تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریكا

20130126082620t200-index1.jpgدر ایالات متحده، گروه‌های ذینفع به طور معمول برای شكل دادن طرز تلقی از منافع ملّی و قانع كردن قانون‌گذاران و رئیس‌جمهور به گزینش سیاست‌های ترجیحی آن‌ها مبارزه می‌كنند. هنگامی كه گروه ذینفع خاصی استثنائاً فوق‌العاده قدرتمند یا از نظر سیاسی خبره باشد ممكن است به طرقی در سیاست نفوذ كند كه برای كل كشور مفید نباشد. نفوذ لابی اسرائیل بر سیاست خارجی ایالات متحده، از جملۀ این گروه‌هاست.

مقدمه

روابط امریكا و اسرائیل با شیوه‌ها و از رویكردهای گوناگون تبیین و توصیف شده است. برخی از سیاستمداران از اسرائیل به عنوان یكی از قابل اعتمادترین متحدان ایالات متحده در خاورمیانه و حتی در دنیا یاد می‌كنند. برخی دیگر اسرائیل را یك شریك استراتژیك آمریكا توصیف نموده‌اند. از سوی دیگر منتقدینی وجود دارند كه اسرائیل را ابزار یا مجری اصلی سیاست‌های امپریالیستی ایالات متحده برای تضعیف ناسیونالیسم عربی یا مانعی در برابر بنیادگرایی اسلامی می‌دانند. برخی دیگر از نویسندگان از «نفوذ شدید» دولت اسرائیل یاد می‌كنند كه از طریق افراد و لابی‌های یهودی و در چرخه‌ای از حلقه‌های رسانه ای، اعتباری و نظامی بر دولت آمریكا اعمال می‌شود.

آن دسته از ناظران كه لابی اسرائیل را مهم‌ترین عامل «روابط خاص» میان اسرائیل و ایالات متحده می‌دانند، به موارد بسیاری در تاریخ روابط این دو كشور اشاره می كنند كه اقدامات و تصمیمات آمریكا در خاورمیانه به ضرر این كشور و به نفع اسرائیل بوده است.

در این مقاله، تلاش شده است تا با موشكافی و بررسی عناصر و اجزای، آن چیزی كه «لابی اسرائیل» خوانده می‌شود، میزان توانایی و قدرت آن را در سیاست خاورمیانه‌ای ایالات متحده مشاهده كنیم. به همین دلیل، بیش از آن كه به موارد عینی میان روابط دو كشور بپردازیم، از تشكیلات داخلی و نحوۀ اثرگذاری لابی اسرائیل صحبت می‌كنیم.

لابی اسرائیل چیست؟

در ایالات متحده، گروه‌های ذینفع به طور معمول برای شكل دادن طرز تلقی از منافع ملّی و قانع كردن قانون‌گذاران و رئیس‌جمهور به گزینش سیاست‌های ترجیحی آن‌ها مبارزه می‌كنند. هنگامی كه گروه ذینفع خاصی استثنائاً فوق‌العاده قدرتمند یا از نظر سیاسی خبره باشد ممكن است به طرقی در سیاست نفوذ كند كه برای كل كشور مفید نباشد. نفوذ لابی اسرائیل بر سیاست خارجی ایالات متحده، از جملۀ این گروه‌هاست.

عبارت «لابی اسرائیل» به عنوان مخففی ساده برای ائتلاف آزاد از اشخاص و سازمان‌هایی به كار می‌بریم كه برای شكل دادن سیاست خارجی آمریكا در راستای طرفداری از اسرائیل فعالیت می‌كنند. با این حال، این لابی جنبشی یكپارچه با رهبریت مركزی نیست و افراد و گروه‌هایی كه این ائتلاف گسترده را تشكیل می‌دهند گاهی بر سر مسائل خاص مربوط به خط‌مشی با هم اختلاف دارند. این گروه نوعی تبانی یا گروه توطئه نیز نمی باشند. برعكس، سازمان‌ها و افرادی كه این گروه را تشكیل می‌دهند علنی و نظیر سایر گروه‌ها عمل می‌كنند.

مرزهای لابی اسرائیل به طور دقیق قابل تشخیص نیست، و همواره افراد یا سازمان‌های بینابینی هستند كه دسته بندی آن‌ها دشوار است. این وضعیت تأكید می كند كه لابی اسرائیل سازمانی متمركز نیست كه سلسله‌مراتب و عضویت مشخص داشته باشد. هسته‌ای دارد شامل سازمان‌هایی كه هدف اعلام شدۀ آن‌ها ترغیب حكومت و مردم آمریكا به كمك مادی به اسرائیل و حمایت از سیاست‌های دولت آن می‌باشد. افراد بانفوذی نیز وجود دارند كه اولین اولویت آن‌ها این اهداف است. با این همه، لابی از حمایت افراد و دسته‌های حاشیه‌ای نیز برخوردار است كه به اسرائیل متعهدند و خواستار ادامۀ حمایت آمریكا از آن می باشند، ولی هواداران آخری به اندازۀ گروه‌ها و افراد هستۀ اصلی با حرارت و پیگیر نیستند.

همان طور كه اشاره شد لابی اسرائیل جنبشی متمركز و دارای سلسله مراتب نیست. حتی بین عوامل یهودی لابی، نسبت به مسائل خاص سیاست اختلاف نظر وجود دارد. در سال‌های اخیر آیپك و كنفرانس رؤسا به حزب لیكود و سایر احزاب تندروی اسرائیل متمایل شده و نسبت به روند صلح اسلو مردد شده‌اند. در حالی كه تعدادی از گروه‌های كوچك‌تر قویاً از راه حل دو ـ كشور حمایت می‌كنند و عقیده دارند اسرائیل برای فراهم ساختن موجبان آن لازم است امتیازات قابل ملاحظه‌ای بدهد. این اختلاف نظر گاه به گاه موجب بروز شكاف‌هایی بین سازمان‌های مختلف گردیده است. برای نمونه، در سال 2006، سازمان‌های تریبون سیاست اسرائیل (IPF)، آمریكایی‌های طرفدار صلح هم‌اكنون (APN) و صدای یهودیان برای صلح (JVP) علناً با لایحۀ كنگره پیشنهاد شده از طرف آیپك مخالفت كردند. این لایحه، محدودیت‌های سخت‌گیرانه در مورد كمك به فلسطینی‌ها را از آن چه خواستۀ دولت اسرائیل بود، بیشتر می‌كرد. این اتفاق یادآور آن است كه گروه‌های طرفدار اسرائیل سازمانی عریض و طویل با خط‌مشی واحد حزبی را تشكیل نمی‌دهند.

با وجود این شكاف‌ها، اكثریت گروه‌های سازمان‌یافته در جامعۀ یهودیان آمریكایی ـ به خصوص ثروتمندترین و بزرگ‌ترین آن‌ها ـ به طرفداری از حمایت پایدار ایالات متحده از اسرائیل ادامه می‌دهند، بدون آن كه برای آن‌ها مطرح باشد كشور اسرائیل چه سیاست‌هایی را دنبال می‌كند. حتی صلح‌طلبان گروه آمریكایی‌های طرفدار صلح هم‌اكنون از «كمك قاطع اقتصادی و نظامی ایالات متحده به اسرائیل» حمایت می‌كند، با قطع یا مشروط كردن كمك امریكا مخالف است، و تنها ممانعت از كمك امریكا به منظور ساخت شهرك‌های یهودی در اراضی اشغال شده را خواستار است. همین‌طور، تریبون سیاست اسرائیل (IPF) كه گروهی معتدل است خواستار شرط و شروط بیشتر برای كمك آمریكا نیست بلكه تلاشش بیشتر بر این خواسته متمركز است كه دولت آمریكا به طور فعال‌تر و مؤثرتر برای راه حل دو ـ كشور اقام كند. به طور خلاصه، به رغم اختلاف نظر در مورد روند صلح و مسائل مربوطه، تقریباً هر گروه طرفدار اسرائیل خواستار آن است كه «روابط خاص» دست‌نخورده باقی بماند.

یهودیان آمریكایی

قسمت اعظم لابی اسرائیل را آمریكایی‌های یهودی تشكیل می‌دهند كه متعهدند اطمینان یابند كه سیاست خارجی آمریكا از نظر آن‌ها در راستای منافع اسرائیل پیش می‌رود. یكی از كارشناسان علوم سیاسی، لابی اسرائیل را این‌طور توصیف كرد، از حداقل 75 سازمان جداگانه ـ غالباً یهودی ـ تشكیل می‌شود كه از غالب اقدامات و مواضع دولت اسرائیل فعالانه حمایت می‌كنند. اقدامات این گروه‌ها و افراد از رأی دادن صرف برای كاندیداهای طرفدار اسرائیل فراتر می‌رود و شامل نوشتن نامه به سیاستمداران و سازمان‌های جدید، كمك مالی به كاندیداهای سیاسی طرفدار اسرائیل، و حمایت عملی از یك یا بیشتر سازمان‌های طرفدار اسرائیل هم می‌شود.

اكثر یهودیان آمریكایی برای مدتی طولانی از آرمان‌های لیبرال، و حزب دموكرات، حمایت كرده‌اند، و اكثریت آن‌ها در مورد نزاع اسرائیل با فلسطینی‌ها از راه حل تشكیل دو ـ كشور طرفداری می‌كنند. با وجود این، برخی از مهم‌ترین سازمان‌ها در لابی ـ از جمله كمیتۀ آمریكایی امور همگانی اسرائیل (AIPAC) و كنفرانس رؤسای سازمان‌های عمدۀ آمریكاییان یهودی (CPMAJO) ـ رفته رفته و به طور فزاینده‌ای محافظه‌كار شده‌اند و اكنون به وسیلۀ تندروهایی اداره می‌شوند كه از مواضع همكاران جنگ‌طلبشان در اسرائیل حمایت می‌كنند. جنگ شش روزه و پیامدهای آن، سبب شهرت گروهی از یهودیان جدید شد كه آمیزه‌ای نامتناسب از صهیونیست‌های تندرو، سنتی و گروه نومحافظه‌كاران است. اعتراض و خشم‌شان چنان شدید بود كه بقیۀ جامعۀ یهودیان مؤدبانه عقب ایستادند و اجازه دادند یهودیان جدید رهبری را به دست بگیرند. به اقلیت اجازه داده شد از طرف جمع سخن گوید و صدای مسلط سیاست‌های یهودیان باشد. با تلاش موفقیت‌آمیز حزب لیكود در ایجاد و تشدید حمایت از تندروها، این روند، توفیق بیشتری هم به دست آورد. رهبران اسرائیل به گروه‌های تندروتر دسترسی و توجه بیشتری نشان دادند و این امر موجب تقویت این استنباط شد كه آن‌ها صدای بااقتدار جامعۀ یهودی هستند.

كشیده شدن لابی اسرائیل به راست با پیدایش نومحافظه‌كاران تشدید شد. جنبش نومحافظه‌كاران بخش مهمی از حیات سیاسی و فكری آمریكا از 1970 به بعد بوده است، اما از 11 سپتامبر به بعد بود كه توجه خاصی را به خود معطوف داشت. نومحافظه‌كاران اعتقاد دارند كه نیروی نظامی برای شكل دادن جهان در راستای منافع آمریكا ابزار سودمندی است. اگر ایالات متحده توانایی خود را به نمایش بگذارد و نشان دهد كه تمایل دارد قدرتش را به كار اندازد، آن وقت متحدان م از پیشتازی ما تبعیت خواهند كرد و دشمنان بالقوه با پی بردن به بی‌ثمر بودن مقاومت، تصمیم خواهند گرفت در برخورد با ایالات متحده «هم‌رنگ جماعت» گردند. به طور خلاصه، نومحافظه‌كاری یك ایدئولوژی سیاسی اساساً جنگ‌طلب است. با توجه به گرایش جنگ‌طلبانۀ نومحافظه‌كاران، جای تعجب ندارد كه آن‌ها به عوامل دست راستی خودِ اسرائیل متمایل باشند. بسیاری از نومحافظه‌كاران به مجموعۀ درهمی از مشاوران، كمیته‌ها و نشریات مربوط هستن كه حمایت از روابط خاص بین ایالات متحده و اسرائیل جزو دستور كار همۀ آن‌هاست. یهودیان هستۀ اصلی جنبش نومحافظه‌كاران را تشكیل می‌دهند. به این تعبیر، نومحافظه‌كاری مدل كوچكی از جنبش بزرگ‌تر و هواخواه اسرائیل است. آمریكایی‌های یهودی اساس جنبش نومحافظه‌كاری هستند، درست همان‌طور كه قسمت اعظم لابی اسرائیل را هم تشكیل می‌دهند، اما غیریهودیان در هر دو گروه فعالند.

صهیونیست‌های مسیحی

لابی اسرائیل شامل گروه مهم دیگری از غیریهودیان ـ صهیونیست‌های مسیحی ـ می‌شود. اصول صهیونیست مسیحی بر اعتقاد به مشیت الهی استوار است. مشیت الهی تعبیری از ظهور است، كه تأكید دارد جهان تا بازگشت حضرت مسیح دورۀ محنت رو به وخامتی را تجربه خواهد كرد. پیروان مشیت الهی هم مانند بسیاری از مسیحیان یگر معتقدند كه بازگشت مسیح در وحی تورات و انجیل پیشگویی شده است، و بازگشت یهودیان به فلسطین واقعۀ عمده‌ای است در روند مقدّر كه به ظهور دوم خواهد انجامید. تأسیس كشور اسرائیل در سال 1948 به جنبش مشیت الهی حیات تازه‌ای بخشید، لیكن جنگ شش روزه، كه رهبرانش آن را «معجزۀ خدا» پنداشتند، در ظهور آن‌ها به عنوان نیروی سیاسی اثر حتی مهم‌تری داشت. صهیونیست‌های مسیحی چندین سازمان تشكیل داده‌اند كه هدف اعلام شدۀ آن‌ها ترویج حمایت از اسرائیل است. این گروه‌ها عبارتند از مسیحیان متحد برای اسرائیل (CUFI)، دوستداران مسیحی اسرائیل (CFI) و ... . صهیونیست‌های مسیحی با حمایت از استقرار شهرك‌های مهاجرنشین یهودی و مخالفت علنی با اعطای امتیاز ارضی، مواضع تندروی‌ها در اسرائیل و ایالات متحده را تقویت كرده‌اند و برای رهبران آمریكا اعمال فشار بر اسرائیل را دشوار ساخته‌اند.

منابع قدرت لابی اسرائیل

ایالات متحده، حكومت پركنده‌ای دارد كه در آن آزادی سخن سنتی قدیمی است. كاندیدای انتخابات شدن بسیار پرهزینه است. این فضا برای گروه‌های مختلف راه‌های مختلف دسترسی یا نفوذ سیاسی فراهم می‌كند. آن‌ها می‌توانند مستقیماً به كاندیداهای مورد نظر خود كمك مالی كنند یا در نمایندگان منتخب و اعضای شاخۀ اجرایی اعمال نفوذ نمایند، و برای انتصاب حامیان خود به پست‌های كلیدی سیاستگذاری تلاش به خرج دهند.

تأثیرگذاری لابی همچنین در تحركات اساسی سیاست‌های گروه ذینفع در جامعه‌ای كثرت‌گرا نیز منعكس می‌شود. در یك دموكراسی، وقتی گروهی نسبتاً كوچك به مسئلۀ خاصی جداً متعهد است ولی بقیۀ مردم عمدتاً نسبت به آن بی‌تفاوت، همان گروه كوچك می‌تواند نفوذ قابل ملاحظه‌ای اعمال كند.

نفوذ نامتناسب گروه‌های ذینفع كوچك ولی متمركز هنگامی كه گروه‌های مخالف ضعیف یا فاقد وجود خارجی باشند، حتی از این هم بیشتر می‌شود. زیرا سیاستمداران مجبورند تنها با یك رشته از منافع همكاری كنند، و مردم، به احتمال، تنها یك طرف قضیه را می‌شنوند.

لابی اسرائیل در رقابت برای اعمال نفوذ در ایالات متحده از برخی امتیازات برخوردار است. یهودیان آمریكایی به نسبت ثروتمند و تحصیل‌كرده هستند، به احزاب سیاسی سخاوتمندانه كمك مالی می‌كنند. اقلیت قابل توجهی از یهودیان آمریكایی تعهد جدی نسبت به اسرائیل ندارد، لیكن اكثریتی محرز حداقل تا اندازه‌ای متعهد است و یك اقلیت مهم از طریق این موضوع شدیداً تلاش می‌كنند. هنگامی كه این تكاپو با حمایت صهیونیست‌های مسیحی از اسرائیل تركیب شود، پایگاه توانمندی به حساب می‌آید.

سطح تحسین‌برانگیز منابع و تعدد كارشناسان در سازمان‌های عمدۀ لابی اسرائیل نیز مهم است. وجود سازمان‌های متعدد در سطح محلی و ملی توانایی جنبش طرفدار اسرائیل را برای بسیج فوری و هماهنگ در هنگام بروز مسائل مهم سیاست خارجی نشان می‌دهد.

این تلاش‌ها با وجهۀ معمولاً مطلوب اسرائیل در ایالات متحده تسهیل می‌شود. این وجهۀ مطلوب عمدتاً به تلاش‌های خود لابی اسرائیل برمی‌گردد، تلاش برای حصول اطمینان از این كه اسرائیل، رضایت‌بخش جلوه كند، و نیز این احساس فراگیر كه ایالات متحده و اسرائیل در فرهنگ عمومی یهودی ـ مسیحی سهیم هستند.

دست آخر، لابی اسرائیل از نبود رقیب بهره می‌برد. هرچند آمریكاییان عرب‌تبار اقلیت قابل ملاحظه‌ای هستند ولی در مقایسه با آمریكاییان یهودی از نظر ثروت، سازمان‌یافتگی، تعدد و فعالیت سیاسی در سطح پایین‌تری قرار دارند. سازمان‌های طرفدار اعراب نیز با سازمان‌های عمدۀ تشكیل دهندۀ لابی اسرائیل قابل قیاس نیستند. معدودی گروه‌های ذینفع طرفدار عرب و طرفدار فلسطین در ایالات متحده وجود دارند، ولی آن‌ها از آیپك و سایر سازمان‌های طرفدار اسرائیل كوچك‌ترند و به اندازۀ آن‌ها امكانات مالی ندارند. در ضمن، آمریكایی‌های عرب‌تبار به دلیل آن‌كه از كشورهای ختلف با زمینه‌های فرهنگی متفاوت می‌آیند، و به جز مسلمانان شامل مسیحیان نیز می‌شوند، هماهنگی آن‌ها در مورد مسائل خاورمیانه بعید است.

هدایت روند سیاسی

دست‌ها و افرادی كه لابی اسرائیل را تشكیل می‌دهند برای اشاعۀ حمایت پایدار آمریكا از اسرائیل دو فرایند را دنبال می‌كنند. اول، آن‌ها نفوذ چشمگیری بر رند سیاست‌گذاری در واشنگتن اعمال می‌كنند. دوم، این سازمان‌ها به هر كاری دست می‌زنند تا اطمینان یابند گفت‌وگوی علنی راجع به اسرائیل بر وفق مراد باشد.

چون در ایالات متحدۀ آمریكا قدرت سیاسی بین شاخه‌های قانون‌گذاری و اجرایی تقسیم می‌شود، برخی اوقات راهكارهای گروه فشار بسته به آن كه كدام شاخۀ حكومت در آن دخیل باشد، تغییر می‌كند. نظرات شخصی قانون‌گذاران یا سیاست‌گذاران هر چه باشد، گروه فشار خواستار آن است كه حمایت كوركورانه از اسرائیل انتخاب سیاسی «هوشمند» باشد. لابی اسرائیل، مانند سایر گروه‌های قدرتمند فشار، مقامات سیاسی مهم مورد نظر را در تنگنا قرار می‌دهد، آن‌ها را برای برداشتن قدم‌هایی كه ترجیحاً از آن اجتناب می‌ورزند (ولی تظاهر به جانبداری از آن می‌كنند) تحت فشار می‌گذارند، پیگیری ابتكاراتی را كه مخالف نظرات گروه فشار باشد برای رهبران آمریكا سخت می‌كند، و با شكل دادن برداشت‌ها و در اختیار گرفتن حق انتخاب‌ها، رهبران كلیدی را به طرفداری از سیاست‌های مورد نظر گروه فشار ترغیب می‌كند.

سلطه بر كنگرۀ آمریكا

یكی از دلایل موفقیت گروه فشار اسرائیل در كنگره آن است كه برخی از اعضای كلیدی ان از صهیونیست‌های مسیحی هستند. جزو اعضای مجالس سنا و نمایندگان نیز تعدادی یهودی هستند كه برای انطباق سیاست خارجی آمریكا در راستای منافع اسرائیل فعالیت می‌كنند.

اما این تنها خود قانون‌گذاران نیستند كه می‌توانند لوایح را به سمت حمایت از اسرائیل متمایل كنند. كارمندان كنگره در كانون فرایند قانون‌گذاری قرار دارند، مواضع گروه‌های ذینفع خارجی را ثبت می‌كنند و برای رؤسایشان گزینه‌های مختلف سیاسی را تجزیه و تحلیل می‌كنند.

بین تمام دسته‌هایی كه لابی اسرائیل را تشكیل می‌دهند، از لحاظ نفوذ در كنگره، آیپك نقش اصلی را بازی می‌كند. موفقیت آیپك تا حدود زیادی مربوط به آن می‌شود كه عمدتاً بر اساس توانایی نفوذش در تأمین كمك‌های مالی مبارزات انتخاباتی، می‌تواند به قانون‌گذاران و نامزدهایی كه از برنامۀ كارش حمایت كنند پاداش دهد و آن‌هایی را كه سرباز زنند به كیفر برساند.

این فرایند به چند طریق انجام می‌گیرد. اولاً، بسیاری از افرادی كه تأمین‌كنندۀ هزینه‌های آیپك هستند خود غالباً از حامیان مالی مهم سیاسی نیز هستند. ثانیاً، آیپك كمك می‌كند كه نامزدهای سیاسی با سایر منابع مالی ارتباط داشته باشند. آیپك برخلاف اسمش، یك كمیتۀ اجرایی سیاسی نیست و نامزدها را رسماً تأیید نمی‌كند یا مستقیماً برای مبارزۀ انتخاباتی آن‌ها پول نمی‌دهد. در عوض، آیپك نامزدهای بالقوه را غربال می‌كند و ملاقات با منابع مالی بالقوه و پول جمع‌كن‌ها را ترتیب می‌دهد، و برای تعداد رو به افزایش كمیته‌های امور عمومی طرفدار اسرائیل اطلاعات فراهم می‌سازد. ماحصل قضایا این كه آیپك كه خود را «گروه فشار آمریكا كه طرفدار اسرائیل است» معرفی می‌كند سلطۀ بی‌رقیبی بر كنگره دارد.

اعمال نفوذ در انتخاب رؤسای جمهور حامی اسرائیل

سازمان‌های تشكیل‌دهندۀ گروه فشار اسرائیل خواه از طریق كنگره یا از سایر طرق مستقیم نفوذ چشمگیری بر شاخۀ اجرایی اعمال می‌كنند. ررسای جمهور آمریكا به اندازۀ كنگره یا از سایر طرق مستقیم نفوذ چشمگیری بر شاخۀ اجرایی اعمال می‌كنند. رؤسای جمهور آمریكا به اندازۀ كنگره در برابر فشار حساس نیستند، و اغلب آن‌ها هر از گاهی در برابر مخالفت اسرائیل یا گروه فشار اسرائیل موضع گرفته‌اند. اما با وجودی كه ارزش استراتژیك اسرائیل كاهش یافته و برخی اقداماتش (مانند تلاش برای اسكان یهودیان در سرزمین‌های اشغالی) با سیاست اعلام شدۀ آمریكا مغایر است، نمونه‌های مخالفت به طور فزاینده‌ای كم‌تر شده است.

نفوذ اسرائیل بر شاخۀ اجرایی تا اندازه‌ای ناشی از تأثیر آرای یهودیان در انتخابات ریاست‌جمهوری است. یهودیان آمریكا برخلاف جمعیت محدودشان (كم تر از 3 درصد) در مبارزۀ انتخاباتی كمك مالی هنگفتی صرف نامزدان هر دو حزب می‌كنند.

میزان حضور رأی دهندگان یهودی در انتخابات بسیار زیاد است و چون در ایالت‌های كلیدی نظیر كالیفرنیا، فلوریدا، نیوجرسی، نیویورك و پنسیلوانیا متمركزند، ارزش حضور آن‌ها در انتخاب رئیس‌جمهور افزایش می‌یابد. گرچه آن‌ها هنوز طرفدار حزب دموكرات هستند، ولی حمایت آن‌ها از نامزدان دموكرات نمی‌تواند امری بدیهی فرض شود. در انتخابات تنگاتنگ رأی یهودیان در ایالت‌های كلیدی می‌تواند تعادل را به هم زند.

سلطه بر گفتگوی مردم

یكی از دلواپسی‌های اصلی گروه فشار اسرائیل اطمینان یافتن از این است كه گفتگوی مردم راجع به اسرائیل، استدلال‌های اخلاقی و استراتژیك را منعكس سازد. عوامل مختلف آن این كار را به عهده دارند، از طریق تأكید دائم بر ارزش استراتژیك اسرائیل، تكرار توصیف یك‌طرفه از اسرائیل و نحوۀ تأسیسش، و از طریق دفاع از اقدامات اسرائیل در مباحثات سیاسی این كار را انجام می‌دهند. هدف این است كه مردم متقاعد شوند آمریكا و اسرائیل منافع و ارزش‌های مشابه و یكسان دارند.

تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست خاورمیانه‌ای ایالات متحده

اگر برنامۀ نفوذ گروه فشار اسرائیل در كسب اطمینان از تداوم كمك خارجی كنگره به كشور اسرائیل خلاصه می‌شد، نگران كننده نبود. اما تلاش لابی اسرائیل به كمك‌های خارجی محدود نمی‌شود. مانند تعداد دیگری از گروه‌های خاص ذینفع، این گروه سعی بر آن دارد كه از نگاه خویش در درجۀ اول با تكیه بر خاورمیانه در جنبه‌های مختلف سیاست خارجی آمریكا نفوذ كند. این تلاش‌ها برای شكل دادن به سیاست در آن ناحیه را می‌توان درك كرد: گرچه كمك مادی ارزشمند است، برخورداری از توانایی‌های وسیع تنها ابرقدرت جهان در پذیرش مسئولیت به جای اسرائیل به مراتب ثمربخش‌تر است.

آمریكا در حال حاضر در خاورمیانه سه دلبستگی دارد: جاری نگه داشتن نفت خلیج فارس به سوی بازارهای جهان، جلوگیری از گسترش سلاح‌های كشتار دسته‌جمعی و كاهش تروریسم ضدآمریكایی به وجود آمده در منطقه. بسیاری از سیاست‌هایی كه سازمان‌های گروه فشار اسرائیل به مرور زمان تبلیغ كرده‌اند، نهایتاً برای آمریكا وضع بدتری ایجاد كرده است.

سازمان‌های تشكیل‌دهندۀ لابی اسرائیل علاوه بر حفاظت از كمك آمریكا به اسرائیل درصدد بوده‌اند تا اطمینان حاصل كنند قدرت امریكا فضای خاورمیانهرا طوری شكل دهد كه به اعتقادآن ها منافع اسرائیل،به ویژه در امور امنیتی، ارتقا یابد. این یعنی پشتیبانی از اسرائیل در منازعه‌اش با فلسطینی‌ها و معطوف كردن قدرت آمریكا علیه سایر جنبش‌ها و كشورهایی كه احتمالاً با اسرائیل سر دشمنی دارند.

در دخل جامعۀ طرفدار اسرائیل در مورد محاسن تشكیل كشور خودكفای فلسطینی اختلافاتی وجود دارد، و در مورد این نظر، رهبران لابی اسرائیل نسبت به اعضای سادۀ آن خصومت بیشتری دارند. با وجود این، عدۀ كمی از حامیان اسرائیل مدافع سیاست بی‌طرفانه‌ای نسبت به دو طرف هستند، و تعداد كم‌تری از آنان، آمریكا را برای اعمال فشار به اسرائیل در مورد فیصلۀ موضوع فراخوانده‌اند.

اغلب گروه‌های حامی اسرائیل ـ به ویژه سازمان‌های عمده در گروه فشار ـ همچنین خواستارند كه آمریكا به اسرائیل كمك كند تا در خاریانه قدرت نظامی برتر باقی بماند. این گروه‌ها، علاوه بر ادامۀ كمك سخاوتمندانه به تشكیلات نظامیاسرائیل، می‌خواهند قدرت آمریكا در منطقه را برای مواجهه با دشمنان اصلی اسرائیل، ایران، عراق زیر سلطۀ صدام و سوریه مورد استفاده قرار دهند. لابی اسرائیل حداقل خواستار آن است كه آمریكا این كشورها را مهار كند و اطمینان یابد كه تسلیحات اتمی به دست نخواهند آورد. برخی از آن‌ها پا را فراتر از این نهاده‌اند و مایلند آمریكا از قدرتش برای سرنگون كردن این رژیم‌ها در ایران، عراق و سوریه استفاده نماید و در عوض آن‌ها رهبرانی را جایگزین كند كه خواستار همزیستی مسالمت‌آمیز با اسرائیل باشند. در بهترین وجهِ آرمانی، واشنگتن با گسترش دموكراسی و قطع حمایت از تروریسم علیه آمریكا و اسرائیل، كل منطقه را دگرگون می‌كند.

دست آخر، گروه فشار اسرائیل به آمریكا فشار آوره است كه رهبران حزب‌ا... را خلع سلاح كند و لبنانی به وجود آورد كه با اسرائیل دوست باشد. اما از آن‌جا كه ایران و سوریه، حزب‌ا... را حمایت و تسلیح می‌كنند، این اهداف بدون تغییر رفتار ریشه‌ای آن‌ها تأمین نخواهد شد. باید توجه داشت كه سوریه از لحاظ مداخله در سیاست‌های لبنان سابقۀ طولانی دارد. با در نظر گرفتن این شرایط و سایر پیوندهای موجود بین دشمنان اسرائیل، لابی می‌خواهد همۀ آن‌ها را بخشی از یك شبكۀ به هم‌پیوستۀ شیطانی بنگرد كه آمریكا، اگر نمی‌تواند آن را از بین ببرد، باید حداقل جلوی آن را بگیرد.

سازمان‌های كلیدی در داخل لابی، برای مواجهه با این تهدیدات مختلف علیه اسرائیل، آمریكا را ترغیب می‌كنند تا قوای نظامی قابل ملاحظه ای در خاورمیانه مستقر كند. لابی اسرائیل برای توجیه جنگ با عراق، كه اولین قدم برای مبارزه‌ای گسترده‌تر در تحول منطقه بود، نقش مهمی بازی كرد. حتی امروز، بسیاری از جنجالی‌ترین حامیان اسرائیل با تخلیۀ قوای امریكا از عراق و استقرار آن‌ها در خارج از منطقه مخالفت می‌ورزند، زیرا استقرار قوای آمریكا در حول و حوش، آن‌ها را در موقعیت مناسبی قرار می‌دهد تا بتوانند دشمنان اسرائیل را تهدید كنند و اگر لازم شود یا فرصتی پیش آید، بر علیه آن‌ها وارد عمل گردند.

منابع

كتاب آمریكا (ویژۀ روابط آمریكا ـ اسرائیل)، گردآوری: شورای غیردولتی روابط خارجی مؤسسۀ فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران، انتشارات مؤسسۀ فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین‌المللی ابرار معاصر تهران، تهران: 1382.

می‌یرشایمر، جان جی و استیون ام. والت؛ گروه فشار اسرائیل و سیاست خارجی آمریكا، ترجمه: رضا كامشاد، نشر و پژوهش فرزان روز، تهران: 1387.

اوبرین، لی؛ سازمان‌های یهودیان آمریكا و اسرائیل، مؤسسۀ تحقیقاتی و انتشاراتی نور، تهران: 1369.

منبع:
تأثیر لابی اسرائیل بر سیاست خارجی ایالات متحدۀ آمریكا
صمد هدایتی امامی چایی
مرکز اسناد انقلاب اسلامی

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
14 + 1 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .