تفاوت جنگ و دفاع؟

سلام لطفا تفاوت جنگ و دفاع را بگوييد پيامبر و امامان كجاهها جنگ و كجاها به دفاع پرداختند

با سلام و احترام. جنگ عبارت است از مبارزه مسلحانه بين افراد جامعه , كشورها و طبقات جهت به دست آوردن منافع و اهداف سياسي , اقتصادي و... در فرهنگ اصطلاحات سياسي جنگ چنين تعريف شده است .
« تبديل شدن كشمكش بين كشورها به ستيزه اي خشونت بار و خونين.حالتي از روبط بين دو دولت يا بين گروهي از دولتها يا بين يك دولت و گروهي از دولتها كه بر اساس آن،آثار عادي قانون بين امللي،يعني قانون كلي صلح،بينشان به حال تعليق در آمده باشد.مبارزه مسلحانه بين كشورها يا بين طبقات براي اجراي هدفهاي سياسي و اقتصادي.از نظر كارل فون كلاوس ويتس « 1780-1831 » ژنرال پروسي،جنگ ادامه سياست است با وسايل ديگر.او مي گويد جنگ عمل قهري است كه منظور از آن مجبور ساختن خصممان به اجراي اراده ما است.كلاوس ويت،اصل اساس جنگ را حفظ نيروهاي خودي و نابودي نيروهاي دشمن،هدف جنگ را خلع سلاح يا سرنگون كردن دشمن و عاملترين اصل پيروزي در جنگ را برتري تعداد افراد مسلح دانسته است.
پيشرفتهاي وسايل تكنولوژيكي ويرانگر در سازماندهي سياسي،در نظام بين امللي و در تحليل مساله ي جنگ باعث طبقه بندي انواع جنگ شده است.به عبارت ديگر،جنگ با توجه به سطح فنون،قدرت اسلحه،بزرگي كشورها يا گروههاي در حال نزاع و شمار كساني كه به طور مستقيم يا غير مستقيم در منازعات شركت دارند،اشكال گوناگوني مي يابد » (علي آقا بخشي , مينو افشاري راد , فرهنگ علوم سياسي , تهران : چاپار , 1383, ص 729)
دفاع به مقابله در برابر حمله مسلحانه افراد يا كشورها گفته مي شود و در اصطلاح « دفاع عبارت از حقي است كه كشورها بر اساس آن مي توانند از خود در مقابل حمله مسلحانه , با عكس العمل نظامي فوري به طور انفرادي يا جمعي دفاع كنند . در ماده 51 منشور ملل متحد , استفاده از حق دفاع مشروع فردي و جمعي در صورت وقوع حمله مسلحانه عليه يك عضو سازمان ملل متحد , مجاز شمرده شده است .» ( همان , ص 614)
با توجه به تعريف جنگ و دفاع روشن مي شود كه جنگ حالت تهاجم و حمله در آن نهفته است ولي دفاع مقابله و جلوگيري از تهاجم است .
در اصطلاحات فقهي به جنگ , جهاد ابتدايي گفته مي شود كه در آن مسلمانان آغازگر حمله به دشمنان اسلام هستند و در مقابل جهاد دفاعي قرار دارد كه مسلمانان در آن آغاز گر جنگ نيستند و در برابر تهاجم دشمنان ايستادگي مي كنند . در تاريخ اسلام بخشي از جنگ ها , جنگ ابتدايي بوده است مانند جنگ بدر , خيبر و... در زمان پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله ) و جنگ صفين در زمان حكومت حضرت علي عليه السلام و بخشي نيز حالت دفاعي داشته است مانند جنگ احد , خندق (احزاب ) و... در زمان حيات پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) و جنگ جمل و جنگ خوارج در زمان حكومت حضرت علي عليه السلام كه در پاسخ به توطئه پيمان شكنان و خروج كنندگان بر حضرت صورت گرفت .
در ادامه براي آشنايي بيشترو روشن شدن جايگاه جنگ در اسلام و ديدگاه اسلام نسبت به آن سه موضوع را مورد بررسي قرار دهيم .
« اسلام دين صلح و دوستي »
بررسي تاريخ صدر اسلام گواه است كه اسلام با برهان و استدلال كار خود را آغاز و پيشرفت كرده است، زيرا رسول اكرم‏صلي الله عليه و آله و سلم و ياوران ايشان با تحمل فشارهاي فراوان، با سلاح تبليغِ بليغ، پيام اسلام را به گوش ديگران مي‏رساندند و در اين مدت، عدّه‏اي از مكّه و برخي از مدينه به اسلام گرويدند.
در مدينه پيش از اقتدار نيز كه از هر طرف مورد تهاجم قرار مي‏گرفتند، به دستور خداي سبحان براي دفاع از خودشان اجازه جهاد و پيكار داشتند«اُذِنَ لِلَّذينَ يُقتَلونَ بِاَنَّهُم ظُلِموا»( سوره حج، آيه 39) و اين دفاع براي حفظ حكومت ديني و نجات مسلمانان و محرومان از شرّ كفار و فتنه‏گران و آشوب‏طلبان بود. از اين رو كاربرد شمشير براي حفظ اسلام و مسلمانان و در مقابل تهاجم دشمنان بود؛ نه اينكه در اسلام شمشير عامل اصلي پيشرفت محسوب شود.( جوادي آملي , عبد الله , تفسير تسنيم , قم, مركز نشر اسراء , 1386, ج12, ص185-186)
با نگاهي گذرا به تعاليم اسلام به خوبي اين حقيقت آشكار مي شود كه اسلام ديني است كه همگان را به زندگي مسالمت آميز بر پايه ارزش هاي الهي و اخلاقي دعوت نموده است و منادي گفتگو بر پايه مشتركات است « قل يا اهل الكتاب تعالوا الي كلمه سواء بيننا و بينكم الانعبد الا الله و لا نشرك به شيئاً و لا يتخذ بعضنا بعضاً ارباباً من دون الله فان تولوا فقولوا اشهدوا بانا مسلمون »( سوره آل عمران , آيه 6 )« بگو اي اهل كتاب بياييد به سوي سخني كه ميان ما و شما يكسان است ؛ كه جز خداوند يگانه را نپرستيم و چيزي را همتاي او قرار ندهيم و بعضي از ما بعض ديگر را غير از خداي يگانه به خدايي نپذيرد و هر گاه از اين دعوت سرباز زنند , بگوييد گواه باشيد كه ما مسلمانيم» اسلام , دين منطق , عقل و استدلال است و همگان را به پيروي از سخنان شايسته و منطقي رهنمون مي سازد « فبشر عباد الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك هداهم الله و اولئك هم اولوا الالباب» (سوره زمر , آيه 18) « پس بندگان مرا بشارت ده همان كساني كه سخنان را مي شنوند و از نيكوترين آنها پيروي مي كنند , آنان كساني هستند كه خداوند هدايتشان كرده و آنها خردمندانند» در اسلام رفتار اوّلي انسان مسلمان نيكي با هر انسان ديگر است و دستور اسلام به مسلمانان اين است كه «وقولوا لِلنّاسِ حُسناً »( سوره بقره، آيه 83) قول در اين آيه شريفه مطلق رفتار اعم از كردار و گفتار و نوشتار و... است و « ناس» مطلق مردم اعم از مؤمن و غير مؤمن‌اند و حُسن، مطلق خير و نيكي و زيبايي است .( عبد الله , جوادي آملي , تفسير تسنيم , قم, مركز نشر اسراء , 1386, ج11, ص 715-716 )
اصل حاكم در نظام اسلامي همان سبقت رحمت بر غضب است « كتب علي نفسه الرحمه»( سوره انعام , آيه 12)« خداوند رحمت را برخود , حتم كرده است » اما اگر كساني پا را از حريم منطق و استدلال بيرون گذاشته و در برابر تعاليم دين ايستاده و در صدد گمراه نمودن انسانها بر آمدند و به ارزشها و اصول اسلامي تعرض نمودند و حيات معنوي افراد را به خطر انداختند , اسلام نمي تواند اجازه بدهد كه جامعه اسلامي مورد تاخت و تاز خواهشهاي نفساني يك عده قرار بگيرد از اين رو با چنين افرادي برخورد خواهد نمود .بنابر اين , اصل اولي و حاكم بر تعاليم اسلام , بر پايه محبت و زندگي مسالمت آميز و برخورد شايسته , همراه با احترام و پرهيز از خشونت است اما با كساني كه بخواهند با سوء استفاده از اين دستور امنيت و آرامش جامعه را برهم بزنند برخورد مي شود. استاد شهيد مطهري ره فرمودند: « اسلام دين محبت است ولي آنجا كه محبت كارگر نيست ديگر سكوت نمي كند , آنجاست كه خشونت به كار مي برد , شمشير به كار مي برد »( مطهري , مرتضي , آشنايي با قرآن , تهران, انتشارات صدرا ,1374, ج4, ص 59 ) همچنين فرمودند:« محبت تنها داروي علاج بشريت نيست در مزاق ها و مزاج هايي خشونت نيز ضرورت دارد و مبارزه و دفع و طرد لازم است . اسلام هم دين جذب و محبت است و هم دين دفع و نقمت »( مطهري , مرتضي , جاذبه و دافعه حضرت علي عليه السلام , تهران, انتشارات صدرا , 1374, ص 25)
« فلسفه و اهداف جنگ در اسلام »
جنگ و جهاد در اسلام داراي فلسفه و اهداف مشخصي است كه با توجه به مجموع آيات مي توان به اين موارد اشاره نمود .
1- حاكميت دين و دفاع از آن ؛ يكي از اهداف جهاد در اسلام اقامه دين الهي و دفاع از آن است از اين رو دربيشترآيات مربوط به جهاد , قيد « في سبيل الله » آمده است تا بيانگر هدف از آن باشد. به عنوان نمونه « وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم و لا تعتدوا ان الله لا يحب المعتدين»( سوره بقره , آيه 190 )« و در راه خدا با كساني كه با شما مي جنگند , نبرد كنيد و از حد تجاوز نكنيد كه خداوند تجاوز كاران را دوست ندارد .»
تقديم قيد « في سَبيلِ اللّه» نشان مي‌دهد كه هدف اسلام از نبرد، اقامه دين الهي و دفاع از آن است، از اين‏رو پيكار با كافران بايد صبغه ديني و الهي داشته باشد و رزمنده مسلمان بايد فقط در راه خدا بجنگد. از تقديم مزبور، اهميت هدف يادشده نيز استظهار مي‌شود....اساس برنامه وحي، تزكيه نفوس جامعه و تعليم كتاب و حكمت به آنان است، از اين‏رو خداوند قبل از هر سخن ديگر درباره جنگ، به ذكر هدف آن مي‌پردازد « وقاتِلوا في سَبيلِ اللّهِ الَّذينَ يُقتِلونَكُ ». هدف جنگ، اقامه دين و اعلاي كلمه توحيد است، زيرا قبل از اينكه بگويد با چه كسي بجنگيد مي‌گويد: چرا بجنگيد و به چه منظور دفاع كنيد قرآن كريم براي آنكه به دفاع كه حقِ معقول و مقبول هر انسان است رنگ الهي و عبادي بدهد مي‌فرمايد « وقتِلوا في سَبيلِ اللّهِ»، زيرا آنچه به دفاع عظمت مي‌بخشد، صبغه ديني و الهي آن است(جوادي آملي , عبد الله , تفسير تسنيم , قم , مركز نشر اسراء , 1385, ج9, ص 569-570-575)
2- دفع فتنه و جلوگيري از فساد ؛ جلوگيري از فتنه و فساد دشمنان اسلام از ديگر اهداف جهاد مي باشد و بر اساس آيه شريفه « وقاتلوهم حتي لا تكون فتنه و يكون الدين لله فان انتهوا فلا عدوان الا علي الظالمين »( سوره بقره , آيه 193)« با آنها ( دشمنان ) پيكار كنيد تا آتش فتنه خاموش شود ودين مخصوص خدا گردد پس اگر آنها ( از روش نادرست خود) دست برداشتند كردند , (متعرض آنها نشويد زيرا) تعدي جز بر ستمكاران روا نيست » مسلمانان موظف هستند با فتنه دشمنان به مقابله برخيزند و آنها را از فتنه انگيزي بر عليه اسلام و مسلمانان باز دارند .
3- حمايت از مظلومان و ستمديدگان ؛ يكي از اهداف جهاد در اسلام حمايت از مظلومان و ستمديدگان و مقابله با ظالمان و ستمگران مي باشد « و ما لكم لا تقاتلون في سبيل الله و المستضعفين من الرجال و النساء و الولدان الذين يقولون ربنا اخرجنا من هذه القريه الظالم اهلها و اجعل لنا من لدنك ولياً واجعل لنا من لدنك نصيراً» (سوره نساء ,آيه 75) « چرا در راه خدا و در راه مردان و زنان و كودكاني كه به دست ستمگران تضعيف شده اند , پيكار نمي كنيد ؟ همان افرادي كه مي گويند پروردگارا ما را از اين شهر كه اهلش ستمگرند , بيرون برو از طرف خود براي ما سرپرستي قرار ده و از جانب خود , يار وياوري براي ما تعيين فرما»
4- دفع تهاجم دشمنان ؛ از ديگر اهداف جهاد در اسلام مقابله با هجوم دشمنان و متجاوزان است « اذن للذين يقاتلون بانهم ظلموا و ان الله علي نصرهم لقدير » (سوره حج, آيه 39)« به كساني كه جنگ بر آنها تحميل گرديده , اجازه جهاد داده شده است , چرا كه مورد ستم قرار گرفته اند و خداوند بر ياري آنها تواناست » اين آيه كه به اعتقاد برخي از مفسرين نخستين آيه در مورد جهاد است به مسلمانان كه از سوي دشمنان تحت فشار واقع شده بودند , اجازه جهاد مي دهد و در واقع مسلماناني كه مورد آزار و اذيت دشمنان قرار گرفته بودند , اجازه دفاع از خود و دفع تهاجم دشمنان را پيدا نمودند .
آنچه بيان شد مهمترين فلسفه و اهداف جهاد در اسلام بود ( كه البته به اين موارد خلاصه نمي شود) با توجه به مجموع آيات جهاد روشن مي شود كه روح جهاد در اسلام به دفاع باز مي گردد و در واقع حقيقت جهاد ابتدايي نيز دفاع است با اين توضيح كه « اوّلين و اساسي‏ترين حق انسان‏ها، حق حيات سالم است كه از آزادي فطرتِ پاك انساني سرچشمه مي‏گيرد و سران ستم و سردمداران كافر كشورهاي غير مسلمان، اين حق را از مردم سلب نموده، با شيوه‏هاي گوناگون و تبليغات نادرستِ خود بر ضدّ حق، اجازه و فرصت تفكّر و انديشهٴ صحيح را به آنان نمي‏دهند و با فتنه و آشوب در برابر ارشاد و تبليغ اسلام، نمي‏گذارند چراغ هدايت دين كه خواستهٴ فطرت همهٴ انسان‏هاست، به محدودهٴ كشور شرك و كفر برسد و اين كاري است كه همهٴ دشمنان بي‏منطق انبياء (عليهم‏السلام) در طول تاريخ بشر انجام داده‏اند و در اين حال است كه فرمانِ « قاتلوهم حتي لا تكون فتنة»( سورهٴ انفال، آيهٴ 39 ) براي از ميان برداشتن فتنه و آشوب، صادر مي‏شود تا به دنبال آن و پس از رفع موانعِ سردمداران كفر، فطرت اسير شدهٴ مردم آن ديار آزاد شود و سخن منطقي دين به صورت «بلاغ مبين» به آنان عرضه گردد و خود مردم بتوانند چهرهٴ واقعي حق را بيابند و آزادانه آن را اختيار كنند و از آنجا كه دين حق، در كمال روشني و بدون هر ابهامي، هماهنگ با فطرت انسان‏هاست: « فأقم وجهك للدّين حنيفاً فطرت الله الّتي فطر النّاس عليها»( سورهٴ روم، آيهٴ 30) مردم با ميل و رغبت قلبي، آن را مي‏پذيرند و دين الهي فراگير مي‏شود « ويكون الدّين كلّه لله»( سورهٴ انفال، آيهٴ 39)
بنابراين، جنگ و جهاد ابتدايي، براي تحميل دين بر مردم نيست، بلكه ستيزي با سران بي‏منطق كشورهاي بي‏دين و با فتنه‏گري و تبليغات فريبنده و بي‏اساس آنان است و نه تنها براي تحميل عقيده نيست، بلكه موافق آزادي عقيده و براي مهيّا سازي آن است. پيامبران الهي، همگي پاسداران دل‏هاي مردم و شكوفاسازان فطرت آنان هستند «ويثيروا لهم دفائن العقول»( نهج‏البلاغه، خطبهٴ 1، بند 37) « فكر و دل مردم، امانت‏هاي الهي‏اند كه پيامبران از آنها محافظت مي‏كنند.»( جوادي آملي , عبد الله , ولايت فقيه , ولايت فقاهت و عدالت , قم , مركز نشر اسرا, 1385, ص 35-36)
با توجه به اهداف جهاد اسلامي مشاهده مي كنيم كه هيچ يك از اهداف غير انساني كه موجب پيدايش جنگ هاي خانمانسوز فراواني در طول تاريخ شده است از قبيل منافع مادي و اقتصادي حب جاه و تفوق طلبي , كشور گشايي و قهرمان خواهي دعواهاي شخصي و... در اهداف جنگ و جهاد اسلامي ديده نمي شود , بلكه اهدافي عالي و انساني مورد نظر است كه طبعاً جنگ را از ناحيه دولت اسلامي از غارت و وحشيگري و خانمانسوزي و در يك كلام هلاكت نسل و خشونت دور مي دارد و از اين جهات جايي براي انتقاد باقي نمي گذارد .
« برخورد اسلام با كافران»
اسلام زندگي مسالمت‌آميز همه انسانها را با عقايد متعدد، گرايشهاي متنوّع و روش و مَنِشهاي مختلف امضا كرده و براي صلح و روابط حسنه در سه حوزه متفاوت برنامه مشخصي را ارائه نموده است .
1- در حوزه ايماني و اسلامي مسلمانان ؛ مانند آيه « اِنَّمَا المُؤمِنونَ اِخوَةٌ فَاَصلِحوا بَينَ اَخَوَيكُم»( سوره حجرات، آيه 10)و آياتي كه مؤمنان و مسلمانان را به سِلم، صلح و صفا فرا مي‌خواند و از هرگونه تفرقه داخلي بازمي‌دارد تا بر اساسِ « اَشِدّاءُ عَلَي الكُفّارِ رُحَماءُ بَينَهُم»( سوره فتح، آيه 29) با مهرباني زير سايه اسلام، زندگي مسالمت‌آميزي داشته باشند، و اگر كسي در حوزه ا‌سلامي به داعيه مؤمن بودن با مؤمنان ديگر درگير شود و اختلاف ايجاد كند، قرآن كريم ديگران را موظف كرده است كه او را مهار و آن اختلاف را برطرف كنند...
2- در حوزه موحدان عالم؛ خداي سبحان در قرآن كريم موحدانِ عالم و صاحبان مذاهب را به كلمه توحيد فراخوانده است كه همان اصل مشترك ميان آنهاست، تا در پرتو توحيد زندگي مسالمت‌آميزي داشته باشند «ياَهلَ الكِتبِ تَعالَوا اِلي كَلِمَةٍ سَواءٍ بَينَنا وبَينَكُم اَلاَّنَعبُدَ اِلاَّ اللّهَ ولانُشرِكَ بِهِ شيئاً...».( سوره آل عمران، آيه 64) اين اتحاد، ميان فرزندان حضرت آدم(عليه‌السلام) و مؤمنان به حضرت ابراهيم(عليه‌السلام) و پيامبران بعد از اوست.
3- در حوزه جوامع بشري (وحدت جهاني)؛ خداي سبحان، اعتقاد كافران و مشركاني را كه به جامعه اسلامي آسيبي نمي‌رسانند و توطئه نمي‌كنند، مبغوض دانسته است؛ ولي مسلمانان را نهي نمي‌كند كه با آنان زندگي مسالمت‌آميز داشته باشند و با آنها به نيكي و عدالت رفتار كنند، چون خداوند عدالت‏پيشگان را دوست دارد «لايَنهكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذينَ لَم يُقتِلوكُم فِي الدّينِ ولَم يُخرِجوكُم مِن ديرِكُم اَن تَبَرّوهُم وتُقسِطوا اِلَيهِم اِنَّ اللّهَ يُحِبُّ المُقسِطين»( سوره ممتحنه، آيه 8)( جوادي آملي , عبد الله , تفسير تسنيم , قم, مركز نشر اسراء ,1385 ج10, ص282-286)
از اين رو اسلام به تمام انسانها صرف نظر از دين وآيين آنها با ديده احترام مي نگرد و روابط نيكو را اصل در برخورد با ديگران قرار داده است اما اين برخورد نيك تا زماني است كه اصل احترام متقابل از سوي افراد رعايت گردد اما اگر عده اي بخواهند خواهشهاي نفساني و اميال شخصي و منافع خويش را ملاك قرار داده و حقوق ديگران را ناديده بگيرند با آنها برخورد مي نمايد و به مسلمانان دستور مي دهد تا از حريم جامعه اسلامي در برابر فتنه انگيزي هاي آنان ايستادگي نمايند و از فساد وطغيان آنها جلوگيري نمايند . در حقيقت اين دستور اسلام به منظور دفاع از حقوق انساني و ايماني افراد است .
بنابر اين , اسلام منادي صلح و دوستي انسانهاست و الهام بخش تعاليمي است كه روابط مسالمت آميز انسانها را تضمين مي كند اما كساني كه به حريم انسانها تعرض كنند و صلح ميان آنان را به مخاطره بيندازند و در برابر تعاليم اسلام ايستاده و با آن به مقابله برخيزند , همچون ميكروب ها و علف هاي هرزي هستند كه حيات امن بشري را به خطر خواهند انداخت و خداوند براي حفاظت از حيات انسانها و جلوگيري از فساد و آلودگي جامعه بشري , دستور مقابله با آنها را صادر نموده است و اين دستور نه تنها مخالف با صلح و دوستي ميان انسانها نيست كه در راستاي برطرف نمودن موانع آن و تضمين اين مسأله است .
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
پيام قرآن ( تفسير نمونه موضوعي ) , حكومت اسلامي در قرآن مجيد , ناصر مكارم شيرازي و همكاران , تهران , درا الكتب الاسلاميه , 1377, ج 10, ص 351- 370
مباني حكومت اسلامي , جعفرسبحاني , ترجمه داود الهامي , قم, موسسه علمي و فرهنگي سيد الشهداء , 1372, ص 703- 713
فقه سياسي , حقوق و قواعد مخاصمات در حوزه جهاد اسلامي و حقوق بين الملل اسلام , عباسعلي عميد زنجاني , تهران, امير كبير , 1383, ج 5
تحليل مسأله خشونت از ديدگاه اسلام , هادي قطبي , قم, احمديه , 1382

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .