خطا پذيري ولي فقيه؟

هنگامي كه درامامت بحث وارد مي شود ميگويند كه : بايد معصوم باشد زيرادر تبليغ حكم خدا گرفتار اشتباه وخطا مي شود ، آيا اين اشكال درباره ولايت فقه وارد نمي شود ؟ به عبارت ديگر اگر امام حكم را برساند بايد خطا نكند ولي حالا اگربعدا اشتباه شد اشكال ندارد ؟

دانشجوي محترم ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب كرده ايد از شما سپاسگذاريم .
پاسخ به اين سوال مستلزم اين است كه ابتدا فلسفه و ضرورت عصمت امام معصوم را درك كنيم ، براي اين منظور از مقدماتي استفاده مي كنيم :
1. وظايف و شؤون نبى گرامى اسلام 2. سرنوشت اين وظايف بعد از رحلت پيامبر 3. معناى امامت
مقدمه 1 ـ وظايف و شؤون نبى اكرم:
الف) تلقى وحى و ابلاغ آن به مردم
ب) مرجعيت دينى: يعنى تفسير وحى و تشريح مقاصد آن، بيان حكم الهى در موضوعات مستحدثه، تبيين و تشريح جزئيات مسائل اعتقادى و ردّ شبهات و تشكيكات اعتقادى و محافظت از دين و جلوگيرى از وقوع تحريف در آن.
ج) رهبرى اجتماع: يعنى حكومت و اداره جامعه
مقدمه 2ـ سرنوشت اين وظايف بعد از نبى اكرم(ص):
بدون شك، پس از ارتحال رسول اكرم(ص) وحى آسمانى قطع شد. اما دو شأن ديگر، چه وضعيتى پيدا كردند؟ سه احتمال وجود دارد:
الف ـ خداوند، در اين زمينه هيچ دستورى و سخنى بيان نكرده است و آن را مهمل گذاشته است.
ب ـ امت اسلامى، خود صلاحيت اين امور را دارد و نيازى به نصب جانشينى از ناحيه خداوند، نيست از اين رو، خداوند امت اسلامى را شايسته در جبران و پر كردن جاى نبى اكرم در اين دو شأن دانسته است.
ج ـ پيامبر اكرم، موظف بوده كه شخصى را كه از ناحيه خداوند منصوب شده است، به عنوان جانشين خود در اين دو شأن معرفى كند و او موظف به استمرار وظايف پيامبر باشد.
احتمال اول مردود است، چون با هدف بعثت انبيا منافات دارد و نقض غرض محسوب مى‏شود.
احتمال دوم نيز مردود است چون مطالعه وضعيت امت اسلامى از صدر تا به امروز نشان مى‏دهد كه امت اسلامى به ويژه در مورد شأن «مرجعيت دينى» به هيچ وجه توانايى انجام وظايف نبى اكرم را نداشته است.
به عنوان نمونه، قرآن كريم در مورد دزد مى‏فرمايد: دست دزد بايد قطع شود اما اينكه دست دزد از كجا بايد قطع شود، اختلافات فراوانى وجود دارد. خوارج، محل قطع را، محل اتصال بازو و كتف دانسته و برخى ديگر (ابو حنيفه، مالك و شافعى) از مچ دست پنداشته‏اند. و شيعه اماميه به استناد سخن ائمه معتقد است كه تنها چهار انگشت دست بايد قطع گردد.
T{معناى امامت}T
امامت به معناى جانشينى در جميع شؤون انبيا به جز دريافت و تلقى وحى است. يكى از شؤون انبيا مسأله رهبرى اجتماع و حكومت است و شأن ديگر مرجعيت دينى است، اين شأن به تعبير شهيد مطهرى به معناى كارشناسى اسلام است، اما نه در حد يك مجتهد بلكه كارشناسى كه از طرف خدا علوم اسلامى را از پيغمبر اكرم گرفته و از او به معصوم بعدى منتقل شده است. با توجه به خاتميت دين اسلام و اينكه تمامى آنچه را كه سعادت دنيوى و اخروى بشر تا روز قيامت مورد نياز است، اسلام تأمين مى‏نمايد و با توجه به اينكه پيامبر اكرم در طول رسالت خويش، شخصا چنين فرصتى را نداشتند كه اسلام را به تمام و كمال با عمق معارف اعتقادى آن و دستور العمل‏ها و احكام فقهى آن كه شامل جميع شؤون مختلف زندگى بشر مى‏شود، بيان كنند و از طرفى ديگر، امكان ندارد كه پيامبر اكرم، دين خدا را به صورتى ناقص بيان كرده باشند در حالى كه قرآن، اسلام را به عنوان دين جامع و كامل معرفى مى‏كندA{اليوم اكملت لكم دينكم...}A
نتيجه‏اى كه از مقدمات فوق به دست مى‏آيد اين است كه بايد در بين اصحاب پيامبر اكرم انسان يا انسانهايى باشند كه اسلام را به صورت كامل از آن حضرت فرا گرفته و بعد از او به توضيح و تبيين آن بپردازند و چنين اشخاصى بايد معصوم باشند بدون وجود چنين اشخاصى كه با برخوردارى از عصمت به تبيين و توضيح احكام دين بپردازند، سخن از دسترسى مردم به دين خالص و كامل الهى نمى‏توان به ميان آورد و غرض از بعثت تحقق نخواهد يافت به همين جهت اهل سنت در مسائل جديدى كه براى آنها پيش مى‏آيد، از آنجا كه به اسلام‏شناس معصوم اعتقاد نداشتند به استفاده از قياس و استحسانات ظنى و گمانى روى آوردند.
بر همين اساس ، همواره افرادي هستند كه به عنوان امام معصوم ، جانشين پيامبر بوده و كليه شئونات نبوي را غير از دريافت وحي بر عهده مي گيرند ، به گونه اي كه در صورت فراهم بودن شرايط ، حتي به تشكيل حكومت و زعامت سياسي و اجتماعي مردم نيز مي پردازند كه در دوران حاضر يعني عصر غيبت ، حضرت امام زمان عج ، عهده دار چنين مسئوليتي مي باشند و انشاء الله با فراهم شدن شرايط دست به تشكيل حكومتي جهاني خواهند زد و به همين دليل مي توان گفت شخصيتي كه ضرورت عصمت او به ادله عقلي و نقلي اثبات شده است در دوران حاضر نيز وجود دارد اما بنا به مصالح الهي فعلا در پس پرده غيبت بوده و دست امت از ايشان كوتاه است ، در اين ميان نكته مهمي كه وجود دارد اين است كه چه در مقطع حضور امام معصوم و چه در مقطع غيبت ، ضرورت دارد افرادي وجود داشته باشند كه به نيابت از امام معصوم ع ، به تبيين احكام شريعت بپردازند و يا به اندازه مقدور اقدام به تشكيل حكومت و تولي امور مسلمانان بنمايند (بنا به اصل تنزل تدريجي كه اصلي عقلي است) چنانكه به عنوان مثال مالك اشتر در زمان حضرت علي ع ، با وجود حضور حضرت ، به عنوان حاكم سرزمين مصر منصوب شد و يا بر اساس برخي روايات همچون مقبوله عمر بن حنظله ، امامان معصوم شيعيان را به سمت فقهايي كه شرايط خاصي داشتند سوق داده و آنها را به عنوان حاكم بر مسلمانان به نيابت از خود معرفي مي كردند كه بايد به حكمشان عمل شود و از مراجعه به طاغوت پرهيز شود ، با توجه به اين موضوع ، مساله مهم اين است كه اگر چه ضرورت هايي عصمت امام معصوم را ثابت مي كند اما اين دلايل شامل عصمت نائب امام معصوم نمي شود ، به عبارت ديگر كسي كه از جانب امام معصوم ع ، براي تبيين احكام شريعت و حكومت بر امور مسلمين نيابت پيدا مي كند ضرورتي ندارد كه حتما معصوم باشد و همينقدر كه عادل باشد كفايت مي كند و گرنه حتي مالك اشتر نيز نبايد از سوي امام علي ع به عنوان حاكم مصر انتخاب مي شد چرا كه او نيز معصوم نبود . براي توضيح اين مساله ، آن را بر اساس اصل تنزل تدريجي در دوران غيبت تشريح مي كنيم :
اين دليل از مقدمات ذيل تشكيل شده است:
1. براى تأمين نيازمندى‏هاى اجتماعى و جلوگيرى از هرج و مرج، فساد و اختلال نظام، وجود حكومت در جامعه، امرى ضرورى است.
2. اجراى احكام اجتماعى اسلام ضرورى است و اين امر به زمان حضور پيامبر(ص) و امامان معصوم(ع) اختصاص ندارد؛ يعنى احكام اسلام جاودان است و بايد در همه زمان‏ها و مكان‏ها اجرا گردد.
3. حكومت مطلوب در اسلام، حكومتى است كه معصوم(ع) در رأس آن باشد.
4. هنگامى كه فراهم آوردن مصلحت لازم در حد مطلوب ميسر نشد، بايد نزديك‏ترين مرتبه به حد مطلوب را تأمين كرد. هنگامى كه مردم از مصالح حكومت معصوم(ع)، مرحوم باشند، بايد به دنبال نزديك‏ترين و شبيه‏ترين حكومت به حكومت امام معصوم(ع) باشيم. نزديكى يك حكومت به امام معصوم(ع) در سه امر متبلور مى‏شود:
نخست، علم به احكام كلى اسلام (فقاهت)؛
دوم، شايستگى روحى و اخلاقى، به گونه‏اى كه تحت تأثير هواهاى نفسانى و تهديد و تطميع‏ها قرار نگيرد (تقوا)
سوم، كارايى در مقام مديريت جامعه كه به خصلت‏هاى فرعى از قبيل درك سياسى، اجتماعى، آگاهى از مسائل بين المللى،
شجاعت در برخورد با دشمنان و تبهكاران تشخيص اولويت‏ها و اهميت‏ها.
با توجه به اين مقدمات نتيجه مى‏گيريم كسى كه بيش از ساير مردم، واجد اين شرايط باشد بايد رهبرى جامعه را عهده‏دار شود و اركان حكومت را به سوى كمال مطلوب سوق دهد كه چنين كسي مسلما معصوم نمي باشد (چه اينكه فرض عدم حضور معصوم ما را به سمت استفاده از چنين گزينه اي هدايت كرده است) بلكه فقيه عادل، زمان‏شناسى و قادر به مديريت كلان اجتماعى مي باشد .
نكته ديگري كه در اين زمينه وجود دارد اين است كه علاوه بر ضرورت هاي عقلي كه براي اثبات عصمت امام معصوم مطرح مي شود ، ادله شرعي همچون آيات قرآني نيز عصمت امام معصوم را اثبات مي كند همچون آيه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم» كه اطاعت از اولي الامر يعني امام معصوم را همرديف اطاعت پيامبر و خدا و به صورت مطلق معرفي كرده است كه حاكي از ضرورت معصوم بودن امام دارد ، اما همانگونه كه فقهاي تشيع تصريح نموده اند اين روايت شامل فقها نمي شود ، از طرفي ادله متعددي وجود دارد كه بر لزوم ولايت فقيه به عنوان جانشين امام معصوم در عصر غيبت تاكيد دارد كه با توجه به اين دو مقدمه مشخص مي شود كه صرفا عصمت امام ، ضرورت داشته و حتي از نظر خداوند متعال ، ضرورتي براي عصمت ولي فقيه وجود ندارد چرا كه اگر چنين ضرورتي وجود داشت قطعا بايد خداوند متعال در ادامه آيه ، اطاعت مطلق از ولي فقيه و نائب اولي الامر را هم ذكر مي كرد و يا اولي الامر را به گونه اي مطرح مي كرد كه شامل وي نيز مي شد .به هر حال هيچ يك از ادله ضرورت عصمت امام معصوم دلالتي بر ضرورت عصمت ولي فقيه نداشته و در ولايت فقيه تنها عنصر عدالت كافي است چرا كه ولي فقيه همه شئونات و ولايت هاي امام معصوم را دارا نمي باشد بلكه بخشي از اين شئونات را دارا مي باشد و به تناسب آن نيز اختيارات وي شامل همه اختيارات امام معصوم نمي شود و تنها در زمينه مسائل سياسي و حكومتي كليه اختيارات امام معصوم را دارا مي باشد (هر چند در زمينه اين بخش نيز اختلافي وجود دارد كه مثلا آيا جهاد ابتدايي هم از شئونات ولي فقيه است يا اختصاص به امام معصوم دارد) . در واقع ادله ضرورت عصمت ، شامل كسي مي شود كه كليه شئونات نبوي را غير از دريافت وحي دارا مي باشد كه آن هم امام معصوم مي باشد و مصداق آن در زمان ما ، وجود شريف امام زمان عج مي باشد كه هر چند از نظر هاي ما غايب مي باشند اما در زمان ما وجود دارند و با وجود ايشان نيازي به معصوم ديگر وجود ندارد .
حضرت امام خمينى (ره) در اين زمينه مي فرمايد: «وقتى مى‏گوييم ولايتى را كه رسول اكرم (ص) و ائمه (ع) داشتند، بعد از غيبت، فقيه عادل دارد، براى هيچ كس اين توهم نبايد پيدا شود كه مقام فقهاء همان مقام ائمه و پيامبر اكرم (ص) است؛ زيرا اينجا صحبت از مقام نيست، بلكه صحبت از ولايت يعنى حكومت و اداره كشور و اجراى قوانين شرع مقدس كه يك وظيفه سنگين و مهم است مى‏باشد، نه شأن و مقام برتر و غير عادى، به عبارت ديگر ولايت مورد بحث يعنى حكومت و اجراء قوانين الهى واداره جامعه اسلامى و ولايت فقيه از امور قراردادى و اعتبارى عقلايى است و واقعيتى جز جعل قانونى ندارد، وقتى كسى به عنوان ولى در موردى نصب مى‏شود، مثلًا براى حضانت و سرپرستى كسى يا حكومت، ديگر معقول نيست در اعمال اين ولايت فرقى بين رسول اكرم (ص) و امام يا فقيه وجود داشته باشد. به عنوان مثال، ولايتى كه فقيه در اجراى حدود و قوانين كيفرى اسلام دارد، در اجراى اين حدود بين رسول اكرم (ص) و امام و فقيه امتيازى نيست. حاكم، متصدى اجراى قوانين الهى است و بايد حكم خدا را اجرا نمايد، چه رسول الله (ص) باشد و چه امام معصوم (ع) يا نماينده او يا فقيه عصر» (ولايت فقيه امام خمينى، ص 65 ).
بنابراين و با توجه به كلام حضرت امام لزومى ندارد كه ولى فقيه معصوم اصطلاحي باشد و كسي از علما نيز چنين ادعايي ندارد، بلكه حد عدالت كه تنها حكايت‏گر وجود ملكه‏اى راسخ در نفس بوده و آدمى را از گناه بازمى‏دارد، كافى است. به اين معني كه اگر كسي بتواند به مقداري تقوا را رعايت و خويشتن دارى نمايد كه خود را به عصمت از گناه نزديك كند و به مرحله اي برسد كه عمداً گناه از او سر نزند و بقيه شرائط و صلاحيتهاي لازم را داشته باشد مي تواند به عنوان ولي فقيه، حاكم بر جامعه اسلامي گردد. چرا كه با وجود چنين تقوايي احتمال گناه به حد صفر نزديك مي شود؛ و از طرفي نيز با توجه به دارا بودن ديگر شرائط لازم و از جمله متخصص بودن در فهم دين ، امور سياسي ، كشورداري و غيره احتمال خطا و اشتباه نيز بسيار ناچيز و يا منتفي خواهد بود . و البته هر گاه شخص فقيه شرط عدالت يا ساير شرائط را از دست داد، از ولايت نيز ساقط مي شود.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .