تقابل بنیادین آمریکا با انقلاب اسلامی ایران

اگرچه دولت باراک اوباما و دموکرات های کاخ سفید در صددند خود را دارای ماهیت و هویتی متفاوت با دولت های قبلی آمریکا نشان دهند، اما این مسئله نمی توان منجر به لاپوشانی و مخفی سازی هویت واقعی ایالات متحده شود! این هویت واقعی برآمده از مولفه های استراتژیک و ثوابت سیاست خارجی آمریکاست. تضاد آنتاگونیستی ایالات متحده آمریکا با نظام جمهوری اسلامی حکم مولفه ای ثابت را دارد که هر یک از دولت های دموکرات یا جمهوریخواه خود را نسبت به آن متعهد می دانند. تضاد بنیادین آمریکایی ها با اصول انقلاب اسلامی ایران، به مانند تعه�� واشنگتن نسبت به حمایت همه جانبه از رژیم اشغالگر قدس است که همه روسای جمهور آمریکا طی ۳۵ سال اخیر نسبت به آن پایبند بوده اند. در این خصوص کمترین تفاوتی میان "کارتر"، "ریگان"، "کلینتون"، "جرج بوش" و " اوباما " وجود ندارد. هر یک از روسای جمهور آمریکا طی ۳۵ سال اخیر تکمیل کننده قطعه ای از پازل تقابل بنیادین کاخ سفید با نظام جمهوری اسلامی ایران بوده اند. البته "شکست در برابر ایران" به تجربه مشترک همه مقامات آمریکایی طی بازه زمانی مذکور تبدیل شده است.

در برهه حساس فعلی، شاهد تداوم تلاش وقیحانه ایالات متحده آمریکا و غرب در خصوص ایجاد خلل در حرکت رو به جلوی نظام و ملت ایران هستیم. از زمان وقوع انقلاب اسلامی ایران در سال 1979 میلادی شاهد تقابل مستقیم و جدی واشنگتن و تهران بر سر مسائل مختلف بین المللی هستیم. از "جیمی کارتر" به عنوان فردی که با دکترین حقوق بشر به میدان آمد تا "باراک اوباما" به عنوان رئیس جمهور رنگین پوستی که در سال 2008 میلادی با وعده "تعامل با ایران" شهروندان آمریکایی را هیپنوتیزم کرد و در سال 2013 میلادی با تاکید بر روی میز بودن گزینه نظامی علیه ایران آن ها را از حالت خلسه پراند، جملگی هدایت گر بخشی از این تقابل پایدار بوده اند.

آمریکا، بازیگری طغیانگر در جهان

انتشار اسناد اخیر سازمان سیا مبتنی بر دخالت آمریکا در کودتای 28 مرداد سال 1332 نشان می دهد که نگاه ابزارگرایانه توام با وقاحت آمریکا نسبت به مرز و بوم کشورمان صرفا مربوط به سال ها و دهه های اخیر نیست. واقعه طبس، حمایت از صدام در هشت سال جنگی تحمیلی، انهدام هواپیمای مسافربری ایرباس توسط ناو وینسنس، اعمال انواع تحریم ها و سنگ اندازی های اقتصادی در برابر هرگونه پیشرفت منطقه ای و بین المللی ایران به همراه صدها شاهد مثال دیگر نمادهای طغیان کاخ سفید در برابر ایران است. خطای تحلیلی برخی مدافعان رابطه با آمریکا این است که چنین طغیانی را به صورت خواسته یا ناخواسته در حوزه "تاکتیکی" و" رفتاری" سیاست خارجی آمریکا ادغام می کنند. این در حالی ‌است که "تقابل با ایران " جنس و عیاری "استراتژیک "دارد نه تاکتیکی.

در این میان شاهد خطای محاسباتی برخی طیف های فکری و سیاسی در خصوص "تغییر ماهیت آمریکا" در قبال جمهوری اسلامی ایران هستیم. این تغییر ماهوی هیچ گاه رخ نداده و رخ نخواهد داد! در اینجا می توان به صراحت از ایالات متحده آمریکا به عنوان یک بازیگر طغیانگر تمام عیار نام برد.

به راستی چگونه می توان "بازیگر طغیانگر" که طغیان آن برآمده از تضادهای بنیادینش با نظام جمهوری اسلامی ایران است را به یک "بازیگر بی آزار" و حتی در مواردی غیر قابل توجیه، "یک دوست بالقوه" تشبیه کرد!

ایجاد تغییر بنیادین در ماهیت آمریکا در گروی "عدول واشنگتن از استراتژی ها و راهبردهای نهادینه شده " خود خواهد بود. تنها برخی از این موارد شامل "همسان سازی سیاست های واشنگتن و تل آویو"، " تاثیرپذیری سیاست خارجی آمریکا از لابی صهیونیسم " و " دفرمه کردن ساختار سیاسی خاورمیانه " است. تا زمانی که این استراتژی ها و رویکردهای کلان تغییر نکند، اساسا هرگونه ادعایی مبنی بر "پایان دوران طغیانگری آمریکا در برابر ایران" مخدوش خواهد بود. اما آْیا چنین تغییری واقعا رخ خواهد داد؟! پاسخ این سوال منفی است.

ادامه رجزخوانی مقامات آمریکایی علیه ایران

ایالات متحده آمریکا هم اکنون سعی دارد با پوسته و چهره ای جدید و تزیین شده خود را به افکار عمومی جهان و متعاقبا ایران معرفی کند. مروری بر اظهارات اخیر باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در نطق سالیانه اش به خوبی چنین حقیقتی را اثبات خواهد کرد. اوباما در سخنرانی سالیانه خود موسوم به «وضعیت کشور» در خصوص مذاکرات هسته ای با ایران می گوید:

" این مذاکرات دشوار خواهد بود و ممکن است به موفقیت ختم نشود. ما از حمایت ایران از سازمان هایی نظیر حزب الله که همپیمانان ما را تهدید می کند اطمینان داریم و عدم اطمینان میان کشورها همچنان به قوت خود باقی است. اما این مذاکرات وابسته به اطمینان نیست، هر قرارداد بلند مدتی که ما به آن دست یابیم باید بر پایه اقدام قابل تضمینی باشد که همه ما و جامعه بین المللی را متقاعد کند که ایران بمب هسته ای نمی سازد!"

همچنین اوباما از روی میز بودن همه گزینه ها( از جمله گزینه نظامی) علیه کشورمان سخن به میان آورده است. به راستی اظهارات اوباما نشان دهنده چیست؟ آیا این همان رویکردی نیست که اوباما را به بوش و چنی و جان بولتون پیوند می دهد؟ آیا این همان ادبیات نومحافظه کارانه دوران بوش نیست که این بار از دهان اوباما خارج می شود؟ همچنین واشنگتن همچنان بر طبل توخالی تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران می کوبد. جان کری وزیر امور خارجه آمریکا ضمن پیروی از سنت های نومحافظه کاران، داعیه دار موفقیت آمیز بودن تحریم ها علیه جمهوری اسلامی ایران است. طی سال های اخیر بسیاری از نظریه پردازان آمریکایی و غربی تشدید تقابل غرب با تهران را به ضرر نظام بین الملل ارزیابی نموده اند، این در حالی است که سیاستمداران کاخ سفید با تاسی از لابی صهیونیسم همچنان در بیراهه می تازند.

تنفس مصنوعی آمریکا به گروه های تروریستی

یکی دیگر از راهکارهای آمریکا جهت اعمال فشار بر نظام و ملت ایران، تقویت گروههای تروریستی در کشورهای اطراف ما بوده است. با این حال مقامات آمریکایی در محاسبات خود نسبت به گروههای تروریستی و تکفیری در سوریه و عراق و لبنان دچار خبطی جبران ناپذیر شدند. هم اکنون با گذشت بیش از دو سال از حضور این گروههای تروریستی در کشورهای مختلف خاورمیانه، واشنگتن نه تنها به اهداف خود از جمله سرنگونی نظام سوریه و عراق و ...نرسیده است، بلکه با تهدیدات این گروهای تکفیری علیه خود مواجه شده اند.

آتش افروزی ایالات متحده آمریکا در خاورمیانه همچنان ادامه دارد. حمایت واشنگتن و متحدانش از تروریست های تکفیری در کشورهای مختلف منطقه به امری راهبردی و بدیهی برای آمریکا تبدیل شده است. دولت باراک اوباما نیز مانند دولت بوش پسر و نومحافظه کاران در خصوص حمایت از گروه های تندروی تروریستی در خاورمیانه خود را متعهد می داند . در این خصوص همکاری های امنیتی پنهانی میان واشنگتن و ریاض تعریف شده است. حمایت وقیحانه ایالات متحده آمریکا از گروه های تروریستی، در راستای ایجاد خشونتی پایدار در منطقه صورت می گیرد. خشونت پایداری که ایالات متحده همواره سعی در ترویج و گسترش آن داشته است. نام عراق، سوریه، لبنان، افغانستان و شبه قاره هند طی سال های اخیر با بحران گره خورده است. در این میان ایالات متحده آمریکا به عنوان تروریسم مولد نقش به سزایی ایفا می کند. اکثر تحرکات و ناآرامی هایی که در افغانستان،عراق و پاکستان و نیز در سوریه صورت می گیرد، مصدری آتلانتیکی دارد و یا واکنشی نسبت به رفتارهای ایالات متحده آمریکا و همپیمانان کاخ سفید در نظام بین الملل محسوب می شود.

یکه تازی در شرایط ناکامی

همه یکه تازی های آمریکا در حالی است که ناکامی ایالات متحده آمریکا در دو حوزه سیاست داخلی و خارجی مسئله ای کاملا مسلم و ملموس است. در چنین شرایطی توان ایالات متحده در برابر ایران روز به روز در حال افول است. مقامات کاخ سفید هم اکنون درست در زمانی روی به تهدید و تحریم ایران آورده اند که گذار آمریکا به دکترین انزواگرایانه مونروئه پس از دهه ها ماجراجویی و کشتار و توطئه در عرصه سیاست خارجی امری اجتناب ناپذیر است. از سوی دیگر، کری و اوباما باید در سال 2014 میلادی خود را برای اعلام شکست رسمی آمریکا در افغانستان آماده کنند. کری که خود در جنگ ویتنام حضور داشته است، به خوبی می داند که بالابردن پرچم سفید از سوی مقامات آمریکایی چه عواقب و تبعاتی برای کاخ سفید خواهد داشت. مهم تر این که کاخ سفید در حل معمای دمشق نیز ناکام مانده و سازمان سیا که قرار بود از سال 2012 میلادی مدل سوریه منهای اسد را در دمشق اجرا کند، هم اکنون نسبت به پیروزی رئیس جمهور سوریه در انتخابات سراسری آتی در سوریه هشدار می دهد! مذاکرات سازش میان تشکیلات خودگردان و تل آویو که کری بانی از سرگیری آن بوده است نیز، نه تنها بر وفق مراد واشنگتن پیش نمی رود، بلکه به عاملی جهت اتحاد بیشتر در محور مقاومت و افتراق بیشتر در میان سیاستمداران صهیونیستی تبدیل شده است.

این در حالیست که در عرصه سیاست داخلی نیز دولت اوباما آسیب پذیر نشان داده است. تشدید بحران اقتصادی در آمریکا، افزایش تعداد بیکاران و بروز و ظهور جنبش های اعتراضی و شکست اصلاحات بهداشتی، درمانی و ... جملگی نماد شکست ایالات متحده در عرصه داخلی محسوب می شود. مقامات آمریکایی عملا قدرت تمرکز موثر خود را در عرصه بین المللی از دست داده اند.

ناکامی بزرگ افزایش هزینه در برابر ایران

موضوع بالا رفتن هزینه های تقابل با ایران برای آمریکا، یکی از دلایل بزرگ ناکامی آمریکا در دنیاست. طی ماه های قبل از انعقاد توافقنامه ژنو نیز، آمریکایی ها به دلیل مخالفت کشورهای جهان مجبور شدند تا بسیاری از کشورها را از لیست تحریمی خود خارج کنند و این مسئله به حیثیت تلاش های به اصطلاح جهانی (!) آمریکا علیه ایران به شدت صدمه وارد نموده است. واقعیت امر این است که اوباما از همان ابتدا با چشمانی بسته مسائل مربوط به جمهوری اسلامی ایران را رصد کرد و همین مسئله سبب شد تا دموکرات ها هزینه های زیادی در قبال ناتوانی خود در درک اوضاع ایران بپردازند . در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال 1388 این عدم درک صحیح به طور کامل مشخص بود و پس از آن نیز شاهد بودیم که اوباما، هیلاری کلینتون و جان کری بر طبل توخالی تحریم کوبیدند. نتیجه این روند چیزی جز شکست کاخ سفید در برابر ایران نبوده است .

مقاومت قهرمانانه ملت ایران در برابر زیاده خواهی های غرب مسئله ای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. اظهارات تهدید آمیز مقامات آمریکایی در خصوص برنامه هسته ای ایران نیز مصرفی تبلیغاتی داشته و اساسا نمی توان برای آن ها کمترین ارزشی قائل شد. در اینجا نخستین مسئله به صلاحیت اظهار نظر آمریکا در خصوص برنامه هسته ای ایران باز می گردد. چنانچه تا کنون بارها اشاره شده است کاخ سفید به جهت تولید و استفاده از سلاح های میکروبی و شیمیایی ( در فلوجه عراق) و حتی استفاده از بمب هسته ای در هیروشیما و ناکازاکی اصلی ترین مولد و مروج تروریسم هسته ای در نظام بین الملل محسوب می شود. در چنین شرایطی اساسا دولت آمریکا و وزیر امور خارجه این کشور صلاحیت اظهار نظر در خصوص مسائل مربوط به پرونده هسته ای ایران را ندارند. نکته دیگری که در این خصوص به نظر می رسد، لحن و ادبیات مقامات آمریکایی در قبال ایران است. در این میان اوباما، جان کری و وندی شرمن همه چیز را منوط به شفاف سازی و صداقت جمهوری اسلامی ایران کرده اند! عوض شدن جای شاکی و متهم در سخنان مقامات آمریکایی بسی مضحکانه به نظر می رسد!

گویا مقامات آمریکایی فراموش کرده اند که طرح ادعاهای کاذب و مطالعات ادعایی و غیر حقوقی در خصوص پرونده هسته ای ایران دستپخت سران دو حزب دموکرات و جمهوریخواه بوده است!

نتیجه گیری

با وجود ناکامی ها و شکست های آمریکا در برابر ایران و محور مقاومت اسلامی منطقه، تقابل ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران پایدار بوده و باقی خواهد ماند. در این میان نفرت از جنایات بی پایان ایالات متحده آمریکا همچنان در قلب و ضمیر ملت ایران نهادینه شده است. این خشم مقدس منبعث از رویکرد و رفتار وقیحانه سران کاخ سفید علیه کشورمان طی سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران بوده است.

بدون شک علی رغم توطئه های ایالات متحده آمریکا، ملت ایران در سایه آگاهی و اتحاد جمعی خود به مقابله با سران کاخ سفید ادامه خواهد داد و رفتارهای وقیحانه واشنگتن و متحدانش در خاورمیانه و جهان را نیز به صورتی هوشمندانه رصد خواهد کرد، از این رو هراس کاخ سفید نسبت به اتحاد و انسجام و هوشیاری ملت ایران بی دلیل نیست./
منبع:
تقابل بنیادین آمریکا با انقلاب اسلامی ایران/فخرالدین اسدی / بصيرت/چهارشنبه 16 بهمن 1392

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .