تبیین بیانات رهبر انقلاب در جمع مردم خراسان شمالی(27)؛ جایگاه «استقلال سیاسی» در اندیشه‌ی اسلامی چیست؟

بر مبنای اندیشه‌ی اسلامی، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری هر دو نفی شده است. حکومت اسلامی موظف است همه‌ی وابستگی‌های استثمارگرایانه را ریشه‌کن کند تا نیرو و استعداد‌ شهروندان برای پیشرفت و تکامل جامعه فراهم شود.
در شرایط کنونی، که قدرت‌های بزرگ به شکل استعمار فرانو در صدد سلطه بر جهان هستند و بیگانگان در جوامع اسلامی حضور چندبُعدی دارند، یکی از الزامات اساسی دستیابی به پیشرفت سیاسی، استقلال و عدم وابستگی به دیگر کشورها به شمار می‌رود.

بر مبنای اندیشه‌ی اسلامی، سلطه‌گری و سلطه‌پذیری هر دو نفی شده است. بر این اساس، جامعه و نظام اسلامی نه به دنبال سلطه بر دیگران است و نه سلطه‌ی قدرت‌های استعماری را می‌پذیرد. نفی سلطه و حاکمیت دیگران به اندازه‌ی شکل‌گیری زندگی اجتماعی انسان قدمت دارد. افراد هیچ جامعه‌ای دخالت بیگانگان را در امور و سرنوشت خویش برنمی‌تابند و با تمام توان برای دفع سلطه مبارزه می‌کنند.

این ایده، هرچند بر اثر تجربه‌ی تاریخی استعمار و استثمار ‌ـ‌ به ویژه در قرن‌های اخیر که کشورهای غربی به چپاول منابع دیگر کشورها و از جمله جوامع اسلامی پرداخته‌اند ‌ـ تقویت شده است، اما منشأ آن را تنها این امر تشکیل نمی‌دهد، بلکه ویژگی انسان صاحب اندیشه، تعقل و عزّت نفس این است که حتی اگر استعمار و چپاول سرمایه‌ها و نفع‌طلبی‌ها مطرح نباشد، باز هم دخالت یا نفوذ دیگران را بر سرنوشت خویش نمی‌پذیرد و در صورت تحمیل موضوعی از سوی بیگانگان، با تمام توان در مقابل آن می‌ایستد.

در اندیشه‌ی اسلامی، جامعه و حکومت اسلامی باید همه‌ی وابستگی‌های استثمارگرایانه را ریشه‌کن کند و انسان را در همه‌ی عرصه‌های زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از زیر بار استثمار دیگران برهاند تا نیرو و استعدادش را برای پیشرفت و تکامل جامعه فراهم نماید.

وابستگی چیزی است که دو نوع نیرو را در جامعه انسانی ‌ـ‌که می‌تواند در جهت تکامل و پیشرفت آن قرار گیرد‌ـ‌ از بین می‌برد:

اول.نیرو و استعداد انسان و جامعه‌ای که مورد استثمار و بهره‌کشی قرار می‌گیرد و مصالح بیگانگان را تأمین می‌کند، زیرا در سایه‌ی نظام طاغوتی و در چارچوب وابستگی‌های استعماری، استعدادها و توانایی‌های فراوانی نابود می‌شود.

دوم.نیروی انسان سلطه‌گر و استثمارکننده که امکانات خود و جامعه‌ی تحت سلطه را در جهت تداوم سلطه به کار می‌گیرد.[1]

در اندیشه‌ی اسلامی، جامعه و حکومت اسلامی باید همه‌ی وابستگی‌های استثمارگرایانه را ریشه‌کن کند و انسان را در همه‌ی عرصه‌های زندگی سیاسی، اقتصادی و فرهنگی از زیر بار استثمار دیگران برهاند تا نیرو و استعدادش را برای پیشرفت و تکامل جامعه فراهم نماید.
استقلال و نفی سلطه‌ی کفار از مقدرات جامعه‌ی اسلامی است و این موضوع از آیات قرآن و سنت نبوی استنباط می‌شود و عقل و تجربه‌ی تاریخی نیز بر آن صحّه می‌گذارد. قرآن کریم همواره بر استقلال و عزّت مسلمانان تأکید دارد و سلطه‌ی بیگانگان بر مسلمانان را به هیچ وجه نمی‌پذیرد. این شاخص در واقع ریشه در اصل نفی سبیل دارد که مبنای آن آیه‌ی شریفه‌ی «لَنْ یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرِینَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلا»[2] است.

مفاد قاعده‌ی «نفى سبیل» این است که خداوند متعال در شریعت اسلامى حکمى قرار نداده است که موجب سلطه و برترى کافران بر مسلمانان شود. این قاعده بر عمومات و اطلاقات ادلّه حاکم است؛[3] هر حکمی که به نوعی موجب استیلا و سلطه‌ی کفار بر مسلمانان شود، بنا بر مفاد این قاعده، باطل است.

مقصود از نفى جعل، نفى تشریعى است، نه تکوینى، زیرا اگر نفى جعل تکوینى بود، در خارج هیچ گونه تسلّطى براى کافران نباید تحقق مى‏یافت؛ حال آنکه در برخى موارد، خصوصاً در زمان رخوت و سستی مسلمین، سلطه‌ی کافران بر مؤمنان وجود داشته است. از سوى دیگر، نکره‌ی «سَبِیلاً» در سیاق نفى قرار گرفته و افاده‌ی عموم مى‏کند؛ یعنى براى کافران بر مؤمنان هیچ گونه حکمى که موجب سلطه‌ی آنان شود، در عرصه‌های مختلف نظامى، سیاسى، اقتصادى و... از جانب خداوند تشریع نشده است.

بر همین اساس، هر طرح، عهدنامه، رفت‌و آمد و قراردادى که راه نفوذ کفار بر مسلمانان را باز کند حرام است. پس مسلمانان باید در تمام جهات سیاسى، نظامى، اقتصادى و فرهنگى از استقلال کامل برخوردار باشند. قرآن کریم، در ضمن آیات متعدد، هم نسبت به ولایت کفار به مسلمانان هشدار می‌دهد و هم آن را نفی می‌کند. برای مثال، خداوند در سوره‌ی مائده می‌فرماید:

«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِین‏».....4] اى کسانى که ایمان آورده‏اید، یهود و نصارى را دوستان خود قرار ندهید، آن‌ها دوستا‏ن یکدیگرند و کسانى که از شما آن‌ها را به دوستی برگزیند از آن‌ها هستند، خداوند جمعیت ستمکار را هدایت نمى‏کند.

در آیه‌ای دیگر آمده است: «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِینَ اتَّخَذُوا دِینَکُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْکِتابَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ الْکُفَّارَ أَوْلِیاءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِین»[5] اى کسانى که ایمان آورده‏اید، افرادى که آیین شما را به باد استهزاء و بازى مى‏گیرند، از اهل کتاب و مشرکان، دوست و تکیه‏گاه خود انتخاب نکنید، و از خدا بپرهیزید، اگر ایمان دارید.

آیه‌ی دیگر می‌فرماید: «الَّذِینَ یَتَّخِذُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِینَ أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعا»[6] آنان که به عوض مؤمنان، کافران را دوست خود مى‏گیرند، از این کار چه مى‏جویند؟ اگر عزت مى‏طلبند، بدانند که عزت همه‏اش از آن خدا است‏.

روشن است که استفهام در این آیه انکارى است و پاسخى است که انکار را توجیه می‌کند و مى‏فهماند که عزت یکى از فروع ملک است و معلوم است که وقتى مالک حقیقى جز خداى تعالى کسى نباشد، عزت نیز خاص او خواهد بود.[7] این آیه به همه‌ی مسلمانان هشدار می‌دهد که پیشرفت و عزت خود را در هیچ یک از شئون زندگى، اعم از شئون اقتصادى و فرهنگى و سیاسى و مانند آن، در دوستى با دشمنان اسلام نجویند، بلکه مستقل از آنان، تکیه‌گاه خود را ذات پاک خداوندى قرار دهند که سرچشمه‌ی همه‌ی عزت‌هاست.

غیر خدا از دشمنان اسلام نه عزتى دارند که به کسى ببخشند و نه اگر داشتند، قابل اعتماد بودند، زیرا هر روز که منافع آن‌ها اقتضا کند فوراً صمیمى‏ترین متحدان خود را رها می‌کنند و به سراغ کار خویش می‌روند و گویى هرگز با آن‌ها آشنایى نداشته‌اند؛ چنان که تاریخ معاصر شاهد بسیار گویاى این واقعیت است.[8]‏

وجود رابطه‌ی نزدیک میان استقلال و پیشرفت به این معناست که اگر از ملتی استقلال او گرفته شد و بیگانگان بر سرنوشت آن‌ ملت مسلط شوند، دو چیز را از دست می‌دهد: اول، عزت نفس، و احساس هویت. دوم، منافع خود.
طبق آیات قرآن، بدترین افراد نزد خداوند و دورترین افراد از راه راست کسانی هستند که یوغ نظام سلطه و حکومت‌های طاغوت را به گردن خود می‌نهند. آن‌ها کسانی هستند که هرگز به تکامل و پیشرفت دست نمی‌یابند. در نقطه‌ی مقابل، بهترین افراد در اندیشه‌ی اسلامی، کسانی هستند که با دوری از نظام سلطه، به سوی خدا و یکتاپرستی روی آورند.

قرآن کریم این افراد را صاحبان خرد و اندیشه و اولوالالباب می‌نامد: «وَ الَّذِینَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ یَعْبُدُوها وَ أَنابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرى‏ فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِکَ الَّذِینَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِکَ هُمْ أُولُوا الْأَلْباب‏»[9] آنان که از پرستش طاغوت دوری می‌ورزند و به سوی خداوند بازگشته‌اند، آنان را مژده باد. پس بشارت ده به آن دسته از بندگان من که به سخن گوش فرامی‌دهند و از بهترین آن پیروی می‌کنند. آنان کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده است و آنان صاحبان خرد و اندیشه‌اند.

بر مبنای آموزه‌های اسلامی، شاخص جامعه‌ی ایده‌آل اسلامی، مستقل بودن و دوری جستن از نظام‌های طاغوتی است. به عبارت دیگر، مسلمان بودن و تسلیم امر خدا بودن با پذیرش نظام سلطه و طاغوت سازگار نیست. قرآن کریم همکاری با نظام‌‌های طاغوتی را عامل گمراهی می‌داند و مسلمانان را از آن بر حذر می‌دارد و این مطلب را در سوره‌ی نساء چنین بیان می‌کند:

«أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِینَ یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُوا بِما أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِکَ یُرِیدُونَ أَنْ یَتَحاکَمُوا إِلَى الطَّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِرُوا أَنْ یَکْفُرُوا بِهِ وَ یُرِیدُ الشَّیْطانُ أَنْ یُضِلَّهُمْ ضَلالاً بَعِیدا»[10] ای پیامبر، مگر آن کسانی را که خیال مى‏کنند به آنچه از طرف خدا به تو نازل شده و نیز به آنچه برای پیشینیان نازل شده ایمان دارند، نمى‏بینى که مى‏خواهند محاکمه نزد حاکم طاغوتى ببرند، با اینکه مأمور شدند به طاغوت کفر بورزند. آرى، این شیطان است که مى‏خواهد آنان را سخت گمراهشان کند.

خداوند در این آیه می‌فرماید کسانی که به خداوند ایمان دارند نباید حکومت‌های طاغوتی را به رسمیت بشناسند. نظام‌های استکباری، در فرهنگ قرآن کریم، دارای دو ویژگی مهم و محوری هستند: نخست آنکه انکارکننده‌ی حق و پایمال‌سازنده‌ی عدالت‌اند و دوم آنکه جوامع را تضعیف می‌کنند و مردم را به ضعف می‌کشند[11] و مانع پیشرفت آنان می‌شوند. بر این اساس، استقلال به عنوان یک معیار و شاخص در پیشرفت سیاسی مطرح می‌شود، زیرا بدون استقلال و زیر یوغ نظام سلطه، دستیابی به پیشرفت و تکامل ممکن نیست.

با توجه به این امر که استقلال سیاسی عبارت از این است که مردم و نظام سیاسی، روابط ساختارهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی را در راستای خواسته‏های خودشان و برای زندگی بهتر و عادلانه‏تر و رفاه بیشتر تنظیم می‏نمایند، پیشرفت و توسعه در سایه‌ی وابستگی محقق نمی‌شود؛ زیرا بر اساس نظریه‌ی «نظام جهانی» والر اشتاین، کشور وابسته، ولو مدتی در مرکز قرار داشته باشد، با اندکی تغییر در شرایط، به پیرامون نظام جهانی منتقل می‌شود و از ایفای نقش به عنوان کشور تأثیرگذار بازمی‌ماند. پیشرفت واقعی و پایدار یک کشور، با این هدف که آن کشور بتواند در عرصه‌ی جهانی به ایفای نقش بپردازد، در سایه‌ی استقلال سیاسی ممکن است و بین آن دو، رابطه‌ی تنگاتنگی حاکم است.

استقلال یعنی اینکه یک ملت بتواند بر سرنوشت خود مسلط باشد و بیگانگان نتوانند به منافع آن‌ها دست‌درازی کنند و سرنوشت‌شان را خائنانه و مغرضانه رقم بزنند. وجود رابطه‌ی نزدیک میان استقلال و پیشرفت به این معناست که اگر از ملتی استقلال او گرفته شد و بیگانگان بر سرنوشت آن‌ ملت مسلط شوند، دو چیز را از دست می‌دهد: اول، عزت نفس، و احساس هویت. دوم، منافع خود.[12](*)

پی‌نوشت:

[1]محمدباقر صدر، الاسلام یقود الحیاه (موسوعه الشهید الصدر)، ج 5، قم، مرکز الابحاث و الدراسات التخصصیه للشهید صدر، 1421هـ، ص 174.

[2]سوره‌ی نساء، آیه‌ی 141.

[3]حسن موسوی بجنوردی، القواعد الفقهیه، ج 1، قم، الهادی، 1419، ص 193.

[4]سوره‌ی مائده، آیه‌ی 51.

[5]سوره‌ی مائده، آیه‌ی 57.

[6]سوره‌ی نساء، آیه‌ی 139.

[7]محمدحسین طباطبایی، ترجمه‌ی تفسیر المیزان، ج 5، قم، دفتر انتشارات اسلامی، 1374، ص 188.

[8]ناصر مکارم شیرازی و دیگران، تفسیر نمونه، ج 4، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1379، چاپ 23، ص 171.

[9]سوره‌ی زمر، آیه‌ی 17.

[10]سوره‌ی نساء، آیه‌ی 60.

[11]حسن واعظی، استعمار فرانو، جهانی‌سازی و انقلاب اسلامی، قم، مؤسسه‌ی آموزشی و پژوهشی امام خمینی، 1386، ص 34.

[12]سید علی خامنه‌ای، پرسش‌ها و پاسخ‌ها، تهران، مؤسسه‌ی قدر ولایت، 1380، ص 80.

*محمد اسماعیل‌عمار؛ کارشناس ارشد مسائل سیاسی/ برهان/۱۳۹۱/۸/۱۸

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
9 + 8 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .