تفاوت سوريه با يمن؟

با سلام. همانطور كه مستحضريد در درگيري هاي مردم منطقه با دولتها آمريكا با توجه به منافعش يا طرفدار مردم است و دولت را رژيم ستمگر ميخواند مثل سوريه و يا طرفدار دولت است و مردم را شورشي ميخواند مثل يمن. اما ايران هم اين سياست را دارد با اين تفاوت كه در يمن طرفدار حوثي هاست و آنها را مردم ميخواند و در سوريه طرفدار دولت است و مردم را شورشي ميخواند. پاسخ شما چيست؟ با تشكر

دانشجوي محترم ضمن تشكر از تماس مجدد شما با اين مركز ، سياست اصولي جمهوري اسلامي ايران در قبال تمامي كشورهاي منطقه عبارت است از حمايت از حقوق قانوني و مشروع ملت ها در تعيين سرنوشت خود بدون هر گونه دخالت خارجي تا جايي كه در قضيه فلسطين نيز جمهوري اسلامي ايران همين راهكار را در پيش گرفته و پيشنهادي كه ارائه كرده است مبتني بر حق ملت اصلي فلسطين براي تعيين سرنوشت خويش مي باشد و اگر خود آنان هر تصميمي در زمينه بقا يا زوال مهاجران صهيونيست گرفتند همان مبناي عمل قرار گيرد كه اين دموكراتيك ترين پيشنهاد براي حل بحران فلسطين مي باشد . از اين روي همين سياست در مورد هر كشور ديگري غير از فلسطين از جمله سوريه و يمن نيز مبنا قرار گرفته است ، به همين دليل جمهوري اسلامي ايران همواره بر حق ملت هاي سوريه و يمن براي تعيين سرنوشت خويش تاكيد داشته و حتي عليرغم حمايت هايي كه از دولت سوريه مي كند از لزوم اصلاحات در اين كشور سخن به ميان مي آورد چنانكه مقام معظم رهبري بارها در ديدارهايي كه با هيات هاي نمايندگي مختلف داشتند بر اين مساله تاكيد نموده اند و مسئولان سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران نيز بارها در مواضع خويش همين مطلب را گوشزد نموده اند . به عنوان مثال مقام معظم رهبري هم در ديدار با نخست وزير تركيه و هم در ديدار با نخست وزير سوريه اعلام نمودند : «ما از اصلاحات در سوريه همواره حمايت مي كنيم و اصلاحاتي كه در سوريه شروع شده، بايد ادامه يابد. » (نقل از سايت آفتاب http://aftabnews.ir/vdcgtz9qnak9nt4.rpra.html ) از طرفي حمايت جمهوري اسلامي ايران از دولت سوريه به دليل اينكه دولت اين كشور از نظر كشور ما يك دولت مردمسالار مي باشد نيست چنانكه راز دشمني كشورهاي غربي و از جمله آمريكا نيز غير مردمسالار بودن اين دولت و يا مخالفت دولت اين كشور با خواست هاي مردم نمي باشد به ويژه اينكه آمريكا در دشمني با سوريه با كشورهايي همپيمان شده است كه مرتجع ترين و ديكتاتور ترين دولت هاي منطقه را رهبري مي كنند ، بر اين اساس مساله اي كه در مورد سوريه مطرح است اين است كه به دليل اينكه سوريه يكي از اصلي ترين محور هاي مقاومت بر عليه رژيم اشغالگر صهيونيستي مي باشد لذا مورد خشم و كينه غربي ها و همپيمانان عرب آن در منطقه قرار گرفته است و به همين دليل اين كشور عليرغم ثباتي كه در اين كشور سالها حكمفرما بود و عليرغم تمامي تلاش هايي كه دولت علوي اين كشور در توجه دادن به ساير اقليت ها داشت (به گونه اي كه عليرغم اينكه گفته مي شود دولت اين كشور در دست علوي هاست ولي در جاي جاي آن از همه اقليت ها حضور فعالي داشتند) ، مورد هجوم همه جانبه دشمنان مقاومت قرار گرفته است و با توجه به اهميت مقاومت ، حمايت از آن در واقع دفاع از جريان مظلوم مقاومت مي باشد و منافع اين دفاع در كوتاه مدت و دراز مدت قطعا به نفع كشور ما هم خواهد بود چرا كه شكست محور مقاومت ، قطعا باعث بروز تهديدهاي امنيتي بيشتري بر عليه كشور ما هم خواهد بود ، همانگونه كه پيروزي هاي مقاومت حزب الله لبنان در طي سال هاي گذشته ، باعث تغييرات محسوس در روند تهديدات رژيم صهيونيستي بر عليه كشور ما شد . مقام معظم رهبري نيز با توجه به همين مساله معتقدند : «درخصوص سوريه اگر با ديد جامع و فراگير به تحولات اين كشور نگريسته شود، طراحي امريكا براي سوريه كاملاً مشخص است كه متأسفانه برخي كشورهاي خارجي و منطقه نيز در اين طراحي امريكا مشاركت دارند...هدف اصلي طراحي امريكا در سوريه، ضربه زدن به خط مقاومت در منطقه است زيرا سوريه از مقاومت فلسطين و مقاومت اسلامي لبنان حمايت مي‌كند. ... اگر دولت سوريه، به آمريكايي‌ها قول دهد كه حمايت خود را از مقاومت اسلامي فلسطين و لبنان قطع خواهد كرد، همه مسائل تمام خواهد شد و تنها جرم سوريه حمايت از مقاومت است. ... امريكايي‌ها و برخي كشورهاي غربي مي‌خواهند انتقام شكست‌هاي اخير خود در منطقه ازجمله مصر و تونس را، در سوريه بگيرند. »(ديدار دبيركل جهاد اسلامي فلسطين با رهبر انقلاب، پايگاه اطلاع رساني آيت الله خامنه اي،11/11/1390.) از اين روي مخالفت غرب با دولت سوريه صرفا با در نظر گرفتن منافع نامشروع رژيم صهيونيستي صورت مي گيرد چنانكه حمايت جمهوري اسلامي ايران از دولت اين كشور با در نظر گرفتن جريان مقاومت صورت مي گيرد و البته در كنار آن كشور ما تنها كشوري است كه به صورت واقعي بر حق مردم اين كشور در تعيين سرنوشت خويش بدون دخالت خارجي ها تاكيد دارد كه علامت آن نيز اين است كه غربي ها در پيشنهادات خود براي آينده اين كشور شروطي را در نظر مي گيرند كه در نهايت مانع از روي كار آمدن دولتي با تركيب حامي جريان مقاومت شود از جمله اينكه خواستار عدم حضور جريان مقاومت به رهبري بشار اسد در انتخابات احتمالي آينده هستند ولي جمهوري اسلامي ايران همواره پيشنهاد داده است مردم اين كشور در فرايندي مردمسالار و با مشاركت همه گروه هاي سياسي مشروع از جمله حاميان مقاومت و حتي مخالفان قانوني جريان مقاومت سرنوشت خويش را تعيين نمايند . لذا غربي ها در راه حل هاي غير نظامي خود به دنبال مهندسي راي و نظر مردم اين كشور هستند ولي جمهوري اسلامي ايران از آزادي دموكراتيك مردم حمايت مي كند . نكته ديگري كه در مورد سوريه بايد گفته شود اين است كه نه تنها هيچ شاهدي مبني بر اينكه مخالفاني كه در مقابل دولت اين كشور ايستاده اند مردم اين كشور هستند وجود ندارد بلكه امروزه براي همگان ثابت شده است كه اين گروه ها يا گروه هاي اجاره اي خارجي هستند و يا گروه هاي داخلي كه وابستگي شان به خارج از كشور اثبات شده است به عبارت ديگر اولا در سوريه مخالفت هاي شديد مردمي به نحوي كه در كشورهاي عربي ديگر مشاهده مي شود وجود نداشته و وجود عده اي مخالف و منتقد كه بسياري از آنها اتفاقا خواستار حل بحران اين كشور از طريق راه هاي مسالمت آميز بودند در هر كشوري امري عادي و طبيعي است و دولت اين كشور نيز از اين گروهها دعوت كرده بود كه وارد گفتگو با دولت شوند كه نشان مي داد كه دولت اين كشور ، چنين مخالفاني را طرف حساب بحران نمي داند و برخوردي هم كه در حال حاضر صورت مي گيرد با اين مخالفان نمي باشد و بالاتر اينكه برخي از اين گروه هاي مخالف در حال حاضر نيز همچنان در خود دمشق ، مشغول فعاليت هاي خود هستند و پيگير مطالبات خويش از راه هاي مسالمت آميز هستند همچون «جبهه مردمي براي تغيير و آزادسازي در سوريه» شامل «حزب اراده مردمي» و «حزب قومي اجتماعي سوريه» و چند شخصيت مستقل ديگر . ثانيا امروزه با كنار رفتن پرده ها در خارجي بودن عمده گروه هاي تروريستي درگير در اين كشور از جمله داعش و جبهه النصره و وابستگي گروه هاي مخالف دولت سوريه اعم از ارتش آزاد و شوراي ملي سوريه به بيگانگان و نيز تسليح همه گروه هاي مسلح داخلي و خارجي مخالف دولت سوريه از جانب دولت هاي غربي هيچ شك و شبهه اي نيست و با توجه به اين موضوع مي توان گفت كه در واقع دولت سوريه نه با يك گروه معارض داخلي بلكه با معارضاني كه به نمايندگي از كشورهاي غربي و عربي با اين كشور جنگ مي كنند طرف مي باشد و به تعبير دقيق تر ، سوريه در ظاهر درگير جنگ داخلي است ولي در واقع درگير جنگي خارجي است كه در پشت آن ، تركيه ، رژيم هاي عربي و دولت هاي غربي قرار دارند و امكانات اين جنگ همگي از سوي اين كشورها تامين شده و معارضان ، صرفا نقش واسط را ايفا مي كنند و با توجه به اين موضوع ، اقدام دولت سوريه صرفا اقدامي تدافعي محسوب مي شود كه حق طبيعي هر كشوري است و اگر خلاف اين بود بايد به آن اعتراض صورت مي گرفت . در مورد يمن نيز لازم است بار ديگر اشاره نماييم سياست اصولي جمهوري اسلامي ايران مبني بر حق تعيين سرنوشت اين كشور توسط خود مردم اين كشور بدون هر گونه دخالت خارجي در پيش گرفته شده است ، با اين حال از آنجايي كه غربي ها با توجه به تحولات ميداني دريافته اند كه اگر حق تعيين سرنوشت به خود مردم اين كشور واگذار شود در نهايت جريان هاي اسلام گراي مخالف غرب در اين كشور به پيروزي خواهند رسيد (چنانكه اين مساله را از تظاهرات هاي ميليوني هواداران انصار الله و شعارهاي آنان در سال هاي اخير به راحتي مي توان دريافت) لذا به جاي راه حل هاي دموكراتيك تلاش مي كنند تا از طريق ابزارهاي فشار و زور به اهداف نامشروع خود برسند و در نهايت پس از درگيري هاي فراوان ، گسترش ناامني و ويراني كشور كه نتيجه طبيعي آن خستگي مردم از جنگ مي باشد، در صورت امكان گزينه هاي مورد نظر خود را بر مردم اين كشور تحميل نمايند و در واقع همچون سوريه دموكراسي مهندسي شده را به مردم اين كشور تحميل نمايند . در واقع اگر جمهوري اسلامي ايران از جريان انصار الله در يمن حمايت مي كند به خاطر اين است كه اين جريان بر خلاف تروريست هاي مخالف دولت سوريه كه حتي غربي ها نيز به اجاره اي بودن آنها اعتراف دارند ، جريان هايي هستند كه ريشه در خاك اين كشور دارند و جريان هايي انقلابي محسوب مي شوند كه براي تعيين سرنوشت خويش قيام كرده اند و اين حقي است كه نه تنها هيچ يك از موازين حقوق بين المللي با آن تعارضي ندارد بلكه اين موازين و قوانين مدعي آن هستند كه در راستاي حفظ حقوق مشروع بشريت از جمله حق حاكميت بر سرنوشت سياسي خود تدوين شده اند و به همين دليل حقوقي از اين قبيل در قوانين بين المللي همواره منعكس شده است (به عنوان مثال رك : منشور ملل متحد و نيز ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي مصوب 16 دسامبر 1966 كه يمن يكي از كشورهاي امضا كننده آن مي باشد) نتيجه اينكه راز تفاوت ديدگاه هاي ظاهري جمهوري اسلامي ايران در سوريه و يمن به تفاوت ماهيت تحولات اين دو كشور باز مي گردد ، چنانكه در سوريه هرگز جريان هاي سياسي انقلابي با دولت اين كشور مخالفت نكرده اند بلكه كساني كه درگير جنگ با دولت مركزي اين كشور هستند جريان هاي تروريستي هستند كه يا خارجي هستند و يا وابسته به خارج كه هر دو نيز به صورت مستقيم يا غير مستقيم منافع نامشروع غربي ها از جمله رژيم صهيونيستي را تعقيب مي كنند ولي در يمن جرياناتي كه بر عليه دولت اسبق و سابق اين كشور وارد عمل شدند جريان هاي انقلابي و مردمي هستند كه با حضور ميليوني خود در عرصه اين مساله را ثبات كرده اند و به همين دليل جمهوري اسلامي ايران از گروه هاي انقلابي اين كشور حمايت مي كند ، چنانكه دولت سابق اين كشور (حتي با ناديده گرفتن استعفايش كه عملا خود را به دست خود از مشروعيت خارج ساخت) با توجه به عملكرد امروزش يعني دعوت از بيگانگان براي كشتار و قتل عام مردم اين كشور دولت مزدور بيگانه است و به همين دليل حتي اگر زماني مشروعيت داشت امروزه فاقد مشروعيت است و هيچ توجيهي براي حمايت از آن براي جمهوري اسلامي ايران وجود ندارد .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .