تحول «علوم انسانی» از تئوری تا واقعیت

درحوزه‌ی مسائل علوم انسانی، همواره شکافی بین مباحث نظری و عملی وجود دارد . درحوزه‌ی نظری نظریات خوب و کاملی وجود دارد و در همایش‌ها و کنگره‌هایی که برگزار می‌شود اندیشمندان گرد هم آمده و به بحث و تبادل نظر می‌پردازند ولی از آنجایی که مسئولین سیاست گذار به برنامه ریزی جامعی نمی‌پردازند، نظریات تئوری جامه‌ی عمل نپوشیده و اجرایی نمی‌شوند. در این ارتباط با «حجت‌‌الاسلام والمسلمین علیرضا پیروزمند» معاون پژوهشی بنیاد فرهنگستان علوم اسلامی قم به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

در بحث تولید علم دینی در حوزه‌ی نظری کارهای خوبی صورت گرفته است ولی چرا فعالیت‌ها در حوزه‌ی عملی راضی کننده نیست؟

فکر می‌کنم حوزه‌ی عمل و نظر طبعاً به هم وابسته هستند و در صورتی ما در حوزه‌ی عمل موفق هستیم که مبتنی بر یک نظریه‌ی صحیح تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری کنیم. به همین دلیل، شاید عدم تأثیرگذاری سیاست‌های علمی ما از ضعف شناخت از خود علم ناشی می‌شود. در رابطه با ضعف شناخت از علم باید مشخص کنیم که حقیقتاً علم چقدر و چگونه از دین، فرهنگ، محیط جهانی و مدیریت کلان تأثیر می‌پذیرد. باید پاسخی درست برای این سؤال‌ها پیدا کنیم تا سیاست‌گذاری‌هایمان تأثیرگذار باشد.
همچنین باید ترابط حوزه‌های مختلف علم را نسبت به همدیگر مشخص کنیم. اگر بحثمان در حوزه‌ی علوم انسانی است، باید نسبت علوم مختلف را با علوم انسانی معین کنیم که آیا نگاهمان به علوم انسانی به مثابه‌ی علومی است که در عرض همدیگر هستند یا اینکه این علوم انسانی را علوم نظام‌مندی می‌دانیم که ممکن است بعضی از آن‌ها در صدر و بعضی دیگر در ذیل قرار بگیرند.

برای نقشه‌ی جامع علمی کشور زحمات زیادی کشیده شده و دبیرخانه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را تصویب کرده است. این سند راهبردی می‌تواند ظرفیت‌های خوبی برای کشور ایجاد کند، اما هنگامی‌که آن را کالبدشکافی می‌کنید، می‌بینید حوزه‌ی علوم انسانی در آن بسیار نحیف است و به حوزه‌ی علوم دینی اصلاً پرداخته نشده است.
چه چالش‌ها و مشکلاتی بر سر راه سیاست‌گذاری‌های فرهنگی در حوزه‌ی علوم انسانی اسلامی وجود دارد؟

می‌توانیم یک نگاه آسیب‌شناسانه به سیاست‌گذاری‌های علمی‌مان داشته باشیم. ضمن اینکه در بسیاری از موارد اصلاً سیاست‌گذاری علمی نکرده‌ایم و بیشتر خود نهادها و افرادی که در رأس فعالیت‌های علمی بوده‌اند برای خودشان تصمیم گرفته‌اند که به چه سمتی حرکت کنند. اما از این نقیصه که بگذریم، به نظر می‌آید که در حوزه‌ی سیاست‌گذاری علم هم با این نقیصه روبه‌رو بوده‌ایم که حوزه‌های مختلف علم را گسسته از همدیگر دیده‌ایم و گسسته سیاست‌گذاری کرده‌ایم. در واقع برای علوم پایه، مهندسی و انسانی هر کدام به صورت جداگانه سیاست‌گذاری کرده‌ایم. شاهد عرضم اینکه برای نقشه‌ی جامع علمی کشور زحمات زیادی کشیده شده و دبیرخانه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را تصویب کرده است. این سند راهبردی می‌تواند ظرفیت‌های خوبی برای کشور ایجاد کند، اما هنگامی‌که آن را کالبدشکافی می‌کنید، می‌بینید حوزه‌ی علوم انسانی در آن بسیار نحیف است و به حوزه‌ی علوم دینی اصلاً پرداخته نشده است. البته شاید در زمینه‌ی ارائه‌ی یک نقشه‌ی جامع برای علوم دینی محذوراتی وجود داشته است، ولی عرض من کاملاً یک بحث علمی است.

به اعتقاد من اگر تحول در حوزه‌ی علوم دینی در کنار علوم انسانی، مهندسی و پایه دیده نشود؛ سیاست‌گذاری‌های ما چندان تأثیرگذار نخواهند بود. این تصور که حوزه‌ی علوم پایه و مهندسی گسسته‌ از علوم انسانی قابل سیاست‌گذاری است و می‌تواند پیش برود تصور غلطی است. وقتی هم که می‌خواهیم حوزه‌ی علوم انسانی را به سایر علوم ارتباط بدهیم، باید انتظار و برآوردمان را در زمینه‌ی رشد و تحولات حوزه‌ی علوم انسانی در تراز با بقیه‌ی بخش‌های علمی بیان کنیم.

بنابراین به نظر من باید ظرفیت انسانی را تحول علوم انسانی مد نظر داشته باشیم. با توجه به اینکه بعد از انقلاب، حداقل به لحاظ کمی، گستره‌ی علوم انسانی بسیار وسیع شده است؛ نمی‌توان همه‌ی دانش‌آموختگان را طرد کرد و به آن‌ها گفت دانش شما غربی است و هیچ منفعتی برای جامعه‌ی اسلامی ندارد. از سویی دیگر، نمی‌توان آن‌ها را دربست پذیرفت و به آن‌ها گفت دقیقاً همین دانشی که دارید به درد ما می‌خورد.

بنابراین باید به این مسئله پاسخ دهیم که اگر قرار است تحول جدیدی رخ بدهد، این نیروها چگونه و چقدر در خدمت فرآیند جدید قرار خواهند گرفت. می‌گیرند؟ برآورد این مسئله در تحقق‌بخشی و ضمانت اجرایی داشتن سیاست‌گذاری‌های ما بسیار تأثیرگذار است. این در حالی است که امروز هیچ کسی در کشور ایده‌ی روشنی نسبت به این موضوع ندارد که با این حجم عظیم نیروی انسانی می‌خواهیم چه بکنیم و چگونه می‌توانیم آن‌ها را در این تحول به بازی بگیریم.

به یک معنا، دانش این نیروها برگرفته‌ی از فرهنگ انقلاب نیست، اما انگیزه و شخصیت بسیاری از آن‌ها دلبسته و پیوسته‌ی به فرهنگ انقلاب است. باید به این سؤال پاسخ دهیم که چگونه می‌توان از این ظرفیت استفاده کرد و جلوی آسیب‌های آن را گرفت. برای این کار باید معادله و برآورد ظرفیت داشته باشیم و بر اساس آن سیاست‌گذاری کنیم.

با توجه به انتقادی که به نقشه‌ی جامع علمی داشتید، برخی معتقدند که این نقشه صرفاً به عنوان یک سند بالادستی است و به شکل راهبردی و کارگشا تعریف نشده است. آیا شما نیز به این موضوع معتقدید؟

عرض من مستقیماً بررسی و کنکاش نقشه‌ی جامع علمی نبود. چون درباره‌ی علوم انسانی بحث می‌کنیم، من عرض کردم که علوم انسانی بخش نحیفی از نقشه‌ی جامع علمی کشور را به خودش اختصاص داده است. در این نقشه درباره‌ی تحول در علوم انسانی و اسلامی شدن آن سرنخ‌هایی مطرح شده است، ولی مثل علوم پایه و مهندسی مرحله‌بندی و هدف‌گذاری نشده است.
من عرضم این بود که مجموعه‌ی تحول علمی در جامعه را باید یک پیوست هماهنگ و واحد دید و تأثیرات متقابل علوم انسانی و علوم دیگر را در محاسبات لحاظ کرد تا اگر صحبت از تحول در علوم انسانی می‌کنیم، سیاست‌گذاری‌هایمان واقع‌بینانه باشد. بنابراین اینکه نقشه‌ی جامع علمی در بخش‌های علوم پایه و مهندسی هم دچار نقیصه‌هایی هست یا نیست موضوع بحث من نبوده است.

در حال حاضر در خط مقدم تولید فکر و تحول آفرینی در عرصه‌ی علوم انسانی بیشتر شاهد نقش‌آفرینی نهادهای غیردولتی هستیم. متاسفانه نهادهای دولتی متصدی این امر کاملا منفعلانه با قضیه برخورد می‌کنند و عملا برنامه مشخصی جهت دستیابی به علوم انسانی اسلامی ندارند. علت را در چه می‌بینید؟

نهادهای غیردولتی به دلیل اینکه معمولاً بر اساس یک انگیزه‌ی خودجوش شکل می‌گیرند، با دغدغه‌ی بیشتری فعالیت می‌کنند تا آن مجموعه‌هایی که به حکم مأموریت یا وظیفه‌ی سازمانی می‌خواهند کاری را انجام بدهند. درست است که این موضوع هم یک عامل بازدارنده است، اما به اعتقاد من نبود بینش لازم برای ضرورت، امکان و چگونگی تحول علمی در نهادهای دولتی در تضعیف فعالیت آن‌ها تأثیرگذارتر است. به میزانی که این بینش را القا کنیم و ایجاد کنیم، نیروی انسانی هم می‌تواند فعال شود.

به نظر شما ما می‌توانیم وجود مکاتب متکثر در حوزه‌ی اسلامی‌سازی معرفت در کشورمان قائل باشیم؟ در صورت پذیرش این فرض می‌توان تفاوت ماهوی میان این مکاتب قایل بود؟

این مسئله بحث مفصلی می‌طلبد، اما اگر بخواهیم اجمالاً به آن بپردازیم، من هم تأیید می‌کنم که این تفاوت‌ها وجود دارند، ولی موضوع نگران‌کننده‌ای نیستند. به هر حال، ما در حال ورود به پدیده‌ی جدیدی هستیم و باید فرصت تضارب افکار را ایجاد کنیم تا به تدریج نظریه‌ای که می‌تواند بهتر راهگشا باشد پیش بیفتد. در این رقابت باید کاملاً عالمانه با موضوع برخورد کنیم و از شخصیت‌زدگی بپرهیزیم.

بعد از این مقدمه، باید عرض کنم که چند عامل این جریانات را از هم تفکیک می‌کند. یک عامل منبع معرفت دینی است. بعضی‌ها معتقدند که منبع اسلامی‌سازی فقط قرآن و روایات اسلامی هستند؛ در حالی که برخی دیگر معتقدند، علاوه بر قرآن و روایات، در اسلامی‌سازی عقل هم منبع مستقلی است. عامل دوم در حیطه‌ی اسلامی‌سازی علم است. در واقع سؤال اینجاست که آیا همه‌ی علوم انسانی باید اسلامی شوند یا بعضی از آن‌ها. در زمینه‌ی علومی که قرار است اسلامی شوند، مثلاً وقتی می‌گوییم اقتصاد باید اسلامی شود، آیا منظورمان این است که بخش تجربی علوم اقتصاد هم باید اسلامی شود یا اینکه آن را تفکیک می‌کنیم؟ پس این موضوع هم یکی از عوامل شکل‌گیری نظریه‌های متفاوت است.

عامل دیگر این است که این اسلام چگونه باید در بدنه‌ی علم جریان پیدا کند؟ آیا قرار است این کار از طریق تأسیس فلسفه‌های مضاف انجام شود؟ آیا تأسیس فلسفه‌های مضاف لازم و کافی است؟ برای مثال، اگر فلسفه‌های مضاف را درست کنیم، خودبه‌خود جامعه‌شناسی‌ای که مبتنی بر فلسفه‌ی جامعه‌شناسی اسلامی است اسلامی می‌شود؟ یا اینکه معتقدیم، علاوه بر فلسفه‌ی مضاف، باید روش تحقیق در علوم هم متحول شود؟ بنابراین اینکه در چگونگی اسلامی‌سازی علوم تسلیم روش موجود می‌شویم و آن را از اسلامی‌سازی منها می‌کنیم یا خیر، خود عاملی است برای اینکه دیدگاه‌ها با یکدیگر متفاوت شوند. این عوامل با حوصله و دقت در یک تعامل علمی باید عرضه شود تا کم‌کم به وحدت نظر بیشتری برسیم.

در زمینه‌ی فعالیت‌های فرهنگستان علوم اسلامی قم انتقادی وارد است که آثار منتشر شده از جانب فرهنگستان در سطح داخلی وبسیار محدود توزیع می‌شود. چرا برای توزیع وسیع به منظور تسری اندیشه اسلامی در فضای دانشگاه‌ها و جامعه اقدام نمی‌کنید؟ این امساک در توزیع حداکثری آثار فرهنگستان به چه منظور است؟

این امساک نیست، به معنای این است که ما برای مخاطب خودمان ارزش قائل هستیم؛ یعنی، می‌گوییم باید تولید ما به سطحی از استاندارد برسد تا در شأن مخاطب ما باشد. از این رو، چون تولید خودمان را هنوز در این شأن نمی‌بینیم، به تولید انبوه آن اهتمام نمی‌کنیم. البته برای اینکه در حق تلاش مجموعه اجحاف نشود، باید این توضیح را عرض کنم که فرهنگستان، به فضل الهی، در ایده پردازی و تولید ایده‌های نو در قسمت‌های مختلف بسیار غنی است و این مهم از لطف خدا، همت دوستان و مخصوصاً تلاش فکری مرحوم استاد فقید منیرالدین حسینی است.

اما برای اینکه این ایده‌های متنوع و مؤثر قابلیت عرضه پیدا کنند، باید زبان تفاهم آن‌ها تقویت شود و برای اینکه این غرض تأمین شود، باید اجازه‌ی بازسازی، بازپروری و غنی‌سازی به خودمان بدهیم. در بخش‌هایی که این کار شده است محصولاتمان را عرضه کرده‌ایم و در بخش‌هایی که هنوز این گونه نشده‌اند به عنوان انتشارات داخلی به این مسئله پرداخته‌ایم.

در رابطه با اینکه فرمودید فرهنگستان چه می‌کند، باید عرض کنم که ما در دو محور این مسئله را دنبال می‌کنیم. یک محور به عنوان دستیابی به طرح تحول علوم انسانی است که یک گروهی در این زمینه فعالیت می‌کنند تا بتواند به یک الگوی تحول نائل شوند. بحث‌های این طرح تا حدودی پیش رفته است و می‌تواند به صورت جامع در اختیار جامعه‌ی علمی قرار بگیرد تا سر شاخه‌های آن در رشته‌های مختلف دنبال شود.

محور دوم آن فعالیت‌های اصیل علمی است که فرهنگستان داشته و خواهد داشت. در واقع این نهاد به عنوان یک «فرهنگستان» برای خودش نقشی در تولید علم قائل است و می‌گوید تحول علم یک لایه‌ی بنیادی دارد که این لایه‌ی بنیادی نقشی محوری، جامع، فراگیر و هماهنگ‌کننده دارد. این لایه‌ی بنیادی باید تولید بشود تا بتواند این خلأ را پر کند. در تولید این لایه‌ی دانش یک برنامه‌ی پژوهشی شکل گرفته است و در قالب چند گروه پژوهشی دنبال می‌شود.

با تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار «برهان» قرار دادید/۱۳۹۱/۳/۸

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 0 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .