تثبيت تماميت ارضي ايران؟

انقلاب اسلامي چه نقشي در تثبيت تماميت ارضي و هويت سرزميني ايران داشت؟

untitled_84.JPGتا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران،کشور ما پيوسته مورد هجوم و تاخت و تاز بيگانگان و عرصه ي رقابت ابرقدرت ها بود، به گونه اي که همين موضوع، استقلال عمل دولت ايران را تحت تأثير خود قرار مي داد.يک ويژگي پايدار در تاريخ تحولات سياسي اجتماعي معاصر ايران، قرار گرفتن ايران در وضعيت رقابت ميان ابرقدرت ها و زورگويان و وجه المصالحه قرار گرفتن ايران در معادلات ميان استعمارگران بوده است، به گونه اي که حاصل اين موضوع براي ايران به شکل دخالت، نفوذ و تهاجم خارجي خود را نشان داده و نقض تماميت ارضي و هويت سرزميني ايران را در پي داشته است. از نقطه نظر تاريخي، از زماني که نخستين برخوردها و ديدارها ميان ايرانيان و اروپاييان صورت گرفت و برادران شرلي از دربار شاه عباس صفوي ديدار کردند و پس از آن، بويژه پس از جنگ هاي ايران و روس، نفوذ غربي ها در ايران رو به فزوني گرفت. با اين وجود، انقلاب مشروطه را بايستي نقطه عطفي در بسط نفوذ روس و انگليس در ايران دانست، زيرا بنا به قرارداد ترکمانچاي، روس ها متعهد شده بودند تا از هر يک از فرزندان ايل قاجار که در ايران به سلطنت مي رسند حمايت کنند بنابراين روس ها به طور سنتي در دربار قاجار داراي نفوذ بودند و حال که پيروزي انقلاب مشروطه در ايران منجر به بسط نفوذ انگلستان در ايران شد، زيرا اين انقلاب منجر به قدرتگيري روشنفکران فراماسون سکولار که وابسته به انگليس بودند، شد به معناي کاهش قدرت دربار در حيات سياسي ايران و به تبع آن کاهش نفوذ روس ها در ايران بود، بنابراين روس ها براي آنکه در مقابل رقيب خود، انگليس، کوتاه نيامده باشند به مخالفت با انقلاب مشروطه در ايران پرداختند، به گونه اي که مجلس اول مشروطه را به توپ بستند. روس ها در اقدام بعدي خود با اولتيماتوم به دولت ايران براي اخراج مستشار امريکايي، مورگان شوستر از ايران، دولت ايران را تحت فشار قرار دادند و عملا موجب تعطيلي مجلس دوم مشروطه شدند.

روس و انگليس در اقدام بعدي خود، با انعقاد قرارداد 1907 ايران را به سه منطقه تقسيم کردند؛ منطقه شمالي تحت کنترل روسيه، منطقه جنوبي تحت کنترل انگليس و منطقه ي بيطرف مرکزي. اين دو در اقدام بعدي خود با انعقاد قرارداد 1915، نيروهاي قزاق تحت رهبري روسيه و پليس جنوب تحت رهبري انگليس براي حفاظت از منافع خود در ايران تشکيل دادند. در مقطع بعدي، دخالت يگانگان موجب روي کارآمدن حکومت ديکتاتوري رضاخان پهلوي شد که در واقع، تمامي دستاوردهاي انقلاب مشروطه را به طور کامل از بين برد و آنگاه که در جريان جنگ جهاني دوم، رضا شاه اندکي از خود استقلال عمل نشان داد، وي را برکنار و پسرش را به جاي وي به سلطنت نشاندند. در همين زمان که دولت هاي متفق وارد خاک ايران شده بودند و در واقع خاک ايران رابه اشغال خود درآورده بودند، کنفرانس تهران با حضور رهبران امريکا، شوروي و انگليس، يعني روزولت، استالين و چرچيل براي تعيين زمان مناسب جهت خروج نيروهايشان از ايران[1] و همچنين تعيين ترتيبات حاکم بر جهان، پس از پايان جنگ تشکيل شد و در شرايطي که طبيعتا مي بايست دولت ايران در اين کنفرانس يک طرف مذاکره مي بود، آنها حتي اجازه ندادند که شاه ايران در اين مذاکرات شرکت و در جريان روند مذاکرات قرار بگيرد. با اين وجود، متفقين نيروهاي خود را حتي پس از پايان جنگ تا مدت ها در خاک ايران نگه داشتند.

در همين اوضاع و احوال، روس و امريکا همزمان با هم تقاضاي امتياز نفت شمال ايران را داشتند که تقاضاي آنها از سوي ايران رد و در همان زمان جرقه هاي ملي شدن صنعت نفت در مجلس چهاردهم زده شد. ... صنعت نفت در ايران ملي شد اما آنگاه که دکتر مصدق مي رفت تا ضربه کاري خود را بر پيکر امپراتوري انگليس وارد آورد، با تحريم نفتي غربي ها و شوروي مواجه شد و سرانجام با کودتايي که از سوي عوامل سازمان سيا و با هماهنگي هاي صورت گرفته ميان امريکا و انگليس صورت گرفت، حکومت مردمي دکتر مصدق سرنگون شد.

از اين زمان به بعد، نفوذ امريکا در ايران به طور بي سابقه اي افزايش مي يابد، به گونه اي که ايران به عضويت پيمان سنتو درآمده و پس از آن قرارداد دوجانبه دفاعي ميان ايران و امريکا منعقد مي شود. از اين به بعد، ‌در چارچوب دکترين دوستوني نيکسون - کيسينجر، نقش ژاندارمي منطقه از سوي امريکا به ايران و اگذار مي شود و در واقع، ايران به عاملي جهت تأمين منافع امريکا در منطقه تبديل مي شود که حاصل اين امر براي ايران، ‌جدايي بحرين و ادعاهاي امارات در خصوص جزاير سه گانه و... است. امريکا پس از اين و در شرايطي که حوادث انقلاب اسلامي در ايران اوج گرفته بود، از اقدامات وحشيانه دژخيمان رژيم شاه حمايت مي کرد، به گونه اي که کارتر، رئيس جمهور امريکا از اقدامات سرکوبگرانه رژيم شاه در به خاک و خون کشيدن قيام 17 شهريور مردم تهران حمايت به عمل آورد. کارتر در اقدام بعدي خود از نخست وزيري بختيار حمايت کرد و حتي از سوي امريکا ژنرال هايزر نيز روانه تهران شد تا براي حفظ ساختار ارتش و نهاد سلطنت در ايران، کودتايي در ايران انجام دهد که موفق نمي شود.

حاصل اينکه تا قبل از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، کشور ما پيوسته مورد هجوم و تاخت و تاز بيگانگان و عرصه ي رقابت ابرقدرت ها بود، به گونه اي که همين موضوع، استقلال عمل دولت ايران را تحت تأثير خود قرار مي داد و در واقع، بويژه در دوران پهلوي دوم، ايران به عرصه ي دخالت و حيات خلوت امريکا تبديل شده بود. از اين رو، پس از پيروزي انقلاب اسلامي، بلافاصله عضويت ايران در پيمان سنتو ملغي اعلام و پيمان دوجانبه دفاعي با امريکا نيز باطل اعلام شد، پايگاه هاي استراق سمع امريکا در داخل خاک ايران در مجاورت شوروي برچيده شد و در ارتباط با شوروي نيز انقلابيون مواد 5 و 6 قرار داد مودت را ملغي اعلام کردند.[2]

در مقطع بعدي، با وجود آغاز جنگ تحميلي عراق عليه نظام نوپاي اسلامي و عليرغم شروع حرکت هاي تجزيه طلبانه ي متعدد در داخل، از جمله در کردستان، گنبد، سيستان و خوزستان، نه تنها وجبي ازخاک ايران جدا و به تصرف دشمن در نيامد، بلکه به واسطه ي الطاف خداوند و حضور مردم در صحنه، بويژه جانفشاني پاسداران سپاه اسلام، نه تنها همه آن توطئه ها دفع شد، بلکه جمهوري اسلامي ايران در يک جنگ نابرابر به پيروزي هم نايل شد. در شرايط کنوني نيز، با عنايات پروردگار، جمهوري اسلامي ايران به حدي از اقتدار و توان رسيده است که هيچ قلدري فکر تجاوز و خدشه دار ساختن استقلال و تماميت ارضي کشور را به سر خود راه نمي دهد و اين همه حاصل تشعشع امواج نوراني و حيات بخش انقلاب اسلامي ايران است که در داخل کشور تابيدن گرفته و اينگونه مايه ي عزت براي اسلام و ايران شده است.

--------------------------------------------------

[1] . بحث خروج نیروهای متفقین از ایران از آن روی مطرح شد که متفقین به زعم خودشان، ایران را اشغال نکرده بودند، بلکه ورود آنها به ایران در راستای عضویت ایران در جبهه متفقین بود که صورت گرفته بود. زیرا پس از عزل رضا شاه،‌ متفقین دولت ایران را وادار کردند تا به دولت های محور اعلان جنگ کند و به عضویت متفقین درآید. بنابراین متفقین، حضور خود در ایران را بر مبنای همکاری ایران با آنها و عضویت ایران در شمار کشورهای متفق قلمداد کردند!

[2] . قرار داد مودت در 1299ه. ش. میان ایران و شوروی منعقد شد و بر اساس مواد 5 و 6 این قرار داد به شوروی این اختیار داده شد ه بود که چنانچه در داخل خاک ایران، تهدیدی متوجه منافع و امنیت شوروی باشد، این کشور خود رأسا برای دفع آن وارد خاک ایران شده و آن تهدید را دفع نماید. رضاشاه و پسرش مایل بودند که این مواد را ملغی اعلام کنند اما نتوانستند.

بصيرت/ مصطفي قرباني نجشنبه 16 بهمن 1393

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

محتویات این فیلد به صورت شخصی نگهداری می شود و در محلی از سایت نمایش داده نمی شود.
  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
1 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .