تحلیلی حقوقی بر کشتار مسلمانان میانمار؛ آیا کشتار میانمار نسل‌کُشی است؟

موج جدید کشتار و آواره‌سازی مسلمانان منطقه‌ی «روهینگیا» (آراکان) از زمانی آغاز شد که بوداییان افراطی قوم «ماگ» به بهانه‌ی کشته‌شدن یکی از بودایی‌ها به دست یک مسلمان در یک نزاع، با هجوم به مناطق مسلمان نشین به کشتار مسلمانان پرداختند. بودایی‌های افراطی که از حمایت دولت میانمار نیز برخوردار بودند، بسیاری از مسلمانان را کشتند و شمار زیادی از آن‌ها را نیز آواره کردند. آمار مختلف و بعضاً متناقضی از تعداد کشته شدگان مخابره شده است. اعدادی نظیر 20 هزار نفر تا 50 هزار نفر و یا حتی بیشتر در رسانه‌ها منتشر شده است.

بنابر گزارش سازمان ملل، در موج اخیر حملات برضد مسلمانان، بیش از 90 هزار نفر از مسلمانان آواره شده‌اند. روزنامه‌ی انگلیسی «ساندی تایمز» در گزارشی به جنایت‌های هولناک برضد مسلمانان، از جمله کشتار مردان و تعرض به زنان در منطقه‌ی روهینگیا اشاره می‌کند.[1] در این میان، دولت و ارتش میانمار، با سکوت خود، نوعی همکاری با بوداییان افراطی را در پیش گرفته‌اند. مدعیان حقوق بشر، از جمله خانم «آنگ سان سوچی» که برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل نیز شده و به دعوت دولت آمریکا به این کشور سفر و مورد تحسین دولت‌مردان آمریکایی قرار گرفته است، در قبال این جنایت بزرگ سکوت پیشه کرده‌اند.

جنایت نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل کیفری

جنایت نسل‌زدایی یا نسل‌کشی[2] در ردیف جنایت‌های خاص بین‌المللی طبقه‌بندی می‌شود که می‌بایست به موجب حقوق بین‌الملل کیفری مورد تعقیب و مجازات قرار گیرد. ممنوعیت ارتکاب جنایت نسل‌زدایی، بنابر تصریح کنوانسیون 1948 جلوگیری و مجازات نسل‌زدایی، هم‌اکنون به بخشی از حقوق بین‌الملل عرفی تبدیل شده و قاعده‌ای آمره محسوب می‌شود. ماده‌ی (2) کنوانسیون اخیر، نسل‌زدایی را این گونه تعریف می‌نماید: «نسل‌زدایی عبارت است از ازتکاب هر یک از اعمال مشروحه زیر، علیه یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی که با قصد نابود کردن کلی یا جزئی آن‌ها به دلیل دارا بودن این اوصاف صورت می‌گیرد:

الف) کشتار اعضای یک گروه؛

ب) ایراد آسیب جسمی یا روانی جدّی به اعضای یک گروه؛

ج) قرار دادن عمدی یک گروه در معرض شرایط نامساعد زندگی، به انتظار نابودی فیزیکی کلی یا جزئی آن گروه؛

د) تحمیل تدابیری به قصد جلوگیری از زاد و ولد یک گروه؛

هـ) انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر.» [3]

در تعریف گروه مذهبی، می‌توان گفت، گروه مذهبی به گروهی اطلاق می‌شود که اعضای آن دارای مذهب، فرقه یا آداب نیایش یکسان یا باورهای مشترکی باشند. [4] ماهیت این جنایت هولناک را می‌توان در نظریه‌ی مشورتی دیوان بین‌المللی دادگستری (ICJ) در مورد اعمال حق شرط بر کنوانسیون جلوگیری و مجازات نسل‌زدایی، به روشنی مشاهده کرد.

«نسل زدایی بر طبق حقوق بین‌الملل، جنایتی است که مستلزم انکار حق موجودیت کل گروه‌های بشری است، جنایتی که وجدان بشر را جریحه‌دار ساخته و در عین حال که خسارات فراوانی به بشریت وارد می‌آورد، مغایر با قواعد اخلاقی و روح حاکم بر ملل متحد است.» [5]

برای تحقق جنایت نسل‌زدایی در حقوق بین‌الملل کیفری، جمع شدن دو عنصر مادی و روانی جنایت الزامی است و جمع شدن این دو رکن در محدوده‌ی مشخصی از یک ناحیه یا منطقه‌ی جغرافیایی، موجب به وقوع پیوستن جنایت نسل‌زدایی خواهد شد.

عنصر مادی نسل‌زدایی

برای تحقق نسل‌زدایی، نیازی به انقراض کامل یک گروه نیست. هر گاه یکی از اعمال پیش گفته با عنصر روانی لازم برای وقوع این جنایت همراه گردد، عنوان نسل‌زدایی بر آن صدق می‌نماید. [6]

عنصر روانی نسل‌زدایی

برای محکوم نمودن یک فرد به جنایت نسل‌زدایی، باید ثابت شود که متهم قصدی خاص (dolus specialis) برای نابود کردن دست کم جزئی از یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی به دلیل دارا بودن این ویژگی‌ها را داشته است. به عبارت دیگر لازم است اثبات شود که وی می‌دانسته یا می‌بایست می‌دانسته که عمل وی به نابودی تمام یا بخشی از گروه‌های تحت حمایت منتهی خواهد شد. [7]

اینکه تعداد کشته شدگان در منطقه‌ی روهینگیا دقیقاً چه میزان است، در تحقق جنایت نسل‌زدایی تأثیری ندارد. زیرا بر اساس ماده‌ی (6) اساسنامه‌ی دیوان بین‌المللی کیفری، «تفاوتی نمی‌کند که تعداد قربانیان نسل‌زدایی یک نفر یا بیشتر باشد، کافی‌ست این افراد به یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی خاص تعلق داشته و مرتکب، قصد نابودی کلی یا جزئی گروه مورد نظر را به دلیل برخورداری از این ویژگی‌ها داشته باشد.»
آیا کشتار مسلمانان میانمار، نسل کشی است؟

برای اثبات اینکه کشتار مسلمانان در منطقه‌ی روهینگیا، مصداق جنایت نسل‌کشی در حقوق بین‌الملل کیفری می‌باشد یا خیر، باید بررسی کنیم که آیا واقعیت‌های میانمار قابل تطبیق با اصول حقوقی ناظر بر جنایت نسل‌کشی هست یا خیر؟

1. جامعه‌ی مسلمانان منطقه‌ی روهینگیا، بر طبق تعریفی که از یک گروه مذهبی آورده شد، مصداق قطعی یک گروه مذهبی هستند و تنها به دلیل برخورداری از این ویژگی، یعنی مسلمان بودن، مورد هجمه‌ی بوداییان افراطی قرار گرفته‌اند.

2. کشتار مسلمانان روهینگیا، مصداق بند (الف)، ماده‌ی (2) کنوانسیون 1948 جلوگیری و مجازات نسل‌زدایی است. در واقع عنصر مادی جنایت نسل‌زدایی در این موضوع دقیقاً محقق شده است. اینکه تعداد کشته شدگان در منطقه‌ی روهینگیا دقیقاً چه میزان است، در تحقق جنایت نسل‌زدایی تأثیری ندارد. «زیرا بر اساس ماده‌ی (6) اساسنامه‌ی دیوان بین‌المللی کیفری، تفاوتی نمی‌کند که تعداد قربانیان نسل‌زدایی یک نفر یا بیشتر باشد، به شرط آنکه این افراد یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی خاص تعلق داشته و مرتکب قصد نابودی کلی یا جزئی گروه مورد نظر را به دلیل برخورداری از این ویژگی‌ها داشته باشد.» [8]

3. در مورد عنصر روانی جنایت نسل‌زدایی که همان نیت و قصد خاص برای نابود کردن یک گروه مشخص می‌باشد نیز می‌توان گفت که بودایی‌های میانمار طی سالیان دور گذشته با انگیزه‌ی غصب ایالت راحنین که سکونت گاه تاریخی مسلمانان بوده است، به این منطقه مهاجرت کرده‌اند و با همکاری دولت، به کشتار و آواره کردن مسلمانان پرداخته‌اند. موج جدید کشتار مسلمانان این ایالت نیز با قصد و نیت از بین بردن مسلمانان و غصب این سرزمین صورت می‌گیرد. از این رو عنصر روانی جنایت نسل‌زدایی نیز در موضوع کشتار مسلمانان میانمار قابل تحقق است.

4. دولت میانمار را نیز می‌توان به دلیل سکوت دولت و حتی در برخی موارد همکاری با بوداییان در جنایت برضد مسلمانان، براساس حقوق بین‌الملل کیفری مسئول دانست. زیرا همان‌گونه که انجام فعل، با ویژگی‌های پیش گفته، موجب تحقق جنایت نسل‌زدایی می‌گردد، ترک فعل نیز موجب تحقق این جنایت می‌شود. «بر اساس حقوق بین‌الملل کیفری، نسل‌زدایی می‌تواند هم از طریق فعل و هم از طریق ترک فعل صورت پذیرد.» [9] حمایت نکردن دولت از شهروندان خود و حتی همراهی با بوداییان در انجام این جنایت، مصداق بارز ترک فعل در تعریف یاد شده است. رئیس‌جمور میانمار «تین سین» به طور رسمی اعلام کرده است که جمعیت 800 هزار نفری مسلمانان روهینگیا را قومیتی خارجی می‌داند که باید یا در اردوگاه‌های آوارگان متمرکز شوند و یا اخراج شوند.

با توجه به توضیحات یاد شده، می‌توان گفت که فرضیه‌ی مورد نظر این یادداشت، که کشتار مسلمانان منطقه‌ی روهینگیا، مصداق بارز نسل‌زدایی در حقوق بین‌الملل کیفری است، به اثبات می‌رسد و می‌توان ادعا کرد که کشتار مسلمانان در میانمار، مصداق بارز جنایت نسل‌زدایی در حقوق بین‌الملل کیفری است.

سخن آخر

همان طور که ذکر شد، جنایت نسل‌زدایی در ردیف جنایت‌های خاص بین‌المللی است و می‌بایست بر اساس حقوق بین‌الملل کیفری مورد تعقیب و پیگیری قرار گیرد. کشتار مسلمانان میانمار، بار دیگر نهادهای بین‌المللی حقوق بشر را در بوته‌ی آزمایشی مهم قرار داده است. آیا نهادهای بین‌المللی که داعیه‌دار حمایت از حقوق بشر و جان انسان‌ها هستند، خواهند توانست واکنش مناسبی در برابر این جنایت هولناک اتخاذ کنند یا باید مجدد شاهد داستان غم بار دیگری چون نسل‌کشی مسلمانان سربرنیتسا و سکوت سازمان‌های بین‌المللی باشیم؟(*)

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نگاه کنید به: سایت خبری تابناک، هولوکاست واقعی مسلمانان در میانمار، 25 تیر 1391

[2]. Genocide

[3]. کریانگ ساک کیتی شیایزری، حقوق بین‌الملل کیفری، ترجمه: بهنام یوسفیان، محمد اسماعیلی، تهران: انتشارات سمت، 1383، صص 137 – 139

[4]. همان، ص 142

[5]. همان، ص 139

[6]. همان، ص 144

[7]. همان، صص 144 – 145

[8]. همان، ص 152

[9]. همان، ص 144

*سید اسماعیل یاسینی؛ کارشناسی ارشد رشته‌ی دیپلماسی و سازمان‌های بین‌المللی/ http://borhan.ir/NSite/FullStory/News/?Id=3796

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .