تاثیر انقلاب های مردمی عربی بر سیاست خارجی آمریکا

کارشناسان آمریکایی اعتقاد دارند که وقوع انقلاب ها در کشورهای عربی سیاست خارجی آمریکا را در حوزه های مختلف دچار چالش کرده است و دولت این کشور باید با رویکرد جدیدی با هریک از این تحولات برخورد کند.

به گزارش اشراف به نقل از بررسی استراتژیک، موسسه خاورمیانه (Middle East Institute) چندی قبل گردهمایی را با حضور ۲۵ تحلیلگر برجسته حوزه های سیاست خارجی آمریکا و خاورمیانه در مورد زمینه های تاثیرگذاری بهار عربی و وقوع انقلاب ها در این کشورها بر سیاست خارجی ایالات متحده انجام داد و پس از بررسی جامع موضوع توصیه هایی را به دولتمردان آمریکایی در زمینه تعیین خط مشی های آینده این کشور در خاورمیانه ارایه کرده است. ماحصل جلسات و بحث های کارشناسان این موسسه به صورت مقاله ای مبسوط در آمده است که خلاصه ای از موضوعات مهم آن ارایه می شود. اگرچه تردید و عدم اطمینان نسبت به آینده خاورمیانه به دلیل عدم توان آمریکا برای اثرگذاری جدی بر تحولات منطقه در نظریات کارشناسان موسسه به وضوح دیده می شود، اما بررسی آن می تواند به روشن شدن مسایل و مشکلات آتی ایالات متحده کمک کند. این گزارش با سخنان هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا در مورد روابط خوب دموکراسی ها با هم و تنش و جنگ کمتر بین آنها آغاز شد. کلینتون سپس تاکید می کند که به این دلایل باید کشورها را به این سمت و سو سوق داد که این وظیفه ای بسیار مشکل است.

در مقدمه این گزارش آمده است که هدف این پژوهش بررسی تاثیر تحولات در کشورهای عربی خاورمیانه در سال ۲۰۱۱ بر سیاست خارجی و اهداف سیاسی و اقتصادی آمریکا و دورنمای اثرگذاری آن بر مذاکرات صلح خاورمیانه و توازن در بازار نفت و انرژی است.

این گزارش با اقرار تحلیلگران به این موضوع آغاز می شود که تحولات و انقلاب ها در کشورهای عربی خاورمیانه، نشاندهنده محدود بودن قدرت آمریکا در این منطقه است. از دهه ۱۹۷۰ و خروج بریتانیا از خاورمیانه، آمریکا دارای نفوذ و پرستیژ بسیاری بود، اما اکنون نه اروپا و نه آمریکا توان مالی آن را ندارند که دورنمای خاورمیانه را براساس آن چه می خواهند رقم بزنند، به همین دلیل است که بهار عربی سیاست های آمریکا را در خاورمیانه به چالش درآورده و تغییر داده است.

این پژوهش در زمینه اصلاحات سیاسی و اقتصادی، انتخابات و تحولات در مصر، تونس و لیبی دو نکته مهم را نشان می دهد. نخست، انتخابات باعث تقویت جایگاه اسلامگراها و احزاب اسلامی می شود و دوم اینکه دموکراسی در کشورهای عربی باعث استقلال بیشتر این کشورها و حکومت های آنها از آمریکا می گردد. در بلندمدت، آمریکا می تواند امیدوار باشد که منافع و ارزش های مشترکی را با این کشورها پیدا کند.

به نظر این گزارش از طرف دیگر وقوع بهارهای عربی برای رِژیم اسرائیل نتایج متفاوتی به همراه دارد. منطقه ای که برای ده ها سال برای این رژیم امن بود اکنون ناامن شده. بعلاوه، این تحولات روح و انرژی تازه ای را به کالبد فلسطینی ها دمیده است، اما باید دید آینده مذاکرات چه خواهد شد.

در حوزه انرژی نیز عربستان توانست خلاء نفت لیبی را پر کند، اما در بلندمدت بازار انرژی نیازمند توسعه ظرفیت های تولید ایران و عراق است. بعلاوه آمریکا برای امنیت خلیج فارس و تثبیت بازار انرژی تضمین داده است. در زمینه تروریسم نیز بهار عربی به القاعده و گروه های تندروی اسلامی فهماند که از روش های خشن نمی توان تغییر بنیادین ساخت. درحالیکه در واقع جنبش کشورهای عربی به سمت ارزش های جهانی سوق پیدا کرده است، اما ریشه در موضوعاتی همچون اشتغال، عدالت، احترام و روح زندگی و آزادی و شادی دارد.

دورنمای بلندمدت این تحولات خاورمیانه ای آزادتر را نوید می دهد. اکنون یک سوم اعراب آزادتر هستند، زیرا از رژیم های دیکتاتوری رهایی یافته اند، اما پرسش این است آیا این آزادی بیشتر از طریق ایجاد نهادهای لیبرال دست یافتنی است و مشکلات اقتصادی حل می شود؟ در کوتاه مدت بی ثباتی ها در کشورهای درگیر بهار عربی و روابط آن ها با همسایه های آنها چگونه رقم می خورد و آیا در بلندمدت نیز جامعه ای دموکراتیک تر و خاورمیانه ای سعادتمند و قابل اعتنا می تواند دستاوردهای مثبتی برای آمریکا داشته باشد؟

کارشنسان در این گزارش بر تکنولوژی های ارتباطی جدید تاکید دارند زیرا جوانان در کشورهای عربی با استفاده از شبکه های اجتماعی و دیگر تکنولوژی های ارتباطی توانستند بهار عربی را تقویت کرده و به نتیجه برسانند.

اولین مورد استفاده از این شبکه های اجتماعی در ایران و بعد از انتخابات بود. در کشورهای عربی جوانان با تکنولوژی های ارتباطی و شبکه های اجتماعی اعتراض های غیرخشونت باری را برنامه ریزی کردند.

در شورهای مصر و تونس که نیروهای ارتش بی طرف ماندند، اما در لیبی و بحرین دخالت خارجی در برخورد با اعتراض ها چشمگیر بود. در لیبی ناتو و در بحرین اتحادیه عرب و کشورهای حوزه خلیج فارس به دخالت پرداختند. در یمن نیز نیروهای ارتش به دو دسته تقسیم شد و دخالت خارجی در این کشورها وجود نداشت.

بهار عربی و منافع آمریکا

اوباما در ماه می ۲۰۱۱ در مورد تحولات در خاورمیانه اظهار داشت که ایالات متحده برای ده ها سال مجموعه ای منافع را در منطقه دنبال می کرد و ضمن مقابله با تروریسم و سلاح های هسته ای بر امنیت جریان آزاد تجارت و حمایت از اسرائیل و دنبال کردن صلح اعراب و اسرائیل تاکید داشت.

اوباما افزود دانست که تعیین استراتزی براساس این اهداف در شرایط فعلی نتیجه ای ندارد ضمن اینکه شکست در تغییر رویکرد نیز ممکن است باعث شکاف میان اعراب و آمریکا شود.

وی سیاست های آتی آمریکا را براساس منافع مشترک و احترام دوطرفه تعریف کرد و این موقعیت را فرصتی تاریخی دانست تا اصولی همچون مقابله با خشونت و سرکوب مردم و حمایت از حقوق جهانی همچون آزادی بیان و آزادی دین و برابری زن و مرد می تواند ازجمله اصول برای پایه ریزی روابطی جدید با خاورمیانه باشد.

هیلاری کلینتون نیز منافع آمریکا در گذشته را در منطقه مقابله با القاعده، پشتیبانی از هم پیمانان آمریکا و تامین انرژی و نفت نام برد است. وی نیز خاورمیانه دموکراتیک تر را برای این اهداف آمریکا مفیدتر می داند.

در این راستا گزارش این موسسه منافع آمریکا را در چارچویب اصلاحات سیاسی و اقتصادی، مذاکرات صلح خاورمیانه، روابط اقتصادی و انرژی امنیت در خلیج فارس و مقابله با تروریسم و دورنمای اسلام سیاسی دسته بندی کرده است.

اصلاحات سیاسی و اقتصادی در خاورمیانه و سیاست خارجی آمریکا

در این زمینه کارشناسان این موسسه اعتقاد دارند که از نظر آمریکا علیرغم شباهت های بسیار زیاد ساختارهای استبدادی کشورهای عرب خاورمیانه این کشورها از نظر پایه های اقتصادی و سیاسی تفاوت های بسیاری دارند و باید با آن ها به گونه ای متفاوت عمل کرد.

کشورهای منطقه از نظر کارشناسان به سه دسته تقسیم می شوند؛

• کشورهایی که رژیم دیکتاتور آنها سقوط کرده است، مانند تونس، مصر و لیبی

• کشورهایی که تلاش ها ادامه دارد و نتیجه نامشخص است مانند سوریه، یمن، بحرین

• کشورهایی مانند مراکش و شبه جزیره عربستان که حکومت ها با ظهور بهار عربی به فکر چاره افتاده اند و اصلاحات اساسی را آغاز کرده اند

پایه تلاش های آمریکا در این حوزه براساس گزارش های سازمان ملل درمورد توسعه انسانی اعراب بین سال های ۲۰۰۲ تا ۲۰۰۵ و سال ۲۰۰۹ است که در آنها توصیه شده است که ایجاد رویه های دموکراتیک در کنار تغییرات در بازار آزاد اقتصادی باعث توسعه و سعادت کشورها می شود، اما این فرایند سال ها به طول می انجامد و نکته مهم در این کشورها نیاز به رهبران سیاسی کارآزموده برای پیشبرد اصلاحات و صبر عمومی است و از این منظر تونس دارای بیشترین فرصت برای وقوع دموکراسی و لیبرالیسم اقتصادی است. این کشور دارای ۱۰ میلیون جمعیت است که بسیاری از آنها با سواد بوده و ارتباط نزدیکی با کشورهای اروپایی دارند و اقتصاد این کشور به گونه ای است که با کمکی اندک می تواند سامان بگیرد. از طرف دیگر لیبی کشوی ثروتمند و کم جمعیت و دارای نفت است که از ضعف ساختارهای سازمانی در رنج بوده و به شدت تحت تاثیر تقسیمات قبیله ای است و به همین دلیل ممکن است تا مدتی خشونت در آن ادامه داشته باشد.

مصر در این بین سخت ترین شرایط را دارد زیرا جمعیت فراوان آن(۸۳ میلیون نفر) و ساختاری محکم قبیله ای و رقیب دارد و صدها میلیارد دلار برای بهبود اوضاع اقتصادی این کشور موردنیاز است. ضمن اینکه در زمینه سیاسی سوالاتی همچون نقش نظامیان، حقوق اقلیت ها و نقش آفرینی گروه های اسلامی به ویژه اخوان المسلمین مهم است.

کارشناسان این موسسه در این موضوع تردید دارند که اصلاحات بتواند باعث ثبات در این کشورها شود. بسیاری اعتقاد دارند پاسخ این پرسش در کوتاه مدت خیر است، اما در بلندمدت اصلاحات موجب ثبات می شود، زیرا آنها اعتقاد دارند که ایجاد نهادهای دموکراتیک به ویژه به صورت مسالمت آمیز می تواند باعث تنظیم حکومت داخلی و روابط خارجی شود و این کشورها کمتر به سوی جنگ تمایل پیدا می کنند، اما پاسخ به این پرسش از نظر کارشناسان در مورد هر کشور می تواند متفاوت باشد.

دشواری ها برای منافع و سیاست آمریکا

به نظر این موسسه ایالات متحده نیز برای کسب منافع حداکثری نباید به دخالت نظامی دیگری به صورت انفرادی اقدام کند. برخی اعتقاد دارند که روابط آمریکا با کشورهای عرب خاورمیانه به صورت دایره وار و در چارچوب احترام و منافع دو طرفه تنظیم شود و باید توجه و تاکید کمتری به ارزش های غربی معطوف شود، اما برخی اعتقاد دارند که در راستای سخنان اوباما و کلینتون، باید اصلاحات دموکراتیک محور منافع ایالات متحده قرار گیرد.

دموکراسی دردسر اول آمریکا

دهه ها بود که سیاست خارجی آمریکا از دولت های استبدادی در این کشورهای عربی بهره مند بود زیرا حاکمیت به گونه ای بود که رهبر این کشورها هر آنچه را که می خواست با کمترین مخالفت و یا توجه به افکار عمومی انجام می داد، اما ایجاد دموکراسی در این کشورها سیاست های آمریکا را به نحو چشمگیری به افکار عمومی در این کشورها منوط می کند. متقاعد ساختن حاکمان برای آمریکا آسان خواهد بود، اما آمریکا باید بیشتر از گذشته در اجرای سیاست های خود به افکار عمومی اعراب توجه کند، البته مهمترین چالشی که ممکن است ایجاد شود موضوع اسرائیل است.

برای نسل های جوان اعراب همکاری با آمریکا به مفهوم فساد و سوءاستفاده از قدرت است زیرا برای مدت های مدید رهبران این کشورها در مسیر منافع آمریکا حرکت می کردند. آمریکا در ادامه سیاست های خود که برای هر کشوری با کشور دیگر متفاوت است باید توازنی میان منافع و ارزش های رقیب ایجاد کند.

توجه به ابزار قدرت نرم

علیرغم اینکه کارشناسان موسسه خاورمیانه نسبت به فواید ارتقاء دموکراسی در این کشورها خوش بین هستند، اما به ابزار قدرت نرم همچون دیپلماسی فرهنگی، اصول زبانی، مبادلات انسانی، آموزش به سبک آمریکا به ویژه در حوزه فناوری ها و علوم در کنار دیپلماسی و فعالیت سازمان های غیردولتی حامی دموکراسی تاکید می کنند. برخی نیز تصریح می کنند که باید دیپلمات ها از سفارت خانه ها خارج شوند و به صورت عملی به برقراری ارتباط و ارزیابی و فهرست برداری از منابع دولت های همچون دارایی های نظامی پرداخته و به ارتقاء احترام به حقوق بشر و کارآمدی قانون و برقراری عدالت و سیستم قضایی توجه کنند.

صلح خاورمیانه در هاله ای از ابهام

به نظر کارشناسان موسسه خاورمیانه موضوع بسیار دیگری که در خاورمیانه پس از وقوع بهار عربی در کشورهای عربی برای ایالات متحده دردسرهایی ایجاد کرده و سیاست خارجی آمریکا را دچار تغییر خواهد کرد موضوع مذاکرات صلح میان اعراب و اسرائیل است.

کارشناسان برخی سوالات را در این زمینه مطرح کرده اند: این اعتراضات بر موقعیت استراتژیک اسرائیل و سیاست های آن چه تاثیری دارد؟ آیا این تحولات بر روی فلسطینی ها نیز موثرند و مهره های اصلی اسرائیل چگونه خواهند شد؟ آیا فرایند صلح باید در اولویت های آمریکا قرار بگیرد؟

بهار عربی موقعیت اسرائیل را به خطر انداخته است

در گزارش این موسسه، بهارهای عربی در برابر اسرائیل محیط استراتژیک جدیدی را ایجاد کردند و برای اسرائیل پس از مدت های مدید بحث امنیت را در صدر اولویت ها قرار دادند و ثبات نسبی اسرائیل در چند سال گذشته را زیر سوال بردند. این بحث در مورد مصر با یک دولت مردمی بسیار حساس تر شده است.

به نظر کارشناسان هیچ شکی وجود ندارد که افکار عمومی مصر دشمن اسرائیل است و چندان اعتباری را برای قراردادهای مبارک با اسرائیل به ویژه قرار داد ۱۵ ساله فروش گاز که در سال ۲۰۰۵ امضا شد قائل نیستند. ازطرف دیگر احتمال حمایت اخوان المسلمین از حماس به چالش و نگرانی مهم دیگر اسرائیل تبدیل شده است.

شرایط در اردن علیرغم اعتراض ها چندان حاد نیست، زیرا اصلاحات در این کشور در حال انجام است و به نظر نمی رسد چندان به قراردادها میان اسرائیل و اردن آسیب برساند. در سوریه نیز اگر دولت دیگری جاگزین اسد شود برای اسرائیل نتایج مطلوبی به همراه خواهد داشت، اما نمی توان روی وقوع چنین حالتی خیلی مطمئن بود. در عرصه داخلی و از نظر اقتصادی و سیاسی و اجتماعی نیز اسرائیل با مشکلات متعددی روبروست، اما با این وجود به دلیل ضعف رقبای نتانیاهو به نظر نمی رسد که تغییرات عمده ای در سطح مقامات اسرائیل رخ دهد.

عدم اتحاد در میان فلسطینی ها

به نظر این موسسه با وقوع بهار عربی گروه های مردمی در فلسطین تظاهرات مسالمت آمیز متعددی را علیه اشغال گری در کرانه باختری ترتیب دادند، اما نتوانستند چندان تاثیرگذار باشند. بهار عربی توانست موجب توافق میام فتح و حماس شود، اما با این حال هنوز هم فلسطینی ها بسبیار متفرق هستند.

در ماه می گذشته اوباما و نتانیاهو در واشنگتن مبانی صلح خاورمیانه را اعلام کردند. اوباما دیدگاه خود را در مورد ایجاد دولت فلسطینی و امنیت اسرائیل براساس مرزهای سال ۱۹۶۷ اعلام کرد. وی تاکید کرد محور باید این موضوع باشد و سپس بر روی مرزها، امنیت، آوارگان و بیت المقدس تصمیم گیری کرد.

نتانیاهو نیز بر امنیت اسرائیل تاکید کرد و از فلسطینی ها خواست تا آنرا به عنوان کشوری یهودی به رسمیت بشناسند. وی بر ادامه شهرک سازی ها نیز تاکید دارد. البته وقوع بهارهای عربی، عدم برداشتن گام عملی در راه صلح و مطرح شدن بحث عضویت فلسطین در سازمان ملل موجب ناتمام ماندن مذاکرات گردید.

اسرائیل توافق بر سر همه موضوعات (مرزها و شهرک سازی و ترتیبات امنیتی و آوارگان و بیت المقدس) را به صورت یکجا دست نیافتنی می داند و در عوض طرف فلسطینی خواستار توقف شهرک سازی ها به عنوان پیش شرط هستند.

سیاست خارجی آمریکا و موضوع صلح خاورمیانه

همه کارشناسان تاکید دارند که صلح خاورمیانه با نیروی نظامی دست یافتنی نیست و سیاست های اسرائیل موضوع را تنها به بن بست منتهی می سازد. از آنجا که اعراب اکثریت جمعیت کرانه باختری رود اردن تا دریای مدیترانه را تشکیل می دهند تنها می توان انتظار داشت که یک کشور دموکراتیک غیریهودی، دولت غیردموکراتیک یهودی یا ادامه رویه تبعیض آمیز حکومتی اسرائیل در مورد اعراب و یا راه حل دو دولت با دو اکثریت عربی و یهودی می تواند مورد توجه باشد.

نقش اصلی آمریکا در گذشته و آینده

به نظر کارشناسان موسسه، حمایت طولانی و پایدار آمریکا از اسرائیل به ویژه پس از قرارداد سال ۱۹۷۹ ادامه داشته است و اکنون اسرائیل با استفاده از نیروی نظامی خود و ادامه شهرک سازی ها راه حل تشکیل دو دولت را به مخاطره ان داختنه است. آمریکا به عنوان تنها دوست نزدیک و وادارکننده اسرائیل به تغییر سیاست ها دیده می شود و عدم دستیابی به صلح به واسطه سیاست های اسرائیل باعث می شود که پرستیژ آمریکا در جهان عرب دچار خدشه شود.

یک تاریخدان در این موسسه راه اسرائیل برای ایجاد کشوری دموکراتیک را تنها در گرو برقراری صلح با همسایگانش دانسته و معتقد است که تنها این موضوع می تواند نگرانی های امنیتی آن را کاهش دهد. حال یکی از راه ها این است که آمریکا به اسرائیل تضمین چتر حمات امنیتی را بدهد. در زمینه فلسطین نیز آمریکا باید تلاشی جدید را برای اتحاد آنها انجام دهد تا از مخالفت های حماس بکاهد. دولت فلسطین نیز باید مردمش را برای پذیرفتن هرگونه توافق حتی از نوع دردناک آن با اسرائیل آماده کند. باتوجه به رویکرد متضادی که اسرائیل و فلسطین دارند و با توجه به تغییرات استراتژیکی که برای اسرائیل پس از بهار عربی اتفاق افتاد به نظر نمی رسد آمریکا بتواند به صورت یکجانبه ابتکار صلح را عملی کند.

کارشناسان موسسه خاورمیانه اعتقاد دارند که آمریکا نباید منتظر زمان مناسب بماند. اسرائیل و فلسطین نمی توانند به تنهایی مشکل خود را حل کنند و در این حالت اوضاع بدتر و خطرناک تر می شود. زمان به نفع آمریکا نیست. ایالات متحده باید تلاش بین المللی را رهبری کند تا به نخبگان و افکار عمومی و دولت های جهان بقبولاند که وضعیت فعلی پایدار نخواهد بود و بر تشکیل دو دولت در شرایطی امن تاکید کند. به نظر برخی آمریکا باید فعال تر باشد و حتی با حماس به مذاکره بنشیند زیرا این کار برای تضمین منافع آمریکا ضروری است. به همین دلیل مذاکرات صلح خاورمیانه باید در اولویت سیاست های آمریکا در سال ۲۰۱۲ قرار داشته باشد.
http://eshraf.ir/index.php/geography/63-othersites/1753-1390-11-23-07-25-01

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
10 + 7 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .