تغییر سبك زندگی در دوره ی سازندگی؛ فرصت یا تهدید (بخش اول)

پایان جنگ و آغاز شرایط نوین سیاسی واقتصادی و همچنین برنامه های توسعه، فرآیند تحول در ارزش ها را پدید آورد كه بر اساس آن سبك زندگی غربی كه در مقابل سبك زندگی اسلامی به حاشیه رفته بود دوباره به متن جامعه بازگشت. با نظر سیاستگزاران توان و ظرفیت عاملان در گسترش راه های انتخاب افزایش یافت. البته این فرآیند زیر پوستی و خزنده بود و یكباره صورت نگرفت. اگر دهه ی اول انقلاب، توده گرایی و صرفه جویی تشویق می شد، پس از آن همگام با رشد برنامه های آزاد اقتصادی، فرهنگ مصرف گرایی در بین جامعه رسوخ كرد. تبلیغ گسترده كالاها و خدمات همراه با مجلات و روزنامه های رنگی فضای یكدست جامعه را تغییر داد.

تعریف سبك زندگی

در تعریفی ساده، «سبك زندگی» الگوی مسلط برای شیوه­ی زندگی و ارتباطات میان افراد در یك دوره ی خاص است، كه به دلیل تحولات سیاسی و اجتماعی و تكنولوژیك تغییر می كند. نمودهای ملموس این تغییر را می توان در تغییر در سطح زندگی اقتصادی، تنوع و افزایش كمیّت كالاهای مصرفی، معماری و تزئینات داخلی خانه ها، تبلیغات شهری، محتوای برنامه های رادیو تلویزیونی و مطبوعات و حتی شیوه صحبت افراد مشاهده كرد. در فرهنگ «آكسفورد» (Oxford Dictionary 1990) سبك زندگی، راه های گوناگون زندگی فرد یا گروه معرفی شده و در فرهنگ «رندوم هاوس» ((Random House1987 عادات، منش ها، رویكردها، ذوق ها و قرایح،استانداردهای اخلاقی و سطح اقتصادی معرّف سبك زندگی است[1].

«آنتونی گیدنز» سبك زندگی را از مولفه های زندگی مدرن می داند و در این میان به سال های پس از جنگ جهانی دوّم و ظهور دولت های رفاهی در اروپای غربی تأكید دارد. به اعتقاد گیدنز دنیای مدرن گزینه های قابل انتخاب را برای افراد افزایش می دهد. در حالی كه در فرهنگ های ماقبل مدرن فرد معمولاً پیرو یك سبك و شیوه زندگی خاص بود. هرچند در این دوران هم شاهد انتخاب هایی برای افراد هستیم، امّا گزینه های گوناگون به هم شباهت دارند و دامنه وتعداد آنها چنان محدود است كه سبب می شود تنها سبك مشخصی برای زندگی در هر فرهنگی تعریف شده باشد و همه افراد متعلق به فرهنگ های یكسان به سبك تقریباً مشابهی زندگی كنند. در اینجا نكته مهم، تطابق همه افراد با ارزش های همسان منبعث از فرهنگ واحد است و نه امكان انتخاب هایی كه گاهی ظاهر می شوند[2].

سبك زندگی اگرچه با مفهوم مُد (Fashion) و مُدگرایی قرابت مفهومی دارد امّا اعّم از آن است. به عبارت دیگر «مُد» بخشی از سبك زندگی در یك دوره­ی معین است. «مدها» الگوهای فرهنگی هستند كه توسط بخشی از جامعه پذیرفته می شوند و دارای یك دوره ی زمانی نسبتاً ًكوتاه اند وسپس فراموش می شوند[3]. سبك زندگی پدیده ای است قابل مشاهده كه مصادیق ملموس آن در گذر زمان تغییر می كند. در عین حال روند تغییر نمودهای آن در مقایسه با «مُد» كندتر است مگر این كه به واسطه ی رویدادهایی نظیر انقلاب یا تغییرات برنامه ریزی شده ی دولتی سرعت یابد. ضمن این كه در مقایسه با مُد، گستره ی نفوذ بسیار بیشتری دارد.

سبك زندگی در دوره پهلوی

پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر تغییر در نظام سیاسی، ارزش های فرهنگی و اجتماعی حاكم بر جامعه­ی ایران را نیز تغییر داد. در دوره­ی پهلوی برنامه ها و سیاست گزاری های حكومت عموماً صبغه ای غربی و غیردینی داشت. شاه برآن بود تا طرح های توسعه گرایانه­ی مدنظرخود در حوزه های فرهنگی را با اصول مدنظر شركای غربی­اش منطبق سازد. از دهه­ی 1340 و با شروع برنامه های بلندپروازانه نوسازی محمدرضاشاه، شیوه­ی زندگی آمریكایی به عنوان نمونه ایده آل زندگی از سوی تریبون های رسمی رژیم تبلیغ می شد. این وضعیت به موازات افزایش ارتباطات فرهنگی میان ایران و ایالات متحده آمریكا صورت گرفت. حضور گسترده­ی دانشجویان ایرانی در دانشگاه های آمریكا، برگزاری جشنواره های هنری و فرهنگی با حضور چهره های اروپایی وآمریكایی، همكاری های علمی و فرهنگی میان دانشگاه های دو كشور و توزیع كتابها و نشریات مرتبط با تاریخ و فرهنگ ایالات متحده آمریكا در همین راستا بود. از سوی دیگر میزان سفرهای كاری و تفریحی ایرانیان به كشورهای اروپایی و آمریكا به شكل چشمگیری افزایش یافت.

این گونه بود كه در دهه­ی1350 برخی نمادهای سبك زندگی غربی نظیر رستوران های مدرن با غذاهای فرنگی، دیسكوهای شبانه، سینماها، اماكن تفریحی و ورزشی مختلط و... به وضوح در شهرهای بزرگ ایران و به ویژه تهران خودنمایی می كرد. چنین سیاست هایی از جانب حكومت پهلوی و مواجه آن با فرهنگ و آموزه های اسلامی یكی از عوامل اصلی بروز انقلاب اسلامی بود كه بررسی مفصل آن مجال دیگری را می طلبد.

سبك زندگی پس از پیروزی انقلاب اسلامی

شرایط اجتماعی ناهمخوان با روحیه­ی مذهبی جامعه­ی ایران، با پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی كاملاً دگرگون شد. انقلابی كه به منظور حاكمیت ارزش های اسلامی و زدودن نمادهای منفی فرهنگ غرب از كشور رخ داد و رهبری آن نیز در دستان توانمند عالمی وارسته و مرجع تقلیدی آگاه همچون حضرت امام خمینی (ره) قرار داشت. تغییر در حوزه های فرهنگی و اجتماعی خواسته ی قاطبه­ی مردمی بود كه از وابستگی نظام منحوس شاهنشاهی به دولت های بیگانه به ستوه آمده و خواستار احیاء احكام الهی در عرصه­ی فرهنگ و روابط اجتماعی بودند. رأی قاطع مردم به جمهوری اسلامی گواهی بر خواست تاریخی آنان در باب تشكیل حكومت و جامعه ای مبتنی بر مذهب بود.

در سال­های دهه 1360 شاهد بازتعریف مجدد جنبه­های گوناگون زندگی ایرانیان هستیم. این وضعیت ناشی از دگرگونی ارزش­های مسلط در نظام فرهنگی و اجتماعی نسبت به دوران پیش از انقلاب است. تحولی كه از كتاب­های درسی گرفته تا نحوه ی پوشش مردم و محتوای موسیقی و فیلم های سینمایی تولید شده در این سالها قابل مشاهده بود. این تغییرات گسترده به حدی بود كه حتی نام خیابان­های تهران را هم در برگرفت. نام خیابان «روزولت» به شهید­مفتح، «آیزنهاور» به آزادی، «ملكه الیزابت» به كشاورز و «چرچیل» به بابی ساندز[4] تغییر یافت[5].

مسئولین كشور مصمم بودند نظامی جدید از اخلاق و سلوك اجتماعی را معرفی كنند كه مبنای آن آموزه­های اسلامی و انقلابی باشد. این نظام اخلاقی از سوی جامعه نیز مورد پذیرش قرار گرفت چرا كه با خواست مردم نیز همخوانی داشت. پس از شكل گیری و تثبیت نهادهای سیاسی- اداری و تصویب قانون اساسی، قوانین عادی و مدنی هم با آموزه­های دینی منطبق گردید.«دیسكوها و مشروب فروشی­ها تعطیل و تولید و مصرف مشروبات الكلی ممنوع شد. تنها آوازهای سنتی خوانندگان مرد و موزیك نظامی از رادیو تلویزیون دولتی پخش می شد و فیلم­های سینمایی خارجی برای سازگاری با ارزش­های اسلامی مورد بازبینی قرار می­گرفتند».

تبعیض اجتماعی میان اقلیت فرمانروا و اكثریت فرمانبردار در دوران پهلوی كه یادآور همان مناسبات كهن ارباب رعیت بود نزد عموم مردم رنگ باخت. از این رو صلاحیت افراد بر مبنای میزان پایبندی آنها با اهداف و آرمان های والای انقلاب اسلامی تعیین می شد و مناسبات مادی و دنیایی در اولویت های بعدی قرار داشت. در پرتو این گفتمان جدید،رابطه­ی دوگانه­ی مستضعف و سرمایه دار شكل گرفت كه بار ایدئولوژیك داشت و در آن طبقه ی سرمایه دار(حتی اگر ضدیتی با انقلاب نداشت) به دیده ی منفی نگریسته می شد.

باتوجه به تنگناهای اقتصادی ناشی از جنگ تحمیلی، صرفه جویی در كالاهای اساسی و پرهیز از مصرف كالاهای لوكس وغیرضروری از سوی دولت مورد تأكید قرار گرفت. شكل زندگی مردم در حوزه عمومی به سمت ساده زیستی و مبارزه با تجمل پیش رفت.«انگشترهای طلای آقایان با نقره و عقیق عوض شد و كت وشلوارهای شیك به اوركت سربازی تبدیل شد. جلسات قرآن و ادعیه گسترش یافت و مساجد آن­قدر پر می­شدند كه برای نماز جماعت جایی نبود.جمعیت قابل توجهی از جوانان به جای هجوم به دانشگاه به حوزه های علمیه روی آوردند تا جایی كه در آن­جا نیز كنكور برگزار شد. تغییر به قدری عمیق بود كه مردم كوشش می­كردند نام­های غیرمذهبی خود را تغییر دهند و از فرامرز و سیاوش به محمّد و علی و سجاد تبدیل كنند. در سازمان­ها، وزرا و مدیران از كفش­های «دمپایی» و لباس ساده استفاده كرده از میزهای طاغوتی پرهیز می­كردند و پشت میزهای معمولی می نشستند»[6].

سبك زندگی در دوره سازندگی

با پایان جنگ تحمیلی در سال 1367، بازسازی نظام اقتصادی كشور به دغدغه اصلی مسئولین و نخبگان سیاسی كشور بدل شد. رحلت جانگداز حضرت امام خمینی(ره)، بازنگری در قانون اساسی و انتخاب رییس جمهور جدید به تغییر در ساختار سیاسی كشور انجامید و فصلی جدید در نظام جمهوری اسلامی ایران آغاز گردید. بدین ترتیب «توسعه كشور» در عرصه های گوناگون محور اصلی برنامه های دولت جدید به ریاست «هاشمی رفسنجانی» قرار گرفت. این دوره هشت ساله(76-1368) كه در ادبیات سیاسی با عنوان «دوران سازندگی» یاد می شود، سبب ساز تحولات گسترده ای بود كه ابتدا در حوزه­ی عمرانی و اقتصادی و سپس در عرصه های فرهنگی واجتماعی رخ داد. بخش عمده ای از این تغییرات به تغییر در «سبك زندگی» افراد جامعه مربوط بود.

با وقوع انقلاب اسلامی ارزش ها و نگرش های اسلامی برجسته شد امّا پایان جنگ و آغاز شرایط نوین سیاسی واقتصادی و همچنین برنامه های توسعه، فرآیند تحول در ارزش ها را پدید آورد كه بر اساس آن سبك زندگی غربی كه در مقابل سبك زندگی اسلامی به حاشیه رفته بود دوباره به متن جامعه بازگشت. با نظر سیاستگزاران توان و ظرفیت عاملان در گسترش راه های انتخاب افزایش یافت.[7] البته این فرآیند زیر پوستی و خزنده بود و یكباره صورت نگرفت. اگر دهه­ی اول انقلاب، توده­گرایی و صرفه جویی تشویق می­شد، پس از آن همگام با رشد برنامه­های آزاد اقتصادی، فرهنگ مصرف­گرایی در بین جامعه رسوخ كرد. تبلیغ گسترده كالا­ها و خدمات همراه با مجلات و روزنامه­های رنگی فضای یكدست جامعه را تغییر داد.

ادامه دارد....

منابع

--------------------------------------------------------------------------------

[1] سمیه زمانی، «انقلاب در سبك زندگی» پگاه حوزه، شماره 309 ، 12شهریور 1390، ص 31

[2] آنتونی گیدنز«پیامد های مدرنیته» ترجمه محسن ثلاثی،تهران: نشر مركز،1380

[3] احمد رضا غروی زاده، «درآمدی برتئوریها ومدل های تغییرات اجتماعی»،تهران:جهاددانشگاهی:1373 ص196

[4] بابی ساندز(Bobby Sands) در سال 1954 در شهر بلفاست واقع در ایرلند شمالی به دنیا آمد. در 18 سالگی وارد ارتش جمهوریخواه ایرلند شد كه خواهان خروج ارتش انگلستان از ایرلند شمالی بودند. او همواره در تجمعات علیه سیاست های انگلستان حضوری فعالانه داشت. در سال1977 به جرم حمل اسلحه دستگیر شد.در سال 1981 اعتصاب غذای تاریخی خود را در اعتراض به سركوب های سیاسی دولت انگلیس در ایرلند شمالی و عدم توجه به حقوق وی به عنوان یك زندانی سیاسی آغاز كرد و پس از 66 روز اعتصاب غذا در سن 27 سالگی در زندان بلفاست درگذشت.

[5] نیكی.آر.كدی، «نتایج انقلاب ایران»، ترجمه مهدی حقیقت خواه، تهران: ققنوس:1383 ص46

[6] فرامرز رفیع­پور«توسعه و تضاد: كوششی در جهت تحلیل انقلاب اسلامی و مسائل اجتماعی ایران» تهران: شركت سهامی انتشار: 1377، ص:130

[7] زمانی، همان، ص 33

منبع: سید مرتضی حسینی ، مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 6 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .