جوانان و دفاع مقدس؟

با سلام . نقلي از حضرت امام خميني (ره) مي كنند كه شايد شايعه باشد كه ايشان فرموده اند جوانان را با عقل به سوي جبهه ها بفرستيد و احساسات آن ها را تحريك نكنيد كه به جبهه بروند . آيا اين نقل از امام صحيح است و ايشان چنين چيزي را فرموده اند ؟

دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز، همانطور كه مستحضر هستيد حضرت امام خميني ره در پايان وصيت نامه سياسي-الهي خويش توصيه هايي دارند از جمله اينكه « آنچه به من نسبت داده شده يا مى‏شود مورد تصديق نيست، مگر آنكه صداى من يا خط و امضاى من باشد، با تصديق كارشناسان؛ يا در سيماى جمهورى اسلامى چيزى گفته باشم‏»(صحيفه امام،ج21، ص451) از اين روي نقل قول هايي كه به حضرت امام خميني ره نسبت داده مي شود فاقد هر گونه ارزشي است مگر اينكه به يكي از اشكالي كه در اين وصيت نامه ذكر شد به دست ما رسيده باشد كه مجموعه اين بيانات، پيام ها و مصاحبه ها در قالب كتاب ارزشمند «صحيفه امام» گرد آوري شده و به همين دليل هر نقل قولي كه به آن عزيز سفر كرده نسبت داده مي شود با جستجويي كوتاه در اين مجموعه قابل ارزيابي مي باشد كه در مورد نقل فوق بايد گفت چنين مطلبي با توجه به اينكه در اين مجموعه وجود ندارد نمي توان اعتبار آن را اثبات كرد. نكته ديگري كه در راستاي همين سوال مي توان گفت اين است كه ماهيت دفاع مقدس ملت ايران، همانگونه كه از اسمش مشخص است جنبه «دفاعي» داشت به طوري كه با ديدن هجومي كه رژيم بعث عراق با همراهي نظام سلطه و كشورهاي مرتجع منطقه به كشور كرده بود و نيز جنايت هايي كه هر روزه اين رژيم متجاوز در مناطق مورد هجوم در حق ملت مرتكب مي شد و خواب هايي كه براي كشور مي ديدند از جمله فتح چند روزه تهران و ... هر انسان عاقل و با وجداني را به فكر وا مي داشت تا در راه دفاع از كشور و ملت خويش و حداقل براي حفظ جان خود و بستگانش، اقدام به دفاع نمايد و همين مساله منجر به برانگيختن احساسات وي مي شد، در واقع در چنين شرايطي ميان احساسات و عقلانيت هيچ تعارضي وجود ندارد تا اينكه چنين سخني مطرح شود چون عقل نيز همان حكمي را مي دهد كه احساسات در مسيرش تحريك شده است و چنين حركتي حتي اگر بر اساس احساسات باشد هيچ اشكالي ندارد چنانكه امام خميني ره نيز از اين احساسات به عنوان «احساسات خداگونه» ياد مي كند و وجود آن در جوانان جبهه رفته را مورد تاييد و ستايش خويش قرار مي دهد. (رك: سخنراني امام خميني ره در جمع پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامى پادگان امام حسين و ولى عصر، صحيفه امام، ج13، ص391) به عبارت ديگر در دفاع از كيان ، سرزمين، جان و آبرو آنچه واجب است دفاع است، چه انسان بر اثر تحريك احساسات به اين وجوب برسد و چه بر اثر تعقل ورزي و حتي بايد گفت در ماجراي دفاع، اين تعقل است كه احساسات را بر مي انگيزاند و چنين احساساتي كه پشتوانه منطقي دارد، با احساسات بي منطق و غير قابل توجيه تفاوت ماهوي دارد، حال چه اين احساسات مربوط به نوجوانان و جوانان باشد و چه مربوط به بزرگترها. نكته مهم ديگري كه در ارتباط با انگيزه هاي نوجوانان و جوانان كشورمان براي مشاركت در دفاع مقدس مي توان گفت اين است كه شواهدي وجود دارد كه حاكي از اين است كه انگيزه هاي اين سرافرازان، چيزي فراتر از انگيزه هاي حفظ نفس و يا احساسات خالي بود و بيانگر اين است كه اين رزمندگان به بركت انقلاب اسلامي و تحول عظيم فكري و معرفتي كه در ميان عموم مردم و به ويژه نسل جوان و نوجوان پيدا شده بود، عليرغم سن و سال پاييني كه داشتند به لحاظ فكري و معرفتي چنان رشدي داشتند كه آنها را فراتر از سن و سال خود ساخته بود چنانكه اين مطلب را مي توان با مطالعه مصاحبه هايي كه از اين عزيزان و به ويژه شهداي نوجوان و جوان بر جاي مانده است و نيز مطالعه وصيت نامه هاي اين عزيزان به خوبي درك كرد و به همين دليل بود كه همواره اين رزمندگان مورد توجه، عنايت و تفقد حضرت امام خميني ره قرار مي گرفتند و بارها ايشان كه خود عارفي واصل بوده و سخن از روي احساسات محض نمي گفتند عظمت چنين رزمندگاني را مي ستودند چنانكه مي فرمودند: «من هر وقت كه چهره اينهايى كه دارند رو به جبهه‏ها مى‏روند ملاحظه مى‏كنم واقعاً از خودم خجالت مى‏كشم كه اينها به چه مقامى رسيده‏اند، به چه پايه‏اى از عرفان، چه پايه‏اى از معرفت رسيده‏اند كه اين‏طور با هيجان، اين‏طور براى خدا رو به جبهه‏ها مى‏روند ..»(صحيفه امام، ج20، ص149) «خدا مى‏داند كه من هر وقت نظرم به اين جوانهايى كه عازم جبهه هستند و با شور و شعف دارند به جبهه‏ها مى‏روند، وقتى من آنها را نگاه مى‏كنم، از خودم خجالت مى‏كشم، ما كى هستيم، ما چى هستيم؟»(همان، ص54) و حتي بالاتر اينكه به اقشار مومن نيز توصيه مي كردند كه وصيت نامه هاي اين عزيزان را مطالعه نمايند و از آن درس بگيرند كه همين مطلب حاكي از اين بود كه از منظر حضرت امام ره جوانان و نوجواناني كه پاي در ركاب گذاشته و به سمت جبهه ها روانه مي شدند، از چنان معرفت عميقي برخوردار بودند كه نوشتارشان (كه برگرفته از فكر با عظمتشان بود) مي تواند درس عابدان و زاهدان باشد چنانكه مي فرمودند: «پنجاه سال عبادت كرديد، و خدا قبول كند، يك روز هم يكى از اين وصيتنامه‏ها را بگيريد و مطالعه كنيد و تفكر كنيد. اين جوانهاى ما كه عليل شدند الآن هم وقتى مى‏آيند از من مى‏خواهند كه دعا كنم كه اينها شهيد بشوند؛ پايش را از دست داده، عصا زير بغلش هست، لكن گريه مى‏كند و مى‏خواهد كه دعا كنيم كه شهيد بشود. از اينها يك قدرى تعلم پيدا كنيد .»(صحيفه امام، ج14، ص491) در مجموع بايد گفت انقلاب اسلامي ايران چنان تحول عظيمي در ميان ملت و به ويژه قشر جوان و نوجوان به وجود آورده بود كه باعث رشد و تكامل عظيم در جنبه هاي معرفتي و عقلي آنان شده بود و در نتيجه انگيزه هايي كه آنان براي حضور در جبهه ها داشتند چيزي فراتر از احساسات و يا عقل محاسبه گرانه مادي مبتني بر حفظ جان و دفاع از خاك بود و همين تكامل عقلي كه جلوه هاي آن در وصيت نامه ها ، مصاحبه ها، يادداشت ها و خاطرات رزمندگان آن دوران قابل مشاهده است باعث مي شد تا اين عزيزان همواره مورد تفقد و عنايت حضرت امام ره بوده و حتي بالاتر اينكه حضرت امام ره آنها را به عنوان الگو به ديگران و از جمله عابدان و زاهدان معرفي نمايد.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .