حدود آزاد انديشي؟

سلام با توجه به اينكه عده اي حضور اصحاب فتنه در دانشگاه به منظور سخنراني يا حتي مناظره غلط ميدانند و با ان مخالفت ميكنند و اين موضوع را خواسته ي رهبري عنوان ميكنند. ۱-رهبري در كدام سخنراني به اين موضوع اشاره كرده اند؟ ۲-اين موضوع كه حتي با مناظره ها هم مخالفت شود چه سنخيتي با تاكيدات رهبري بر كرسي هاي ازاد انديشي دارد؟

با سلام و تحيت و قدرداني از مكاتبه ي شما با اين مركز پرسشگر ارجمند، در ارتباط با موضوع چند نكته را خدمت شما عرض نماييم: اولا اينكه قطعا توجه داريد كه فتنه ي 88 به تعبير رهبر معظم انقلاب فتنه ي عميقي بود كه به مدت هشت ماه امنيت و نظم عمومي كشور را درگير خود نموده و آسيب هاي زيادي به امنيت ملي كشورمان وارد نمود و مع الاسف تاثيرات مخرب آن محدود به سياست داخلي نمانده بلكه در عرصه ي بين المللي نيز آسيب ها و خسارت هايي جدي به منافع ملي نظام جمهوري اسلامي وارد آورد. نذكر اين نكته از آن رو بود كه تصور ننماييم فتنه 88 مساله ي كوچكي بوده و مي توان به راحتي آن را فراموش نمود. ظلم بزرگي –به تعبير رهبر انقلاب- كه در اين ماجرا به نظام اسلامي وارد شد هنوز كه هنوز است آثار خود را هر از گاهي نشان مي دهد. بنابر اين و با اين توضيح به هيچ وجه قابل قبول نيست كه در فضاي دانشگاهي كشور ، بستري مساعد براي دفاع و طرح مجدد مسائل مرتبط با فتنه مطرح باشد. اگر مروري بر سخنان رهبر معظم انقلاب در طول سال هاي بعد از فتنه تا به امروز داشته باشيد متوجه خواهيد شد كه محكوم كردن فتنه 88 و تنبه دادن افكار عمومي به ضرر هاي وسيع اين فتنه همواره در طول اين سال ها يكي از موارد مورد تاكيد رهبري معظم انقلاب مي باشد. بنابراين مي بايست بين محكوميت فتنه و لزوم روشنگري پيرامون ابعاد آن و نقش خواص بي بصيرت در آن و لزوم ازاد انديشي در محيط دانشگاهي تفكيك نمود. در پيوست پاسخ پيرامون كرسي هاي آزاد انديشي از ديدگاه رهبري مطالبي بيان خواهد گرديد. ثانيا مي بايست بين جلسه ي مناظره و بحث و بررسي و جلسه ي سخنراني تفكيك نمود. در جلسه ي سخنراني جريان اطلاعات يك سويه و منطبق با عقايد و اراي سخنران است اما در مناظره هر يك از طرفين به نقد و تحليل ديدگاه هاي طرف مقابل مي پردازند و مستمع با ارزيابي تحليل هاي ارائه شده نسبت به جمع بندي نظرات و تشخيص صحيح و سقيم اقدام مي كند. با توجه به همين نكته به نظر مي رسد مقوله ي كرسيهاي آزاد انديشي با مناظره سازگار است نه با جلسات سخنراني. اينكه در فضايي منطقي و دو جانبه، صاحبان افكار سياسي متعدد كشور با همديگر به مناظره نشسته و پيرامون مسائل اساسي كشور با همديگر به بحث و گفتگو بپردازند، مساله اي است كه سابقه داشته و هم اكنون نيز در روال ماجراهاي سياسي دانشگاه ها در جريان مي باشد. بحث و مناظره از يك سو براي پيشرفت هاي علمي و از سوي ديگر براي روشن شدن حقيقت و مفتضح شدن باطل ، از مقوله هايي است كه همواره مورد تاكيد مسوولان نظام اسلامي بوده است. اگر مروري به تاريخچه ي انقلاب اسلامي داشته باشيد متوجه مي گرديد كه در سال هاي ابتداي انقلاب اسلامي كه فضاي فكري كشورمان مملو از افكار و انديشه هاي متنوع غربي و شرقي بود، انديشمندان جهان اسلام با برپايي جلسات مناظره ي علمي با سران و مغز متفكر هاي جريانات فكري موجود در آن زمان ، به ابطال نظريات منسوخ شرقي و غربي پرداخته و در مقابل ديدگاه هاي مبتني بر نظريات اصيل ديني پيرامون مسائل مختلف را ارائه مي نمودند. قطعا شما نيز درباره ي حضور بزرگان و متفكراني مانند آيت الله شهيد دكتر بهشتي و آيت الله مصباح يزدي در مناظراتي با افرادي مانند كيانوري ( رئيس حزب توده ) يا احسان طبري ( نظريه پرداز كمونيست ) و ... مطالبي را خوانده يا شنيده ايد. بنابر اين موضع جمهوري اسلامي ايران پيرامون جلسات مناظره به ويژه با كساني كه ادعاي روشنفكري و دگرانديشي دارند، واضح و مشخص مي باشد. بهترين شاهد بر اين مطلب تاكيدات مكرر رهبري معظم انقلاب ( دام ظله العالي ) پيرامون كرسي هاي آزاد انديشي در دانشگاه ها مي باشد. احتمالا خود شما نيز با فضاي دانشگاه ها آشنا هستيد ، در حال حاضر نيز در اكثر دانشگاه ها ، جلسات مناظره اعم از علمي ، سياسي و ... بين افراد مختلف با ديدگاه هاي متضاد برگزار مي گردد و هر دو طرف آزادانه ديدگاه هاي خود را بيان نموده و به نقد و رد ديدگاه هاي طرف مقابل مي پردازند. ثالثا رهبر معظم انقلاب همواره مخالفت خود را با برخورد هاي چكشي و برهم زدن مراسمات اعلام نموده اند. در زير به بخشي از چند سخنراني رهبري در سالهاي اخيردر اين رابطه اشاره مي شود ۱ – من يك توصيه هم در زمينه‌ى سياسى بكنم. عزيزان من! برادران! خواهران! در سرتاسر كشور، امروز ما احتياج داريم به اتحاد و يكپارچگى. بهانه‌هاى اختلاف زياد است. گاهى در يك قضيه‌اى سليقه‌ى يك نفر، دو نفر با هم يكسان نيست؛ اين نبايد بهانه‌ى اختلاف بشود. گاهى در كسى يك گرايشى هست، در ديگرى نيست؛ اين نبايد مايه‌ى اختلاف بشود. آراء، نظرات، همه محترمند. اختلاف در درون، منازعه‌ى در درون، موجب فشل مي شود. قرآن به ما تعليم مي دهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم».(۱) اگر منازعه كنيم، سر مسايل گوناگون – مسايل سياسى، مسايل اقتصادى، مسايل شخصيتى – دست‌به‌يقه شويم، دشمن ما جرى مي شود. يك مقدار از جرأتى كه دشمن در سالهاى گذشته پيدا كرد، به خاطر اختلافات بود. سخنان در حرم رضوي در آغاز سال ۹۱ ۲ – ممكن است ما با يكى مخالف باشيم، دشمن باشيم؛ درباره‌ى او چگونه قضاوت مي كنيد؟ اگر قضاوت شما درباره‌ى آن كسى كه با او مخالفيد و با او دشمنيد، غير از آن چيزى باشد كه در واقع وجود دارد، اين تعدى از جاده‌ى تقواست. آيه‌ى شريفه‌اى كه اول عرض كردم، تكرار مي كنم: «يا ايّها الّذين امنوا اتّقوا اللَّه و قولوا قولا سديدا»(۲). قول سديد، يعنى استوار و درست؛ اينجورى حرف بزنيم. من مي خواهم عرض بكنم به جوانان عزيزمان، جوانهاى انقلابى و مؤمن و عاشق امام، كه حرف ميزنند، مي نويسند، اقدام مي كنند؛ كاملاً رعايت كنيد. اينجور نباشد كه مخالفت با يك كسى، ما را وادار كند كه نسبت به آن كس از جاده‌ى حق تعدى كنيم، تجاوز كنيم، ظلم كنيم؛ نه، ظلم نبايد كرد. به هيچ كس نبايد ظلم كرد. خطبه‌هاى نماز جمعه‌ى تهران در حرم امام خمينى (ره) – ۱۳۸۹/۰۳/۱۴ ۳ – زيادتر نگوييد از آنچه كه هست، از آنچه كه بايد و شايد. منصف باشيم؛ عادل باشيم. اينها آن وظائف ماست. اينجور نيست كه ما چون مجاهديم، چون مبارزيم، چون انقلابى هستيم، بنابراين هر كسى كه از ما يك ذره – به خيال ما و با تشخيص ما – كمتر است، حق داريم كه درباره‌اش هر چى كه مي توانيم بگوييم؛ نه، اينجورى نيست. بله، ايمانها يكسان نيست، حدود يكسان نيست و بعضى بالاتر از بعضى ديگر هستند. خدا هم اين را مي داند و ممكن است بندگان صالح خدا هم بدانند؛ لكن در مقام تعامل و در مقام زندگى جمعى، بايد اين اتحاد و اين انسجام حفظ بشود و اين تمايزها كم بشود. سخنان در ديدار اعضاى بسيجى‌ هيات علمى دانشگاه‌ها – ۱۳۸۹/۰۴/۰۲ ۴ – اين حرفى كه من امروز زدم و از بعضى از مسوولان و سران كشور گله‌گزارى كردم، موجب نشود كه حالا يك عده‌اى راه بيفتند، بنا كنند عليه اين و آن شعار دادن؛ نه، بنده با اين كار هم مخالفم. اينكه شما يك نفر را به عنوان ضد ولايت، ضد بصيرت، ضد چه، مشخص كنيد، بعد يك عده‌اى راه بيفتند عليه او شعار بدهند، مجلس را به هم بزنند، بنده با اين كارها هم مخالفم؛ اين را من صريح بگويم. اين كارهايى كه در قم اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. آن كارهايى كه در مرقد امام اتفاق افتاد، بنده با اينجور كارها مخالفم. بارها به مسوولين و كسانى كه مي توانند جلوى اين چيزها را بگيرند، تذكر داده‌ام. آن كسانى كه اين كارها را مي كنند، اگر واقعاً حزب‌اللّهى و مؤمنند، خب نكنند. مى‌بينيد كه تشخيص ما اين است كه اين كارها به ضرر كشور است، اين كارها به نفع نيست. با احساساتشان راه بيفتند اينجا، آنجا، عليه اين شعار بدهند، عليه آن شعار بدهند؛ اين شعاردادن‌ها كارى از پيش نمي برد. اين خشم ها را، اين احساسات را براى جاى لازم نگه داريد. در دوران دفاع مقدس اگر بسيجى‌ها مي خواستند همين طور بروند يك جايى، طبق ميل خودشان حمله كنند، كه خب پدر كشور در مى‌آمد. نظمى لازم است، انضباطى لازم است، مراعاتى لازم است. اگر چنانچه به اين حرف ها اعتنايى ندارند، آنها كه خب حسابشان جداست؛ اما آن كسانى كه به اين حرف ها اعتناء دارند و مقيدند كه برخلاف موازين شرع حركت نكنند، بايد مراقبت كنند، از اين كارها نكنند. سخنان در ديدار مردم آذربايجان‌ – ۱۳۹۱/۱۱/۲۸ ۵ –در كشور آراء و عقايد مختلفي وجود دارد. اگر چنانچه يك عنوان مجرمانه‌اي بر يك حركتي، بر يك حرفي منطبق شود، اين عنوان مجرمانه البته قابل تعقيب است؛ دستگاه‌هاي موظف بايد تعقيب كنند و مي كنند؛ اما اگر عنوان مجرمانه‌اي نباشد، كسي است كه نميخواهد براندازي كند، نمي خواهد خيانت كند، نمي خواهد دستور دشمن را در كشور اجرا كند، اما با سليقه‌ي سياسي ما، با مذاق سياسي ما مخالف است، ما نمي توانيم امنيت را از او دريغ بداريم، عدالت را دريغ بداريم؛ «و لايجرمنّكم شنئان قوم علي الّا تعدلوا». قرآن به ما دستور مي دهد و مي گويد: مخالفت شما با يك قومي، موجب نشود كه عدالت را فرو بگذاريد و فراموش كنيد. «اعدلوا»؛ حتّي در مورد مخالف هم عدالت به خرج دهيد. «هو اقرب للتّقوي»؛(۱) اين عدالت، نزديكتر به تقواست. مبادا خيال كنيد تقوا اين است كه انسان مخالف خودش را زير پا له كند؛ نه، عدالت ورزيدن با تقوا موافق است. همه هوشيار باشيم، همه بيدار باشيم. اين بُعد هم نبايد ابعاد ديگر را در سايه قرار بدهد. سخنان در بيست و دومين سالگرد امام خميني ۱۳۹۰/۰۳/۱۴ بنابراين مشاهده مي نماييد رهبر انقلاب با هر گونه برخورد از قبيل برهم زدن جلسه ي سخنراني مخالف اند. و اگر هم اعتراضي به برقراري نشست و برنامه اي وجود دارد مي بايست از مجاري قانوني اعتراض خود را به گوش مسوولان رساند. پس با روشن شدن پاسخ قسمت نخست، پاسخ قسمت دوم نيز معلوم مي گردد . رهبر معظم انقلاب هيچ گاه با برگزاري جلسات مناظره و ... مخالفتي نداشته اند و دقيقا در نقطه ي مقابل آن، با تاكيد بر رواج و گسترش كرسي هاي آزاد انديشي گام مهمي در پيشرفت فكري كشور برداشتند. مجددا از مكاتبه ي شما با اين مركز قدرداني مي نماييم. منتظر سوالات بعدي شما هستيم. پيوست : در پيوست پاسخ به نظر مي رسد به مناسبت بحث، مروري بر بخشي از ديدگاه هاي رهبري انقلاب ( دام ظله ) پيرامون كرسي هاي آزاد انديشي خالي از لطف نباشد. فلذا به منظور حسن ختام گوشه اي از آراي رهبري عزيز پيرامون اين مساله را خدمتتان تقديم مي نماييم . يك. «كرسي هاي آزاد انديشي» منظور از كرسى هاى آزاد انديشى ايجاد فضايى مناسب در محيط هاى علمى از جمله دانشگاهها براى طرح انديشه ها و ديدگاههاى مختلف در زمينه هاى گوناگون، در فضايى كاملاً علمى و بر پايه استدلال و منطق و فارغ از هرگونه تبليغات منفى و بزرگ نمايى ها، سياه نمايى ها، جنجال و هياهو و سياست زدگى و... است كه بستر لازم را براى طرح انديشه ها و ديدگاههاى مختلف فراهم نموده و قدرت استدلال، انديشه، تفكر و تحليل را در اختيار افراد قرار مى دهد كه اين مسأله در بالندگى و پويايى فضاى جامعه و مقابله با تبليغات و توطئه هاى دشمنان نقش بسيار مهمى دارد و همين امر دليل تاكيد و پافشارى مقام معظم رهبرى بر بحث كرسى هاى آزا دانديشى است. در اينجا مناسب است به برخى از فوايد و آثار مثبت كرسى هاى آزاد انديشى ديدگاه مقام معظم رهبرى به اختصاراشاره مى كنيم 1 ايجاد جريان سيال فكرى در سايه كرسى هاى آزاد انديشى «يكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف مى طلبد، مسئله توليد فكر است كتابخوانى، افزايش معلومات عمومى در زمينه هاى گوناگون. اين كرسى‏هاى آزادانديشى كه ما عرض كرديم، پيشنهاد كرديم در دانشگاه ها و در حوزه ها به راه بيفتد، مى تواند يك جريان سيال فكرى بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد.» (پايگاه اطلاع رسانى دفتر مقام معظم رهبرى، 89/ 1/ 1) 2 گسترش توليد علم و انديشه در پرتو كرسى هاى آزاد انديشى «تنها راه گسترش فرهنگ و توليد علم و انديشه در كشور، ايجاد فضاى نقادى علمى در پرتو آزادانديشى حقيقى در دانشگاه ها و حوزه ها است. آزادانديشى در جامعه، نه به معناى تصور تلاش براى ايجاد زمينه به منظور حمله به بنيان ها و ارزش ها و نه به معناى لزوم حمله به بنيان ها و ارزش ها است، بلكه اين دو تصور، ظلم به آزادانديشى مى‏باشد. »(همان، بيانات معظم له در ديدار با اعضاى انجمن اهل قلم 81/ 11/ 8) 3 ايجاد فضاى اظهار نظر آزاد «بهترين زمينه براى ايجاد فضاى اظهارنظر آزاد، تسريع در راه اندازى كرسى هاى آزادانديشى در دانشگاهها است.» (همان، ديدار مقام معظم رهبرى با جمعى از اساتيد و اعضاى هيات علمى، نخبگان، و رؤساى دانشگاهها و مراكز تحقيقاتى، 88/ 6/ 8) 4 آشكار شدن حقيقت و كمك به پيشرفت كشور «شما كرسى آزادفكرى سياسى را، كرسى آزادفكرى معرفتى را تو همين دانشگاه تهران، تو همين دانشگاه شريف، تو همين دانشگاه اميركبير به وجود بياوريد. چند نفر دانشجو بروند، آن جا حرف شان را بزنند، حرف همديگر را نقد كنند، با همديگر مجادله كنند. حق، آن جا خودش را نمايان خواهد كرد. حق اين جورى نمايان نمى شود كه كسى يك انتقادى را پرتاب بكند. اين جورى كه حق درست فهميده نمى شود. ايجاد فضاى آشفته ذهنى با لفاظى ها هيچ كمكى به پيشرفت كشور نمى كند. شما تجربه اين پدر پيرتان را در اين زمينه داشته باشيد. آنى كه كمك مى كند به پيشرفت كشور، آزادى واقعى فكرهاست يعنى آزادانه فكر كردن، آزادانه مطرح كردن، از هو و جنجال نترسيدن، به تشويق و تحريض اين و آن هم نگاه نكردن.» (همان، بيانات در ديدار جمعى از نخبگان علمى كشور (6/ 8/ 1388، 5 سالم ماندن محيط اجتماعى از آسيب ها «اگر چنانچه بحث‏هاى مهم تخصصى در زمينه‏ى سياسى، در زمينه‏هاى اجتماعى، در زمينه‏هاى گوناگون حتّى فكرى و مذهبى، در محيطهاى سالمى بين صاحبان توان و قدرتِ بحث مطرح بشود، مطمئناً ضايعاتى كه از كشاندن اين بحثها به محيطهاى عمومى و اجتماعى ممكن است پيش بيايد، ديگر پيش نخواهد آمد. وقتى كه با عامه‏ى مردم، افراد مواجه مى‏شوند، همه نمى‏توانند خودشان را حفظ كنند. مواجهه‏ى با عامه‏ى مردم، انسان ها را دچار انحراف ها و انحطاط ها و لغزش‏هاى زيادى مى‏كند كه متأسفانه ما شاهد بوديم. خيلى از افرادى كه شما مى‏بينيد در مواجهه‏ى با عامه‏ى مردم يك حرفى مى‏زنند، يك چيزى مى‏گويند، در اعماق دلشان اى بسا خيلى اعتقادى هم ندارند. به تعبير بعضى‏ها جوگير مى‏شوند اين خيلى چيز بدى است. اگر در محيطهاى خاص، محيطهاى آزادانديشى و آزادفكرى، اين مسائل مطرح بشود ج مسائل تخصصى، مسائل فكرى، مسائل چالش‏برانگيز ج مطمئناً ضايعات كمتر پيش خواهد آمد.» (همان، ديدار مقام معظم رهبرى با جمعى از اساتيد و اعضاى هيات علمى، نخبگان، و رؤساى دانشگاهها و مراكز تحقيقاتى، 88/ 6/ 8) البته بايد توجه داشت كه كرسى هاى آزاد انديشى در عين حال كه مى تواند اثار مثبت و ارزنده اى را براى كشور به همراه داشته باشد اما در عين حال با آسيب ها و تهديدهايى روبروست كه لازم است از آن ها جلوگيرى شود و فضاى آزاد انديشى به فضايى براى تخريب ارزش ها تبديل نگردد مقام معظم رهبرى در اين باره فرمودند: «بايد راه آزادانديشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مديريت كرد تا به ساختارشكنى و شالوده شكنى و برهم زدن پايه هاى هويت ملى نينجامد، اين كار، مديريت صحيح لازم دارد. چه كسى بايد مديريت كند؟ نگاه ها فورا مى رود به سمت دولت و وزارت علوم و... نه، مديريتش با نخبگان است با خود شماست با اساتيد فعال، دانشجوى فعال و مجموعه هاى فعال دانشجويى. حواس تان جمع باشد دنبال حرف نو و پيدا كردن حرف نو حركت كنيد اما مراقب باشيد كه اين حرف نو در كدام جهت دارد حركت مى كند در جهت تخريب يا در جهت ترميم و تكميل اين ها با هم تفاوت دارد. اين وظيفه اى است به عهده خود شماها.» (همان، بيانات معظم له در دانشگاه سمنان، 85/ 8/ 18) دو. بخشي از بيانات مقام معظم رهبري پيرامون كرسي هاي آزاد انديشي سه كرسي متفاوت ولي در يك راستا • به نظر مى‌رسد كه هر سه روش پيشنهادى شما يعنى تشكيل ۱) «كرسى‌هاى نظريه‌پردازى»؛ ۲) «كرسى‌هاى پاسخ به سؤالات و شبهات» و ۳) «كرسى‌هاى نقد و مناظره»، روش‌هايى عملى و معقول باشند و خوب است كه حمايت و مديريت شوند به نحوى كه هر چه بيش‌تر، مجال علم، گسترش يافته و فضا بر دكانداران و فريب‌كاران و راهزنان راه علم و دين، تنگ‌تر شود[۱]. آزادفكري در همه‌ي رشته‌ها • من بر پيشنهاد شما مى‌افزايم كه اين ايده چه در قالب «مناظره‌هاى قانونمند و توأم با امكان داورى» و با حضور «هيأت داورى علمى» و چه در قالب تمهيد «فرصت براى نظريه‌سازان» و سپس «نقد و بررسى» ايده‌ي آنان توسط نخبگان فن و در محضر وجدان علمى حوزه و دانشگاه، تنها محدود به برخى قلمروهاى فكر دينى يا علوم انسانى و اجتماعى نيز نماند بلكه در كليه‌ي علوم و رشته‌هاى نظرى و عملى (حتى علوم پايه و علوم كاربردى و …) و در جهت حمايت از كاشفان و مخترعان و نظريه‌سازان در اين علوم و در فنون و صنايع نيز چنين فضايى پديد آيد. • براى آن‌ كه ضريب «علمى بودن» اين نظريات و مناظرات، پايين نيايد و پخته گويى شود و سطح گفت‌وگوها نازل و عوامانه و تبليغاتى نشود، بايد تمهيداتى انديشيد و قواعدى نوشت. • اين‌جانب با چنين طرح‌هايى همواره موافق بوده‌ام و از آن حمايت خواهم كرد و از شوراى محترم مديريت حوزه‌ي علميه‌ي قم مى‌خواهم تا با اطلاع و مساعدت «مراجع بزرگوار و محترم» و با همكارى و مشاركت «اساتيد و محققين برجسته‌ي حوزه»، براى بالندگى بيشتر فقه و اصول و فلسفه و كلام و تفسير و ساير موضوعات تحقيق و تأليف دينى و نيز فعال كردن «نهضت پاسخ به سؤالات نظرى و عملى جامعه»، تدارك چنين فرصتى را ببينند. • از شوراى محترم انقلاب فرهنگى و به‌ويژه رياست محترم آن نيز مى‌خواهم كه اين ايده را در اولويت دستور كار شورا براى رشد تمامي علوم دانشگاهى و نقد متون ترجمه‌اى و آغاز «دوران خلاقيت و توليد» در عرصه‌ي علوم و فنون و صنايع و به‌ويژه رشته‌هاى علوم انسانى و نيز معارف اسلامى قرار دهند تا زمينه براى اين كار بزرگ به تدريج فراهم گردد و دانشگاه‌هاى ما بار ديگر در صف مقدم تمدن سازى اسلامى و رشد علوم و توليد فن‌آورى و فرهنگ، قرار گيرند. بى‌شك هر دو نهاد از طرح‌هاى پيشنهادى فضلا دانشگاهى و حوزوى و از جمله طرح شما، استفاده خواهند كرد تا با رعايت همه‌ي جوانب مسأله، جنبش «پاسخ به سؤالات»، «مناظرات علمى» و «نظريه پردازى روشمند» را در كليه‌ي قلمروهاى علمى حوزه و دانشگاه، نهادينه و تشويق كنند.[۲] جلسه‌ي آزادانديشي بايد تخصصي باشد، نه عمومي • يكى از دوستان گفتند كه انديشه و علم، دستورى نباشد. من چنين چيزى سراغ ندارم. در جامعه‌ى ما انديشه دستورى نيست؛ نه علم دستورى است، نه انديشه‌ي دستورى است. كجا؟ مشخص كنند بگويند. كسى كه با اين قضيه مبارزه كند، خود منم. ما طرفدار آزادانديشى هستيم. • البته من به شماها بگويم، آزادانديشى جايش توى تلويزيون نيست؛ آزادانديشى جايش توى جلسات تخصصى است. مثلاً فرض كنيد در زمينه‌ى فلان مسأله‌ى سياسى، يك جلسه‌ى تخصصى دانش‌جويى بگذاريد؛ دو نفر، پنج نفر، ده نفر بيايند آن‏جا با هم‌ديگر بحث كنند؛ اين مي‌شود آزادانديشى. • همين‏جور، بحث سر معارف اسلامى است؛ همين‏جور، بحث سر تفكرات مكاتب گوناگون جهانى است؛ همين‏جور، بحث سر يك مسأله‌ى علمى است. بنابراين جلسه بايد جلسه‌ى تخصصى باشد؛ والا توى جلسات عمومى و در صدا و سيما دو نفر بيايند؛ بحث كنند، آن كسى كه حق است، لزوماً غلبه نخواهد كرد. آن كسى غلبه خواهد كرد كه بيش‌تر عيارى كار دستش است و مي‌تواند بازيگرى كند؛ مثل قضيه‌ى عكس مار و اسم مار. گفت: كدام يكى مار است؟ مردم با اشاره به عكس مار گفتند: معلوم است، مار اين است. • بنابراين آزادانديشى در جلسات تخصصى متناسب با هر بحثى بايد باشد؛ در محيط‌هاى عمومى جاى آن بحث‌ها و مناظره‌ها نيست. اين هم معنايش اين نيست كه دارد تحميل مي‌شود؛ نه، بالاخره يك فكر حق مطرح مي‌شود؛ «ادع الى سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتى هى احسن». اين حكمت و موعظه‌ى حسنه و مجادله‌ى احسن براى چيست؟ «ادع الى سبيل ربك». يعنى اين قبلاً يك اصل موضوعى است، دعوت به سمت خداست. در همه چيز همين جور است. دعوت بايد با زبان درست انجام بگيرد، اما جهت دعوت بايد مشخص باشد. • معنى ندارد كه انسان جهت دعوت را آزاد بگذارد؛ اين موجب گمراهى مردم مي‌شود. مردم را بايد هدايت كرد.[۳] • بنده به معناى حقيقى و وسيع كلمه معتقد به آزادى بيانم؛ منتها برخى از حرف‌ها جايش در منبرهاى عمومى نيست؛ جايش در مباحث تخصصى است. بله، چند نفر فقيه بنشينند، چند نفر حقوقدان بنشينند، چند نفر فيلسوف بنشينند، چند نفر جامعه‌شناس بنشينند درباره‌ى اساسى‌ترين مسايل و درباره‌ى اصل توحيد با هم بحث كنند؛ يكى رد كند، يكى قبول كند، يكى استدلال كند؛ بعد هم پخش بشود و جلوى چشم مردم قرار بگيرد؛ اما در محافل تخصصى اين كار بايد انجام بگيرد. • درباره‌ى بينات انقلاب هم همين‌طور است؛ درباره‌ى مسايل اساسى نظام جمهورى اسلامى هم همين‌طور است؛ در مجالس تخصصى بحث انجام بگيرد. اين نهضت آزادفكرى كه ما مطرح كرديم، براى همين است. • البته دانشگاه‌ها و حوزه‌ها اول حركت خوبى از خود نشان دادند و تجاوب كردند؛ ليكن عملاً من در صحنه چيزى مشاهده نمى‌كنم. محافل علمى راه بيندازند و بحث كنند؛ اما اگر قرار شد يك نفر اغواگرانه مطلبى را كه در حوزه‌ى تخصصى بايد به بحث و جدل و استدلال طرفينى گذاشته شود، براى عامه‌ى مردم بيان كند، اين آزادى بيان نيست. البته اين‌ها اختلافات فكرى و سياسى و اختلاف و شكاف بين اركان حاكميت نظام است كه مى‌تواند به كشمكش نرسد. چند سال تلاش داشتند اين كار را بكنند؛ يعنى بين اركان حاكميت اختلاف بيندازند. پيداست كه وقتى بين مسؤولان اصلى كشور كشمكش و دعوا و اختلاف بود و هم‌ديگر را قبول نداشتند و دايم به فكر ضربه‌زدن به هم بودند، كارها پيش نمى‌رود. خوشبختانه برخى از مسؤولان هوشيارانه زير بار نرفتند و اجازه ندادند؛ و الا دشمن برنامه‌اش خيلى وسيع بود.[۴] *اجراي آزادانديشي به عهده‌ي چه كساني است؟ توليد فكر و علم، ارزش عمومي حوزه و دانشگاه • بايد «توليد نظريه و فكر»، تبديل به يك ارزش عمومى در حوزه و دانشگاه شود و در قلمروهاى گوناگون عقل نظرى و عملى، از نظريه‌سازان، تقدير به عمل آيد و به نوآوران، جايزه داده شود و سخنانشان شنيده شود تا ديگران نيز به خلاقيت و اجتهاد، تشويق شوند. • بايد ايده‌ها در چارچوب منطق و اخلاق و در جهت رشد اسلامى با يك‌ديگر رقابت كنند و مصاف دهند تا جهان اسلام، اعاده‌ي هويت و عزت كند و ملت ايران به رتبه‌اى جهانى كه استحقاق آن را دارد بار ديگر دست يابد.[۵] آزادانديشي، آرمان دانش‌جويي است • بدنه‌ى دانش‌جويى هم به‌طور غالب انسان‌هاى معتقدى هستند؛ اما من مى‌خواهم غالب يا بيش از غالب بدنه‌ى دانش‌جويى كشور، مجموعه‌اى متعهد و داراى احساس مسؤوليت نسبت به آرمان‌هاى دانش‌جويى باشند. يكى از اين آرمان‌ها مسأله‌ى علم است؛ دومى عدالت‌خواهى است و آرمان سوم، آزادانديشى و آزادي‌خواهى است… • شما مى‌توانيد در سه زمينه‌ى علم، عدالت‌خواهى و آزادانديشى كار تئوريك كنيد. اين كار تئوريك را مى‌توانيد در زمينه‌ى جنبش توليد علم يا در زمينه‌ى عدالت‌خواهى انجام دهيد. مثلاً در زمينه‌ى عدالت‌خواهى، مى‌توانيد قانون اساسى را مطالعه كنيد و ببينيد اگر ما بخواهيم عدالت اجتماعى را با همان مفهوم متعارفى كه همه مى‌فهميم، تحقق ببخشيم، بايد از كدام دستگاه‌ها چه توقع‌هايى داشته باشيم.[۶] مديريت صحيح كرسي‌هاي آزادانديشي با اساتيد فعال و دانش‌جويان است • حرف اصلى ما امروز اين است كه نه با توقف در گذشته و سركوب نوآورى مى‌توان به‏جايى رسيد، نه با رهاسازى و شالوده‌شكنى و هرج و مرج اقتصادى و عقيدتى و فرهنگى مى‌توان به جايى رسيد؛ هر دو غلط است. • آزادى فكر؛ همان نهضت آزادفكرى كه ما دو، سه سال قبل مطرح كرديم و البته دانش‌جوها هم استقبال كردند؛ اما عملاً آن كارى را كه من گفته بودم، انجام نشده است؛ نه در حوزه، نه در دانشگاه. من گفتم كرسي‌هاى آزادانديشى بگذاريد. البته حالا اين‌جا الان يادم آمد كه در گزارش‌هاى مربوط به دانشگاه‌هاى سمنان خواندم كه خوشبختانه مجموعه‌هاى فعال دانش‌جويى در سمنان با هم‌ديگر مناظرات آزاد دارند. اگر اين گزارش كه به من دادند، دقيق باشد، بسيار چيز مثبت و خوبى است. • مسأله‌ى آزادانديشى‌اى كه ما گفتيم، ناظر به اين است. بايد راه آزادانديشى و نوآورى و تحول را باز گذاشت، منتها آن را مديريت كرد تا به ساختارشكنى و شالوده‌شكنى و بر هم زدن پايه‌هاى هويت ملى نينجامد. • اين كار، مديريت صحيح لازم دارد. چه كسى بايد مديريت كند؟ نگاه‌ها فوراً مى‌رود به سمت دولت و وزارت علوم و…؛ نه، مديريتش با نخبگان است؛ با خود شماست؛ با اساتيد فعال، دانش‌جوى فعال و مجموعه‌هاى فعال دانش‌جويى. • حواستان جمع باشد! دنبال حرف نو و پيدا كردن حرف نو حركت كنيد؛ اما مراقب باشيد كه اين حرف نو در كدام جهت دارد حركت مى‌كند؛ در جهت تخريب يا در جهت ترميم و تكميل؛ اين‌ها با هم تفاوت دارد. اين وظيفه‌اى است به عهده‌ى خود شماها. • امثال بنده كه مسؤول هستيم؛ البته مسؤوليت‌هايى داريم و شكى نيست در اين زمينه‌ها؛ اما كار، كار خود شماهاست. گمان نكنيد كه نهضت آزادانديشى و حركت تحول و شجاعت در كارهاى گوناگون را، به‏جاى شما كه دانش‌جو هستيد يا محقق هستيد يا استاد هستيد، ممكن است مسؤولان دولتى يا بنده بياييم انجام بدهيم؛ نه، من نقشم اين است كه بيايم بگويم اين كار را خوب است بكنيم.[۷] آزادفكري آرمان جوان است با درجات متفاوت • آزادفكرى و توليد علم و امثال اين‌ها آرمان جوان است و براى اين‌كه به اين آرمان برسد، به علم و فعاليت سياسىِ منظم و صحيح و كسب تجربه و دانايى احتياج دارد. • جوان بايد در خود دانايى را به‌وجود بياورد. دانايى، فقط علم آموختن نيست؛ دانايى به انديشمندى هم ارتباط پيدا مى‌كند. • بايد روى مسايل فكر كرد. عزيزان من! روى مسايل فكر كنيد تا به نتيجه برسيد. نهضت آزادفكرى‌اى كه من پيشنهاد كردم در دانشگاه و حوزه راه بيفتد، براى همين است. تريبون‌هاى آزاد بگذارند و با هم بحث كنند؛ منتها نه متعصبانه و لجوجانه و تحريك شده‌ به‌وسيله‌ى جريانات سياسى و احزاب سياسى كه فقط به فكر آينده‌ى كوتاه ‌مدت و مقاصد خودشان هستند و براى انتخابات و امثال آن از جوان‌ها استفاده مى‌كنند؛ بلكه براى پخته شدن، ورز خوردن و ورزيده شدن و با هدفِ آماده شدن براى ادامه‌ى اين راه طولانى و دشوار، اما بسيار خوش‌ عاقبت. • به واقعيت كه نگاه مى‌كنيم، با جوان‌ها كه برخورد مى‌كنيم، گزارش‌ها را كه مشاهده مى‌كنيم، مى‌بينيم با وجودى كه آرمان‌گرايى در جوان‌هاى ما موج مى‌زند و بدون ترديد وجود دارد، اما درعين‌حال مجموعه‌ى جوان كشور ما – كه مجموعه‌ى بزرگى هم هست – همه در برابر احساس آرمان‌گرايى يك‌طور نيستند و يك‌طور فكر نمى‌كنند. • بعضى دچار غفلت‌اند، دچار روزمرگى‌اند، سرشان گرم مسايل روزمره است و يادشان نمى‌آيد كه آرمانى هم وجود دارد. • يك دسته هم كسانى هستند كه دغدغه دارند، اما مأيوس و غمگين و افسرده‌اند؛ نگاهشان بدبينانه است؛ مى‌گويند نمى‌شود كارى كرد؛ لذا از خير حيات طيبه مى‌گذرند؛ اين‌ها هم با اين‌كه دغدغه دارند و غافل نيستند، در نهايت به دام غفلت و روزمرگى مى‌افتند. انسان گاهى نشانه‌هاى يأس و بدبينى و نگاه منفى را مى‌بيند: آقا! چه فايده‌اى دارد؟ نمى‌شود، فايده‌اى ندارد. البته در بعضى‌ها اين احساس سطحى است، در بعضى‌ها هم اين احساس عميق است و تغيير دادن آن مشكل است. • يك دسته كسانى هستند كه توسعه و رشد و پيشرفت علم و ميدان رقابت و آزادانديشى و امثال اين‌ها را مى‌خواهند، اما راه آن را در تقليد مطلق از الگوهاى غرب جست‌وجو مى‌كنند؛ فكر مى‌كنند «ره چنان رو كه رهروان رفتند.» رهروان چه كسانى هستند؟ فعلاً اقليتى در دنياى امروز، كه عبارت‌اند از كشورهاى غربى؛ شامل اروپا و كشور ايالات متحده‌ى آمريكا و بعضى از كشورهاى پيشرفته‌ى ديگر. • يك عده هم كسانى هستند كه خويش را در خويش مى‌جويند. • اين‌ها فكر مى‌كنند كه در مجموعه‌ى انديشه و معرفت و دستورالعمل موجود در اختيار ملت ايران و يك جوان آگاه و بيدار ايرانى به‌قدر كفايت براى رسيدن به آن الگو به شكل كامل راه وجود دارد. اين‌ها هم كم نيستند. • از آن دو دسته‌ى اول مى‌گذرم. دسته‌ى سوم – كه راه علاج را تقليد مطلق از غرب مى‌دانند – فكرشان درخور مداقه است. شما جوان‌ها در اين زمينه بايد حقيقتاً فكر و كار كنيد.[۸] جوانان هوشمند، سازوكار آزادانديشي را بيابند • براى رسيدن به هر آرزوى بزرگ و هر هدف والايى، سازوكارى وجود دارد؛ اين سازوكار را بايد جوانِ هوشمندِ فرزانه‌ى دانش‌جو پيدا كند. بحث جنبش نرم‌افزارى از همين قبيل است؛ بحث آزادانديشى از همين قبيل است؛ بحث‌هاى گوناگونى كه در زمينه‌هاى مختلف اجتماعى مى‌شود، از همين قبيل است.[۹] فضاي گفتماني را جوانان نخبه به وجود بياورند • فكر كنيد، بگوييد، بنويسيد، در مجامعِ خودتان منعكس كنيد؛ آن كرسى‌هاى آزادانديشى را كه من صد بار – با كم و زيادش – تأكيد كردم، راه بيندازيد و اين‌ها را هى آن جا بگوييد؛ اين مي‌شود يك فضا. • وقتى يك فضاى گفتمانى به وجود آمد، همه در آن فضا فكر مي‌كنند، همه در آن فضا جهت‌گيرى پيدا مي‌كنند، همه در آن فضا كار مي‌كنند؛ اين همان چيزى است كه شما مي‌خواهيد. بنابراين اگر چنانچه اين كارى كه شما مثلاً در فلان نشست‌تان، در فلان مجموعه‌ى دانش‌جويى‌تان كرديد، فكرى كه كرديد، ترجمه‌ى عملياتى نشد، به صورت يك قانون يا به صورت يك دستورالعمل اجرايي درنيامد، شما مأيوس نشويد؛ نگوييد پس كار ما بى‌فايده بود؛ نخير و من به شما عرض بكنم؛ در اين پانزده؛ شانزده سال اخير، همين حركت علمى‌اى كه آغاز شده، همين‏جور آغاز شده؛ همين‏جور امروز علم شده يك ارزش؛ چند سال قبل اين جورى نبوده. ما همين‏طور روزبه‌روز هى پيش رفتيم.[۱۰] مديران دستگاه‌هاي علمي كشور بايد پاسخ‌گو باشند • دستگاه‌هاى علمى كشور – كه مديران آن در دانشگاه‌ها و حوزه‌هاى علميه‌ى كشورند – مشخص كنند كه براى توليد علم، آزادانديشى علمى و تضارب افكار – كه ما از دانشگاه و حوزه اين مسايل را مطالبه كرديم – چه تلاش و كار بزرگى را انجام داده‌اند؛ چه‌قدر پيش رفته‌اند و چه كارهاى ديگرى را بايستى انجام دهند.[۱۱] نقش رسانه در نهضت توليد علم و انديشه • وقتى پيشرفت علمى وجود داشته باشد، پيشرفت فن‌آورى را هم با خودش مى‌آورد و پيشرفت فن‌آورى هم كشور را رونق مى‌دهد و در جامعه نشاط به‌وجود مى‌آورد. • اگر علم نباشد، هيچ‌چيز نيست؛ و اگر فن‌آورى هم باشد، فن‌آورى عاريه‌اى و دروغى و وام‌گرفته‌ى از ديگران است؛ مثل صنعت‌هاى مونتاژى كه وجود دارد. • علم را بايد رويانيد. • به‌نظر من رسانه مى‌تواند در نهضت توليد علم و فكر و نظريه و انديشه در زمينه‌هاى مختلف – چه در زمينه‌ى فنى و چه در زمينه‌ى انسانى و غيره – نقش ايفا كند. • شما مى‌توانيد خط توليد علم و فكر و نظريه را برنامه‌ريزى‌ شده دنبال كنيد؛ به بحث‌هاى منطقى و مفيد دامن بزنيد؛ كرسى‌هاى نوآورى را تلويزيونى كنيد و چهره‌هاى علمى نوآور خوب را مطرح نماييد.[۱۲] آزادانديشي، وظيفه‌ي حتمي بخش‌هاي فرهنگي دولت اسلامي • وظيفه‌ى حتمى ديگر دولت اسلامى، گسترش علم و دانايى است؛ چون دولت اسلامى بدون گسترش علم و دانايى به جايى نخواهد رسيد. گسترش آزادانديشى هم مهم است. • واقعاً انسان‌ها بايد بتوانند در يك فضاى آزاد فكر كنند. آزادى بيان تابعى از آزادى فكر است. وقتى آزادى فكر بود، به‌طور طبيعى آزادى بيان هم هست. عمده، آزادى فكر است كه انسان‌ها بتوانند آزاد بينديشند. در غير فضاى آزاد فكرى، امكان رشد وجود ندارد. براى فكر، براى علم، براى ميدان‌هاى عظيم پيشرفت بشرى اصلاً جايى وجود نخواهد داشت. • ما در مباحث كلامى و مباحث فلسفى هرچه پيشرفت داشتيم، در سايه‌ى مباحثه و جدل و بحث و وجود معارض داشتيم. اشكالى كه ما همواره به بخش‌هاى فرهنگى داشته‌ايم، اين بوده كه به نقش خودشان به عنوان يك دولت اسلامى در صحنه‌ى كارزار فكرى درست عمل نمى‌كنند. • كارزار فكرى بايد باشد؛ منتها كارزار فكرى عملاً به اين شكل درنيايد كه ما به قول سعدى، سگ را بگشاييم و سنگ را ببنديم؛ حربه را از دست اهل حق و اهل آن فكرى كه حق مى‌دانيم، بگيريم؛ اما دست اهل باطل را باز بگذاريم كه هر بلايى مى‌خواهند، سر جوان‌هاى ما بياورند؛ نه، او حرف بزند، شما هم حرف بزنيد و در جامعه فكر تزريق كنيد. • ما به تجربه دريافته‌ايم كه آن‌ جايى‌كه سخن حق با منطق و آرايش لازم خودش به ميدان مى‌آيد، هيچ سخنى در مقابل آن تاب پهلو زدن و مقاومت كردن نخواهد داشت.[۱۳] گلايه‌ي رهبر انقلاب از حوزه: چرا كرسي آزادانديشي در حوزه راه نمي‌افتد؟ • يكى از موضوعاتى كه حتماً لازم است من عرض بكنم، مسأله‏ى آزادانديشى است كه در بعضى از صحبت‌هاى آقايان بود. چرا اين كرسي‌هاى آزادانديشى در قم تشكيل نمي‌شود؟ چه اشكالى دارد؟ • حوزه‏هاى علميه‏ى ما، هميشه مركز و مهد آزادانديشىِ علمى بوده و هنوز كه هنوز است، ما افتخار مي‌كنيم و نظيرش را نداريم در حوزه‏هاى درسىِ غير حوزه‏ى علميه كه شاگرد پاى درس به استاد اشكال كند، پرخاش كند و استاد از او استشمام دشمنى و غرض و مرض نكند. طلبه آزادانه اشكال مي‌كند، هيچ ملاحظه‏ى استاد را هم نمي‌كند. استاد هم مطلقاً از اين رنج نمي‌برد و ناراحت نمي‌شود؛ اين خيلى چيز مهمى است. خب، اين مال حوزه‏ى ماست. • يك نفرى نظر فقهى مي‌دهد، نظر شاذّى است. خيلى خوب، قبول نداريد، كرسى نظريه‏پردازى تشكيل بشود و مباحثه بشود؛ پنج نفر، ده نفر فاضل بيايند اين نظر فقهى را رد كنند با استدلال؛ اشكال ندارد. نظر فلسفى‏اى داده مي‌شود، همين جور؛ نظر معارفى و كلامى‏اى داده مي‌شود، همين‏جور. • مسأله‏ى تكفير و رمى و اين حرف‌ها را بايستى از حوزه ور انداخت؛ آن هم در داخل حوزه نسبت به علماى برجسته و بزرگ؛ يك گوشه‏اى از حرفشان با نظر بنده‏ى حقير مخالف است، بنده دهن باز كنم رمى كنم؛ نمي‌شود اين‏جورى، اين را بايد از خودِ داخل طلبه‏ها شروع كنيد. اين يك چيزى است كه جز از طريق خودِ طلبه‏ها و تشكيل كرسي‌هاى مباحثه و مناظره و همان نهضت آزادفكرى و آزادانديشى كه عرض كرديم، ممكن نيست. • اين را عرف كنيد در حوزه‏ى علميه؛ در مجلات، در نوشته‏ها گفته شود. يك حرف فقهى يك نفر مي‌زند، يك نفر رساله‏اى بنويسد در رد او؛ كسى او را قبول ندارد، رساله‏اى در رد او بنويسيد. بنويسند، اشكال ندارد؛ با هم بحث علمى بكنند. بحث علمى به نظر من خوب است.[۱۴] • آزادانديشي جاري در حوزه، از قبل نيز بيش‌تر است اما اين آزادانديشي بايد در سطوح مختلف گسترش و تعميق يابد و اهل فكر، در همه‌ي رشته‌ها، همه گونه آرا و افكار خود را، آزادانه بيان كنند.[۱۵] *آزادانديشان حقيقي چگونه‌اند؟ آزادانديشان سرباز انقلاب‌اند • سربازان انقلاب فقط كسانى نيستند كه در هنگام بروز انقلاب حضور داشتند و مى‌توانستند سربازى كنند. جوانان مؤمن و نوانديش و آزادفكر و پاك‌دامن امروز ما و نسل‌هاى بعد هم سربازان انقلاب‌اند؛ چون انقلاب يك حقيقت هميشه جاويد است.[۱۶] دوري از تحجر و بدعت‌گذاري • آزادانديشى در جامعه‌ى ما يك شعار مظلوم است. • تا گفته مى‌شود آزادانديشى، عده‌اى فورى خيال مى‌كنند كه بناست همه‌ى بنيان‌هاى اصيل در هم شكسته شود و آن‌ها چون به آن بنيان‌ها دل‌بسته‌اند، مى‌ترسند.[۱۷] • آزادانديشي خاصيت علمي بودن است و تحجر در ميدان علم، اصولاً معنا ندارد.[۱۸] • عده‌اى ديگر هم تلقى مى‌كنند كه با آزادانديشى بايد اين بنيان‌ها شكسته شود. • هر دو گروه به آزادانديشى – كه شرطِ لازم براى رشد فرهنگ و علم است – ظلم مى‌كنند. • ما به آزادانديشى احتياج داريم. متأسفانه گذشته‌ى فرهنگ كشور ما فضا را براى اين آزادانديشى بسيار تنگ كرده بود.[۱۹] آزادانديشي با چهره‌ي عبوس و ادبيات تكفيري ميسر نيست • امروز شعار جمهورى اسلامى، آزادفكرى است؛ توسعه‌ى علم و معرفت است؛ توجه به حقوق انسان‌ها و اختيارات انسان‌هاست؛ مهربانى و مهرورزى ميان افراد انسان است؛ اين‌ها شعار و پيام اسلام است؛ دنيا دنبال اين‌هاست. • منطق امام بزرگوار ما، منطق عقل، منطق فكر، منطق عملِ روشن‌بينانه، منطق انسانيت و هنجار انسانى و اخلاق انسانى و فضايل اخلاقى بود؛ دنيا دنبال اين است. • مظهر بيدارى اسلامى كسانى نيستند كه با چهره‌ى عبوس و گرفته‌ى خود با همه‌ى دنيا – حتى با مؤمنين و مسلمين – مواجه مى‌شوند؛ عده‌اى را تكفير مى‌كنند؛ عده‌اى را با قوم‌گرايى، عده‌اى را با طايفه‌گرايى، عده‌اى را به بهانه‌هاى نادرست مورد تهاجم قرار مى‌دهند. وجود اين‌ها به شدت مشكوك است، كه اصلاً چنين كسانى هستند يا در واقع همان عوامل سرويس‌هاى جاسوسى اسراييل و آمريكا و انگليس‌اند كه دارند اين‌‏‏طور فعاليت مى‌كنند؛ چهار نفر آدم غافل را هم دست‌خوش فعاليت خودشان كرده‌اند. اين هم واقعيتى است كه نمى‌شود آن را انكار كرد.[۲۰](*) پي‏نوشت‏ها: [۱] پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه ۱۶/۱۱/۱۳۸۱ [۲] پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه۱۶/۱۱/۱۳۸۱ [۳] بيانات در ديدار دانشجويان در يازدهمين روزماه رمضان ۳۱/۵/۱۳۸۹ [۴] بيانات در ديدار كارگزاران ۰۸/۰۸/۱۳۸۴ [۵] پاسخ به نامه جمعى از دانش آموختگان و پژوهشگران حوزه علميه ۱۶/۱۱/۱۳۸۱ [۶] بيانات در ديدار جمعى از اعضاى تشكلها، كانونها، نشريات، هيأتهاى مذهبى و شمارى از نخبگان دانشجويى ۱۵/۰۸/۱۳۸ [۷] ديدار با دانشجويان ۱۸/۰۸/۱۳۸۵ [۸] بيانات در ديدار دانشجويان و اساتيد دانشگاه‌هاى استان كرمان ۱۹/۰۲/۱۳۸ [۹] بيانات در ديدار دانشجويان بسيجى۰۵/۰۳/۱۳۸ [۱۰] بيانات در ديدار جمعى از نخبگان و برگزيدگان علمى ۱۳/۷/۱۳۹۰ [۱۱] بيانات در صحن جامع رضوى مشهد مقدس ۰۲/۰۱/۱۳۸۳ [۱۲] بيانات در ديدار رئيس و مديران سازمان صدا و سيما ۱۱/۰۹/۱۳۸۳ [۱۳] بيانات در ديدار اعضاى هيأت دولت ۰۸/۰۶/۱۳۸۴ [۱۴] بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار جمعى از اساتيد، فضلا، مبلّغان و پژوهشگران حوزه‏هاى علميه كشور۰۸/۰۹/۱۳۸۶ [۱۵] ديدار جمعي از اساتيد، فضلا و طلاب نخبه‌ي حوزه علميه قم ۱۳۸۹/۸/۲ [۱۶] بيانات در ديدار مردم قم ۱۳۸۱/۱۰/۱۹ [۱۷] بيانات در ديدار اعضاى انجمن اهل قلم ۰۷/۱۱/۱۳۸۱ [۱۸] ديدار جمعي از اساتيد، فضلا و طلاب نخبه‌ي حوزه علميه قم ۱۳۸۹/۸/۲ [۱۹] بيانات در ديدار اعضاى انجمن اهل قلم ۰۷/۱۱/۱۳۸۱ [۲۰] بيانات در ديدار مسؤولان و كارگزاران نظام به‌مناسبت مبعث فرخنده‌ى پيامبر مكرم اسلام ۱۱/۰۶/۱۳۸۴

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 3 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .