تشيع و صهيونيسم؟

سلام. سوالي داشتم در شبكه هاي وهابي سعي دارن ايران و تشيع رو دوست آمريكا و اسرائيل نشون بدن و ميگن كه کشورهاي عربي مثل مصر و عربستان با اسرائيل 4 بار جنگيدن ولي ايران و تشيع هيچ بار؟ ميشه در مورد اين ادعا توضيح بدين با تشكر از شما

500.jpgادعای دوستی ایرانیان و تشیع با اسرائیل از سوی وهابی ها صرفا با هدف فرار از پاسخگویی در مورد علل حمله به تشیع به جای حمله به دشمنان اصلی اسلام صورت می گیرد.کشورهای عربی همچون عربستان امروزه استراتژیک ترین همپیمانان آمریکا و اسرائیل هستند،در حالی که جمهوری اسلامی ایران،تحت شدیدترین فشارها و دشمنی های آمریکا و اسرائیل به سر می برد. مبارزات گذشته برخی کشورهای عربی با اسرائیل نیز نه بر اساس ایدئولوژی مذهبی بلکه بر اساس عنصر ملیت و ناسیونالیسم عربی بود و به همین دلیل پس از چند شکست، به سازش با این رژیم انجامید، این در حالی است که شیعیان از همان ابتدا با نگاه دینی به مخالفت با اسرائیل پرداختند و در این مسیر همواره از آرمان فلسطین حمایت کرده و می کنند و نخستین پیروزی های جهان اسلام بر علیه رژیم صهیونیستی نیز به دست رزمندگان مقاومت لبنان که شیعه بودند و نیز مقاومت فلسطینی که از انقلاب اسلامی ایران الهام گرفته بودند به دست آمد چرا که اساس مکتب تشیع، ظلم ستیز و انقلابی است.

پاسخ تفصیلی:
دانشجوی محترم ضمن تشکر از تماس شما با این مرکز، ادعایی که برخی شبکه های وهابی در دوستی ایران و شیعیان با آمریکا و اسرائیل مطرح می کنند به اندازه ای مضحک و خلاف بودن آن آشکار است که شاید نیازی به پاسخ گویی مفصل نداشته باشد، چرا که این ادعا درحالی مطرح می شود که ایران اسلامی و نیز شیعیان سالهای سال است تحت شدیدترین فشارهای ناشی از دشمنی های آمریکا و اسرائیل قرار دارند و امروزه هم ایران از سوی هر دوی اینها مورد تهدید نظامی قرار دارد، در حالی که روز به روز دامنه دوستی شان با کشورهای مرتجعی که ادعا می شود دشمنان آمریکا و اسرائیلند گسترش پیدا می کند تا جایی که روسای جمهور آمریکا بارها اعلام کرده اند که کشورهایی همچون عربستان، متحد استراتژیک آنها می باشند. از این روی چنین اتهام زنی هایی انکار واقعیاتی است که مثل روز روشن است و به نظر می رسد بیشتر از هر چیزی برای رهایی از بار فشارهایی باشد که به این گروه ها در مورد علل جایگزینی دوستان با دشمنان اصلی و یا حداقل مقدم دانستن دشمنان فرعی بر دشمنان اصلی وارد می شود.
اما در پاسخ به این ادعا لازم است بگوییم اینکه ادعا شود کشورهای عربی به دلیل اینکه در گذشته با اسرائیل جنگیده اند پس دشمنان اسرائیل محسوب می شوند و از آن نتیجه گرفته شود که اهل سنت دشمنان اسرائیل و شیعیان دوستان اسرائیلند ادعایی غلط و عین مغالطه است، چرا که اولا آنچه ملاک دوستی و دشمنی کشورها با رژیمی همچون اسرائیل می باشد رفتارهای امروزین آنها با این رژیم و نیز آمریکا می باشد که در حال حاضر این کشورها حسنه ترین روابط را دارا می باشند به طوری که حتی پس از وقوع قیام های کشورهای عربی و علیرغم درخواست مردمان این کشورها از دولت های جدید همچون دولت محمدمرسی برای قطع رابطه با مصر، این کشورها حاضر نشدند این روابط را قطع نمایند، چنانکه همانطور که اشاره شد آمریکایی ها بارها و بارها اعلام کرده اند که به کشورهایی همچون عربستان به عنوان شریک استراتژیک خود می نگرند و به همین دلیل همواره چشم بر جنایات این کشورها در منطقه و مسائل حقوق بشری آنها بسته و در برابر چشم جهانیان قراردادهای میلیاردی با آنها می بندند که سفر اخیر ترامپ به منطقه، رقص شمشیر وی با حکام سعودی و در نهایت امضای قرارداد 500 میلیارد دلاری که عظیم ترین قرارداد تسلیحاتی جهان می باشد در کنار حمایت های پیدا و پنهان آمریکا از سیاست های این کشورها در منطقه و چشم پوشی از جنایت هاین این کشورها در یمن و بحرین و حمایت آنها از تروریست های تکفیری جملگی حاکی از این قرابت و پیوند دارد. ثانیا آنچه در گذشته در زمینه جنگ های کشورهای عربی با اسرائیل رخ داده است ربطی به مذهب و اعتقادات تسنن نداشته است، چرا که زمینه های شکل گیری این جنگ ها، نه بر سر مباحث اعتقادی و مذهبی بلکه ناسیونالیسم عربی به رهبری جمال عبدالناصر بود و در واقع کشورهای عربی در این جنگ ها در صدد دفاع از قومیت و عربیت خود بودند و به همین دلیل با غرور فراوان از هیچ کشور مسلمان غیر عربی برای مشارکت در این جنگ ها استقبال نمی کردند، در نتیجه مشارکت این کشورها در این جنگ ها هرگز نمی تواند ناشی از مباحث عقیدتی تلقی شود، چنانکه به خاطر عدم دخالت مباحث عقیدتی از یک سو و ناکافی بودن ناسیونالیسم برای ایجاد انگیزه در مسیر تقابل با دشمنان قداری همچون صهیونیست ها، باعث شد تا این کشورها در نهایت با خفت و خواری ضمن بر جای گذاشتن تلفات فراوان، بخش های زیادی از سرزمین های اسلامی به ویژه فلسطین را از دست بدهند و در ادامه پای میز مذاکره بنشینند. ثالثا علیرغم اینکه کشورهای عربی با بهره گیری از الگوهای ناسیونالیستی و ملی تلقی کردن موضوع در صدد بازپس گیری فلسطین بودند و از مشارکت سایر کشورها و ملت ها در این ماجرا اجتناب می کردند، با این حال به دلیل بعد اسلامی و انسانی این مساله، علمای شیعه از همان ابتدای بحران، واکنش های ضد اسرائیلی مختلفی در مقابله با این رژیم داشتند که در منابع مختلف بدانها اشاره شده است و ما برای آشنایی شما بخش هایی از مقاله ای که در این زمینه به رشته تحریر در آمده است را خدمت شما تقدیم می کنیم:
از نخستین روزهای اشغال سرزمین فلسطین به دست صهیونیست ها و اخراج مسلمانان با پشتوانه دولت های غربی، علمای شیعه به دفاع از فلسطینان پرداخته و از مبارزه این مردم ستمدیده برای به دست آوردن حقوق از دست رفته خود، جانبداری کرده اند . علمای شیعه با زبان و قلم، شیعیان را برای کمک به برادران ستمدیده خود تشویق و تهییج کرده و با فتاوی آشکار و صریح کمک به آنان را واجب شرعی شمرده و کشته شدن در راه آزادی بیت المقدس را شهادت در راه خدا محسوب داشته اند . سید شرف الدین عاملی از نخستین علمایی بود که در جهان عرب، از روند مهاجرت یهودیان به سرزمین فلسطین احساس نگرانی کرد . او مسئولیت این بحران را که آینده تاریک آن از همان سال ها نمایان بود، بر دوش دولت انگلیس دانست که با استفاده از خلا فروپاشی دولت عثمانی، پای استواری برای خود در قلب جهان اسلام ایجاد کند . سید شرف الدین از دولت های جهان خواست که با اعتراض و فشار به بریتانیا جلو پیش روی صهیونیست ها را بگیرند .
... علامه محمد حسین کاشف الغطاء (1294 - 1373 ه . ق) نیز در جانبداری از فلسطین، کارنامه درخشانی دارد . وی دانشمندی آگاه و سیاستمدار بود و به تاریخ و جغرافیای گذشته و حال جهان اسلامی آگاهی های عمیقی داشت . این آگاهی های همه جانبه از شرائط سیاسی جهان اسلام و دشمن شناسی، به او کمک کرد تا بتواند در راه آگاه ساختن مسلمانان از نقشه های شوم بریتانیا و آمریکا در تحمیل صهیونیست ها بر عالم اسلامی، گام های بزرگی بردارد . بخشی از تلاش های بی وقفه کاشف الغطا، مسافرت به کشورهای اسلامی و دیدار با صاحب نظران جهان اسلام بود، تا افزون بر آشنایی با وضعیت سیاسی و جغرافیایی مردم، عالمان دین را به توطئه های مرموزانه غرب و اشغال سرزمین فلسطین بیاگاهاند .
از سفرهای تاریخی او، سفر به فلسطین و شرکت در کنگره اسلامی بود . این مؤتمر در سال 1350 ه . ق به مناسبت ولادت پیامبر (ص) در قدس برگزار شد و حدود 1500 نفر از شخصیت های اسلامی در آن شرکت داشتند . کاشف الغطاء با سخنرانی مؤثر خود درباره علل انحطاط مسلمانان و ضرورت پرهیز از دوگانگی و خطر نوین جنبش صهیونیست ها برای تسلط بر جهان اسلام، سخن گفت و پس از آن شهرهای حیفا و نابلس و یافا دیدن کرد .
در سال 1367 ه . ق با تشکیل دولت اسرائیل و شکست ارتش های عربی، کاشف الغطاء با استفاده از نفوذ دینی و سیاسی خود، با صراحت در برابر این فاجعه هولناک به مقابله پرداخت و زمامداران کشورهای اسلامی را به جرم کوتاهی در مبارزه و بسیج عمومی مردم، محکوم و تاکید کرد: حاکمان در مبارزه با اسرائیل جدی نیستند و مسلمانان می بایست در سایه وفاق و اتحاد داخلی با یهودیان مهاجر بجنگند و آنان را از سرزمین های اشغالی بیرون رانند .
کاشف الغطاء، جانبداری غرب، به ویژه امریکا و انگلیس را عامل اصلی ایجاد اسرائیل و بقای آن می شمرد و در سخنرانی ها فریاد می کرد: مسلمانان بیشترین رنج و شکنجه در دوران معاصر را از دولت های غربی متحمل شده اند و آنان مسئول جنایت های یهودیانند .
... آیت الله شیخ عبدالکریم زنجانی از بزرگان نجف، از دیگر کسانی بود که در راه اتحاد اسلامی و مسئله فلسطین کوششها کرد . آن بزرگ که در علم و دانش سرآمد اقران خود بود و در سال 1344 ه . ق در شمار مجتهدان و فقیهان نامی نجف بود، درد و رنج جهان اسلام را بر نمی تابید و هماره دغدغه عزت مسلمانان و تمامیت ارضی سرزمین های اسلامی و بهروزی ستمدیدگان، او را ناآرام می کرد . آن بزرگ دوری و بی خبری مسلمانان را از احوال یکدیگر عامل اصلی شکست مسلمانان از بیگانگان می شمرد و برای آگاهی از سرزمین های اسلامی و دیدار با علما و سیاستمداران جهان اسلام سفرهای گوناگون به هند و سوریه و مصر و فلسطین انجام داد .
...
دیگر علمای بیدار نجف نیز از مردم فلسطین جانبداری می کردند و روش زنجانی را در دعوت به همیاری شیعیان با برادران فلسطینی خود می ستودند . از جمله هواداران جدی مسئله فلسطین، آیت الله حکیم بود که در همه مراحل جنبش فلسطین از آن حمایت کرده، از هیچ کمکی در تایید و پیشبرد آن دریغ نکرد .
آیت الله حکیم در حساس ترین مراحل تاریخ فلسطین، هیاتی را به کنفرانس اسلامی در عمان در تاریخ 20/10/1967 م . اعزام داشت و پیامی کتبی به این کنفرانس فرستاد . در این پیام مشروح با تاکید بر اتحاد و وحدت اسلامی، مسلمان نمایانی را که به دروغ ادعای اسلام کرده و با دشمنان استعمارگر همکاری می کنند، یکی از عوامل شکست مسلمانان شمرد و از زمامداران و توده های مسلمان خواست که به سوی خداوند بازگردند و اساس زندگی خود را بر پایه های تعالیم و قوانین اسلامی استوار سازند و شرایط اجتماعی و داخلی خود را برابر دستورات اسلامی شکل دهند که تنها در سایه بازگشت به اسلام، ذلت و خواری از بین رفته و شکست به پیروزی تبدیل خواهد گشت . مرحوم حکیم از زمامداران و مسئولان خواست که به پیروزی و آزادی همه مناطق اشغالی بیندیشند و طرح های سازشکارانه دولت های غربی را نپذیرند و افزود:
«ما چنان که بارها گفته ایم، یکبار دیگر اعلام می داریم که مسئله فلسطین و به ویژه مسئله بیت المقدس یک مسئله اسلامی است . . و روی همین اصل، مسئولیت های امروز متوجه همه توده های مسلمان به ویژه زمامداران، در هر رنگ و زبان و لباسی که هستند، می باشد و بدون شک تاریخ و مردم مسلمان جهان در آینده، قضاوت و داوری خود را درباره آنها، اعم از عرب و غیرعرب، بر اساس . . . مقدار و اندازه استقامت و مقاومتی که در جهاد آزادی نخستین قبله مسلمانان و بیرون راندن نیروهای اشغالگر از سرزمین های پاک اسلامی ما از خود نشان دهند، مورد تایید نسلهای آینده خواهد بود .»
آیت الله حکیم در پاسخ استفتائاتی درباره کمک به نهضت مقاومت فلسطین، کمک به رزمندگان را واجب شمرد . ایشان پس از نبرد کرامه در اردن 21/3/68، در پاسخ به سؤالی، در این باره نوشت:
اگر کسی بتواند به این نهضت بپیوندد و قدرت داشته باشد که در عملیات آنها شرکت کند و همکاری مزبور تحت رهبری صحیحی انجام پذیرد و عملی به زیان مسلمانان انجام ندهد، این کار بر او واجب است » .
همچنین در پاسخ به این سؤال که «به نظر حضرت عالی اگر سرباز یا فدایی مسلمانی که وضع نماز و روزه او مشکوک است، در هنگام جهاد با اسرائیل کشته شود، با توجه به این که اسرائیل متجاوز است و اراضی مسلمانان و اماکن مقدسه آنان را اشغال نموده است، آیا چنین فردی در نزد خداوند شهید محسوب می شود یا نه؟» نوشت:
«اگر این چنین شخص به قصد پیروزی مسلمانان و به نیت تقرب به خداوند تبارک و تعالی، اقدام کند، اگر کشته شود شهید خواهد بود» .
...اشغال فلسطین در ایران نیز انعکاس گسترده ای یافت و حوزه ها و علمای شهرهای گوناگون ایران در برابر این فاجعه به خروش در آمدند . عالمانی مانند آیت الله کاشانی، بروجردی، امام خمینی، نواب صفوی، طالقانی، علامه طباطبایی، آیت الله گلپایگانی، نجفی مرعشی، شهید مطهری و . . در اعتراض به این مسئله کوشش ها نمودند .
آیت الله کاشانی به موازات مبارزه با انگلیس ها در ماجرای ملی شدن نفت، از خطر صهیونیست ها نیز غافل نبود و بر آن بود که نقشه سکونت یهودیان در سرزمین قدس، توطئه ای انگلیسی است . ایشان چهار روز پس از تشکیل دولت اسرائیل، نخستین اعلامیه ضد صهیونیستی را در مورخه 11/10/1326 ه . ش صادر کرد . در آن اعلامیه چنین آمده است: «تشکیل دولت صهیونیستی، در آتیه، کانون مفاسد بزرگ برای مسلمین خاورمیانه و بلکه دنیا خواهد بود و زیان آن، تنها متوجه اعراب فلسطین نمی گردد . . . بر تمام مسلمین عالم است از هر طریقی که می شود از این ظلم فاحش جلوگیری نموده و دفع این مزاحمت را از مسلمین فلسطین بنمایند .»
... در یکی از مجالسی که از سوی آیت الله کاشانی برای جانبداری از فلسطین تشکیل شد، آیت الله فلسفی درباره خطر این مهمانان ناخوانده سخن گفت و تاکید کرد که کمک به اعراب ستمدیده در شرایط کنونی بر مرد و زن، لازم و جزو واجبات است .

...آیت الله بروجردی نیز در مورخه 9/3/27 طی اعلامیه ای جنایت های دولت اشغالگر قدس را محکوم نمودند و از مسلمانان ایران و جهان دعوت کردند که افزون بر کمک به مسلمانان، در مجالس دعا و نیایش از یهودیان اشغالگر اعلان برائت و بیزاری نمایند و علیه اشغالگران نفرین و برای پیروزی مسلمانان در جنگ علیه اسرائیل دعا کنند .
نواب صفوی و جمعیت فداییان اسلام نیز در آن روزها بر کمک به فلسطین و فرستادن نیروی نظامی و کمک های مالی به سرزمین قدس بیش از هر جمعیت دیگری تلاش کرد . نواب پس از برپایی تظاهرات بزرگ مردم در مورخه 31/2/1327 در جانبداری از فلسطین، جایگاه هایی برای نام نویسی داوطلبان جنگ با یهودیان اشغالگر در مراکز گوناگون تهران افتتاح کرد که حدود پنج هزار نفر در آن ثبت نام کردند . ولی دولت ایران برنامه اعزام مردم را به فلسطین نپذیرفت و این فعالیت ها به جایی نرسید .... نواب پس از آن به لبنان رفت و در آن جا با رهبران مبارز جهان اسلام دیدار کرد . نواب، در این سفر با یاسر عرفات که در آن روزها به تحصیل مشغول بود، دیدار و او را تشویق به مبارزه مسلحانه علیه صهیونیست ها کرد و در واقع نخستین جرقه تشکیل سازمان الفتح، به هدایت نواب بود .
نواب برای شرکت در کنفرانس اسلامی در مورخه 11/9/27 ش به مصر رفت و در جرائد مصر مقالاتی در ضرورت یاری فلسطینیان نوشت، و کمک به آنان را از واجبات عقلی و شرعی عموم مسلمانان شمرد .
نواب در سال 1332 نیز برای شرکت در کنفرانس اسلامی به بیت المقدس رفت و در جلسات شش روزه این گردهمایی پیرامون مسئله فلسطین سخن ها گفت و با گفتار و رفتار خود یادآور شد که برای رسیدن به آزادی قدس، باید با پرچم سرخ شهادت قدم به میدان نهاد که فلسطین با حرف و مذاکره آزاد نمی شود و دشمن جز زبان سرخ شهادت را نمی فهمد . ... آیت الله طالقانی نیز از فعالین در این راه بود و در سرتاسر زندگی پربار خود از مسئله آزادی قدس غافل نبود و در ایران و خارج آن، در دیدارها با علما و کنفرانس های اسلامی در دفاع از مردم فلسطین سخن گفت و مسلمانان را برای مبارزه با صهیونیست ها بسیج نمود . ...
روند جانبداری از رزمندگان فلسطین در میان حوزه های شیعی سیر صعودی به خود گرفت و گویندگان و نویسندگان حوزه در آگاه کردن مردم از ستمی که بر این خطه از سرزمین اسلام می رفت، بر دامنه فعالیت خود افزودند . آقای هاشمی رفسنجانی از فضلای جوانی بود که در این راه گام های بزرگی برداشت . ترجمه کتاب «سرگذشت فلسطین، یا کارنامه سیاه استعمار» نوشته اکرم زعتیر، گامی مؤثر در شناسایی مسئله فلسطین به مردم ایران بود . این اثر تحقیقی که نویسنده آن از بزرگان دنیای عرب بود، با مخالفت شدید ساواک روبرو شد و مترجم با مشکلات عدیده ای روبرو گردید . ایشان پس از آن با نوشتن کتاب «اسرائیل و فلسطین » و مقاله های مفید دیگر، گام های مهم تری در این راه برداشت .
... اسرائیل به منظور پایان دادن به مبارزات فلسطین و درهم شکستن مقاومت کشورهای اسلامی، در خرداد 1346 ه . ش از زمین و دریا و هوا به کشورهای مجاور خود یورش برد . در این هجوم بخش هایی از مصر و سوریه و اردن، از جمله بیت المقدس و بیت اللحم به تصرف اشغالگران در آمد . حوزه های شیعه ایران و عراق و دیگر نقاط جهان یک صدا به جانبداری از مقاومت فلسطین برخاستند و فریاد اعتراض خود به روند سازشکاری و جانبداری ابرقدرت ها به ویژه سازمان ملل از اشغالگران را به گوش جهانیان رسانیدند . امام خمینی در افشاگری ها و اعتراض های مکرر خود، انگشت اتهام خود را به سوی دولت های جانبدار اسرائیل نشانه رفت، و خدمات دو جانبه اسرائیل و شاه را برای مردم آشکار ساخت و به مردم ایران اعلام داشت که شاه ایران به پایگاه پشتیبانی نظامی و اقتصادی رژیم اسرائیل تبدیل شده و به همراه دیگر رهبران خیانتکار عرب، مانند ملک حسین و ملک حسن، از اشغالگران جانبداری می کند . نخستین کار دولت های اسلامی برای پایان بخشیدن به جنایت های اسرائیل، قطع همه روابط اقتصادی و سیاسی به ویژه نفروختن نفت به این کشور است . در یکی از اعلامیه های امام چنین آمده:
«اسرائیل به کمک استعمار، قیام مسلحانه بر ضد ممالک اسلامی نموده است و بر دول اسلامی قلع و قمع آن لازم است . کمک به اسرائیل چه فروش اسلحه و مواد منفجره و چه فروش نفت، حرام و مخالفت با اسلام است . رابطه با اسرائیل و عمال آن، چه رابطه تجاری و چه رابطه سیاسی، حرام و مخالفت با اسلام است و باید مسلمین از استعمال امتعه و اجناس اسرائیل خودداری کنند .»
دیگر مراجع تقلید نیز بیانیه های پرشور و دشمن شکنی در یاری مسلمانان فلسطین صادر کردند . از جمله آیت الله میلانی، مرعشی نجفی، خویی، بهبهانی، سید عبدالله شیرازی و . . . . آیت الله میلانی در اعلامیه خود، پس از یادآوری آیاتی چند درباره فتنه انگیزی یهودیان و سابقه زشت نیاکان آنان در شرارت و دنیامداری، در ضرورت مبارزه با آنان و کمک به محرومان فلسطینی به حدیث مشهوری نبوی: من اصبح و لم یهتم بامورالمسلمین فلیس بمسلم «هر کس صبح کند و به سرنوشت مسلمانان اهتمام نورزد مسلمان نیست .» استدلال کرد .
آیت الله مرعشی نجفی با استشهاد به آیه کریمه: و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون، مبارزه در راه آزادی سرزمین قدس را از واجبات شرعی برای همه مسلمانان و کشته شدن در این راه را شهادت شمرد .
آیت الله بهبهانی با استشهاد به آیات گوناگونی از قرآن، در ضرورت دفاع از آنان به آیه: یا ایها الذین آمنوا لاتتخذوا الیهود و النصاری اولیاء بعضهم اولیاء بعض و من یتولهم منکم فانه منهم، (51 مائده) تمسک جست و هرگونه ارتباط و پیوستگی با اسرائیل را حرام و مبارزه با اسرائیل را جهاد اسلامی شمرد .
آیت الله سیدعبدالله شیرازی، افزون بر استشهاد به آیات قرآن، در وجوب نبرد با اسرائیل و آزادی سرزمین های غصب شده، به سیره علی (ع) در جانبداری از مظلومان و ستمدیدگان استدلال کرد ...
دیگر علما نیز با استدلال به روایات اخوت اسلامی و دفاع مسلمان از مسلمان، بدون در نظرگرفتن اختلافات در مذهب و . . . ، مردم را بر حمایت از برادران مظلوم لبنان و فلسطین تشویق کردند .
...علامه طباطبایی به مشارکت شهید مطهری و آیت الله سید ابوالفضل زنجانی نیز شماره حساب هایی را در چند بانک تهران به این مناسبت گشودند .
شهید مطهری در مساجد تهران، سخنرانی های افشاگرانه ای را پیرامون جنایت های هولناک اسرائیل ایراد کرد و مردم را به جهاد و مبارزه علیه اسرائیل خواند . وی در یکی از سخنرانی ها بر این تاکید کرد که کمک های ما گرچه در برابر کمک های استکبار جهانی به اسرائیل و یهودیان ایران بدانان، ناچیز است، ولی ما با این کار با آنان همدردی می کنیم و بدین وسیله افزون بر حمایت معنوی ما شیعیان از برادران مظلوم سنی خود، عقیده و ایمان و همبستگی خود را به اسلام نشان می دهیم .
... همزمان با تشدید مقاومت فلسطین و نبردهای کشورهای اسلامی با اسرائیل در سال 1347ه . ش امام خمینی طی فتوایی، دادن زکات و دیگر صدقات واجب و مستحب را به فدائیانی که در راه آزادی فلسطین پیکار می کنند، مجاز شمرد .( مجله پگاه حوزه، شانزدهم آذر 1381، شماره 78 ، علمای شیعه و حمایت فقهی و سیاسی از فلسطین، نقل از پایگاه اطلاع رسانی حوزه، http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/3814/3825/23462 )
وضعیت امروزین حمایت علما و مراجع شیعه از آرمان فلسطین نیز نیازی به بازگویی نداشته و در نقطه مقابل عدول کشورهای اسلامی دیگر از آرمان نخستین آزادی فلسطین، کشورهایی همچون ایران و علما و مراجع شیعه، همچنان بر آن آرمان وفادار هستند که برگزاری روز جهانی قدس با مشارکت مردم و نیز علما و مراجع تشیع نمودی از این ثبات قدم است و با این وجود، سخن گفتن از پیوند و ارتباط تشیع با اسرائیل بسیار مضحک و در خوشبینانه ترین وضعیت ناشی از بی اطلاعی گوینده آن است.
سرانجام آخرین نکته در این ارتباط این است که همانگونه که تجربه تاریخی نیز نشان داده است مهم ترین خلا موجود در حل مساله فلسطین، مشکل همچون ایدئولوژی ظلم ستیز تشیع و رهبری همچون ولایت فقیه است که باعث شده است تا کشورهای عرب در گذشته همواره از رژیم صهیونیستی شکست بخورند و در نهایت تن به وادادگی و ذلت در برابر این رژیم دهند. به عبارت دیگر یکی از کمبودهای جریان های مقاومت ، نبود ایدئولوژی انقلابی و ظلم ستیز بود ، به ویژه اینکه مذاهب اسلامی که فلسطینیان بدان معتقد بودند به گونه ای بود که اساسا فاقد جنبه های انقلابی و ظلم ستیزانه بود و حتی با توجه به اینکه برخی نحله های کلامی همچون اشعری گری نیز (که معتقد به جبرگرایی ، تقدیر گرایی و تسلیم در برابر قدرتها به دلیل نقش مشیت الهی در به وجود آمدن آنها می باشد) در میان آنها وجود داشت ، ایدئولوژی حاکم بر بخشی از آنها ایدئولوژی ضد انقلابی بود و به همین دلیل فلسطینیان به دلیل فقر ایدئولوژیک خویش از ایدئولوژی هایی که نه تنها نسبتی با دین نداشت بلکه حتی دین ستیز بود به عنوان مرام انقلابی خویش استفاده می کردند همچون ایدئولوژی های چپ گرایانه ای که گروه عرفات برای مبارزه از آن بهره می گرفت ، این در حالی است که مکتب شیعه مکتبی است ذاتا ظلم ستیز و انقلابی که الگوهای انقلابی و ظلم ستیزی همچون امام حسین ع را دارد و در طول تاریخ نیز سوابق فراوانی در مبارزه با استعمار و استبداد داشته است به گونه ای که اکثر رهبران مبارزات ضد استعماری و ضد استبدادی طول تاریخ هواداران این مکتب ، رهبران مذهبی بوده اند که شانیت قرار گرفتن در جایگاه و مقام ولایت فقیه را داشته اند . چنانکه نخستین شکست های سهمگین بر پیکره رژیم صهیونیستی که پس از آن شکست های پیاپی آنان آغاز شد ناشی از نیروهای جوانی به نام حزب الله لبنان بود که ولی فقیه و مکتب آن را به عنوان مرام و مکتب خود پذیرفته بودند و حتی نخستین پیروزی های فلسطینیان نیز زمانی رقم خورد که نیروهای فلسطینی به جای اتکا به ایدئولوژی های وارداتی شرقی و غربی ، از پیروزی هایی که حزب الله لبنان به دست آورده بود درس گرفتند ، با کشوری همچون جمهوری اسلامی ایران که مرکز حکومت ولی فقیه بود ارتباط گرفتند و به طور کلی از مکتب ولایت فقیه درس های فراوانی آموختند و جالب اینجاست که هر گاه این گروه ها خواسته اند تا خود را از این دایره خارج سازند همچون اوضاع کنونی که برخی فلسطینی ها به جای حمایت از محور مقاومت به رژیم های مرتجع منطقه دل بسته اند ، وضعیت آنها در داخل سرزمین فلسطین نیز دچار تزلزل شده است .
علاوه بر این با توجه به اینکه ولی فقیه در شیعه ، علاوه بر جنبه های سیاسی شخصیتش ، رهبری مذهبی را نیز بر عهده داشته و در نتیجه ابزارهایی همچون فتوا ، حکم حکومتی و غیره را در دست دارد و مردم نیز وی را به عنوان رهبر و مرجع خویش به رسمیت شناخته و در بزنگاه ها در کمترین زمان ممکن با بیشترین انگیزه ها ، وارد عرصه می شوند لذا ولی فقیه نقش مهمی در بسیج مردم برای دفاع از فلسطین می تواند ایفا نماید به طوری که رهبران دیگر قادر به چنین نقش آفرینی نیستند و همین حضور نیز برای پیروزی بر دشمن غاصب و بیرون راندن متجاوز با کمترین امکانات کفایت می کند ، چنانکه در ایران نیز ، انقلاب اسلامی زمانی به پیروزی رسید که مردم به امر ولی فقیه زمانه ، در صحنه حضور یافتند و با حضور خود کاری کردند که این انقلاب بدون نیاز به اعلان جنگ مسلحانه از سوی رهبر انقلاب و در واقع با کمترین هزینه به پیروزی برسد .
اما در پایان باید به یکی دیگر از آموزه هایی که می تواند به پیروزی فلسطینیان کمک رساند اشاره نماییم و آن عبارت است از اعتقاد به «انتظار» که هر چند در سایر مکاتب بشری و اسلامی نیز کمابیش وجود دارد اما قوت و قدرت آن به اندازه قوت و قدرت مکتب تشیع نمی باشد به طوری که شیعیان هر لحظه منتظر ظهور آن منتقم نهایی هستند ، البته برخی ممکن است از همین حس انتظار ، دست روی دست گذاشتن و تسلیم گرایی را نتیجه بگیرند که اصطلاحا انتظار منفی نامیده می شود اما جریان اصلی تشیع به این حس به عنوان عامل تشدید روحیه مقاومت و ایستادگی و نیز دوری از یاس و ناامیدی می نگرد و با توجه به اینکه در این نگاه ، فراهم کردن زمینه های ظهور یک تکلیف تلقی می شود لذا این نگاه نه تنها منجر به تسلیم و پذیرش ظلم نمی شود بلکه به تقویت روحیه انقلابی کمک می نماید .
در هر صورت ما معتقدیم اگر فلسطینیان رهبری همچون ولی فقیه با ویژگی های تعهد، تقوا و بصیرت کافی داشته باشند و به لحاظ مکتبی نیز از مکاتب انقلابی دینی بهره های لازم را بگیرند، پیروزی نهایی آنها نیز دور از انتظار نخواهد بود .
مقام معظم رهبري در جديدترين موضع خويش در زمينه رژيم صهيونيستي فرمودند : «شما ۲۵ سال آينده را نخواهيد ديد. ان‌شاءالله تا ۲۵ سال ديگر، به توفيق الهي و به فضل الهي چيزي به نام رژيم صهيونيستي در منطقه وجود نخواهد داشت؛» در توضيح گفتني است: اولا اين فرمايشات همانگونه كه از لحن سخنان بر مي آيد دعا و آرزوي قلبي مقام معظم رهبري است ثانيا مقام معظم رهبري به عنوان يك تحليلگر بصير و بينا كه به مسائل مختلف مرتبط با موضوع فلسطين و رژيم صهيونيستي احاطه كامل دارند ، با در نظر گرفتن مجموعه شرايط و تحولات بين المللي و نيز اوضاع اين رژيم چنين تحليل مي كنند كه با توجه به اين شرايط ، رژيم صهيونيستي امكان بقا و دوام تا 25 سال آينده را ندارد و ثالثاً؛ اين مساله اي است كه حتي خود صهيونيست ها و متفكران يهودي نيز هر از چند گاهي به آن اعتراف مي كنند به عنوان مثال روزنامه صهيونيستي مشهور معاريو چند سال قبل در اين زمينه نوشت : « دولت اسرائيل ماموريت‌هاي خارجي خود را انجام مي‌دهد. اقتصاد در وضع خوبي است. رشد اقتصادي داريم. انتخابات هم هر چند مدت يك بار (به طور كلي نه در موقع تعيين شده خود) انجام مي‌شود. دولتي داريم و مخالفان هم هستند. نخست وزير داريم. نهادهاي امنيتي هم به بزرگ‌تر شدن ادامه مي‌دهند. ولي همه اينها ظواهر امر است. در زير، ما داريم از هم مي‌پاشيم.»(جهان نيوز ، http://jahannews.com/vdch6knzw23n-id.tft2.html ) اخيرا نيز هنري كيسينجر كه از جمله صهيونيست هاي افراطي است در كتابي با عنوان «نظم جهاني» مي‌گويد كه امكان استمرار رژيم صهيونيستي وجود ندارد و ممكن است كه اسرائيل تا سال 2025 از بين برود. (خبرگزاري فارس ، مصاحبه با حسين رويوران ، كارشناس مسائل منطقه ، http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13940625001510 ) .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 2 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .