جلوه‌های ساده و پیچیده سکولاريسم

نویسنده:
علیرضا موفّق (عضو هیأت علمی گروه معارف دانشگاه پیام نور و پژوهشگر پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامي)
زیر عنوان:
با نظر به عملكرد رسانه ملي
بيش از سه دهه از انقلابي در ايران مي‌گذرد كه مهم‌ترين شاخصه آن بنا به گفته همگان، "اسلامي بودن" آن است. شاخصه فوق باعث مي‌شود كه انقلاب در نقطه مقابل تفكر اصيل غرب به نام سكولاريسم قرار گيرد و دين به جاي آن كه در حاشيه و انزوا باشد، به متن زندگي مردم بيايد و امور زندگي انسان‌ها بر همين اساس سامان يابد.
تأكيدهاي ارزشمند معمار جمهوري اسلامي بر الحاق كلمه "اسلامي"1به نام نظام و مخالفت ايشان با كلماتي مانند "دموكراتيك" و "خلق" در اين نامگذاري و سپس رفراندوم تاريخي از عبارت تركيبي "جمهوري اسلامي" بر حقيقت غيرسكولار بودن كشور و نقش بي‌بديل اسلاميت در اركان هويتي انقلاب، گواهي مي‌دهد. هچنين مشي سياسي و اجتماعي رهبران جمهوري اسلامي، اصول صريح قانون اساسي و در پي آن نظام تشكيلاتي كشور بيانگر حاكميت اسلام در تمامي اركان كشور است. اين مسأله در عين حال كه واضح است اما بارها و بارها از سوي دولتمردان مورد تأكيد قرار گرفته است؛ براي نمونه شهيد مطهري كه مي‌توان او را تئوريسين انقلاب دانست ایدئولوژیک و اسلامی‌بودن انقلاب اسلامی را نه يك اصل بلكه محور اصلی و سبب بی‌نظیر شدن آن قلمداد می‌کند.2 اين كلمات و هزاران مطلب ديگر كه مجال نوشتن آنها نيست، بر محوريت و ركن بي‌بديل اسلاميت در جمهوري اسلامي و تقابل با سكولاريسم تأكيد دارد.
براي تبيين اين سخن، پيش از هر چیز به نظر مي‌رسد باید مفهوم سکولاریزم و مفهوم مقابل آن، به نحو اجمال مورد بررسی قرار گيرد.
مفهوم‌شناسی
"سكولاريزم" (Secularism)، اصطلاحی است که بر عدم استوار بودن اخلاق، آموزش و... بر دین تأکید می‌کند.3 در تعبیر دیگر واژه سکولاریزم به مکتبی فکری اطلاق می‌شود که بر اصالت بخشیدن به امور دنیوی و دوری از الوهیت و الهی نگری تأکید دارد.4 در معنی دیگر سکولاریزم به معنی عرفی‌شدن است؛ به این معنی که دین در عملکرد نظام اجتماعی به حاشیه رانده می‌شود و کارکردهای اساسی جامعه با خارج‌شدن از زیر نفوذ و نظارت عواملي که اختصاص به امر ماورای طبیعی دارند، عقلانی می‌گردد.5
مذهبی بودن((Religious؛ پیشینه این نوع از تفکر در عرصه امور سیاسی به دوره یونان قدیم بازمی‌گردد. تفکری که بر اساس آن امور وجودی انسان در ذیل اراده خداوند معنی می‌شود6. این معنی در نقطه مقابل سکولاریسم قرار دارد که انسان را در امور سیاسی کاملاً بی‌ارتباط با خداوند و امور الهی معرفی می‌کند. وقتی کشوری اخلاق، آموزش و دیگر رفتارهای اجتماعی خود را از آموزه‌های دینی اخذ می‌کند و امور دینی خویش را تنها به مسایل فردی منحصر نمی‌کند، چنین کشوری سکولار نبوده و به تعبیر فوق مذهبی خواهد بود.
البته سبک‌های مذهبی‌بودن بنا به ادیان و حتی مذاهب مختلف متفاوت است. کشور ایران بر مبنای اسلام و مذهب شیعه اداره می‌شود که می‌توان چنین مبنایی را در عرصه سیاسی بعد از دوران امیرمؤمنان علی(ع) بی‌نظیر خواند. بنا به مبنای علمی و حقوقی این مکتب، دین در همه ابعاد مختلف کشوری در صدر قرار می‌گیرد و هیچ جایگزینی برای آن نمی‌توان در نظر گرفت. بزرگان انقلاب از صدر تا ذیل به این نقش منحصر و فراگیر دین تأکید کرده‌اند. برای مثال شهید مطهری از معماران انقلاب، دینی و اسلامی‌بودن را به‌طور معنادار و دقیق "روح انقلاب" می‌خواند. روحی که بر تمام جنبه‌های انقلاب اعم از مادی، آزادی‌خواهانه و جنبه‌های دیگر مسلط و حاکم است؛7 حاکمیتی که بر خلاف برخی تصورات، حاکمیت طبقه نیست بلکه حاکمیتی ایدئولوژیک است.8
دو تعریف فوق را می‌توان به این صورت خلاصه نمود که در نگاه سکولاریسم حوزه دین نسبت به حوزه دنیا و به ویژه امورسیاسی منفک و جدای از هم قرار می‌گیرد در حالی که نگاه مذهبی بر همراهی و تلفیق مستحکم دین و دنیا و امور سیاسی جامعه تأکید می‌كند.
غرب و انقلاب
انقلاب اسلامی ایران در سال 1979ميلادي پاي به عرصه وجود نهاد؛ سالي كه بنا به اعتراف مورخین سیاسی اندیشه سکولار، غرب در اوج قرار داشت. بعد از مدت كوتاهي نمايندگاني از جهان غرب، در برابر تفكر انقلاب اسلامی ايستادگي كردند؛ و اين تحولات به جايي رسيد كه به نظر متفكراني مانند پیتر برگر سال 1980 ميلادي شروع دوراني جديد در عرصه جهان بود كه بنا به ديدگاه وي مي‌توان آن را شروع افول تفكر سكولاريسم دانست.9
رويه انقلاب براي مردم كشورها آموزنده بود و باعث شد دين كه تا آن روز عنصري رخوت آور و خلاف علم و پيشرفت معرفي مي‌شد، عنصري قابل تكيه دانسته شود كه نه تنها توانايي اداره يك كشور را در ابعاد مختلف دارد بلكه مي تواند در برابر موانعي بس طاقت فرساتر مقاومت كند. اين حقيقت در قاموس غرب قابل توجيه نبود و بسياري نيز بر اين عدم توجيه، تأكيد داشتند. برای مثال میشل فوکو متفکر بزرگ سیاسی غرب حقیقت انقلاب را با حقايقی که در غرب تعریف شده، متفاوت دانست و به صراحت به غیر‌قابل هضم‌بودن بنیاد انقلاب اشاره می‌کند.10 یا دریادار آمریکایی استانسفیلد ترنر به تعریف‌نشدنی بودن انقلاب ایران می‌پردازد. انقلابی که در کامپیوترهای آنها قابل فهم نیست.11 آنچه براي آنها سردرگم كننده بود تفاوت ديدگاه اصولي آن به نفي دين در عرصه زندگي بود كه آنها به دليل نقش منفي و غير سازنده با آن مخالفت مي‌كردند. اين يك نوع تضاد بنيادين بود كه نقطه محوري دشمني‌ها نيز مي‌توانست باشد. رهبر معظم نیز به همین موضوع اشاره می‌کنند و اتکاء کشور بر عنصر دین و خداوند و در نتیجه مخالفت با تفکر سکولار را ریشه همه مخالفت‌ها می‌داند.12
تفکر اومانیستی غرب نه تنها در نظر بلکه در عمل تمام همت خود را بر مخالفت استراتژیک با این موضوع به‌کار گرفته است. آنها ابداً با تفکری که دین را در قلب و خانه‌ها مطلوب می‌داند، مخالفتی ندارند و حتی برای سرپوش گذاشتن به رفتار خود به ترویج آن نیز مي‌پردازند. نگاه منفی آنان بر عدم توجه سیاسی و اجتماعی به دین متمرکز شده که بر اساس آن اموری مانند حق استفاده از روسری را در مجامع عمومی خود منع می‌کنند و از هر گونه مظاهر دینی در اجتماع مخالفند!
مبناي رفع سكولاريسم
پرسش مهمي كه مي‌توان طرح كرد آن است كه چرا اين تضاد ميان تفكر اسلامي و غربي به طور اساسي مطرح شده است؟ آيا نمي‌توان به وجه جمعي ميان تفكر سكولاريسم و اسلام دست يافت؟ آيا اسلام ممكن است با محدود‌كردن نقش خود در برخي حوزه‌ها به طور فراگير از دخالت در امور مردم دست بردارد و با تفكر غربي كه نقش محدودي براي دين در حوزه هاي خصوصي قائل است به توافق برسد؟
با مراجعه به متون اسلامي مي‌توان دريافت كه برخلاف برخي تصورات، اين حاكمان نيستند كه اسلام را به متن زندگي مردم و حوزه‌هاي فراگير حيات بشري آورده‌اند، بلكه آموزه‌هاي اسلامی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که خود را صاحب نقش مي‌دانند. بي‌گمان شرط ايمان به اسلام همين دخالت فراگير آن در تمام عرصه‌هاست؛ يعني با ديني مواجه هستيم كه خود را در حوزه‌هاي خاصي محدود نمي‌كند و به نقش وسيع و بي‌استثناي خود در زندگي انسان‌ها قائل است.
از شيوه‌هاي حقوقي و فقهي در زمينه ديات و قصاص و... گرفته تا آموزه‌هاي اخلاقي، سياسي، اقتصادي، فرهنگي و... كه در زمان حضرت پيامبر اكرم(ص) و ديگر ائمه به آن‌ها اشاره شد، همه و همه بر فراگير بودن آموزه‌هاي اسلام اشاره دارد. آنچه در كنار انبوه تأكيد آموزه‌ها مي‌توان اشاره كرد روح حاكم بر آيات و روايات است. اين روح و به تعبير ديگر آن حقيقتي كه بر آموزه‌هاي الهي حاكم است بر تقيد بي‌قيد و شرط مؤمنان تأكيد دارد. بر اين اساس يك مؤمن و معتقد به اسلام در حيطه خاصي از زندگي خويش به خداوند دلبسته يا وابسته نيست بلكه هست و نيست او به رنگي به نام رنگ الهي مصبوغ است: صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً13 متفكران اسلامي در ذيل اين آيه بر گسترش رنگ الهي بر سراسر گيتي تأكيد دارند.14 و بر همين اساس هم عالم تشريع را که برخاسته از علم و عمل پیامبران الهی است را مبتنی بر اراده و وجود الهی می‌دانند.15 پس رنگ الهي همان‌گونه كه در عالم هستي جریان دارد به همان اندازه عهده‌دار عالم تشريع و نفوذ در امور عادي زندگي مردم است. از اين رو استثناء‌كردن بخشي از زندگي مردم از اين رنگ نوعي تمرد به شمار مي‌رود.
اعتقادات و اخلاقیات و حتی احکام شرعی به صبغة الهی در تمام امور زندگی تأکید دارد. خداوند در متون اسلامی کسی نیست که تنها در موقعی خاص از زندگی لازم است به او توجه شود "و كُن للّه ِذاكِراً على كلِّ حالٍ" چرا كه "وَ هُوَ مَعَكمُ‏ْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ"16و "هیچ زمان و زمینی خالی از حضور خدا نیست".17 بنابراين غم و اندوه، خوشحالی و شادکامی، پیشرفت و علم و نوآوری و حتی ایستایی و محرومیت نبايد سبب غفلت از وجود او و محروميت از بهره‌مندی از وجود لایزالش شود. چه اگر چنين امور زندگي انسان چنين غفلتي را به ارمغان آورد جز تضييع عمر18و فروكاست ارزش‌هاي انساني19 نصیب انسان نخواهد شد.
رسانه ملي و مسئله تعهّد
صدا و سیمای جمهوری اسلامی بدون شک از مهم‌ترین نهادهایی است که مسئولیت دینی بودن کشور را برعهده دارد. شاید به جرأت می‌توان گفت هیچ نهادی در کشور مانند صدا و سیما نیست که تا این اندازه در تدیّن مردم و در ارتقا یا حتي تضعیف اسلامی و دینی بودن نظام نقش ایفا کند. برای همین است که چه در زمان امام راحل(ره) و چه در رهبری مقام معظم رهبری این سازمان در کانون توجه آنان قرار داشته است. حضرت امام صراحتاً دغدغه خود را راجع به اسلامی بودن این سازمان به زبان آوردند. ایشان ضمن یادآوری این نکته که سازمان مهم‌ترین دستگاه و عنصر تبلیغاتی نظام است بر بکار گرفتن تمام تلاش برای حرکت به سمت "اسلامی شدن" به معنی واقعی آن که همان نقطه مقابل سکولار بودن است، تأکید کردند.20 رهبر معظم نیز به طور صریح‌تر نوعی سکولار پنهان و حتی دین‌زدایی را در متن فیلم‌های تولید شده در صدا و سیما احساس کردند: "در فيلم‌هاى ما، كأنّه يك سكولاريزمِ عملى و نوعى دين‌زدايى وجود دارد!"21.
با توجه بر اهمیت رفع همه‌جانبه پدیده سکولاریزم و جايگاه بسیار سرنوشت‌ساز صدا و سیما در این باره، به نظر می‌رسد بايد مسئولین این سازمان با این پرسش مهم مواجه شوند که چرا باید بعد از گذشت سه دهه از انقلاب، هنوز آثار و به ويژه سریال‌هایی تولید و پخش مي‌شوند که نه تنها در آنها تلاشی برای هدم سکولاریزم به عمل نمی‌آید، بلکه به نوعی ترویج عملی نظریه مذکور است؟! در این سریال‌ها به طور کاملاً واضح به جدایی ساحت دین از ساحت دنیا و امور زندگی تأکید می‌شود! به نمونه‌های عینی آن می‌توان اشاره کرد؛ سریال‌هایی مانند "مسير انحرافي"، "زمین انسان‌ها" و "ساختمان پزشکان" از جمله این نمونه‌هاست. مفاهیم و تفکر حاکم بر این نوع سریال‌ها که بماند، حتی کلمات ارایه شده در فیلمنامه این سریال‌ها گواه مدعاست. برای پی‌بردن به این موضوع پیشنهاد می‌شود در متن رایانه‌ای این سریال‌ها یک جستجوی عادی از کلمه "خدا" به عمل آید. مطمئناً از این کلمه جز در محاورات عادی مانند خداحافظی و... نشاني نيست! آیا مفهوم سکولاریزم غیر از این است؟! البته بگذريم كه در برخي آثار سيما، بحث حتي از سكولاريسم فراتر رفته و در برخي مواقع بوي نامطبوع مخالفت با مذهب نيز به مشام مي‌رسد!
توجه به یک اشتباه شايع
معمولاً نکته‌ای را برخی از جمله متوليان رسانه ملي مطرح می‌کنند که باید به خوبی به آن دقت شود. آنها معتقدند "دین تنها به صورت مستقیم ترویج نمی‌شود، بلکه گاه باید با اشاره‌های غیر مستقیم به‌آن اشاره شود. برای مثال ارزش‌های اخلاقی که در سریال‌ها به آنها اشاره می‌شود، خود به نوعی تبلیغ دین است. مگر اسلام نمی‌خواهد بگوید دروغگویی کار ناپسندی است؛ وفا و صدق و صمیمت پسندیده است. این حرف‌ها بدون گفتن کلمه دین نیز قابل طرح است. پس لزومی به مطرح کردن کلماتی که در دین مطرح می‌شوند، وجود ندارد."!!
اگر خوب دقت شود این سخنان ناخواسته جامعه را به سمت تفکر سکولار سوق می‌دهند. سکولارها هیچوقت با مفاهیم اخلاقی مخالفت نمي‌کنند. حتی در دوره رنسانس و مدرنیته به دلیل کمبودهایی که نسبت به دین احساس می‌شد، تحقیق و بررسی و حتی ترویج مفاهیم اخلاقی شدت گرفت. انبوه کتاب‌هایی که در این باره نوشته شده است گواه این سخن است. به جرات می‌توان گفت کمیّت حرف‌هایی که آنها در زمینه علم اخلاق (ethics) مطرح می‌کنند از سخن‌ها و نظریه‌های ما بیشتر است.22 اما آنچه حرف آنان را با ما متمایز می‌کند، کیفیت حرف‌هاست. موضوعی که آنها در صدد طرحش بودند، اخلاق برخاسته از مفاهیم دینی نبود بلکه حرکت در مسیری به نام "اخلاق بدون خدا"23 قرار می‌گرفت.24 آنها سعی داشتند با طرح این نظریه هم ارزش‌های اخلاقی خود را از دست ندهند و هم این موضوع به رویکرد دینی و غیر سکولار نیانجامد. نگاه غیر الهی به هر مقوله‌ای مانند اخلاق، علم، پیشرفت، و حتی ملیت و امنیت و غیره درست همانی است که تفکر سکولار طرفدار و حامی آن است و ما درست به همان سمتی می‌رویم که آنها می‌خواهند.
جلوه‌های ساده و پیچیده
تفکر سکولار اگر به عنوان یک تفکر منحط در نظر گرفته شود باید شاخ و برگ‌های متفاوت آن زدوده شود. این تفکر گاه آنقدر پنهان و ظریف عمل می‌کند که نمی‌توان دنباله‌های آن را مشاهده کرد. شاید کسی تصور کند این تفکر در جامعه آن قدر قوی و آشکار است که نوبت به لایه‌های پنهان آن نمی‌رسد اما باید بدانیم خطر لایه‌های پنهان سکولاریزم قوی‌تر و نافذتر از لایه‌های پیدا است. لایه‌های پنهان سکولاریزم به علت پوشیدگی چه بسا حتی بتواند در برنامه‌های اصولی که به طور معمول در صدا و سیما وجود دارد، نفوذ کند و عواقب خطرناکی بر آنها ایجاد نمايد.
البته ادعای این نوشتار آن نیست که می‌خواهد لایه‌های پیچیده و مخفی سکولاریزم را معرفی کند؛ اما سعی بر آن است دست کم به برخی موارد اشاره شود:
1. برخی برنامه‌ها به نوعی علم و پیشرفت یا اجتماعی بودن و نشاط را به اقشار غیر مذهبی نسبت می‌دهند؛ و در مقابل بی‌سوادی، واپس‌زدگی و به تعبيري اُمل بودن و انزوا را به اقشار مذهبی! این موضوع که تقریباً به یک روال معمول تبدیل شده گویا نمی‌خواهد تمام شود. این مطلب دقیقاً همان تفکر سکولار را ترویج می‌کند. بسیاری از موارد آن در فیلم‌ها وسریال‌ها وجود دارد و فکر نمی‌کنم که جای تردیدی باره‌اش وجود داشته باشد. در سریال "زمین انسان‌ها" علم برای کسانی است که از کوچکترین جلوه‌های مذهبی ابا دارند؛ در عین حال در صحنه‌ای زنی فقیری دیده می‌شود که دارای فرزندان زیاد است و از خانم دکتر تقاضای کمک می‌کند. چنین فردی از جلوه‌های مذهبی مانند "دعا کردن" که اثری از آن در تمام فیلم وجود ندارد، محروم نیست!
2. مقام‌معظم رهبری سیاست مذهبی کشور را بر عدم ترویج موسیقی استوار دانست؛ البته این به معنی نادیده گرفتن نقش موسیقی اصیل و سنتی ایران و لزوم جایگزینی آن به جای موسیقی منحط غربی نیست. حال اگر در یک برنامه تلویزیونی، موسیقی شدید و طرب‌انگیز در تمام برنامه نقش اساسی داشته باشد، این برنامه چون با سیاست اصولی عدم ترویج موسیقی ناسازگار است، بی‌شک سکولار نیز هست. حدود سه الی چهار برنامه کودک هم اکنون هرروز در حال پخش‌اند که این شیوه را دارند. موسیقی‌های بسيار تند و مستمر و همراه با دست‌زدن آهنگين بچه‌هایی که در محل استودیو حضور دارند، حاکی از نقش محوری موسیقی در این برنامه‌ها دارد. جالب آن است که برخی اوقات خیال می‌شود که دو سه تا کلمه مذهبي که آن هم گاه در ولادت‌ها برای تبریک و تهنیت گفته می‌شود، مشکل برنامه را حل می‌کند!
3. در برخی از برنامه‌های خارجی، نمادهای کاملاً ضد دینی به کار رفته است؛ مانند کارتون "لاک پشت‌ها" (turtles) كه مدتي در صدا و سيما پخش مي‌شد. اگر خوب نگاه کنیم صرف نظر از جلوه‌های برهنگی و... نمادهای شیطان‌پرستی نيز در آن کاملاً مشهود است! حتی اخیراً به خاطر پخش این کارتون، عروسک‌های لاک پشت‌ها با همه جلوه‌های بدن‌نما و برجستگی‌های بدن آنها، در معرض فروش قرار داده شده است. عروسک‌هایی که کوچک‌ترین جلوه آن‌ها از چشمان تیزبین كودكان ما مخفی نمی‌ماند. این نوع برنامه‌ها، نمونه کاملی از ترویج سکولاریزم در ایران به شمار می‌آیند.
4. برنامه‌هایی وجود دارد که محتوای آنها کاملاً در تضاد با فرهنگ اسلامی و حتی ایرانی است. کدام خانواده اسلامي و ايراني وجود دارد که در آن زن خانواده در مهمانی نسبت به دوست شوهر خود در کلمات و رفتار خویش علاقه نشان دهد و آن قدر این رفتار را ادامه دهد که شوهر خانواده ناراحت و نگران شود؟! در برخي سریال‌ها این موضوع کاملاً مشهود است. الفاظ و خنده‌ها و رفتارهایی كه نه بين زن و شوهر بلكه بين زن و مردي كه نقش افراد غريبه را در فيلم يا سريال بازي مي‌كنند، اتفاق مي‌افتد. شوخي‌ها و محبت‌ها و ارتباط‌هايي مطرح مي‌شود كه در فرهنگ ایرانی و اسلامی اثری از آنها نیست. به نظر می‌رسد این موضوع نیز که در آن مخالفت صریح با فرهنگ اسلامی مشهود است، باز نمادی ديگر را از موضوع سکولاریزم را ترسیم می‌کند.
البته ذیل اين انتقادها هیچ‌گاه از دشواری کار صدا و سیما نمی‌توان غافل شد. مسئولان صدا و سیما با همه این مشکلات حتی کارهای بزرگی را با مطلوبیت بانجام رساندند. مانند سریال‌های مذهبی امام علی(ع) امام رضا(ع)، مختارنامه و... حتی سریال‌هايی که انصافاً نقش مذهب در آنها به خوبی ترسیم شده است. مانند سریال "نابرده رنج" که با نگاهی هنری توانست تا حدی جلوه‌های جبهه و جنگ را ترسیم کند یا سریال "ستایش" که برخی مفاهیم مذهبی به‌خوبی در آنها منعکس شده است.
پی‌نوشت‌ها:

1. امام خمینی(ره)، صحیفة امام، ج6، ص438.
2. مطهری(ره)، مجموعه آثار، ج24، ص204.
3. Cowie, a.p, Oxford advanced learner's dictionariy, p1143, Fourth Edition, oxford university press, 1989.
4. بیات، عبدالرسول، فرهنگ واژه‌ها، ص327، قم، مؤسسه اندیشه و فرهنگ دینی، 1381ش.
5. فرهنگ و دین، میرچا الیاده، ص 29، زیر نظر بهاءالدین خرمشاهی، تهران، انتشارات طرح نو، 1374.
6. Craig Edward (ed), Routledge encyclopedia of philosophy, the title of Religion and political philosophy, London and NewYork: routledge,1989.
7. مطهری، مجموعه ‏آثار، ج‏24، ص 154.
8. همان، ج‏24، ص 331.
9. پیتر ال برگر، افول سکولاریزم، ص9-10، ترجمه افشار امیری، تهران، پنگان، 1380.
10. میشل فوکو، ایران؛ روح یک جهان بی‌روح، ص66، ترجمه سرخوش و جهان‌دیده، تهران، نی، چ1، 1379.
11. روزنامه کیهان، مورخه 10/11/1387.
12. مراجعه شود به فرمایش رهبری در جمع مردم قم 19/10/1371.
13. بقره/ 138.
14. جوادی آملی، پیامبر رحمت، ص37.
15. همان، ص29.
16. حدید/4.
17. جوادی آملی، عبدالله، تسنیم، ج7، ص554، (تحقیق: حسن واعظی، قم، اسراء، 1388ش).
18. غررالحكم: ٧٠٧٥ و٧٠٧٤.
19. اعراف/ 179.
20. صحيفة امام، ج‏16، ص403، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى(ره).
21. بیانات مقام معظم رهبری در جمع مدیران صدا و سیما، 15/11/1381.
22. شاید بشود تعداد کتاب‌هایی که در غرب از قرن 18 به بعد در باره اخلاق نوشته شده را با کتاب‌هایی که در ایران و کشورهای اسلامی دراین باره نوشته شده را مقایسه نمود. مقایسه اجمالی تفاوت زیادی را نشان می‌دهد.
23. Ethics without God.
24. برای توضیح بیشتر رک: دورانت‌، ويل‌ و آريل‌، تفسيرهاي‌ زندگي‌، ص‌ 234(نیلوفر، تهران ،1369ش) و کتاب معنای زندگی از نویسنده مقاله،ص79، (تهران، کانون اندیشه جوان، 1387ش).

معارف, شماره 92 - خرداد و تير 91

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 14 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .