حاكميت سياسي غير معصوم در قرآن؟

باسلام
ملك جناب طالوت كه در قرآن آمده ، منحصر به فرماندهي نظامي بوده يا حاكميت سياسي را هم شامل مي شود؟
در تاريخ،غيرمعصومان صاحب ملك الهي ديگري هم بودند؟باتشكر

با سلام و تحيت و تشكر از مكاتبه شما با اين مركز

جريان جناب طالوت و اعطاي ملك به ايشان در قرآن كريم در آيه ي 247 سوره بقره بيان شده است:«وَ قالَ لَهُمْ نَبِيُّهُمْ إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَكُمْ طالُوتَ مَلِكاً قالُوا أَنَّى يَكُونُ لَهُ الْمُلْكُ عَلَيْنا وَ نَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْكِ مِنْهُ وَ لَمْ يُؤْتَ سَعَةً مِنَ الْمالِ قالَ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ »
تفسير نمونه آيه ي فوق را چنين معنا نموده است:

« و پيامبرشان به آنها گفت: خداوند (طالوت) را براى زمامدارى شما مبعوث (و انتخاب) كرده است، گفتند: چگونه او بر ما حكومت كند، با اينكه ما از او شايسته‏تريم، و او ثروت زيادى ندارد؟! گفت: خدا او را بر شما برگزيده، و او را در علم و (قدرت) جسم، وسعت بخشيده است. خداوند، ملكش را به هر كس بخواهد، مى‏بخشد، و احسان خداوند، وسيع است، و (از لياقت افراد براى منصب‏ها) آگاه است. »(تفسير نمونه، ج‏2، ص: 229)

در پاسخ به سوال حضرتعالي بايد گفت بنابر ديدگاه مفسران بزرگ در تفاسيري مانند تفسير الميزان، تفسير مجمع البيان و تفسير نمونه؛ ملك جناب طالوت ، علاوه بر فرماندهي نظامي و لشكري، شامل زمامداري و پادشاهي و حاكميت – يا به تعبير شما سياسي – نيز مي شده است.

تفسير نمونه ذيل آيه ي فوق چنين مي نويسد:

« مطابق اين آيه انتخاب طالوت به عنوان زمامدارى و فرماندهى لشكر بنى اسرائيل از سوى خدا بوده و ... ضمنا از تعبير ملكا چنين بر مى‏آيد كه طالوت، تنها فرمانده لشكر نبود بلكه زمامدار كشور هم بود » تفسير نمونه، ج‏2، ص: 237

در ترجمه تفسير شريف الميزان نيز در توضيح و تفسير آيات فوق ملك به پادشاهي و سلطنت معنا شده است :

«طالوت نه از خاندان سلطنت بود، و نه از خاندان نبوت، و به همين جهت گفتند: او كجا و سلطنت كجا؟ خود ما سزاوارتر به سلطنت هستيم تا او، چون هم از دودمان نبوتيم و هم از دودمان سلطنت، و خدايى كه ما را شايسته چنين افتخارى دانسته، چگونه راضى مى‏شود آن را به ديگرى انتقال دهد» ترجمه الميزان، ج‏2، ص: 434

و در پاسخ به بخش دوم سوال شما بايد گفت اگر مقصودتان اين باشد كه در قرآن كريم اشخاص ديگري را نيز به اين عنوان مطرح نموده باشد – يعني غير معصومي كه خداوند به طور مستقيم پادشاهي يا همان حاكميت و سلطه را به وي عطا كرده باشد –بايد گفت اين موضوع نيازمند پژوهشي دقيق است. هر چند وجود يک نمونه نيز براي اثبات حاکميت سياسي غير معصوم واجد شرايط الهي کافي است.

اما اگر منظورتان صرف اتصال زمامداري غير معصوم - ولو با واسطه و توسط انتصاب معصوم - به خداوند باشد بايد گفت تمام كساني كه توسط معصومين عليهم السلام به زمامداري جامعه ي اسلامي منصوب مي شدند را مي توان صاحبان ملك الاهي دانست. به عنوان مثال به اعتقاد ما ولايت فقيه در عصر غيبت به خاطر انتصاب فقها به ولايت توسط ائمه ي معصومين عليهم السلام مشروعيت پيدا كرده و بنابراين مي توان فقيه جامع الشرايطي را كه حاكميت جامعه ي اسلامي را بر عهده دارد صاحب حاكميتي دانست كه از سوي خداوند – به واسطه معصوم – به وي اعطا شده است و به همين دليل حق اعمال ولايت و حكومت بر جامعه ي مسلمين را دارا مي باشد.

با تشكر از مكاتبه ي شما با اين مركز، منتظر سوالات بعدي شما هستيم

براي كسب اطلاعات بيشتر درباره ي مباحث مرتبط مي توانيد به منابع زير مراجعه نماييد:

راه و راهنما شناسي در قرآن، آيت الله مصباح يزدي، انتشارات موسسه آموزشي، پژوهشي امام(ره)

ولايت فقيه، هادوي تهراني، انتشارات خانه خرد

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 15 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .