حادثه یازده سپتامبر و جهان پس از آن

20 شهریور، سالروز حادثه 11 سپتامبر 2001/حادثه یازده سپتامبر و جهان پس از آن
حوادث تروریستی 11 سپتامبر 2001 سرآغاز دوره تاریخی جدید در تحولات نظام بین‌الملل پس از پایان جنگ سرد و روند جهانی شدن به شمار می‌رود. این حادثه بازگشتی تند و ناگهانی به واقعیت دنیا و تضادهای آن، چرخشی عظیم در روابط بین‌الملل و پایان خوش بینانه پیروزی ارزشهای دموكراتیك پس از شكست الگوی كمونیسم محسوب می‌شود. پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001، جرج دبلیو بوش اعلام كرد كه «شب احساس كردم در دنیای متفاوتی هستم».

حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 سرآغاز دوره تاریخی جدید در تحولات نظام بین‌الملل پس از پایان جنگ سرد و روند جهانی شدن به شمار می‌رود. این حادثه بازگشتی تند و ناگهانی به واقعیت دنیا و تضادهای آن، چرخشی عظیم در روابط بین‌الملل و پایان خوش بینانه پیروزی ارزشهای دموكراتیك پس از شكست الگوی كمونیسم محسوب می‌شود. این حادثه و تحولات پس از آن، بار دیگر این فرصت را برای ایالات متحده آمریكا فراهم نمود تا به تمایلات یكجانبه گرایانه خود جامه عمل بپوشاند.

حادثه تروریستی 11 سپتامبر 2001 آغاز عصری جدید در سیاست بین‌الملل می‌باشد. در حالیكه جنگ سرد به عنوان منازعه‌ی دو ابرقدرت و متحدانشان تعریف می‌شد، جان لوییس گدیس (John lewis Gaddis) معتقد است نظام بین‌الملل كنونی ناشی از منازعه‌ی دو دسته از نیروهای متضاد می‌باشد. یك دسته از نیروها، نیروهای همگرا هستند كه مردم و دولتها را به هم نزدیك می‌كنند و نیروی دیگر، واگرا هستند و رقابت‌ها و فاصله‌ها را تقویت‌ می‌كنند.(1) به باور بسیاری حادثه‌ی 11 سپتامبر 2001 صرفنظر از عاملان آن، نقطه عطفی در تحولات نظام قدرت جهانی تلقی می‌گردد. به این بیان، آن گونه كه سقوط دیوار برلین به منزله‌ی پایان دوران جنگ سرد بود، انهدام برج‌های تجارت جهانی نیز آغاز روندی نوین در عرصه سیاست بین‌الملل تلقی می‌گردد. با این تفاوت كه روند نوین پس از 11 سپتامبر یا تحولات دیگری كه جهان به خود دیده است، تفاوت ماهوی دارد. زیرا در این مورد آمریكا تنها بازیگر حقیقی تحولات بوده و كمتر دولتی نیز نسبت به ضرورت و حقیقی بودن آن اذعان دارد. در روند مزبور، اساسی‌ترین آموزه‌ی سیاست بین‌الملل از سوی آمریكا مبارزه با تروریسم عنوان شده است.(2)

فردای 11 سپتامبر دو تحول بسیار عمده اتفاق افتاد كه در آغاز هزاره‌ی سوم میلادی باعث تغییر چهره‌ی روابط بین‌الملل گردید. نخستین تحول در ساختار نظام بین‌الملل پس از جنگ سرد روی داد. پس از یك دهه خوش‌بینی نسبت به گسترش ارزش‌های لیبرال دموكراسی به واسطه قدرت فوق‌العاده‌ی آمریكا در شكل‌دهی به ساختار نظام بین‌الملل، بازیگران فروملی با توسل به ابزارهای متعدد و در رأس آنها یك جهان‌بینی خاص، حادثه‌ای را ایجاد كردند كه این خوش‌بینی را با تردید بسیار جدی همراه كرد. از طرف دیگر، هدف قرار گرفتن آمریكا فرصتی را برای این كشور بوجود آورد تا توزیع قدرت در حال گذار دهه‌ی 1990 را به سوی یكجانبه‌گرایی سوق دهد. از این رو، سیاست خارجی آمریكا همزمان با سیاست دفاعی این كشور در خدمت این امر قرار گرفتند. این تحول دوم كه در سطح خرد اتفاق افتاد، باعث شد تا مبارزه با تروریسم در صدر اولویت‌های سیاست خارجی آمریكا قرار گیرد. (3)

به دنبال حادثه 11 سپتامبر، واضح است كه ساختار نظام بین‌الملل شكل گرفته بعد از زوال شوروی تثبیت گشت و ماهیت و شرایط ساختار و محیط بین‌الملل كه تأثیر تعیین‌كننده‌ای در شكل دادن به سیاست‌های آمریكا دارد، استحكام تئوریك یافت. این ساختار نقش تعیین‌كننده‌ای بر موقعیت جهانی آمریكا دارد. تخریب دیوار برلین در سال 1989، بعنوان سمبل نمادین سقوط كمونیسم در مقابل نظام سرمایه‌داری و به تبع آن فروپاشی غیرقابل اجتناب زادگاه نخست نظام مبتنی بر آموزه‌های كمونیستی، ساختار حاكم بر محیط بین‌الملل را به گونه‌ای انقلابی متحول ساخت. (4)

ایالات متحده آمریكا و حادثه یازده سپتامبر

واقعه 11 سپتامبر و قبل از آن، پایان جنگ سرد زمینه را برای رفتار استیلای جویانه‌ی آمریكا در سطح جهان آماده ساخت. تفوق‌طلبی مطلق به عنوان یك ایده و آرزوی ذهنی، همواره در ذهن نخبگان آمریكایی جریان داشته است. در همین رابطه كیسینجر می‌گوید: « در قرن بیستم آمریكایی‌ها سه بار دست به چنین كاری زدند و خواستند قدرت هژمونیك خود را اعمال كنند ؛ یكبار در سال 1918 با مخالفت داخلی روبرو شدند و نتوانستند از قدرت برتر خود در نظام بین‌الملل استفاده كنند. در سال 1945 نیز با سدی به نام شوروی و كمونیسم كه مانع از تحت كنترل در آوردن جهان توسط آنها شد، برخورد كردند. اما امروز آمریكایی‌ها با درسی كه از تجارب قبلی گرفته‌اند، سعی دارند افكار عمومی را با خود همراه كنند و از فرصت پس از 11 سپتامبر بهره‌برداری كرده و از آن برای تثبیت هژمونی خود در سیستم بین‌المللی استفاده كنند.(5)

در این راستا، باید گفت كه حادثه 11 سپتامبر دنیا را تغییر نداد بلكه فرآیند موجود را تسریع كرد. فضای حاكم این فرصت را برای آمریكا فراهم كرد كه شكل متفاوتی از رهبری را كه رهبران آمریكا آن را اجتناب‌ناپذیر و ضروری یافتند به نمایش بگذارند. حادثه 11سپتامبر الگوی جدید رهبری آمریكا را، كه از دوران جنگ دوم خلیج‌فارس عملیاتی شده بود، نهادینه كرد. حركت فعلی تفوق آمریكا و الگوی جدید رهبری این كشور در صحنه‌ی روابط بین‌الملل از زمان بیرون راندن نیروهای عراقی در كویت آغاز شد و با حمله به افغانستان و عراق در حال پیشروی است. نگاه به حادثه 11 سپتامبر باید بر این اساس استوار باشد كه این حادثه بازتاب ماهیت قدرت آمریكا بوده و باعث گردیده است بازیگران بین‌المللی كه این ساختار را در جهت تأمین منافع خود نمی‌دانند، سمبل آن یعنی آمریكا را دشمن خود فرض كنند و آن را مورد چالش قرار دهند. 11 سپتامبر 2001 منجر به تغییر معاهدات بین‌المللی و رابطه قدرت نگشت، و لیكن منجر به تثبیت شرایط حاكم در كیفیتی برتر گشت.

بعد از 11 سپتامبر آمریكا بدنبال تأمین منافع خود و ایجاد مشروعیت برای خود تحت عنوان مبارزه با تروریسم و امن كردن فضای جهان از خطر موجود بود؛ لذا تصمیم گیرندگان آمریكایی بدین ترتیب فرصتی یافتند تا با سوء استفاده از وضعیت به وجود آمده ، بیشترین بهره‌برداری را به نفع منافع خود در جهان بنمایند. همین امر یكی از عوامل مهمی است كه سوء ظن‌ها را نسبت به اینكه آمریكا مسبب اصلی حادثه‌ی 11 سپتامبر بوده است تشدید كرده است. بدون تردید وضعیت آمریكا و هژمونی این كشور، انگیزه ضروری برای اقدامات تروریستی را به اوج خواهد رساند. عملیات انتحاری بوسیله سه هواپیمای خطوط هوایی آمریكا و مرگ بیش از 3 هزار نفر، محققا تنها آغازی بر عملیات تروریستی علیه آمریكا در آینده خواهد بود كه شاید گسترده‌تر و مرگبارتر باشد. حادثه 11 سپتامبر نمایشگر این واقعیت بود كه شرایط جهانی به گونه‌ای تغییر یافته كه موقعیت بسیاری از بازیگران به جهت میزان قدرت آنها در صحنه‌ی نظام بین‌الملل تضعیف شده است و در نتیجه بعضی از بازیگران در صحنه جهانی دست یازی به عملیات تروریستی را تنها راه ممكن برای مقابله با اشاعه‌ی نفوذ و قدرت آمریكا به جهت موقعیت این كشور در صحنه‌ی جهانی یافته‌اند.

شاید بتوان گفت كه واكنش ایالات متحده آمریكا نسبت به اقدامات تروریستی 11 سپتامبر به مراتب مهم‌تر از خود حادثه بوده است. زیرا چنین به نظر می‌رسد كه آمریكا از واقعه‌ی 11 سپتامبر به صورت بیرون آمدن از بحران معنا و برخورد با پدیده‌ی جهانی شدن بهره‌برداری كرد؛ تا بدین طریق تفكر ایجاد نظم نوین جهانی را كه در حكومت قبلی جمهوری‌خواهان مطرح شده بود، عملیاتی نماید. از جمله عواملی كه زمینه‌ساز این گونه اقدامات تروریستی شده‌اند، همانگونه كه مجله "تایم " آمریكا در شماره مورخ اول اكتبر 2001 خود در مقاله مفصلی و تحت عنوان "ریشه‌های خشم " كه گروهی از نویسندگان آمریكایی در تنظیم آن مشاركت داشتند، می‌نویسد، می‌توان به ریشه‌های تاریخی دشمنی با آمریكا در كشورهای خاورمیانه اشاره كرد و حمایت آمریكا از رژیم‌های فاسد و سركوبگر این منطقه برای حفظ منافع خود، از عوامل اصلی ایجاد نفرت از آمریكا در مردم كشورهای خاورمیانه برشمرد .

در مقاله مذكور به حمایت بی‌دریغ آمریكا از اسراییل نیز به عنوان یكی از دلایل نفرت اعراب و مسلمانان از آمریكا اشاره شده و آمده است: "آمریكا علاوه بر حمایت بی چون و چرا از اسراییل در سازمان ملل متحد و وتو كردن قطعنامه‌های شورای امنیت در محكومیت اسراییل، سالانه 840 میلیون دلار كمك اقتصادی و سه هزار میلیون دلار كمك نظامی در اختیار اسراییل قرار می‌دهد و دولت اسراییل كه بسیاری از مسلمانان هنوز آن را یك حكومت نامشروع و غیرقانونی و غاصب سرزمین مردم فلسطین می‌دانند، با اتكای به حمایت آمریكا از پذیرفتن حقوق مردم فلسطین سرباز می‌زند.(6) پس از وقوع حادثه 11 سپتامبر 2001، جرج دبلیو بوش اعلام كرد كه «شب احساس كردم در دنیای متفاوتی هستم ».(7) در واقع با وقوع این حادثه وحشت سراسر جهان را فرا گرفته بود. رئیس جمهور آمریكا در اولین واكنش‌ها در قبال این حملات تروریستی، آن را اعلام جنگ علیه آمریكا خواند. فشار روانی وارد آمده بر جامعه آمریكا و شخص بوش تا حدی بود كه وی كشورهای دنیا را به دو گروه مخالف تروریسم یا حامی تروریسم تقسیم نمود و از آن به عنوان مبنای ائتلاف برای جنگ با تروریستها یاد كرد.(8)

با توجه به توضیحات ارائه شده، فارغ از بحث نقش ایالات متحده آمریكا در وقوع حادثه یازدهم سپتامبر، بایستی این نكته را مدنظر قرار داد كه ایالات متحده بیشترین بهره را از این حادثه برده و با شعار "جنگ علیه تروریسم" از آن بعنوان وسیله ای جهت تفوق بر جهان و تسریع در جامه عمل پوشاندن به سیاستهای یكجانبه گرایانه خود بهره برداری نموده است.

*كارشناس ارشد مطالعات منطقه ای a.fereidowni@gmail.com

--------------------------------------------------------

ارجاعات:

1- Glenn p. Hasted , American Foreign Policy , Fifth Edition , Pearson Education , 2003 , p. 10 .

2. والتر رایش ، ریشه‌های تروریسم ، ترجمه سید حسین محمدی نجم ، تهران : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، دانشكده فرماندهی و ستاد دوره جنگ ، 1381 ، ص 15

3- رحمن قهرمانپور ، حضور آمریكا در افغانستان و منافع ملی ایران ، فصلنامه مطالعات منطقه‌ای اسراییل شناسی – آمریكا شناسی ، سال چهارم ، شماره 3 ، تابستان 1382 ، ص 22.

4- همان ، ص 26.

5- حسین اردستانی ، سیاست خارجی نظامی ، رویكرد جدید آمریكا به مسایل بین‌المللی ، فصلنامه مطالعات دفاعی – امنیتی ، سال 9 ، شماره 32 ، پاییز 1381 ، ص 2.

6- محمود طلوعی ، روزی كه جهان دگرگون شد ، تهران : نشر دستان ، 1380 ، ص 125 .

7- t. Mary Buckley and Rick Fawn , Global Responses to Terrorism , London & New york : Routledge , 2003 , p.2

8. شهرام فرسایی ، تحولات نوین سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا ، تهران : دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امور خارجه ، 1382 ، ص 66

منبع:
حادثه یازده سپتامبر و جهان پس از آن
پژوهشگر: احمد فریدونی،
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .