صدام مي پرداخت: «چرا بايد عراق در خليج فارس ساحل نداشته باشد اما ايران داراي بيش از دو هزار كيلو متر ساحل در اين آبراه باشد.» بختيار حامي صدام بختيار در راستاي حمايت از صدام يك بار در سفري به لندن از شركت هاي غربي خواست كه از ارسال قطعات يدكي به ايران خود داري كنند تا دولت جمهوري اسلامي ايران بدين وسيله شكست بخورد. در اواسط سال 62 كه پيروزي هاي پي در پي نيرو هاي نظامي جمهوري اسلامي، دشمنان را دچار ترس و سردرگمي ساخته بود، از طرق مختلف عراق را تشويق به زدن جزيره خارك مي كرد. وي در مصاحبه اي با پاري مارچ در آذر 62 مي گويد: «بهتر بود عراقيها سه سال پيش به جاي دون كيشوت بازي و كشتن ده ها هزار ايراني به ترمينال خارك حمله مي كردند كه با قطع شاهرگ حياتي نفت ايراني ها، زير پاي [امام] خميني خالي مي شد و ايران از درآمده نفت محروم مي شد.» همزمان با شكل گيري نهضت مقاومت ملي، سازمان سيا در عراق دو ايستگاه راديويي عليه انقلاب اسلامي داير كرد، همراه با شورايي ويژه براي برنامه ريزي عمليات تخريبي عليه انقلاب اسلامي. اين ايستگاه هاي راديويي يك ماه بعد در اختيار بختيار قرار گرفت و از اين طريق ارتباطي تنگاتنگ بين بختيار و عراق به وجود آمدكه آماده حمله به ايران مي شد. نهضت مقاومت ملي در كنار ايستگاه راديويي، نشرياتي نيز براي مبارزه با انقلاب اسلامي ترتيب داده بود: نشريه نهضت كه مدير مسئول آن شخص بختيار بود و اولين شماره آن در 23 مهرماه 1360 در فرانسه منتشر شد و اين هفته نامه بعدا جاي خود را به قيام ايران داد كه همان اهداف را دنبال مي كرد. نشريه پيام ايران نيز وابسته به نهضت بود و از سوي بختيار تأمين مالي مي شد. اين نشريه از سال 1361 به طور هفتگي و در روزهاي يكشنبه در لس آنجلس آمريكا در ده برگ منتشر مي شد. اين فعاليت ها با حمايت غربيها امكان مي يافت. بختيار گاه به جلسات بحث و گفتگو در مجلس سناي فرانسه كه با شركت نايب رئيس ستاد و روساي فراكسيونهاي پارلماني تشكيل مي شد، شركت مي كرد و امكان بيان مواضع مي يافت. حمايت آمريكا را نيز بختيار از اولين روزهاي فرار از ايران در پيوند با دستگاه جاسوسي اين كشور تأمين كرده بود: «سري – تلگرام غير فوري 28 مهري 58 از واشنگتن 535504 به تهران ... بعد از اينكه پ/1 به طرف ما آمد ما به او اطلاع داديم به بختيار بگويد براي عرضه نظرياتش به سيا از پ/1 به عنوان رابط استفاده كند. پاسخ بختيار اين بود كه او از تهيه اين كانال ممنون است.» از نظر سياسي آمريكا پشتيبان نهضت ضد انقلابي مقاومت ملي بود، تا جايي كه بارها در كنگره اين كشور به عنوان جانشين حكومت ايران مطرح شده اعلاميه هاي آن خوانده شده بود.(qudsonline.ir/detail/News/102718) « اقدامات بني صدر عليه انقلاب اسلامي» بني صدر بعد از عزل از رياست جمهوري و فرار از كشور به مقابله خود با نظام ادامه داد و با منافقين همكاري نمود و در اين راستا بني‌صدر و رجوي، پس از فرار، ضمن گردهم‌آوري مخالفان حكومت اسلامي در فرانسه، شوراي ملي مقاومت و دولت در تبعيد را به رياست بني‌صدر تشكيل دادند. طي دوره‌اي كه منافقين در فرانسه حضور داشتند، دست به كشتار بسياري از ايرانيان و ساير اقدامات ضدانساني زدند كه اين امر باعث شد تا فرانسه اقدام به اخراج رجوي از خاك خود در سال 1986 كند كه البته ترك فرانسه به نوعي مقارن با اختلاف وي با بني‌صدر در شوراي ملي مقاومت و جدايي‌اش از فيروزه دختر بني‌صدر بود كه در اقدامي تاكتيكي و سياسي به وصلت مسعود رجوي درآمده بود. در دوران جنگ تحميلي عراق عليه ايران، بني‌صدر و منافقين همواره طي اعلاميه‌هاي پي در پي تجاوز عراق به ايران را محكوم مي‌كردند. اما واقعيت عكس اين قضيه را نشان مي‌دهد، چرا كه نيروهاي وابسته به سازمان منافقين حضور گسترده‌اي در كنار نيروهاي عراقي داشتند و با انتقال مركز فرماندهي خود به عراق در جاسوسي به نفع دولت‌هايي همچون اسرائيل، آمريكا، اردن، عربستان سعودي و عراق، ضرب و شتم بسياري از اسراي ايراني، در اختيار گذاشتن بسياري از اطلاعات باارزش نظامي و... كمك‌هاي مهمي را در راستاي اهداف نظامي عراق كردند. به‌گونه‌اي كه طي پيماني نمايشي ميان رجوي و طارق عزيز، وزير امور خارجه‌ عراق، با اهداي بخش‌هايي از ايران و تغيير نام خليج فارس به خليج عربي موافقت گرديد. اين اقدام مخالفت بني‌صدر را به دنبال داشت، وي اقدام منافقين در كمك به عراق و رفتن سازمان در سال 65 به داخل خاك عراق تحت حكومت صدام را محكوم كرد و آن را يكي از عوامل اختلافش با رجوي و متلاشي شدن شورا اعلام كرد. اما به نظر مي‌رسد كه بني‌صدر اين موضع را از روي ناچاري و به دليل ضعف در رقابت با سازمان بيان كرده است، زيرا «اولاًتنها مجاهدين بودند كه از بني‌صدر جدا شدند و اعضاي شورا هنوز هم، هم پيمان با بني‌صدر بودند. ثانياًشورا وجود خارجي نداشت و اگر چيزي به اين نام وجود داشته باشد، آلت دست سازمان است.»( نشريه‌ي انقلاب اسلامي، چاپ پاريس، ش 82، ص 2، 31 شهريور 63) اسناد كشف‌شده از مركز آندلس، كه مربوط به ابوالحسن بني‌صدر است، به ارتباط و تماس‌هاي وي با رژيم صدام در هنگام تصدي سمت رياست‌جمهوري ايران اشاره دارد. اين تماس‌ها طي دو نوبت در ارديبهشت و خرداد سال 1360 با واسطه‌گري برخي سركردگان گروهك منافقين، بين بني‌صدر و رژيم بعث برقرار شده‌اند.»( پيام انقلاب (1360)، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى، شماره‌ 38 و ر. ك: بني‌صدر كه بود: امتداد، شماره‌ي 40، 1388) (www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=273913) يكي از اقدامات بني صدر عليه نظام جمهوري اسلامي اتهام زدن به كشورمان در ماجراي دادگاه ميكنوس بود . ماجرا از اين قرار بود كه در 17 سپتامبر سال 1992 (26 شهريور 1371) دو مرد مسلح كه ماسك بر چهره داشتند وارد يك رستوران يوناني به نام ميكونوس در منطقه ويلمرسدورف برلين شدند و اتاق پشتي رستوران را با اسلحه اتوماتيك به رگبار بسته و 4 مرد از جمله صادق شرفكندي دبير كل تبعيدي حزب دموكرات كردستان ايران ـ حزبي سياسي كه در ايران رسماً منحل شده ـ را به قتل رساندند. اگرچه رستوران ميكونوس اسمي يوناني داشت، در حقيقت يك رستوران تماماً ايراني بود و تبديل به پاتوق هميشگي چهره‌هاي ايراني مخالف كه به عنوان سازمان‌هاي چپ شناخته مي‌شدند، گرديده بود. بعد از عمليات ترور، دو تن از عوامل قتل با تبعيت لبناني به نام‌هاي عباس رايل و يوسف امين بازداشت شدند. با استفاده از اعترافات يوسف امين يك ايراني به نام كاظم دارابي دستگير شد. سرويس اطلاعاتي آلمان و دپارتمان جنايي پس از اينكه پاي دارابي به ماجرا كشيده شد، ادعا كردند كه قاتلان براي حكومت ايران كار مي‌كرده‌اند و دارابي را متهم كردند كه مسئوليت سازماندهي قتل‌ها را برعهده داشته است. محاكمه متهمان توسط مقامات قضايي آلماني در سال 1993 آغاز و در سال 1996 (1375) روند رسيدگي در اين دادگاه به جايي رسيد كه مستقيماً بر روابط ايران و آلمان اثر سوء نهاد. در اوگوست سال 1996 (1375) شبكه BBC گزارشي پخش كرد مبني بر اينكه رئيس جمهور سابق ايران ابوالحسن بني صدر در دادگاه برلين حاضر و عليه مقامات ايراني شهادت خواهد داد؛ همچنين راديوي وابسته به آمريكا گزارش داد بني صدر عليه مقامات ايراني مداركي در اختيار دارد. در سپتامبر سال 1996 (1375) ابوالحسن بني صدر در دادگاه برلين حاضر شده و ادعا كرد وي شاهدي در اختيار دارد كه قبلاً در استخدام وزارت اطلاعات ايران بوده و حاضر است به طور ناشناس شهادت دهد. بني صدر ادعا نمود اين شاهد اطلاعاتي دست اول در مورد مشاركت عالي رتبه ترين مقامات ايران در قضيه ميكونوس دارد. (www.farsnews.com/newstext.php?nn=13930123000555) بني صدر هيچگاه از مقابله با نظام جمهوري اسلامي دست برنداشته است و در جريان فتنه 88 از مخالفان و معاندان نظام حمايت نمود و هر از گاهي در مصاحبه با رسانه هاي مختلف ، اتهاماتي را متوجه كشورمان مي كند .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 15 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .