خشونت عليه زنان؟

سلام من به تازگي خبرنگار شدم و از شهر دزفول هستم.چند وقت پيش در شهر يك اتفاقي افتاد .جمعه ها در مسير يك جاده در خارج از شهر موتورسوارها و خودروها حركات نمايشي اجرا مي كنند. هفته گذشته دو خانم سوار بر موتور با پوشش زنده در جاده ظاهر شدند كه با تشويق جوان هاي حاضر در آنجا همراه بود كه ظاهرا بعد از پياده شدن مردان حاضر در انجا به ان زنان ازار رسانده بودند كه شبكه هاي غربي اعلام كردند به انها ازار جنسي رسيده.شبكه هاي خارجي به خصوص اين خانم مسيح علينژاد مي گفت كه چرا اين مردان بايد به زنان ازار جنسي برسانند انها هم ادمند و اگر موتور سواري تفريح است حق تفريح دارند و چرا در ايران حجاب اجباري است و ... ميخواهم در اين زمينه پاسخي بنويسم و نياز به راهنمايي داشتم. يا مثلا مي گويند در غرب كه زن و مرد ازادند وقتي يك زن به كنار دريا مي رود هيچ مردي نگاه بدي به او ندارد ولي در ايران امار ازارهاي جنسي بالاست و ... ضمن اينكه من چند منبع موثق از امار تجاوزات جنسي در غرب ميخواهم براي من توضيح دهيد كه چرا حجاب در ايران اجباري است؟ خواهشا من دنبال پاسخ هاي كليشه اي نيستم كه اينجا حكومت اسلاميه و حجاب واجبه من دنبال پاسخي هستم كه يك مخاطب نا اگاه بدون هيچ غرضي را اقناع كند مثلا يه دليلي كه خودم در اين زمينه اوردم اين بود كه بافت جامعه ي ايران از قديم به گونه اي بوده كه پوشش زننده يك زن براش قابل هضم نيست و ميتونه اسيب هايي را در پي داشته باشه؟ لطفا در اين زمينه كمكم كنيد و ذكر كنيد كه ايا در غرب با وجود اينكه حجاب نيست امار ازار هاي جنسي زنان وجود ندارد؟ لطفا در اين زمينه كمكم كنيد

با سلام و احترام خدمت شما فرهيخته گرامي ، چنين اظهار نظرهايي از افراد معلوم الحالي مانند مسيح علي نژاد جاي تعجب نيست . نگاهي به سوابق و عملكرد وي به خوبي چهره وي را آشكار مي سازد. پيش از بررسي مطالبي كه اشاره نموده ايد ، مناسب است براي آشنايي بيشتر با وي نگاهي به شخصيت و عملكرد وي داشته باشيم . مسيح علي نژاد كيست معصومه علي‎نژاد قمي، معروف به مسيح علي‎نژاد در سال ۱۳۵۵ در بابل متولد شد. او روزنامه‎نگاري را از سال ۱۳۷۸ با روزنامه همبستگي آغاز كرد و بعد از آن با ايلنا همكاري كرد. از او در روزنامه‎هاي شرق، بهار، وقايع اتفاقيه، هم‎ميهن و اعتماد ملي نيز نوشته‎هايي منتشر شده است. اقدام ‫‏مسيح علي نژاد‬ براي دزدي اسناد محرمانه مجلس شوراي اسلامي (دوره هفتم مجلس كه باعث اخراجش از مجلس شد) هنگامي كه خبرنگار ايلنا بود علي‌نژاد را طعمه خوبي براي سرويس جاسوسي انگليس قرار داد تا از وي جاسوسي خوب تربيت كند، لذا از همان زمان بود كه وي به دام MI6 افتاد و الحق مورد مناسبي براي اين سرويس جاسوسي براي فعاليت عليه ‫‏ايران‬ بود. علي‎نژاد سپس به‎ همراه عناصر افراطي و نفوذي مدعي اصلاح‎طلبي به آمريكا فرار كرد، و معركه‎گير تجمعات ۲۰-۳۰ نفره ضد انقلاب در شهرهاي واشنگتن، نيويورك و بوستون شد. در اين تجمعات عناصري نظير محسن سازگارا، فاطمه حقيقت‎جو، علي افشاري، علي‎اكبر موسوي خوئيني، محمد تهوري، احمد باطبي، مسيح علي‎نژاد و... حضور پيدا مي‎كنند و ضمن معركه‎گيري تلاش مي‎كنند تا خود را نزد طرف آمريكايي، فعال و به درد بخور! نشان دهند. اين طيف همچنين پس از انتخابات رياست جمهوري دهم و به‎ويژه در روزهاي منتهي به ۱۸ تير، از سوي رسانه‎هاي بدنام غربي (صداي آمريكا، راديو فردا، بي‎بي‎سي، گويانيوز، روز نت، راديو زمانه و...) به عرصه فعاليت فراخوانده شدند تا به تحريك بي‎هزينه براي آشوبگري بپردازند. اين خبرنگار فراري نشريات زنجيره‎اي اصلاح‎طلب، اكنون در لندن اقامت دارد و با سايت جرس و .... همكاري مي‎كند. شروع انحرافات جنسي مسيح علي نژاد مسيح علي نژاد با كامبيز فروهر دوست پسرش در نشستي كه در وزارت امورخارجه آمريكا برگزار شد آشنا شدند. الن اير هم در اين نشست حضور داشت. دوستانشان حسن سربخشيان و پروانه فروهر، احمد باطبي و فريبا داوودي مهاجر همان جا يك پارتي مي گيرند براي اين آشنايي كه عكس هايش در صفحه حسن سربخشيان هست. آنجا دوستانش مرتب مي گويند كه به انگليس برنگرد همينجا ازدواج كن و مسيح مي نويسد حالا كه از شر قراردادهاي رايج خلاص شدم شما ايراني بازي در مي آوريد و گير مي دهيد. ازدواج چهارچوبي است كه عشق را ويران مي كند ما مي خواهيم عاشق بمانيم نه زن و شوهر. مخالفت علني با حجاب علي نژاد در بهمن ۱۳۹۲ در دفاع از اقدام زشت سريع القلم كه خود را مشاور روحاني مي داند و در كنفرانس داووس كروات زده بود كه با اعتراضات گسترده داخل كشور نيز مواجه شده بود بر آمده است و به حجاب بانوان مومن ايراني توهين مي نمايد و مدعي مي شود كه آنان از روي اجبار حجاب دارند وي در اين باره مي گويد: « اين دغدغه بزرگي است كه هنوز در كشور ما خيلي ها ياد نگرفته اند يكي را به خاطر حق انتخاب پوشش، گزينش نكنند، انكار نكنند، خوار نكنند... به افتخار همه زناني كه پوشش اجباري را اين همه سال تحمل كردند و هي پشت سر هم شنيدند حالا همه مشكلات حل شده مانده همين كه شما روسري از سرت برداري...» علي نژاد همچنين در مهر ماه ۱۳۹۰ در صفحه فيس بوك خود با انتشار كامنت توهين آميزي نسبت به گزارش «زناني كه تنها به فكر ارضاي شخصي خود هستند» كه در يكي از سايت هاي ايراني منتشر شده بود، به كشف حجاب زنان فراري از ايران در رسانه هاي استعمار واكنش نشان داد و نوشت : اين لينك را براي زنگ تفريح مي گذارم اينجا بخوانيد تا خستگي هايتان برطرف شود كه چه بيماران و بيكاراني داريم در نظام مقدسِ جمهوري اسلامي با دو تار موي زن كن فيكون مي شوند... مسيح علي نژاد تا كي مي خواهد همچون كبك سر بر زير برف نمايد و بگويد من پاك و طاهر هستم! آزادي يواشكي و برهنگي و عكس لختي گرفتن و در فيس بوك گذاشتن، ارتباط با يك معشوق بدون رعايت موازين شرعي كه خود نيز مدعي آن است چه سنحيتي با اعتراضات وي و قصد شكايت از كسي كه به او لقب فاحشه داده است دارد! از فاحشه گري سياسي تا فاحشه گري اعتقادي و جنسي كار فاحشه گري مسيح علي نژاد و ساير فتنه گران امثال وي از آن زماني كه در مقابل سيل خروشان ملت ايستادند و كشور و ملت خود را به راحتي و به اتهامهاي واهي و دروغين و يا بخاطر خوش گذراني بي دردسر همراه با درآمد كلان مالي! در خارج از كشور، فروختند آغاز شد و كم كم به ساير عرصه ها نيز سوق پيدا كرد! فاحشه گري سياسي اين جماعت خودفروش كمتر از فاحشه گري جنسي نيست كه سالهاست به آن تن داده اند و به روي مباركشان هم نمي آورند!!(www.farhangnews.ir/content/77363) اين مطلب كه در كشورهاي غربي چون مردان و زنان آزادند كسي متعرض آنها نمي شود ولي در ايران آمار اين گونه مسايل بالاست اولاً ؛ با واقعيات اين كشورها همخواني ندارد و آمار تجاوزهاي جنسي و خشونت عليه زنان در اين كشورها خلاف اين ادعا را ثابت مي كند. ثانياً؛ آزاد بودن زنان در پوشش و ظاهر شدن آنان در جامعه با هر نوع پوششي نه تنها موجب كاهش اين گونه آسيب ها نمي شود ، بلكه به افزايش آن كمك خواهد كرد زيرا شهوت و هواي نفس چيزي نيست كه در پرتو روابط آزاد زن و مرد عادي شود . علاوه بر اينكه يكي از عوامل كنترل افراد ، دين و باورهاي ديني است كه در اين كشورها خبري از آن نيست . در مورد آمار آزار جنسي در كشورهاي غربي ، امريكايي و اروپايي مي توانيد به گزارش هاي رسمي سازمان هاي بين المللي و گزارش اتي كه توسط مؤسساتي كه در اين كشورها اين گونه آمارها را منتشر مي كنند و در سايت هاي معتبر منتشر مي شود ، مراجعه نماييد . در اينجا به دو نمونه اشاره مي كنيم . سازمان ملل در گزارش نوامبر ۲۰۱۱ خود به مناسبت سال روز منع خشونت عليه زنان، كه به شماره DPI/2546A منتشر شده است، از آماري تكان دهنده درخصوص تجاوزهاي جنسي و خشونت‌هاي شديد عليه زنان در كشورهاي غربي پرده برداشت. آنچه در اين گزارش بسيار قابل توجه است، ميزان بالاي نرخ تجاوز جنسي در كشورهايي چون آمريكا، انگليس، كانادا و سرزمين‌هاي اشغالي توسط رژيم صهيونيستي در كنار كشورهايي با ساختارهاي قبيله‌اي همچون كنگو و سودان است كه به خاطر نفت و منابع طبيعي قابل توجه خود، همواره در معرض جنگ‌هاي داخلي مزدوران غربي و حكومت مركزي بوده‌اند. نكته قابل توجه ديگر اين گزارش، اثبات تلاش دولت‌هاي نظام سرمايه‌داري براي ايجاد و تقويت روابط آزاد جنسي ميان افراد جامعه با هدف انحراف افكار عمومي از پيگيري مطالبات سياسي و مذهبي است و اين موجب شده تا آمار تجاوزهاي جنسي در اين كشور‌ها، به صورت سرسام آوري نسبت به كشورهاي مبتني بر ساختارهاي ديني افزايش داشته باشد. در بخشي از اين گزارش آمده است: در كشورهاي استراليا، كانادا و سرزمين‌هاي اشغالي توسط رژيم صهيونيستي، ۴۰ تا ۷۰ درصد زنان كشته شده در اين كشور‌ها و مناطق، توسط شريكان جنسي خود خود به قتل رسيده‌اند. در ايالات متحده امريكا نيز يك سوم زناني كه هر ساله به قتل مي‌رسند، افرادي هستند كه توسط شريكان جنسي خود كشته شده‌اند. در سوئيس ۲۲. ۳ درصد از زنان، خشونت جنسي و روابط جنسي ناخواسته را در زندگيشان تجربه مي‌كنند. يك پژوهش نيز بر روي نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله كانادايي فاش ساخته كه اولين ارتباط جنسي ۵۴ درصد از دختران در اين كشور، به صورت اجبار و ناخواسته بوده است. گزارش سازمان ملل حاكي است كه باز هم در كانادا، زنان بومي پنج برابر ديگر زنان، بر اثر خشونت كشته مي‌شوند. در اروپا، ايالات متحده و استراليا، بيش از نيمي از زنان معلول و يك سوم زنان بدون معلوليت، تجاوز جسمي را تجربه مي‌كنند. بين ۴۰ تا ۵۰ درصد زنان در اتحاديه اروپا، ارتباط جنسي ناخواسته، تماس فيزيكي يا فرم‌هاي ديگري از اذيت و آزار جنسي در محل كارشان را تجربه كرده‌اند. در ايالات متحده نيز ۵۳ درصد دختران در سن ۱۲ تا ۱۶ سال، اذيت و آزار جنسي را در مدارس تجربه كرده‌اند. اگرچه دولت‌هاي نظام سرمايه‌داري، با اتخاذ روش ايجاد و گسترش روابط آزاد جنسي بين افراد، در تلاش بوده‌اند تا افكار عمومي كشورهاي خود را مملو از موضوعات مربوط به روابط جنسي و مسايل غيراخلاقي كنند تا بدين وسيله صنعت پورنو در اين كشور‌ها را به درآمدزايي‌هاي گسترده برسانند، اما گزارش سازمان ملل نشان مي‌دهد كه مجبور شده‌اند كه مبلغي هنگفت را صرف جبران مافات و هزينه‌هاي بهداشتي و درماني قربانيان جنسي اين سياست فرهنگي خود نمايند. براساس اين گزارش كه در ماه جاري منتشر شده، هزينه خشونت و تجاوز جنسي مردان به شركاي جنسي در آمريكا، به تنهايي بالغ بر ۵. ۸ ميليارد دلار در سال است. يك مطالعه در سال ۲۰۰۴ ميلادي در انگلستان، تمام هزينه‌هاي مستقيم و غيرمستقيم خشونت خانگي در حدود ۲۳ ميليارد پوند براي هر سال و ۴۴۰ پوند براي هر نفر تخمين زده است. براساس اين گزارش، در كانادا نيز هزينه سالانه كه براي خشونت عليه زنان خرج مي‌شود، در حدود ۶۸۴ ميليون دلار كاناديي براي سيستم قضايي، ۱۸۷ ميليون دلار براي پليس و ۲۹۴ ميليون دلار براي مشاوره و آموزش و جمعاً در حدود يك ميليارد دلار تخمين زده شده است.(www.shafaf.ir/fa/news/86758) همچنين در حالي كه دولت آمريكا همواره دولت‌هاي مخالف خود را به ترويج خشونت عليه زنان در كشورهايشان متهم مي‌كند اما گزارش‌هاي موسسات مردم‌نهاد آمريكايي نشان مي‌دهد كه اين اتفاق، در حجم بسيار بيشتري در ايالات متحده رخ مي‌دهد و سياست‌هاي فرهنگي دولت، به اين موضوع دامن مي‌زند. يكي از بدترين موارد خشونت عليه زنان، موضوع تجاوز جنسي و فساد اخلاقي حاكم بر اين روابط در ايالات متحده آمريكاست كه آمار بالاي آن، برخي موسسات خصوصي و مردم‌نهاد آمريكايي را به تحقيق و پژوهش در اين حوزه واداشته است. گزارش فوق، بر اساس گزارش‌هاي آماري تعدادي از معتبرترين موسسات مزبور تهيه شده و بديهي است تفاوت‌هايي در آمارهاي موسسات مختلف به چشم مي‌خورد كه ناشي از تفاوت جامعه آماري و شيوه تحقيق است اما متوسط آمارها سرانجام از فاجعه‌اي حكايت دارند كه در ابعاد گسترده‌اي در جامعه آمريكا در حال رخ دادن است و متاسفانه به جزيي از فرهنگ آمريكايي تبديل شده است. موسسه RAINN « شبكه ملي بررسي تجاوز، آزار و زناي با محارم» در گزارش‌ آماري قابل توجه خود فاش ساخت كه 44 درصد از قربانياني (عمدتاً زنان) كه در آمريكا مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، كمتر از 18 سال سن داشته و 80 درصد از آنان سن‌شان كمتر از 30 سال است. در اين گزارش همچنين تصريح شده كه سالانه 213 هزار نفر در آمريكا قرباني تجاوز جنسي مي‌شوند. در سال 2007 اين آمار به 248300 تن رسيد. اين آمار ظاهراً اعم از مردان و زنان قرباني تجاوز جنسي است اما بديهي است كه تعداد زنان به مراتب بيشتر از مردان است. بنابر همين گزارش، قريب به 60 درصد از تجاوزات جنسي هرگز به پليس گزارش نمي‌شوند و از هر 16 متجاوز، 15 نفر حتي يك روز زندان هم به‌خاطر اين جرم تحمل نمي‌كنند. در واقع دولت آمريكا با ايجاد حاشيه امن براي متجاوزان، خيال آن‌ها را از تحت تعقيب قرار گرفتن و مجازات شدن در صورت ارتكاب اين جرايم راحت كرده است. RAINN در يكي ديگر از صفحات خود تصريح كرده كه طي 13 سال گذشته، چهار ميليون و دويست‌ هزار نفر در آمريكا قرباني تجاوز جنسي واقع شده‌اند. پايگاه اطلاع‌رساني نيشن‌مستر در يكي از صفحات خود، نمودارهايي را در خصوص تعداد قربانيان تجاوز به عنف در كشورهاي جهان تنظيم كرده كه ايالات متحده آمريكا در اين رده‌بندي در جايگاه سيزدهمين واقع شده است. جالب اينكه تمام كشورهاي غربي مدعي رعايت حقوق بشر، از جمله انگليس، فرانسه، آلمان، كانادا و سوئد، در 10 رتبه اول قرار دارند و تنها ايتاليا با رتبه يازدهم، نتوانسته در ميان 10 كشور برتر قرار بگيرد! در اين نمودار كه 20 كشور اول در اين زمينه نشان داده شده، هيچ كشور اسلامي به چشم نمي‌خورد. يكي ديگر از گزارش‌هاي نيشن‌مستر نيز به آمار تلاق بازمي‌گردد كه بنابر نمودارها، آمريكا با 95/4 طلاق در هر هزار نفر، رتبه اول را از آن خود كرده و نزديك‌ترين كشور اسلامي به آمريكا، قطر است كه آمار طلاق در آن يك‌پنجم آمريكاست. به گزارش « مركز ملي قربانيان جنايت در آمريكا»، سه درصد از مردان آمريكايي در طول عمر دست‌كم يك‌بار مورد تجاوز واقع مي‌شوند كه بنابر جمعيت كنوني آمريكا، بالغ بر 8/2 ميليون نفر دچار اين موضوع شده‌اند. 71 درصد از قربانيان در حالي مورد تجاوز قرار مي‌گيرند كه سن آنها به 18 سال نرسيده است. بنابر گزارش فوق، مردان در كل حدود 10 درصد از قربانيان تجاوز را در آمريكا تشكيل مي‌دهند و در واقع بقيه اين آمار، مربوط به زنان است اما ميزان گزارش تجاوز به پليس در بين مردان به مراتب كمتر از زنان است. همچنين شايان ذكر است كه 22 درصد از مردان زنداني در آمريكا طعمه تجاوزكاران مي‌شوند كه اين رقم بالغ بر 422 هزار نفر در سال است. مركز « مقابله با بحران تجاوز سانتا باربارا» در گزارش خود مي‌نويسد: در هر دقيقه 3/1 زن آمريكايي مورد تجاوز واقع مي‌شود. تمام اين تجاوزات، تجاوز به عنف است و با اين حساب در هر ساعت 78 زن، در هر روز 1871 زن و در هر سال 638 هزار زن مورد تجاوز قرار مي‌گيرند. در 80 درصد از موارد، تجاوز توسط شخصي آشنا و در 60 درصد موارد در منزل خود او، دوست، آشنا، فاميل يا همسايه صورت مي‌پذيرد و اين بلايي است كه دولت آمريكا با ترويج روابط آزاد جنسي، بر سر مردم خود آورده است. بنابر اين گزارش، 83 درصد از زنان و 32 درصد از مرداني كه دچار ناتواني‌هاي مختلف در امور جنسي مي‌شوند، پيش‌تر مورد آزار جنسي واقع شده‌اند. 54 درصد از قربانيان زن زير 18 سال سن داشته و 83 درصد آنها زير 25 سال بوده‌اند. « سازمان مبارزه با خشونت» نيز در گزارش خود تصريح كرد: در هر 9 ثانيه يك زن آمريكايي كتك مي‌خورد و در هر ده ثانيه نيز يك مورد كودك‌آزاري در آمريكا گزارش مي‌شود كه با هيچ جاي جهان، قابل مقايسه نيست. بنابر گزارش اين موسسه، همچنين 5 كودك از هر 6 كودكي كه در آمريكا جان خود را از دست مي‌دهند با كودك‌آزاري يا بي‌توجهي مواجه بوده‌اند. همچنين در اين كشور، يك كودك از هر چهار كودك با يك فرد الكلي زندگي مي‌كند. اين تعداد معادل 28 ميليون كودك است. بردگي جنسي از پديده‌هاي شديداً ناهنجاري است كه از گذشته وجود داشته و امروزه نيز شكل مدرن به خود گرفته است. در اين پديده، زن يا مرد به بردگي گرفته شده، توسط افراد متعدد و بالاخص ارباب خود مورد آزار جنسي قرار مي‌گيرد كه عموماً در اين وقايع، صدمات زيادي را متحمل مي‌شوند. كتك زدن، آويزان كردن از اعضاي بدن، شلاق زدن، تجاوز دست‌جمعي و ... از مواردي است كه اربابان كه عموماً افراد داراي بيماري‌هاي رواني- جنسي هستند بر سر قربانيان خود مي‌آورند؛ چرا كه روابط جنسي آزاد به قدري در برابر آن‌ها قرار گرفته كه روابط عادي جنسي، اين افراد را ارضاء نمي‌كند و براي دستيابي به هدف خود، از راه‌هاي ساديسم‌گونه وارد مي‌شوند. دولت آمريكا حتي در برابر سايت‌هاي غيراخلاقي فراواني كه دست به تبليغ اين پديده نفرت‌انگيز مي‌زنند، كاملاً با تساهل و در راستاي احترام به آزادي بيان برخورد مي‌كند! چرا كه مي‌داند مخاطب اين تصاوير و فيلم‌ها، افكار عمومي كشورهاي جهان سومي و كشورهاي مبتني بر اصول ديني نيز هستند و از اين طريق، آن‌ها هم مي‌توانند در اين معضل فرهنگي شريك شوند. به گزارش پايگاه اطلاع‌رساني « ليمون دراپ»، سالانه حدود 20 هزار نفر براي بردگي به آمريكا قاچاق مي‌شوند. اين افراد كه با وعده كار يا تحصيل به آمريكا آورده مي‌شوند، هر يك به قيمتي بين 10 هزار تا 300 هزار دلار به فروش مي‌رسند. اين جدا از كساني است كه با مليت آمريكايي به بردگي گرفته مي‌شوند و آمار درستي از آنها در دست نيست. اين پديده كثيف به حدي در كشورهاي غربي و توابع فرهنگي آنها رايج شده است كه با جستجوي عبارت مربوط به اين پديده شوم در موتور جستجوي گوگل، قريب به 45 ميليون صفحه اينترنتي يافت مي‌شود! آنچه ذكر شد تنها بخشي از فاجعه‌اي است كه دولت آمريكا با سياست‌هاي فرهنگي خود در ايجاد و تقويت روابط آزاد جنسي، بر سر مردم خود آورده است و مي‌كوشد با ترويج اين فرهنگ به ديگر كشورها، آن‌ها را نيز دچار تضادهاي فرهنگي ناشي از اين موضوع كند. شايد به همين خاطر باشد كه اقدام اوليا ماجده دختر مصري كه تصاوير برهنه خود را در وبلاگش قرار داده بود، به طرزي باورنكردني از سوي رسانه‌هاي غربي و به خصوص رسانه‌هاي آمريكايي منتشر شد و از وي به عنوان نماد آزادي و حركت ضداسلامي جوانان عرب ياد كردند تا بتوانند كشورهاي جهان سومي و كشورهاي اسلامي را نيز در اين غم بزرگ خود شريك كنند كه اين اقدام با هوشياري جوانان مصري، ناكام ماند و طي روزهاي بعد، با بيرون راندن وي از صحنه اعتراضات، تاكيد كردند كه جنس حركت وي با اهداف حركات انقلابيون متضاد است. (www.barackobama.ir/en/news/32) فلسفه حجاب در اسلام وجوب پوشش و حجاب براي زنان در اسلام داراي چند فلسفه اساسي است . 1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنيت و آرامش روانى. يكى از غرايز خدادادى در ساختمان وجودى انسان، غريزه جنسى است كه نيرومندترين و ريشه‏دارترين غريزه آدمى است و در صورت كنترل آن، مى‏تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنيت روانى انسان‏ها را فراهم كند. در قوانين اسلام، براى استفاده درست از اين غريزه حياتى، مكانيسم‏هاى گوناگونى مطرح شده است كه «حجاب» و وجود حريم بين زن و مرد، يكى از راهكارهاى مهم آن است. بدون شك، نبودن حريم بين زن و مرد و آزادى معاشرت‏هاى تعريف نشده و بى‏بندوبار ، هيجان‏ها و التهاب‏هاى جنسى را فزونى مى‏بخشد و تقاضاى برهنگى را به صورت يك عطش روحى و يك خواست سيرى‏ناپذير درمى‏آورد. اسلام به قدرت شگرف اين غريزه آتشين توجه كامل داشته و تدابير زيادى براى تعديل و رام كردن اين غريزه انديشيده است و در اين زمينه هم براى زنان و هم براى مردان، تكاليف خاصى معين كرده است. وظيفه مشترك زن و مرد اين است كه چشم خويش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت‏آميز بپرهيزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه‏هاى بيش‏تر - وظيفه خاصى دارند و آن اين كه بدن خود را از مردان بيگانه بپوشانند و در اجتماع با آرايش‏هاى تحريك‏آميز، ظاهر نشوند و به جلوه‏گرى و دلربايى نپردازند تا زمينه انحراف مردان و به ويژه جوانان فراهم نشود. لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمى‏تواند به هر شكل و اندازه‏اى باشد و بايد حد و ضابطه‏اى داشته باشد. بى‏بندبارى در پوشش و لباس ، موجب بى‏بندبارى در تحريك غريزه جنسى است. تحقيقات علمى در فيزيولوژى و روانشناسى در باب تفاوت‏هاى جسمى و روحى زن و مرد ثابت كرده است كه مردان نسبت به محرك‏هاى چشمى شهوت‏انگيز، حساس‏تر از زنانند و برعكس زنان در مقابل محرك هاى لمسى حساسيت بيش‏ترى دارند. آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پايين‏تر از مردان است...؛ در عوض مردان بينايى بهترى دارند. اين مزيت‏هاى جنسى در استعداد حسى، آموخته يا اكتسابى نيست؛ بلكه از زمان كودكى آشكار است... .مردان بالغ به محرك‏هاى بينايى شهوانى حساسيت بيش‏تر مى‏داند. اصطلاح «چشم چرانى» كه براى اين ويژگى مردان به كار مى‏رود، زاييده حساسيت مردان نسبت به محرك‏هاى بينايى شهوانى است؛ چون دامنه و برد حس بينايى زياد است؛ يعنى چشم مى‏تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثير محركها قرار گيرد و از اين گذشته وسعت زيادى از محيط در آن واحد ديده مى‏شود. از سوى ديگر، چون حس لامسه دامنه و برد زياد ندارد و فعاليتش محدود به تماس از نزديك است و هورمون‏هاى جنسى زن به صورتى دوره‏اى ترشح مى‏شوند و به طور متناوب عمل مى‏كند، تأثير محرك‏هاى شهوانى بر زن، صورتى بسيار محدود دارد و از اين نظر فعاليت زنان بسيار كم است؛ به خلاف مردان كه ترشح اندروژن‏ها در آن‏ها صورتى يكنواخت دارد و هيچ عامل طبيعى آن را قطع نمى‏كند. مردان به صورتى گسترده‏تر تحت تأثير محركهاى شهوانى قرار مى‏گيرند و از اين نظر فعال‏ترند. 2. حفظ و تحكيم بنيان خانواده‏ بى‏ترديد نهاد خانواده، يكى از مقدس‏ترين نهادهاى اجتماعى است كه بشر تا به حال خود ديده است. نقش خانواده در پروسه ايجاد جامعه سالم، يك نقش بى‏بديل است و در اين ميان نقش حجاب و پوشش اسلامى در سلامت و استمرار پيوند خانوادگى، غير قابل انكار است. در مقابل، برهنگى، سمّ كشنده نظم و پيوند موجود در نهاد خانواده است. آمارهاى مستند نشان مى‏دهد كه با افزايش برهنگى در جهان، طلاق و از هم گسيختگى زندگى زناشويى در دنيا همواره بالا رفته است؛ زيرا «هر چه ديده بيند، دل كند ياد» و هر چه دل در مقوله هوس‏هاى سركش بخواهد، به هر قيمتى باشد، به دنبال آن مى‏رود و به اين ترتيب، هر روز دل به دلبرى جديد مى‏بندد و با قبلى وداع مى‏كند؛ اما در محيطى كه «حجاب» حاكم است و شرايط ديگر اسلامى رعايت مى‏شود، دو همسر تعلق به يكديگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص يكديگر است. در بازار آزاد برهنگى، قداست پيمان زناشويى مفهومى ندارد. خانواده‏ها به سادگى متلاشى مى‏شوند و كودكان بى‏سرپرست مى‏مانند. 3. پيش‏گيرى از فحشا و فروپاشى نظم جامعه. گسترش دامنه فحشا و افزايش فرزندان نامشروع، از دردناك‏ترين پيامدهاى بى‏حجابى و آزادى‏هاى بى‏حد و حصر جنسى است كه در جوامع غربى و ساير جوامع مشابه، كاملا مشهود است. عامل اصلى فحشا و ازدياد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگى و بى‏حجابى نيست؛ بلكه يكى از عوامل اصلى و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جريان روبه‏رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگى و بى‏حجابى است. امروزه يكى از مشكلات جوامع غربى، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانى كه داراى پدر و مادر نامشخصى هستند و از نظر حقوقى، مشكلات فراوانى را به همراه آورده، نظم اجتماعى جوامع غربى را تهديد مى‏كنند. 4. حفظ كرامت زن و مصونيت زن در برابر طمع‏ورزى‏هاى هوس‏بازان و پرهيز از نگاه ابزاري به زن يكى از مسائل مطرح پيرامون حقوق زنان و بى‏توجهى به آنان، نگاه ابزارى به زنان است. هنگامى كه جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبيعى است روزبه‏روز تقاضاى آرايش بيشتر و خودنمايى افزونتر از او دارد و هنگامى كه زن را از طريق جاذبه جنسى‏اش وسيله تبليغ كالاها و عاملى براى جلب جهان‏گردان و مانند اين‏ها قرار دهد، در چنين جامعه‏اى شخصيت زن تا حد يك عروسك يا يك كالاى بى‏ارزش سقوط مى‏كند و ارزش‏هاى والاى انسانى او به كلى به دست فراموشى سپرده مى‏شود و به اين ترتيب، زن، وسيله‏اى براى اشباع هوس‏هاى سركش برخى مردان آلوده و فريبكار مى‏شود. عنصر حجاب و پوشش اسلامى، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعاليت‏هاى اجتماعى دور نمى‏كند، بلكه زمينه‏هاى حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعى برابر- تضمين مى‏كند و شخصيت خدادادى زن را از دستبرد نگاه ابزارى ديگران، مصونيت مى‏بخشد. از آن جا كه انسان يك موجود اجتماعي است جامعه بزرگي كه در آن زندگي مي‏كند از يك نظر همچون خانه او است و حريم آن همچون حريم خانه او محسوب مي‏شود پاكي جامعه به پاكي او كمك مي‏كند و آلودگي آن به آلودگيش روي همين اصل در اسلام با هر كاري كه جو جامعه را مسموم يا آلوده كند شديدا مبارزه شده است ؛ چرا كه گناه همانند آتش است هنگامي كه در نقطه‏اي از جامعه اين آتش روشن شود بايد سعي و تلاش كرد كه آتش خاموش يا حداقل محاصره گردد اما اگر به آتش دامن زنيم و آن را از نقطه‏اي به نقطه ديگر ببريم و يا آن را به حال خود واگذاريم حريق همه جا را فرا خواهد گرفت و كسي قادر بر كنترل آن نخواهد بود، از اين گذشته عظمت گناه در نظر مردم و حفظ ظاهر جامعه از آلودگي‏ها خود سد بزرگي در برابر فساد است. اشاعه فحشا و نشر گناه و تجاهر به فسق و تسامح در اين موضوع اين سد را مي‏شكند گناه را در اذهان كوچك و آلودگي به آن را ساده مي‏نمايد. بر همين مبنا حكومت اسلامي موظف است جلو منكرات را بگيرد. اين به معناي تحميل به حجاب نيست، بلكه نوعي واكسينه كردن جامعه در مقابل بيماري‏هاي رواني و معنوي است. در جامعه اسلامي همه وظيفه دارند به بهداشت رواني و سلامت روحاني توجه كنند. اين همان امر به معروف و نهي از منكر و نظارت ملي است. حاكمان اسلامي موظفند موانع رشد فضائل انساني را از بين ببرند و اين در حقيقت بستر سازي براي سلامت رواني جامعه است و بر اين اساس قرآن با اين پديده برخورد كرده، به دنبال آن ديگر زنان بدحجاب نمي‏توانستند هرطور دلشان خواست در اجتماع ظاهر شوند، حتي اقليت‏هاي مذهبي نيز موظف به رعايت مقررات اسلامي در جامعه اسلامي بوده‏اند. در آيات 31 سوره نور و 34 و 59 سوره احزاب كيفيت حركات در روابط اجتماعي زن مورد توجه قرار گرفته است. نيز از آيات امر به معروف و نهي از منكر مي‏توان استفاده كرد كه جلو هر گونه منكر و زشت بايد ايستاد و اجازه ظهور و بروز به آن نداد. بسياري از حكمت‏ها و فلسفه‏هاي حجاب امروزه روشن شده است: الف) پوشش امري غريزي و فطري براي بشر است كاوش هاي باستان شناسي نشان مي‏دهد كه از دير زمان بشر در حد امكان نسبت به مساله پوشش اهتمام ورزيده است وهمه صاحبان اديان نيز آن را سرلوحه عمل قرار داده‏اند. ب ) مستور بودن زيباييها و جذبه‏هاي جنسي زن و مرد آنها را از معرض ديد و طمع ورزي شهوت پرستان هرزه محافظت مي‏كند و امنيت و بهداشت رواني جسمي آنان را تأمين مي‏نمايد. ج ) برهنگي راهبر به سوي بي‏بند و باري و لجام گسيختگي جنسي است كه عواقب شوم و زيانباري دارد؛ از جمله: 1- گسترش فساد و ناهنجاري‏هاي اجتماعي. 2- شيوع بيماري هايي ناشي از روابط جنسي 3- سست شدن پيمان مقدس خانواده گسترش آمار طلاق و بالا گرفتن عقده‏هاي روحي در كودكان. 4- زياد شدن فرزندان نامشروع. اينها و ده ها مشكل اجتماعي ديگر پيامدهاي شومي است كه جهان غرب را سخت برآشفته و ستاره تمدنش را به افول مي‏كشاند تا آن جا كه حتي فرياد متفكرين ماترياليستي چون راسل را برآورده و جهان را سخت بر آنان تنگ كرده است. ولي مكتب گرانقدر اسلام در پرتو هدايت‏هاي نوراني‏اش همچون حجاب از اساس با اين جريان ويرانگر به مبارزه برخاسته و حجاب را دژي استوار براي صيانت فرد وجامعه از آسيب هاي بيشمار قرار داده است. از همين روست كه استعمارگران براي تخدير جوانان و در بند كشيدن آنان و گسترش اهداف ظالمانه خويش از بي حجابي و برهنگي به عنوان ابزاري قوي سود مي‏جويند. در هر صورت موضوعاتي نظير:حفظ نظام اجتماعي ، بقاي نسل وخانواده، تامين سلامت فكري ، روحي - رواني افراد جامعه وفراهم نمودن بستري مناسب ومحيطي سالم براي پرورش وتكامل مادي ومعنوي انسان ، وبالآخره پرهيز از عواقب شومي كه جوامع ديگر به دليل رعايت ننمودن اين قبيل محدودهها گرفتار آن شده ويادر آن دست وپا ميزنند ؛ نظام اسلامي را ملزم به اجراي اين حكم ارزشمند الهي مي دارد. كاركردهاي فردي و اجتماعي حجاب براي حجاب كاركردهايي در دو حوزه فردي و اجتماعي، قابل تصوّر است: الف. كاركردهاي فردي: همچون پاسخگويي به نياز فطري «خوداستتاري» و تأمين امنيّت در برابر گرما و سرما و... ب. كاركردهاي اجتماعي: هويّت‏بخشي و ايجاد امنيّت اجتماعي از جمله اين كاركردهاست؛ زن با عنصر حجاب اسلامي، نه تنها به تهذيب، تزكيه نفس و ملكات نفساني پرداخته و قرب الهي را فراهم مي‏سازد، بلكه باعث گسترش روزافزون امنيّت اجتماعي و ايجاد زمينه‏اي جهت رشد معنوي مردان مي‏گردد؛ همچنان كه خداوند سبحان، خطاب به پيامبر اكرم صلي‏الله‏عليه‏و‏آله مي‏فرمايد: «به مردان مؤمن بگو تا چشمان خود را از نگاه ناروا بپوشانند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، كه اين بر پاكيزگي جسم و جان ايشان، بهتر است» (سوره نور، آيه30) همچنين مي‏فرمايد: «به زنان و دختران خود و به زنان مؤمن بگو كه خويشتن را با چادرهاي خود بپوشانند كه اين كار براي آن است كه آنها به عفّت شناخته شوند تا از تعرّض و جسارت، آزار نكشند (در امنيّت كامل باشند) ؛ خداوند در حقّ خلق، آمرزنده و مهربان است» (سوره احزاب، 59) همان‏گونه كه ذكر گرديد، حجاب و پوشش اسلامي براي مردان و زنان، تنها از كاركرد فردي برخوردار نيست و فقط براي سامان‏دهي خلقيّات و ملكات نفساني آدميان، مؤثر نمي‏باشد، بلكه از كاركرد اجتماعي نيز برخوردار است؛ غرايز، التهاب‏هاي جسمي و معاشرت‏هاي بي‏بند و بار را كنترل نموده، بر تحكيم نظام خانواده مي‏افزايد. همچنين از انحلال كانون مستحكم و پايدار زناشويي جلوگيري نموده و امنيّت اجتماعي را فراهم مي‏سازد. حال اگر كساني با نگرش ديني، اسلامي يا با رويكرد جامعه‏شناختي و روان‏شناسي به چنين كاركردها و تأثيرات مطلوب، به ويژه تأمين امنيّت اجتماعي پي ببرند، نه تنها هدفمندانه، زندگي مي‏كنند، بلكه براي رفتارها و انديشه‏هايشان دست به گزينش مي‏زنند تا به اهداف متعالي الهي و انساني دست يازند. از اين‏رو به مسأله حجاب نيز به عنوان راهبردي كارساز جهت تأييد و ترويج ارزش‏هاي اجتماعي، تأمين‏كننده سعادت آدمي و منشأ قرب الهي مي‏نگرند. بنابراين، پوشش اسلامي به منزله يك حفاظ ظاهري و باطني در برابر افراد نامحرم، قلمداد مي‏شود كه مصونيت اخلاقي، خانوادگي و پيوند عميق ميان حجاب ظاهري و بازداري باطني و از همه مهمّ‏تر امنيّت اجتماعي را فراهم مي‏سازد و پيشينه آن به اندازه تاريخ آفرينش انسان است؛ چراكه پوشش و لباس هر بشري، پرچم كشور وجود اوست. پرچمي كه وي بر خانه وجودش نصب كرده است و با آن اعلام مي‏دارد كه از كدام فرهنگ تبعيّت مي‏كند(فرهنگ برهنگي و برهنگي فرهنگي، غلامعلي حداد عادل، ص 40).

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .