تولید ایرانی بسترساز تمدن مهدوی

ظرفیت فرهنگی و ایدئولوژیك مستور در مذهب شیعه شاخصهای لازم برای برساختن تمدنی نوین كه ظرفیت به چالش كشانیدن فرهنگ هژمون غالب را داشته باشد و نقایص مادی و غیرمادی آنرا برطرف نماید مهیا ساخته است. عامل اقتصاد وجه دارای اهمیتیست كه به عنوان یكی از اصلی ترین ابزارهای شكوفایی و جهانگیر شدن فرهگ شیعه ظرفیت ایجاد بسترهای اساسی برای حركت به سوی تمدن مهدوی را ایجاد نموده است. در این رابطه تولید ملی، سرمایه و كار ایرانی با شاخصهای اسلامی-ایرانی فاكتورهای اصلی در تحول بعد اقتصادی كشور ایران به عنوان كانون تمدن مهدوی می باشند.

در سنجش قدرت ملی كشورها پارامترهای گوناگونی دخیل است. قدرت اقتصادی، قدرت فرهنگی، قدرت نظامی، قدرت سیاسی، قدرت فن آوری، قدرت ارتباطات اصلی ترین پارامترهایی هستند كه توسط آنها میزان قدرت ملی كشورهای مختلف سنجیده می شود. هر كشوری كه بخواهد به عنوان كشوری قدرتمند در عرصه بین الملل جایگاه خود را تثبیت نماید به ناچار باید لااقل در چند بعد از ابعاد نام برده شده قابلیت تاثیرگذاری در عرصه بین الملل را داشته باشد. با اینحال دو مولفه نظامی و اقتصادی از اهمیت والاتری در قیاس با دیگر ابعاد قدرت برخوردار هستند به گونه ای كه كشوری چون پاكستان تنها به خاطر داشتن چند كلاهك هسته ای به عنوان یكی از بیست كشور قدرتمند دنیا شناخته می شود و ژاپن نیز كه از لحاظ امنیتی و نظامی كاملاً وابسته به ایالات متحده است تنها به دلیل داشتن اقتصادی شكوفا به عنوان یكی از برترین قدرتهای جهان شناخته شده است. نكته ای كه به ویژه در دوران پساجنگ سرد ذهن بسیاری از متخصصین حوزه روابط بین الملل را به خود مشغول داشته است اهمیت رو به رشد عامل اقتصاد در قیاس با دیگر عوامل بوده است. در سنجش قدرت اقتصادی دولتها نیز چیزی كه بیش از هر نكته دیگر توانمندی یا ناتوانی قدرت اقتصادی دولتها را معین می سازد حجم و كیفیت تولید و توان رقابت كالا یا خدمات تولید شده در بازار جهانی می باشد.

تولید اولین راهكار بشر برای تبدیل وضعیت خود از 1 به 2 بوده است. تبدیل منابع به كالاهای با ارزش بیشتر و ارزش افزوده حاصله از آن برای تولید كننده اصلی ترین محرك تلاش بشر برای ارائه كالاهایی با هزینه كمتر و مطلوبیت بیشتر بوده است. حجم و كیفیت تولید كالا و خدمات تمییز دهنده كشورها از یكدیگر بوده است. غالباً كشورهایی كه از لحاظ حجم و كیفیت تولید در سطح بالاتری در قیاس با دیگر كشورها برخوردار هستند از لحاظ قدرت ملی نیز در جایگاه بالاتری در عرصه بین الملل قرار می گیرند. هرچند همواره این موضوع مصداق ندارد ولی همانگونه كه شرح آن آمد تولید یكی از اساسی ترین پارامترهای تعیین میزان قدرت كشورها در عرصه بین الملل است.

جابه جایی قدرت به ویژه در سالهای پساجنگ سرد به وضوح اهمیت عامل اقتصاد را در رده بندی جدید كشورهای جهان نمایان ساخته است. در این دوران چین، ژاپن و هند از برجسته ترین نمونه هایی هستند كه به رغم ضعف نظامی در برابر هژمونی نظامی دولتهایی چون آمریكا و روسیه به دلیل گسترش توان كیفی و كمی خود در عرصه تولید كالاها و خدمات توانسته اند جایگاه خود را به عنوان قدرتهای نوظهور جهانی به رخ رقبای خود بكشند. با اینحال تغییر وضعیت یك كنشگر از یك قدرت جهانی به یك ابرقدرت جهانی تنها مستلزم توان اقتصادی نیست بلكه همانگونه كه در نمونه ایالات متحده مشهود است عامل تاثیرگذار دیگر كه به ویژه در پیوند با بعد اقتصادی متجلی می گردد در مولفه های فرهنگی نهفته شده است. عامل فرهنگ و ایدئولوژی اگر جذابیتها و قابلیتهای جهانشمول را نداشته باشد بی شك نخواهد توانست سلطه ابرقدرت را تحكیم بخشد.

همانگونه كه گرامشی نیز به درستی اشاره كرده است سلطه امپریالیسم را باید بیش از آنكه در عوامل سیاسی و اقتصادی جستجو نمود باید در هژمونی فرهنگی قدرت مسلط جست. گرامشی در تحلیل بقاء و استمرار سرمایه داری و عدم وقوع انقلابهای سوسیالیستی موضعی ضد اقتصادی اتخاذ كرد و بر نقش ایدئولوژی و فرهنگ تاكید داشته است. به نظر گرامشی استمرار سرمایه داری نتیجه هژمونی ایدئولوژیك است و هژمونی فرایندی است كه در آن طبقه حاكم جامعه را به شیوه ای اخلاقی و فكری هدایت و كنترل می كند. در جامعه ای كه هژمونی در آن برقرار است میزان بالایی از اجماع و وفاق و ثبات اجتماعی وجود دارد و طبقات تحت سلطه از آرمان و ارزش هایی حمایت می كنند كه مورد نظر طبقه مسلط است و آنها را به ساختار قدرت یكپارچه جامعه پیوند می زند. دقیقاً همین عامل سد محكمی را در برابر دولتهایی چون چین و هند ایجاد نموده است. كنفسیوس و هندو به عنوان مكاتب اصلی رایج در این جوامع به دلیل ماهیت تك ساحتی و غیرجذابشان قابلیت تقابل با ایدئولوژی جذاب لیبرال و ایجاد هژمونی این دولتها را نخواهد داشت. بی تردید همانگونه كه بسیاری از محققین غربی خود معترفند در میان مكاتب موجود تنها مكتب اسلام آنهم قرائت شیعه جعفریست كه ظرفیت به چالش كشانیدن این ایدئولوژی را داراست، لذا با باور به داشتن چنین ظرفیت فرهنگی ای در مذهب شیعه اثنی عشری دلیل تاكید رهبر معظم انقلاب به عامل اقتصادی به وضوح قابل درك می باشد.

ظرفیت فرهنگی و ایدئولوژیك مستور در مذهب شیعه شاخصهای لازم برای برساختن تمدنی نوین كه ظرفیت به چالش كشانیدن فرهنگ هژمون غالب را داشته باشد و نقایص مادی و غیرمادی آنرا برطرف نماید مهیا ساخته است. عامل اقتصاد وجه دارای اهمیتیست كه به عنوان یكی از اصلی ترین ابزارهای شكوفایی و جهانگیر شدن فرهگ شیعه ظرفیت ایجاد بسترهای اساسی برای حركت به سوی تمدن مهدوی را ایجاد نموده است. در این رابطه تولید ملی، سرمایه و كار ایرانی با شاخصهای اسلامی-ایرانی فاكتورهای اصلی در تحول بعد اقتصادی كشور ایران به عنوان كانون تمدن مهدوی می باشند.
(تولید ایرانی بسترساز تمدن مهدوی پیوند اقتصاد و فرهنگ در فرآیند تمدنسازی ، محمد ابراهیم سینایی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامي ، 2 فروردین 1391 )

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .