تأملی در باب کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران

9749e5ee_8fc4_45ba_a01f_6023292300f6.jpgکارآمدی عبارتست از اینکه یک سیستم بتواند کارویژه های خود را به گونه ای انجام دهد که با صرف کمترین هزینه،بیشترین بهره و فایده را به بارآورد.کارآمدی را لازمه بقای دولت ها دانسته اند،زیرا در زمانه وابستگی تداوم حکومت ها به ذهنیت مردمان،کارآمدی می تواند تأمین کننده عنصر حمایت ذهنی و ایستاری افراد از حکومت ها باشد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران نه تنها از این امر مستثنی نیست بلکه کارآمدی برای آن اهمیت مضاعف دارد، زیرا این نظام با مدعای کارآمدی دین در اداره جامعه و حکومت روی کار آمده است که کارآمدی آن می تواند به معنای کارآمدی دین در اداره جامعه باشد و از این طریق می تواند ردی باشد بر کسانی که با ادعای ناکارآمدی دین در اداره جامعه، معتقد به جدایی دین از سیاست هستند. ضمن اینکه این نظام، رسالتی فراملی هم برای خود قائل است که کارآمد بودن آن می تواند نقش اساسی در ارائه یک الگو(سرمشق) برای سایر ملت­ها و کشورها، به ویژه مسلمانان ایفا کند و زمینه ساز صدور انقلاب اسلامی به سایر کشورها باشد.
با توجه به آنچه گفته شد، آنچه که نگارنده را واداشته است تا به نگارش این سطور همت گمارد، شبهه ای است که عده ای در خصوص کارآمدی نظام جمهوری اسلامی مطرح می کنند. این افراد ادعا می کنند که با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی، تحول چندانی در زندگی مردم رخ نداده است و آنچه که از آنها به عنوان دستاوردهای انقلاب اسلامی یاد می کنید، چه بسا اگر رژیم پهلوی پابرجا می ماند و انقلابی صورت نمی گرفت، دستاورهای بیشتری را به ارمغان می آورد؟ بحث دیگری که این افراد مطرح می کنند، ناکارآمد بودن جمهوری اسلامی در مقایسه با کشورهای غربی است. بدین معنا که اینان در مقایسه وضع کنونی کشور با کشورهای غربی است و ذکر پاره ای از شاخص های توسعه، رأی به ناکارآمدی نظام اسلامی می دهند. نوشتار حاضر می کوشد که به این شبهات پاسخ دهد اما ابتدا به سوال دوم جواب می دهد.

طرح این شبهات، این گزاره روانشناسی سیاسی را که "مقایسه میان دو چیز جزیی از طبیعت انسان است" را تأیید می کند و بنابراین، همانطور که گفته شد، باید گفت که اساس این بحث که عده ای شبهه ناکارآمدی را در خصوص نظام جمهوری اسلامی ایران مطرح می کنند اینجاست که این نظام را با کشورهای توسعه یافته غربی مقایسه می کنند. در حالی که چنین مقایسه ای اساسا غلط و بی بنیان است. زیرا کارآمدی هر حکومتی را بر اساس سه مولفه اهداف، موانع و امکانات می سنجند.

کشورهای غربی اهدافی دارند که به تعبیر مارکوزه بر مبنای روایتی تک ساحتی از انسان شکل گرفته است. یعنی توسعه در غرب، معطوف به بعد مادی وجود انسان و در عین حال، نادیده گرفتن بعد معنوی وجود وی است. توسعه در غرب فقط به پرورش بعد مادی انسان توجه دارد. از سوی دیگر این کشورها در نیل به سوی توسعه نه تنها از امکانات و ظرفیت های داخلی خود بهره بردند بلکه با روی آوردن به استعمار و در نتیجه آن استثمار همه جانبه مستعمرات، از امکانات و منابع موجود در سایر کشورها نیز استفاده کردند. البته در این راه با موانعی هم روبرو بوده اند اما چون از آغاز فرآیند توسعه در این کشورها بالغ بر 5 قرن می گذرد، بتدریج و در شرایط کنونی بسیاری از این موانع برطرف شده اند. حاصل این سخن اینکه با توجه به سبکی اهداف، فراوانی امکانات و همچنین گذر زمانی که به غرب فرصت داده است تا در بستر آن به رفع موانع موجود بر سر راه توسعه خود بپردازد، می توان کشورهای غربی را در نیل به توسعه موفق دانست و ضمن اینکه آنها را فقط بایستی در این چارچوب و با این روایت از توسعه، موفق دانست.

اما در ارتباط با ایران اسلامی بایستی گفت که اهداف این نظام در مقوله توسعه، اهدافی هستند که تحقق مادیت و معنویت را مد نظر دارد و در عین توجه به دنیا، می خواهد که نسبت به حیات اخروی انسان هم بی توجه نباشد و این یعنی جمهوری اسلامی اساسا به راهی که غرب در دستیابی به توسعه پیموده است معتقد نیست و به عبارت دقیق تر توسعه غربی را ناقص و ناکافی می داند. از این جهت اساسا باید گفت که این نظام به پیشرفت و نه به توسعه معتقد است. البته این به معنای نادیده گرفتن تمام دستاوردهای تمدن غرب نیست. ما باید ضمن داشتن رویکرد انتقادی و گزینشی به دستاوردهای تمدن غرب، با مطالعه وبررسی دقیق این تمدن، از آن برای شناخت جامعه خودی استفاده کنیم و همچنین از تجربیات آنها بهره ببریم. به عبارت دقیق تر، می بایست از راه های میان بر استفاده کرد و به جای نگاه به بیرون، تکیه و تأکیدمان بر استفاده و شکوفایی ظرفیت های درونزای نظام اسلامی باشد. در این زمینه مقام معظم رهبری می فرمایند: «در پیشرفت به سمت هدف های آرمانی، باید ساخت درونی قدرت را استحکام بخشید؛ اساس کار این است. ما اگر می خواهیم این راه را ادامه دهیم... و در مقابل این معارضه ها ایستادگی کنیم و صبر و توکل را به کار بگیریم، باید ساخت قدرت ملی را در درون کشور تقویت کنیم و استحکام ببخشیم».[1] یا اینکه معظم له در جای دیگر می­فرمایند: «... نمی­گوییم از اینها استفاده نکنید، اما می­گوییم اطمینان نکنید، اعتماد نکنید، چشم به آنجا ندوزید، چشم به داخل بدوزید».[2]

در خصوص موانع موجود بر سر راه جمهوری اسلامی هم باید به دو دسته موانع اشاره کرد:

1- موانع داخلی که در این زمینه می توان به جهل حاکمان گذشته، وابستگی آنها به بیگانگان و بی توجهیشان به سرنوشت کشور، اقتصاد تک محصولی نفتی و ... اشاره کرد. جمهوری اسلامی میراث دار اینگونه وضعیتی بوده است و در اینگونه جامعه ای حرکت روبه جلوی خود را آغاز کرده است. ضمن اینکه توجه به این نکته مهم هم ضروری است که پس از وقوع انقلاب، چالش های دیگری در کشور بوجود آمد مانند اقدام برای کودتا و سرنگونی نظام نوپای اسلامی، ترور نخبگان انقلابی، شروع حرکت های تجزیه طلبانه در کردستان، سیستان، خوزستان و گنبد و... . در مجموع، به روایت، دکتر منوچهر محمدی بایستی گفت که حوادثی که در طول بیست سال اول انقلاب اسلامی در ایران و برای انقلاب اسلامی رخ داده است، آنقدر وسیع، گسترده و پی در پی بوده است که در مقایسه با شرایط عادی به اندازه یک قرن تاریخ تحولات یک جامعه را شامل می شود. حوادثی که اگر فقط یک مورد آن در کشور دیگری اتفاق می افتاد، می توانست سبب سرنگونی نظام حاکم در آن کشور شود و طبیعی است که کشوری که اینگونه حوادث را از سرگذرانده است، فرصت چندانی برای پرداختن به توسعه در اختیار نداشته است و اگر هم در این راستا قدمی برداشته است، با موانع متعدد و در نتیجه با کمبود امکانات مواجه بوده است.

2- موانع خارجی که در این خصوص فقط به سه مورد اشاره می شود:

2-1- جنگ تحمیلی هشت ساله: جنگ تحمیلی علی رغم داشتن برکات فراوان و دمیدن روح انقلابی در تمامی ارکان جامعه که نتیجه آن تثبیت نظام بود و همچنین مصون سازی کشور از تجاوز دوباره بیگانگان، در مجموع علاوه بر تخریب گسترده­ای که در طول 1200 کیلومتر مرز مشترک ایران وعراق و عمق 80 کیلومتری کشور صورت گرفت، ویرانی تأسیسات اقتصادی، بمباران شهرها و روستاها را نیز در پی داشت. از دیگر آثار جنگ می­توان به کاهش تولید و در نتیجه آن کاهش تولید ناخالص داخلی، نابودی نیروی انسانی و منابع ارزی، رشد سریع جمعیت، کسری بودجه، وجود آوارگان عراقی در کشور و... اشاره کرد. طبیعی بود که پس از جنگ نیز می بایست بخش عمده توان کشور صرف بازسازی ویرانه های ناشی از جنگ می شد و این یعنی محدود شدن توان کشور برای نیل به پیشرفت بیشتر.

2-2- تحریم: در خصوص تحریم ها هم بایستی گفت که این پدیده برای مردم ایران، پدیده جدیدی نیست. مردم ایران از زمان مصدق با این پدیده دست و پنجه نرم کرده اند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز روند جدیدی از تحریم­های استکبار علیه ایران شکل گرفت؛ تحریم­هایی که بعد از تسخیر لانه­ی جاسوسی علیه ایران اعمال شد، تحریم­های زمان جنگ تحمیلی، تحریم صنایع بالا دستی نفت وگاز در برهه بعد از جنگ تحمیلی در قالب قانون داماتو و... نمونه­هایی از تحریم­های اعمال شده علیه جمهوری اسلامی ایران می­باشند. اما در برهه کنونی حجم و نوع تحریم های غرب علیه دولت و مردم ایران به حدی است که خود آنان از این تحریم ها به عنوان تحریم های فلج کننده یاد می کنند. این تحریم ها از دو ویژگی برخوردارند که آنها را نسبت به گونه های مشابه قبلی متفاوت کرده است:

1-هوشمند بودن: بدین معنا که ایران را به­گونه­ای تحریم می­کنند که بر اقتصاد خودشان تأثیر چندانی نداشته باشد و در عین حال بر اقتصاد ایران اثرات حداکثری داشته باشد.
2-پویا بودن: بدین معنا که هر لحظه، هر کس که مایل باشد بتواند ایران را تحریم کند. در این راستا رئیس جمهور آمریکا اختیار یافته است تا بدون نیاز به مجوز سنا، هر وقت که خواست بتواند ایران را تحریم کند، علاوه بر دولت­ها، کلیه­ی افراد، شرکت­ها و... را ملتزم کرده­اند تا ایران را تحریم کنند، کلیه­ی کشورها را مجاز دانسته­اند تا در صورت تمایل بتوانند تحریم­های فرا قطعنامه­ای علیه ایران اعمال کنند و... . در این شرایط آنها انتظار داشتند که رژیم ایران یزودی سقوط کند. به عنوان مثال وقتی بانک مرکزی را تحریم کردند، تحلیل شان این بود که طی 6 ماه اقتصاد ایران نابود می شود و نافرمانی مدنی شکل می گیرد.

3-3- موانع ساختاری موجود در نظام بین الملل: نکته مهم دیگری در خصوص موانع، که اغلب توجه چندانی بدان نمی شود، وجود موانع ساختاری است. بدین معنا که ترتیبات کنونی حاکم بر نظام بین الملل عملا به گونه ای پایه ریزی شده اند که اگر چه امکان تحرک در این نظام وجود دارد، اما اگر کشوری بخواهد وضعیت خود را در این نظم کنونی ارتقا دهد با موانع متعددی مواجه می شود. به عنوان مثال می توان به این مورد اشاره کرد: والراشتاین، نظریه پرداز مکتب نظام جهانی می گوید از قرن 16 میلادی یک نظام نوین سرمایه داری در غرب شکل گرفت که تا قرن 19 تمام جهان را در خود ادغام کرد. این نظام بر ��ساس یک تقسیم کار انسجام یافته و سه بخش متمایز دارد: مرکز، پیرامون و شبه پیرامون. والراشتاین به دو نکته مهم اشاره می کند که به بحث ما مربوط می شود: 1- امکان تحرک در این سطوح وجود دارد یعنی به عنوان مثال ممکن است کشوری، در اثر توسعه توان علمی و تکنولوژیکی خود روزی از وضعیت پیرامونی به شبه پیرامونی و یا به مرکز ارتقا یابد و برعکس، 2- این نظام بر اساس یک تقسیم کار شکل گرفته است و به هر کشوری نقشی واگذار شده است.[3] کشورهای پیرامون تولید کننده مواد اولیه هستند، کشورهای مرکز، دانش فنی را تولید می کنند و کشورهای شبه پیرامون، که حد واسط بین مرکز و پیرامون هستند، در حکم کارخانه داران هستند.

نکته مهم اینجاست که منافعی که در اثر فعالیت های اقتصادی نصیب هریک از این دسته کشورها می شود به ترتیب و ا ز بالا به پایین بدین صورت است که بیشترین منافع نصیب کشورهای مرکز، سپس کشورهای شبه پیرامون و در آخر، کمترین منافع نصیب کشورهای تولید کننده مواد اولیه می شود. بنابراین کشورهایی که بیشترین منافع حاصل از این نظم نصیبشان می شود، براحتی اجازه نمی دهند که کشورهای دیگر به جرگه کشورهای دارنده دانش فنی بپیوندند و موانع متعددی بر سر راه آنان ایجاد می کنند.[4] زیرا حفظ منافع آنان در این است که این سیستم، همچنان بر مبنای نظم فعلی به کار خود ادامه دهد. مثلا آنها را تحریم می کنند و هر روز هم آنان را تهدید می کنند به حمله نظامی و اینکه همه گزینه ها روی میز است.

همانطور که اشاره شد، وجود همین موانع متعدد به معنای کمبود امکانات نیز می باشد. بنابراین اگر بخواهیم کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران را ارزیابی کنیم، این کارآمدی را بایستی در چارچوب مذکور سنجید و مورد ارزیابی قرار داد، نه اینکه آن را با کشورهایی که اهداف متفاوت، موانع کمتر و امکانات بیشتری، نسبت به این نظام دارند، مقایسه کرد. البته بایستی گفت که جمهوری اسلامی در همین چارچوب هم موفق بوده است، زیرا با وجود موانع متعدد داخلی و خارجی از یک سو و کمبود امکانات از سوی دیگر، به موفقیت های بزرگی دست یافته است. جمهوری اسلامی ایران اکنون در دنیا جز چند کشور محدودی است که دارنده فناوری هسته ای می باشند. در زمینه تکنولوژی های پیشرفته(High techs) که فناوری هسته ای هم جزو آنهاست، مانند فناوری نانو، فناوری فضایی و ... پیشرفت های قابل توجهی داشته است. سرعت رشد تولید علم در ایران، چندین برابر متوسط سرعت رشد دنیا می باشد و...

اما در پاسخ به سوال نخست بایستی گفت، آنچه که در رژیم پیشین در کشور، تحت عنوان توسعه و در قالب برنامه های 7 و سپس 5 ساله عمرانی به اجرا در می آمد، مبتنی بر تصویری صحیح از انسان ایرانی، که هویتی اسلامی- ایرانی دارد، نبود. کمااینکه برنامه توسعه اقتصادی ایران در آن زمان توسط کمیته سیاست تطبیقی دانشگاه پرینستون و شورای برنامه ریزی علوم اجتماعی سازماندهی می­شد،[5] و طبیعی بود که نمی توانست مبتنی بر بنیان های جامعه ایران باشد. ضمن اینکه در خصوص اصل این برنامه ها، به تعبیر سلسو فورتادو از نظریه پردازان مکتب وابستگی، بایستی گفت که این برنامه ها در قالب "وابستگی بیرونی" قابل تحلیل می باشد و در وضعیت وابستگی بیرونی‌، سرمایه داری پیرامونی قادر به خلق ابتکارات نیست و برای دگرگونی اقتصاد داخلی به تصمیمات بیرون از خود وابسته است. بهترین شاهد مثال در این خصوص، حضور حدود 60 مستشار آمریکایی در آستانه پیروزی انقلاب در کشور است که به عنوان کارشناسان فنی و تکنسین مشغول به کار بودند. حتی به تعبیر رائول پربیش، از نظریه پردازان و بنیانگذار مکتب اکلا، گسترش سرمایه داری مرکز در پیرامون خودبخودی نیست، بلکه رویدادی عمدی و ناشی از بحران های متوالی مرکز است که ایجاب می کند شرکت های بزرگ و چند ملیتی از مرکز به پیرامون نفوذ کنند.[6] در واقع، آنچه که در رژیم پهلوی تحت عنوان توسعه صورت می گرفت، چون موتور محرک آن مبتنی بر نیازهای درونی و برآمده از متن جامعه خودی نبود نمی توانست آنگونه باشد که ما اکنون می خواهیم. در توضیح این مورد باید گفت که تداوم حیات اقتصادهای سرمایه داری به اینست که روند تولید در این کشورها بطور مداوم در جریان باشد، برای این منظور آنها مجبورند که مردم را بطور مداوم به مصرف بیشتر تشویق کنند، مصرف بیشتر مردم نیازمند تولید بیشتر نیز می باشد که تداوم این چرخه منجر به این می شود که اقتصاد سرمایه داری اگر می خواهد در عرصه رقابت برای تولید حضور موفق داشته باشد و بتواند بقای خود را تضمین کند می بایست پیوسته به تجدید توان تولیدی خود و روی آوردن به صنایع توانمندتر بپردازد. بنابراین عملا برخی صنایع می بایست کنار گذاشته شوند و صنایع جدید جایگزین آنها شود. حال آنها صنایع دمده ای که دیگر برای خودشان کاربرد چندانی ندارد به کشورهای پیرامونی وارد می کنند. از سوی دیگر این افزایش تولید در بسیاری از موارد، مازاد بر نیاز داخلی کشورهای سرمایه داری است. بنابراین آنها نیازمند به بازار مصرف کشورهای دیگر برای فروش محصولات تولیدی خود می باشند. حاصل سخن اینکه نوع تکنولوژی و صنایعی که آنها به کشورهای پیرامونی وارد می کنند، آنگونه نیست که قابلیت رقابت با موارد مشابه خودی آنها داشته باشد، زیرا اگر اینگونه باشد کشورهای پیرامونی می توانند نیازهای بازار داخلی خود را تأمین کنند و از طرفی چون تأمین این نیازها مستلزم وجود مواد اولیه است و کشورهای پیرامونی خود دارنده این مواد می باشند، در این صورت کشورهای سرمایه داری دیگر نمی توانند براحتی و با قیمت ارزان به مواد خام موجود در کشورهای پیرامونی دست یابند. بنابراین طبیعی است که آنان صنایعی را به کشورهای پیرامونی وارد می کنند و آن مدلی از توسعه را در این کشورها پیاده می کنند که مبتنی بر تقویت ظرفیت های درونزای این کشورها نیست و مانع از تبدیل شدن این کشورها به رقیبی برای کشورهای سرمایه داری می شود. نگارنده معتقد است که اقدامات توسعه ای در عصر پهلوی را بایستی در این چارچوب تحلیل کرد. بنابراین اولا آنچه که در زمان پهلوی در کشور اتفاق افتاد، آن چیزی نبود که اکنون جمهوری اسلامی می کوشد آن را پیگیری کند. جمهوری اسلامی اکنون می کوشد تا ضمن دستیابی به پیشرفت همه جانبه، این پیشرفت را دستمایه ی افزایش اقتدار و پرستیژ بین المللی خود قرار دهد و ثانیا اگر رژیم پهلوی در این زمینه توفیقاتی داشته است، با توجه به حجم فراوان امکانات و کمی موانع پیش روی آن بوده است.

خلاصه اینکه، به تعبیر فوکو، انقلاب اسلامی ایران تجلی معنویت گرایی سیاسی در عرصه عمل بوده است و این نظام می کوشد در همین چارچوب به راه خود ادامه دهد. ضمن اینکه این نظام به پیشرفت توجه و دقت کافی دارد و در کنار پیشرفت، عزت، اقتدار، استقلال و حفظ اصول و ارزش های اسلامی و انسانی نیز برای این نظام اهمیت دارد. توجه به این نکته نیز ضروری است که افزایش کارآمدی این نظام به حضور ما در عرصه و میزان علاقه مندی ما به سرنوشت کشور و نظام اسلامی بستگی دارد.

-----------------------------------------------------

[1] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با مسئولان نظام 30/04/ 1392

[2] . بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اعضای هیأت دولت 06/06/ 1392

[3] . احمد ساعی، مسائل سیاسی اقتصادی جهان سوم، (تهران: سمت، 1377)،ص39

[4] . برای اطلاع بیشتر در این مورد به یادداشت نگارنده باعنوان "نادیده گرفتن ظرفیت های درونزای نظام اسلامی توسط مدعیان روشنفکری" در همین سایت(www.basirat.ir) مراجعه شود.

[5]. به نقل از: غلامعباس مصلی­نژاد، دولت و توسعه­ی اقتصادی در ایران (تهران : قومس ، 1384) ص 226

[6] . ساعی، پیشین، صص 35-27

منبع:
تأملی در باب کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران/مصطفی قربانی، بصيرت، یکشنبه 23 بهمن 1390

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 17 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .