تفکرات مهدي بازرگان؟

مهدي بازرگان در احيا تفكر اسلامي چه نقشي داشت يا تاثير ي داشت؟؟

براي بررسي جايگاه و نقش مهندس بازرگان در تكفر اسلامي نگاهي به شخصيت و مباني فكري وي خواهيم داشت . شخصيت مهندس بازرگان را از چند جنبه مي‌توان مورد بررسي قرار داد. از يك سو به عنوان يك مبارز سياسي و مصلح اجتماعي و از سويي ديگر به عنوان يك انديشمند و روشنفكر ديني. اين دو بُعد در شخصيت وي همواره همراه يك‌ديگر بوده‌اند و اين همراهي از او يك «روشنفكر ديني عمل‌گرا» مي‌سازد. بُعد پراگماتيستي و تجربه‌گرايي شخصيت بازرگان محور تحول نظريه‌هاي او با گذشت زمان است. او در تمامي آثارش به دنبال اثبات حقانيت اسلام و هماهنگي آن با علم و دست‌آوردهاي علمي بشر است. اين دغدغه در قالب‌هاي سنتي فقه، عرفان و فلسفه ظهور و بروز نمي‌يابد؛ بلكه تفكر تجربي دست مايه‌ي تأمل‌هاي ديني او قرار مي‌گيرد. او با مقوله‌هايي به نام گفتمان ديني، فلسفه و كلام اسلامي و فلسفه‌ي سياسي بيگانه است و اين‌ها او را از متفكران و روشنفكران ديني معاصر ديگر در ايران و جهان اسلام، چون « ابوزيد، جابري، سروش و ...» جدا مي‌كند. اين تفاوت اگر چه باعث مي‌شود كه او را نتوان در زمره‌ انديشمندان بزرگ ايران و جهان اسلام به شمار آورد و در نتيجه از جانب علاقه‌مندان اين طيف كه از او و از همگان چنين انتظاري -انديشه ورزي فلسفي به صورت كلاسيك- دارند، مورد استقبال قرار نگرفته است؛ اما همين باعث گرديده تا او مورد توجه خيل ارادتمندان ديگري قرار گيرد كه به «تجربه» و «عمل گرايي» بيش از تفكر صرف انتزاعي اهميت مي‌دهند. در تحليل شخصيت مرحوم بازرگان بايد دقت داشت كه به لحاظ فردي او كاملاً مقيد و متشرع تلقي مي‌شود و صرف نظر از محيط مذهبي خانوادگي، نگاهي به آثار وي نيز چنين چيزي را تأييد مي‌كند؛ وي در طول عمرش بيش از 80 عنوان مقاله، كتاب و جزوه نوشته است كه از مجموع اين آثار، 5/2 درصد كاملاً علمي (نظير ترموديناميك)، 5 درصد كاملاً سياسي (نظير استقلال هند)، 15 درصد كاملاً مذهبي (نظير روش خواندن قرآن) و 5/77 درصد باقي مانده اجتماعي هستند و از ديدگاهي سياسي، تجزيه و تحليل و با زباني مذهبي ارايه شده‌اند. صرف نظر از 5/2 درصد كاملاً علمي و 5 درصد كاملاً سياسي (كه آن هم به نحوي كاملاً مذهبي بيان شده‌اند)، 5/92 درصد آثار وي رنگ مذهبي دارند و علاوه بر اين وي معتقد بود تمامي «ايسم‌ها» خداهاي ساخته‌ي دست بشر و جانشين خداي يكتا هستند. (مهدي بازرگان، خدا در اجتماع، ص 26) مهمترين اصول تفكر و انديشه مهندس بازرگان : 1 ـ اثبات سازگاري اسلام و علوم جديد. مهندس بازرگان به عنوان مرشد فكري نهضت آزادي در مجموعه نوشته هاي خود به ويژه كتاب «راه طي شده» تلاش دارد تا ايمان به خدا و معارف ديني را از راه علوم تجربي، تفسير نموده و حقانيت آن را اثبات كند (رضوي نيا، علي، نهضت آزادي، مروري بر تاريخچه، ماهيت و عملكرد، تهران: كتاب صبح، 1375، ص 96و97) وي تحت تاثير ليبراليسم غربي و انديشه هاي مدرنيسم و با توسل به علوم تجربي، سعي داشت بين نهادها و مفاهيم جديد غربي با تشيع سازگاري و تلفيق ايجاد كند. در حقيقت بازرگان و همفكران وي براي شناخت اعتقادات ديني و حتي استنباط احكام، كلام و فلسفه و عرفان و فقاهت را نفي كرده و روش علوم تجربي را جايگزين آن مي كردند‌(نهضت آزادي، همان، ص 98) مهندس بازرگان در اين خصوص مي نويسد: وقتي در عمل و زندگي روزمره و اشتغالات عمومي دخالت و حاكميت دستاوردهاي علوم و افكار را به سهولت مي پذيريم و علم را عملاً عالي ترين مرجع قضاوت ها مي شناسيم غير قابل قبول است كه در قلمرو دين آن را ناديده بگيريم و كور و لنگش بدانيم. علم را نه مي شود علي الاطلاق انكار و و از صحنه ارزش ها و افكار، خارج كرد ونه آن را مقيد و مشروط ساخت... علم از هيچ كس و از هيچ اصل و مصلحت نبايد دستور بگيرد يا تاييد و تبعيت نمايد علم بايد مانند قاضي بي طرف و آزاده وارسته اي باشد كه تنها حقيقت را جستجو نمايد و حقي را كه از حقيقت و از حق مطلق ناشي مي شود اعلام كند (بازرگان، مهدي، بازيابي ارزش ها، تهران: نويسنده 1364، ص 411) كتاب راه طي شده كه يكي از مهمترين كتابهاي بازرگان و مبين اصول فكري اوست حاكي از آن است كه بشر به بسياري از چيزهايي كه انبيا از راه وحي آورده اند، از طريق تجربي و عقلي رسيده است به عبارت ديگر با پيشرفت علم و تكامل بشر، انسان كار ويژه انبياء را انجام خواهد داد و بي نياز از وحي خواهد شد (تقوي،محمدعلي، اصلاح فكر ديني در انديشه متفكران معاصر ايران، 40-1320،‌ پايان نامه كارشناسي ارشد علوم سيارسي، دانشگاه تهران، 1372، ص 251) 2 ـ تاكيد بر مليت و ملي گرايي؛ مهندس بازرگان در مقاله اي به عنوان ايران و اسلام به صراحت و روشني اعلام مي دارد كه ديدگاه وي و همفكران او با حضرت امام متفاوت است او به شدت از ملي گرايي دفاع كرده است و ديدگاه مكتبي امام و ارزش هاي اسلامي را محكوم مي كند بازرگان مي گويد: براي بنده ماموريت و هدف و تعهد، خدمت به ايران است از طريق اسلام . براي امام، هدف و برنامه انقلاب، خدمت به اسلام است از طريق ايران (بازرگان، مهدي، بازيابي ارزش ها ص 119) 3 ـ اثبات سازگاري اسلام و دموكراسي (به شكل غربي)؛ مهندس بازرگان تحت تاثير افكار ليبراليستي غرب اصول سه گانه آزادي ،برابري و دموكراسي را ارج مي نهد و آنها را جز وجوه مشترك اسلام و ليبراليسم مي داند و سعي دارد با جمع بين اسلام و دموكراسي اثبات كند حكومت اسلامي تفاوتي با دموكراسي غربي ندارد. (بازرگان، مهدي، بعثت و ايدئولوژي، مشهد: طلوع، ص 116) با اينكه در اسلام حاكميت الهي است و حاكم طبق اصول اسلامي بايد عمل كند و حاكميت مردم در چارچوب ارزش ها و اصول اسلامي است. نهضت آزادي و بازرگان با پذيريش مباني غرب، حاكميت الهي را به طور نظري نفي كردند و به يك نوع دموكراسي غربي كه حاكميت مردم بر مردم است متوسل شدند‌(شفيعي فر، محمد، درآمدي بر مباني فكري انقلاب اسلامي، قم: نشر معارف 1387، ص 187) بازرگان با تاويل و تفسير كلام قرآن، تاكيد بر كراهت و شرافت انساني اسلام را همان مكتب اومانيستي مي داند كه به اصالت بشر نظر دارد (بازرگان، بازيابي ارزشها، پيشين، ج2، ص 437) كار بازرگان در اين زمينه معادل سازي واژه هاي دمكراتيك غربي با مفاهيم اسلام است و يافتن اصول و معادل هاي دموكراسي در متون اسلامي در همين راستا از سوي وي صورت مي گرفت. از نظر شيوه مبارزاتي قبل از پيروزي انقلاب اسلامي بازرگان و نهضت آزادي قصد تغيير سلطنت و جايگزيني آن را با نظام ديگر نداشتند از اين رو مبارزات آنها در چارچوب قانون اساسي بود و آنها قانون اساسي مشروطه را قبول داشتند و برنامه منسجمي براي جايگزين نظام نداشتند و بر اين اساس نهضت آزادي هيچ طرحي از حكومت براي جامعه بعد از انقلاب ارائه نداد (بازرگان، مهدي، انقلاب ايران در دو حركت، تهران: نويسنده 13632، ص 85-86) اما پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بازرگان به نوعي حكومت شورايي ملي معتقد بود (بازرگان، بازيابي ارزشها، ص 23) همان كه تحت «جمهوري دمكراتيك اسلامي» مطرح شد و مقبوليت نيافت. بررسي عملكرد بازرگان در عرصه‌ي اجتماعي بيانگر اين مطلب است كه ايشان داراي ضعف‌هاي انديشه‌اي و عملكردي فراواني بودند كه در زير به آن‌ها اشاره مي‌شود. مشكلات انديشه‌اي - چرخش انديشه‌اي بازرگان در دهه‌هاي 30 و 40 شمسي تلقي حداكثري از دين داشت. او بر اين باور بود كه آموزه‌هاي اسلام ناظر به تمام ساحات و شؤون زندگي است؛ هم ساحت نظر و هم ساحت عمل، هم علم تجربي از دين قابل استخراج است، هم چگونگي سياست ورزي و اداره‌ي كلان جامعه. به همين دليل تلاش مي‌كرد تا نشان دهد كه احكام فقهي با يافته‌ي علوم تجربي جديد در تناسب است و اگر قرآن در مورد پديده‌هايي چون باد و باران سخن گفته مي‌توان با وام و مدد گرفتن از علوم جديد، آن‌ها را تبيين كرد و بر آن‌ها پرتو افكند و به تعبير خودش: «يكي از برنامه‌هاي جشن بعثت كه در زندان شاه در سال‌هاي 40 تا 42 ايراد شد و به صورت كتاب درآمد، عنوانش را بعثت و ايدئولوژي گذارده بودم كه مورد استقبال و موجب تحرك‌هايي شد. هدف از تأليف آن كتاب، نشان دادن اين مطلب بود كه از اصول و احكام اسلام مي‌توان به سهولت ايدئولوژي استخراج كرد و آييني يا مكتبي براي مبارزان خودمان عليه استبداد و استيلاي خارجي ارايه كرد.»( سروش دباغ، بازرگان متأخر در برابر بازرگان متقدم، نشريه‌ي مهرنامه، شماره‌ي 4) وي در آن سال‌ها بر اين باور بود كه عقل و علم نمي‌توانند تعيين كننده‌ي تكليف شخصي و اجتماعي باشند و ابراز مي‌دارد: «اگر اين دو بزرگوار چنين هنري داشتند تا به حال از عهده‌ي آن بر آمده و اين قدر بشر دچار اختلاف و سرگرداني نمي‌شد.» (مهدي بازرگان، بعثت و ايدئولوژي، ص62) حتي در سال‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي نيز بازرگان به نوعي طرفدار اسلام حداكثري بود. او در مصاحبه با روزنامه‌ي «كيهان» تمام قد از اين نظريه دفاع كرد و گفت: «اسلام همان گونه كه بارها ذكر شده، فقط يك دكترين فلسفي و يا يك دين ساده نيست بلكه كليتي جامع و شيوه‌اي براي زيستن و فكر كردن توحيدي است كه معتقد است زندگي در اين جهان با تمام ابعاد جسمي و روحاني، فردي و اجتماعي، وسيله براي تربيت انسان براي نزديكي او به خداوند است. در اسلام مذهب از امور اجتماعي جدا نيست.»( قطه نظرهاي مهندس بازرگان درباره‌ي حكومت اسلامي، روزنامه‌ي كيهان،11/11/57) اما بسيار جاي تأسف است كه بازرگان دهه‌هاي 30 و 40، در سال‌هاي پاياني عمرش به طور كامل از اين نگاه خود منصرف مي‌شود و در سال 71 با سخنراني «خدا و آخرت هدف بعثت انبيا» آشكارا دست به خانه تكاني فكري زده و اذعان مي‌كند، تفكر دين براي دنيا زيان بار است و دين اسلام اولاً و بالذات براي تعليم حكمراني و چگونگي اداره‌ي جامعه نيامده بلكه آخرت و خدا هدف اصلي بعثت انبيا بوده است و غايت قصواي تعاليم آن‌ها آشنا كردن انسان‌ها با اين دو مقوله‌ي انسان ساز و سرنوشت ساز است. به تعبير ديگر، ما براي احراز شيوه‌هاي حكومت ورزي به سراغ ميراث اديان نمي‌رويم و چنين انتظاري از بنيان گذاران اديان و مذاهب نداريم؛ به همين سبب اگر سخن مستوفا و مبسوطي در اين زمينه در مأثورات ديني يافت نشود نبايد آن را نشانه‌ي نقصان دين انگاشت. او به صراحت از انتظار تصحيح و تجديد شده‌ي خويش از ديانت سخن مي‌گويد و آن را بر آفتاب مي‌افكند: «... اولاً، فوايد و آثار مثبت دنيايى داشتن آيات جهاد و آن‌ها تكيه‌ي قضا و قسط و غيره است. منتها مى‌گفتيم اين‌ها آثار فرعى مفيد و نتايج دنيايى ضمنى هستند كه غيرقابل انكارند، ولى به منظور راه بردن آدميان به سوى خدا و حفظ ما از فتنه‌هاى شيطان تشريع شده‌اند. آنچه بايد اضافه كنيم اين است كه آن آيات و احكام الزاماً شامل تمام نيازها و مسايل و ابتلاهاى انسان‌ها در تمام قرون و احوال نيست و پيامبران چنين ادعايى هيچ‌گاه نكرده‌اند. ثانياً، ضرورت يا لااقل تأثير مثبت محيط توحيدى مساعد براى نشو و نماى افراد آزاده‌ي مستقل و مؤمنان با كرامت مورد قبول است. هم‌چنين ايجاد جامعه‌ي دينى جهت پديد آمدن انسان دينى. ولى آيا تأمين چنين محيط و جامعه‌اى بايد حتماً از طريق تصرف قدرت و به هر قيمت از طرف مؤمنان صورت گيرد و به دست متوليان دين باشد؟ آيا فرستادگان خدا و انبيا چنين كرده‌اند؟ يا دستورهاى ويژه براى اين كار به ما داده‌اند؟ در قرآن، تا آنجا كه مربوط به زمان و مكان خود پيامبر مى‌شود، چه در ايفاى رسالت كه محور اصلى آن مبارزه با شرك و استكبار و الحاد بوده است و چه در دعوت به ايمان و تربيت انسان دينى، خلاف آن و عدم توسل رسولان خدا به قدرت يا مقدم داشتن تشكيل جامعه‌ي ايمانى بر تعليم و تربيت افراد ايمانى را، مشاهده مى‌كنيم. ممكن است استنباط ما يا خواسته و سليقه‌ي ما از آيات جهاد قتال و امر به معروف و نهى از منكر، احكام ارث و قضا و غيره تصرف قدرت به دست متدينان باشد و عمل به اين احكام مانند ايمان و تقوا و احسان و مالاً استحكام و اقتدار مسلمان را تقويت نمايد، ولى مى‌دانيم كه آيات جهاد و قتال صرفاً براى جوامع دفاع و استقرار امنيت و آزادى است، نه براى تهاجم و تصرف قدرت. در تعليل هيچ يك از آيات و احكام مذكور نيز تصريح و اشاره‌اى به تسلط و تصرف نشده و خلاف آن گفته شده است) از جمله وتعاونوا على البرّ والتقوى ولاتعاونوا على الاثم والعدوان.... ماحصل كلام آن كه آنچه كه از مجموعه‌ي آيات و سوره‌هاي قرآن بر مي‌آيد، قسمت اعظم و اصلي آن بر دو مسأله‌ي خدا و آخرت است...[در قرآن] همه جا به طور مستقيم و غيرمستقيم، تصريحاً يا تلويحاً درد خدا و آخرت است... قرآن كه ثمره و خلاصه‌ي دعوت و زبان رسالت است نه تنها سفارش و دستوري براي دنياي ما نمي‌دهد بلكه ما را مرامت مي‌كند كه چرا اين اندازه به دنيا مي‌پردازيد و آخرت را كه بهتر است و ماندگارتر، فراموش و رها مي‌كنيد... مسأله‌ي مهم‌تر، زيان سنگيني است كه تفكر «دين براي دنيا» به بار مي‌آورد. انتظار يا اعتقاد به اين كه بعثت پيامبران يا تعليمات آنان- كلاً يا ضمناً – به خاطر اصلاح انسان‌ها و اداره‌ي صحيح امور فردي و اجتماعي آن‌ها در دنيا باشد و اديان توحيدي علاوه بر اصول و احكام عبادي، جامع انديشه‌ها و رهنمودهاي لازم براي زندگي افراد و جوامع بشري هستند باعث مي‌شود كه مؤمنين و علاقه‌مندان، احساس وظيفه و نگراني نكنند و درباره‌ي مسايل و مشكلات خود و اجتماع و جامعه‌ي بشري به اميد اين كه دستورالعمل و پاسخ اين وظايف و مسايل در دين آمده است، در صدد تدبير و فعاليت و تلاش خارج از احكام دين برنيايند...»( سروش دباغ، بازرگان متأخر در برابر بازرگان متقدم، نشريه‌ي مهرنامه، شماره‌ي4) - اشتباه روشي و برداشت غلط از آموزه‌هاي دين مهم‌ترين آسيب ديگري كه به انديشه‌ي ديني بازرگان وارد است به روش شناسي معرفت ديني او باز مي‌گردد. بازرگان در مباحث دين شناسي با روش متكلمان و فلاسفه همراهي نمي‌كند و طعنه و حاشيه‌هايي نيز وارد مي‌سازد و خود با روش‌هاي تجربي و كاركردگرايي به تبيين مقوله‌هاي ديني مي‌پردازد.( عبدالحسين خسروپناه، آسيب شناسي دين پژوهي معاصر، ص 141) وي در مقام نقد متكلمان و فلاسفه مي‌نويسد: «اهل كلام از طريق منحني وارد مباحث ديني و اثبات توحيد و نبوت و امامت مي‌شدند و خود را به جاي خدا مي‌گذاردند و به قول استاد مرحوم ميرزا ابوالحسن خان فروغي براي خدا آيين نامه مي‌نوشتند.( مجموعه آثار، ج2، ص154)علماي اسلام و يهود و نصاري با قبول افكار فلاسفه‌ي يونان، ماهرانه از عقايد ديني خود دفاع كردند ولي غافل از اين كه پايه را سست مي‌نمايند و رخنه در اساس توحيد وارد مي‌سازند.» (مجموعه آثار، ج1، راه طي شده، ص 99) بازرگان در برابر روش متكلمان و فلاسفه راه ديگري را پيشنهاد مي‌دهد و مي‌نويسد: «بهتر است براي درك و يا لااقل قبول وحي به جاي آن كه سراغ منبع اصلي رفته، از سطح نازل بشر خودماني- كه البته خيلي پست است- ولي در عوض محسوس و سهل الوصول است شروع نماييم.» (بازرگان، مجموعه آثار، ج2، ص 155) روش كاركردي گرچه به لحاظ روان‌شناسي تأثيرات مثبتي دارد و بشر از جهتي بيش از توجه به استدلال و پاي‌بندي به عقل و اثبات حقيقت به مفيد يا مضر بودن امور و حقايق توجه دارد و از دريچه‌ي كاركردي به عقايد و اعمال مي‌نگرد اما بي‌اعتنايي به جنبه‌هاي اثباتي نيز به عقايد دين داران آسيب‌هاي جدي مي‌زند.(عبدالحسين خسروپناه، همان، ص 146) علاوه بر روش معرفتي مهندس بازرگان كه دچار مشكلات جدي بوده است، آثار وي در حوزه‌ي اسلامي دچار آسيب‌هاي جدي بود كه عبارت‌اند از: «ظاهرگرايي، كاركردگرايي دين، تأثيرپذيري از مسيحيت اروپايي، عدول از مفاهيم شرعي، تفسير دنياگرايانه از نبوت، خلط انگيزه و انگيخته، دين حداقلي، نگاه جزء نگرانه به دين، خلط دين با دين داري، آسيب توجيهي، خلط دين الهي و بشري، خلط امكان و وقوع، غفلت از منابع ديني، تفسير به رأي، بديل پذيري دين، تفسير تطبيقي و مدعيات بي دليل» است.( خسروپناه، عبدالحسين، همان ، ص 137-190) در مجموع با توجه به تأثيرات آموزه هاي غربي و روشنفكري غربي بر انديشه مهندس بازرگان ، نقش وي در تفكر اسلامي را نمي توان نقش مثبتي ارزيابي نمود و ايشان در زمره روشنفكراني قرار دارند كه به دليل تأثيرات تفكرات غربي بر انديشه آنها نتوانستند به ريشه هاي ناب تفكر اسلامي دست يابند و در ادامه مسير دچار چرخش فكري شدند .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .