حکمرانی خوب چیست؟ این ادبیات در دنیا از چه زمانی اجرایی شد؟ در ایران چطور؟ آیا اجرای ادبیات حکمرانی خوب با واقعیت‌های جامعه‌ی ایران هم‌خوانی دارد؟

مفهوم حکمرانی خوب و اثرات آن بر رشد اقتصادی یکی از مسائل مهم در عرصه‌ی اقتصاد سیاسی ایران است. «برهان» در گفت‌وگویی با «مصطفی رشیدی» استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اقتصاد سیاسی درباره‌ی مفهوم حکمرانی خوب و برخی ابعاد و آثار آن بر اقتصاد ملی به بحث نشسته است که در ادامه می‌خوانید.

مفهوم حکمرانی خوب چیست؟ و بستر شکل‌گیری این مفهوم و نهاد یا افرادی که این مفهوم را مطرح کرده‌اند، کدام‌اند؟

حکمرانی خوب برای اولین بار در سال 1989م. در گزارش بانک جهانی برای کشورهای صحرای آفریقا مطرح شد و اصطلاح (goodgovernance) در آن جا استفاده شد. اما تاریخچه‌ای که منجر به رسیدن به مفهوم حکمرانی خوب شده هم باید مدنظر قرار گیرد. در نظریه‌های توسعه یک سیر تطورات نظریه‌ها وجود دارد و آن هم این‌گونه است که کشورها به دو دسته کشورهای شمالی و کشورهای جنوبی تقسیم می‌شوند. کشورهای شمالی الگو قرار می‌گیرند و کشورهای جنوبی باید به هر نحو ممکن خود را به سطح آن‌ها برسانند و از آن جا که منابع مالی در اختیار کشورهای شمالی است، آن‌ها سعی می‌کنند مدل‌هایی را طراحی کنند و کمک‌های خود را در صورتی به دیگر کشورها بدهند که آن‌ها از این مدل‌ها تبعیت کنند و نهادهای مالی بین‌المللی هم تحت سیطره‌ی همین کشورهای شمالی است چون سهم بیشتری در آن‌ها دارند.

این کشورها مدل‌های توسعه را ارائه می‌کنند تا در نهایت به سیاست‌هایی مثل تعدیل می‌رسند که این مورد اخیر با یک تأخیر فاز حدوداً 10 ساله در ایران هم اجرا شد. این‌ها در اجرای سیاست‌هایشان به این نتیجه رسیدند که تعدیل (که با تسامح می‌توان گفت همان خصوصی‌سازی است) به تنهایی پاسخگو نیست و نیاز است که یک سری بسترهای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی از آن پشتیبانی کنند تا با این نگاه جامع به جامعه و با این بسته بتوانند مدل خود را کاملاً پیاده کنند.

کشورهای شمالی الگو قرار می‌گیرند و کشورهای جنوبی باید به هر نحو ممکن خود را به سطح آن‌ها برسانند و از آن جا که منابع مالی در اختیار کشورهای شمالی است، آن‌ها سعی می‌کنند مدل‌هایی را طراحی کنند و کمک‌های خود را در صورتی به دیگر کشورها بدهند که آن‌ها از این مدل‌ها تبعیت کنند و نهادهای مالی بین‌المللی هم تحت سیطره‌ی همین کشورهای شمالی است چون سهم بیشتری در آن‌ها دارند. این کشورها مدل‌های توسعه را ارائه می‌کنند تا در نهایت به سیاست‌هایی مثل تعدیل می‌رسند که این مورد اخیر با یک تأخیر فاز حدوداً 10 ساله در ایران هم اجرا شد.
این‌جاست که ما به بسته‌ی حاکمیت خوب می‌رسیم که هم مؤلفه‌های سیاسی و هم حقوقی و هم اجتماعی، اقتصادی دارد به این معنا که ابتدا یک اصلاح کلی صورت بگیرد و بعد سیاست پیاده شود. پس حکمرانی خوب ریشه‌ی اقتصادی دارد یعنی گفتند اگر بخواهیم این کشورها را به هدف رشد اقتصادی برسانیم، باید بسترهای لازم را ایجاد کنیم، آنان این‌گونه به حکمرانی خوب رسیدند.

خود مفهوم حکمرانی هم محل تأمل است. وقتی ما به مدل‌های توسعه‌ی گذشته نگاه می‌کنیم می‌بینیم که برای دولت (government) تجویز می‌شوند ولی در این‌جا حکمرانی خوب برای جامعه تجویز می‌کند که دولت هم بخشی از آن است و این هم نوعی جهش است که در بحث حکمرانی خوب اتفاق افتاد. یعنی برای بخش خصوصی و جامعه‌ی مدنی و... شاخص‌سازی می‌کند.

آیا کشورهای شمالی، حکمرانی خوب را خودشان هم به کار می‌برند یا فقط برای دیگر کشورها تجویز می‌کنند؟

می‌شود گفت اصولاً برای خودشان به کار نمی‌برند و فقط برای تجویز به جهان سوم است، هم‌چنان که در سیاست‌های تعدیل هم این را مشاهده می‌کنیم.

آیا نمی‌توان گفت غربی‌ها این مرحله را گذرانده‌اند و حالا تجربیات عمل شده‌ی خودشان را به ما منتقل می‌کنند؟

خیر؛ این‌گونه نیست. سال 1989م. چه زمانی است؟ زمانی که کمونیسم در حال فروپاشی در سراسر دنیاست و وقتی گزارش‌های بانک جهانی (worldbank) و صندوق بین‌المللی پول (IMF) و به طور خاص بانک جهانی را مطالعه می‌کنیم، می‌بینیم گزارش‌ها و تجویز‌ها در آن سال‌ها همه متمرکز بر اروپای شرقی، آسیا و... است. پس مفهوم حکمرانی خوب بسته‌ای بود برای آن‌که کشورهای در حال گذار از دوران کمونیستی به جامعه‌ی به اصطلاح آزاد، این دوران گذار را بر اساس این بسته طی کنند و به کشورهای آزاد برسند.

نکته‌ی مهم دیگر این است که این اتفاق زمانی صورت می‌گیرد که نگاه غربی دیگر رقیبی ندارد. اگر به تاریخ سیاسی نگاه کنیم، مشاهده می‌نماییم که تا دهه‌ی 70 م. شعار آزادی متعلق به کمونیست‌هاست. وقتی کمونسیم رو به فروپاشی می‌رود ناگهان غربی‌ها شروع می‌کنند به سر دادن شعارهای آزادی بیان، آزادی مدنی و... . چرا این اتفاق می‌افتد؟ برای این‌که نخست رقیبی وجود ندارد و دوم برای این‌که بتوانند زمینه‌ی نفوذ خود را فراهم کنند و بالاتر از همه این‌که آن‌ها اصولاً خود را بالاتر از سایرین می‌دانند و به اصطلاح از موضع «آقایی جهان» برای دیگران مدل پیشرفت می‌دهند. یعنی در موضعی نیستند که این حرف‌ها را برای خودشان هم قابل طرح بدانند. حتی اگر نگاه خوش‌بینانه هم به این روند داشته باشیم، به نتیجه‌ای مغایر با آنچه مطرح شد، نخواهیم رسید.

تفاوت حکمرانی و حکومت بر اساس مفهوم حکمرانی خوب چیست؟

حکمرانی ناظر به دولت نیست، ناظر به جامعه است که دولت هم یکی از بازیگران آن است و از این‌جا هم پیوندهایی با اقتصاد نهادگرا دارد. می‌گوید ما همه‌ی بازیگرانی را که در عرصه‌ی تصمیم‌گیری یک کشور سهیم هستند، مدنظر قرار می‌دهیم و آن‌ها را به نسبت سطح محلی، منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی احصا می‌کنیم. در این‌جا اصناف هم یکی از بازیگران هستند. سه رکن در حکمرانی وجود دارد: «دولت، بخش خصوصی که فعالیت‌های انتفاعی انجام می‌دهد و در نهایت جامعه‌ی مدنی مانند (NGO) ‌‌ها که سازمان‌‌های مردم نهادی هستند که واسطه‌ی بین مردم و دولت می‌شوند و حتی نقش‌های اصلی دولت را به عهده می‌گیرند و با بزرگ‌تر شدن خود، دولت را کوچک می‌کنند.

حتی نقش نظامی‌ها، اقتصاد زیرزمینی و مافیایی هم مورد توجه قرار می‌گیرد.» پس حکمرانی، حکومت کردن نیست، بلکه مجموعه عواملی است که باعث می‌شوند که یک خط مشی در یک کشوری اجرا شود؛ پس در تحلیل‌های آن اساساً نقش محوری به دولت داده نمی‌شود. در این‌صورت دلیل این‌که نقش دولت گاهی در آن پررنگ می‌شود، این است که می‌گویند دولت باید بستر لازم را ایجاد کند تا بتوان به هدف رسید ولی بار اصلی اقتصاد بر دوش بازار است و دولت فقط شکست‌های بازار را پوشش می‌دهد.

اصول و شاخص‌های حکمرانی خوب به طور دقیق چیست؟

برای حکمرانی خوب تعاریف متعدد و شاخص‌های متفاوتی وجود دارد ولی آن تعریفی که جامع‌تر به نظر می‌رسد و تعریف ارائه شده از سوی سازمان ملل است، 8 محور اصلی دارد که از آن جمله: «اجماع محوری (ابتناءِ سیاست‌ها بر نظر اکثریت مردم)، مشارکت، عدالت و برابری، کارایی و اثربخشی، پاسخگویی، شفافیت، حکومت قانون و مسؤولیت‌پذیری است.» این تعریفِ 8 مؤلفه‌ای، جامع‌ترین تعریف ارائه شده است. اما در بحث شاخص‌ها اجماع کلی وجود ندارد؛ اما بخش عمده‌ای از سنجش‌ها در فضای سیاسی است مانند: «مشارکت و... .» اما ارتباط با این شاخص‌ها با اقتصاد در اصول کارایی و اثربخشی، عدالت و برابری، شفافیت و حکومت قانون قوی‌تر است. با وجود این‌که سایر اصول هم دلالت‌های اقتصادی دارند، اما این اصول ارتباط وثیقی با اقتصاد دارند.

با این اوصاف آیا می‌توان گفت که حکمرانی خوب یک مدل توسعه است؟

اصولاً این مفهوم در دل ادبیات توسعه تعریف شده است.

مدل‌های رقیب آن کدام‌اند؟

حکمرانی خوب آخرین نسخه در فضای ادبیات توسعه است و در مدیریت دولتی که شاید مهم‌ترین رشته‌ای است که به توسعه می‌پردازد، حکمرانی خوب و مباحثی از این قبیل مانند دولت‌های شبکه‌ای و... محور اصلی است. از سال 1995م. به بعد که در مجمع عمومی سازمان ملل این برنامه تصویب شد، ادبیات آن فراگیر شد و اواخر دهه‌ی 90 م. و سال‌های 2000 و 2002م. به بعد اهمیت فراوان یافت و شرط اعطای وام‌های صندوق‌های بین‌المللی قرار گرفت.

ممکن است در مورد جنبه‌های اقتصادی این مفهوم توضیح بیشتری دهید؟

موضوع شفافیت به خصوص در اقتصاد نهادگرا بسیار مهم است. چون به طور کلی مبحث هزینه‌های مبادلاتی (Transactioncost) در نهادگرایی نوین پررنگ است. شفافیت با تقارن و عدم تقارن اطلاعات گره می‌خورد و شفافیت اثر فراوانی بر کاهش هزینه‌ی مبادلاتی دارد.

آیا روندی که حکمرانی خوب در پیش گرفته به سوی اقتصاد آزاد و اقتصاد بازار است؟

بله؛ اساساً وظیفه‌ی اداره‌ی اقتصاد در حکمرانی خوب به وضوح بر دوش بازار است و گفته می‌شود حکمرانی خوب به مثابه‌ی حکمرانی ارتقا دهنده‌ی بازار است. ولی گفته می‌شود که چون هم بازار شکست دارد و هم دولت، این دو باید مکمل یک‌دیگر باشند و ما در حکمرانی خوب می‌خواهیم این دو را به گونه‌ای در کنار هم قرار دهیم که به فعالیت خوب بازار منتهی شود. همچنین ادعا می‌شود که در نظریات قبلی توسعه بحث بر سر کمیت و اندازه‌ی بهینه‌ی دولت است اما در حکمرانی خوب، کیفیت دولت مهم است.

باید دولتی باشد که بازار را به کارایی برساند. یعنی اندازه‌ی دولت در کشورهای مختلف فرق می‌کند ولی در نهایت هدف، کارایی بازار است. پس اساساً بر بستر نئولیبرالسیم شکل گرفته و خود غربی‌ها هم ابایی از بیان این مطلب ندارند. البته ما در ایران از بیان این مطلب ابا داریم. ولی در مکتوبات بانک جهانی آشکارا اعلام می‌شود و حتی عنوان یکی از کتاب‌های نوشته شده «حکمرانی خوب در بستر نئولیبرالیسم» است. حاکمیت قانون بر می‌گردد به حقوق مالکیت که آن هم در فضای بازار تعریف می‌شود یا گفته می‌شود که سرمایه‌گذاری خارجی باید در بستر اعتماد و حاکمیت قانون رشد کند.

سیاست‌هایی که برای ارتقای شاخص‌های حکمرانی خوب اجرا می‌شوند چه سیاست‌هایی هستند؟

یک مطلب مهم، ثبات اقتصادی است و این‌که دولت نباید سیاست‌های اقتصادی را زیاد تغییر دهد یا اصطلاحاً گفته می‌شود که دولت باید در اتاق شیشه‌ای کار کند (تا همه‌ی مردم اقدام‌های آن را به وضوح ببینند) و لازمه‌اش این است که دولت برنامه‌های اقتصادی و سیاست‌های خود را به طور شفاف اعلام کند و دولت باید قوانینی را تصویب کند که به کارایی بازار بینجامد و بازار و رشد اقتصادی را حمایت کند. در حوزه‌ی کاهش فقر بیان می‌شود که دولت باید باز توزیع درآمدی انجام دهد. در سرمایه‌گذاری خارجی و سیاست تجاری می‌گویند دولت نباید به سمت ایجاد محدودیت برود.

آیا شاخص‌هایی برای اندازه گیری اجرای موفق حکمرانی خوب وجود دارند؟

بله؛ معمولاً بانک جهانی گزارش‌هایی را منتشر می‌کند و کشورها را در آن دسته بندی می‌کند. ولی نکته‌ی مهم این است که می‌گویند ما نمی‌توانیم به شکل جهان شمول سیاست تجویز کنیم و عموماً به صورت کشور به کشور و فارغ از مقایسه و رتبه‌بندی انجام می‌شود. به عنوان مثال در مورد کشورهای آفریقایی این کار در حجم بالایی انجام شده است.

آیا به واقع اجرای حکمرانی خوب شرط دریافت کمک‌های بین‌المللی است؟ به عنوان مثال اگر بانک جهانی به این نتیجه برسد که کشوری در اجرای حکمرانی خوب، به خوبی عمل نمی‌کند، آیا بر میزان اختصاص اعتبارات مالی به آن کشور اثر دارد؟

واقعیت با چیزی که به طور رسمی اعلام می‌شود، تفاوت دارد و در عمل مسائل متعددی مؤثر است به طوری که کشورهایی وجود دارند که کاملاً دیکتاتوری عمل می‌کنند و کاملاً هم حمایت می‌شوند. این که در واقعیت چه اتفاقی می‌افتد، به آن هدفی بر می‌گردد که در لوای این سیاست‌ها دنبال می‌شود و این‌که کدام کشورها بیشتر به سمت سیاست‌های متمایل به غرب حرکت می‌کنند. برای ندادن تسهیلات و وام مؤثر است. یعنی برای اعطای تسهیلات نه، ولی برای منع تسهیلات یک اهرم فشار است. نوعی راه نفوذ است.

گفتیم که طبق حکمرانی خوب برای رسیدن به رشد فقط پول مهم نیست و باید بسترهای سیاسی و اقتصادی و اجتماعی آن را فراهم کنیم. در نهایت اهداف همان اهداف اقتصاد آزاد است و برای آن که آن اهداف خوب اجرا شود، حکمرانی خوب را ایجاد کرده‌اند والا اهداف جدیدی در کار نیست. پس تجویزها خیلی به هم شبیه می‌شود چون هدف همان اهداف است و این ماجرا یک مفروض اساسی دارد که «بهترین نوع حکومت، حکومت دموکراتیک است» و دموکراسی را یک اصل مقدس قرار می‌دهد و برای این‌که این دموکراسی بتواند بهتر عمل کند، مدام ابزارهای جدیدی را به صورت منسجم به کار می‌گیرد. یعنی نقص‌های همان سیستم را بر طرف می‌کند.

به تازگی در نشست اندیشه‌های راهبردی در حضور مقام معظم رهبری مطرح شد که: «بسیاری اوقات، غربی‌ها با شاخص‌سازی‌های به ظاهر عملی که انجام می‌دهند، در لوای آن به تجویز سیاست برای دیگران می‌پردازند که یکی از آن‌ها همین مفهوم حکمرانی خوب است.» با توجه به این مطلب، آیا حکمرانی خوب به واقع نیاز ایران است و یا مانند برخی تئوری‌ها و سیاست‌های دیگر صرفاً تقلیدی از جریان غالب جهانی است؟

در این مسأله بنده نگاه کلی را می‌پسندم؛ به این معنا که ما نمی‌توانیم بگوییم یک بخشی از این نظریه را می‌گیریم و یک بخش را نه. حکمرانی خوب یک بسته است که فاکتورهایی منسجم و درهم تنیده برای هدف دموکراسی‌سازی و در نهایت رسیدن به اقتصاد آزاد است، یعنی در یک کلام غربی شدن. جنبه‌های مثبتی در آن وجود دارد مانند شفافیت یا حاکمیت قانون و پاسخگویی [که ادبیات آن به گفتمان پاسخگویی مطرح در کشور هم شباهت دارد] و یا عدالت [که البته تعریف آن‌ها از عدالت با تعریف ما متفاوت است.] ما اگر بخواهیم مدلی برای خود ایجاد کنیم، شاید در برخی زمینه‌ها شباهت‌هایی با آنچه آن‌ها می‌گویند، پیدا بکنیم ولی هدف چیز دیگری خواهد بود. فرض کنید شما از تبریز به اهواز می‌روید و دیگری هم از سرخس به چابهار می‌رود. درست است که به ظاهر فلش‌ها موازی هستند اما هر کدام از جای متفاوتی شروع می‌شوند و مقصد متفاوتی هم دارند، پس نمی‌شود این‌ها را با هم سازگار کرد.

شاهد مدعای بنده این است که در سال‌های 83 و 84 جلساتی در مؤسسه‌ی عالی آموزش و پژوهش کشور [وابسته به سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی سابق] برگزار می‌شد که جزوات آن هم موجود است. در آن جلسات، اساتید صاحب‌نظر ایرانی در این زمینه بحث ارائه می‌دادند و چندین نفر از آن‌‌ها به طور رسمی می‌گویند که نمی‌شود فقط یک گوشه‌ی این برنامه را گرفت و بقیه را رها کرد! باید برویم به سمت این که کشور را بر اساس دموکراسی کامل اداره کنیم و آن‌گاه راجع به حکمرانی خوب صحبت کنیم! به همین خاطر من شخصاً با دیده‌ی تردید به این که حکمرانی خوب نیاز ماست نگاه می‌کنم. بله، مسائل مثبتی وجود دارد اما این‌که تنها و بر اساس آن عمل کنیم، محل تردید است.

فضای ورود حکمرانی خوب به ایران چگونه بوده است؟ کدام جریان‌های علمی و سیاسی و در چه زمانی آن را به ایران وارد کرده‌اند؟

مفهوم حکمرانی خوب توسط دانشکده‌های علوم سیاسی به ایران وارد شد. با نگاهی به دولت‌های پس از انقلاب می‌بینیم که در دولت سازندگی سیاست‌های تعدیل اجرا می‌شود. بعد، در غرب به این نتیجه می‌رسند که تاریخ مصرف سیاست‌های تعدیل گذشته پس حکمرانی خوب مطرح می‌شود. در دولت اصلاحات کلمه‌ی «اصلاح» و (reform) مطرح می‌شود و شعارها عبارت است از جامعه‌ی مدنی، مشارکت، حاکمیت قانون و شفافیت، یعنی دقیقاً همان الفاظی که در حکمرانی خوب مطرح می‌شود. در حوزه‌های اقتصاد و حقوق هم حکمرانی خوب عملاً با قانون خدمات کشوری وارد می‌شود، زیرا مبنای نوشتن قانون خدمات کشوری، حکمرانی خوب است و گفته شده برای رسیدن به حکمرانی خوب دولت باید این‌گونه عمل کند و بر این اساس، قانون خدمات کشوری تدوین شده است.

پس مدل حکمرانی خوب در ایران به سیاست‌های اجرایی هم تبدیل شده است؟

بله؛ همین قانون خدمات کشوری نمونه‌ی بارز آن است، البته در جاهای دیگری هم قسمت‌هایی از این مدل وجود دارد، اما به این صورت جامع که در قانون خدمات کشوری طراحی شده، نیست.

آیا حکمرانی خوب بر فضای ذهنی سیاست‌مداران ایرانی هم اثرگذاری داشته است؟ به عنوان مثال این‌که وارد مراکزی از مجلس یا دولت شود؟

مشکلی در ایران وجود دارد و آن هم تلقی از همین عبارت «حکمرانی خوب!» است. همین که می‌گویی «خوب»، عده‌ای فکر می‌کنند هر چیز خوبی که در نظر آن‌ها وجود دارد، بر مفهوم حکمرانی خوب بار می‌شود. حکمرانی خوب تعریف خاص خودش را دارد، این بسته‌ی سیاسی با این اجزا را «goodgovernance» نامیده‌اند، نه این‌که هر چیز خوبی قابل طرح در این مفهوم باشد. متأسفانه برخی در ایران این لفظ را به کار می‌برند بدون این‌که معنای واقعی آن مدنظرشان باشد یعنی بخشی از این ادبیات در ایران شعاری است کما این‌که در انتخابات‌ها هم مسائلی از قبیل حاکمیت قانون به کرات شنیده می‌شود.

در زمینه‌ی شاخص‌ها هم اجازه بدهید یک مثال ساده‌ی سیاسی بزنم. یکی از ملاک‌های توسعه یافتگی، تعداد صندلی سینماهاست. بر می‌گردیم به جنگ کره، آمریکایی‌ها به این نتیجه می‌رسند که ما داریم از راه رادیو آمریکا تبلیغات می‌کنیم ولی کره‌ای‌ها گیرنده‌ی پیام ندارند. بر این اساس هواپیماهای آمریکایی به جای بمب چه چیزی روی سر مردم کره می‌ریختند؟ رادیو!! تا این‌که مردم، گیرنده برای دریافت عملیات روانی آمریکا داشته باشند.

اما در حال حاضر دیگر نیازی نیست که آمریکا برای ما گیرنده‌ی فرهنگی بفرستد! ما با دست خودمان سینما می‌سازیم. پس سینمادار و صنف می‌سازیم، بعد مجبور می‌شویم که برنامه‌ریزی کنیم که چگونه سینماها را پر کنیم! دغدغه‌ی مسؤولین سینمای کشور این است که صندلی سینما را چطور پر کنند، خودمان به دنبال این هستیم که مردم را از خیابان بکشیم و روی صندلی سینما بنشانیم! در اقتصاد، این مسائل قدری پیچیده می‌شود. دنیای غرب دنیای سرمایه‌داری است. این شاخص‌هایی که شما تعریف می‌کنی تا رتبه‌ات در حکمرانی خوب بالا بیاید چه دلالتی دارد؟ در نهایت بازار باید رشد را ایجاد بکند. این شاخص‌سازی ما را به این سمت می‌برد که ما خودمان تمام حیات کشور را به دست سرمایه‌داران بسپاریم. در مثال سینما ماجرا خیلی واضح است اما این‌جا قدری پیچیده است.

اگر مدل حکمرانی خوب در ایران پیاده شود، نقش راهبری و حاکمیتی جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟ آیا تضادی وجود ندارد؟

مشکل است که این چنین آشکارا در این باره سخن بگوییم، ولی همین‌گونه است، در حکومت اسلامی من باید به امام پاسخگو باشم و امام هم باید به خدا پاسخگو باشد؛ در این‌ صورت امام هم در مقابل به سعادت رسیدن من مسؤول است. این رابطه در حکومت‌های دموکراتیک که پایه‌ی حکمرانی خوب است، کاملاً برعکس است؛ یعنی حکومت و دولت است که باید در مقابل مردم پاسخگو باشد. سربسته بگویم که اگر اصول حکمرانی خوب را بپذیرید، دیگر نمی‌توانید با قانون اساسی موجود کنار بیایید!
مشکل اساسی داریم و آن این است که ما یک مدل کلی حکومت داریم، این مدل در سطح خرد و ساختاری منسجم نیست. یعنی ما هنوز نمی‌دانیم ساختار دقیق حکومت ایده‌آل ما چیست؟ ولایت که مفهومی کلیدی در حکومت اسلامی است، تسرّی پیدا می‌کند یا خیر؟ در هر صورت جواب مثبت و منفی، آن‌گاه ساختار نظام حکومتی و اداری ما چگونه باید باشد؟ ما باید ساختار حکومتی دقیق ایده‌آل خودمان را بر اساس نظام ولایی تعریف و اجرا کنیم و در مواجهه با مدل‌هایی از قبیل حکمرانی خوب متوجه باشیم که برخی هم جهت بودن‌های ظاهری ما را از بنیان و کلیت موضوع غافل نکند.

در حکومت اسلامی من باید به امام پاسخگو باشم و امام هم باید به خدا پاسخگو باشد؛ در این‌ صورت امام هم در مقابل به سعادت رسیدن من مسؤول است. این رابطه در حکومت‌های دموکراتیک که پایه‌ی حکمرانی خوب است، کاملاً برعکس است؛ یعنی حکومت و دولت است که باید در مقابل مردم پاسخگو باشد. سربسته بگویم که اگر اصول حکمرانی خوب را بپذیرید، دیگر نمی‌توانید با قانون اساسی موجود کنار بیایید!

رابطه‌ی مردم و بافت اقتصادی جامعه با پیاده‌سازی حکمرانی خوب چگونه است؟

خوشبختانه یا متأسفانه بافت بازار سنتی ایران چندان به این بحث‌ها کاری ندارد. این بحث بیشتر متعلق به دانشکده‌های اقتصاد است تا بافت سنتی اقتصاد ما. حتی به نظر می‌رسد که نظام بانکی هم که بخش مهمی از اقتصاد است، چندان وارد این بحث‌ها نشده است.

بخش‌های جدید اقتصاد مانند صنایع و تجارت و سرمایه‌گذاری خارجی چه ارتباطی با سیاست‌های حکمرانی خوب پیدا می‌کنند؟

بخش نفتی که در ایران نظام پیچیده‌ی خاص خود را دارد که به هیچ وجه شفافیت و حاکمیت قانون در آن وجود ندارد و اساساً خود غربی‌ها هم مایل به این نیستند. آیا دیده‌اید که جایی در زمینه‌ی نفت بگویند شفافیت ایجاد کنید؛ پس بخش نفتی ماجرای خاص خود را دارد. در سیاست‌های بازرگانی و تجارت خارجی (tradepolicy) به علت تحریم، معادلات در مورد ایران متفاوت و خاص ایران است و نمی‌توان نسخه‌ی جهانی را برای ایران تجویز کرد. خود کسانی که این نظریه‌ی حکمرانی خوب را طرح کرده‌اند، اعتراف دارند که ایران همه‌ی معادلات را بر هم زده و مانند یک لقمه‌ی گلوگیر است. به طور خلاصه در ایران بیشتر جنبه‌های سیاسی حکمرانی خوب وارد شده است تا جنبه‌های اقتصادی.

در دوره‌ی سازندگی اجرای سیاست‌های تعدیل اقتصادی از سوی ایران، شرط دریافت کمک‌های بین‌المللی بود. آیا در دروه‌ی بعد از آن، این اتفاق در مورد سیاست‌های حکمرانی خوب افتاد؟ [به نوعی که اجرای آن، شرط دریافت کمک‌ها باشد.]

در دوره‌ی اصلاحات، عده‌ای بر سر کار آمدند که بدون این‌که طرف‌های بین‌المللی برای آن‌ها شرط بگذارند، خودشان شروع به بسط این شعارها کردند. یعنی از این طرف بدون این‌که پیش شرطی از طرف مقابل ارائه شود، ما خود به آن سمت حرکت کردیم؛ یعنی گفتمان آن قدر غالب بود که ما خودمان به آن سمت می‌رفتیم.

آیا در فضای جدید سیاسی کشور، آن شعارها کنار گذاشته شده است؟

در دانشگاه‌ها خیر، پایان نامه‌ها، تحقیقات و... همه در همان فضای قبلی است. اما شعارهای دولت‌های نهم و دهم به سمتی می‌رود که خیلی کاری به دانشگاه‌ها ندارد! و حداقل این‌که شعارهای قبلی در حال حاضر در اولویت نیستند و فضا عوض شده است.

با تشکر از فرصتی که در اختیار «برهان» قرار دادید/۱۳۹۱/۲/۲۷ .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .