تحريف و شبهه سازي عليه حضرت امام(ره)؟

با عرض سلام و خسته نباشيد پاسخ دقيق و كامل متن زير رو که در اينترنت پخش ميشه مي خواستم. « ..صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر، جمعيت جهان چند نفره؟ ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 176 اسلام ميليونها حكم دارد. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 55 فلسفه: فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 32 * فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست. انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد. كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 33 *انبذقلس – Empedocles – فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند. از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 35 تاريخ: اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358 پزشكي: امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 280 هنر: سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟ امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست. مصاحبه اوريانا فالاچي با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب «مصاحبه با تاريخ» نوشته فالاچي البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين) سياست: اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند. ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363 يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است… اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند. اسلام سياسي يا غير سياسي؟ روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 208 اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360 دانشگاه كجاست؟ ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است… همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است… اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359 ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هر چه ميكشيم از اينها است. قم، 1 مرداد 1358 ...»

دانشجوي گرامي ابتدا از اينكه اين مركز را به منظور دريافت پاسخ سوالات خويش انتخاب كرده ايد از شما سپاسگذاريم . مشخص است كه شما فردي حقيقت جو هستيد كه فارغ از شبهه افكني هاي بدخواهان نظام و انقلاب اسلامي در پي كشف حقايق با اين مركز تماس گرفته ايد و تسليم محض تبليغات منفي و غلط دشمنان نشده ايد .
واقعيت اين است كه تجربه تاريخي نشان داده است كه هر انساني كه در جامعه ظهور كرده و نقش تاثيرگذاري در جريان حركت تاريخ داشته است همواره در معرض بيشترين جسارت ها ، دروغ پردازي ها و به طور كلي ترور شخصيتي قرار گرفته است كه اين ترور شخصيتي در صورتي كه فرد به اندازه اي پاك باشد كه امكان يافتن نقطه ضعف واقعي از او وجود نداشته باشد با تمسك به ناجوانمردانه ترين صورت ها و ساختن نقطه ضعف براي او انجام مي پذيرد . يكي از شيوه هاي ترور شخصيت مصلحان بزرگ اجتماعي اين است كه با مراجعه به آثار و نوشته هاي فرد ، با گزينش ديدگاه هاي فرد و تحريف آنها و يا حتي جعل برخي عبارات سخيف و نسبت دادن آنها به وي و يا حتي برخي اشتباهات كه ناشي از سهو قلم و لسان (كه امري عادي براي هر انسان غير معصومي مي باشد) و يا متفاوت بودن نظر آن فرد نسبت به نظرات مشهور مي باشد و با برجسته كردن آنها تلاش مي شود تا كليه مطالب و استدلال هاي نويسنده و حتي كليت شخصيت وي تابعي از آن موارد تلقي شود . با توجه به اين تعريف بايد بگوييم كه آنچه در باره حضرت امام خميني و ديد گاه هاي ايشان مدتي است در فضاي مجازي انتشار يافته است و در نامه پرسشگر عزيز ما نيز منعكس شده است دقيقا در راستاي تخريب شخصيت و بهره گيري از اين ابزارها مي باشد . بنابر اين به منظور دريافت واقعيات موجود لازم است تا به دسته بندي اين مطالب پرداخته و در مورد هركدام توضيحي ارائه دهيم :
الف – اعداد و ارقام : در مورد اعداد و ارقامي كه ذكر شده است برخي از آنها اساسا در منابع مربوطه وجود نداشت و درمورد برخي ديگر نيز بايد بگوييم اگر چه واقعيت خارجي حاكي از اين است كه اين اعداد و ارقام با حساب و كتاب رياضي سازگاري ندارد اما اينگونه نيست كه امام خميني ره واقعا چنين تصور مي كردند كه مثلا چندين ميليارد فيلسوف و سلطان و حكيم آمده است بلكه ايشان نيز التفات به آمارها دارند كما اينكه در بخش هاي ديگري از كتاب اعداد را به گونه صحيح آن ذكر كرده اند كه همين مطلب نشان مي دهد ايشان در پاره اي از موارد از «صنعت اغراق» به منظور نشان دادن اهميت مساله استفاده كرده اند كه استفاده از اين صنعت با اين هدف و در جايي كه اساسا آمار و اعداد واقعي موضوعيت ندارند ايرادي ندارد مثل جايي كه ايشان نوشته اند : «ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند.» كه مراد نه اين است كه ميلياردها نفر سلطان و فيلسوف و غيره داريم بلكه منظور اين است كه تعداد بي شماري سلطان و بزرگ و فيلسوف آمده و از دنيا نيز رفته اند ولي كسي در مورد آنها سخني نمي گويد و اساسا دين وظيفه اي در قبال سخن گفتن از افراد ندارد اما اينكه در روايات سخن از ائمه معصوميني آمده است كه مصداق اولي الامر مي باشند نشان از اين دارد كه اين روايات اشاره به افرادي خاص دارند كه اطاعت از آنها اطاعت از خداوند متعال مي باشد . شاهد اين عبارت اين است كه ايشان در اين زمينه چنين مي نويسند : «اين گفتگوها بر سر اطاعت خداست و گرنه بر سراشخاص گفتگو نمي كرديم . ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان وفلاسفه در عالم آمدند چطور شد ما با كسي بر سر آنها گفتگويي نكرديم و نام و نشان آنها را فراموش كرديم ولي فقط در اين چند نفر همه گفتگو برخاسته . اين جز براي آن است كه خداي عالم ما را به اطاعت آنان فرمان داده و ما بر سر گفته هاي خداي جهان اين همه گفتگو مي كنيم .» بنابر اين با توجه به اينكه اغراق به منظور نشان دادن اهميت موضوع و بزرگنمايي آن در شرايطي كه اعلام عدد واقعي اساسا موضوعيتي نداشته باشد ايرادي ندارد و در كلمات نويسندگان و حتي سخنان عادي ما نيز ممكن است يافت شود لذا نبايد به اين عدد و ارقام ايرادي وارد شود. در برخي موارد نيز ايرادي به آمار وجود ندارد مثلا در جايي كه گفته مي شود : «اسلام ميلونها حكم دارد» كه هر چند ما در كل كتاب نتوانستيم آن را بيابيم ولي اصل آن ايرادي ندارد چراكه با احتساب چندين فرع مختلفي كه براي هر مساله فقهي ، كلامي ، اخلاقي و ... مي تواند مطرح باشد وجود ميليونها حكم چندان هم بعيد نيست كما اينكه امام جواد ع در مجلس مناظره مشهور خود با علماي زمانه ، تنها در يك سوال فقهي در مورد صيد در زمان حج ، يازده فرع را براي مساله ذكر كرده و هر كدام را به طور مفصل و دقيق پاسخ داد . لذا اين حكم را نيز اگر جزء مواردي كه در آن از صنعت اغراق استفاده شده است ندانيم بعيد نيست كه واقعي هم باشد هر چند باز هم تاكيدمي كنيم كه اصل عبارت در اين كتاب وجود ندارد.
با تمامي اين احوال حتي اگر اين دو توجيه را قبول نكنيم نهايت اين است كه در اينجا اشتباهي صورت گرفته است كه چنين اشتباهاتي نيز از هيچ فرد غير معصومي حتي حاج آقا روح الله خميني حدودا 40 ساله چندان بعيد نيست و ذره اي از ارزش اين كار مهم و نيز استدلال هاي علمي كه در اين كتاب و در آن مقطع سخت و خطرناك صورت گرفته است نمي كاهد به ويژه اينكه همانگونه كه اشاره شد ارائه آمار و ارقام درست از تعداد مسلمانان و شيعيان و مردم ايران و حتي آمار هاي جزئي از زائران خانه خدا و دقت نظري كه در بسياري ديگر از آمارهايي كه نياز به ذكر آمار دقيق دارند حاكي از اين است كه ايشان بيگانه از آمار و عدد و رقم واقعي نبوده و در مواردي كه ارائه آمار واقعي لازم بوده است آمار واقعي ارائه شده است .
2 – برخي مطالب تاريخي متعارض با واقعيات خارجي همچون فيثاغورث و انبذقلس كه به نظر مي رسد كه تاريخ آنها با آنچه درموردآنها در كتب تاريخ فيلسوفان و نيز تاريخ انبياء ذكر شده است يكسان نباشدكه در اين زمينه نيز بايدبگوييم هر چند احتمال دارد كه اين مطالب ديدگاه خاص حضرت امام در مورد اين افراد باشد و در واقع از نظر ايشان اين افراد نه 500 سال بعد بلكه دوران سليمان و داوود زندگي مي كردند (كما اينكه در مورد بسياري از شخصيت هاي نامدار تاريخ چنين اختلافي وجود دارد به گونه اي كه در مورد شخصيتي نامدار تر همچون افلاطون به اندازه اي آراي انديشمندان متفاوت است كه برخي او را تا حد پيغمبري بالا مي برند و برخي ديگر او را بنيانگذار سوسياليسم و در عين حال يك مشرك واقعي مي نامند) با اين حال اين مورد مي تواند از مواردي باشدكه در آنها اشتباه صورت گرفته است و به هر حال بروز چنين اشتباهي نهايتا مي تواند باعث خدشه دار شدن يك استدلال نويسنده گردد نه اينكه كل كتاب را زير سوال ببرد . البته با وجود اين سخن به نظر مي رسد كه حضرت امام خميني ره حتي در اين زمينه نيز اشتباه فاحشي صورت نداده است و همانگونه كه در پاورقي ها نيز آمده است مطالبي كه در مورد فيثاغورث و انبذقلس نقل كرده است به نقل از ملل و نحل شهرستاني و نيز اسفار ملاصدرا ذكر كرده است و در واقع بر اساس اعتقاد اين انديشمندان صاحب نظر در مورد فيثاغورت و انبذقلس سخن رانده است و همين مطالب را برخي محققان و مصححان بحار الانوار نيز در حاشيه بحارالانوار ذكر كرده اند (بحار الأنوار (ط - بيروت)، ج‏54، ص: 251) كه بر اين اساس اگرهم اشكالي وجود داشته باشد در اصل متوجه امثال شهرستاني و ملاصدرا خواهد بود و بالتبع امام خميني و به هر حال با توجه به احاطه شهرستاني و ملاصدرا به اين قبيل مسائل بايد اصل اين كتب و ادله آنها را در مورد معاصر بودن سليمان و فيثاغورث ديده و وارد بودن يا نبودن اشكال را بر اساس آن مورد بررسي قرار داد .
برخي نقل هاي تاريخي نيز اساسا در كتاب كشف الاسرار يافت نشد همچون عبارت «از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است» با اين حال اصل اين مطلب حتي اگر وجود داشت ايرادي نداشت چراكه اسكندر با توجه به اينكه از كودكي تحت اشراف حكيم وفيلسوفي همچون افلاطون قرار داشت و تربيت شده او بود هر چند در نهايت نتوانست ايده هاي معلم خود را جامه عمل بپوشاند جزء فلاسفه بود چرا كه افلاطون اعتقاد داشت كه براي رسيدن به مدينه فاضله اي كه او ترسيم مي كند يا شاهان بايد فيلسوف باشند و يا اينكه فيلسوفان شاه شوند و وي قصد داشت تا با تربيت اسكندر اين ايده خود را عملي نمايد اما شاگرد مغرور و خيره سر او تنها به فكر كشور گشايي بود و در نهايت نتواست آرزوي استادش را عملي سازد و خود نيز در جواني مرد . لذا اصل اين عبارت حتي اگر در كتاب وجود داشت ايرادي نداشت هر چند در مورد اينكه وي يكي از حكيمان وفلاسفه بزرگ باشد (نه اينكه اصلا فيلسوف نباشد) حرف وجود دارد .
3 – اظهار نظر پزشكي : در اين زمينه نيز گفتني است منظور حضرت امام خميني ره از طب يوناني و يا دستورات يوناني در واقع همان چيزي است كه از آن به طب سنتي ياد مي شود كه اتفاقا امروزه به شدت در جامعه طرفدار پيدا كرده است و بسياري از امراضي كه توسط طب جديد قابل درمان نيست توسط طب سنتي معالجه مي شود . از طرفي طب سنتي از جمله علومي بود كه قدما معمولا از آن سررشته داشتند كما اينكه حتي امروزه نيز برخي افراد مسن ، چنان به طب سنتي كه مبتني بر داروهاي طبيعي فاقد عوارض جانبي وارد بوده و تجويزاتي مي نمايند كه طب جديد به آن اعتقادي ندارد و در عين حال كارآيي آن از طب جديد بيشتر است و به همين دليل اين مساله كه حضرت امام توانايي مقايسه طب جديد و كهن را داشته باشند امر عجيبي نمي باشد و ايشان با دريافت شواهد فراواني از كارآمدي هاي طب سنتي ، در واقع اين نكته را مطرح مي كنند كه نبايد به بهانه طب جديد ، طب كارآمد سنتي را يكسره تعطيل نمود بلكه بايد از مزايا و علوم طب سنتي نيز استفاده نمود و اين سخنان قطعا به معناي مخالفت ايشان با پزشكي نوين نمي باشد چنانكه ايشان در حيات مبارك خويش نه تنها دربيماري هاي خود از پزشكي نوين نيز بهره مي بردند بلكه به شهادت پزشكان معالج ، ايشان در مراجعه به پزشكان ، كاملا مطيع نظر پزشكان بودند كه نشان مي دهد ديدگاه ايشان در زمينه طب سنتي و به قول ايشان يوناني مغايرتي با استفاده از پزشكي مدرن ندارد .
4 – برخي اظهار نظر هاي ايشان در مصاحبه ها و سخنراني ها :
در باره بخش آخر صحبت هاي ايشان كه بسيار هم مفصل هستند لازم است بگوييم كه متاسفانه در اين بخش بيشترين تحريفات و غرض ورزي ها صورت گرفته است به گونه اي كه با اندكي دقت نظر در سخنان و كمي تحقيق مي توان واقعيت را دريافت اما فردي كه با هدف مخدوش كردن چهره و شخصيت حضرت امام خميني ره در صدد نسبت دادن اين موارد به آن عزيز سفر كرده مي باشد مي داند كه برخي مخاطبان كمتر به تحقيق در باره صحت و سقم اين مطالب مي روند و ممكن است برخي از آنان به صرف ديدن اين مطالب و قرار دادن آن در كنار ساير تبليغات منفي از رهبر كبير انقلاب اسلامي ، آن را تلقي به قبول نمايند . با اين حال كساني كه اهل تحقيقند و بافته هاي غرض ورزان را به راحتي قبول نمي كنند به دنبال كشف حقيقت رفته و مي توانند آن را از ميان جعليات و اكاذيب استخراج نمايند . بنابر اين ما نيز تلاش مي كنيم تا در حد مقدور به اين ادعاها پاسخ دهيم . بر اين اساس لازم است بگوييم ديدگاه هايي كه در اين متن به حضرت امام خميني ره نسبت داده شده است يا وجود خارجي ندارند و يا اينكه به صورت تحريف و تقطيع شده و يا با اضافه كردن برخي كلمات ارائه شده است كه به دليل پرهيز از اطاله كلام تنها به برخي از آنان اشاره مي كنيم و با توجه اينكه با مشخص شدن واقعي بودن تحريف و تقطيع و جعل در برخي سخنان مذكور در متن حكم ساير عبارات هم مشخص مي شود به نظر مي رسد كه لزومي به پاسخگويي به ساير عبارات نباشد:
1. «اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را
استعمار كرده است
ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا،
جماران، 19 آبان 1358»
اين سخن از اساس دروغ مي باشد . حضرت امام خميني ره در روز 19 آبان با دانشجويان ديداري نداشتند بلكه در 16 آبان ديداري با دانشجويان داشتند و تنها ديدار ايشان در 19 آبان نيز مربوط به ملاقات فرستاده پاپ و بني صدر بود كه در هيچ كدام از اين ديدارها چنين مطلبي ذكر نشده است .
2. «سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا
آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه
معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟
امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي
ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست.
مصاحبه اوريانا فالاچي با امام خميني»
اين عبارات نيز از عبارات جعلي است كه به حضرت امام خميني ره نسبت داده شده است . هر چند اصل نشناختن نام موسيقيدانهاي غربي و يا آشنا نبودن با اين نوع از موسيقي ها براي امام ايرادي ندارد و كسر شاني هم نمي باشد با اين حال اين عبارات نيز از اكاذيبي است كه دروغ بودنش شايد براي خواننده اين كلمات مشخص نباشد اما براي اهل دقت به روشني امكان پذير مي باشد . چرا كه چنين سخناني در هيچ سند مربوط به حضرت امام خميني ره و به ويژه صحيفه امام كه تنها منبع معتبر نقل قول هاي ايشان مي باشد و در عين حال حاوي مصاحبه هاي حضرت امام با اوريانا فالاچي نيز مي باشد وجود ندارد و در كتابي كه با عنوان «مصاحبه با تاريخ» از اوريانا فالاچي انتشار يافته است نيز وجود ندارد و حتي نيازي نيست به دنبال اين كتاب در دست دوم فروشي ها بگرديم . چراكه اساسا اين كتاب ارتباطي به مصاحبه با حضرت امام ره ندارد بلكه اين كتاب ، به مصاحبه اوريانا فالاچي با برخي شخصيت هاي سياسي مهم و شناخته شده غير ايراني همچون كيسينجر ، هايلا سلاسي ، ياسر عرفات ، جرج حبش ، ملك حسين ، اينديرا گاندي ، علي بوتو و ... در دوران قبل از انقلاب باز مي گردد كه در ايران نيز در سال 1356 (2536 شاهنشاهي) توسط پيروز ملكي ترجمه و توسط موسسه انتشارات امير كبير به چاپ رسيده است و طبيعتا عبارات منقول از امام خميني ره در اين كتاب وجود ندارد . ولي متاسفانه شبهه افكن مذكور اين عبارات را به نقل از اين كتاب به امام نسبت داده و آنگاه به منظور ممانعت از خواننده اهل تحقيق ، چنان سخن رانده كه گويي اين كتاب امكان پيدا شدن در بازار را ندارد و بهتر است خواننده سخن جعلي را تلقي به قبول نمايد .
3. «اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده.
به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده
است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند.
ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363»
اين عبارت يكي ديگر از عبارات تحريف شده مي باشد كه در بخشي از آن عبارت «جلوه اسلام» حذف و اسلام به تنهايي ذكر شده است و بخشي از آن هم به صورت تحريف شده آمده است و اصل آن به اين گونه مي باشد : «شما ملاحظه مى‏كنيد امروز با همه اين سختيها و گرفتاريهايى كه براى ايران پيش آمده است و يكدل و يك جهت دنيا برخلاف اسلام هست، و به اندازه انگشتان دست، ما در دنيا همراه نداريم، مع ذلك ببينيد جلوه اسلام تا كاخهاى كرملين هم كشيده شده‏ است، تا كاخهاى سفيد هم كشيده شده است، در امريكاى لاتين هم رفته است، افريقا هم رفته است، مصر هم رفته است، ملزم كرده آنها را به اينكه اظهار اسلام بكنند. ما مى‏دانيم كه آنها به اسلام اعتقاد ندارند، بلكه مخالف‏اند، لكن اين جلوه‏اى كه از ايران منعكس شد به خارج، آنها هم كه به اسلام اعتقاد ندارند حالا مى‏گويند اسلام بايد باشد، حدود اسلامى بايد باشد»( صحيفه امام، ج‏19، ص: 8)
4. « روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و
تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد
كشف الاسرار، نوشته امام خميني، صفحه 208
اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش
ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را
ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360»
در موردعبارت دوم بايدبدانيم كه باز هم دراينجا دست تحريف مشغول به كار شده و به تحريف اين سخن پرداخته است و با تغيير عبارات از جمله اضافه كردن كلمه «تنها» عبارتي را خلق كرده است تا بتواند به مقصود دل خويش نائل شود . در عين حال منظور حضرت امام اين نيست كه غير از روحانيت هيچ كسي نمي تواند هيچ كاري در اين كشور انجام دهد و اساسا با مطالعه اصل و پيش و پس سخنان حضرت امام خميني در مي يابيم كه هدف حضرت امام خميني از اين عبارات چيز ديگري بوده است و آن اينكه در برابر كساني كه در صدد كنار زدن روحانيت به طور كلي از صحنه سياست و اجتماع و يا تبديل كردن روحانيت اسلام به روحانيت مسيحايي و سكولاريستي كه يك روحانيت بي خاصيت و ساكت در برابر ظلم ها و ستم ها و حتي تاييد كننده نظام ظالمانه جهاني و استبداد داخلي مي باشد ، حضرت امام به نقش تاريخي روحانيت در صيانت از اسلام اصيل و انتقال آن به نسل هاي بعدي اشاره كرده و مي فرمايند : « اين را بدانيد در هر جايى از اين مملكت يك روحانى بارز، متعهد به اسلام، هر وقت صدايش در بيايد، همه دنبال او هستند. اين قدر تعقيب نكنيد كه بخواهيد هى روحانيت را كنار بگذاريد. آخر شما در ظرف چندين سال چه كار كرده‏ايد براى اين كشور كه حالا روحانيون را مى‏گوييد كه نبايد باشند؟ خوب، چه كرده‏ايد؟ چه كار مثبتى شما كرده‏ايد؟ جز حرف هيچى نداريد. هى مى‏گوييد ما گفتيم. خوب، گفتيد، چه كرده‏ايد؟ الآن اين ملتى كه دنبال اين جمعيت بودند و دنبال اسلام بودند و روحانيت را نشانه اسلام مى‏دانستند ...- من نمى‏خواهم بگويم هر روحانى كذا. من بعضى روحانيها را از شمر هم بدتر مى‏دانم- من عرض مى‏كنم كه اين روحانيتى كه اسلام را تا حالا به ما رسانده است، اگر اين روحانيت و اين اشخاص نبودند، ما حالا از اسلام اطلاعى داشتيم؟
كى همه اين مسائل اسلام را ضبط كرده و دسته بندى كرده و به ما داده؟ همين روحانيين بودند. از زمان حضرت صادق- سلام اللَّه عليه- كه فقه اسلام و شيعه تدوين شد، همين روحانيين بودند كه دست به دست دادند، و در غيبت كبرى هم همين روحانيين بودند كه احكام اسلام را دست به دست دسته بندى كردند. اينها را، دست به دست، نسل به نسل، منتقل كرده‏اند تا به ما رسيد.»( صحيفه امام، ج‏14، ص: 374 ، سخنراني 6 خرداد در جمع نمايندگان مجلس شوراي اسلامي)
بخش اول سخنان نيز با توجه به نگاه جامع به دين مبين اسلام با بخش دوم تعارضي ندارد بلكه تنها زماني اين دو بخش با هم تعارض دارند كه با نگاه سكولاريستي به دين نگريسته شود . به عبارتي وقتي گفته مي شود وظيفه روحانيت « بسط توحيد و تقوي و پخش و
تعليم قانون هاي آسماني » مي باشد با توجه به اينكه فعاليت اجتماعي و تشكيل حكومت اسلامي يكي از دستورات و تعاليم الهي مي باشد و از طرفي تشكيل حكومت اسلامي نيز زمينه ساز تحقق واقعي بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق مي باشد لذا هيچ منافاتي ميان اين دو عبارت وجود ندارد . اما كساني كه منظور از قانون هاي آسماني را صرفا احكام فردي مي دانند (نگاه سكولاريستي به دين) طبيعتا با حضور روحانيت و عمل آنان به وظايف اجتماعي كه دين بر عهده شان گذاشته است مخالف بوده و آن را مغاير با شان روحانيت مي دانند كما اينكه چنين ديدگاهي نسبت به روحانيت مسيحي وجود دارد .
5. « ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها
بوده است… همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين
دانشگاهي است… اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب
خوشه اي بالاتر است
ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359»
اين عبارات نيز يكي از مغرضانه ترين تحريفاتي است كه از طريق تقطيع صورت گرفته است به گونه اي كه خواننده ناآگاه گمان مي كند كه حضرت امام خميني ره دشمن دانشگاه و دانشجويان بوده و به نكوهش نقش دانشجويان و دانشگاه در طول تاريخ پرداخته است . اين در حالي است كه اولا مواضع حضرت امام خميني ره در حمايت از دانشگاهيان بر كسي پوشيده نيست و ايشان در طول نهضت ، همواره دانشگاه و دانشجويان را به عنوان يكي از اركان انقلاب قبول داشتند و اساسا معقول نيست در جمعي كه مهمترين تشكل هاي انقلابي و دانشجويي حضور دارند اينگونه به تخريب وجهه دانشگاه پرداخته شود . آن هم دانشگاهي كه نقش بسيار مهمي در تحولات انقلاب اسلامي و پس از آن داشته است . ثانيا با نگاهي به اصل سخنراني حضرت امام خميني ره باز هم در مي يابيم كه هدف حضرت امام در اين سخنراني نفي دانشگاه نمي باشد بلكه هدف ايشان هشدار نسبت به دانشگاه بي تعهد مي باشد چرا كه محصول دانشگاه بي تعهد علمي است كه در خدمت منافع ابرقدرتها و مستبدان جهان قرار مي گيرد و تذكر چنين نكته اي هم ايرادي ندارد و حتي خود دانشگاهيان نيز به آفات دانشگاه جدا از اخلاق و تهذيب و تعهد واقفند . ضمن اينكه دقت در اين كلمات نشان مي دهد كه حضرت امام خميني ره ، اين مساله را صرفا نسبت به دانشگاه بيان نكرده اند بلكه حتي حوزه علميه جدا از اخلاق و تهذيب را به عنوان عامل فساد در جهان مي دانند . با اين وجود نصيحت هاي خيرخواهانه حضرت امام خميني به گونه اي مورد تحريف قرار گرفته است كه از آن نفي دانشگاه و شر دانستن دانشگاهيان به صورت مطلق در كنار تعريف و تمجيدي كه از حوزه علميه در بالا شده است و تاييد مطلق آن فهميده مي شود كه براي مشخص شدن حقيقت عين كلمات حضرت امام را در اينجا ذكر مي كنيم و قضاوت را به عهده شما واگذار مي كنيم :
« دانشگاه و حوزه‏هاى علميه و روحانيون مى‏توانند دو مركز باشند براى تمام ترقيات و تمام پيشرفتهاى كشور. و مى‏توانند دو مركز باشند براى تمام انحرافات و تمام انحطاطات.
از دانشگاه هست كه اشخاص متفكر متعهد بيرون مى‏آيد. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامى باشد؛ يعنى در كنار تحصيلات متحقَّق‏ در آنجا، تهذيب هم باشد، تعهد هم باشد، يك كشورى را اينها مى‏توانند به سعادت برسانند. و اگر حوزه‏هاى علميه مُهذَّب باشند و متعهد باشند، يك كشور را مى‏توانند نجات بدهند. علمِ تنها اگر ضرر نداشته باشد، فايده ندارد. تمام اين، وقتى ما به يك نظر وسيعى به همه دنيا و به همه دانشگاههايى كه در دنيا هست بيندازيم، تمام اين مصيبتها كه براى بشر پيش آمده است ريشه‏اش از دانشگاه بوده. ريشه‏اش از اين تخصصهاى دانشگاهى بوده. اين همه ابزار فناى انسان و اين همه پيشرفتهايى كه به خيال خودشان در ابزار جنگى دارند، اساسش از دانشمندانى بوده است كه از دانشگاه بيرون آمده‏اند. دانشگاهى كه در كنار او اخلاق نبوده است، در كنار او تهذيب نبوده است. و تمام فسادهايى كه در يك ملتى يا ملت‏ها پيدا شده است از حوزه‏هاى علميه‏اى بوده است كه متعهد به دستورات اسلامى نبوده‏اند. تمام اين اديانى كه ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است. علمى كه پَهْلوىِ او اخلاق و تعهد اسلامى نبوده است، تهذيب نبوده است، دنيا را دانشگاه به فساد كشانده است. و دنيا را دانشگاه مى‏تواند به صلاح بكشد. دانشگاههاى سرتاسر جهان اگر موازين انسانى را، اخلاق انسانى را، آنچه كه در فطرت انسان است، در كنار تعليم و تعلّم قرار بدهند، يك عالَم، عالَم نور مى‏شود. و اگر تخصصها و علمها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذيب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، اين همه مصيبتهايى كه در دنيا پيدا شده است از همان متفكرين و متخصصين دانشگاهها بوده. اين دو مركز- كه مركز علم است- هم مى‏تواند مركز تمام گرفتاريهاى بشر باشد و هم مى‏تواند مركز تمام ترقيات معنوى و مادى بشر باشد. علم و عمل، علم و تعهد به منزله دو بال هستند كه با هم مى‏توانند به مراتب ترقى و تعالى برسند
شما پنجاه سال ديديد كه در اين حكومت جائر، دانشگاه بود، اساتيد دانشگاه بودند و كشور ما را همان اساتيد دانشگاه و همان دانشگاهها كشاندند به دامن ابرقدرتها. اين فاجعه بوده است براى اين ملت كه ابزار عملش، دست كسانى باشد كه متعهد نيستند و به‏ فكر خودشان نيستند. اين فاجعه است كه ابزار علم در دست اشخاصى باشد كه متعهد نيستند و اخلاق اسلامى ندارند. فرق بين دانشگاه و حوزه‏هاى علميه نيست در اينكه اگر همراه با علم، تعهد باشد، تزكيه باشد، با اين دو بال علم و اخلاق و عمل، مملكت خودشان را، كشور خودشان را نجات مى‏دهند. و از حلقوم آنهايى كه مى‏خواهند همه چيز ما را ببرند نجات مى‏دهند. و اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاهها تحصيل علم باشد، در مدارس تحصيل علم باشد، اين علم، انسان را به فنا مى‏كشد. منشأ همه گرفتاريهاى يك كشور از دانشگاه هست و حوزه‏هاى علمى. و منشأ همه سعادتها، مادى و معنوى، از دانشگاه است و حوزه‏هاى علمى. ... ما كه مى‏گوييم كه بايد دانشگاه و فرهنگ اصلاح بشود، ما نمى‏خواهيم كه دانشگاه نباشد. ما مى‏خواهيم دانشگاهى باشد كه براى ملت باشد، براى خودمان باشد.» (صحيفه امام، ج‏13، ص: 413)
دانشجوي گرامي ، به نظر مي رسد كه همين نمونه ها براي دانستن غرض ورزي تنظيم كننده اين متن كفايت كند و لزومي به بررسي همه سخناني كه به حضرت امام خميني ره نسبت داده شده است وجود نداشته باشد چرا كه با توجه به اين نمونه ها در يافتيم كه بخشي از اين سخنان اساسا وجود خارجي ندارند و بخشي ديگر نيز به صورت تحريف شده ، يا تقطيع شده و يا با اضافه كردن برخي كلمات ذكر شده اند و حال آنكه اگر همه كلمات ذكر مي شدند و يا تحريفي صورت نمي گرفت و يا مجموع ديدگاههاي حضرت امام اعم از اين ديدگاه ها و ديدگاه هاي ديگر ايشان در سخنراني هاي ديگر در كنار هم قرار مي گرفت مشخص مي شد كه چنين برداشت هايي كه تلاش شده است تا به ايشان نسبت داده شود صحت ندارد . با اين حال در صورتي كه شما همچنان اصرار به پاسخگويي نسبت به برخي بندهاي ديگر اين متن داشته باشيد لطفا در مكاتبات بعدي متن مورد نظر را مشخص كنيد تا نسبت به همان متن بررسي و نتيجه را به اطلاع شما برسانيم .

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 4 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .