جدا انگاري دين و دنيا؟

آیا بهتر نیست دین و باورهای دینی كه جنبه‎ها و مسائل همیشگی و لایتغیر است با حكومت و قانون و اداره اجتماع كه ساختاری متغیر و متحول دارد، مخلوط نكنیم؟

جهت پاسخگویی به شبهه وارد شده باید گفت كه دین، برای تأمین سعادت فردی و جمعی انسان است و از سوی دیگر انسان، حقیقتی است كه هم با دنیا پیوند دارد و هم با آخرت. چنین موجودی باید هم در دنیا از آسیب محفوظ بماند و هم پس از مرگ و ورود به آخرت از گزند خطر در امان باشد و بلكه باید علاوه بر محفوظ ماندن از شرّ، از خیر جاوید ـ با درجاتی كه دارد ـ بهره‎مند گردد. از این گذشته، انسان فطرتی دارد كه میان همه افراد بشر مشترك و ثابت است. قرآن در این مورد می‎فرماید: فاقم وجهك للدین حنیفاً فطرت الله فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله...».[1]در كنار این فطرت ثابت، طبیعتی دارد كه متغیر، متنوع و غیر یكسان است چرا كه به تعبیر قرآن «انی خالق بشراً من طین».[2] طبیعت انسان به اقلیم‎های زمینی و تاریخ زمانی برمی‎گردد، ولی فطرتش كه به روح بر می‎گردد و امری فراطبیعی و مجرد می‎باشد، ثابت و غیر متغیر است. دین، این اضلاع چهارگانه را به خوبی در نظر دارد؛ یعنی مسائل مربوط به دنیا، مسائل مربوط به آخرت، احكام و حكم مربوط به فطرت، و احكام و حكم مربوط به طبیعت را توجه داشته، برای مجموعه اینها، وحی به صورت كتاب آسمانی متبلور شده است و همین وحی الهی، جوامع بشری را به عترت طاهرین ـ علیهم السّلام ـ دعوت كرده كه مجموعه دین به صورت قرآن و عترت تجلی كرده است.
عقل نیز به نوبه خود منبع و راهگشاست. آن بخش از مبادی كه مستقلات عقلی است یا لوازم حجت‎های مأثور است، دلیل نقلی نیز آن را امضاء كرده و آن بخش از مبادی كه به عنوان مقدمات واجب نقلی،‌راهنمایی و ارشاد دارد، مورد پذیرش دلیل نقلی است. بنابراین، دین به همه شؤون انسان توجه نموده و چیزی را مغفول نكرده است و بخش‎های متغیر انسان از نظر صاحب دین دور نمانده و كار حاكم اسلامی، چه معصوم و چه غیر معصوم،‌آن است كه با توجه به ابعاد چهارگانه‎ای كه گفته شد و در دین لحاظ شده، احكام ثابت و متغیر را بیان و اجرا كند و در مسائل اعتقادی، سه وظیفه «تبیین»، «تعلیل»، و «دفاع علمی» را انجام دهد؛ یعنی اولاً عقاید دینی را به خوبی تشریح كند كه چیست، ثانیاً برای درستی آنها دلیل و برهان بیاورد، و ثالثاً اشكالات وارد بر آنها را دفع كند.
البته امور جزئی و متغیر انسان‎ها در هر زمان و هر مكان، به طور طبیعی در مشورت با كارشناسان و متخصصان هر فنّ‌ مورد ارزیابی حاكم دینی قرار می‎گیرند و چون هر یك از آنها زیر مجموعه یك كبرای كلی هستند، حكم آن موضوعات و مصادیق روشن می‎گردد. پس می‎توان گفت كه وحی ثابت خدا كه دوام و كلیت دارد، امور متغیر را در تحت شمول خود دارد، بدون آن كه آسیبی از سوی امور جزئی و متغیر به ثبات و دوام و كلیت آن وارد شود؛ چه اینكه ثبات و دوام و كلیت آن احكام جامع، مستلزم جمود، تحجر، ركود، ارتجاع، انحصار، تنگنا و مانند آن نخواهد شد.[3] نتیجه آنكه ـ همان طوری كه گفته شدـ دین، امور متغیر را نیز شامل می‎شود و این طور نیست كه ساحت این دو از هم جدا باشد. چه آنكه بخواهیم حكومت را نیز از دین جدا بدانیم.
2. اما اين گفته که «دین مربوط به آخرت افراد است و هر فردی مسئول خودش می‎ باشد و حكومت مسئول امور دنیا است و موضوعی جمعی است و معیار یكی اخلاقی و وجدانی و پاداش فردی است و دیگری مادی و ملموس و قانون‎مند، با كارآیی و تخصص در سنجش جمعی است. اولی مطلق است و دومی نسبی. و جمع این دو هم در تئوری و هم در عمل ناممكن می‎باشد.»
هر چند این مدعی، بارها از طریق برخی اندیشه‎های خاص، ترویج شده و بارها هم بدان پاسخ داده شد. اما در این مجال مناسب است تا اجمالاً؛ بحث «اخروی بودن دین» و در نتیجه «جدا بودن آن از تمام ساحت‎های دنیوی» را مورد مداقه قرار دهم. این دیدگاه؛ كه امروزه با نام «سكولاریسم» مطرح شده است، در پی آن است تا جدا شدن دین و دنیا از هم را در قالب یك ایدئولوژی برتر به جامعه القاء نماید. این در حالی است كه دین اسلام، دین كامل و كتاب آن، كتاب جامع و آخرین كتاب آسمانی است كه با ارسال آن، وحی و ارتباط انسان با خداوند در خصوص دریافت برنامه و تكلیف از او، قطع شد، این خود می‎طلبد كه خداوند در این دین آخر، مسائل و اصول كلی و لازم انسان را درباره دنیا و آخرت او تبیین كند. حكومت یكی از مسائلی است كه نقش تعیین كننده‎ای در ایمان و آخرت مردم، ایفا می‎كند، لذا سكوت دین آخر در برابر آن توجیه‎ناپذیر به نظر نمی‎رسد. از این رو، قرآن كریم اهتمام خاصی به مسئله حكومت داشته و اصل تشریح قانون و حكم‎رانی غیر خداوند را نفی كرده است.[4] تلقی جدایی دین از حكومت و سیاست و اینكه دین فقط در امور آخرتی دخالت دارد نه امور دنیوی،‌ریشه در جدال سران كلیسا از یك طرف و رجال علم و سیاست از طرف دیگر دارد. آنان مدتها با هم كشمكش و جنگ داشتند و نهایتاً كار به یك اصلح نانوشته‎ای منتهی شد و عملاً با هم توافق كردند كه دین تنها در امور آخرت و رابطه انسان با خدا دخالت كند و قلمرو امور دنیا را به رجال علم و سیاست واگذارد و عالمان و سیاستمداران در امور علمی و امور جامعه نظر بدهند. این كار در مغرب زمین انجام گرفت و كسانی از آنجا نسخه گرفته و پیشنهاد می‎كند و در كشور اسلامی ما نیز چنین تقسیم كاری انجام گیرد؛ دین فقط به مسائل اخروی بپردازد و به حكومت كه امری دنیوی است، توجهی نكند! اما واقعیت آن است كه گرچه زندگی و حیات ما به دو بخش دنیوی و اخروی تقسیم شده است، اما این تقسیم‎بندی مستلزم آن نیست كه كنش و رفتارهای ما در دنیا به دو بخش تقسیم گردد و با دو رویكرد نگریسته شوند. دین آمده است تا به همین رفتارهای دنیوی ما سامان بخشد و با نظام دستوری و تشریعی خود ما را راهنمایی كند؛ نه این كه دستورات دین فقط برای پس از مرگ باشد. چنان نیست كه بخشی از عمر 50 یا 60 ساله ما مربوط به آخرت باشد و بخشی از آن مربوط به دنیا، بلكه در دنیا چیزی كه مربوط به آخرت نباشد نداریم و همه رفتارهای ما در دنیا می‎تواند شكل آخرتی به خود بگیرد، یعنی، آن رفتارها چنان انجام گیرد كه برای آخرت ما مفید باشد و می‎تواند به گونه‎ای باشد كه برای آخرت ما مضر باشد. به هر حال، سخن در این است كه آن رفتارها در آخرت ما تأثیر دارد و اساساً بینش دینی و اسلامی این است كه زندگی آخرت در همین دنیا سامان می‎یابد.[5] می‎توان نتیجه گرفت كه از نگاه اسلام، دنیا و آخرت رابطه تنگاتنگ با هم دارند و نمی‎توان این دو را از هم جدا دانست. در مورد حكومت و سیاست نیز همین قاعده جاری است مگر آنكه آقای میرزایی بخواهد از نگاه برون دینی به مسئله بنگرد كه آن موقع، ساحت بحث ما از او كاملاً جدا خواهد بود.

[1] . سوره روم،‌آیه 30.
[2] . سوره ص، آیه 71.
[3] . ر. ك: جوادی آملی، عبدالله ، ولایت فقیه، ولایت فقاهت و عدالت، صص 343 ـ‌341.
[4] . قدردان قراملكی، محمد حسن، سكولاریزم در مسیحیت و اسلام، ص 128.
[5] . ر. ك: مصباح یزدی، محمد تقی، نظریه سیاسی اسلام، ج 1، ص 54.

(علي اكبر عالميان،سايت انديشه قم)

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
8 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .