بيدارى اسلامى و فرصت بازشناسى انقلاب اسلامى

بيداري اسلامي نشان داد نكات مهمي از موضوع صدور انقلاب كه برخي در داخل و خارج نسبت به آن كينه ورزي شديد داشتند طي سال هاي گذشته در زير پوست جوامع اسلامي زنده و پويا اما آرام و پنهان جريان داشته و در زماني كه مي بايست فوران كند به عرصه آمد و چهره منطقه و معادلات مورد نظر استكبار را بر هم زد، بدون آنكه استكبار بتواند آن را مهار كند.

اشاره

سالگرد انقلاب اسلامي در سال هاي پس از پيروزي انقلاب غالباً با رويكرد داخلي بزرگ داشته مي شد و جشن هاي پيروزي نيز بر حول همين محور برگزار مي گرديد؛ اما امسال براي اولين بار است كه بزرگداشت سالگرد پيروزي انقلاب در حالي برگزار مي شود كه انقلاب اسلامي و جهان شاهد وقوع انقلاب هاي مشابه در برخي كشورهاي اسلامي است. اين واقعه مبارك ايجاب مي كرد كه امسال در سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي، به مسائل اين انقلاب فراتر از سال هاي گذشته نگريسته شود. به عبارت ديگر، انقلاب هاي رخ داده در برخي كشورهاي اسلامي با ويژگي هاي مشتركي كه با انقلاب اسلامي ايران دارند، فرصت بازشناسي انقلاب اسلامي به عنوان انقلاب اصلي و مركزي را فراهم آورده كه نبايد از آن غفلت شود. نوشتار حاضر مروري مجمل بر اين موضوع دارد.

خاستگاه و چارچوب بحث

يگانه بودن، گاهي اوقات خوب است و گاهي اوقات خوب نيست و شايد از منظري ارزش باشد و از منظر ديگري ارزشمند تر. چنانچه آن «يگانه» از مسائلي باشد كه توسعه و تكثيرش از ارزش ها و آمال ذاتي اش باشد، ارزش اين يگانگي در يگانگي محبوس مي شود و در آنجا مي ماند و با گرفتار شدن در «حجاب تفرد» ناچار مي شود به حداقل هاي توانمندي هايش بسنده كند كه اين كه خسران بزرگ و ضايع كردن نعمت است. حال آنكه در نقطه مقابل با به حداكثر رساندن ظرفيت هاي آن «يگانه» با حفظ يگانگي و تكثير طولي آن مي توان تحولات بزرگي در عرصه آن يگانگي ايجاد كرد. پديده هايي از جنس انقلاب هاي سياسي، اجتماعي يا از نوع يگانه ها هستند يا از توابع و نظاير يگانه ها. شناخت آنهايي كه از نوع يگانه ها هستند، تا زماني كه در يگانگي محض و «حجاب تفرد» و بدون توابع و نظاير قرار دارند، هم مشكل است و هم موانع زيادي پيش رو دارد؛ اما به محض اينكه از «حجاب تفرد» بيرون آمد و داراي توابع و نظاير شد، امكان شناخت همه جانبه اش بيشتر مي شود، در پي شناخت بيشتر، دستاوردهاي ارزشمندي نيز برايش حاصل مي گردد. با اينكه انقلاب «يگانه» بسته به آرمان ها و توانايي هايش مي تواند دست به اقدامات بزرگ بزند و در حد توانش تغيير و تحول ايجاد كند؛ اما به سبب «يگانه» بودن و خشم و غضب دشمنان كه از يگانگي آن براي وارد كردن فشار بيشتر بر آن استفاده مي كنند «در زندان ثانوي» قرار مي گيرد كه حركت هاي مبارك آن را در داخل و خارج كند و پرهزينه مي كند. اين همه، در زماني كم كم رنگ مي بازد كه انقلاب «يگانه» از «حجاب تفرد» به هر نحوي خارج شود و بتواند توابعي را ايجاد كند. حسن بزرگ ديگر خروج از «حجاب تفرد» و ايجاد توابع و نظاير اين است كه بزرگان و هوشمندان انقلاب «يگانه»،را وادار به «بازشناسي» انقلاب شان مي كند و چنانچه پس از پديدارشدن انقلاب هاي تابع و نظير، بزرگان انقلاب «يگانه» از «بازشناسي» انقلاب شان غافل ماندند، بايد به آنها نهيب زد و آنها را هوشيار كرد كه به اين مهم اهتمام ورزند، چراكه در آن منافع بسياري براي عرصه ها و موقعيت هاي مختلف انقلاب «يگانه» وجود دارد.

شناخت اوليه انقلاب اسلامي ايران

هنگامي كه در 22 بهمن 1357 رژيم 2500 ساله شاهنشاهي در ايران رسماً سقوط كرد و انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد، كل جهان از حيث ارتباط با انقلاب اسلامي به دو دسته كلي تقسيم مي شد: 1- خشم كشورهاي قدرتمند و تأثيرگذار در معادلات جهاني؛ با سياست خارجي «نه شرقي نه غربي» انقلاب اسلامي اين گروه از كشورها را كه سرنوشت جهان در دست آنها بود، بسيار عصباني كرده بود. اين موضع جمهوري اسلامي يكي از منابع اصلي شناخت آنها درباره انقلاب اسلامي ايران بود. آنها با ارزيابي اين شعار و پايبندي ايران به آن متوجه شدند، ايران كشوري است كه در پايبندي به آموزه هاي ديني اش استكبارستيز است و ضمن نفي مناسبات گذشته اين گروه از كشورها با ايران، ادامه آن را در نظام بين المللي هم برنمي تابد. در ذيل مقوله استكبارستيزي انقلاب ايران مسائل ديگري قرار دارد كه دشمنان كم و بيش با آن آشنا شدند؛ اما مقوله «استكبارستيزي» برجسته ترين شاخصه اي بود كه سلطه گران جهاني با آن آشنا شدند و از منظر خود انقلاب را سنجيدند.

2- دولت هاي خنثي، حاكمان ديكتاتور و مردم مستضعف؛ اين گروه در دو دسته ديده مي شدند: 1- حاكمان ديكتاتور كه لرزه بر اندام شان افتاده بود و در آينه انقلاب اسلامي ايران سرنوشت خودشان را بسيار شوم مي ديدند و براي گريز از آن سرنوشت و تغيير آن دست به دامن سلطه گران شدند و آنها نيز با دامن زدن به اين ترس و دلهره، آنها را بيشتر به خودشان وابسته كردند كه اين موضوع با فراز و فرودهايي تاكنون ادامه دارد.

2- دولت هاي خنثي و مردم مستضعف كه دولت هاي خنثي خيلي مهم نبودند؛ اما مردم مستضعف در عين خوشحالي نمي توانستند اين واقعه شگفت انگيز را باور كنند. شناخت آنها از انقلاب اسلامي ايران بيشتر كلي بود و عوام بودن و اعجاب آور بودن اين اتفاق و نيز شادماني شديد و نيز محروميت چندجانبه، به آنها اجازه چنداني براي غور در مسائل انقلاب ايران را نمي داد و كلي بودن شناخت آنها از انقلاب ايران ادامه يافت.

در داخل ايران هم كه افراد از نزديك با گذشته و حال انقلاب آشنا بودند، در بحث شناخت، از لحاظ عمق، اعتقاد و توان انقلاب و مسيري را كه بايد بپيمايد متفاوت بودند و پس از سپري شدن دهه اول انقلاب اين تفاوت ها و اختلاف نظرها بيشتر و بيشتر شد و اين در حالي بود كه امام خامنه اي(مدظله العالي) همچنان با اعتقاد راسخ به آرا و انديشه هاي حضرت امام(ره) و تبيين آنها و افزودن مباحث جديد، بستر مناسب تر شناخت همه جانبه انقلاب اسلامي را فراهم مي كردند؛ اما گويا هضم اين مسائل براي برخي سخت بود و محتاج موارد عيني و تجربي بودند. بيداري آغاز شده در بخشي از جهان اسلام براي اين گروه و همه ايرانيان و غير ايرانياني كه خالصانه و بدون غرض در پي شناخت انقلاب اسلامي ايران بودند، فرصت استثنايي را ايجاد كرد تا شناخت شان از انقلاب اسلامي ايران بيشتر شود.

بيداري اسلامي ويژگي ها و چگونگي

آنچه حركت هاي بيداري اسلامي را كه از حدود يك سال پيش در جغرافياي جهان اسلام آغاز شد، با انقلاب اسلامي ايران مرتبط مي كند وجود چند ويژگي است:

1- مسلمان بودن؛ اين پديده در كشورهايي پديدار شد كه مردم آن مسلمان بودند. مسلمان بودن آنها و مسلمان بودن مردم ايران ويژگي هاي چندگانه مشتركي را در بر دارد.

2- حاكم ديكتاتور؛ مردم اين كشورها نيز مانند مردم ايران گرفتار حاكم ديكتاتوري بودند كه از حمايت قدرت هاي بيگانه برخوردار بود.

3- ظلم ستيزي؛ آنچه كه مردم اين كشورها را به ستوه آورد و فرياد مظلوميت و دادخواهي آنها را بلند كرد، ظلم مستمري بود كه بر آنها روا داشته شده بود، چنين وضعيتي در ايران نيز وجود داشت.

4- شعارهاي اسلامي؛ برجسته ترين شعار در اسلام تكبير است كه در كنار ساير شعارهاي اسلامي در همه اين انقلاب ها و انقلاب ايران وجود داشت.

5- استكبارستيزي؛ مردم اين كشورها نشان دادند كه مانند مردم ايران با استكبار و دخالت آن در كشورشان به شدت مخالفند.

6- ...

از رفتار اعتراضي و انقلابي اين مردم معلوم بود آنها به سرحد انفجار، سيده و منتظر بهانه بودند و اين حالت به شكل دفعي براي آنها پيش نيامده بلكه طي سال هاي طولاني، مجموعه اي از عواملي كه قطعاً يكي از مهم ترين آنها تأثير تدريجي انقلاب اسلامي ايران بود، آنها را به اين نقطه رساند.

شناخت ثانويه انقلاب اسلامي ايران

وقوع انقلاب در قالب بيداري اسلامي در كشورهاي تونس، مصر، ليبي، يمن و حركات اعتراضي در بحرين و عربستان و... براساس اصول حاكم بر مباحث انقلاب ها حاكي از آن است كه آنها به شدت از انقلاب اسلامي ايران متأثرند و ضرورت دارد تا انقلاب اسلامي ايران «بازشناسي» شود و بسياري از نقاط قوت آن كه كمتر مورد توجه بود، به عنوان يك مبحث جدي مورد بررسي و مطالعه قرار گيرد. بيداري اسلامي نشان داد نكات مهمي از موضوع صدور انقلاب كه برخي در داخل و خارج نسبت به آن كينه ورزي شديد داشتند طي سال هاي گذشته در زير پوست جوامع اسلامي زنده و پويا اما آرام و پنهان جريان داشته و در زماني كه مي بايست فوران كند به عرصه آمد و چهره منطقه و معادلات مورد نظر استكبار را بر هم زد، بدون آنكه استكبار بتواند آن را مهار كند. پس از بيداري اسلامي غربي ها به شدت احساس خطر كردند و انديشه ورزانشان در غرب و عوامل شان را در كشورهاي اسلامي و رسانه هاي شان را بسيج كردند و به صحنه آوردند تا به جهان و به ويژه مسلمانان بگويند هيچ نسبتي بين بيداري اسلامي و انقلاب اسلامي ايران وجود ندارد؛ اما با تمام اين تلاش ها ارتباط جدي بيداري اسلامي با انقلاب اسلامي ايران براي همگان اثبات شده است و نشانه روشني است از ظرفيت هاي گرانبهاي انقلاب اسلامي كه برخي آن را انكار مي كردند و برخي انتظار ظهور و بروزش را در چهره بيداري اسلامي نداشتند. اين نشانه و نمونه برجسته عينيت يافته، شاهد قدرتمند و اميدبخشي است براي باور داشتن وجود ظرفيت هاي گرانسنگ ديگري در انقلاب اسلامي كه در «بازشناسي» مي توان آن را كشف كرد و يا به ارزش واقعي آنهايي كه در اختيار است پي برد و براي حصول به كاركرد اصلي آنها تلاش كرد. يكي از فوايد ارزشمند «بازشناسي» كه از قبل قابل پيش بيني است اينكه با اعتماد و اطمينان به دست آمده از بيداري اسلامي كه در انديشه هاي انقلاب اسلامي ايران در مبحث صدور انقلاب قرار داشت، انگيزه پيگيري برخي از مفاهيم كليدي انقلاب كه در سال هاي اخير محسوس تر و به روزتر شده، بيشتر خواهد شد، مانند: استكبارستيزي، عدالتخواهي، توليد علم و توسعه آن، حمايت از جبهه مقاومت، مردم سالاري ديني، دفاع از حقوق ملت مظلوم فلسطين، تقويت پيوند بين كشورهاي اسلامي، پيگيري يافتن راه هايي براي قطع كامل وابستگي، تشكيل بسيج جهاني اسلام و... چنانچه از فرصت بيداري اسلامي براي «بازشناسي» عميق انقلاب اسلامي استفاده شود و ظرفيت هاي ناشناخته و يا كمتر شناخته شده آن شناخته و از نو بررسي شود و با طراحي و برنامه ريزي درست به عينيت برسد، انقلاب اسلامي اين مرتبه با خيل دوستان و همراهان غيرايراني همگام شده با ايراني ها، وارد دنياي جديدي خواهد شد كه شاخصه هايش را آموزه هاي اسلامي تعيين كرده است. به اميد نزديك بودن آن روز. ان شاءالله
(ظرفيت هاى عينيت نيافته انقلاب/رضا گرمابدرى، بصيرت، 90/11/17 )

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd> <br>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
6 + 9 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .