تبیین بیانات رهبری در اجلاس سران عدم تعهد(2)؛ اولویت فلسطین برای جنبش غیر متعهدها

کشورهای عضو جنبش از همان ابتدا نسبت به مسئله‌ی فلسطین حساس بوده‌اند. در همین راستا اقداماتی هم انجام داده و مواضعی را اتخاذ کرده‌اند. حمایت از حقوق فلسطینی‌ها در اولویت مسائل اعضای جنبش قرار گرفته است که این عمل، پیوندی ذاتی با اهداف غیرمتعهدها دارد.
اشاره: رهبر معظم انقلاب در سخنرانی افتتاحیه‌ی شانزدهمین اجلاس سران عدم تعهد در تهران، فلسطین را یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه‌ی بشریت دانسته و با نقد عملکرد سازمان‌های حقوق بشری، به تبیین پیشنهاد ایران برای حل و فصل مسأله‌ی فسطین پرداختند.

«دکتر طلال عتریسی»، استاد دانشگاه و مدیر مرکز منطقه‌ای و مطالعات اجتماعی و سیاسی و رئیس دانشگاه ادبیات و علوم انسانی دانشگاه لبنان، از پژوهشگران مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک لبنان (دلتا) و از کارشناسان برجسته‌ی حوزه‌ی خاورمیانه است. وی به سفارش «برهان» و به بهانه‌ی برگزاری شانزدهمین نشست سران عضو جنبش غیرمتعهدها یادداشتی اختصاصی با موضوع نقش جنبش عدم‌تعهد در پیگری مسئله‌ی فلسطین تحریر کرده که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید:

گروه بین‌الملل برهان؛ جنبش عدم‌تعهد چند سال پس از پایان جنگ جهانی دوم و در دوران جنگ سرد میان دو دشمن سرسخت یعنی اتحاد جماهیر شوروی و آمریکا، تأسیس شد. کشورهایی که به این جنبش پیوستند به دنبال ایفای نقشی «مستقل» و «تأثیرگذار» به دور از جانب‌داری از بلوک غرب و بلوک شرق بودند. این جنبش در ابتدای کار خود کشورهای مهمی نظیر مصر، هند، یوگسلاوی و اندونزی را در برگرفت.
تلاش‌های این جنبش در سال‌های بعد به ویژه در دهه‌های 50 و 60 از عوامل اساسی بر چیده شدن استعمار بود و در حمایت و تأیید استقلال کشورها از این استعمار نقش داشت. وجه تمایز جنبش یاد شده این است که جنبش عدم تعهد هم‌زمان با اوج‌گیری اشغال فلسطین از سوی صهیونیست‌ها آغاز به کار کرد و همین مسئله فلسطین را تبدیل به بند دائمی در دستور کار اجلاس‌های این جنبش تحت عنوان «بیانیه‌ی فلسطین» کرد.

امروز جنبش عدم تعهد در برگیرنده‌ی 120 کشور (53 کشور آفریقایی / 39 کشور آسیایی / 27 کشور آمریکایی لاتین، کاراییبی و یک کشور از اروپا) و به اضافه‌ی 17 کشور و 10 سازمان دولتی به عنوان ناظر است، به طوری که می‌توان گفت این جنبش می‌تواند به حل‌وفصل بسیاری از مسائل بین‌المللی به ویژه مسائلی که برای کشورهای جنوب جهان یا آنچه که به جهان سوم در زمان جنگ سرد اطلاق می‌شد، بپردازد.

مسئله‌ی فلسطین امروز یکی از مهم‌ترین چالش‌های فرا روی جنبش غیرمتعهدهاست اما سؤالی که در این زمینه مطرح است اینکه اگر جنبش غیرمتعهدها قدرت و نفوذی در عرصه‌ی بین‌المللی نداشته باشد‌ آیا می‌تواند آن را در راستای حل‌وفصل مسئله‌ی فلسطین یا به منظور تأثیر بر قطع‌نامه‌های بین‌المللی در جهت منافع فلسطین، ممانعت از ادامه‌ی شهرک‌سازی‌ها یا ادامه‌ی یهودی‌سازی که در بیت المقدس و دیگر مناطق فلسطینی در حال اجراست، اعمال کند؟

توجه به مسئله‌ی فلسطین حدود 20 سال بعد از تأسیس جنبش عدم تعهد به تأخیر افتاده است و تأسیس چنین جنبشی به زمان برگزاری کنفرانس باندونگ اندونزی (18تا 24/4/1955م.) باز می‌گردد. سرآغاز توجه کنونی جنبش عدم تعهد به مسئله‌ی فلسطین در سال 1975م. بود زمانی که این مسئله در دستور کار کنفرانس وزیران خارجه‌ی جنبش در شهر لیمای پرو در تاریخ (25تا30/8/1975م.) تحت عنوان «مسئله‌ی فلسطین و خاورمیانه و اراضی اشغالی عربی» قرار گرفت و سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان عضو کامل آن پذیرفته شد.

اما مسئله‌ی قدس در اجلاس سران در کلمبو سریلانکا (16تا19/6/1976م.) مطرح شد زمانی که کشورهای عضو در این کنفرانس قرار گرفتن در برابر تلاش‌های اسراییل جهت یهودی‌سازی اراضی اشغالی به ویژه قدس و الخلیل را خواستار شدند و از جنبش خواستند تا در راستای اعمال فشار بر اسراییل در سازمان ملل و آژانس‌های ویژه‌ی آن و دست‌یابی به امکان محروم ساختن رژیم صهیونیستی از عضویت در تمامی این سازمان‌ها وارد عمل شود. همچنین کنفرانس‌هایی که در سال‌های بعد برگزار شد بر اجرای قطع‌نامه‌های شورای امنیت و باز پس‌گیری حاکمیت عربی قدس تأکید کرد.

جنبش این کار را به‌وسیله‌ی دعوت از کشورهای عضو در زمینه‌ی اتخاذ تدابیر جدّی و حتی قطع روابط دیپلماتیک با کشورهایی که قدس را به عنوان پایتخت اسراییل به رسمیت شناخته‌اند، صورت داد. به این اعتبار که تمام اقدام‌های رژیم صهیونیستی در قدس باطل و غیرقانونی است. اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانای کوبا (3تا9/9/1979م.) اسراییل را محکوم کرد و نابودی فوری شهرک‌ها و احیای ماهیت عربی قدس را مطابق با قطع‌نامه‌ی 452 شورای امنیت تاریخ 1979م. خواستار شد و تأکید کرد که بازگرداندن حاکمیت اعراب بر قدس شرطی است که نمی‌توان در راستای برقراری صلح عادلانه و دائمی از آن چشم پوشید.

«باید اسراییل را واداشت تا به قطع‌نامه‌های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل در خصوص قدس و مناطق مقدس احترام بگذارد.» این کنفرانس از کشورهای عضو جنبش غیرمتعهدها خواست تدابیر جدّی را از جمله قطع روابط دیپلماتیک و اقتصادی با کشورهایی که به طور رسمی و یا به طور غیرمستقیم قدس را به عنوان پایتخت اسراییل به رسمیت شناخته‌اند، اتخاذ کند. کنفرانس یاد شده از شورای امنیت خواست با اعمال تحریم‌ها که در فصل 7 منشور سازمان ملل برضد اسراییل عنوان شده به مسئولیت‌هایش عمل کند.

همین‌طور در اجلاس سران هاوانا 3 قطع‌نامه صادر شد که آخرین آن مبنی بر آزادسازی قدس و حفظ ماهیت و آثار تاریخی آن و لاینفک بودن اراضی عربی اشغالی بود. این قطع‌نامه همچنین شامل محکومیت اقدام‌هایی بود که در قدس نظیر الحاق و یهودی‌سازی و چپاول اموال و مایملک فلسطین‌ها از راه اعمال زور صورت می‌گرفت. در این اجلاس بر لزوم آزاد‌سازی این شهر از استعمار صهیونیستم و احیای حاکمیت عربی آن تأکید شد و شرکت‌کنندگان در این اجلاس اجبار اسراییل به اجرای قطع‌نامه‌های سازمان ملل در زمینه‌ی قدس را خواستار شدند و عنوان کردند، تمامی اقدام‌های حقوقی که اسراییل در شهر قدس صورت می‌دهد، باطل است و باید لغو شود.

در کنفرانس وزیران خارجه‌ی جنبش عدم تعهد در دهلی‌نو بین تاریخ 9 تا 12/2/1981م. وزیران خارجه به شدت تداوم موضع آمریکا در مخالفت با حقوق ملی ثابت ملت فلسطین و سازمان آزادی بخش فلسطین (ساف) را محکوم کردند و عقب‌نشینی فراگیر و کامل و غیرمشروط را از تمامی اراضی فلسطینی و عربی اشغالی از جمله قدس خواستار شدند. وزیران خارجه از شورای امنیت خواستند تدابیر لازم را برای احیای صلح و امنیت بین‌المللی و محافظت از آن دو مطابق با فصل 7 منشور سازمان ملل اتخاد کند.

«همچنین وزیران خارجه از تمامی کشورها خواستند با اسراییل به گونه‌ای عمل نکنند یا اقدامی نکنند که به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت اسراییل را هر چند به طور ضمنی به دنبال داشته باشد.» آخرین اجلاس سران جنبش غیرمتعهدها در سال 2009م. در شرم الشیخ مصر برگزار شد.

این اجلاس در بسیاری از بندهایش به ویژه بند مربوط به «فلسطین»، از نشست‌های قبلی آن تفاوتی نداشت. در بیانیه‌ی پایانی این اجلاس بر حمایت جنبش از حقوق ملت فلسطین تأکید شد و نسبت به خطرناک بودن وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، انسانی و امنیتی اراضی اشغالی عربی به ویژه بیت المقدس شرقی در نتیجه‌ی اشغالگری مداوم نظامی اسراییل و اقدام‌های غیرقانونی آن ابراز نگرانی شد. در این بیانیه نسبت به عدم دست‌یابی به یک راه‌حل برای مسئله‌ی فلسطین به شدت ابراز تأسف شد.

همین‌طور نسبت به احراز نشدن موفقیت در تعیین مواضع در خصوص پرونده‌های ویژه نظیر آوارگان،‌ قدس، شهرک‌سازی‌ها، مرزها، امنیت، آب‌ها،‌ به رغم تلاش‌های فزاینده‌ی عربی و منطقه‌ای ابراز تأسف شد. همچنین در این بیانیه از درخواست ارائه شده از سوی فلسطین در تاریخ 23 سپتامبر 2011م. مبنی بر به رسمیت شناختن فلسطین به عنوان یک عضو سازمان ملل همراه با حق ملت فلسطین در تعیین سرنوشت و استقلال‌شان حمایت شد.

اجلاس سران جنبش عدم تعهد در هاوانا (1979م.) اسراییل را محکوم کرد و نابودی فوری شهرک‌ها و احیای ماهیت عربی قدس را مطابق با قطع‌نامه‌ی 452 شورای امنیت خواستار شد و تأکید کرد که بازگرداندن حاکمیت اعراب بر قدس شرطی است که نمی‌توان در راستای برقراری صلح عادلانه و دائمی از آن چشم پوشید. «باید اسراییل را واداشت تا به قطع‌نامه‌های شورای امنیت و مجمع عمومی سازمان ملل در خصوص قدس و مناطق مقدس احترام بگذارد.»

در بیانیه‌ی اجلاس سران بر لزوم به کارگیری بیشتر تلاش‌های جدّی برای کمک به پیشبرد روند صلح تأکید شد که با استناد به قطع‌نامه‌های مربوط سازمان ملل دارای اعتبار است. همچنین بر تلاش فوری در زمینه‌ی دستیابی به راه‌حل عادلانه، دائمی و فراگیر در خصوص درگیری‌های اسراییل و فلسطین و مذاکره‌های اعراب و اسراییل ... تأکید شد. سند این اجلاس «به لزوم حمایت خود از سازمان آزادی بخش فلسطین به عنوان تنها نماینده‌ی قانونی ملت فلسطین و تشکیلات خودگردان فلسطین با رهبری محمود عباس» اشاره شد.

آنچه که در بیانیه‌ی آخرین اجلاس سران درباره‌ی فلسطین به ریاست مصر آمده به نظر می‌رسد که منسجم و مطابق با دیدگاه مصر درباره‌ی مسئله‌ی فلسطین و همسو با دیدگاهی است که به «محور میانه‌رو» یا همان محور ارتجاع درباره‌ی این مسئله معروف است یعنی حمایت از سازمان آزادی بخش با رهبری «محمود عباس» و تلاش برای راه‌حل عادلانه و فراگیر برای مذاکره با اسراییل و پای‌بندی به روند صلح بدون اینکه اشاره‌ای به مسئله‌ی مقاومت و اهمیت و نقش آن در درگیری برضد اسراییل داشته باشد.

امروز ایران ریاست این جنبش را 3 سال بعد از ریاست مصر بر این جنبش بر عهده گرفته است. این فرصت در شرایطی رخ داده که منطقه شاهد بیشترین تغییرات از سقوط «حسنی مبارک»، رئیس‌جمهور مخلوع مصر که هم‌پیمان و دوست اسراییل و گنجی استراتژیک برای آن بوده گرفته تا سرعت یهودی‌سازی قدس، رکود روند صلح و مخالفت این رژیم با پذیرش هرگونه چشم‌پوشی به نفع فلسطینی‌ها بوده است. به اضافه‌ی اینکه جامعه‌ی جهانی نیز ناتوان از اعمال هرگونه فشار بر این رژیم است و حمایت از قدرت‌های بین‌المللی نظیر آمریکا و اروپا از آن همچنان ادامه دارد.

منطقه نیز بعد از انقلاب‌هایی که در آن رخ داد و براندازی رؤسای جمهوری که بیشترین آمادگی را برای عادی‌سازی روابط با اسراییل و بیشترین آمادگی را برای اعمال فشار بر جنبش‌های مقاومت به ویژه در فلسطین داشتند، شاهد تغییر بوده است همچنین منطقه شاهد افزایش تهدید صهیونیستی برضد ایران در زمینه‌ی حمله به تأسیسات هسته‌ای این کشور بوده است اما خطرناک‌ترین مسئله این است که منطقه به سوی تنش‌های مذهبی، فرقه‌ای و نژادی پیش می‌رود که قبل از انقلاب‌ها آغاز شد و دایره‌ی آن بعد از انقلاب‌ها گسترش یافت.

بنابراین آیا جنبش عدم تعهد در نشست خود در تهران می‌تواند برخی تأثیرات مرحله‌ی گذشته را به ویژه در زمینه‌ی مسئله‌ی فلسطین از بین ببرد؟ چرا که موضع رهبران ایران در این خصوص شناخته شده است. این موضعی است که مذاکره با اسراییل را تأیید نکرده و تشکیلات خودگردان فلسطین و محمود عباس را حمایت نمی‌کند بلکه راهکارهای این رهبران به سوی حمایت از مقاومت در برابر اسراییل را مدنظر دارد.

آیا ریاست ایران بر این جنبش در این نشست خواهد توانست دیدگاه‌های مختلف کشورهای شرکت‌کننده را یک جا جمع کند و مانع از تبدیل قطب‌نمای آن به دیدگاه‌های دیگری غیر از دیدگاه استقلال، حمایت از حاکمیت و مخالفت با دخالت‌ خارجی شود؟ مهم‌تر از تمام این مسائل عدم اکتفا به محکومیت اسراییل و سیاست‌های آن است که در بیانیه‌های اجلاس قبلی سران به آن بسنده شد و آیا این اجلاس می‌تواند به توافق در خصوص گام‌های عملی در جهت حمایت از ملت فلسطین و حمایت از مقاومت آن برضد اسراییل دست یابد؟

چالشی که ریاست ایران بر این اجلاس با آن روبه‌رو خواهد بود در رویارویی با کسانی است که در داخل این جنبش در زمینه‌ی تمرکز بر اختلاف‌های داخلی درباره‌ی مسئله‌ی سوریه تلاش خواهند کرد. نظیر آنچه که در اجلاس سران سازمان همکاری اسلامی رخ داد که عضویت سوریه در این سازمان به حالت تعلیق در آمد و احتمالاً کسانی نیز در این اجلاس طرحی مشابه را مطرح خواهند کرد. همچنین چالشی که جنبش عدم تعهد با آن روبه‌رو خواهد بود تعامل با تغییرات جدیدی است که بعد از انقلاب‌ها به آن اشاره کردیم یعنی چگونه جنبش قادر خواهد بود به اولویت‌هایی که به خاطر آن تأسیس شده یعنی حاکمیت، استقلال از شرق و غرب پای‌بند باشد؟

با این همه بزرگ‌ترین چالشی که با توجه به تمام تغییرات و تحولات باقی می‌ماند مربوط به حفظ اولویت مسئله فلسطین، مسئله مقاومت، از نظر ملت‌های کشورهای عضو جنبش عدم تعهد و دولت‌های آن‌ها در رویارویی با کسانی است که می‌خواهند این اولویت را بعد از انقلاب‌ها در دیگر مناقشات مذهبی، نژادی و فرقه‌ای پیاده کنند.(*)

*طلال عتریسی؛ رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات استراتژیک لبنان (دلتا)/۱۳۹۱/۶/۹

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
4 + 11 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .