تحريم ايران يا محروميت اروپا؛ واكاوي توطئه استكباري تحريم نفتي ايران

شكست هاي مكرر آمريكا از ايران طي سال هاي طولاني گذشته، برگ هاي استكبار براي مقابله با ايران را يكي پس از ديگري سوزاند و گزينه هايش براي برخورد با ايران را به حداقل رساند . در مقطع كنوني عوامل مختلف دست به دست هم داد تا استكبار از سر خشم، نسنجيده به ناگاه تصميم گرفت در وضعيتي كه از نظر عقلا توجيه سياسي در روابط بين الملل ندارد، به تحريم مالي و نفتي ايران روي آورد.

اشاره

تحليل حكومت ها و مراكز تصميم گيري استكباري از بدو پيروزي انقلاب اسلامي درباره ايران كاملاً خصمانه بود و پيرو چنين تحليلي همواره سر ستيز با انقلاب اسلامي داشتند و دشمني با اين نظام را در اشكال مختلف به اوج رساندند و پرونده قطوري از شكست را ذخيره كردند. 33 سال از جدال سنگين و بي وقفه ايران با استكبار گذشته و ايران با عبور از موانعي كه استكبار پيش پايش گذاشته و خنثي كردن توطئه هاي بسيار در موقعيتي قرار گرفته كه تحملش براي استكبار بسيار سخت است. حضور موفق ايران در عرصه هاي علوم تراز اول جهان و به ويژه فعال شدن در فناوري هسته اي و پيشرفت گام به گام و بدون كمك خارجي و در فضاي سنگين و پرمخاطره تحريم و رسيدن به موفقيت هاي غيرقابل باور و همزمان پيش آمدن برخي حوادث كه به جد منافع استكبار را به چالش كشيد و ديدگاه و منافع آرماني ايران را تقويت كرد، خشم استكبار را دو چندان كرد و استكبار متوجه شد، براي محدود و مهار كردن ايران هرچه بيشتر تلاش مي كند كمتر به نتيجه مي رسد و جمهوري اسلامي بي اعتنا به تمام تلاش هاي استكبار با شتاب هرچه بيشتر مسير تعيين كرده را طي مي كند. شكست هاي مكرر آمريكا از ايران طي سال هاي طولاني گذشته، برگ هاي استكبار براي مقابله با ايران را يكي پس از ديگري سوزاند و گزينه هايش براي برخورد با ايران را به حداقل رساند و در عرصه «ديپلماسي ستيز» اين بدترين وضعيت براي يك بازيگر است. در مقطع كنوني عوامل مختلف دست به دست هم داد تا استكبار از سر خشم، نسنجيده به ناگاه تصميم گرفت در وضعيتي كه از نظر عقلا توجيه سياسي در روابط بين الملل ندارد، به تحريم مالي و نفتي ايران روي آورد. چند روز پس از اينكه اوباما زير فشار كنگره و البته با شرطي زيركانه كه اوباما را دست بسته نكند، قانون تحريم بانك مركزي و تحريم نفتي ايران را امضا كرد، دوشنبه هفته گذشته اتحاديه اروپا هم در نشستي، قانون مشابهي را عليه ايران تصويب و آن را به اعضاي اتحاديه اروپا ابلاغ كرد. نوشتار حاضر درصدد بررسي ابعاد مختلف اين موضوع است.

خاستگاه و چارچوب بحث تحريم

بحث تحريم در روابط و تعاملات حكومت ها جديد نيست و سابقه طولاني دارد. در گذشته هاي دور، ابعاد تحريم بسيار محدود بود و بيشتر هم بر مواهب كاملاً طبيعي و خداداد متكي بود. با افزايش تدريجي قدرت و توانمندي بشر براي تسلط بيشتر بر مواهب الهي و دست يافتن به امكان تحول و دگرگوني در اين مواهب به كمك علم و توليد ابزار و محصولات جديد با كاركردهاي مختلف و وابسته شدن مردم و زندگي اجتماعي به اين مصنوعات، تحريم اهميت يافت و كاركرد سياسي پيدا كرد. دستيابي بيشتر كشورهايي كه با غارت و چپاول منابع ديگر كشورها به قدرت و سرمايه رسيدند به امكانات و مصنوعاتي كه ملل ديگر به آن نياز داشتند، سبب شد تا در بيشتر موارد اين گروه از كشورها از تحريم به عنوان ابزار تنبيهي و فشار عليه كشورهاي ناسازگار با آنها استفاده كنند. در بسياري موارد، اعمال تحريم ها با مواردي از حقوق بين الملل تعارض دارند؛ اما كشورهاي سلطه گر بدون توجه به آن به تحريم روي مي آورند. تحريم بعضاً از سوي يك يا چند كشور معدود اعمال مي شود، گاهي شموليت آن فراتر از چند كشور معدود مي رود و كشورهاي زيادي به تحريم عليه يك يا چند كشور مي پيوندند و چنانچه تحريم از سوي سازمان ملل باشد كه نظر كشورهاي قدرتمند بر آن حاكم است، تحريم سخت تر و فراگيرتر خواهد بود. اگرچه كشورهاي استكباري براي تسليم و به زانو در آوردن كشورهاي مخالف به حربه تحريم متوسل مي شوند؛ اما سلاح تحريم هميشه آنقدر مطيع و كارآمد نيست كه الزاماً همه خواسته آنها را برآورده سازد. در تحريم سه عامل تعيين كننده وجود دارد كه با مطالعه و بررسي آنها ميزان اثرگذاري هر تحريمي قابل ارزيابي و پيش بيني است:

1- شموليت: چنانچه كشورهاي تحريم كننده تعدادشان كم باشد و تحريم منظور، مخالفان متعدد داشته باشد و يا حتي تحريمي از سوي سازمان ملل اعمال شود؛ اما در عين حال، كشورهايي به دلايلي رعايت آن تحريم را به مصلحت ندانند، تحريم وضع شده به تدريج كاركردش را از دست مي دهد.

2- توانمندي ها و موقعيت كشور تحريم شده: چنانچه كشور تحريم شده، كوچك و از مقوم هاي درون زا بي بهره باشد و در مسائل و معادلات جهاني از موقعيت مناسبي برخوردار نباشد، طعمه تحريم و نابود مي شود و برعكس، اگر پهناور و برخوردار از انواع مواهب طبيعي و مقوم هاي درون زا مانند ذخاير مناسب، وضعيت سياسي جغرافيايي ويژه، استعداد و توانايي علمي، مردمي سلحشور، شجاع و مقاوم، روحيه حماسه آفريني، تاريخ و گذشته افتخارآميز و تأثيرگذار داشته باشد و به پشتوانه همه اينها، جايگاه ويژه اي در نظام بين الملل داشته باشد، سخت ترين تحريم ها هم نمي تواند آن كشور را از پاي بيندازد.

3- متعلق تحريم: تقريباً همه سياستمداران و دولتمردان پذيرفته اند كه در عرصه بين الملل بايد براساس منافع ملي عمل كنند، تقيد اجباري به گردن نهادن بر اين اصل است كه «متعلق تحريم» را مهم مي كند، يعني چنانچه «متعلق تحريم» از اموري باشد كه پيوستن يك كشور به آن به منافعش آسيب مي زند، از پيوستن به گروه كشورهاي تحريم كننده اجتناب مي كند، در چنين مواردي، ارائه جايگزين ها هم معمولاً جذاب و قانع كننده نيست. از اين رو برخي كشورهاي سلطه جو كه با چنين مواردي مواجه مي شوند و تعداد آن هم كم نيست، از قوه قهريه در پوشش قوانين مدني استفاده مي كنند تا به وسيله آن ساير كشورها را مجبور كنند به گروه كشورهاي تحريم كننده بپيوندند و چون موضوع جنبه اجبار پيدا مي كند، كشور ضعيف تر هم با اكراه آن را مي پذيرد، تحريم شكننده و قابليتش مخدوش مي شود. بعضي مواقع ارزش و اهميت «متعلق تحريم» براي كشورها آنقدر حياتي است كه حاضرند تنبيه بشوند؛ اما به تحريم كنندگان نپيوندند.

پيامدهاي تحريم براي ايران

از بين تحريم بانكي و تحريم نفتي ايران، به نظر مي رسد اهميت تحريم نفتي بيشتر است، زيرا ايران از مدت ها پيش كه برخي بانك هايش تحريم شدند، تدريجاً با راه هايي آشنا شد كه از طريق آن مي تواند مسائل معاملاتي و بانكي اش را دنبال كند و در اين عرصه هم صاحب تجربه شده و هم كارهايش را پيش برده است؛ اما تحريم نفتي بحث جديدي است كه چند پيامد واقعي دارد و مقابله با اين پيامدها به صبوري، هوشمندي، شجاعت، زيركي و قدرت تصميم گيري دارد. برخي از اين پيامدهاي واقعي عبارتند از: 1- از دست دادن بازار نفت اروپا: كشورهاي اروپايي سر جمع خريدار حدود 18 درصد نفت ايرانند كه طبق توافق كشورهاي اروپايي قرار است از يازدهم تيرماه از ايران نفت بخرند. 2- افزايش فشار رواني: اروپايي ها درست چند روز پس از اينكه آمريكا كه با افزايش حجم تبليغات همراه بود شديدتر شود كه تا حدودي اينگونه شد. 3- افزايش فشار بر اقتصاد ايران: اروپايي ها از فشار رواني ايجاد شده استفاده كردند و با انتقال آن به عرصه اقتصاد فشار را بر اقتصاد ايران افزايش دادند. 4- فشار بر خريداران نفت ايران: اروپايي ها چون مي دانستند تحريم اعمال آنها نمي تواند كارساز باشد به كمك آمريكا ساير خريداران نفت ايران را تحت فشار قرار دادند تا از ايران نفت نخرند.

پيامدهاي تحريم براي غرب

برخلاف بسياري از «متعلقات تحريم ها» كه طرف تحريم شده را تحت فشار قرار مي دهد، نفت كه «متعلق» تحريم ايران است از جمله كالاهايي است كه تحريم آن مي تواند دو طرف را به شكل برابر و نابرابر آزار دهد و متضرر كند. درخصوص تحريم نفتي ايران به نظر مي رسد غرب و به ويژه اروپا بيشتر ضرر مي كند و پيامدهاي بيشتري متوجه آن است. برخي از اين پيامدها عبارتند از:

1- مشكل با برخي كشورهاي آسيايي: عمده خريداران نفت ايران كشورهاي آسيايي مانند؛ چين، هند، ژاپن و كره جنوبي هستند و غرب از طرفي مي خواهد آن ها را وادار كند نفت ايران را نخرند از طرفي هم براي حل و فصل مسائل بين المللي به همكاري آنها نياز دارد و اين موضوع مي تواند معضل آفرين باشد.

2- فرار از تحريم ايران: در بين كشورهاي اروپايي كشورهايي هستند مانند؛ ايتاليا، اسپانيا و يونان كه وابستگي شان به نفت ايران زياد است و براي همين شتاب زده چند روز پيش از تحريم نفتي آمدند و قرارداد خريدشان با ايران را براي مدت شش ماه تمديد كردند و حتي شركت نفتي معروف انگليس «بريتيش پتروليوم» با رايزني هاي موفق شدند خود را از اين تحريم مستثني كنند، اين موارد نشان مي دهد زمينه اختلاف در اتحاديه اروپا به شكل جدي وجود دارد.

3- گران شدن نفت: بسياري از كارشناسان معتقدند تحريم نفتي ايران حتي اگر با سرعت جايگزين هم پيدا كند، موجب افزايش قيمت نفت مي شود،

4- مشكل بودن جايگزين براي نفت ايران: منابع صنعت نفت اروپا مي گويند نفت ايران جايگزين ندارد و كشورهايي كه از ايران نفت وارد مي كنند به ويژه اروپا، متناسب با ويژگي هاي نفت ايران طراحي شدند و تحريم نفتي ايران اين كمپاني ها را دچار مشكل مي كند. تغيير ساختار اين كمپاني ها تقريباً ناممكن است؛ زيرا به هزينه هنگفتي نياز دارد.

5- از كشورهاي منطقه عرب هم كاري برنمي آيد: يكي از دلگرمي اروپايي ها براي تحريم نفتي ايران، جايگزيني نفت كشورهاي عربي حاشيه خليج فارس و به ويژه عربستان است كه «شكيب خليل» رئيس سابق اوپك در اين باره به اروپا هشدار داده كه: «بزرگ ترين خريداران نفت ايران ازجمله ژاپن و اتحاديه اروپا مجبورند در صورت تحريم نفت ايران نياز نفتي خود را بيشتر از طريق عربستان سعودي، قطر و امارات متحده عربي تأمين كنند؛ ولي اين كشورها فقط براي مدت خيلي كمي مي توانند، نفت جايگزين كنند.»

علت تحريم ايران و تشديد آن

آمريكا و اروپا پس از اينكه همه راه هاي فشار بر ايران را آزمودند تا مانع ادامه فعاليت هاي هسته اي ايران شوند و در نهايت به ديوار سخت و نفوذناپذير مقاومت ملي ايرانيان خوردند با بررسي و مطالعات طولاني به اين نتيجه رسيدند تا فرصت و زمينه اقدام چند هدفي از دست نرفته بايد برنامه جديد خود را كه با تشديد تحريم ها آغاز مي شود، براي دستيابي به چند هدف مرتبط با يكديگر اجرا كنند. در اين برنامه جديد چند گام به ترتيب زير تعريف شده است:

1- تحريم و عمليات رواني: آمريكا و اروپا مي دانستند كه صرف تحريم نفتي ايران آنقدر مهم نيست كه بتواند به ايران آسيب جدي وارد كند و از مشكلات اروپا پس از اين تحريم هم آگاه بودند و اين را نيز مي دانستند كه ايران به سادگي مي تواند براي نفتش بازار جايگزين پيدا كند ولي با اين حال حاضر شدند يك برگ مهم بازي را كه ممكن بود در موقعيت ديگري بهتر به كارشان مي آمد، بسوزانند، چرا؟ چون تحريم نفتي ايران هدف نهايي آنها نبود، آنها از مدت ها پيش مطابق معمول سازهاي تبليغاتي شان را كوك كردند تا به دروغ اهميت تحريم را صد برابر از واقع جلوه دهند و فشار سنگين را بر جامعه ايران وارد كنند.

2- يورش به معيشت مردم و اقتصاد كشور: آنها با تجربه تاريخي و درگيري كنوني به اهميت اقتصاد و تأثيرش بر حفظ حاكميت و انسجام اجتماعي، رسيده اند و اگر غبار گذر ايام بر حافظه تاريخي آنها نشسته، ورطه اي كه آمريكا و اروپا در آن گرفتند، پيش روي شان است و مي دانند سست شدن اركان اقتصاد آمريكا و اروپا را به اين وضعيت فلاكت بار انداخته، از اين رو بر آن شدند تا با حمله به كانون هاي معيشت مردم و اقتصاد كشور، كانون هاي ثبات حاكميت را كه از معيشت مردم و اقتصاد كشور تأثير مي پذيرد، متزلزل كنند، تنها راه آن را هم در بر هم زدن ثبات رواني معيشت و اقتصاد كشور ديدند كه با مقوله تحريم و هوچي گري هاي تبليغاتي حمله به آن را شروع كردند تا پس از كاهش دادن ارزش پول ملي و ايجاد هرج و مرج در تعادل رواني و ريالي بازار، سر رشته كار را از دست حكومت خارج كنند. اين وضعيت تا حدودي طي چند روز گذشته با افزايش ارزش بي رويه طلا و از خودش را نشان دادكه اواخر هفته گذشته دولت توانست تا حد قابل توجهي آن را مهار كند.

3- تاراج ذخاير ارزي: برنامه نداشتن دولت و ناتواني در مقابله با حمله دشمن به اركان اقتصادي و معيشتي كشور با دسيسه هاي عوامل داخلي دشمن كه به ولع مردم از همه جايي خبر براي همه جا بي خبر براي همراهي با آنها در خريد ارز و طلا به دور از ارزش واقعي، دامن مي زند، موجب آن مي شود كه ذخاير كشور بي محابا غارت شود. دشمن مي داند يكي از عوامل توليد قدرت و اقتدار و پايداري و تأثيرگذاري حكومت ها ذخاير ارزي است و در نبود ذخاير ارزي و يا كمبود آن موقعيت حكومت ها به خطر مي افتد از اين رو با هدف قرار دادن آن تلاش مي كند تا يكي از عوامل قدرت نظام را تضعيف كند.

4- انتخابات بي رونق: به گمان دشمن اگر معيشت مردم در آستانه انتخابات آسيب جدي ببيند انگيزه آنها براي مشاركت در انتخابات كاهش پيدا مي كند و مشاركت كم رنگ در انتخابات به موقعيت و جايگاه بين المللي نظام ضربه مي زند و مي تواند نشانه موفقيت توطئه هاي دشمن و چراغ سبزي براي ادامه دشمني ها با اميدواري بيشتر و انگيزه قوي تر باشد.

5- براندازي: از نگاه دشمن ضعف بنيه اقتصادي مردم و كشور و برگزاري انتخابات بي رونق نشانه نارضايتي و آمادگي است تا چنانچه بهانه اي مانند اعتراض به نحوه انتخابات براي آنها ساخته و پرداخته شود، دست به اعتراض و شورش بزنند تا بحث براندازي كليد بخورد.

گرچه ممكن است برنامه دشمن اجزاي ديگري هم داشته باشد؛ اما در هر صورت با اينكه مسلم است بسيار دقيق و حساب شده طراحي شده؛ اما در پاسخ به اين پرسش كاملاً الكن است كه آيا در اين برنامه همه لايه هاي تو در تو و پيچيدگي ها و اسرار پنهان شخصيت جامعه ايراني ديده شده است؟

بخشي از پاسخ اين پرسش را «پل استيونس» از انديشكده «چاتم هاوس» در ضمن گزارشي با عنوان «تحريم صادرات نفت خام ايران، تا چه اندازه محتمل و تأثيرگذار است» مي دهد، آنجا كه ابتدا مي نويسد: «بازار جهاني نفت بسيار پيچيده است و بازيگران متعدد و گزينه هاي بسياري براي پنهان ساختن معاملات آن وجود دارد. تاريخ مملو از اعمال تحريم هاي ناموفق عليه «كوبا»، «رودزيا» و «آفريقاي جنوبي» گرفته تا تحريم هاي نفتي كشورهاي عربي و تحريم عراق پس از سال 1990 است؛ اما از ظواهر امر چنين برمي آيد كه تصميم سازان اتحاديه اروپا وقايع تاريخي را ناديده گرفته اند.» وي نوشته خود را اينگونه ادامه مي دهد: تحريم نفتي اتحاديه اروپا رژيم ايران را دقيقاً زماني تقويت خواهد كرد كه تحت فشار شديد قرار گيرد. با توجه به نقش حساس نفت در ژرفاي ساختار سياسي ايران، تحريم اتحاديه اروپا توده مردم را در پشت رژيم حاكم با يكديگر متحد مي سازد.»

(تحريم ايران يا محروميت اروپا،رضا گرمابدرى ، بصيرت، 90/11/10 )

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
5 + 5 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .